كربلا، صحنه گذشت و فداكاری

بسم الله الرحمن الرحیم
«السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْكَ وَ رَحْمَه یُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ»
به عنوان درسهایی از قرآن، در شام غریبان چه بگوییم. عاشورا چه گذشت و شام غریبان چه گذشت و چه درسهایی به ما می دهد؟
من در قرآن 29 رقم گذشت پیدا كردم. 29 رقم گذشت، البته شاید بیشتر باشد، حالا اینهایی كه به عقل بنده رسیده است و می توانم بگویم كه تقریباً در كربلا تمام این 29 رقم گذشت و باقی آنهایی كه به عقل من نیامده است، واقع شد. یعنی نمایشگاه گذشت. گذشت از جان، گذشت از جوان، گذشت از همسر، گذشت از شكم، گذشت از رفاه، گذشت از خواب، همه ی گذشت ها یكجا در یك روز واقع شد. بحث امشب، ضمن اینكه یك روضه ی قرآنی است، یك مقایسه هم بكنیم ما در عمرمان از چه گذشت كردیم؟ البته داشتیم و داریم آدم هایی كه واقعاً گذشت دارند.
در جبهه بمباران می شد، یكی از دوستان می گفت، گفتم كه ممكن است ما امشب شهید شویم. هركس وصیت دارد وصیت كند. می گفت: همه وصیت كردند. جوان ها نشستند وصیت نامه نوشتند. یك پیرمردی همینطور نشست نگاه كرد و بعد آمد تنگ گوش من گفت: من سواد ندارم كه وصیت نامه بنویسم. به روحانی گفت. به روحانی كه همیشه در سنگر بود گفت: شما برای من بنویس. یك قلم و كاغذ دست گرفت. خوب. . . «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم» ، شهادت می دهم خدا یكتاست. پیغمبر، اهل بیت، قرآن، كعبه، دین، گفت: حالا وصیت تو چیست؟ گفت نمی دانم من وصیت نامه بلد نیستم. تو آخوندی! چه باید نوشت؟ گفت: مال چقدر داری؟ گفت: هیچی! هیچی ندارم. گفتم: اولاد. . . گفت: یك اولاد داشتم آن هم در جبهه شهید شده و از مال دنیا هم هیچی ندارم. گفتم: اصلاً تو وصیت نامه نداری. داشتیم آدم هایی را كه یك پسر داشتند، دادند. دو تا داشتند، دادند. سه تا داشتند، دادند.
من پریشب دزفول بودم. می گفت: در یك خانه بیست و یك شهید، یكجا. بحث امشب بحث گذشت است و در كربلا همه ی گذشت ها یكجا جمع شد. «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم» . درسهایی از قرآن و اهل بیت را هم اضافه كنید كه حقش همین است. موضوع: گذشت. از چه؟ از جان. . .
1- گذشت از جان، در راه حفظ دین
امیرالمؤمنین جای پیغمبر خوابید. آیه نازل شد. «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْری نَفْسَهُ ابْتِغاءَ» (بقره/207)بعضی از مردم خودشان را پیش مرگ پیغمبر می كنند. از جان گذشت. می دانید خدا چه كرد؟ خدا به فرشته ها گفت: كدامیك از شما حاضر هستید جانتان را فدای دیگر فرشته ها كنید؟ ببینید علی بن ابی طالب، امیرالمؤمنین (ع) جانش را فدا كرد. گذشت از جان! این هم نه گذشت طبیعی، هم از سر گذشت، هم از قلب گذشت، چون در قلبش زدند. گذشت از جان. . .
اصلاً امام حسین فقه را زیر و رو كرد. لب زدن به خاك حرام است. كسی خاك بخورد ولو یك ذره، اما به ما گفتند: بچه كه به دنیا می آید، لبش را به خاك كربلا بمالید. سفارش شده آن خاكی كه پیشانی تان را برای عبادت خدا می گذارید، خاك كربلا باشد. مسافر نمازش دو ركعتی است، اما می گویند: در حرم امام حسین نمازت چهار ركعتی است. یعنی آنجا خانه ی خودت است.
