امدادرسانی در حوادث غیرمترقبه

بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
محضر مبارك امدادگران هستیم. كسانی كه وقت حوادث قیام می كنند، ارتش و سپاه، امت و هلال احمر، آتش نشانی و ثبت و به هرحال دولت و ملت، بحث كمك در حوادث غیر مترقبه، زلزله، سیل، امداد رسانی، بحثی است كه همه باید بسیج شویم.
قرآن راجع به زلزله می فرماید كه اصلاً زمین باید دائماً زلزله شود. هرچه نمی شود خدا نگه داشته است. چون وقتی مغز زمین داغ است، این داغی مغز زمین دائماً باید پوست را تكان بدهد. می گوید: من نگه داشته ام. «إِنَّ اللَّهَ یُمْسِكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ أَنْ تَزُولا» (فاطر/41) «إِنَّ اللَّهَ» یعنی به درستی كه خدا «یُمْسِكُ» نگه داشته. چه چیز را نگه داشته است؟ «یُمْسِكُ السَّماواتِ» هم آسمان ها را هم «وَ الْأَرْضَ» زمین را، خدا زمین را نگه داشت. یعنی چه؟ «أَنْ تَزُولا» از اینكه تكان بخورد. پس نگویید: چطور شد زلزله شد؟ باید بگوییم: میلیاردها ساعت و دقیقه زلزله نمی شود، یكوقت هم یك دقیقه زلزله می شود. ما اصولاً چیزهای خوب را نمی گوییم. اگر بیست و نه شب سحری بخوریم، نمی گوییم: ما سحری خوردیم. اما یك شب سحری نخوریم، می گوییم: فهمیدی چه شد؟ دیشب ما سحری نخوردیم. پس بیایید یك «الْحَمْدُ لِلَّه» پای تلویزیون بگویید. برای لحظه هایی كه زلزله نیست و با خیال راحت زندگی می كنیم. «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ» هر آنی ما باید تكان بخوریم.
1- زلزله از لوازم طبیعی كره زمین
قرآن می گوید: «إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها» (زلزله/1)نمی گوید: «إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالاً» «زلزالها» یعنی زمین زلزله دارد. مثل اینكه آب جوش بخار دارد. مثل اینكه كره قطر دارد. همینكه كره بی قطر نمی شود، آب جوش بدون بخار نمی شود، زمین بی زلزله نمی شود. قرآن می گوید: من كوهها را قرار دادم و «وَ أَلْقی فِی الْأَرْضِ رَواسِی» (نحل/15) «رواسی» یعنی كوه. من كوه را قرار دادم، «أَنْ تَمید» كوه گذاشتم كه زمین شما را تكان ندهد. مثل سینی كه روی دیگ آب جوش است، تكان می خورد. شما یك سنگ روی سینی می گذارید، كه این سینی تكان نخورد. خداوند ما را به واسطه ی كوه از زمین لرزه دائمی حفظ كرده است. «وَ أَلْقی فِی الْأَرْضِ رَواسِی»
«وَ الْجِبالَ أَوْتاداً» (نباء/7)می گوید: كوهها میخ است. میخ چه مقدار بیرون است؟ آن مقداری كه از كوه می بینی نوك میخ است. بیشتر این كوه در زمین است. و این كوه چنگش در زمین افتاده است، برای اینكه زمین را از تكان خوردن جلوگیری كند. بنابراین زلزله یك چیز قطعی است،
یك سؤال را هم اینجا جواب بدهم. چرا عده ای زلزله می شود می میرند؟ ببینم مگر آمدیم كه بمانیم؟ ! مثل اینكه نان بگوید: چرا من را از تنور بیرون آوردی؟ اصلاً آوردن اینجا داغت كنند در تنور، زلزله هم نباشد باید سرطان باشد. سقوط هواپیما باشد. تصادف ماشین باشد. میكروب باشد. برق گرفتگی باشد. اصلاً هیچ كس نیامده بماند. زلزله چرا ندارد. ما آمدیم برای یك مرحله ای، و باید از این مرحله برویم. «از جمادی مُردَم و نامی شدم» ما جماد بودیم. مواد زمین! این مواد غذایی زمین كه جماد بود، گندم شد. گیاه شد. مواد غذایی زمین گیاه شد، بعد این گندم زیر سر آسیاب رفت له شد، آرد شد. آرد را با مشت و مال خمیرگیر یا ماشین زیر و رو كردند، این را در سرش زدند، به تنور زدند، داغش كردند زیر دندان له شد. باید این مراحل طی شود. چون اگر خواسته باشد، جماد انسان شود، باید از این مسیر بگذرد. یكبار دیگر. . . انسان كه بود؟ انسان نطفه بوده است. نطفه چیست؟ غذای بابا و ننه. . . غذای بابا و ننه چیست؟ مواد غذایی خاك. پس اول خاك بودیم. مواد غذایی خاك، گندم و برنج و نخود و سبزی شدیم. بعد این مواد غذایی زیر دندان بابا و ننه رفت، نطفه شد. آن نطفه در رحم مادر رفت، انسان
