امام علی (ع) و زیارت امین الله (1)

بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
بحث ما چون پخشش زمانی است كه با عید غدیر مناسبت دارد، من هم در این سی سال سی تا غدیر با بیان های مختلف گفتم، امسال فكر كردیم چه بگوییم؟ فكر كردیم كه یكی از زیارت های امیرالمؤمنین به نام زیارت «امین الله» را تحلیل كنیم.
ما طبق قرآن معتقد هستیم ائمه ی ما زنده هستند، شهید زنده است و به زنده كه سلام می كنی قرآن می گوید: «فَحَیُّوا بِأَحْسَن» (نساء/86)او جوابی گرمتر می دهد. پس شما هم از همین جا یك سلامی به امیرالمؤمنین بدهید. «السلام علیك یا امیرالمؤمنین، السلام علیك یا امین الله فی ارضه» می خواهم زیارت امین الله را تحلیل كنم. آن مقداری كه من اطلاع دارم.
پس موضوع: زیارت امیرالمؤمنین (ع) ، زیارت امین الله.
1- امیرالمؤمنین، عنوان مخصوص امام علی (ع)
یك نكته بگویم. بعضی ها می نویسند: امیرالمؤمنین (ع) . در حالی كه حدیث داریم اگر كسی بنویسد: (علیه السلام) تا مادامی كه این كلمه روی كاغذ است برایش ثواب می نویسند. چرا خودمان را محروم می كنیم؟ امیرالمؤمنین هم لقبی است كه منحصر به شخص حضرت علی است. زیارت امین الله هم یك صفحه تقریباً بیشتر نیست و در میان همه ی زیارت نامه ها به قول مجلسی می گوید: «اَصَح» یعنی صحیح ترین و به قول شیخ عباس قمی در مفاتیح می گوید: در نهایت اعتبار است. یعنی خیلی زیارت قوی است.
امتیاز زیارت امین الله این است كه برای هر امامی هر زمانی می شود خواند. یعنی در هر زمان برای هر امام، بهترین زیارت، در عین حال خیلی كوتاه و یك صفحه. و این زیارت خیلی حرف دارد. اولین جمله اش این است كه می گوییم: «السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا أَمِینَ اللَّه» ، شما امین خدا هستید. آدم وقتی در مقابل امیرالمؤمنین می ایستد، می گوید: یا امیرالمؤمنین من در حد یك بزغاله امین نیستم. اگر یك بزغاله به من بدهند بگویند: تقسیم كن، كبابی اش را برای خودم برمی دارم. یعنی من در تقسیم یك بزغاله امانت ندارم. یك چیزی به من بسپارند، بگویند: این ماشین را بگیر. بتوانیم از این ماشین سوء استفاده كنیم، سوء استفاده می كنیم. یك خانه به ما دادند، بگویند: در آن بخواب تا ما دو سه روزی برگردیم، از این خانه ی خالی سوء استفاده می كنیم. یك موتوری گیر ما بیاید، از آن سوء استفاده می كنیم. ولی شما چه؟ امین الله! در وحی امین هستید. در افكار الهی امین هستید. در بیت المال امین هستید. در مقام امین هستید. سوء استفاده نمی كنید. این قصه ی گردنبند را شنیدید. باز هم بشنوید.
2- امین بودن، ویژگی لازم حاكم اسلامی
دختر علی بن ابی طالب نزد خزینه دار آمد. گفت: عید قربان یا عید فطر است. این گردنبند را به من بده شب عید من گردن كنم. خودم هم ضامن می شوم. تو هم ضامن شو كه اگر گم شد من ضامن هستم. حضرت دید گردنبند گردن دخترش است. گفت: از كجا آوردی؟ گفت: عاریه كردم ولی ضامن هستم، هم خودم و هم مثلاً خزینه دار. فرمود: همه ی زن های مدینه یك چنین گردنبندی دارند؟ فرمود: نه! گفت: تو هم برگردان. خزینه دار را خواست. گفت: آقا دختر علی است. ضامن است. من كه به او نبخشیدم. برای یك ساعت، دو ساعت. فرمود: دختر علی با بقیه فرق نمی كند.
برنامه درسهایی از قرآن سال 98 . ج1، ص: 2
یكبار قنبر از بیت المال مقداری طلا و نقره آورد. حضرت فرمود: چرا خانه ی من آوردی؟ اینها را ببرید و بفروشید و به فقرا بدهید. الله اكبر!
