سیمای جاهلیت در قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
چون بحث در هفته ی وحدت كه مربوط به میلاد پیغمبر اسلام است پخش می شود، یك نگاهی بكنیم به اینكه پیغمبر ما چه كرده است. سیمای جاهلیت در قرآن و نهج البلاغه.
اول اینكه پیغمبر مردم را از جهل به علم، از تفرقه به وحدت، از توّحش به تمدّن، از بت به خداپرستی، از قتل به برادری، دعوت كرد.
1- وحدت و برادری در پرتو اسلام
قرآن می فرماید: «كُنْتُمْ أَعْداء» شما تشنه ی خون همدیگر بودید. «كُنْتُمْ عَلی شَفا حُفْرَه یٍ مِنَ النَّار» (آل عمران/103)لب گودی و دره ی آتش بودید، «فَأَنْقَذَكُمْ» شما را نجات داد. «كُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِكُم» (آل عمران/103)قلب هایتان را به هم نزدیك كرد، «فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً» (آل عمران/103)وحدت عامل اخوت است. نعمت اتحاد بزرگترین نعمت های الهی است. تفرقه پرتگاه و گودال آتش است. دو تا قبیله بودند، اوس و خزرج! 120 سال اینها با هم دعوا داشتند. خداوند اینها را به هم جوش داد. از تفرقه به وحدت! دیگر چه كرد؟
ارث در جاهلیت! زن ها و یتیم ها را از ارث محروم می دانستند. یعنی اگر كسی می مرد به زن ارث نمی دادند. به یتیم ارث نمی دادند. خودشان چپاول می كردند. قرآن می فرماید: «وَ تَأْكُلُونَ التُّراثَ أَكْلاً لَمًّا» (فجر/19)ارث را می بلعیدید، همه را یكجا جمع می كردید و قورت می دادید، بدون اینكه ببینید حق چه كسی چقدر است؟ شما نگاه كنید، چپاول حق زن، چپاول حق یتیم، رسید به جایی كه شاگرد مكتب اسلام حضرت امام به قول یكی از علمای ایران، می گفت: آمد در سالن نماز بخواند، دید پشت در كفش است، گفت: بگویید: فرادی بخوانند. گفتیم: چرا؟ گفت: منتظر جماعت هستند، من خواسته باشم، بیایم باید پایم را روی كفش مردم بگذارم. و من پایم را روی كفش مردم نمی گذارم. گفتند: آقا كفش ها را كنار می زنیم. بفرمایید! فرمود: كفش ها را كنار بزنید كه من بیایم جماعت بخوانم، وقتی برمی گردند باید دنبال لنگه كفششان بگردند. وقت مردم تلف می شود. بگویید: فرادی بخوانند. یعنی از نماز جماعت می گذرد، برای اینكه حق كسی ضایع نشود.
حتی صدای بلندگوی مسجد قرآن می گوید: «ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْیَه ی» (اعراف/55)دعا می كنید، یواش دعا كنید، بعد می فرماید كه: «وَ لا تَعْتَدُوا» یعنی در دعا كردن تن صدایتان را بلند نكنید. من می خواهم مناجات كنم. مناجات كن! چرا پشت بلندگو؟ فقط در اذان ما اجازه داریم صدایمان بلند شود. ولو همسایه ها هم بیدار شدند طوری نیست. اذان، آن هم آدم خوش صدا. قبل از اذان به اسم مناجات، به اسم قرآن، به اسم هیئت، عزاداری، با هیچ اسمی نمی شود مردم را از خواب بیدار كرد.
2- ارث زنان در دوران جاهلیت
به زن ها ارث نمی دادند. به یتیم ها ارث نمی دادند، «كلاََّ بَل لَّا تُكْرِمُونَ الْیَتِیمَ، وَ لَا تحضُّونَ عَلیَ طَعَامِ الْمِسْكِینِ، وَ تَأْكُلُونَ الترَُّاثَ أَكْلًا لَّمًّا» (فجر/17- 19)خوب «أَكْلًا لَّمًّا» ، «لمًّا» یعنی ضمیمه كردن چیزی به چیزی. یعنی همه را با هم قورت می دادند. یعنی حق و ناحق را با هم می خوردند. یعنی در درآمدهای خود باید دقت كنیم. هر نانی خوردنی نیست. هر پولی تصرف كردنی نیست.