برنامه درسهایی از قرآن سال 98 . ج1، ص: 2
شد. ما باید برویم. بنابراین مردن چرا ندارد. «كُلُّ شَیْ ءٍ هالِكٌ إِلاَّ وَجْهَه» (قصص/88)همه باید برویم. «إِنَّكَ مَیِّت» (زمر/30)خدا به پیغمبر می گوید: تو هم می میری! «إِنَّكَ مَیِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَیِّتُونَ» (زمر/30)، «كُلُّ شَیْ ءٍ هالِكٌ إِلاَّ وَجْهَه»
«كُلُّ مَنْ عَلَیْها فان» (الرحمن/26)این كه می گوید: «كل» یعنی استثنا ندارد. «كُلُّ مَنْ عَلَیْها فان» قرآن می فرماید: «وَ إِنَّا لَجاعِلُونَ ما عَلَیْها صَعیداً جُرُزاً» (كهف/8)ما این زمین را به كویر تبدیل می كنیم. گل و بلبل، «زینَه یً لَها» (كهف/7) «فاخرج. . . » «سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلی. . . الَّذِی خَلَقَ فَسَوَّی. . . وَ الَّذِی أَخْرَجَ المَْرْعَی، فَجَعَلَهُ غُثَاءً أَحْوَی» (اعلی/4و5)من از زمین درخت را سبز می كنم، بعد همین درخت را برگ زرد می كنم. بعد سبزها باید زرد شوند. زنده ها باید بمیرند. جمادها باید گیاه شوند. گیاه ها باید انسان شوند. یعنی نظام، نظام تغییر و تحول است. این پاسخ این است كه می گویند: چرا زلزله شد، عده ای مردند؟ زلزله نبود، سیل بود. سیل هم نبود، میكروب بود. میكروب هم نبود تصادف ماشین بود. بالاخره هیچ كس ماندنی نیست. حالا یكی شنبه، یكی هم یك شنبه! یكی سی سالگی، یكی چهل سالگی، پنجاه سالگی!
پس نكته ی اول: زلزله لازمه ی زمین است. این یك مورد. چون می گوید: «زِلْزالَها» ، یعنی زمین زلزله دارد. دو تا مثال زدم. كره قطر دارد. آب جوش بخار دارد. لازمه اش است.
2- همه به نحوی باید بروند. حالا زلزله شد، نشد سقوط است. نشد تصادف است. نشد بیماری است و غیره. كسی بنا نیست بماند. از صدام جنایتكار تا امام خمینی. هیچ كس ماندنی نیست. «إِنَّكَ مَیِّت» پیغمبر تو هم باید بروی.
2- عوامل مادی و معنوی وقوع زلزله
عوامل زلزله چیست؟ بعضی عوامل دست خود انسان است. بعضی آزمایش الهی است. بعضی هم گناهان است.
1- گاهی انسان فرمولهای علمی را مراعات نمی كند. این آهن شماره ی چند است، چقدر استحكام دارد؟ چند طبقه می شود روی این آهن ساخت؟ امور فنی را مراعات نمی كند. این یك مورد.
2- كار را به كارشناس نمی دهد. برای اینكه ارزانتر تمام شود به یك آدم ناشی می دهد.
3- مصالح مناسب تهیه نمی كند. یك چیزی برای شما بگویم.
امام چهارده سال نجف بود، گاهی شب جمعه ها می خواست كربلا زیارت برود، خوب تقریباً یك ساعت راه است. دستور می داد ماشین خوب تهیه كنید. یكی از علما گفت: آقا شما هیچ وقت كلمه ی خوب نمی گویی. نمی گویی: گوشت خوب، كباب خوب، برنج خوب، لباس خوب، فرش خوب، به ماشین كه می رسی می گویی: ماشین خوب. ما حواسمان را جمع كردیم، شما همیشه كلمه ی خوب را درباره ی ماشین می گویید. امام فرمود: فرش خوب هم نبود آدم را نمی كشد. لباس خوب هم نبود آدم را نمی كشد. نان خالی آدم را نمی كشد. ولی ماشین قراضه آدم را می كشد. اینطور نیست كه صرفه جویی كنیم.
