احسان به دیگران

بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
بینندگان عزیز بحث را در اواخر سال 89 می شنوند. ماه اسفند در آستانه ی عید نوروز یك خانه تكانی می شود و ما هم باید یك خانه تكانی بكنیم. یعنی ببینیم اگر غبار غم بر چهره نشسته آن غبار را برطرف كنیم. برطرف كردن غبار غم مهم تر از برطرف كردن غبار از تلویزیون و پنكه و فرش است. غم است كه ما می توانیم برطرف كنیم. البته بعضی غمها را نمی توانیم برطرف كنیم. یكی پیر است می خواهد جوان شود، خوب دست ما نیست. اما كمك های مالی را می توانیم بكنیم. هفته ی احسان اسمش را گذاشتند، كار خوبی است. من می خواهم امروز راجع به احسان یك بحثی بكنم. بحث خیلی بحث پرمایه ای است. یعنی حدود سی، چهل تا آیه ی قرآن است به هم جوش دادم و یك بحث خوبی درآمده است. برای همیشه خوب است. خوب است كمیته ی امداد این نوار را ضبط كند در مقرهایی كه می خواهد از مردم كمك بگیرد این نوار صوتی را در چادرها و مقرها بگذارد. انگیزه های احسان یك بحث است. عرض كنم به حضور شما كه بیست تا آیه است. شیوه های احسان ده تا آیه نوشتیم. بعد خصوصیاتش، حالا ببینیم چقدر می توانیم. اول انگیزه های احسان، چگونه خدا ما را به احسان تحریك می كند. انگیزه می دهد.
موضوع: احسان به دیگران، انگیزه ها، انگیزه های احسان:
1- اموال و امكانات از خداست
1- از تو نیست. از خداست. هرچه عربی می خوانم قرآن است. «مالِ اللَّه» (نور/33)مال برای خداست. «رَزَقَكُمُ اللَّهُ» (مائده/88)خدا به تو داده است. بانك كه می روید فوری پول به شما می دهد، چون مأمور بانك می داند كه این پول برای خودش نیست. چون می داند پول برای او نیست، تا می گوییم: اینقدر می خواهیم می گوید: چشم! ما بدانیم برای ما نیست. تلویزیون برای من نیست. كتك هایش را بلال خورد. تبعیدش را ابوذر كشید. امام كاظم زندانش را رفت. زجرش را دیگران كشیدند. صدها هزار جوان تركش و اسیر و شهید و مشكل پیدا كردند، تا این دوربین را از طرفدارهای شاه گرفتند و به طرفداران نظام دادند. باید بداند برای من نیست. از تو نیست آیه اش این است. «رَزَقَكُمُ اللَّهُ» یعنی باید خدا به تو بدهد.
2- وسیله ی امتحان است. مال وسیله ی امتحان است. حضرت سلیمان می گوید: «هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّی لِیَبْلُوَنی» (نمل/40)این نعمت هایی كه من دارم، فضل خداست. خدا می خواهد من را امتحان كند. «أَ أَشْكُر» آیا شكر می كنم یا شكر نمی كنم؟ بدانیم امتحان است. آدم اگر بفهمد امتحان است یك خرده. . . «لِیَبْلُوَنی أَ أَشْكُرُ» ، «لِیَبْلُوَنی» یعنی خدا می خواهد من را آزمایش كند.
3- جبران می شود. خدا جبران می كند. تو بده خدا جبران می كند. می گوید: «فَهُوَ یُخْلِفُه» (سبأ/39) «یُخلِفُه» یعنی خلیفه، خلیفه جانشین، می گوید: تو بده جایش را پر می كنم. مادر فكر نكند كه اگر به بچه اش شیر نده، شیرش می ماند. اگر شیرت را به بچه ات دادی، جایش پر می شود.
آیت الله حائری در شیراز یك مثلی داشتند، مثل قشنگی است. می گفت: سینی میوه را كه نزد شما می آورند، اگر برای خودت برداشتی، این را می برد، رد می شود. به كس دیگری می دهد. اما اگر سینی میوه را اینجا آوردند، برای خودت برنداشتی به این دادی. تا مادامی كه به این و آن بدهی، این را مقابل تو نگه می دارند. مال هم همینطور است. اگر به این و آن دادی، خدا این
برنامه درسهایی از قرآن سال 98 . ج1، ص: 2
مال را مقابل تو نگه می دارد. اگر فقط برای خودت برداشتی، می گذرد. اینهایی كه سقف می زنند، آجر را می گیرند، می چسبانند. اگر این آجر را رد كرد، یكی دیگر می گیرد. اما اگر آجر را در دستش نگه داشت، آن هم كه پایین است، آجر را نگه می دارد. شیر را بدهیم جایش پر می شود. آجر را بچسبانیم یكی دیگر دستت می دهند. میوه را به اطرافیانت هم بده برای تو نگه می دارند. «فَهُوَ یُخْلِفُه» . . .