برنامه درسهایی از قرآن سال 98 . ج1، ص: 2
2- حرم امام حسین (علیه السلام) ، خانه ی همه زائران
امام حسین كاری كرد كه خانه ی او خانه ی همه ی ما شد. همینطور كه هركسی در خانه ی خودش چهار ركعتی می خواند می تواند. خانه ی الوهیت مسجدالحرام، خانه ی نبوت مسجد النبی، خانه ی ولایت مسجد كوفه، خانه ی شهادت. ما پنج تا خانه داریم. یكبار دیگر می گویم. خانه ی ولادت یعنی خانه ای كه در آن متولد شدیم، به دنیا آمدیم. خانه ی ولادت، خانه الوهیت، خانه ی نبوت، خانه ولایت، خانه ی شهادت. شما پنج جا می توانی نماز چهار ركعتی بخوانی. این چه بود كه همه ی غریبه ها را خودی كرد؟ آدم در محل غریب نمازش شكسته است ولی امام حسین می گوید اینجا غریب نیستی، اینجا خانه ی خودت است.
گذشت از مال؛ می دانید امام حسین چه كرد؟ وقتی كربلا آمد زمین های كربلا را خرید. گفت: نمی خواهم خون من در زمین مردم ریخته شود. نمی خواهم زوارهایی كه زیارت من می آیند، پایشان را در زمین مردم بگذارند. حق مردم است. این خودش یك درس است كه عزادارهای امام حسین باید حق مردم را نادیده نگیرند. حق زن، حق شوهر، حق همسایه، باید من تبریك بگویم و تشكر كنم. من كسی نیستم ولی حالا به عنوان یك طلبه تشكر كنم از آن هایی كه ظهر عاشورا وسط خیابان نماز خواندند. با هیچ قدرتی نمی شد وسط خیابان نیویورك و واشنگتن، وسط خیابان نماز خواند. اما امام حسین نیویورك و واشنگتن را هم سوراخ كرد. تمام مراسم هایی كه در كشورهای غربی می گیرند، چه اروپا، چه آمریكا، چه جای دیگر، صد تا، دویست تا، من بودم. من محرم، شب های قدر در مراسم كشورهای غربی بودم. با افطاری صد و پنجاه تا، دویست تا، سیصد تا جمع می كنند. امام حسین در دانماركی كه كاریكاتور پیغمبر را كشیدند، وسط خیابان چهل هزار نفر را جمع كرد. هیچ قدرتی نمی تواند وسط خیابان دانمارك چهل هزار تا آدم جمع كند.
3- نقش تاسوعا و عاشورا در پیروزی انقلاب اسلامی
امام بنیانگذار جمهوری اسلامی، انقلابش را روی دوش امام حسین گذاشت و جلو رفت. اگر خود امام می خواست انقلاب را دوش بگیرد نمی شد. از عاشوراها و تاسوعاها و اربعین هاست. هرچه امام صادق روایاتش پخش شد، در روضه ها پخش شد. یعنی مذهب جعفری را امام حسین دارد می برد. «كلهم سفن النجاه ی» همه ی اینها كشتی نجات هستند، ولی كشتی امام حسین تندتر می رود. «كلهم باب الله» همه ی ائمه ی ما درگاه لطف خدا هستند. ولی درگاه امام حسین بزرگتر است و «باب الحسین اوسع» گذشت از خواب؛ دیشب امام حسین نخوابید. فرمود: می خواهم تا صبح نماز بخوانم. من نماز را دوست دارم. من نماز را دوست دارم. دیشب تا صبح احیا داشت.
4- نماز شب حضرت زینب (سلام الله علیها) در شام عاشورا
من معمولاً مستحبات را به بچه هایم اصرار نمی كنم كه انجام دهید. ولی غروب عاشورا به عنوانی كه پدر اگر به بچه اش سفارش كرد یك كاری را بكن، واجب می شود، سفارش می كنم شام غریبان نماز شب را بخوانید. شب های دیگر هم نمی خوانید، نماز شب مستحب است ولی شام غریبان بخوانید چون زینب كبری شام غریبان هم نماز شبش را خواند، منتهی آمد بلند شود، افتاد. زانویش طاقت نداشت. یعنی او این رقمی نماز شب می خواند، لا اقل دخترهای ما در سال یك شب به این بی بی تكیه كنند. گذشت از خواب. . .
قرآن ستایش می كند. «تَتَجافی جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِع» (سجده/16)افرادی هستند خودش را از رختخواب می كند، برای مناجات. بعد می گوید: «فَلَا تَعْلَمُ نَفْس» (سجده/17)كسی نمی داند چه اجری برایش گذاشتیم. بعضی از آیات قرآن می گوید: «ضِعف» یعنی دو
برنامه درسهایی از قرآن سال 98 . ج1، ص: 3
برابر. بعضی آیات می گوید: «اَضعاف» چند برابر. بعضی آیات می گوید: «فَلَهُ عَشْر» ده برابر، بعضی آیات می گوید: هفتصد برابر، اما راجع به كسی كه خودش را از خواب بكند، می گوید: «فَلَا تَعْلَمُ نَفْس» آیه ی قرآن است كه می خوانم. هیچ كس نمی تواند بفهمد پاداش این كسی كه خودش را از رختخواب برای مناجات كند، هیچ كس نمی تواند حسابش را بكند. هیچ كس حسابش را ندارد، از بس مهم است. گذشت از خواب. . .