هر آهنی، هر كارگری، هر مصالحی، روی حوض نرده نمی گذارد بچه اش در حوض می افتد. خوب خودت مقصر هستی. باید روی حوض نرده بگذاری. پشت بام نرده نمی گذاری بچه می افتد. مقصر خودت هستی. سیگار بكشی تنگی سینه پیدا می كنی، مقصر خودت هستی. در پارك با دختر آشنا شدی، خوشت آمده گرفتی، حالا از او كتك می خوری. تقصیر خودت است، می خواستی دختر از پارك نگیری. آدم باید دختر را از پارك انتخاب كند؟ ننه اش كیست؟ بابایش كیست؟ این دختر چه لقمه ای خورده است؟ كجا تربیت شده است؟
برنامه درسهایی از قرآن سال 98 . ج1، ص: 3
از شوهر خوشم آمد، دیدم خانه دارد، ماشین دارد، خانه اش فلانجا است. فامیلش فلان است، زن او شدم. خوب بابا این پسر مشروبات الكی هم می خورد، نباید زنش شوی. تارك الصلاه ی است نباید زن او شوی. دنبال خانه اش رفتی حالا «بِسْمِ اللَّهِ» ! درس نمی خواند رفوزه می شود. مراعات راهنمایی را نمی كند تصادف می كند.
بنابراین یكسری حوادث ربطی به خدا ندارد. مقصر خودمان هستیم. بگذارید قرآن بخوانم. «وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصیبَه یٍ فَبِما كَسَبَتْ أَیْدیكُم» (شوری/30)یعنی مصیبت هایی كه به شما می رسد به خاطر عملكرد خودتان است. مهندسین ناظر متأسفانه بعضی ها هستند. پول می گیرند اما نظارتشان را انجام نمی دهند. یا پول می گیرند یك جایی را امضاء می كنند. آن كسی كه مجری طرح است، می گوید: آقا شتر دیدی ندیدی! بازرس شیر است. می رود در دامداری می بیند شیر. . . منتهی یك چك دویست هزار تومان، آن گاوداری، آن دامداری به این آقای بازرس می دهد، امضا می كند كه بله همه چیزها درست است. بعد یكوقت می بینی جمعیتی مردند به خاطر اینكه این آقا خواسته یك چك دویست هزار تومانی بگیرد. این رشوه هایی كه داده می شود، نظارت هایی كه نمی شود، خیانت هایی كه می شود، آزمایش مردم. این كم خردی خود ما است.
3- آزمایش الهی در حوادث طبیعی
گاهی وقت ها هم دست خداست. حالا خدا چرا آزمایش می كند؟ به خاطر اینكه اگر مردم آزمایش نشوند اصلاً معلوم نمی شود چه كسی صابر است، چه كسی شاكر است؟ باید حوادث باشد تا ببینیم چه كسی صبر كرد؟ چه كسی شكر كرد؟ چه كسی كمك كرد؟ علاوه بر اینكه حوادث تلخ ما را به خدا رفیق می كند. انسان وقتی با خدا رفیق می شود كه گیر كند، وقتی كشتی اش غرق می شود، «دَعَوَا اللَّه» «یَا اللَّهُ» ! پشت كنكور دختر رفته در كنكور امتحان بدهد، مادرش یك تسبیح دو متری كه هیچ وقت در عمرش دست نمی گیرد، «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجِّلْ فَرَجَهُم» ، «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجِّلْ فَرَجَهُم» این هیچ وقت صلوات نمی فرستد، حالا برای كنكور دخترش عابد شده است. وقتی ما گیر كردیم «یَا اللَّهُ» می گوییم. قرآن می گوید: من شما را در پرس می گذارم. زیر پای شما را داغ می كنم، جیغ بزنید. می خواهم با خدا رفیق شوید. «إِذا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فَإِلَیْهِ تَجْئَرُون» (نحل/53)وقتی به سختی رسیدید، «یَا اللَّهُ» بگویید. پس این حوادث غفلت ما را بركنار می كند. ما را به سمت خدا می برد. این یك مورد. افرادی در حوادث صبر می كنند. افرادی در حوادث كمك رسانی می كنند. یعنی انسان ها در گردنه ها آزمایش می شوند. اگر زندگی همیشه یكطور باشد، مردم خوابشان می گیرد. اصلاً دوستان در حوادث شناخته می شوند.
این قبیل دوستان كه می بینی *** مگسانند دور شیرینی
تا حوادث پیش نیاید آدم نمی فهمد. حوادث باعث رشد است. خدا صدام را لعنت كند. به ما حمله كرد، خیلی به ما ضربه زد. اما رشد هم خوب داشتیم. اگر ایران در بمباران زمین و آسمان و موشك های شرق و غرب واقع نمی شد، این رشدی كه الآن در نیروهای مسلح است نبود. تضاد سبب تكامل است. حوادث و سرما است كه ما را به فكر گرم كننده، گرما است كه ما را به فكر وسیله ی سرد كننده، بیماری است كه علم داروسازی است. پیشرفت های علمی و فنی و هنری ما خیلی ها به خاطر حوادث تلخ است. اگر حوادث تلخ نباشد، ما رشد علمی هم نمی كنیم. پس حوادث تلخ بركاتی هم دارد.
