دشمن شناسی و استكبار ستیزی (1)

بسم الله الرحمن الرحیم
الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی
چون بحث در ماه آبان و آستانه ی 13 آبان، روز مبارزه با استكبار، روز مرگ بر آمریكا، به مناسبت شهادت نوجوان عزیز حسین فهمیده هست، من یك خرده امروز بحث استكبار را می كنم. مستكبر و استكبار و راه های او. خیلی هم بحث خوبی است. تقاضا می كنم اگر روحانی، دبیر، استاد دانشگاه، دانشجو، طلبه، و هركسی كه فرهنگ دوستی كه انشاءالله همه هستند، این بحث را عنایت داشته باشید، چون این بحث عصاره ی صدها ساعت مطالعه است. بعضی بحث ها را، من یك نگاهی می كنم و صحبت می كنم. بعضی بحث ها را رویش كار می كنم. این بحث خیلی بحث سنگینی است. بحث خوبی است یادگاری. منتها من رقیقش می كنم كه ضمن اینكه بحث علمی و فنی است یك بچه ی ده، سیزده ساله هم بتواند متوجه شود.
1- ویژگی افراد مستكبر و سركش
پس موضوع بحثمان، استكبار، طرح ها، اینكه می گویند: فلانی مستكبر است. یعنی چه؟ یعنی زیر بار حق نمی رود، گردن كلفتی می كند. نه یعنی خانه اش خوب است. ما الآن یك فقیری بوده یا كاسبی بوده، وضعش خوب شده، خانه اش خوب شده، ماشینش خوب شده، برو بابا او دیگر جزء مستكبرین است! به چه دلیل به او مستكبر می گویی؟ مگر هركس خانه اش خوب است، ماشینش خوب است، مستكبر است؟ ممكن است كسی گدا باشد مستكبر باشد، ممكن است كسی تاجر باشد، مستكبر نباشد. مستكبر یعنی حرف حق كه به او می زنی نمی گوید: چشم! ممكن است كسی یك سیگار دستش باشد، هیچ چیزی هم ندارد، فقیر فقیر، یك سیگار دستش است، می گوییم: آقاجان! سیگار نكش. برو بابا! این گداست ولی مستكبر است. ممكن است كسی خیلی هم وضعش خوب باشد، اما وقتی حرف حق می زنی می گوید: چشم! پس مستكبر خانه و ماشین و تلفن نیست. مستكبر گردن كلفت در برابر حق. هركس در برابر حق گردن كلفتی كرد، مستكبر است. این معنای استكبار است.
در زمان ما دانه درشت استكبار آمریكاست و همیشه مستكبرین هم بودند. در قرآن فرعون ها، قارون ها، اینها مستكبر هستند. در اینكه مستكبر چه می كند، چند طرح من اینجا نوشتم انشاءالله بتوانم سریع برای شما بخوانم. یكی اینكه روش آن چیست؟ طرح های فرهنگی دارد. برای مقابله با او چه كنیم؟ طرح هایش را می گویم.
2- مكر و حیله و خدعه دشمنان حق
1- یكی از كارهایی كه مستكبرین می كنند، مكر است. حیله، قرآن می گوید: «وَ مَكَرُوا» (آل عمران/54) دائم توطئه! «یُخادِعُونَ اللَّه» (بقره/9) ، «مَكَرُوا» یعنی مكر می كنند. «یُخادِعُونَ اللَّه» یعنی خدعه، كلك می زنند. «یُخادِعُونَ اللَّه» خدعه.
2- گاهی سوگند می خورند. قرآن می گوید: «اتَّخِذُوا» ، یعنی می گیرند، «أَیْمانَهُمْ» یمین، یعنی قسم «جُنَّه ی» (مجادله/16) یعنی سپر، یعنی زیر سپر قسم خودشان را پنهان می كنند. می گوید: والله! فكر می كند اگر گفت: والله، حرفش درست می شود. خیلی ها والله می گویند، دروغ هم می گویند. یعنی با قسم دروغ، راست، نمی شود. فكر نكند اگر قسم خورد.
3- گاهی گریه، برادران یوسف كه یوسف را در چاه انداختند شروع كردند زار زار گریه كردند كه او را گرگ خورده است. یعنی چه؟ یعنی بچه ها گول گریه هم نخورید. گول سوگند را هم نخورید.