2- بازگشت نیكی به خود انسان
4- به خودت برمی گردد. «إِنْ أَحْسَنْتُمْ. . . » بگویید، هركس بلد است بگوید. . . «إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ» (اسراء/7)من اگر خانه ی شما آمدم خوب سخنرانی كردم، شما هم كه بنا باشی خانه ی مرا خوب می سازی. اگر من سَمبل كردم، شما هم كه خانه ی ما بنایی می آیی سمبل می كنی. همه ی كارها سرهم بندی می شود. خوبی ها به خودتان برمی گردد. یك لیوان آب دست مردم بدهی، یا به خودت آب می دهند، یا به نسلت آب می دهند. قرآن قول داده است. گفته: خیر برسان، خیر می بینی. در نماز هم همینطور است. اگر مشتری آمد، صدای «قَدْ قَامَتِ الصَّلَاه یُ» هم آمد. هم می گوید: «قَدْ قَامَتِ الصَّلَاه یُ» هم مشتری آمده است، اگر ترجیح دادی رفتی نماز اول وقتت را در مسجد خواندی، عصری دو تا مشتری بهتر می آید. اما اگر دهانت از این مشتری پر از آب شد، دل از این یك مشتری نكندی، عصری دو تا مشتری می آید در دكانت می ایستد، لحظه ی معامله می گوید: می دانی برویم یك دكان دیگر. معطل می كند و آخر هم از تو نمی خرد. حدیث داریم تا انسان در خانه ی خدا و مسجد است، خدا هم برای او خیر مقدر می كند.
5- تو هم یك روزی نیاز پیدا می كنی. فكر نكن همیشه همینطور است. دنیا پایین و بالا دارد. امروز وضعت خوب است. از كجا معلوم سال دیگر چطور باشی. ده سال دیگر چطور باشی. اینها فكر می كنند كه اگر خارج رفتند خوش هستند. خیلی ها می گفتند: خوشا به حال زن شاه كه زن شاه شد! به چه سرنوشتی مبتلا شد؟ آن زنهای ایران هم كه داغ دیدند آن هم پسرش خودش را كشت، او هم داغ دید! اینطور نیست كه اگر شما بلژیك و اتریش و كانادا و آمریكا بروی، از قهر خدا فرار كنی. زهر مار برای هركجا مقدّر باشد، می رسد. خیر، خیر می آورد، شَر، شر می آورد.
3- احسان به دیگران، شكر نعمت های الهی
6- خدا به تو احسان كرده است. می فرماید: به قارون می گفتند: «أَحْسِن» (قصص/77)به دیگران احسان كن. «كَما أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَیْك» خدا به تو احسان كرده است. تو هم به دیگران احسان كن. «أَحْسِنْ كَما أَحْسَنَ اللَّه» قرآن بزرگترین آیه اش، بزرگترین آیات قرآن كه یك صفحه و چهارده سطر است، آیه ی چهارده سطری ما در قرآن نداریم. فقط یك آیه داریم. آن هم مربوط به حقوق است. در آن حقوق می گوید: «وَ لا یَأْبَ كاتِبٌ أَنْ یَكْتُب» (بقره/282)اگر دو نفر معامله دارند، سواد ندارند، به یك نویسنده گفتند: این سند را برای ما تنظیم كن، بنویس، ناز نكن «كَما عَلَّمَهُ اللَّه» ! «كَما عَلَّمَهُ اللَّه» یعنی خدا به تو سواد داده است. به شكرانه ی این سواد حالا یك نامه برای ایشان بنویس. «أَحْسِنْ كَما أَحْسَنَ اللَّه» به شكرانه ی این پول، پول بده. به شكرانه ی این سواد، سواد بده. به شكرانه ی اینكه شما یك پزشك از این روستا هستید، در سال پنج بار خودت در این روستا برو، یك اتاق بگیر، و بگو: من بچه ی این روستا هستم. رفتم درس خواندم پزشك شدم. به شكرانه ی اینكه آب و هوای این روستا را خوردم، سالی پنج روز در این روستا می آیم. هر آیت اللهی سالی ده روز، بیست روز وطن خودش برود. از شیراز است، شیراز برود. از اردبیل است،
برنامه درسهایی از قرآن سال 98 . ج1، ص: 3
اردبیل برود. از تبریز است، تبریز برود. اگر سالی چند روز در شهر خودمان باشیم، در روستای خودمان باشیم همه به نوا می رسند. این هم یك معنای عدالت است. خیلی كار داریم تا عدالت شود.
این هدفمند شدن یارانه ها، یك قدمی است. وگرنه ما باید همه چیزمان عدالت باشد. بعد از سی و دو سال چشممان را باز می كنیم ببینیم اِ. . . در درون خودمان عدالت نیست. یعنی یك پولی كه در صدا و سیما می آورند خرج دین كنند، یك میلیارد ششصد میلیون، هفتصد میلیون با كم و زیادش برای صد هزار تا حاجی خرج برمی دارد. آنوقت نماز و امر به معروف و خمس و زكات ونمی دانم عفاف و همه دین را دویست میلیون می دهند، به حج ششصد میلیون می دهند. خوب ببینید ما در خودمان هم عدالت نیست. راستش را بخواهید. عادل كسی است كه همه را با یك چشم ببیند. ما باید به سمت این برویم كه همه چیز یك شكل باشد. به چه دلیل یكبار در یك خیابان پنج تا روضه خوانی است و یك روستا هیچ آخوندی نمی رود؟ من خودم عادل هستم؟ خودم خواسته باشم وجداناً خودم را محاكمه كنم نمره ی صفر به خودم می دهم. حالا مردم هرچه می خواهند بگویند، بگویند. «و كم من ثناء جمیل لست أهلا له نشرته» در دعای كمیل می گوید: خدایا یك خوبی ها را در دهان مردم می اندازی، ولی تو كه می دانی من اینطور نیستم.