اموالی بود. غذا و گندمی، چیزی بود در ظرف هایی بود، حضرت برای اینكه تقسیم كار بكند، كوفه را به هفت منطقه تقسیم كرده بود. برای هر منطقه یك سرگروه. سرگروه ها آمدند. انبار را بر هفت تقسیم كرد. به سرگروه ها داد گفت: بروید تقسیم كنید. وقتی می خواست برود، دید در یكی از این ظرف ها یك قطعه نان است، اضافه. دوباره هفت نفر را خواست. این نان را تقسیم بر هفت كرد. بعد هم دو ركعت نماز خواند. شما نگاه كنید الآن با بیت المال چه می شود؟ چه می شود؟ ! ما همینطور می گوییم: «السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا أَمِینَ اللَّه» ، سلام بر تو ای كسی كه امین هستی. بله، خوب این را می گوییم: رد شویم. امین هستی یعنی چه؟ یك حرفی را می زنند، می گویند: نگو. صد جا می گویی. یك عكسی را از كسی دارد. آبرویش را می ریزد. چرا منتشر می كنی؟ مگر تو امین نیستی؟ مگر تو امین نیستی؟ اینها مسائل مهمی است كه ما باید در امانت یك مقداری دقت كنیم.
صاحب مفاتیح حاج شیخ عباس قمی، كتابی را قرض كرده بود. این وسط كه مطالعه می كرد از دنیا رفت. شب به خواب پسرش آمد، كه من این كتاب را از فلانی گرفتم. یادم رفت یعنی نتوانستم به او بدهم. برو كتابخانه علامت این كتاب این است. مثلاً جلدش چنین و چنان است. با این نشانی ها بردار و به صاحبش بده. پسرش گفت: من رفتم كتاب را پیدا كردم. طبق خوابی كه از پدرم دیده بودم، داشتم می رفتم به او بدهم. لب در خانه پایم پیچ خورد، افتادم و كتاب زخمی شد. یك خرده فوتش كردم و تمیزش كردم و رفتم به صاحبش دادم. دوباره پدرم به خوابم آمد. گفت: كتاب لب در افتاد زخمی شد. برو یا پولش را بده. یا عذرخواهی كن. امین الله! شما امین هستید بر اسرار، بر اموال، بر منصب، جالب این است كه آن گردنبند را فرمود: همین امروز! فردا نه! همین امروز برگردان.
«السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا أَمِیرالمؤمنین» ، كه گفتیم امیرالمؤمنین خاص حضرت علی است. «أَشْهَدُ أَنَّكَ جَاهَدْتَ فِی اللَّهِ حَقَّ جِهَادِه» من یك بحثی دارم. یك صلواتی بفرستید.
3- گذشت از همه چیز در راه خدا
حدود سی رقم گذشت داریم. گذشت از جان، گذشت از مال، گذشت از عنوان، گذشت از فرزند، گذشت از همسر، گذشت از آبرو، گذشت از خواب، از رفاه، از شهوت، گذشت از وطن، از ثروت، گذشت از حمد و ثنا، گذشت از فامیل، گذشت از انتقام، گذشت از شكم، گذشت از سرزنش، گذشت از شكنجه و اذیت، گذشت از دوست، گذشت از دشمن، گذشت از تهمت، گذشت از هیجان ها، گذشت از افتخار، گذشت از فتنه ها و تفرقه ها، اینها را همه نوشتم. گذشت از نفس، گذشت از بلند پروازی و. . . تمام اینها هم آیه و حدیث دارد. امیرالمؤمنین از همه چیز گذشت. خودتان می دانید. من فقط اشاره می كنم.