برنامه درسهایی از قرآن سال 98 . ج1، ص: 2
4- گول لباس را هم نخورید. ممكن است كسی یك ریشی دارد، انگشتری دارد، تسبیحی دارد، اینجا جای سجده است. می گوید: گول اینها را نخورید. در تاریخ داریم از چهره های مذهبی استفاده كردند. در جنگ جمل چهره هایی آمدند با علی بن ابی طالب جنگیدند كه از اصحاب پیغمبر بودند. پس گول قیافه هم نخورید، اینها همه بصیرت است. بصیرت است.
5- شایعه؛ گاهی وقت ها یك چیزی را شایعه می كنند. می دانی چه شد؟ در سایت ها می آورند. بمباران، قرآن می فرماید: «وَ الْمُرْجِفُونَ فِی الْمَدینَه ی» (احزاب/60) «مُرجِفون» [رَجَفَ، تَرجُفُ، راجِفه ] «رَجَف» یعنی لرزاند. «وَ الْمُرْجِفُونَ فِی الْمَدینَه ی» یعنی چه؟ «وَ الْمُرْجِفُونَ فِی الْمَدینَه ی» آیه ی قرآن است. یعنی در شهر یك اخباری را شایعه می اندازند، ولوله می اندازند. خبر دارید. ناوگان آمریكا چند متری آمده است. خبر داری؟ بنا است نمی دانم چه شود. خبر داری؟ خبر داری؟ یعنی گاهی وقت ها یك شبكه ی خبرسازی دلهره می اندازد. «مُرجِفون»
3- ایجاد تفرقه میان شیعه و سنّی
6- تفرقه؛ بین شیعه و سنی، بین محله پایین و محله بالا، بین این زبان و آن زبان، بین لهجه ها، نژادها، ملیت ها، مذاهب، ادیان، قرآن می گوید: یهودی ها و مسیحی ها، مشتركات دارند. بالاخره یهودی و مسیحی خدا را قبول دارد. قیامت را قبول دارد. بین شیعه و سنی مشتركاتی است. ما قرآنمان یكی است. یك نقطه ی قران ما با قرآن سنی ها فرق نمی كند. یك نقطه اش. یك حرفش فرق نمی كند. قبله ما یكی است، نماز ما یكی است. پیغمبر ما یكی است. روزه ی ما یكی است. حج ما یكی است. تفرقه بین شیعه و سنی.
7- بمباران تبلیغات؛ قرآن راجع به بمباران تبلیغات می گوید: «عَنْ أَیْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِم» (اعراف/17)یمین یعنی راست، شَمال یعنی چپ، «عَنْ أَیْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِم» یعنی از راست و چپ بمباران می كند.
8- مبالغه؛ او ابر قدرت است. شاه ما از سفیر آمریكا می ترسید. شاه ما از سفیر آمریكا می ترسید. به سفارتخانه ی آمریكا كج نگاه می كردی، تهدید می شدی. بعضی از روحانیون را شهربانی آن زمان، ساواك بردند. گفتند: سه تا كلمه را نگو. علیه شاه صحبت نكن. علیه آمریكا صحبت نكن. علیه اسرائیل هم صحبت نكن. یعنی شاه اسرائیل امریكا. بعد امام آمد فرمود: آمریكا هیچ غلطی نمی تواند بكند. تحقیر شد. جاسوس های آمریكا را گرفتند. لانه ی جاسوسی! عزت آمریكا، آمریكا پوكید. اگر مردم را آزاد بگذارند مسئولین كشور ما بروند یكجا، یا مسئولین آمریكا، مردم همه ی دنیا اگر نگویم اكثر دنیا مردمش استقبالشان از مسئولین ما بیش از مسئولین آمریكاست. اینطور نیست. خبری نیست. كاخ است، یكوقت مقام معظم رهبری رییس جمهور بود. رفته بود در سازمان ملل مقاله می خواند، در مقاله اش در ذهن من اینطور بود. حالا اگر اشتباه نكرده باشم. كاخی است اما از مقوا! كاخی است از مقوا!
كتمان؛ یكی از ابزارشان است. حق را كتمان می كنند. یكی از دانشمندان ایران، اگر اشتباه نكنم آقای رحیم پور ازغدی، آمد یك اسنادی را در تلویزیون نشان داد، گفت: اینها سند است، كه فلانی را كه می گویند: مخترع حركت زمین گالیله بوده، نخیر مخترع حركت زمین قبل از تولد گالیله فلان دانشمند مسلمان بوده است. مواردی را كه برای مسلمان ها بوده آنها كتمان كردند، و من در یك جلسه بودم و كتمان را با چشم هایم دیدم.