حوادث تلخ بركاتی دارد. 1- صبر مردم 2- تشكر مردم 3- عاطفه مردم تحریك می شود. توجه مردم به خدا، توجه مردم به همنوع، اینها همه در اثر حوادث است. زندگی یكنواخت، همه ی مردم مثل چوب كبریت یك اندازه كنار هم هستند. هیچ كس به فكر كنار دستی اش نیست. الآن در یك جعبه ی كبریت همه ی چوب كبریت ها یك اندازه آرام كنار هم خوابیدند. اصلاً آدم
برنامه درسهایی از قرآن سال 98 . ج1، ص: 4
نمی فهمد كه این چوب كبریت جوهرش چیست؟ ظرفیتش چیست؟ در حوادث تلخ و شیرین جوهر انسان كشف می شود. انسان رشد علمی و فكری و روحی پیدا می كند.
یك سری حوادث هم به خاطر گناه است. اول دعای كمیل می گوید: «اللهم اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تُغَیِّرُ النِّعَم» یكسری از گناهان نعمت را عوض می كند. «اللهم اغفر لی الذنوب التی تحبس الدعاء» یكسری از گناهان باعث می شود كه دعای آدم مستجاب نشود. «اللهم اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تُنْزِلُ الْبَلَاء» یكسری از گناهان، بلا را نازل می كنند.
پس علت حوادث چیست؟ 1- بی خردی انسان ها، 1- آزمایش الهی 2- گناهان خودمان، این عوامل است. البته چون ما می خواهیم خیلی حرف بزنیم، همه را بلغور می كنیم.
4- نقش ایمان و تقوا در نزول بركات
عوامل جلوگیری: 1- ایمان
قرآن می فرماید: «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُری آمَنُوا وَ اتَّقَوْا» (اعراف/96)اگر مردم مناطق اهل ایمان و تقوا داشتند، «لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَكاتٍ» آیه ی قرآن است ولی فارس ها هم می فهمند. «فَتَحنا» ، «فتح» باز می كنیم. «عَلَیْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماء» اگر ایمان و تقوا داشته باشید باران رحمت نازل می شود.
اگر كتاب آسمانی را محور قرار دهید، «وَ لَوْ أَنَّهُمْ أَقامُوا التَّوْراه یَ وَ الْإِنْجیلَ وَ ما أُنْزِل» (مائده/66)تورات را كه می دانید. كتاب یهودی ها، انجیل كتاب مسیحی ها، «ما أُنْزِلَ إِلَیْهِم» كتاب قرآن. اگر مردم كتاب آسمانی را به پادارند، «لَأَكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِم» (مائده/66)از زمین و آسمان برای اینها خیر و بركت می رسد.
تقوای فردی هم كافی نیست. «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُری آمَنُوا» همه باهم «وَ اتَّقَوْا» همه باهم. یك نفر مؤمن و با تقوا مشكل را حل نمی كند. اگر جامعه به سمت ایمان و تقوا آمد، خیر و بركت نازل می شود. از این معلوم می شود سرمایه گذاری روی معنویت اثر دارد. بخشی از بودجه ای كه برای. . . من هیأت دولت هم این را گفتم. به وزرای محترم گفتم. شما پولی كه برای حوادث غیر مترقبه می گذارید، برای صدقه بگذارید. آقا روزی ده تا، صد تا، گوسفند بكشید، به مناطق محروم بدهید. تقسیم كنید. این گرسنه هایی كه گوشت گران گیرشان نمی آید یك آبگوشتی بخورند. بعد بگو: خدایا برای این صدتا گوسفندی كه از بودجه ی حوادث غیر مترقبه است، خودت حوادث تلخ را برطرف كن. صدقه بدهید. به بیمه هم می گویم. اداره ی بیمه كه ماشین و خانه و نمی دانم هر چیزی را كه بیمه می كنند، رییس بیمه روزی ده تا گوسفند، روزی بیست گوسفند بكشد، منتهی گوشتش را به فقرا بدهد. اگر فقرا شكمشان سیر شود، خدا به خاطر این رحم، به تو هم رحم می كند.