وقتی به خانه ی پیغمبر ریختند، پیغمبر را بكشند، حضرت علی جای او خوابید. یعنی گذشت از جان. حضرت زهرا شهید شد، یعنی گذشت از همسر. بچه هایش شهید شدند، گذشت از فرزند. از شكم گذشت، سیر نخورد. از وطن گذشت، هجرت كرد. از دشمن گذشت، آب دهان به او پرت كردند رفت قدم زد كه هیجانی نشود. در عمرمان از چه چیزی گذشتیم؟ یك كاغذ بردارید بنویسید، تا به حال از چه گذشته اید؟ یكبار شده عصبانی شوید، فحش ندهید؟ آقا غیبت تو را كردند. حلال است. غلط كرده! بابا! او را ببخش. غیبت كرده كه كرده دیگر. حالا همین كه آمده به شما می گوید: غیبت كردم دیگر او را ببخش. گذشت از خواب. ما نماز صبحمان در مساجد خلوت است. از خواب دل نمی كنیم. پدر آمد بچه اش را صدا زد گفت: بلند شو، آفتاب
برنامه درسهایی از قرآن سال 98 . ج1، ص: 3
درآمد. گفت: من خوابم می آید. بلكه خورشید دلش بخواهد سحر دربیاید. من می خواهم بخوابم. گذشت از خواب. یك شكل را در خیابان می بینیم حاضر نیستیم دل بكنیم. همینطور نگاهش می كنیم تا در جوی بیافتیم. (خنده حضار) یعنی از یك نگاه نمی گذریم. از شكم نمی گذریم. غذا خوشمزه باشد می خوریم، «حَتَّی إِذَا بَلَغَتِ الْحُلْقُوم» در عمرمان از چه چیزی گذشتیم؟ «أَشْهَدُ أَنَّكَ جَاهَدْتَ فِی اللَّهِ حَقَّ جِهَادِه»
4- دقت در تقسیم بیت المال
حضرت امیر (ع) بیت المال را تقسیم می كرد. شخصی به نام عاصم یك پیرمردی بود. از كار افتاده بود. عیالوار بود. آمد گفت: آقا خرج من سنگین است. بیت المال هم كه شما دستتان است. یك چیزی به ما بده. حضرت فرمود: به خدا قسم، این اموال را نه من جان كنده ام پیدا كردم و نه به من ارث رسیده است. اینها امانت است و من نگه دار آن هستم. نمی توانم یك ریال از این پول را به تو بدهم. بعد فرمود: مردم! پیرمرد است، عیالوار است، از كار افتاده است. كمكش كنید. شما كمكش بكنید.
الآن مقام معظم رهبری، افرادی می آیند مثلاً خمس به او بدهند. می گویند: آقا این خمس سهم امام است. ولی فلانی هم خیلی فقیر است. چنین و چنان است. فرض كنید مثلاً دو میلیون سهم امام برده، آنوقت ناله می كند، فلانی فقیر است، فقیر است. چنین و چنان است. می گوید: این پول موردش این نیست كه تو می گویی. اگر فقیر است، مثلاً به كمیته ی امداد معرفی اش می كند. به یكجایی و می گوید: از آنجا به او بدهید. این پول را نمی توانم به شما بدهم.
امیرالمؤمنین فرمود: مردم! این پیرمرد است و از كار افتاده است. فقیر است. كمكش بكنید اما من نمی توانم از این كمك كنم. اگر گفتند: شكر وقف عاشورا است. شما تاسوعا حق نداری شربت بدهی. احتیاطش این است. اگر پول دادیم به یك جایی كه مثلاً فیزیك بخوانیم. استاد شیمی نمی تواند این را بگیرد. پول دادیم برای اینكه لیسانس شویم. می شود با این پول مثلاً كار دیگری كرد؟ من پول دادم برای این كار. مُهر این مسجد را در مسجد دیگری نماز بخوانی باطل است. خودكار بانك ملی را بانك صادرات ببری، تخلف اداری حساب می شود. هرچیزی همان كه گفتم. حالا یا حق، یا باطل.
یك كسی در مشهد وقف كرده كه روز تولد امام حسین، انواع میوه هایی كه پیدا می شود بخرید، به پولدارترین آدم های مشهد بدهید بخورند. حالا گاهی هم تابستان، مشهد. . . 20 رقم میوه! می گوید: باید بیست رقم را بخرید، بعد هم نگاه كنید در مشهد پولدارترین آدم ها چه كسانی هستند؟ نوشتند به حضرت امام كه بابا یك چنین وقفی است. فرمود: هرطور وقف كرده، همانطور عمل كنید. این لابد یك چیزی در ذهنش بوده می خواسته پولدارها هم به اسم امام حسین یك شكمی از عزا دربیاورند. نیتش این بوده. نمی شود گفت: بابا حالا اینجا دارد، به كس دیگری بدهیم.