4- احسان به دیگران، عامل گشایش در كارها
7- در كارت گشایش می شود. گره باز كن، گره باز می كنم. قرآن می گوید: «فَأَمَّا مَنْ أَعْطی وَ اتَّقی» (لیل/5)كسی كه به مردم كمك كند، بیننده ها بحث را در آستانه ی عید نوروز نود گوش می دهید. خیلی خانه ها لباس نو ندارند، آذوقه ندارند، پول ندارند، مشكل دارند، اتاقشان كثیف است نمی توانند رنگ كنند. قرآن می گوید: «فَأَمَّا مَنْ أَعْطی» اگر عطا كنی، احسان كنی. «وَ اتَّقی» تقوا هم داشته باشی. آخر بعضی ها احسان می كنند تقوا ندارند. مثلاً پلو می دهد كه در انتخابات رأی بیاورد. دانه می دهد كه تخم مرغش را بردارد. علف می دهد كه شیرش را بدوشد. نه! «أَعْطی وَ اتَّقی» یعنی احسانش «فی سبیل الله» برای خدا باشد. رنگی نداشته باشد.
آمده نزد من در ستاد نماز و اصرار می كند یك مسجد می خواهیم بسازیم. می گویم: آقا اگر می خواهی یك مسجد بسازی، می گوید: می خواهم در جاده بسازم. فلان جاده ساعتی هفتصد تا ماشین می گذرد. مسجد كم دارد، یا ندارد. می گوید: نه من می خواهم در روستای خودمان بسازم كه مردم روستایی بفهمند من این را ساختم. می گویم: آقا از من مشورت نكن. برو هرجا می خواهی بسازی، بساز. پس معلوم می شود برای خدا نمی خواهی بسازی. اگر مسجد برای مسافرها می سازی، این جاده مسافرش بیشتر است.
من سراغ دارم، الآن كه می گویم می دانم كجا را می گویم. البته اسم نمی برم. سراغ دارم جایی را كه نود گوسفند جلوی هیأت با كم و زیادش می كشند. حدود صد و پنجاه متری اش یك هیأت است كه یك گوسفند هم ندارد. افغانی های شیعه آنجا جمع می شوند، یك دهه روضه می خوانند یك گوسفند هم ندارند. كارگر هستند. و صد و پنجاه متر آن طرف تر نود تا گوسفند می كشد. ما. . . اینكه امام زمان از مسجدالحرام شروع می كند، یعنی اول باید مسجد را درست كرد. یعنی باید از مكه شروع كرد. یعنی باید از حزب اللهی ها شروع كرد. امام زمان از مكه ظهور می كند یعنی چه؟ پیامش چیست؟ شاید پیامش این باشد كه باید از اول از خودی ها شروع كنیم.
برنامه درسهایی از قرآن سال 98 . ج1، ص: 4
می گوید: «فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْعُسْرَی» (لیل/10)كسی اگر احسان كند، تقوا هم داشته باشد، فی سبیل الله باشد، گره هایش را باز می كنیم. روانش می كنیم. بیمه می شود. در همین دنیا پاداش می دهد. «لِلَّذینَ أَحْسَنُوا فی هذِهِ الدُّنْیا حَسَنَه ی» (نحل/30)كسانی كه كمك كنند در همین دنیا خیر می بینند نه آخرت! «فی هذِهِ الدُّنْیا حَسَنَه ی» در همین دنیا، اینطور نیست كه فقط قیامت باشد. خیلی ها كه خیر می بینند در همین دنیا خیر می بینند.