برنامه درسهایی از قرآن سال 98 . ج1، ص: 3
در یكی از مسابقات ایران نفر اول شد. مثل اینكه در حفظ قرآن. در قرائت و صوت هم ایران نفر اول شد. فشار آوردند گفتند: نمی شود كه ایران هم در حفظ قرآن اول شود، هم در صوت، به داور گفتند: الا بالله باید نفر دومش كنی. گفت: بابا آخر نفر اول
برنامه درسهایی از قرآن سال 98 . ج1، ص: 4
است! گفت: باشد. دوم! نباید ایران اینقدر عزیز باشد. بعد ایران را نفر دوم كردند، من بودم كه داور امد از ایرانی عذرخواهی كرد. گفت: آقا حق تو را دزدیدم. منتها با زور بود. من از وقتی كه هرجا ایران دوم می شود، یك شكی برایم پیدا شده كه نكند اول بوده با زور دومش كردند. یعنی این است، كتمان می كنند. حاضر نیستند بگویند: این اول است. حاضر نیستند بگویند: این اختراع را ایرانی كرده است، یا مسلمان ها داشتند. كتمان! آیه ی كتمان. . . شما تا نوجوان هستید می توانید ده تا كلمه را حفظ كنید. «یَكْتُمُون» ، یعنی اینها كتمان می كنند.
4- سفرها و ملاقات های آشكار و نهان دشمن
10- سفرها و مانورها؛ گاهی مثلاً یك هیئتی این كشور می روند، آن كشور می روند. این كشور می روند، آن كشور می روند. قرآن یك آیه دارد، شهر در عربی چه می شود؟ «مدینه» یك اسم دیگر هم دارد. «بلاد» آفرین! «تَقَلُّب» یعنی حركت، زیر و رو. می گوید: «لا یَغُرَّنَّك» (آل عمران/196)پیغمبر گول نخوری، اینكه اینها در «بلاد» یعنی در شهرها دارند این طرف و آن طرف می روند. یعنی اگر دیدی یك تیمی، یك گروهی، این كشور رفتند، آن كشور رفتند، از این حركت ها هم وحشت نكن.
11- جلسات مخفیانه؛ می گوید: «یُبَیِّتُون» (نساء/81)یعنی چه؟ یعنی یك عده بیتوته می كنند، یواشكی جلسه ی شبانه می گیرند یا «خَلَوْا إِلی شَیاطینِهِمْ» (بقره/14)خلوت می كنند. «خَلَوْا» یعنی خلوت می كنند. «یُبَیِّتُون» یعنی بیتوته می كنند.
12- اغفال؛ «كَفَرُوا لَوْ تَغْفُلُون» (نساء/102)آنها دوست دارند كه شما غافل شوید.
13- سرمایه گذاری؛ «یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ» (بقره/261)سرمایه گذاری می كنند.
یك خاطره برای شما بگویم. شاه بچه دار شد. یكی از گروه هایی كه حالا نمی خواهم اسمش را ببرم یك پزشك روانشناس كودك و تغذیه، دو تا تخصص داشت. هم در روانشناسی كودك، هم در تغذیه، به دربار هدیه كردند. كه اجازه بدهید این بچه ی شما زیر نظر این پزشك تربیت شود. تغذیه اش هم زیر نظر این دكتر باشد. دكتر خصوصی، بعد می دانی چه گفتند؟ گفتند: ما الآن سرمایه گذاری كردیم اگر بیست سال روی این بچه كار بكنید، چون آن زمان قدیم اگر پسر شاه بیست سالش می شد، می توانست شاه شود، گفتند: ما بیست سال روی این بچه كار می كنیم توسط همین پزشك، بعد از بیست سال هرچه خواستیم، ایشان برای ما انجام می دهد. سرمایه گذاری. امروز كه نوزاد است تحت تربیت، تغذیه اش را و تربیتش را زیر نظر پزشكی كه ما حقوق او را می دهیم. بعد هرچه خواستیم بعد عمل می شود. سرمایه گذاری! خیلی سرمایه گذاری می كنند.