«أَشْهَدُ أَنَّكَ جَاهَدْتَ فِی اللَّهِ حَقَّ جِهَادِه» جهاد كردی. در جنگ احد قهرمان، در جنگ بدر قهرمان. در جنگ احزاب قهرمان. در جنگ خیبر قهرمان. در جنگ حنین قهرمان. در جنگ ذات الثلاثه، در جنگ با یهودیان بنی نظیر، بنی مصطلق، در جنگ جمل، صفین، نهروان، اینها را بخواهیم یكی یكی بگوییم شاید حوصله ی شما نرسد. در همه ی جبهه ها نفر اول. «أَشْهَدُ أَنَّكَ جَاهَدْتَ فِی اللَّهِ حَقَّ جِهَادِه»
5- صبر و پایداری امام علی (ع) در مشكلات
«وَ عَمِلْتَ بِكِتَابِه» به قرآن عمل كردی. اگر بحث ایمان بود، اول كسی هستی كه ایمان آوردی. اگر بحث هجرت بود، هجرت كردی. اگر اذیت بود. صبر كردی. «وَ بَشِّرِ الصَّابِرینَ» (بقره/155)حضرت علی (ع) امیرالمؤمنین فرمود: 25 سال صبر كردم، مثل كسی كه تیغ در چشمش و استخوان در گلویش است. مظلوم ترین فرد هستی حضرت علی است. «أَوَّلُ مَظْلُوم» ببین مردم دو تا
برنامه درسهایی از قرآن سال 98 . ج1، ص: 4
شاهد داشته باشند، در دادگستری حقشان را می گیرند. حضرت امیر تقریباً صد هزار تا شاهد در غدیر خم داشت و نتوانست حقش را بگیرد. كسی با دو شاهد حقش را می گیرد. با صد هزار شاهد نتوانست حقش را بگیرد. آخر یك قهرمان، قهرمان عرب و عجم، در خانه نشسته مثلاً زنش كتك می خورد. آنوقت باید همینطور نگاه كند. آن هم چه زنی! زن حامله! دختر پیغمبر! روبروی علی و روبروی بچه ها! خیلی سخت است. خیلی سخت است. در همه ی چیزها، در ایثار، اخلاص، قضاوت، نماز، كمك به فقرا، امری در قرآن نیست مگر اینكه امیرالمؤمنین به آن عمل كرد. حتی یك آیه هایی هست، روی كره ی زمین فقط خود علی به آن عمل كرده است. نه قبل از حضرت امیر كسی به آن عمل كرد، نه بعد از حضرت امیر.
می آمدند تنگ گوش پیامبر، تنگ گوشی نجوا می كردند. پچ پچ می كردند. این می رفت، او می رفت، این می آمد. پیغمبر خسته شد. «وَ إِنَّكَ لَعَلی خُلُقٍ عَظیمٍ» (قلم/4)آیه نازل شد هركس می خواهد با پیغمبر خصوصی ملاقات كند، یك درهم صدقه بدهد. تا دیدند پولی شد و بلیطی شد، فرار كردند. گفتند: غرض عرض سلام بود. بعضی ها هستند آخوند مفت می بینند می گویند: استخاره كن. (خنده حضار) خوب پیغمبر مفت است، تنگ گوشی! تا آیه نازل شد هركس می خواهد در گوشی با پیغمبر صحبت كند، صدقه بدهد. تا دیدند پولی شد فرار كردند. حضرت امیر هر وقت سؤال داشت می رفت یك درهم می داد، یك سؤال می كرد. دومرتبه یك سؤال دیگر پیش می آمد باز می رفت یك درهم می داد. چند بار مرتب درهم داد، آیه نازل شد، كه آن حكم فسخ شد. من می خواستم امتحان كنم. ببینم شما عاشق علم هستید؟ یا عاشق علم نیستید. فقط یكنفر بود كه پول داد و درس خواند. البته حالا دانشگاه آزاد هم هست. دانشگاه پیام. . . آن هم پول می گیرد؟ دیگر غیر انتفاعی. . . الآن كه دیگر خیلی جاها پولی شده است. تنها آیه ای كه، آیه نازل شده «أَ أَشْفَقْتُمْ» ترسیدید! «أَنْ تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیْ نَجْواكُمْ صَدَقات» (مجادله/13)ترسیدید كه وقتی می خواهید با پیغمبر نجوا كنید شكم یك فقیری را هم سیر كنید.
6- رسیدگی به محرومان به صورت ناشناس
«وَ عَمِلْتَ بِكِتَابِه» یا علی، به همه ی دستورات قرآن عمل كردی. «یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ بِاللَّیْلِ وَ النَّهار» (بقره/274)جالب هم این است كه حضرت علی صورتش را می پوشاند و فقط چشم هایش بیرون بود. كه مردم شكمشان سیر شود و بله قربانگو هم بار نیایند. آخر گاهی وقت ها آدم یك كمكی می كند و بعد هم اسمش را می نویسد. كه اینجانب محسن قرائتی این سطل زباله را وقف این خیابان كرد. بر پدر و مادر كسی كه ته سیگار بیاندازد لعنت! (خنده حضار) هم اسمش را می نویسد، هم به همه مردم فحش می دهد. چه خبر است؟ یك سطل زباله وقف این خیابان كرده است. خوبی اش این است كه اگر وقف می كنیم ننویسیم. اگر ننویسیم می ماند. بنویسیم پاك می شود. بنویسیم پاك می شود.
یك مسابقه ی قرآنی بود. یك تاجری جوایزش را داد. گفتند: اجازه می دهید در روزنامه بنویسیم؟ گفت: شما بنویسید خدا پاك خواهد كرد.