كسی یك یادداشتی داشت به من داد. پسندیدم! گفت: راضی نیستم از رویش بنویسی. راضی نیستم فتوكپی اش را برداری. راضی نیستم در تلویزیون بگویی. یك خرده مطالعه كردم دیدم چیزهای خوبی است، ولی حالا می گوید: راضی نیستم به او دادم. خودش و دفترش همه پودر شد. و آدم هم داریم كه یادداشت هایش را در اختیار همه می گذارد، و همه از آن استفاده می كنند. یك چیزی به شما بگویم برای طلبه ها و دانشجوها و اساتید دانشگاه و معلمین و شعرا و مداح ها و اینهایی كه كار فرهنگی می كنند، صدا و سیما و اصلاً اگر یك چیزی را من تولید كردم، دیگران پخش كردند این برای قیامت من می ماند. حدیثی كه من مطالعه كردم بگویم، معلوم نیست برای قیامت من هم باشد. چون یا برای پول است، البته من از تلویزیون هیچ پولی نمی گیرم. درسهایی از قرآن یك قران نگرفتم. ولی پست كه گرفتم، بالاخره وقتی در تلویزیون هستم، مشهور می شوم. من را می شناسند. من یك مقامی كسب كردم. هرچه خودم بگویم، یا برای پول است، یا برای پست. معلوم نیست خدا در آن باشد. اما اگر یادداشت مرا شما برداشتی یك جایی گفتید، چون مردم كه نمی دانند قرائتی چه كسی است. شما از یادداشت من استفاده كردی، مردم استفاده كردند، با امام صادق و حرف های امام صادق آشنا شدند. با فرمایشات امام صادق آشنا شدند. آنجا دیگر مردم با اسلام آشنا می شوند، قرائتی هم مطرح نیست. آن برای قیامت می ماند. هركاری را كه دیگران كردند ذخیره ی قیامت است. وگرنه حالا من بگویم، شبكه ی یك تولید كرده برای شبكه ی دو، شیراز تولید كرده به اصفهان بده. این شعر را من گفتم، مداح دیگری بخواند. آن جاهایی كه خودمان مطرح هستیم، معلوم نیست قیامت باشد، شاید باشد شاید نباشد. پنجاه درصد است. اما اگر دیگری از ما استفاده كرد و اسم ما را نبرد، ولی مردم به خیر رسیدند، ولی مردم ما را نشناختند، آنجا كه به خیر رسیدند و ما را نشناختند، آن را برای قیامتتان برایش حساب باز كنید. وگرنه من می توانم یك سطل زباله به شهرداری بدهم، بنویسم بانی این سطل زباله محسن قرائتی بر پدر و مادر كسی كه ته سیگار بیاندازد لعنت! (خنده حضار) یك سطل زباله می گذارم هم خودم را مطرح می كنم و هم به همه فحش می دهم. اگر نفهمند چه كسی هستی برای قیامتت می ماند. صلواتی بفرستید. (صلوات حضار)
5- انفاق و صدقه، عامل دفع بلا
8- اگر احسان كردی بیمه می شوی، همین صدقه دفع بلا می كند. بهترین راه بیمه شدن كمك به فقرا است. ما را خانه ی یك آقایی بردند. نمی دانم چه بگویم. اصلاً آدم زبانش بسته است. این بزرگوار گفت كه چون شما به درد تبلیغ می خوری، بلند شو یك دعایی بخوانم و تو را بیمه كنم. بلند شو بایست یك چیزی بخوانم و تو را بیمه كنم. ما هم گفتیم: چشم! گفت: بلند شو بایست. یك مرتبه دست هایش را آورد روی سر من چنین كرد (با بیان حركت) گفتم: آقا اصلاً من می خواهم سگ مرا بخورد. (خنده حضار) می خواهم سگ مرا بخورد و تو این رقمی مرا بیمه نكنی. اینها بازی است. این حقه بازی ها چیست درآوردی؟ راه بیمه احسان به فقرا است. به فقرا كمك كن خدا بیمه ات می كند. زكات بده كشاورزی ات خوب می شود. نماز باران بخوان، باران می آید. صدقه بده، كمك به فقرا، یاد خدا، بیمه می شوی. آیت الكرسی، قرآن اینها بیمه می كند. خیلی از اینهایی كه چیز
برنامه درسهایی از قرآن سال 98 . ج1، ص: 5
می كنند این دكان است. گفتم: آقا من می خواهم سگ مرا بخورد، این رقمی. . . «قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَی» (بقره/256)قرآن می گوید: راه حق و باطل روشن است. نیازی به سوتكی و فوتكی نیست.
«مَا كَانَ الْمُؤْمِنُ فِی عَوْنِ أَخِیه» (كافی/ج /2ص 200)حدیث داریم تا مادامی كه انسان به فكر كمك به برادرش است می خواهد احسان كند، خدا هم با آنهاست. خوش عاقبت می شود. امام كاظم می فرماید: «إِنَّ خَوَاتِیمَ أَعْمَالِكُمْ قَضَاءُ حَوَائِجِ إِخْوَانِكُم وَ الْإِحْسَانُ إِلَیْهِمْ مَا قَدَرْتُم» (بحارالانوار/ج /72ص 379)اگر می خواهید عاقبت بخیر شوید، آخر بعضی ها می گویند: دعا كن خدا عاقبت ما را بخیر كند. می گویم: یك چك بده. شب عید است یك چك بده با آن عاقبتت بخیر می شود. پولهایش را نگه داشته می گوید: التماس دعا! به همه می گوید: التماس دعا، یك قران هم به كسی نمی دهد. آقا التماس دعا نگو پول بده.