من این را بارها گفتم. اگر الآن جوان های ایران فرمول هواپیمای اِف 16 را بخواهند، آیا آمریكا فرمول هواپیمای اِف 16 را به دانشگاه ایران می دهد یا نمی دهد؟ ابدا نمی دهد. فرمول پپسی كولا را تا به حال به كسی نداده است. پپسی یك چیز آبكی است. فرمول پپسی كولا را نمی دهد. نه فرمول شُلش را می دهد، پپسی. نه فرمول هواپیمایش را می دهد. اما عكس سكس هرچه بخواهی برایت می فرستد. یعنی چه؟ یعنی دوست دارم تو عیاش شوی، ولی دوست ندارم تو مبتكر شوی. حالا نمی خواهد گور پدرشان كه به ما بدهند. اگر خودت هم بفهمی من ناراحت هستم. چرا فهمیدی؟ اصلاً چرا ایران مثلاً انرژی هسته ای را دست پیدا كرد؟ آمریكا می گوید: من ناراحت هستم كه تو چرا خودت فهمیدی؟ حالا به تو كه نمی دهم هیچ! خودت هم بفهمی من ناراحت هستم.
انصافش این است كه جای روز مبارزه با استكبار خالی بود. یك روزی در ایران باید باشد كه بدانند. . . حالا ما و شما می دانیم، حركت امام خمینی هم از اینجا شروع شد. یك قانونی بود، كه اگر سگ آمریكایی اگر یك آمریكایی ساده در ایران تُف
برنامه درسهایی از قرآن سال 98 . ج1، ص: 5
بیاندازد در صورت بالاترین شخصیت ایرانی، ایرانی حق اینكه ایشان را محاكمه كند ندارد. فقط باید گزارش بدهد حكومت نمی دانم آمریكا، یكی از پرسنل شما در ایران به فلان شخصیت ما جسارت كرد. تذكر بدهید كه این كار تكرار نشود. اما خود ایران حق ندارد كه آمریكایی را بگیرد بگوید: چرا جسارت كردی؟ اینقدر ایران ذلیل بود. اینقدر ایران ذلیل بود.
5- تحقیر و تهدید، ابزار مستكبران
14- تحقیر؛ ما را تحقیر كردند. كلاه نَمَد اَه! فوری روستایی های ما نَمَد بد است، برداشتند. بعد گفتند: شاپو! به. . . خوب شاپو همان نَمَد است یك دوری هم دارد. چطور نَمَد، اَه! شاپو، به! لباس بلند، قدیمی ها، اُمُّل ها، عرب ها، كوتاه، كوتاه، كوتاه كردند. خیلی لباس را كوتاه كردند. یك مرتبه گفتند: ماكسی! دو مرتبه یك چیزی درازتر از هر قبایی، هر عبایی، منتها آن لباس بلند ما تحقیر شد، لخت شدیم، دومرتبه با لباس خودشان ما را پوشاندند.
15- همكاری با خارجی ها، قرآن می فرماید كه: «سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرین» (مائده/41)نگاه نكن، خیلی ها در ایران هستند گوش به حرف هم می دهند اما هر حرفی شنیدند، به خارج خبر می دهند. اینها گوش می دهند اما مخاطب شما نیستند. در جلسه ی شما می آیند، حرف های پیغمبر را گوش می دهند، بعد تمام حرف ها را به خارج منتقل می كنند. «سَمَّاعُونَ» ، سَمع، سَمعَك، «سَمَّاعُونَ» گوش می دهند اما «لِقَوْمٍ آخَرین» برای یك قوم دیگر. یعنی پای حرف های تو نشسته، اما برای جاسوسی نشسته است.
16- تهدید؛ «لَأُقَطِّعَن» (اعراف/124)تكه تكه تان می كنم. فرعون می گفت. «لَنُخْرِجَنَّك» (اعراف/88)تو را از منطقه بیرون می كنم. «مِنَ الْمَرْجُومینَ» (شعرا/116)سنگ سارت می كنم. با تهدید!
17- ایمان دروغی؛ بعضی ها اصلاً ایمانشان تاكتیكی است. خوب گوش بدهید این تهاجم فرهنگی را. الله اكبر! چه كارهایی كه نكردند. گفتند: یك كار بكنیم. بیایید صبح یك عده از دانه درشت ها، ایمان بیاوریم. غروب برگردید. دو تا فایده دارد. یكی اگر صبح ایمان آوردید و غروب برگشتید، دیگر یهودی ها هوس مسلمان شدن نمی كنند. می گویند: این علما و دانشمندانی كه صبح رفتند شب برگشتند. پیداست اسلام چیزی در كاسه اش نیست. چون اینهایی هم كه صبح رفتند برگشتند. یكی یهودی ها هوس مسلمان شدن ندارند، یكی هم مسلمان ها دلشان خالی می شود. می گویند: معلوم می شود دین ما غنی نیست. چون علمای یهودی آمدند و غروب برگشتند. پس مسلمان ها تضعیف می شوند، یهودی ها هم تقویت می شوند. یهودی ها می گویند: دین خود ما خوب است، در یهودیت بمانیم، چون آنهایی هم كه صبح رفتند شب برگشتند. پس دین خودمان بهتر است. مسلمان ها هم می گویند: دین ما معلوم می شود آبكی است، چون علمای یهود را سیر نكرد.