من به هیأت دولت گفتم: یك سال بودجه ای كه برای حوادث غیر مترقبه است، بیایید مدارسی كه دهها هزار مدرسه داریم نمازخانه ندارد. شش سال است از انقلاب می رود، ما الآن دیگر نزد شاه عباس هم رو نداریم حرف بزنیم. شاه عباس خواهد گفت: من شاه عباس طاغوتی برای كربلای مستحبی شما كاروانسرا ساختم. شما سی سال است از انقلاب رفت، هنوز دهها هزار مدرسه و روستا دارید، كه نمازخانه و مسجد ندارد. ما جلوی شاه عباس چه خاكی بر سرمان كنیم؟ حالا جلوی پیغمبر كه آبرویمان رفته. پهلوی شهدا هم خیط هستیم. ما دیگر پهلوی شاه عباس هم رو نداریم حرف بزنیم. كه خواهد گفت: من شاه طاغوتی كاروانسرای شاه عباسی ساختم، ولی شما حزب اللهی ها با اینكه پول نفت داشتید، هنوز مدارس شما. . . وقتی هم هیأت دولت و رییس جمهور در شهرها می رود، بودجه ی فرهنگی نماز آن رنگی كه باید داشته باشد ندارد. البته خیلی كمك كردند.
برنامه درسهایی از قرآن سال 98 . ج1، ص: 5
از كمك هایشان هم باید تشكر كنیم. اما زشت است بعد از سی سال بگوییم: هنوز دهها هزار روستا و شهرك و مدرسه داریم، یك سالن نمازخانه ندارد. بودجه ی تهاجم فرهنگی و بودجه ی حوادث غیر مترقبه را صرف نماز كنید، بازدهی دارد.
5- پرداخت خمس و زكات عامل حفظ اموال
زكات را بدهید بلا حذف می شود. «مَا تَلِفَ مَالٌ فِی بَرٍّ وَ لَا بَحْرٍ إِلَّا بِمَنْعِ الزَّكَاه یِ» (بحارالانوار/ج /93ص 20)نه یك حدیث و دو حدیث. یك هیأت حدیث داریم. كه هرجا مالی تلف شد به خاطر این است كه زكات ندادیم.
پدر من در بازار كاشان تاجر بود. 50 سال در بازار بود. می گفت: در عمرم ندیدم تاجری در كاشان ورشكست شود، مگر اینكه زكات و خمس نمی داد. می گفت: نداریم كسی را كه خمس و زكات بدهد، ورشكست شود. خدا قول داده است. امام كاظم فرمود: پول حقی را ندهی، خدا مالت را آتش می زند، دو برابر در راه باطل. یعنی پنج میلیون بنا است در حق بدهی، نمی دهی یك خرج ده میلیونی در سفره ات می گذارد. یك جایی باید سی میلیون خمس بدهی، نمی دهی یك خرج شصت میلیونی در سفره ات می آید. این حدیث برای امام كاظم است. یكبار دیگر می گویم. هركجا پول حقی را ندهید، دو برابرش را در راه باطل می دهید. اگر دولت مشكل نماز را بعد از سی سال حل نكند، اگر ملت مشكل نماز را بعد از سی سال حل نكند، اگر پیرزن ها و پیرمردهایی كه دخترهایشان عروس شدند، پسرهایشان داماد شدند، هنوز یك سرمایه داری یك مسجد برای روستا نسازد، دو برابر این را وارثین می خورند و عیاشی می كنند.
یكی از خلفا آمد، خوابیده بود. یك كسی آمد با او بیعت كند. گفت: من حال ندارم با پای من بیعت كن. حال ندارم دست بدهم. پای ایشان را گرفت و بوسید و گفت: بله، كسی كه با دست امام صادق بیعت نكند، باید با پای امثال منصور دوانقی بیعت بكند. بنا نیست كسی با زرنگی پیش رود. من این حرف را بارها زدم. بگذارید تكرار كنم. بنا است 822 كیلو شكر وارد بدن شما شود. آنجایی كه به لقمه ی حرام می بینی صاحبخانه نیست تند تند دو تا سه تا باقلوا می خوری، فكر می كنی زرنگی! نخیر، دكتر می گوید: قندتان بالا رفته خانه ی خودتان هم دیگر قند نخورید. چون خانه ی من دو تا قند خوردی، دكتر می گوید: خانه ی خودت هم دیگر حق قند خوردن نداری. به زرنگی نیست. بیایید اینطور كه ما می گوییم عمل كنید. بنده طلبه ای هستم می خواهم از قرآن وحدیث حرف بزنم. صدقه دفع بلا می كند. مسئولین بیمه حوادث عیر مترقبه بیایند روزی هزار تا گوسفند بكشند، فقرا هم هفته ای یكبار آبگوشت بخورند. آنوقت خداوند به خاطر این یك خطر را از شما دور می كند. صدقه دفع با می كند. استغفار دفع بلا می كند. «اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ یُرْسِلِ السَّماءَ عَلَیْكُمْ مِدْراراً» (هود/52)عذرخواهی كنید، باران ریزش پیدا می كند. ایمان، تقوا، صدقه، دعا، استغفار.