برنامه درسهایی از قرآن سال 98 . ج1، ص: 2
قرآن یك آیه دارد می گوید: اگر افراد مشرك آمدند برای مسجد پول بدهند، پول آنها را قبول نكن. گاهی وقت ها براساس دروغ ما یك كار خیر می كنیم. مثلاً یك قانونی است كه اگر منطقه ای، روستایی، شهری زكات داد. دولت هم برای تشویق همان مقداری كه مردم زكات دادند، همان مقدار رویش بگذارد خرج همان روستا كنند. بعضی از این قانون سوء استفاده كردند. دروغ گفتند. یعنی چه؟ مثلاً می خواستند یك حسینیه بسازند، گفتند: آقا این بیست میلیون زكات است. دولت هم گفت: پس بیست میلیون هم من رویش می گذارم. چهل میلیون شد. چهل میلیون را حسینیه ساختند و حال آنكه اصلاً در آن منطقه زكات وجود ندارد، یعنی نه گندمی بود، نه جویی بود، نه خرمایی، نه شتری، نه گوسفندی، نه گاوی! منطقه منطقه ی زكاتی نبود. به دروغ گفت: زكات كه بیست میلیون از دولت بگیرد، یعنی حسینیه براساس دروغ! مسجد براساس دروغ! راه و جاده و كتابخانه براساس دروغ! البته من نمی گویم، همه. اما یكی هم نباید باشد. «لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَی التَّقْوی» (توبه/108)آن مسجدی كه پایه هایش براساس تقوا است «أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ» (توبه/108)حق داری در آن نماز بخوانی. ممكن است كسی بگوید: من می خواهم با این پول كار خیر بكنم، این پول قابل نیست. نباید بگیریم.
پس سیمای پس از جاهلیت را بنویسم.
1- حل اختلافات 120 ساله ی قبایل
2- محروم نكردن زنان و یتیمان از ارث
3- افرادی خود زن را به ارث می بردند. مثلاً زن هم مثل قالیچه می ماند. مثل پول می ماند. یكی از خرافات زمان جاهلیت بود. الآن هم خرافه زیاد است. در روشنفكرها خرافه است. در هیئت ها، در روستاها، در شهرها، در دانشگاه ها، در حوزه ها، در مسجدها، هنوز هم. . . هرچیزی كه در متن قرآن و روایات معتبر نباشد، و هرچیزی كه فتوای مراجع پای آن نباشد خرافه است.
3- دوری از سلیقه های فردی در امور دینی
ما نمی توانیم دینمان را سلیقه ای انجام دهیم. حالا من خوشم آمده اینطور كنم. همان كه گفتند. اگر گفتند: این را یكبار بگو، مثلاً در دعای كمیل می گوید: «ظَلَمتُ نَفسی» شما هی بگو: «ظَلَمتُ نَفسی» ، «ظَلَمتُ نَفسی» ، «ظَلَمتُ نَفسی» ، تو می خواهی خودت بگویی، بگو. ده بار بگو. اما اگر دعا می خوانی، دعا یكبار بیشتر نگفت. اگر بنا بود بیشتر بگوید، خوب خودش می گفت. گاهی ده بار به ما گفتند بگویید: «یا رب، یا رب، یا رب» خودش گفته: ده بار بگو. چشم! اگر گفتند: سی و چهار متری گنج است، شما بگو: حالا چرا سی و چهار متر؟ یك مرتبه بگو: سی و پنج متر! خوب بكنی به گنج نمی رسی. در طب آمپول را اگر در رگ بزنی، مفید است. حالا یك میلی متر آن طرف رگ بزنی، شفا كه نمی دهد دردش را هم بیشتر می كند. دستور را باید همانطور كه گفتند عمل كنیم. می گوید: این قرص را بعد از غذا بخور. قبل از غذا بخوری اثر بد دارد. این قرص را بین دو غذایت بخور. فاصله ی این قرص با قرص بعدی باید چهار ساعت باشد. پنج ساعت باشد اثرش را از دست می دهد. سه ساعت هم باشد از دست می دهد. این هستی فرمول دارد. هم طبیعتش فرمول دارد. هم دینش فرمول دارد. نمی شود سلیقه ای انجام داد.