یك پدر بزرگی داشت به قم می آمد. قدیم قم حالا هم سفال فروشی دارد، منتهی سفال های سوتكی هم داشت. این سوت هایی هست كه در زمین ورزش می زنند، فلزی است. آن زمان گلی بود. نوه ها دورش جمع شدند گفتند: پدر بزرگ قم می روی یك سوتك هم برای من بیاور. همه گفتند: یك سوتك، یك سوتك، یك سوتك، یكی از این نوه ها یك، یك قرانی كف دست پدر بزرگ گذاشت و گفت: آقاجان! یك سوتك هم برای من بیاور. گفت: سوتك تو صدا خواهد كرد. چون همراه با پول بود. اگر چك كشیدی و گفتی التماس دعا، دعایت مستجاب می شود. وگرنه به همه بگو: التماس دعا و یك قران به كسی نده. گاهی وقت ها ما فكر می كنیم اگر همه ی انگشت های ما انگشتر باشد، خدا ما را حفظ می كند. این عقیق یمنی است، این فیروزه مشهد است. نمی دانم این چیست. همه ی انگشت هایش پر از انگشتر است، فكر می كند این حفظش می كند. نه آقا یك انگشتر دست كن آن سه تا انگشتتر را به سه نفر دیگر بده خدا حفظت می كند. تو همه ی انگشت هایت را پر از انگشتر كردی، می خواهی اینها تو را حفظ كند. باید یك كمكی هم بكنی. «إِنَّ خَوَاتِیمَ أَعْمَالِكُمْ» اگر می خواهید خوش عاقبت شوید، احسان كنید. شب عید است. هركسی تكان بخورد. همه تكان بخوریم خوب می شود.
یكوقتی در دانشگاه، دانشجوها آمدند گفتند: آب سرد است. ما دیدیم به مسئولین بگوییم، خواهند گفت: بنویس. او می گوید: به روابط عمومی بگو. او می گوید: به ذی حسابی بگو. او می گوید: به جمع بندی. او می گوید: به برنامه ریزی. كارهای اداری جان آدم درمی آید. گفتیم: بچه ها همه دست در كیسه كنید. از یك ریال تا ده هزار تومان. هركس هرچه دارد بدهد، سریع در فاصله ی دو دقیقه نمی دانم شد یا نشد، دانشجوها پانصد هزار تومان دادند. دختر و پسر! پول چند تا آب گرمكن. بعد هم گفتم: یا این را وصل كنید، یا از دانشكده ی مهندسی یك مینی بوس دانشجوها می آیند خودشان هم وصل می كنند. این دانشجوها مهندسی نیستند پول می دهند، آنها هم وصل می كنند. اگر بسیح شویم در كشور ما فقر نیست. امام فرمود: اگر مردم زكات بدهند فقیری روی كره ی زمین باقی نمی ماند. امیرالمؤمنین فرمود: هرجا شكم گرسنه ای است، بغل او یك كسی دو پرس خورده است، با پپسی و كوكا می خواهد هضمش كند. ما خیلی می خوریم. به چاق ها كه می گوییم: یك خرده خودت را لاغر كن، می گوید: چه بخورم كه لاغر شوم؟ یعنی او هم كه می خواهد لاغر شود، می خواهد بخورد. (خنده حضار) می گوید: چه بخورم كه لاغر شوم؟ لاغری اش هم از نوع خوردن می خواهد. اگر می خواهید خوش عاقبت شوید، به فقرا كمك كنید. خدا دوستتان دارد. قرآن می گوید: «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنین» (بقره/195)كسی اهل احسان باشد، محسن یعنی نیكوكار! اگر كسی اهل احسان باشد، خدا او را دوست دارد.
برنامه درسهایی از قرآن سال 98 . ج1، ص: 6
9- در قیامت امنیت دارد. قرآن می فرماید: «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَه یِ فَلَهُ خَیْرٌ مِنْها وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ یَوْمَئِذٍ آمِنُونَ» (نمل/89)اگر كسی در دنیا به دیگران كمك كند، در قیامت از ناراحتی ها در امان است. خدا ده برابر پاداش می دهد. قرآن می گوید: «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَه یِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها» (انعام/160)هركس كار خیر بكند، ده برابر ثواب می برد.
6- احسان به دیگران، مایه ی آمرزش گناهان
10- از گناه ها پاك می شود. قرآن می گوید: «أَقْرَضْتُمُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً» (مائده/12)اگر با وام به كسی كمك كردی، مشكلش را حل كردی، «لَأُكَفِّرَنَّ عَنْكُمْ سَیِّئاتِكُم» گناهانت را می بخشم. پس ببینید بیمه می شوی، گناهانت را می بخشد. محبوب خدا می شوی. روحت روان می شود. «فَسَنُیَسِّرُه» (لیل/7)یعنی روانت می كند. یعنی هركاری برایت، هیچ كاری دیگر برایت مشكل نیست. می گویی: این چیزی نیست. خوش عاقبت می شوی، اینها همه انگیزه های احسان است.