ما یك وقتی دیدیم جمكران دانشجوها و دبیرستانی ها، نسل نو جمكران می آیند و هوای قم داغ و آب قم شور و. . . از جمكران خاطره ی خوشی در ذهن بچه ها نمی ماند. فكر كردیم یك سالن بسازیم، كنار مسجد جمكران كه اینهایی كه از راه دور می آیند در این سالن یك آبی به صورتشان بریزند. یك چای، شربتی بخورند. یك خرده مثل سر حمام آماده شوند و بعد در حمام بروند. یك سالن بسازیم. شخصی آمد، شش، هفت میلیارد تومان خرج كرد. یك جایی ساخت كه حدود هشتصد تا دانشجو جا دارد. الآن بهترین ساختمان، یا از بهترین ساختمان های استان قم آنجاست. در این چند ماه بالای صد هزار دانشجو
برنامه درسهایی از قرآن سال 98 . ج1، ص: 5
آمده و رفته است. و بانی هم خودش را به ما معرفی نكرد. با اینكه مؤسس این حركت من بودم. با اینكه من مؤسس بودم، به آن رابط گفته بود من راضی نیستم قرائتی بداند من چه كسی هستم. هفت میلیون تومان برای امام زمان (ع) خرج كرد. نه خمس، نه سهم امام، نه پول دولت. هفت میلیون. . . میلیارد. . . گفتم میلیون؟ هفت میلیارد. هفت میلیارد خرج كرد و اسمش را به من نگفت. و آدم هایی هستند كه اگر اسمشان را نگویی ناراحت می شوند. من دو تا آدم سراغ دارم. یك آدم سراغ دارم كه بیست سال است به من كمك می كند. هروقت وقت داشت. گاهی هم نمی تواند كمك كند. اگر وقت داشته باشد، مثلاً به او می گویم یك چنین بحثی دارم كمك می كند. یكبار من اسمش را در تلویزیون بردم، شب تا صبح از غصه خوابش نبرد. گفتم: فلانی به من كمك كرده است. آدم هم هست یك حدیث در مكه به من گفت؛ من در تلویزیون گفتم، گفتم: یكی از آقایان در مكه گفت. گفت: چرا نگفتی آن آقا كه بود؟ باید بگویی من بودم. یعنی آدم هست كه اگر یك حدیث بگوید، توقع دارد تمام ایران اسمش را بشنوند. آدم هم هست بیست سال كار می كند، و می گوید: نمی خواهم.
حالا حضرت عباسی اگر به ما مدرك ندهند، درس می خوانیم؟ بگویند: استاد استاد است. شما هم شاگرد هستی. درستان را بخوانید. اما مدرك نیست. ما گاهی هم كه سراغ قرآن می آییم برای پایان نامه است. من خیلی ناراحت می شوم از بعضی از دوستان. می آیند می گویند: حاج آقا! ما می خواهیم یك پایان نامه برای فوق لیسانس و دكترا بنویسیم. یك موضوع قرآنی بگو تحقیق كنیم. نگاهش می كنم می گویم: در عمرت سراغ قرآن نیامدی. حالا هم كه آمدی برای خودت آمدی. برای پایان نامه ات آمدی. كار نداری كه خالق چه گفته است. وظیفه ات چیست؟ نمی خواهی با نور قرآن منوّر شوی؟ نمی خواهی با قرآن هدایت شوی. «ذلِكَ الْكِتابُ. . . هُدی لِلْمُتَّقین» (بقره/2)گفته: «هُدی» شما «ذلك الكتاب» پایان نامه ات! دیگر «هُدی» نیست. برای هدایت، برای نور نیامدی. ما خط را گم كردیم. و روز به روز هم بر گمشده ها اضافه می شود. بدون پول كار نمی كنیم. مثل بعضی از مرده شورهای قدیم. كه اگر مرده چاق است، كیلویی می شویند. اگر بلند است متری می شویند. بچه را عددی می شویند. اگر پایان نامه و مدرك بود درس می خوانیم. نبود، درس نمی خوانیم.