آیه نازل شد. پیغمبر صبح یك عده ایمان می آورند. به مسلمان ها بگو: با ایمانشان خوشحال نشوید. اینها ایمانشان تاكتیكی است. غروب هم برمی گردند. نه از آمدنشان خوشحال شوید، نه از رفتنشان. مثل اینكه مثلاً یك عده می خواهند جلسه ی ما را به هم بزنند. می گویند: بیایید برویم وسط سخنرانی آقای قرائتی بنشینیم. حالا چند تا از دانه درشت های علمی می آیند و می نشینند. یك مرتبه وسط سخنرانی من، ده دقیقه می نشینند بلند می شوند بیرون می روند. این دو تا فایده دارد. یكی آنهایی كه بیرون هستند داخل نمی آیند. می گویند: برو ببین بزرگان ما رفتند برگشتند. پیداست قرائتی حرف حسابی ندارد. چون آنهایی هم كه رفتند، برگشتند. یكی هم شما می گویی: چه شد اینها رفتند. معلوم می شود قرائتی حرف حسابی ندارد. دو تا فایده دارد. می گوید: ایمان تاكتیكی، اسمش هم این است. روز در عربی یعنی چه؟ «نهار» ، «وَجْهَ النَّهارِ» (آل عمران/72)یعنی چاشتی،
برنامه درسهایی از قرآن سال 98 . ج1، ص: 6
چاشتی ایمان بیاورید، «وَ اكْفُرُوا» یعنی كافر شوید، «آخِرَه» آخرش. یعنی طرف صبح ایمان بیاورید، آخر روز كافر بشوید. ایمان تاكتیكی.
خوب بحث من چیست؟ بحث من این است كه چیزی، كلكی، حقه ای، توطئه ای، جنایتی نیست مگر اینكه همان جنایت در قرآن آمده است. اینكه می گویند: قرآن برای نماز و روزه نیست. حدود 500 آیه ی سیاسی در قرآن داریم. امروز می خواهم دو سه آیه ی سیاسی برایتان بخوانم. پس یكبار دیگر بگویم. بسم الله الرحمن الرحیم. حیله «مكروا» ، سوگند «أَیمان» ، گریه «یَبكون» ، «بُكاء» گریه، استفاده از شخصیت ها، جنگ جمل، شایعه. . . حالا من امتحان هوش نمی توانم بكنم. می توانید بگویید عربی شایعه چه بود؟ «مُرجِفون» یعنی شایعه كه دل ها خالی شود. كتمان «یَكتُمون» ، مانور، سفرها «فی البِلاد» ، جلسات مخفیانه، اغفال، سرمایه گذاری، تحقیر، رابطه با خارجی ها، تهدید و ارعاب، ایمان دروغكی، ایمان تاكتیكی، صبح بیایند و غروب كافر شوند. اینها یك سری از كارهای دشمن است. دیگر چه؟
6- برنامه ریزی دشمن برای تضعیف رهبر
18- تضعیف رهبر؛ قرآن می گوید كه: 1- می گفتند: پیغمبر یك كسی یادش داده است. عربی هایی كه می خوانم آیه ی قرآن است. ترجمه اش را هم شما می فهمید. «یُعَلِّمُهُ بَشَر» (نحل/103)یعنی یك بشری به پیغمبر «یُعَلِّمُ» تعلیم می دهد. یعنی حرف های پیغمبر وحی نیست. یك كسی یاد او داده است.
2- «أَعانَهُ عَلَیْهِ قَوْمٌ آخَرُونَ» (فرقان/4)یك قوم دیگری پشت پرده یك قومی دارند به او حرف ها می رسانند.
شاعر، شعر می گوید. كاهن، پیشگویی می كند. ساحر، جادوگر است. به پیغمبر شاعر، كاهن، ساحر، شاگرد یك بشر، انواع تضعیف ها، «أَ تَعْلَمُونَ أَنَّ صالِحاً مُرْسَل» (اعراف/75)اصلاً از كجا پیغمبر است؟ تضعیف رهبر! و تضعیف رهبر خیلی در قرآن روی آن عنایت شده است.