ما گاهی وقت ها یك كاری را می كنیم نمی دانیم ریشه اش كجاست. مثل اینكه مثلاً به سه امام سلام می كنیم. من نفهمیدم این كجاست. در جلسات اول رو به قبله می ایستیم، «السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ» بسیار خوب! بعد سمت مشهد «السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا عَلِیَّ بْنَ مُوسَی الرِّضَا الْمُرْتَضَی» ، دو مرتبه سمت قبله برای امام زمان «السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا مَهدی یا بقیه ی الله» ببینم مگر ما چهارده
برنامه درسهایی از قرآن سال 98 . ج1، ص: 3
تا معصوم نداریم؟ چرا شما به سه تا سلام می كنی؟ اگر درجه بندی است خوب مقام پیغمبر از امام حسین كه بالاتر است. مقام امیرالمؤمنین و فاطمه ی زهرا از امام رضا و امام حسین كه بالاتر است. اگر پدر و پسری حساب می كنی، كه موسی بن جعفر پدر امام رضا است. روی چه مبنایی شما فقط به سه امام سلام می كنی؟
دیروز در سازمان تبلیغات جلسه ای بود. سران هیئت های مذهبی آمدند. گفتم: وقتی سلام می دهیم به چهارده معصوم سلام كنیم ولی خلاصه، كه خیلی طول نكشد. به این صورت: «السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا رَسُولَ اللَّهِ، السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا أَبَا الْحَسَنِ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ، السَّلَامُ عَلَیْكِ یَا فَاطِمَه ی، السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا حَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ، السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ الحُسَین» یكی یكی امام ها را سلام بدهیم تا آخر «السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا مَهدی وَ رَحمَه یُ اللهِ وَ بَرَكَاتُه» زمان كمتر ولی به چهارده امام سلام كنیم. نباید گزینشی باشد.
ما هركاری می كنیم دلیل می خواهد. امام رضا فرمود: لب من كه تكان می خورد، یك چیزی می گوید. از من بپرسید این حدیثی كه خواندی به چه دلیل؟ تا من بگویم حدیث های من ریشه اش در قرآن است. یعنی چه؟ یعنی آنچه ما اهلبیت می گوییم، این ریشه اش در قرآن است. از خودمان نمی گوییم. امام رضا می گوید: حرف های من باید ریشه در قرآن داشته باشد. ما هم باید حرف هایمان ریشه داشته باشد. یا در قرآن یا در روایات یا در فتوای مراجع!
«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا» ای مؤمنین! «لا یَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّساءَ كَرْها» (نساء/19)خانم ها را به ارث نبرید. حالا در تفاسیر دو تا معنا شده است. یا خود خانم را به ارث می بردند، می گفتند: این قالیچه برای تو، این خانم هم برای ما. زن را هم مثل قالیچه تقسیم می كردند كه توهین به زن بود. یا اینكه نمی خواست با زنش زندگی كند، منتهی چون می دید زن پولدار است، می گفت: حالا یك مدتی با او زندگی كنیم، بلكه بمیرد، ارث ببریم. یعنی به خاطر ارثش. . .
به یك كسی گفتند: سینما فیلم چه بود؟ گفت: من نمی دانم چه بود. گفتند: پس چرا رفتی؟ گفت: من یكجای تاریك می خواستم دیدم آنجا تاریكی است، رفتم از تاریكی استفاده كنم. كار به فیلمش ندارم. بعضی ها نمی خواهند با زن زندگی كنند. فقط می بینند زن پولدار است، می گویند: حالا با او زندگی كنیم، برای اینكه از پدر زن یك خیری ببینیم. یا زن بمیرد، ارثش را به ما بدهد. یا پدرش بمیرد، سهم زن را بگیریم. می گوید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا» پیغمبر چه كرد؟ «لا یَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّساءَ كَرْها»
4- حقوق زن در اسلام
اسلام خیلی به گردن زن ها حق دارد. خیلی! به گردن همه حق دارد، به گردن زنها بیشتر حق دارد. اگر ما بدانیم، اگر دخترهای ما، زن های ما بدانند كه پیغمبر چه عزتی به این خانم ها داده، «وَ لِلنِّساءِ نَصیب» (نساء/7)آیه ی قرآن است. «نساء» یعنی خانم ها «نصیب» دارند. زنها حق دارند. حق رأی دارند. حق تحصیل دارند. حق مشورت دارند. حق انتخاب دارند. هیچ پدری حق ندارد دامادی را به دختر تحمیل كند. باید خود دختر انتخاب كند. حق درآمد دارند. می شود زن میلیاردر باشد. كسی نباید بگوید: پولت را به من بده. زن مالك است. حق مالكیت دارد. تمام حقوقی كه مرد دارد، زن هم دارد. یكجاهایی ممكن است اسلام از زن ها كم كرده. ولی آن هم حكیمانه است. من این را چند بار گفتم. منتهی یك چیزی را خواسته باشی تمام دخترهای ایران بفهمند، باید چند بار در چند نوبت آدم بگوید، تا هر نوبتی یكی دو میلیون، پنج میلیون، كمتر بیشتر بشنوند، تا همه فهمیده باشند.