بعد جالب این است كه امام حسین شب عاشورا هم نماز شب می خواند، هم شمشیر تیز می كند. یعنی چه؟ یعنی نماز شما را از دشمن غافل نكند. سرگرم نشوید در مسجدها مشغول نماز شوید، بعد ببینید شرفتان رفت، عزتتان رفت، حكومتتان رفت.
5- اقامه نماز، حتی در میدان جنگ و جهاد
آیه ی 102 سوره ی نساء می گوید: در مقابل دشمن اگر وقت نماز شد، همه نماز را به جماعت اقتدا نكنید. صد تا اقتداء كنید و صد تا سر پست باشید. آقا ركعت دوم «بِحَوْلِ اللَّهِ» كه گفت، آنهایی كه ركعت اول بودند قصد فرادی كنند سریع بروند ركوع و سجود را انجام بدهند، چون نمازشان دو ركعتی بود. بروند اسلحه را از آنها بگیرند، آنهایی كه سر پست هستند، بیایند به ركعت دوم برسند. بعد می گوید: نكند غافل شوید. «وَدَّ الَّذینَ كَفَرُوا لَوْ تَغْفُلُون» (نساء/102)دشمن دوست دارد شما غافل شوید. امام حسین فرمود: یك دست به قرآن، یك دست به اسلحه. امام حسین بر لبش نماز بود، در دستش اسلحه. گذشت از خواب. . .
گذشت از جوان؛ خیلی علی اكبر شبیه پیغمبر بود. یعنی ابروهایش شبیه ابروهای پیغمبر بود. چشم هایش مثل چشم های پیغمبر بود. پیشانی اش، صورتش، هروقت می خواستند یاد پیغمبر بكنند، به علی اكبر نگاه می كردند. این جوان را فرستاد. گذشت از جوان. گذشت از بچه ی شیرخواره، گذشت از فامیل، هجده نفر از این هفتاد و دو نفر فامیل امام حسین بودند. گذشت از برادر، الله اكبر! روز عاشورا چه روزی بود! گذشت از مسكن، خیمه هایش را هم آتش زدند. در تاریخ نداریم كه مهمانی دوازده هزار نامه ی دعوت برایش آمده باشد جز امام حسین. این همه نامه ی دعوت و بی وفایی. «لَا دِینَ لِمَنْ لَا عَهْدَ لَه» (بحارالانوار/ج /69ص 198)قرآن می گوید: كسی اگر وعده بدهد، و خلاف وعده كند «فَأَعْقَبَهُمْ نِفاقا» (توبه/77)كم كم به نفاق كشیده می شود. امام حسین گذشت از جان، گذشت از برادر، گذشت از فرزند، گذشت از طفل، گذشت از خواب، گذشت از آب، تشنه بود. گذشت از فامیل، روز عاشورا چه شد؟ بی خود نیست گفتند: «لَا یَوْمَ كَیَوْمِكَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّه» (بحارالانوار/ج /45ص 218)هیچ روزی مثل روز تو نیست.
قبل از تولد امام حسین انبیاء وقتی تاریخ امام حسین را می شنیدند گریه می كردند.
6- بهره گیری دشمن از عناوین دینی و ظواهر مذهبی
گذشت از آبرو؛ به امام حسین نسبت دادند كه خروج كرده است. در فقه ما داریم اگر كسی بر امام زمانش خروج كند، باید خونش ریخته شود. گفتند: امام زمان یزیدبن معاویه، امیرالمؤمنین یزید است. و هركس علیه یزید اقدامی كند، خروج كرده است. حالا كه خروج كرده قتلش واجب است.
انسان چطور خط را گم می كند. عمرسعد وقتی می خواهد به لشگرش بگوید: سوار شوید حسین را بكشید. می گوید: «یَا خَیْلَ اللَّه» (بحارالانوار/ج /44ص 391)ای لشگر خدا! «اللَّهُ أَكْبَر» ! پست و پول چه می كند؟ به لشگر یزید می گوید: لشگر خدا! چه خبر است؟ می خواهد فرماندار ری شود. یعنی به خاطر پست آدم اینقدر جنایتكار باشد. حالا یك سؤال. . . این جنایت هایی كه
برنامه درسهایی از قرآن سال 98 . ج1، ص: 4
كوفی ها كردند جرقه بود یا جریان است؟ فرق بین جرقه و جریان چیست؟ جرقه یعنی یك حادثه واقع شد و تمام شد. دیگر مشابه ندارد. جریان یعنی همیشه هست.