حضرت امیر تمام عمرش خالص بوده است. شما اگر می خواهی حضرت علی را بشناسید، حالا به مناسبت عید غدیر بد نیست، برای علی شناسی امیرالمؤمنین را بشناسیم. شب ها هزار ركعت نماز با توجه می خواند. در عمرمان یك ركعت نماز با توجه می توانیم بخوانیم؟ یعنی او هفتاد سال، شما یك ركعت نماز با توجه بخوان. هر شبی هزار ركعت. این فقط نمازش. حالا شجاعت و اخلاص و ایثار و همه ی كمالاتش را كنار بگذار. فقط نماز علی، نماز ما. ما یك میلیاردم او فقط در نماز هستیم؟ ! «وَ عَمِلْتَ بِكِتَابِهِ وَ اتَّبَعْتَ سُنَّه یَ نَبِیِّهِ»
7- پیروی از امام علی (ع) و ولایت آن حضرت
چون آدم وقتی كسی را دوست داشته باشد دنبالش می رود. ولایت علی هم در خانقاه نیست. در ذكر و ورد نیست. آخر بعضی ها می گویند: شیعه علی هستیم اما در خانقاه و مسجد و ذكر و ورد و علی جویم، علی پویم، علی مولای درویشان، ببین حضرت علی در جبهه بود. بلند شو برو جبهه! حضرت علی در مسجد بود. در باغ كشاورزی می كرد. باز ما اگر هم به كسی بگوییم: علی، آن علی كه علی بود، برای ما ترسیم نمی كند. خیلی چیزها عوض شده است. خادم مسجد می دانی چه كسانی بودند؟ در قرآن می گوید: خادم مسجد چهار نفر بودند. ابراهیم و اسماعیل و زكریا و مریم. الآن شما به نقاش ها بگو: عكس یك خادم را بكش. چه چیزی برایت می كشد؟ یك پیرمردی كه از كار افتاده است. پیر است، سیگاری است، مریض است، وارفته است. شكل یك آدم ضعیف. شما به هر نقاشی بگو عكس یك خادم را بكش، خیلی از اینهایی كه بلند می شوند یك
برنامه درسهایی از قرآن سال 98 . ج1، ص: 6
پالتو مشكی می پوشند خادم افتخاری امام رضا (ع) می شوند. ماهی یكبار هم شیفت می روند. خوب كار خوبی است. من نمی گویم كار بدی است. اما این آقایی كه افتخاری خادم امام رضا می شود، امام رضا به شما نیاز ندارد. مثل لوله كشی كنار اقیانوس اطلس است. آنجا پر از آب است. لوله كشی نمی خواهد. شما اگر همین لباسی كه پوشیدی بپوشی، یك جاروبرقی دست بگیری، بگویند: آقای وزیر، معاون وزیر، فلان تاجر، دارد با جاروبرقی مسجد محله را جارو می كند. اگر شما این كار را كنی مسجد محله پر از آدم می شود. این پولی كه برای هواپیما می دهی بروی مشهد برای شیفت، به فقرای محل بدهی. . .
یك كسی مرده بود روی قبرش پر از موز بود. گفتند: این موزها را به خود مرده می دادند، نمی مرد. (خنده حضار) حالا كه مرده روی قبرش گذاشتند، ما گاهی هم كه می خواهیم عبادت كنیم یا در مسجد ورد می گوییم، به جای جبهه، و گاهی هم ممكن است ضد انقلاب هم حرف بزنیم. گاهی ورد می گوییم. گاهی خانقاه می رویم. گاهی نمی دانم درویش می شویم.
علی چه كسی بود؟ به تمام آیات قرآن عمل كرد. ما به چند آیه عمل كردیم؟ كسی دستش را بالا كند بگوید: من به این آیه خوب عمل كردم. البته به یك آیه خوب عمل كردیم. من یكوقت به قرآن نگاه كردم، كدام آیه را خوب عمل كردیم؟ دیدم این آیه «كُلُوا» بخورید. (خنده حضار) این تنها آیه ای است كه ما به آن خوب عمل می كنیم. اما قرآن بعد از «كُلُوا» می گوید: «وَ اعْمَلُوا صالِحا» (مؤمنون/51)خوردی، از انرژی اش یك عمل صالح. می گوییم: نه! دیگر دومی اش نه.
یك كسی بچه سیدهای خوشگل را می بوسید. گفتند: گناه است. حرام است. گفت: آخر اولاد پیغمبر است. یك سید زشت و كچل آوردند. گفتند: این هم اولاد پیغمبر است. گفت: حالا همه ی ثواب ها را من بكنم. (خنده حضار) این یكی برای شما.