5- حكمت نصف بودن ارث و دیه ی زن
برنامه درسهایی از قرآن سال 98 . ج1، ص: 4
مثلاً می گویند: چرا ارث زن نصف است؟ ببینید خانم! فرض كنید كره ی زمین سی تومان پول دارد. بیست تومانش را به پسرها می دهیم، ده تومانش را به دخترها می دهیم. اینجا ممكن است دختر خانم بگوید: چرا ارث ما نصف است؟ اسلام چه می گوید؟ می گوید: دختر خانم ده تومان كه داری هیچ خرجی به گردن تو نیست. این ده تومان را برو پس انداز كن. بعد به دخترها می گوید: برو با این پسر ازدواج كن، این دختر از اینجا پاك می شود و می رود كنار پسر ازدواج می كند. پسر بیست تومان داشت، این بیست تومان وارد زندگی هردو می شود. یا خانه می خرد، یا فرش می خرد، یا ماشین می خرد، نمی دانم هرچه. . . این پول را وارد زندگی می كند، دختر خانمی كه با این پسر ازدواج كرده، از این بیست تومان ده تومان هُش می كشد. ده تومان هم یواشكی دارد. اسمش ده تومان است، منتهی ده تومانی كه خرج ندارد. مثل اینكه مثلاً می گویند: یكی پنجاه لیتر بنزین دارد و دیگری صد لیتر بنزین. منتهی می گویند: برو پنجاه لیترت را پنهان كن، سوار آن ماشین شو كه صد لیتر دارد.
یك مورد دیگر مثلاً می گویند چرا اگر كسی مردی را بكشد، صد تا شتر دیه دارد؟ زن را بكشد پنجاه شتر؟ نصفش را من می گویم، نصفش را شما بگویید. . . مگر خون مرد رنگین تر است؟ این هم به نفع زن است. چرا؟ اگر كسی زن من را بكشد، پنجاه تا شتر به من می دهند. یعنی یك كیسه ام پر از پول می شود. اما اگر كسی من را بكشد، تمام كیسه های خانم من پر از پول می شود. چون پول صد تا شتر را در جیبش می كنند. اگر خانم من را كسی بكشد، یك جیب من پر از پول می شود چون پنجاه تا شتر است. اما اگر كسی من را بكشد، پول صد تا شتر را به او می دهند. خوب این به نفع زن است. زن ها نمی فهمند! (خنده حضار) به نفعش است. این هم یك مسأله.
یكجا می گویند: چرا دخترها نه سالگی نماز می خوانند، پسرها پانزده سالگی؟ می گوییم: بین نه سال، پانزده سال، خوب. . . این هم ماجرایش این است. دختر خانم ها از دوازده سالگی تا پنجاه دو دو سالگی. البته میانگین من می گویم. میانگین چقدر می شود؟ از دوازده سالگی دخترها در ماه هفت روز، هشت روز، نمی توانند نماز بخوانند. یا هفت روز، یا شش روز، یا پنج روز. یك چهارم ماه را نماز نمی خوانند. از دوازده سالگی شروع می شود، تا 52 سالگی. چند سال می شود؟ چهل سال! چهل سال، یك چهارمش چقدر می شود؟ ده سال. خانم ها ده سال از نماز محروم هستند. یعنی هر ماهی پنج شش روز، شش هفت روز، هفت هشت روز. یك چهارم عمرشان نماز نباید بخوانند. یعنی از دوازده سالگی كه آن مسأله شروع می شود تا پنجاه و دو سالگی. چهل سال هست. یك چهارم چهل سال، ده سال نماز نمی خوانند. اسلام گفته: دختر خانم ده سال نمی توانی نماز بخوانی. اما شش سال زودتر نماز را شروع كن. مثل ماشینی كه با سرعت صدو چهل می رود، یك ماشین با سرعت صد و بیست می رود. به صد و بیست می گوییم: شما یك ربع زودتر حركت كن. دختر شش سال زودتر نماز را شروع می كند. چهار سال هم البته میانگین ها، حالا یك زن زودتر بمیرد، تصادف است. معمولاً میانگین روی كره ی زمین، كار به ایران هم ندارم. در دنیا میانگین عمر زن ها چهار سال بیش از مردها است. یعنی آدم قبرستان كه می رود زن ها سر قبر شوهرهایشان نشستند. (خنده حضار) میانگین چهار سال عمر زن ها بیشتر است. چهار سال بعد از شوهرش زنده است. شش سال هم زودتر شروع می كند، شش سال زودتر یعنی از نه سالگی تا پانزده سالگی می شود شش سال، شش سال زودتر نماز را شروع كن. چهار سال هم بعداً اضافه كن، شوهرت مرده است. شش سال و چهار سال ده سال، با آن ده سال چه؟ اسلام همه ی دستوراتش حكیمانه است. من یكوقت گفتم انسان انسانی را بكشد صد تا شتر. هر عضوی هم كه جفت است، صد تا شتر. یعنی دو تا دست صد تا شتر. یك دست پنجاه تا. دو تا ابرو صد تا، یكی پنجاه تا. دو تا چشم صد تا، یكی پنجاه تا. دو تا گوش صد تا، دو تا كلیه، دو