11- از گردنه ها عبور می كنی. قرآن آیه دارد می گوید: «فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَه یَ، وَ مَا أَدْرَئكَ مَا الْعَقَبَه یُ، فَكُّ رَقَبَه یٍ، أَوْ إِطْعَامٌ فیِ یَوْمٍ ذِی مَسْغَبَه ی، یَتِیمًا ذَا مَقْرَبَه یٍ، أَوْ مِسْكِینًا ذَا مَترَْبَه یٍ» (بلد/11- 16) «اللَّهُ أَكْبَر» ! می گوید: از گردنه ها نمی خواهی بالا بروی. خیلی ها كه می خواهند كوهنوردی كنند فكر می كنند اگر از كوه های سخت بالا بروند، مقام بالاتری دارند. همینطور هم هست. می گوید: اگر می خواهید روی قله ی كوه های سخت بروید، از گردنه ها عبور كنید، «فَكُّ رَقَبَه یٍ» یك اسیر را آزاد كن. شب عید است، یكی از اینهایی كه بدهكار هستند را آزاد كن و خدا جبران می كند.
بعضی وقت ها خودت هم كمك نكن، بگو: آقا من این را می دهم شما هم كمك كنید. ممكن است پول شما خیلی نباشد. بنده به لطف خدا كتاب تفسیر نور، كتاب سال جمهوری اسلامی شد. رییس جمهور وقت پنجاه سكه به ما داد. چند روز به عید نوروز بود. ما یك خرده قرض داشتیم به یكی كسی دادیم. یك چند تا سكه را هم به رییس زندان زنگ زدیم، كه آقا یكی از این زندانی هایی كه به خاطر یك مبلغ كمی گرفتار است این سكه ها را بگیر و آزادش كن. بعد گفتم: هنر نیست یك قاشق ماست در دهان كسی بگذاری. یك شیر پیدا كن، این قاشق ماست را به شیرها بده، آن شیرها هم همه. . . بگویید. . . ماست شود. یك چند تا پولدار را به آنها تلفن كردیم گفتیم: آقا یك چند تا سكه رییس جمهور به ما داده. اینها را به شما می دهیم. شما پولدار هستید، من طلبه هستم. ولی شما هم بیایید كمك كنید، خلاصه تلفن و ملاقات با این و آن، و آنها هم وقتی دیدند ما چند تا سكه گذاشتیم یك ده تا سكه ما گذاشتیم. آنوقت آنها هم چند برابر دادند. شب عید نوروز 473 نفر از زندان آزاد شدند. یك لوتی گری بكنید. بگو: آقا من ده میلیون می دهم. از دم نفری دو میلیون بدهید. پنج میلیون من می دهم. از دم نفری صد هزار تومان بدهید. آقا هزار تومان من می دهم، شما هم نفری هزار تومان بدهید. این نخ های ریز اگر به هم تاب بخورد، طناب می شود. خیلی كار می شود كرد. اصلاً در كشور ما كاری نیست كه نشود انجام داد. كار نشد ندارد. این را از قدیم گفتند. همه كاری می توانیم. بیایید شب عیدی، لااقل آنهایی كه مجرم نیستند. حالا یك كسی چاقوكش است، تروریست است. آنها خوب، ولی افرادی هستند حالا رفته پایش را روی ترمز بگذارد روی گاز گذاشته است. خوابش برده است. دكانش سوخته است. یك مرض قلبی، بدنی پیدا كرده است، چند میلیون خرج عمل جراحی شده است. آدمی هم كه پول ندارد می تواند كار بكند. شب عید دو روز همه ی دكترهای ایران مجانی بیمار ببینند. لازم هم نیست پول نقد بدهد. یك كسی به یك بازاری گفت: صد هزار تومان بده با شش ماه مدت! بازاری یك خرده فكر كرد و گفت: پول ندارم مدت هرچه بخواهی می دهم. (خنده حضار) آدم هایی هم كه می میرند، پول می دهند برایش نماز استیجاری. می گویند: آقا این پول را بگیر یك سال نماز قضا بخوان. یا
برنامه درسهایی از قرآن سال 98 . ج1، ص: 7
یكسال روزه قرضی بگیر. یك نفر می گفت: والله دیگر من حال نماز قضایی و روزه قضایی، حال نماز و روزه استیجاری ندارم دیگر پیر شدم. اما خواب استیجاری اگر كسی دارد به من بده. پول بده من برایش می خوابم. حالا ممكن است یك دكتر بگوید: آقا من فعلاً پول ندارم. ولی می توانید در آستانه ی عید نوروز دو ساعت هرچه مریض آمد پول نگیرید. به خصوص اگر اینها رنگ مذهبی داشته باشد كه برای روز قیامت شما هم می ماند. رنگ مذهبی هم نداشته باشد كمك به مردم برای روز قیامت می ماند. «إِنْ شاءَ اللَّه» !