6- فریب رفاه ظاهری را نخوریم
مسأله ی دیگر اینكه ممكن است یك جوان بگوید: آقای قرائتی چه می گویی؟ خیلی كشورها نه صدقه می دهند، نه دعا می كنند، نه ایمان دارند، نه تقوا، زندگی شان هم از ما بهتر است. این هم ممكن است یك كسی در ذهنش بیاید. شما كه می گویی: حوادث غیر مترقبه به خاطر. . . اول اینكه آنهایی كه در رفاه هستند، باید حساب كنیم كه در چه پیش رفت و رفاهی هستند؟ در تكنولوژی، تكنولوژی پیشرفتش غیر از رفاه و آرامش روانی است.
بنده محسن قرائتی در اتریش بودم. در همان زمانی كه من در اتریش بودم، یك همه پرسی كردند. از مردم اتریش كه بیشترین مشكل شما چیست؟ انها هم بحث مترو و موبایل و نمی دانم فرودگاه و آب و گاز و برق و این حرف ها را نداشتند. 85 درصد
برنامه درسهایی از قرآن سال 98 . ج1، ص: 6
آنها گفتند: مشكل ما این است كه نظام خانواده از هم پاشیده است. زن گفت: شوهرم كه بیرون می رود نمی دانم با چه كسی سینما می رود؟ با چه كسی می گردد و می خندد؟ شب كه می آید آیا دیگر مرا دوست دارد یا با چهار تا زن دیگر بوده است؟ مرد گفت: زن من كه بیرون می رود، چون آزادی است، نمی دانم شب كه برمی گردد دیگر من را می خواهد یا آنكسی را كه امروز با او سینما رفته را دوست دارد؟ بله لخت می شوند می گویند و می خندند. اما نظام خانواده از هم. . . این بلا نیست؟ اینطور نیست كه كشورهای پیشرفته چون لوكس هستند رفاه هستند. آرامش ندارند. طلاق گرفتن، من این را از مرحوم مطهری نقل می كنم.
بعد هم آمریكا رفتم. خود من یك ماه آمریكا بودم. این را بررسی كردم. سخنرانی می كردم. یك طرف سخنرانی زن های مطلقه و یك طرف هم مردهای زن طلاق داده. مرحوم مطهری می گوید: طلاق گرفتن در آمریكا مثل تاكسی گرفتن در ایران است. شما فكر می كنید سوپر دولوكس هستند. از داخل پوك هستند. یعنی مثل كچلی كه گلاه گیس می گذارد. نباید گفت: اوه. . . نه بابا! این یك عطسه كند كلاهش می افتد. (خنده حضار) مسأله ی رفاه چیز نیست.
7- تفرقه میان مردم، زلزله خطرناك اجتماعی
قرآن می گوید: «عَذاباً مِنْ فَوْقِكُمْ» (انعام/65)بله عذاب از بالا، «أَوْ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِكُم» بله از پایین، «أَوْ یَلْبِسَكُمْ شِیَعا» یا تفرقه. خود تفرقه یك عذاب است. این به او لعنت می كند، او به این لعنت می كند. متأسفانه كشور ما هم همینطور شده است. گاهی وقت ها حزب اللهی ها به هم. . . مثلاً هیأت حسینی با هیأت عباسی با هم دعوا دارد. هردو یا حسین می گویند، هردو هم با هم دعوا می كنند. گاهی اصولگراها با هم اختلاف دارند. گاهی بین روحانیون اختلاف است. گاهی بین هیأت امنا اختلاف است. گاهی بین مسجدی ها، هیأتی ها، یعنی بین آنهایی كه فكر می كنیم دیگر اینها مسأله ندارند. اختلاف بدترین زلزله است. مگر زلزله این است كه خشت و آجر خراب شود. زلزله این است كه خودت خراب شوی. این زلزله واقعی است. قرآن در چند آیه می گوید: «زُلْزِلُوا» (بقره/214)اینها خانه شان خراب نشد. در روحشان تزلزل پیدا شد. تزلزل روحی خطرش از تزلزل آجرها بیشتر است. اگر آجرها پایین ریخت آدم جایش را می سازد، اما اگر روحش. . . شما نسبت به من سوء ظن پیدا كردی. من هم نسبت به شما سوء ظن پیدا كردم. اگر ما دو تا زلزله ی روحی پیدا كنیم در زلزله ی روحی دیگر هیچ كار نمی شود كرد. من شما را قبول ندارم. شما من را قبول نداری. تزلزل سیاسی، تزلزل اجتماعی خطرش بیش از این زلزله هایی است كه ما می دانیم. مقاوم سازی باید آنجا هم واقع شود. خوب یك صلواتی بفرستید (صلوات حضار)
سؤال: چرا كشورهایی كه اهل دعا و دین نیستند زندگی شان در رفاه است؟
پاسخ: 1- رفاهشان ظاهری است. آنها هم مشكلات معنوی دارند. اصلاً عاطفه نیست. عاطفه نیست.