برنامه درسهایی از قرآن سال 98 . ج1، ص: 5
تا پا، هر عضوی كه جفت است، جفتش را ببری صد تا شتر، یعنی پول یك انسان كامل، انسان كامل صد تا شتر. عضوهایی هم كه جفت هستند، صد تا شتر است. یكی پنجاه تا! به لب كه می رسد می گوید: لب بالا چهل تا شتر، لب پایین شصت تا. می گویند: اِ. . . خوب لب هم كه جف است. چرا این جفت مثل باقی جفت ها نیست؟ كه دو تا صد تا، یكی پنجاه تا! می گوید: خوب بین لب پایین و بالا را ببری، لب بالا را ببری، دندان ها پیدا می شود. اگر لب پایین را ببری، هم دندان ها پیدا می شود و هم نمی توانی آب بخوری. هی آب ها پایین می ریزد. یعنی ضربه به لب پایین بیش از لب بالا است. چون ضربه بیشتر است، لب بالا چهل تا، لب پایین. . . چه دارم می گویم؟ می خواهم بگویم: اسلام دستوراتش یك حكمتی دارد. گفته: خانم حجاب داشته باش. خودت را حراج نكن! كسی حق دارد به تو نگاه كند كه خرجی تو را بدهد. هركس خرج تو را داد، به تو نگاه كند. مردم الكی مفت ببینند. مگر حراجی است؟ مفت كسی نباید ما را ببیند. من خودم را می پوشانم خودم را نشان كسی نمی دهم. به نفع است. یعنی ارزش تو است. حجاب ارزش است. حجاب یعنی من نرخ دارم. اینطور نیست كه الكی مثل حلوای نذری هركسی آمد یك انگشت بخورد، اینطور كه نیست. (خنده حضار) من حلوای نذری نیستم. من یك انسانی هستم، اگر كسی از من لذت ببرد، باید نوكر من هم باشد. صبح تا شب باید جان بكند، آب و گاز و خانه و زندگی. . . زندگی من را تأمین كند. همینطور كنار خیابان من خودم را آرایش كنم، مردم من را الكی ببینند. خوب اینكه حراجی است. حراج شدن عزت زن نیست، حجاب عزت زن است. اسلام خیلی به گردن همه حق دارد، به گردن زنها بیشتر.
6- سوء استفاده از زنان در دوران جاهلیت
خوب سراغ زمان جاهلیت برویم. عرض كنم به حضور شما «وَ لِلنِّساءِ نَصیب» كسی حق ندارد افراد تحت امرش را به فساد دستور بدهد. «وَ لا تُكْرِهُوا فَتَیاتِكُمْ عَلَی الْبِغاءِ إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّنا» (نور/33)افرادی بودند كه با كمال تأسف مثل بعضی از مجرمینی كه گاهی آدم می شنود، مثلاً از بچه ی كوچكش، از دخترش، از پسرش، از همسرش سوء استفاده می كند، برای اینكه مثلاً به مواد برسد. یا به فلان خلاف برسد. اصلاً دخترش را زنش را به یدك می كشد برای اینكه مثلاً یكجایی بتواند از آن. . . می گوید: كسی حق ندارد دخترش را، كنیزش را، به كار حرام وادار كند برای اینكه مثلاً «لِتَبْتَغُوا عَرَضَ الْحَیاه یِ الدُّنْیا» (نور/33)من زبانم در تلویزیون بسته است بگویم. اجمالاً كلی می گویم. افرادی در زمان جاهلیت بودند، بچه هایشان را، كنیزشان را، افراد تحت امرشان را وادار به خلافكاری می كردند كه به پول برسند. افرادی هستند مثلاً سه تا بچه دارد، هر بچه اش را سر یك چهارراه می گذارد، یكی كبریت می فروشد، یكی آدامس، یكی شیشه پاك می كند. همه ی بچه هایش را پخش می كند به گدایی، كه آخر شب یك پولی گیرش بیاید. می گوید: چرا چنین می كنید؟ بچه امانت است. چرا از افراد تحت امرتان سوء استفاده می كنید؟ اصلاً من دخترم را خانه ی شما خیاطی فرستادم. چرا به او می گویید: اتاق را جارو كن؟ بچه ام را فرستادم مكانیكی یاد بگیرد. چرا به او می گویی: برو ظرف ها را بشوی؟ اگر كسی تحت امر شماست، برای یك كار دیگر، شما به كار دیگر وادار می كنی. ممنوع!