پیغمبر ما روز جمعه نماز جمعه می خواند، ایستاده بود خطبه می خواند. یك گروهی جنس آوردند بفروشند. وقتی می خواستند جنس بیاورند بفروشند، یك طبلی هم زدند. تا صدای طبل جمعه بازار بلند شد، همه اینهایی كه پای نماز جمعه بودند رفتند فقط 12 نفر نشستند. آیه نازل شد. من آیه را می خوانم بعضی كلماتش را می فهمید. «اذا» یعنی چه؟ «وَ إِذا رَأَوْا» رؤیت یعنی چه؟ «وَ إِذا رَأَوْا تِجارَه ی» ، «تجاره ی» یعنی تجارت. «أَوْ لَهْواً» لهو هم یعنی لهو و لعب. «وَ إِذا رَأَوْا تِجارَه یً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَیْها» (جمعه/11)به سمتش دویدند. «وَ تَرَكُوكَ قائِماً» تو را تنها گذاشتند. نمی گوید: نماز را رها كردند. نمی گوید: خطبه را رها كردند. می گوید: «وَ تَرَكُوكَ» یعنی رهبر را رها كردند. پیداست تنها گذاشتن رهبر از رها كردن نماز خطرش. . . اینها وقتی صدای طبل شنیدند، خطبه را رها كردند، نماز را هم رها كردند. رهبر را هم رها كردند. سه چیز را رها كردند. تا صدای جنس را شنیدند بلند شدند رفتند. هم خطبه را رها كردند، هم نماز را رها كردند، هم رهبر را. اما قرآن نمی گوید: «وَ تَرَكُوها» خطبه را رها كردند. «تَرَكُوها» صلاه ی را رها كردند. می گوید: «تَرَكُوكَ» رهبر را رها كردند. پیداست رها كردن رهبر، تنها گذاشتن رهبر، از رهاكردن نماز خطرش بیشتر است.
19- واژگون كردن امور؛ «قَلَّبُوا لَكَ الْأُمُور» (توبه/48)چیزها را واژگون می كنند. الله اكبر! زمان شاه بود. انقلاب شروع شد. به دست خود شاه سینمای آبادان را سوزاندند. عده ای هم درون آن سوختند كه به مردم بگویند: این خمینی كه آمده می خواهد انقلاب كند، هرچه جوان سینما رو است زنده زنده می سوزاند. امام كه از پاریس آمد فرمود: ما با سینما مخالف نیستیم. با فساد
برنامه درسهایی از قرآن سال 98 . ج1، ص: 7
مخالفیم. یعنی چه؟ چون او می خواست بگوید: اگر حكومت دست آخوندها بیافتد، یا ولایت فقیه اگر شود، هرچه جوان در سینما است زنده زنده می سوزاند. یك سینما را سوزاند، چهره را «قَلَّبُوا لَكَ الْأُمُور» یك خاطره برای شما بگویم.
چهار امام ما در مدینه در قبرستان بقیع است، گنبد و بارگاه هم داشتند. گنبد و بارگاه ائمه ی بقیع را خراب كردند. مردم ایران در خیابان ریختند، راهپیمایی. رضاشاه عكس گرفت، خارج فرستاد. گفت: مردم ایران در خیابان ریختند، كه ما قاجاریه را نمی خواهیم، پهلوی را می خواهیم. «قَلَّبُوا لَكَ الْأُمُور» ! یعنی چیزها را واژگون می كنند.
20- جاسوس؛ گاهی به اسم سم پاشی می آیند و تمام سوراخ های خانه ما را یاد می گیرند. گاهی به اسم سم پاشی درخت ها، گاهی به اسم مستشار خارجی، گاهی به اسم جهانگرد، وجب به وجب زمین ایران را حساب می كنند. وجب به وجب، فرمول پپسی اش را یاد ما نمی دهد، فرمول هواپیمای اِف 16 را یاد ما نمی دهد، اما سكسش را برای ما می فرستد. یا با ماهواره، یا با اینترنت، یا با سی دی. مجانی هم می دهد. هرچه سكس بخواهی مجانی به شما می دهند. اما یك فرمول علمی بخواهی یاد شما نمی دهند. كافی نیست برای اینكه بچه های ما بفهمند آمریكا با ما دشمن است. اسرائیل با ما دشمن است. این چه قانونی بود تصویب شد كه اگر پست ترین آمریكایی در ایران به شریف ترین مردم ایران تف بیاندازد فوری باید دستمال كاغذی اش را دربیاورد، جای آب دهانش را پاك كند. بگوید: گزارش بدهید كه بگویند: این كار تكرار نشود. این حرف ها نیست. اسلام می گوید: در مقابل ظلم باید بایستی. به پیغمبر گفتند: ابتر، یعنی بی عقبه! فرمود: «إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ» (كوثر/3)خودت ابتر هستی. ننه و جد و آبادت ابتر است. قرآن می گوید: به مؤمنین گفتند: خُل! اینها كه ایمان آوردند خُل هستند. فرمود: «أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ» (بقره/13)خودشان خُل هستند. باید برخورد كرد.