یك كشوری رفته بودیم. «اللَّهُ أَكْبَر» ! پدرش كه می مرد. می رفتند به دولت می دادند این را می سوزاند و آردش را در یك قوطی می كرد. می گفت: این قوطی پدرت! آنوقت یك زمین داشت، قوطی پدرش و مادرش و همه ی قوطی ها را كنار هم می گذاشت و خاك می كرد. انسان یك كسی را هفتاد سال، هشتاد سال، زحمت كشیده بزرگش كرده، بعد گردش را در یك قوطی می كنند. پسر بدون اینكه هیچ احساسی داشته باشد قوطی را زیر خاك می كند. شما به این زندگی می گویی؟ مثل ماشین بنزینش می زنی او هم برایت راه می رود. هیچ بنزین و باك به شما علاقه ای ندارد، بنزینش می زنی برایت راه می رود. زندگی ماشینی خیلی
برنامه درسهایی از قرآن سال 98 . ج1، ص: 7
چیزها از درونش رفته است. گل هست ولی بو ندارد. گل كاغذی است. گل مصنوعی است. انگور هست ولی آب ندارد. این یك مورد.
2- كشورهای اسلامی اسم اسلام دارند. مگر با اسم شكر دهان شما شیرین می شود؟ نباید بگوییم: كشورهای اسلامی عقب هستند. به كجای اسلام عمل می كنند؟ بانكهای ما اسلامی است؟ همسرداری ما اسلامی است؟ آموزش و پرورش ما اسلامی است؟ مگر با اسم، هركس عكس امام را بالای سرش گذاشت، این دیگر در خط امام است؟ هركس گفت: من در خط امام هستم، در خط امام است؟ اسم اسلام كه كافی نیست بگوییم. چون این كشور اسلامی است پس نباید مشكل داشته باشد. اسم اسلام هست، روح اسلام نیست.
مسأله ی دیگر گاهی رفاه یك قهر الهی است. چون رفاه باعث غفلت و غرور و طغیان می شود. چه كسی گفت كه ماشین خوب باعث عزت شماست؟ همین ماشین خوب باعث می شود كه شما بلند شوی تفریح بروی سرنگون شوی. اگر ماشین نداشتی این كار را نمی كردی. بسیاری از مواقع داشتن ها اسباب دردسر است. پس ببینید تفرقه، فروپاشی نظام خانوادگی، غفلت، غرور، طغیان، اینها هم از بلاهایی است كه كشورهای در رفاه اینها را دارند.
8- جایگاه امدادرسانی در اسلام
مسأله ی امدادرسانی خیلی مسأله ی مهمی است. پاداش امدادگران، قرآن بخوانم. قرآن می گوید: كسی یك نفر را زنده كند انگار همه ی مردم را زنده كرده است. «وَ مَنْ أَحْیاها فَكَأَنَّما أَحْیَا النَّاسَ جَمیعا» (مائده/32)كسی یك نفر را زنده كند، انگار همه ی مردم را زنده كرده است. این یك مورد.
2- امداد رسانی كار انبیاء است. پیغمبرها «اضْرِبْ بِعَصاكَ الْحَجَر» (بقره/60) «اضْرِبْ بِعَصاكَ الْبَحْر» (شعرا/63)پیغمبرها بودند كه امدادرسانی می كردند. امیرالمؤمنین عمری كشاورزی كرد، همه ی اموالش را وقف كرد. بهترین امدادرسانی وقف است. گاهی امدادرسانی لحظه ای است. گاهی دائمی است. گاهی امداد فنی و حرفه ای است. می گویند: هركسی را دوست نداری ماهی به او بده. به او ماهی بده بخورد. هركسی را دوست نداری این رقمی كمكش كن. برای امداد رسانی ماهی به او بده. هركسی را دوست داری، تور به او بده كه خودش ماهی بگیرد. هركسی را خیلی خیلی دوست داری، تور بافی یاد او بده. همینكه ما بتوانیم به یك جوان بیكار كار بدهیم، یك دختر را خیاط كنیم. یك پسر را مكانیك كنیم. امداد رسانی دائمی، نه امدادرسانی كه حالا خرما بدهیم، چادر بدهیم. این یك امداد رسانی واجب است و لحظه ای. امداد رسانی دائمی! پولت را از بانك بیرون بكش به ده نفر وام بده. برای آنها ایجاد شغل بكن. ذوالقرنین خدا تعریفش را كرده است، امداد رسانی كرده است. حدیث داریم اگر كسی مشكل مسلمانی را حل كند، از ده تا حج مستحبی ثوابش بیشتر است. حدیث داریم قدم كه برای كمك به مردم برمی داری انگار در سعی صفا و مروه راه می روی.