7- تكرار جریان كربلا در طول تاریخ
فكر نمی كنید در جمهوری اسلامی هم این حادثه رخ داد. آدم تعجب می كند، كسانی كه یكوقتی مسئول مملكتی بودند، 180 درجه برگردند. آخوند و غیرآخوند! به امیرالمؤمنین گفتند: تو كه راهت مستقیم است. چرا اینقدر می گویی: «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیمَ» گفت: من خبر از آینده ندارم. ممكن است فردا برگردم. ما چه تضمینی داریم كه ما مسلمان بمانیم؟ من قبلاً فكر می كردم یكبار حضرت امیر از پیغمبر پرسید: «أَ فِی سَلَامَه یٍ مِنْ دِینِی» (بحارالانوار/ج /34ص 338)بعد از كامپیوتر وارسی كردیم دیدیم سه بار، یعنی سه مرتبه تا آنجایی كه ما بلدیم. شاید بیشتر باشد. در سه برهه از زمان حضرت علی از پیغمبر پرسید: من وقتی بمیرم، دین خواهم داشت یا بی دین خواهم بود. امیرالمؤمنین دلواپس دینش بود. ما كه دیگر هیچی! انسان هیچ اطمینان ندارد. قصه ی كوفه یك جرقه نیست یك جریان است. آدم هست انقلابی بوده و ضد انقلاب می شود. نماز خوان بوده و نماز را رها می كند.
دیشب یكجایی بودیم گفت: فلان جوان گفته: من قبلاً نماز می خواندم، به خاطر فلانی و فلانی دلسرد شدم. گفتم: به ما دستور دادند دینتان را از مردم نگیرید. بگذار یك مثال بزنم. اگر یك نانوایی خراب شد، نانش بهداشتی نبود، یك كله پاچه، یك كبابی، یك رستورانی، اگر یكی از این مغازه ها بهداشتی نبود، دولت آمد مهر و موم كرد، شما تا آخر عمرت دیگر نان و كله پاچه و شیرینی و میوه نمی خری؟ می روی یك دكان دیگر. ما نباید یك طوری باشد كه اگر یك نفر خراب شد، فردا قرائتی خراب شد، یكی دیگر. . . من مثل یك نانوایی هستم. نانوایی من را بستند، یك نانوایی دیگر. اگر یك داروخانه بسته بود، نمی گویی: حالا این داروخانه بسته بود، زن و بچه ی من از بی دارویی بمیرند. یك داروفروشی دیگر. . . برو پیدا كن ببین كدام داروفروشی دیگر باز است. ما نباید اگر از یك پیش نمازی، از یك آخوندی، از یك كت و شلواری، از یك مذهبی، از یك مسئول مملكتی بدمان آمد دست از خدا برداریم. مسئول های مملكتی كسی نیستند كه ما دینمان را از آنها بگیریم. خودشان هم از ترس پشه در پشه بند می روند. دینمان را باید از خدا بگیریم. تا خدا هست، دین هست. دین یعنی راه خدا. دین یعنی راه. چون غیر خدا هم می گوید: «لَكُمْ دینُكُمْ وَ لِیَ دینِ» (كافرون/6)به كفار هم می گوید: شما دین دارید. «لَكُمْ دینُكُمْ وَ لِیَ دینِ» یعنی شما كفار هم دین دارید. دین یعنی كسی هر راهی را می رود. ما راهی را كه انتخاب كردیم، به خاطر افراد نیست.
در خود كربلا می دانید نقش احزاب سیاسی چه بود؟ بد نیست یك چیزی را برایتان بگویم.
