ایجاد مصونیت در برابر خطرات و انحرافات (6)

بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
بحثمان درباره ی این است كه دنیا توانسته در مقابل حوادث ایجاد مقاومت كند. در مقابل سرما، وسیله ی گرمكن و در برابر گرما وسیله ی سردكن. در هوای داغ تولید یخ، در مقابل گلوله ضد گلوله، در برابر ضربه، ضد ضربه. در مقابل بعضی حمله ها پدافند. در مقابل طغیان آب سد. در مقابل زلزله ضد زلزله. به هر حال توانسته با تكنولوژی و علم و تجربه، یك خرده جلوی خطر حوادث را بگیرد. این كار را بشر كرده است. این كاری كه بشر در آن مانده است، این است: چه كنیم آدم ها پوك نشوند؟ حالا خانه ضد زلزله شد، آدمی كه در خانه است چه؟ ممكن است یك زلزله ای بیاید، زلزله آدم را. . . یعنی یك حوادث تلخ. . . ممكن است یك حادثه ی تلخ بیاید این آدم بپوكد. خانه سر جایش است، خانه هم خراب نمی شود. اما این آدم خراب می شود. یعنی این آدم از درون فرو می ریزد. فروپاشی درونی، چه كنیم در مقابل فروپاشی درونی، مقاوم سازی انسان ها. این قصه اش چیست؟ چند جلسه روی این زمینه بحث كردیم، شاید این جلسه هم جلسه ی آخرش باشد.
بسم الله الرحمن الرحیم، موضوع مقاوم سازی درونی انسان ها. اسامی كه دارد مختلف است. می شود اسمش را تقوا گذاشت. می شود اسمش را حفاظت گذاشت. چگونه مردم را به تقوا، حفاظت خودشان را حفظ كنند، فرو نپاشند؟ جلوگیری، جلوگیری از فروپاشی. فروپاشی شخصیتی، كه امروزی ها بی هویّتی می گویند. نظامی ها پدافند غیر عامل می گویند. مصونیّت، اینها همه یك معنا دارد. چه كنیم جامعه مصون باشد؟ محفوظ باشد؟ حوادث تلخ آدم ها را نپكاند. بی هویّت نكند. خودش را نبازد. جلسات مختلف حرف هایی زدیم.
1- رفیق بد، عامل لغزش و انحراف انسان
در این جلسه می خواهیم بگوییم كه عوامل فروپاشی چیست؟ عواملی كه در فروپاشی مؤثر هستند، چیست؟ آنوقت جواب های این عوامل جلسه های قبل است. ارتباط با خدا، «بِذِكرِ الله تَطمَئِن» همسر كه «لِتَسْكُنُوا إِلَیْها» (روم/21)آرامش بخش است. دوست خوب، استمداد و دعا از خدا، پناهندگی به خدا، توكل به خدا، علم مفید، ایجاد اشتغال، یك سری كارها. . . توجه به شأن انسان، اینها یك سری چیزهایی بوده كه گفتیم. حالا می خواهیم عوامل منفی را بگوییم. عوامل فروپاشی، عوامل فروپاشی را. . . بی هویتی، عوامل بیرونی داریم. عوامل درونی هم داریم.
اما عوامل بیرونی؛ یكی از عوامل بیرونی رفیق نااهل است. آدم وقتی ناراحت می شود، گاهی پشت دستش می زند. گاهی در صورتش می زند. گاهی انگشتش را گاز می گیرد. گاهی همه ی دستش را گاز می گیرد. ولی روز قیامت قرآن می گوید: دو تا دست هایش را روی هم می گذارد، دو تا دستش را گاز می گیرد. یعنی بدترین حسرت، و این قیافه برای كسانی است كه در دنیا رفیق بد داشتند. قرآن بخوانم «وَ یَوْمَ یَعَضُّ الظَّالِمُ» (فرقان/27)ظالم «یعض» با «ع و ضاد» ظالم گاز می گیرد. «عَلی یَدَیْه» ، «یَدَیْه» نمی گوید: «یَدِه» ، «یَدَیْه» یعنی دو تا دستش را با هم گاز می گیرد، نه یعنی نوك انگشتش را، نه یعنی دو تا، نه یعنی یك دست، دو تا دستش را با هم گاز می گیرد، می گوید: «یا وَیْلَتی لَیْتَنی لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلیلاً» (فرقان/28)كاش با فلانی رفیق نمی شدم. او مرا سیگاری كرد. او مرا معتاد كرد. او این سی دی ها را به من داد. او به من گفت: ببین آن طرف خیابان چه خبر است؟ او گفت: بیا
برنامه درسهایی از قرآن سال‏88 . ج1، ص: 2