8- عمل به قرآن و پیروی از سنت پیامبر گرامی اسلام
ما گاهی هم كه سراغ امیرالمؤمنین می رویم امیرالمؤمنینی كه در زیارت امین الله است ببینیم چیست؟ «وَ عَمِلْتَ بِكِتَابِه» به تمام كتاب عمل كردی. «وَ اتَّبَعْتَ سُنَّه یَ نَبِیِّه» به تمام دستورات پیغمبر عمل كردی. «سنّی» می دانید یعنی چه؟ «سُنّی» یعنی كسی كه به سنت عمل كند. اول سُنّی امیرالمؤمنین است. «وَ اتَّبَعْتَ سُنَّه یَ نَبِیِّه» یعنی به سنت پیغمبر عمل كرده است. اگر ما خواسته باشیم ببینیم سنت پیغمبر چیست باید ببینیم پیغمبر در غدیر خم چه كرده است؟ باید ببینیم پیغمبر برخوردش با امیرالمؤمنین چه بود؟ نسبت به فاطمه چه بود؟ پیغمبر چه گفت؟ بنابراین ما شیعه ها سُنّی واقعی هستیم. یعنی چه؟ یعنی به سنّت پیغمبر عمل می كنیم. سُنّی یعنی كسی كه به. . . «وَ اتَّبَعْتَ» در زیارت امین الله می گوییم: یا علی! تو سنّی هستی. «وَ اتَّبَعْتَ سُنَّه یَ نَبِیِّه» سنّی واقعی كسی است كه هرچه پیغمبر گفت عمل كند.
پیغمبر فرمود: «مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلَاه» (كافی/ج /1ص 286) «فَهَذَا عَلِیٌّ مَوْلَاه» ، آنوقت سوار شتر شویم در جنگ جمل برویم. شمشیر بكشیم در صورت امیرالمؤمنین بعد هم بگوییم: سُنّی، سنت پیغمبر این است؟ سنت پیغمبر شمشیر كشیدن در صورت علی بود؟ یا «مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ» بود؟ هركس شیعه ی واقعی است، سُنّی واقعی است. و هركس سنّی واقعی است شیعه ی واقعی است. مثل اینكه می گوییم: هرچه عقل گفت همان را قرآن گفته است و هرچه قرآن گفت همان را. . . «ما حكم به العقل حكم به الشرع» نمی شود یك چیزی را عقل قبول كند، شرع رد كند. و نمی شود یك چیزی را قرآن بگوید، عقل ضد آن را بگوید.
به مناسبت غدیر 89 داریم یك نگاهی به زیارت امین الله می كنیم. البته فلسفه زیارت را هم به شما بگویم. زیارت یعنی بیعت، زیارت یعنی در برابر آینه ایستادن. برویم مقابل آینه بایستیم ببینیم او چیست و ما چه هستیم؟ تو چه كسی هستی و ما چه كسی هستیم؟ زیارت یعنی مزد رسالت دادن. چون پیغمبر فرمود: من شما را هدایت كردم، مزد من «موّدت فی القربی» است. ما
برنامه درسهایی از قرآن سال 98 . ج1، ص: 7
كه زیارت اهل بیت می رویم، یعنی یا رسول خدا آمدم مزد رسالت را بدهم. «مودت فی القربی» است! زیارت یعنی نگاه در آینه، زیارت یعنی بیعت، زیارت یعنی دادن مزد رسول خدا، زیارت خیلی معنا دارد. و زیارت امام یعنی زیارت امام. زیارت پیغمبر یعنی زیارت پیغمبر، مسجد یعنی زیارت خدا. مسجد یعنی زیارت خدا. ما اگر از كنار یك امامزاده رد شویم یك سلام می كنیم. زشت است كسی خانه اش نزدیك مسجد باشد پایش را در مسجد نگذارد. می گویند: وقت تمام شد.
«وَ أَلْزَمَ أَعْدَاءَكَ الْحُجَّه ی» یا علی! دشمنان تو فهمیدند تو چه كسی هستی؟ گاهی وقت ها كسی نمی داند روی این فرش آیه ی قرآن است پایش را می گذارد. گاهی می فهمد آیه ی قرآن است، مخصوصاً پایش را می گذارد. «وَ أَلْزَمَ أَعْدَاءَكَ الْحُجَّه ی» یعنی حجت بر مردم تمام شد. فهمیدند تو چه كسی هستی.