شما نگاه كنید در عراق یك خبرنگار یك لنگه كفش پرت كرد. چقدر این در دنیا صدا كرد. زینب كبری یك ساعت و نیم در حكومت یزید، در كاخ یزید، در مركز پایتخت یزید یك ساعت و نیم یزید را به رگبار بست، با چه كلماتی. همه ی هفتاد میلیون ایران شاید یك نفر نباشد یكی از این كلمات را بگوید؟ می دانی چه گفت؟ گفت: «لَا أَبَا لَكُم» ای بی پدر! زینب كبری كربلا رفته، برادرش را كشتند، دو تا از جوان هایش را كشتند، زینب كبری برادر امام حسین، خواهر امام حسین فقط نیست كه امام حسین را بكشند. دو تا از جوان های خودش هم كشته شد. هجده تا شهید داد، هفتاد و دو تا هم یاران برادرش، بعد اسیر شد، زجر كشید، بعد آمد گفت: ای بی پدر! «قُبْحاً لَكَ» ، «تَبّاً لَك» یك سخنرانی كرد، یك ساعت و نیم حكومت یزید را در كاخ یزید به رگبار بست. این را می گویند: زن آزاد! اگر بنا است از زن صحبت شود، باید از شجاعت زن صحبت شود. وگرنه حالا مصرف ماتیك زن زیاد شده است. مصرف لاك ناخنش زیاد شده است. نمی دانم بی حجابی اش بیشتر شده است، زن زنی است كه بتواند یك رژیم را زیر و رو كند. آن هم كجا؟ در كاخ. زینب كبری طوری با خانم یزید صحبت كرد، استدلالی، با خانمش استدلالی صحبت كرد، در سخنرانی اش طور دیگر گفت. حماسی غیر استدلالی است. با خانمش طوری صحبت كرد، كه یزید كه آمد غذا بخورد، خانمش گفت: پست ترین فرد تو هستی. تو نكبتی، تو بدبختی! دید عجب، انقلاب از خانه اش سبز شد. پسر یزید علیه پدرش شد. زن یزید علیه پدرش شد. این را زن می گویند. اگر قرار است از زن گفته شود، زنی كه حقش را بگیرد و از كسی نترسد.
21- خود را قوی دیدن؛ خیلی ها خودشان را قوی می دانند. «وَ نَحْنُ عُصْبَه ی» (یوسف/8)مثل برادران یوسف، می گفتند: ما یازده نفر هستیم. چرا پدر ما یوسف را دوست دارد؟ یوسف از ما كوچكتر است. ما یازده برادر 120 كیلویی، او یك بچه ی 13
برنامه درسهایی از قرآن سال 98 . ج1، ص: 8
كیلویی را دوست دارد. كیلویی حساب می كردند. «وَ نَحْنُ عُصْبَه ی» ما قوی تر هستیم. ببین بازو را! «وَ نَحْنُ عُصْبَه ی» به قدرتشان می نازیدند.
22- جو سازی؛ اگر به شما بگویند: جو سازی داریم یا نه؟ می گوییم: بله، وقتی یوسف را در چاه انداختند، پیراهنش را با خون قاطی كردند. پیراهن را خونی كردن، یعنی چه؟ یعنی جو سازی. یعنی طوری صحنه را طراحی كنیم، جو سازی. «دَم» یعنی خون. «بِدَمٍ كَذِبٍ» (یوسف/18)یعنی خون دروغی. جوسازی، به هر حال، اینها كارهایی است كه ما در مقابل آنها باید قاطعیت داشته باشیم. دشمن را بشناسیم. و بدانیم كسی ما را دوست ندارد.