7- بی توجهی به محرومان، عامل دوزخی شدن
12- اگر بی توجهی كنیم، جهنم می رویم. قرآن می گوید: اهل بهشت از اهل جهنم می پرسند: «ما سَلَكَكُمْ فی سَقَرَ» (مدثر/42)چطور جهنمی شدید؟ می گویند: به چهار دلیل! «لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّینَ» (مدثر/43)ما پای بند به نماز نبودیم. دو ساعت با هركس و ناكسی حرف می زدیم، پنج دقیقه حال نماز خواندن را نداشتیم. چه گناهی كردیم كه حرف زدن با مخلوق برای ما روان است، حرف زدن با خالق برای ما سنگین است. چه گناهی كردیم؟ حدیث داریم اولین سیلی كه خدا به انسان می زند در مقابل گناهانش این است كه از نماز لذت نمی برد. این بزرگترین سیلی است. بزرگترین سیلی مرد به زنش چیست؟ این است كه زنش احساس كند این مرد او را نمی خواهد. دوستش ندارد. نمی خواهد با او حرف بزند. یا به عكس! مرد می گوید: زن من من را نمی خواهد. نمی خواهد با من حرف بزند. خیلی تلخ است. در قرآن «وَ لا یُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ» (بقره/174)داریم. اینهایی كه می گویم حدیث است. حدیث داریم اولین سیلی كه خدا به انسان می زند این است كه مزه ی عبادت را از او می گیرد. چرا حال نداریم؟ دو ساعت حرف زدی. خوب پنج دقیقه هم با خدا حرف بزن. اصلاً مگر خدا را دوست نداری؟ اگر خدا را دوست داری چرا با او حرف نمی زنی؟ خدا دوست داشتنی است. دیدید دو سه روز هوای تهران چه شد، داشتیم خفه می شدیم؟ دیدید اگر برف نیاید، این برف هایی كه می آید، اینها هندوانه ها و خربزه های تابستان ما است. كوه ها مأمور هستند این برف ها را نگه دارند.
بسیار خوب باقی اش بماند ولی شیوه های احسان:
8- احسان به دیگران در شكل ها و شیوه های گوناگون
1- سریع احسان كنید. قرض الحسنه یكی این است كه سریع، «فَاسْتَبِقُوا» (بقره/148) «یُسارِعُون» (آل عمران/114)در هر شرایطی كمك كنیم. «فِی السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ» (آل عمران/134)اینطور نیست كه حالا خودمان هم گرفتار هستیم. اتفاقاً اگر گرفتاری باز هم كمك كن، ممكن است به خاطر همین كمك گرفتاری خودت هم حل شود. كسی آمد گفت: آقا من برای ازدواج بچه ام به هر دری می زنم نمی شود. چند سال است دنبال مورد می گردم. چه كنم؟ گفتم: نذر كن كه اگر موردی حل شد، یك دختر را جهازیه بدهی، یك پسری را داماد كنی حالا یا كلاً یا بعضاً. یا كمكش كنی یا مطلقا همه ی خرجش را بدهی، یا مقداری خرجش را بدهی. گره را باز كن، گره ات باز می شود. گره را باز كن، گره باز می شود. سریع باشد. حتی اگر فقیر هم هستید باشد.
خدا در قرآن تعریف می كند، می گوید: حضرت موسی تحت تعقیب فرعون بود. وارد منطقه ی مدین شد، دید دو خانم كنار ایستادند. گفت: چرا كنار هستید؟ گفتند: ما می خواهیم بزغاله هایمان را آب بدهیم، لب چاه مرد است. تنه ی ما به تنه ی مردها می خورد. گفت: بده من بزغاله ها را آب بدهم. خدا تعریف می كند. می گوید: ببین موسی كمك به خلق كرد. احسان كرد ولو در حال فرار! ولو غریب! ولو گرسنه! ولو دست تنها! بدون پیش شرط! بدون اینكه نگاه به دخترها كند و عاشق شود. بدون اینكه
برنامه درسهایی از قرآن سال 98 . ج1، ص: 8
وامدار باشد. یعنی در هر شرایطی باید كمك كنیم. حتی در حال نماز، حضرت امیر در نماز انگشترش را داد. نگفت: بنشین نمازم تمام شود. حتی در حال طواف! امام طواف می كرد، یك نفر هم از بیرون طواف می كرد چنین می كرد. امام فرمود: به تو نیست؟ گفت: چرا. گفت: خوب برو ببین چه كار دارد؟ گفت: آقا در حال طواف هستم، گفت: طواف را ول كن. طوافت را بشكن و برو ببین مردم چه مشكلی دارند. حتی در حال اعتكاف، امام صادق فرمود: مردی به امام حسن مراجعه كرد، مشكلی داشت. امام اعتكاف خودش را به هم زد، دنبال او رفت. اعتكاف یعنی سه روز از مسجد بیرون نیا. دو روز و نصفی مانده، نصف دیگر از آن مانده است. اما كسی كاری دارد می گوید: بیا، طوافت را، اعتكاف را بشكن. اعتكاف را بشكن. دیگر چه چیزی را گفتیم بشكن؟ طواف را بشكن. نماز را در حال ركوع انگشترت را بده. یعنی در اهمیت كمك به احسان به فقرا اینقدر مهم است.
حالا لازم نیست كمك مالی هم باشد. فرصت بده. آقا بدهكار است. «فَنَظِرَه یٌ إِلی مَیْسَرَه ی» (بقره/280)بگو: آقا من نمی توانم پول به شما ببخشم. اما مثلاً دو ماه را سه ماه می كنم. یك ماه دیگر به شما مهلت می دهم. چیزی هم كه دوست دارید بدهید. نه آن لباس هایی را كه تنگ است و رنگش را نمی پسندی. از مد افتاده است. «لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّی تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّون» (آل عمران/92)هرچه دوست داری بده. هرچه دوست داری بده. یا مثلاً كه «وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلی حُبِّه» (انسان/8)یك چیزی را بدهید كه دوست دارید داشته باشید. نه چیزی را كه دوست ندارید.