بت پرستی! «وَ ما ذُبِحَ عَلَی النُّصُب» (مائده/3)در جاهلیت دو رقم بت داشتیم. بت هایی كه شكل داشت، مثل مجسمه چشم و ابرو و گردن و دست و پا. بت هایی كه شكل داشت، اینها را «اصنام» می گفتند. «صنم» بت! بت هایی كه نه، سنگ خالی بود. اینها را «نُصُب» می گفتند. می آمدند گوسفندشان را قربان این سنگ ها می كردند و خونش را به این سنگ ها می مالیدند. گوشتش حرام است. «وَ ما ذُبِحَ عَلَی النُّصُب» . . .
برنامه درسهایی از قرآن سال 98 . ج1، ص: 6
7- آثار طبیعی گناه در فرد و جامعه
یك سری از گناهان را علنی انجام می دهند. الآن در اروپا هم اینطور است. در آمریكا هم اینطور است. می گوید: اگر زن و مردی توافق كردند زنا كردند، مشكلی نیست. اگر تجاوز به عنف شد، مشكل است. یعنی اگر هردو راضی بودند، حرام خدا حلال می شود؟ در غرب چه تفكری است؟ كه اگر دو نفر راضی بودند دیگر گناه بی گناه! چه اشكالی است؟ چه تفكری است؟ اگر دو نفر ناراضی بودند، حرام می شود؟ اگر دو نفر راضی بودند، حرام خدا حلال می شود؟ اثرات گناه سر جایش است. مثلاً سیگار تلخ است. حالا بنده راضی هستم، سیگار تلخ را به دوستم می دهم. او هم سیگار تلخ. . . اگر دو نفر راضی بودند سیگار تلخ به هم دادند، این سیگار شیرین می شود؟ دیگر دودش برای ریه ضرر ندارد؟ تنگی سینه نمی آورد؟ هركس می خواهد سیگار بكشد، اسكناس آتش بزند. چون اگر اسكناس آتش بزنی، پولت از بین رفته است. اما اگر اسكناس را دادی، سیگار خریدی، سیگار آتش زدی، هم پول رفته هم ریه ات رفته. چطور ما حاضر نیستیم اسكناس را آتش بزنیم؟ ولی حاضر هستیم دو برابر اسكناس آتش زدن ظلم كنیم. این پول را می دهیم سیگار می شود، سیگار تبدیل به دود می شود. یعنی یك واسطه اضافه می كنیم در عوض به جای اینكه اسكناس آتش بگیرد، هم اسكناس رفت، هم ریه مان رفت. حالا اگر توافق كنیم دیگر ریه سالم است؟ با توافق كه مشكل حل نمی شود.
اگر بنده یك شرابی را بخورم. فكر كردم آب است خوردم. مست نمی شوم؟ شما اگر دست روی سیم برق گذاشتی، نمی دانی برق است. برق تو را نمی گیرد؟ آثار وضعی كار به علم و جهل ندارد. شما را برق می گیرد. چه بدانی سیم برق دارد، چه ندانی. شراب مست می كند، چه بدانی، چه ندانی. نمك شور می كند، حالا بگویی: آقا من نمی دانستم نمك است، فكر كردم شكر است. یعنی حقیقت اشیا با علم و جهل ما فرقی نمی كند. «قُلْ إِنَّما حَرَّمَ رَبِّیَ الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَن» (اعراف/33)گناهان ظاهری، گناهان باطنی، ما خیلی وقت ها گناهان ظاهری را انجام نمی دهیم، می گوییم: پلیس است، بایست و ترمز كن. پلیس نیست. برو! ببینید ما كاری به قانون نداریم، كار داریم جریمه شویم یا نشویم. اگر از ترس جریمه خوب شدیم، این ارزش نیست. ارزش برای كسی است كه تمدن و علم و انسانیت و انصافش. . .