7- لزوم ایستادگی در برابر مستكبران
جوان های ایران هشت سال ایران بمباران شد، هیچ كشوری به ما كمك نكرد. هیچ كشوری به ما كمك نكرد. متحد شدند برای تقویت صدام. باید به مكتب خودتان افتخار كنید. مكتب خودتان مقاوم باشد. «لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ» (كافرون/2) «لَكُمْ دینُكُمْ وَ لِیَ دینِ» (كافرون/6)راه شما برای خودتان، راه من. من جذب شما نمی شوم. ممكن است رفیق شما بگوید: حالا این سی دی را بشنو. حالا این فیلم را ببین. حالا این سیگار را بگیر. حالا بیا اینجا برویم. بگو: آقا «لَكُمْ دینُكُمْ وَ لِیَ دینِ» ! این شعار شما در مقابل هر دعوتی باشد. آخر به پیغمبر گفتند: بیا با هم رفیق شویم. یك خرده تو احترام بت های ما را بگیر، یك خرده هم ما كار به تو نداریم. پیغمبر مأمور شد به آنها بگو: «قُلْ یَأَیهُ َا الْكَفِرُونَ» (كافرون/1) «قُل» یعنی بگو. بگو: «لَكمُ ْ دِینُكُمْ وَ لیِ َ دِین» من قبول نمی كنم. آقا حالا همه نشستند. بگو: بنشینند. بنده نماز نخواندم. خوب بلند شوم نماز بخوانم.
جوان ها و نوجوان ها! یك چیزی برای شما بگویم. اگر می خواهید ببینید در آینده به درد می خورید یا به درد نمی خورید آثارش را از حالا در خودتان ببینید. یعنی واقعاً اگر یكجایی نشستید یادت آمد نماز نخواندی، حال داری بلند شوی نماز بخوانی؟ t اگر این جو را شكستی، رفتی با خدا گره خوردی، بنشینند. من چه كار به آنها دارم. من نماز نخواندم باید نماز بخوانم. اما اگر همه می گویند: مرسی، شما بگویید: حالا من می گویم: بسم الله الرحمن الرحیم. زشت است. یعنی شهامت بسم الله ندارد. برای اینكه این طرف او گفت: مرسی، این هم گفت: مرسی! بین دو تا مرسی شهامت ندارد بگوید: بسم الله الرحمن الرحیم. اگر حالا یك جو كوچك، اگر الآن یك نخ پاره نمی كنی فردا هم فوق لیسانس و دكتر شوی، از آن دكتر و فوق لیسانس هایی كه طناب پاره كنید، نیستید. تمرین كنید كه در مقابل باطل محكم بایستید. حق را دو دستی بگیرید و باطل را دو دستی رد كنید. الگوی همه ی ما حسین فهمیده است. گفت: من نباشم. جانم را می دهم. اما این در تاریخ می ماند. كاری كرد كه امام خمینی فرمود: رهبر من بچه ی سیزده ساله است. حالا این سیزده ساله بروند سراغ یك سیزده ساله دیگر.
در كربلا یك پسر سیزده ساله بود به نام قاسم. این پسر امام حسن مجتبی بود. امام حسین عمویش بود. گفت: قاسم شهادت را چطور می بینی؟ گفت: شهادت از عسل شرین تر است. یعنی چه؟ یعنی اگر بنا است رژیم، رژیم یزیدی باشد شهادت برای من شیرین تر است. اگر بنا است حاكم بر ما یزید و بنی امیه باشد، این را بصیرت می گویند. كه یك بچه ی سیزده ساله تحلیل سیاسی دارد. كدام دانشكده ی سیاسی حاضر است فارغ التحصیلش بگوید: بابا من حاضر هستم. . . گاندی این كار را كرد. گفت: من حاضر هستم لباس ساده، لنُگ ببندم. لخت با یك لُنگ زندگی كنم اما لباس غربی ها را نپوشم. یك بچه ی سیزده ساله می گوید: تكه تكه شوم اما حكومت یزید را نمی پذیرم.
برنامه درسهایی از قرآن سال 98 . ج1، ص: 9
روز 13 آبان بر همه مبارك باشد. روز 13 آبان روز دانش آموز، روز مرگ بر آمریكا، روز تسخیر لانه ی جاسوسی توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، روز تحقیر آمریكا، روزی كه ما برای آمریكا مطرح شدیم در مقابل آمریكا. بعد از اینكه ما مطرح شدیم یك ذره یك ذره كشورها هم چشم و گوششان باز شد. گفتند: پس اینطور نیست همینطور كه آقا فرمود كاخی اما از مقوا!
خدایا ما را نسبت به خون شهدا خائن قرار نده. ما را پاسدار زحمات، خون ها، خدمت ها قرار بده. نسل ما، ناموس ما، مرز ما، انقلاب ما، رهبر ما، دولت ما، امت ما، آبروی ما در پناه حضرت مهدی حفظ بفرما.
«والسلام علیكم و رحمه ی الله و بركاته»
کليه حقوق برای مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن محفوظ است