گاهی هم با زبان می شود كمك مردم كرد. شما با زبانت دلالی كنی. «مَنْ یَشْفَعْ شَفاعَه یً حَسَنَه یً» (نساء/85) «شَفاعَه یً حَسَنَه یً» یعنی دلالی خیر بكنی. آدم با زبانش گاهی می تواند كمك كسی كند. به محتاج واقعی هم بدهیم. فقیر واقعی نه فقیر نما. بعضی ها هستند شكمشان سیر است روی حرص فقیری می كنند. نه! «لِلْفُقَراءِ الَّذینَ أُحْصِرُوا فی سَبیلِ اللَّهِ» (بقره/273)یعنی واقعاً فقیر است، فقیر واقعی است. به فقیر واقعی سریع، بدون منت، بدون اذیت، از مالی كه دوست داریم. شب عید است، هركس هرچه می تواند كمك كند. كسی هم نگوید: نمی توانم كمك كنم. ببین اگر به من بگویند: چقدر می دوی؟ می گویم: من از الآن دیگر هیچی! خیلی چانه بزنی، می گویم: حالا شاید صد متر دویدم. اما یك گرگ دنبالم كند، سی كیلومتر می دوم. ببینید كسی نگوید: نمی توانم! هیچ كس نیست كه نتواند. همه می توانیم. همه می توانیم! همه می توانیم.
اگر مثلاً فرض كنید كه این یك جوانی است، دختری است، پسری است، هیچ كاری ندارد. هیچ پولی ندارد بدهد. خوب این پیرمرد و پیرزن دارند خانه شان را می شویند. بگو: آقا شیلنگ را به من بده من كمكت كنم. شما نمی توانید در خانه شویی كمك كنی؟ برف آمده، آقا شما پیرزنی، پیرمردی، اجازه بده من برف پشت بام را پایین بریزم. من می روم نان بگیرم، یك نان هم برای تو می گیرم. آقا طبقه ی چهارم هستیم، طبقه ی سومی، كیسه ی زباله رامی آوریم كه كارمندهای شهرداری ببرند. در راه پله ها می بینی به طبقه ی دوم رسیدیم. خوب تو كه داری نایلون خودت را می بری، نایلون همسایه ات را هم ببر. مگر نوكرش هستم؟ چشمش كور شود خودش بیاورد. بابا تو كه داری پایین می روی، این كیسه ی زباله را هم می بری، آن را هم ببر. تو كه داری می روی، خوب پوست خیار را كنار بزن. مگر من كارمند شهرداری هستم؟ اِ. . .
من خودم اینجا، در همین تهران یكبار شهردار شدم. داشتم می رفتم دیدم این كله پاچه ای تمام استخوان ها و سیراب شیردان هایی كه نخورده بود را در جوی ریخت. ترمز زدم گفتم: چرا شما اینجا ریختی؟ گفت: مگر شما شهردار هستی؟ گفتم: بله شهردار هستم. چرا ریختی؟ همه ی ما شهردار هستیم. اگر دیدیم یكجایی آب پنیر شور را پای درخت می ریزند، درخت خشك
برنامه درسهایی از قرآن سال 98 . ج1، ص: 9
می شود، باید نعره بكشیم. منكر است. نهی از منكر كه فقط فكل نیست. این هم كه درخت خیابان را می خشكاند این هم منكر انجام می دهد. البته فكل هم منكر است. حالا دخترهای فكلی نگویند: قرائتی گفت طوری نیست. نه آن هم گناه است. یك دانه مو هم نباید بیرون باشد. حكسم شرعی اش این است. اما فقط آن نیست. ما خیلی وقت ها مذهبی هستیم قیافه ی ما هم مذهبی است، حزب اللهی است ولی راحت آب پنیر شور را پای درخت می ریزیم خشك می شود. راحت خیار می خوریم پوستش را می اندازیم هركس افتاد، به درك! گاهی هم به خیال ثواب می رویم در حمام سدر می زنیم، یكی افتاد به درك كه افتاد! غسل جمعه می كنیم و حال آنكه مردم غسل واجب دارد هی می گوید: آقا آفتاب زد، می گویم: صبر كن ببینم! این آقا دارد مستحب انجام می دهد، او واجبش را هی پا به زمین می زند. ما باید یك بازنگری بكنیم. باید خاك باغچه را عوض كنیم. یعنی درست و حسابی یك مسلمان واقعی شویم. فعلاً نه شرقی هستیم، نه غربی هستیم، ولی مسلمان درست و واقعی هم كار دارد تا شویم. آن مسلمانی كه در قرآن گفته است.
خدایا به ما توفیق بده درست اسلام را بشناسیم. همه اسلام را بشناسیم. به همه اسلام عمل كنیم. مزه ی اسلام را بچشیم و به دیگران بچشانیم.
«والسلام علیكم و رحمه ی الله و بركاته»
کليه حقوق برای مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن محفوظ است