خدا دكتر بهشتی را رحمت كند. یك شب ساعت دور و بر دوازده شب بود، ایشان یك ماشینی داشت، در آن نشست و ما هم مهمانش بودیم. پشت فرمان بود. جایی می رفتیم. رسید لب یك چهارراه ایستاد. گفتم: آقای بهشتی نصف شب است، هیچ سمتی ماشین نمی آید برو! گفت: قانون می گوید: باید بایستیم. گفتم: بابا شما كه نظام شاهنشاهی را قبول نداری. گفتم: من نظام را قبول ندارم. اما نظم را قبول دارم. نظام را قبول ندارم اما نظم را قبول دارم.
یك گناهان مخفی، الآن اگر به ما بگویند: گناهكار كیه؟ می گوییم: من گناهی نكردم. نه آدم كشتم و نه از دیوار كسی بالا رفتم. اما در پادگان ها این غذاهایی كه برای سربازها می پزند. خوب می پزند یا بد؟ اگر بد پختند جوری كه سرباز تشخیص داد، كه این ظرف غذا را كنار بگذارد برود نان بربری بخرد خالی بخورد، نان خالی بربری بهتر از این پلو و عدس است. این پیداست كه مسئولین آشپزخانه و فرماندهانشان باید حواسشان را جمع كنند. اینها گناهان مخفی است. چاقو روی كسی نكشیدند اما همین پلو و عدسی كه بد پختند، گناه است. خانمی كه شیلنگ دست می گیرد آب اضافه مصرف می كند، گناه كرده است. گناه كبیره! اسراف گناه كبیره است. نمی دانم برایتان گفتم یا نگفتم؟ اگر هم گفتم یكبار دیگر می گویم.
برنامه درسهایی از قرآن سال 98 . ج1، ص: 7
یك گچی دست من بود، در برنامه تلویزیون روی تخته می نوشتم. یك گچ كوچك تقریباً به اندازه ی یك سانت، دو سانت! این گچ افتاد. من یك گچ دیگر برداشتم. یك بچه ی دبستانی نوشت: آقای قرائتی تو هم اسراف كردی! گچ افتاد خم شو گچ را بردار با باقی بنویس. بی اعتنایی كردی یك گچ نو برداشتی. پیداست تو هم اسراف می كنی. من گفتم: درست است. یك بچه ی ده ساله یك شیخ شصت و پنج ساله را نصیحت كرد. اگر هم من گوش ندادم پیداست متكبر هستم. باید بگویم: حق با تو است. تو درست می گویی. هیچ اشكالی ندارد یك سرباز جرأت كند برود به فرمانده بگوید: آقا این غذای شما. . .
حدود شاید بیست سال پیش بود. خانه مان در پادگان بود. یكشب یك سرباز یك غذا آورد گفت: حاج آقا! ببین این غذا را می توانی بخوری؟ من دیدم پیاز پخته است و آب زردچوبه! گفتم: گوشت ندارد. گفت: والله گوشت نداشت. گفتم: لپه ندارد؟ گفت: والله لپه نداشت. فقط آب و پیاز پخته و زردچوبه! گفتم: هرشب كه اینطور نیست. حالا امشب اینطور است. گفت: بله امشب اینطور است. حالا خودت می توانی بخوری؟ دیدم نمی شود خورد! من كاسه ی آبگوشت را از این سرباز گرفتم و در خانه ی فرماندهی رفتم. ساعت تقریباً یازده شب بود. بنده ی خدا خوابیده بود. در را زدم، گفتم: یك سرباز این آبگوشت را آورده، و می گوید: این قابل خوردن است؟ آخر وقتی سرباز این غذا را خورد، فردا آخوند عقیدتی سیاسی سر كلاس می رود و می گوید: بحث امروز، بحث عدالت! (خنده حضار) این سرباز هم همه ی سلول های بدنش فحش می دهد. (خنده حضار) چون ببین وقتی آب پیاز خورد، آب پیاز دیگر بحث عدالت به آن نمی چسبد. كاشی وقتی می چسبد كه پشتش سیمان باشد. كاشی روی كاهگل بند نمی شود. بحث عدالت روی آب زردچوبه بند نمی شود. لااقل آن شب هایی كه غذای پادگان بد است، آن شب آقایان دیگر درس ندهند. (خنده حضار) عدالت!