قرآن به امدادرسانی سفارش كرده است. «وَ تَعاوَنُوا عَلَی الْبِر» (مائده/2)امداد گاهی موقت است، گاهی دائمی است. امدادهای هنری، امدادهای فنی، امدادهای عاطفی، امدادهای دائمی، امدادهای دراز مدت، حتی كمك به حیوان، كمك به انسان، من راجع به نحوه ی امداد باز هم حرف دارم. یك بحثی دارم كه چطور قرآن می گوید: حضرت موسی به دو سه بزغاله آب داد خدا تعریف او را می كند. اما ممكن است ما به هفتاد میلیون آب و برق و گاز و انرژی بدهیم، خدا از ما تعریف نمی كند. چرا
برنامه درسهایی از قرآن سال 98 . ج1، ص: 8
امدادهای. . . چه امدادهایی را خدا می خواهد؟ یك چیزی در قرآن است. بیست لطیفه در آن است. «إِنْ شاءَ اللَّه» من در جلسه ی بعد می گویم.
خدایا كشور ما و همه ی ما. . . ضمناً امداد رسانی فقط برای مسلمان ها نیست. برای غیر مسلمان ها هم نیست باید به همه كمك كرد. حضرت ابراهیم یك دعا برای مؤمنین كرد. خدا گفت: این دعا را مستجاب نمی كنم. ابراهیم گفت: خدایا به مؤمنین رزق بده. خدا فرمود: این دعا را مستجاب نمی كنم. یعنی چه به مؤمنین رزق بده؟ چه مؤمن، چه كافر! من به همه رزق می دهم. آیه اش را بخوانم. «وَ ارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَراتِ مَنْ آمَن» (بقره/126) «مَنْ آمَن» یعنی چه؟ كسی كه ایمان دارد، «وَ ارْزُقْ» رزقش بده. خدا فرمود: این چه دعایی است می كنی؟ «وَ مَنْ كَفَرَ فَأُمَتِّعُه» (بقره/126)من كافر هم باشد رزقش می دهم. حساب مؤمن و قیامت برای قیامت است. مؤمن و كافر! در دنیا كافر هم باید نان بخورد و آب و برق و گاز داشته باشد. این چه دعایی است كه ما به مؤمنین. . . باید به آنهایی كه می گفتند: نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران! غزه و لبنان كه مسلمان هستند. ما اگر انسانی هرجای كره ی زمین گرسنه بود باید كمكش كنیم. در كمك، اسلام مطرح نیست. انسان مطرح است. كمك رسانی برای انسان هاست، نه برای مسلمین. از بدترین شعارهایی كه در ایران داده شد كه هیچ مبنای عقلی و دینی ندارد، همین نه غزه و نه لبنان. . . اینها خیلی گول خوردند كه این شعار را دادند. حالا دیگر «إِنْ شاءَ اللَّه» بیدار می شوند. قرآن می گوید: «وَ مَنْ كَفَرَ فَأُمَتِّعُه» ابراهیم گفت: به مؤمنین رزق بده. خدا فرمود: ابدا! به كافرین هم رزق می دهم. پس امداد رسانی برای همه ی بشر است. این یك مورد. انواعی دارد. موقت، دائمی، درازمدت، به حیوان، به انسان، فنی، هنری، علمی، حالا نحوه ی امداد را در جلسه ی بعد می گویم.
خدایا كشور ما را و همه ی دنیا را از همه ی خطرها حفظ كن. اگر عوامل بی خردی ما است، جلوی سیل خانه می سازیم. امور فنی را دقت نمی كنیم. مهندس ناظر پول می گیرد و نظارت انجام نمی دهد. مصالح نامربوط تولید می كنیم. كار را به كارشناس نمی دهیم. خدایا هر بی خردی در ما است برطرف بفرما. اگر بلاها وسیله ی آزمایش ما است، خدایا صبری به ما بده كه در بلاها دین فروشی نكنیم. توفیق امداد خالصانه كه هم نجات امت در دنیا در آن باشد، هم برای ما ذخیره ی قیامت باشد. اینگونه امداد را توفیقش را به همه ی ما مرحمت بفرما.
«والسلام علیكم و رحمه ی الله و بركاته»
کليه حقوق برای مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن محفوظ است