برویم. او به من تلفن كرد. او مرا به خانه اش راه داد. او به من وام داد، بعد در سایه ی وام. . . او به من گل داد. او به من تبریك گفت. او مرا آنجا برد. او این حرف را زد. رفیق بد یكی از عواملی است كه طرف را. . . البته انسان، انسان از انس است. انس یعنی انسان رفیق می خواهد. منتهی اگر رفیق خوب نداشته باشیم، خوب گرفتار رفیق بد می شویم. به همین خاطر گفتند: پدر و مادرها با بچه هایشان بازی كنند. چون بچه می خواهد بازی كند. اگر پدر و مادر با بچه بازی نكند، این بچه می رود با كس دیگری بازی می كند. خوب آن كس دیگر، آن علاقه ای كه پدر و مادر به این دارد، آن كس كه ندارد. آنوقت ممكن است عوامل انحراف برای بعضی پیدا شود. «من كان له صبی فلیتصبّی» حدیث داریم. هركس «صَبی» یعنی بچه، با صاد، «من كان له صبی فلیتصبّی» هركس صبی دارد، بچه دارد، خودش هم بچه شود. بچه شوید، با بچه ها بچگی بازی كنید. كه نیاز به ورزش بچه ی شما تأمین شود. یكی از آفات ازدواج دیر، كه دختر سی سالش می شود، پسر هم سی و پنج سالش می شود. گیر چه؟ الكی! پسر می گوید: می خواهم خانه ام تمام شود. دختر می گوید: می خواهم جهازیه ام، لیسانسم را بگیرم. ازدواج عقب می افتد، آنوقت بزرگسال هستند، بچه ی كوچولو است. مثل یك لوله ی 6، كه می خواهد به لوله ی 2 وصل شود. این مشكل است. از بركات ازدواج زود، این است كه بچه ها از پدر و مادرشان كام می گیرند. چون پدر و مادر جوان هستند. پدر و مادر بزرگسال بچه ها و نسل هم از بخشی از محبت ها محروم هستند. یعنی محبتشان پایین می آید. حوصله شان نمی رسد. یعنی انسان تا یك سنی، حوصله ی انسان به سن انسان، بستگی دارد. رفیق بد، رفیق نااهل، در رفیق مواظب باشید. با آدم های خوب رفیق شوید. بالاخره رفیق های مسجدی بهتر از رفیق های پاركی هستند. رفیق های كتابخانه ای بهتر از رفیق های كاباره ای هستند.
2- نقش همسر در زندگی انسان
مسئله ی دوم همسر بد است. خیلی ها خلاف می كنند به خاطر اینكه می خواهند رضای همسرشان را جور كنند. رضای همسر را جور كنند. همسر بد، بخشی از توفیقاتی كه مردم دارند به خاطر همكاری همسرشان است. یعنی امیرالمومنین بخشی از موفقیتش برای این است كه همسرش زهرا بود. پیغمبر بخشی از موفقیتش به خاطر همسرش خدیجه بود. همسر در همه ی توفیقات همسر نقش دارد. ما چهار رقم در قرآن زن و شوهر داریم. زن و شوهری كه هر دو خوب هستند. زن و شوهری كه هر دو بد هستند. خانواده ای كه مرد خوب است و زن بد است. خانواده ای كه مرد بد است، زن خوب است. چهار رقم!
3- نمونه های همسران خوب و بد در قرآن
هر چهار تا هم در قرآن هست. آنجا كه هر دو خوب هستند، مثل «وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلی حُبِّهِ مِسْكیناً وَ یَتیماً وَ أَسیراً» (انسان/8)فاطمه و علی، امیرالمومنین (ع) هر دو نذر كردند برای شفای كوچولوها امام حسن و امام حسین كه مریض شدند، روزه بگیرند، و هر شب كه روزه گرفتند، تا رفتند افطار كنند، در خانه را زدند، یتیم، مسكین، اسیر، غذای خودشان را افطاری شان را به او دادند، خودشان با آب افطار كردند. یعنی همكار هستند. زن و شوهری كه ظلم نكنند، با صفا باشند، «بَرْزَخٌ لا یَبْغِیان» (الرحمن/20)قرآن می گوید كه: «مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ» تا می گوید: «لا یَبْغِیان» ، «لا یبغی» ، «بغی» با غین، یعنی ظلم نمی كنند، زن و شوهر دو تا دریایی هستند، اگر این تجاوز در آن نباشد، آنوقت «یخَْرُجُ مِنهُْمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجَانُ» (الرحمن/22)اگر حسن و حسین لؤلؤ و مرجان درمی آید، برای اینكه «الْبَحْرَیْنِ» ، «لَّا یَبْغِیَانِ» اگر «الْبَحْرَیْنِ لَّا یَبْغِیَانِ» شد، «یَخرُجَ» زن و شوهر خوب بچه شان خوب می شود. و لذا مواظب باشیم اگر احیاناً خدای نكرده در یك خانواده ای مردی از زنش، زنی از مردش مشكلی دارد، رو به