8- نقش احزاب سیاسی در ماجرای كربلا
مرحوم میرزا خلیل كمره ای از علمای بزرگ بود و مجتهد تاریخ هم بود. ملا بود و مجتهد تاریخ هم بود. ایشان یك كتابی دارد، یك وقتی من از آیت الله رضوانی پرسیدم ایشان كه بوده كتاب هایش را می خوانم خیلی پرمایه هست؟ گفت: امام به حاج احمد آقا گفت: اگر می خواهی ببینی ملا چه كسی است، كتاب های میرزا خلیل كمره ای را بخوان. این را آیت الله رضوانی می گفت. مرد مُلایی بود. ایشان یك تحقیقی كرده می گوید: جمع كثیری از اینهایی كه كربلا آمدند، به خاطر مسائل سیاسی بود. یعنی پدران اینها استاندار و فرماندار بودند زمان حضرت علی، دسته گل آب دادند، حضرت علی عزلشان كرد. اینها ناراحت شدند كه چرا از پست افتادند؟ گفتند: حالا كه از پست افتادیم یك دفتر سیاسی، یك حزب سیاسی راه می اندازیم، رژیم اهل
برنامه درسهایی از قرآن سال 98 . ج1، ص: 5
بیت را واژگون می كنیم. یكبار دیگر بگویم. جمعی از كسانی كه كوفه آمدند، كسانی بودند كه پدرشان استاندار بوده است. به خاطر خرابكاری حضرت علی او را از استانداری برداشته است، ناراحت شده كه چرا پست به من نرسید، دفتر سیاسی، حزب سیاسی، بسم الله كربلا بروید. . . ولذا وقتی هم كربلا آمدند، به امام حسین گفتند: «بغضا لابیك» حالا كه پدرت پدر ما را برداشت، ما انتقام پدرمان را از تو. . . مسأله ی سیاسی هم در كربلا بود. یعنی چند چیز قاطی شد. اینطور نبود كه همه بصیرت نداشتند. می فهمیدند. پست می خواستند.
همه ی گذشت ها در كربلا بود. چقدر قشنگ بود. ما باید از كربلا درس بگیریم. وقتی می گوییم: ابوالفضل آب را بالا آورد، یاد تشنگی بچه ها افتاد آب را نخورد، یعنی چه؟ یعنی شما یاد فقرا بیافت، پول هایت را از بانك بیرون بكش. چهار تا جوان را داماد كن. چهار تا دختر را جهازیه بده. چهار تا وام بده. مگر تو سپرده در بانك نداری؟ این پول بانك برای شما آب كربلا است. می خواهی كام بگیری، می بینی فلانی وضعش خراب است. با یك مبلغ كم راه می افتد. ما دو لیتر گریه می كنیم، ولی كار یك مسلمان را هم راه نمی اندازیم. وقتی می گوییم: امام حسین زمین كربلا را خرید، كه مال مردم تصرف نشود، ما هم باید این كار را بكنیم.
به هر حال اشك خیلی فایده دارد. امام حسین یك انرژی هسته ای است. یك یاحسین بگو، هفتاد میلیون سیاهپوش در خیابان بریزند. تمام رییس جمهورها یك راهپیمایی 5 میلیونی نمی توانند راه بیاندازند. در یك كشور هفتاد میلیون سیاهپوش. بدون اضافه كار، بدون مأموریت، روی عشق، امام حسین امتحانش را داد. حرفم را جمع كنم.
آیا ما از جان گذشتیم؟ یك متلكی به ما گفتند حاضر هستیم از این متلك بگذریم؟ حالا فحش داده حلالش كن. غیبت حلالش كن. حالا شریك هستید، او را ببخش. توهین كرده او را ببخش. ما از چه گذشتیم؟ امام حسین از همه چیز گذشت. ما لااقل از یك چیزی بگذریم. آقای صالحی ما را به فیض برسانید. . .
مداحی
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ» یكبار دیگر سلام بكنیم. «السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ وَ رَحْمَه یُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ»
خدایا به آبروی امام حسین و اصحابش و مادرش و پدرش، و جدش و نسل معصومش هرچه خلاف كرده ایم، ببخش. هرچه از عمر ما باقی مانده ما را در راه مستقیم قرار بده. در امتحان ها ایمانی بده كه سالم و رو سفید بیرون بیاییم. مرده های ما را بیامرز و مریض های ما را شفا بده. مشكلات فرد و جامعه و دولت و ملت ما را حل بفرما. از الآن تا ابد قلب امام زمان را از ما راضی بدار. هركس در طول تاریخ برای امام حسین عزاداری كرده و مرده است با امام حسین محشورش كن. نسلشان را از بهترین مؤمنین و مؤمن سات قرار بده. شر دشمنان به خودشان برگردان. و آخرین دعا كسانی كه حق اهل بیت را غصب كردند و انبیا و اولیا و اهل بیت را كشتند، آن به آن بر عذابشان بیافزا. «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ»
«والسلام علیكم و رحمه ی الله و بركاته»
کليه حقوق برای مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن محفوظ است