امیرالمؤمنین خانمی را دید كه دو تا بچه دارد. سه تا خرما دارد. یك خرما را به این داد، یك خرما را به دیگری داد. آن خرمای وسطی را خیلی با دقت نصف كرد. خیلی با دقت نصف كرد، نصف به این بدهد و نصف به او. حضرت امیر فرمود: خانم! تو به خاطر این روحیه ی عدالتی كه داری اهل بهشت هستی كه می خواهی بین بچه هایت. . . مادرها نباید بین بچه هایشان فرق بگذارند. با كمال تأسف بعضی پدر و مادرها یك بچه را بیشتر از باقی بچه ها دوست دارند. و از كتاب من لا یحضر حدیث بخوانم كه اگر كسی بین بچه هایش فرق بگذارد حتی در ارث گناه كبیره كرده است. مثلاً بگوید: به این بچه دو میلیون بده، به آن بچه یك میلیون. گناه كبیره كرده است. ما پول آب نمی دهیم ولی شما شیر آب را كه برای وضو باز كردی، ببند. این شیر را باز می كند، همانطور دست و صورت را می شوید و آب هم می رود. بابا خانه ی خودت هم باشد، این كار را می كنی؟ از اسراف!
8- دوری از تعصّب و لجاجت جاهلانه
تعصب، «حَمِیَّه یَ الْجاهِلِیَّه ی» (فتح/26)تعصب، هم خوب داریم و هم بد. اگر روی حرف حق تعصب داشتی، این می شود غیرت دینی. . . روی منطق تعصب دارد. بگو: آقا دلیل من این است. چون دلیل من درست است، روی دلیلم مقاومت می كنم. این خوب است. تعصب به حق است. تعصبی كه بد است این است كه آدم حرف چرندی بزند، روی حرف چرندش هم پافشاری كند. اگر حرفت منطقی است، تعصب داشته باش. نگو: آقا تعصب نداشته باش، ول كن. نخیر تعصب دارم!
جاهلیت چند رقم داریم. «ظَنَّ الْجاهِلِیَّه یِ» (آل عمران/154)، «تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّه ی» (احزاب/33)، «حَمِیَّه یَ الْجاهِلِیَّه ی» قرآن می گوید: تفكر جاهلی، تبرج جاهلی، جلوه گری جاهلی، تعصب جاهلی. تفكر جاهلی، تعصب جاهلی، تبرج جاهلی. یعنی خودنمایی های
برنامه درسهایی از قرآن سال 98 . ج1، ص: 8
جاهلی! چون تعصب باعث می شود كه انسان حق را نپذیرد. در زمان جاهلیت روی بت تعصب داشتند. می گفتند: «اصْبِرُوا عَلی آلِهَتِكُم» (ص/6)روی همین بت ها مقاومت كنید. «صَبَرْنا عَلَیْها» (فرقان/42)روی همین بتها مقاومت می كنیم. «وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ» (كافرون/3)
تقلید كوركورانه، اسلام می گوید: «قُلْ هاتُوا بُرْهانَكُمْ» (بقره/111)دلیل بیاورید. تقلید كوركورانه! چه كسی گفت: ما این كار را بكنیم؟ فكر می كنیم جامعه شناسی و روانشناسی آنهایی را كه خارج هستند ما باید دوبله كنیم. فكر می كنیم مدیریت همان كتاب های غربی است. فكر می كنیم حقوق همان حقوقی است كه باید از فرانسه بیاید. اسلام را نشناختیم. درباره ی حقوق، درباره ی مدیریت، درباره ی علوم انسانی، قرآن و روایات پر از مطلب است. منتهی به ما گفتند: مگر شما می فهمید؟ الآن نیروی هوایی، نیروی زمینی، ارتش، سپاه، وزارت دفاع، این ابتكاراتی كه دارد، اصلاً زمان شاه می گفتند: تو نمی فهمی! اصلاً مگر ایرانی می فهمد؟ مگر ایرانی می شود؟ در این سی سال بعد از انقلاب معلوم شد ایرانی هم خوب می فهمد. هم خیلی. . . یكوقتی خلبان های ما را فقط آمریكا آموزش می داد. خلبان موفق آن كسی بود كه آمریكایی باشد. بعد گفتند: پاكستانی، الآن به شكر خدا نیروی هوایی ما از صفر تا صد، یعنی تمام مراحل آموزش هایش ایرانی است و با همه ی خلبان های دنیا رقابت می كنند. این بود كه به ما می گفتند: تحقیر شدیم. می گفتند: شما نمی فهمید.
خدایا، روح امام و شهدا كه به ما یاد دادند می فهمیم، خوب هم می فهمیم، می توانیم، خوب هم می توانیم، قوی هستیم خوب هم قوی هستیم. عزیز هستیم، خوب هم عزیز هستیم. كسانی كه این عزت و فهم را به ما تزریق كردند و ما را بیدار كردند، خدایا روحشان را از ما راضی و ما را پاسدار خون ها و خدماتشان قرار بده.
«والسلام علیكم و رحمه ی الله و بركاته»
کليه حقوق برای مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن محفوظ است