«انَّما» یعنی فقط. «إِنَّما وَلِیُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاه یَ وَ یُؤْتُونَ الزَّكاه یَ وَ هُمْ راكِعُونَ» (مائده/55) «اِنَّما» یعنی فقط ولی شما خدا و رسول است و آن كسی كه در ركوع انگشتر را داد. گاهی می گویند: چرا اسم علی در قرآن نیست؟ خوب اسم علی نیست، اسم كس دیگر هم نیست. گاهی می گویند: خوب فلانی را انتخاب كردیم. خوب انتخاب كنید. آیا همه ی كمالات قرآن را در نظر گرفتید؟ بیایید هرچه كمال در قرآن هست، هرچه كمال در قرآن هست را بیاورید. صبر، ایمان، اخلاص، شهامت، شجاعت، نماز، ایثار، . . . تمام كمالاتی كه در قرآن است بیایید بنویسید، بعد ببینیم بین اصحاب پیغمبر چه كسی این كمالات را از امیرالمؤمنین بیشتر دارد؟ اسم علی نیست، اسم كس دیگری هم نیست. تازه اگر اسم علی بود خوب نبود. اگر مثلاً رهبر انقلاب بگوید به فلان شخص رأی بدهید. اینكه خوب نیست. باید بگوید: به كسی رأی بدهید، كه دارای اینچنین، اینچنین، اینچنین. . . یعنی كمالاتی را بگوید كه خود مردم بروند او را پیدا كنند. من اگر بگویم: من فلانی را دوست دارم. می گویند: خیلی خوب حالا این به هر دلیلی شامش داده، پول بستنی اش را داده، لابد حالا. . . به هر دلیل دوستش دارد. اما اگر بگویم كسی را دوست دارم كه 1- نمازش را اول وقت می خواند. درسش بهترین است. ادبش نسبت به استاد، نسبت به پدر و مادر، تواضع، اخلاق، بهداشت، كمالات را بگویم خودتان بروید پیدا كنید. ولیّ شما كسی است كه در ركوع انگشتر داد. بروید ببینید چه كسی انگشتر داد؟
«وَ أَلْزَمَ أَعْدَاءَكَ الْحُجَّه ی مَعَ مَا لَكَ مِنَ الْحُجَجِ الْبَالِغَه ی» ، «مَعَ مَا لَكَ» یك كلمه ی «لك» اینجا داریم. سه تا «لك» داریم. لطیف است. «لك» یعنی فقط برای تو است. یكجا داریم «نافِلَه یً لَك» (اسراء/79)یعنی نماز شب فقط بر پیغمبر، بر تو واجب است. بر مردم نماز شب مستحب است. اما این «نافِلَه یً لَك» یعنی برای تو واجب است. یكجا داریم اگر یك خانمی آمد به پیغمبر گفت: من می خواهم خودم را به تو هبه كنم. این هم می گویند جایز است. «خالِصَه یً لَك» (احزاب/50)یكجا هم در زیارت امین الله داریم كه «مَعَ مَا لَكَ» ، «مَعَ مَا لَكَ مِنَ الْحُجَجِ الْبَالِغَه ی» ، منتها نماز شبی كه مخصوص پیغمبر است، هرشب پیغمبر نماز شب می خواند. اما آیه ای كه نازل شد اگر خانمی خودش را به پیغمبر بخشید، این خانم برای پیغمبر حلال است. پیغمبر از این آیه استفاده نكرد. بعضی از مفسرین و تاریخ دان ها گفتند: اصلاً عمل نكرد. یكجا گفتند: یكدفعه پیغمبر عمل كرد. گاهی وقت ها عایشه به پیغمبر می گفت: خدا دم تو را دارد. هر خانمی خودش را به تو بخشید، برای تو. خوشا به حالت! سلمان رشدی ملعون هم همین را گفته است. گفته: پیغمبر نعوذ بالله دنبال هوس خودش بود. ما می گوییم: در تاریخ پیدا كنید. نماز شب را 365 روز می خواند. اما این را به قول اكثر یكبار هم عمل نكرد. به قول یك نفر یك مورد عمل كرد. آخر گاهی وقت ها می گویند: چرا مردم دست مرجع را می بوسند پولش می دهند. مردم دست كسی را می بوسند پولش می دهند كه بفهمند كاخ نمی سازد. عیاشی نمی كند. «مخالفا
برنامه درسهایی از قرآن سال 98 . ج1، ص: 8
لهوی» عادل است. مردم به هر آخوندی پول نمی دهند. اگر بینند بنده چه ماشینی دارم. چه انگشتری، چه لوستری، عیاشی می كنم، مردم پول نمی دهند. می روند یك آقایی را پیدا می كنند كه اطمینان داشته باشند قطعاً عادل است. قطعاً هوی و هوس ندارد. هشتاد سال از عمرش گذشته و سابقه اش خوب بوده، به او پول می دهند. «مَعَ مَا لَكَ» امیرالمؤمنین تو یك چیزهایی داری كه هیچ كس ندارد. یعنی تو مبهم نبودی. زندگی تو، تاریخ تو، جبهه تو، اخلاص تو شفاف بود. آنهایی كه حق تو را خوردند، با علم خوردند. با عنابت تو را زمین گیر كردند.
عید غدیر را به همه تبریك می گوییم.
خدایا روز به روز بر معرفت ما نسبت به خودت، پیغمبرانت، اوصیائش، پیغمبر اسلام، اهل بیتش، قرآن، دین، روز به روز شناخت ما، معرفت ما، مودّت ما، اطاعت ما را بیشتر بفرما.
«والسلام علیكم و رحمه ی الله و بركاته»
کليه حقوق برای مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن محفوظ است