برنامه درسهایی از قرآن سال‏88 . ج1، ص: 3
روی بچه ها نگوید. چون اگر خانم به شوهرش جسارت كند، دخترش هم یاد می گیرد. دختر كه بزرگ است، حتی نوزاد در قنداق باشد، در گهواره باشد، نگاهش اثر دارد. ولذا حدیث داریم اگر زن و شوهری با هم آمیزش جنسی كنند، بچه در قنداق، بچه ی دو ماهه نگاه كند، در قنداق است نگاه كند، این بچه اگر دختر باشد، زناكار، پسر باشد زنا كننده بار می آید. یعنی نگاه بچه ی دو ماهه و سه ماهه اثر دارد. نگاه اثر دارد. خودمان هم همینطور هستیم. گاهی وقت ها داریم در خیابان می رویم، دو نفر با هم دعوا می كنند. یكی می گوید كه: مگر به تو نگفتم؟ چند بار بگویم؟ مگر كور هستی؟ مگر نمی فهمی؟ همینطور دائم قیافه اش را چنین می كند، من هم آنطرف خیابان قیافه ام چنین می شود. یك مرتبه هم طرف می گوید: والله اشتباه شد. معذرت می خواهم. تكرار نمی شود. تا چنین می شود من هم قیافه ام چنین می شود. یعنی از آن طرف خیابان حالت او در ما اثر دارد. یك تحقیق علمی كردند كه اگر آدم گرسنه باشد غذا بخورد، یك آدمی گرسنه باشد غذا بخورد، آن كسی كه نگاهش می كند او هم گرسنه می شود. ولی اگر یك آدمی سیر باشد، با اینكه سیر است دارد غذا می خورد، اگر سیر غذا بخورد، غذا خوردن سیر در دیگران اثر نمی كند. یعنی ببین حالت ها اثر دارد. یك كسی راست بگوید: دوستت دارم. تا یك كسی دروغ بگوید، آقا! مشتاق دیدار. خدا می داند دلتنگت شدم، ای دروغگو! یعنی حالات درونی، دل به دل راه دارد. این دل به دل راه دارد حدیث است. كه حرفی كه از دل بلند شود به دل می نشیند. حرفی كه از دل بلند نشود، به دل نمی نشیند. دل به دل راه دارد. دل به دل راه دارد، مضمون روایات است. اگر «الْبَحْرَیْنِ» ، «لَّا یَبْغِیَانِ» اگر دو تا دریا بغی و تجاوزی درونش نبود، «یخَْرُجُ مِنهُْمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجَانُ»
همسری كه هر دو بد هستند. «تَبَّتْ یَدا. . . و أمرأته» ، «و أمرأه یُ» ابولهب عموی پیغمبر بد جنس بود. زنش هم بدجنس بود.
مرد خوب است، زن بد است. زن حضرت لوط، زن حضرت نوح. دو تا پیغمبر. مرد پیغمبر بود، زنش نا اهل بود.
مرد نا اهل است، زنش خوب است. او هم شما بگویید. آفرین! آسیه زن فرعون. مرد فرعون است ولی زن او زن خوبی بود. از این چه می فهمیم؟ از این می فهمیم كه اصل اراده ی انسان است. یعنی انسان در هر محیطی می تواند خودش باشد. نمی شود بگویی: آقا دور تا دور مرا گرفتند، همه این رقمی بودند، من هم مجبور بودم این رقمی بودم. نخیر! همه آن رقمی بودند، تو مجبور نیستی آن رقمی باشی. انسان آزاد است. اینطور نیست كه حالا چون همه در عروسی هستند، من نتوانستم نماز بخوانم. تو تنهایی بلند شو نماز بخوان. از چیزهایی كه اثر دارد، عوامل بیرونی، رفیق نا اهل بود. یك مورد، همسر نا اهل بود، یكی هم كتاب ناجور.
4- نقش كتاب در افكار و رفتار انسان
بعضی وقت ها یك كتاب هایی است واقعاً عمر آدم به خاطر خواندن این تلف می شود. كتاب های رُمانی كه یك كسی بلند می شود در دنیای خیال، یك چیزی می بافد. بافته های فكری اش را چاپ می كند. عمر شما صرف بافته های بی حقیقت، یعنی خیال بافی. در دنیای خیال این یك قصه ای می نویسد، آنوقت من و شما را پای خیال خودش می نشاند. خوب روز قیامت از چند چیز سؤال می كنند یكی می گویند: عمرت را چه كردی؟ نمی توانی بگویی: من. . . حتی سؤال می كنند جوانی ات را چه كردی؟ والله من جوانی ام را یك كتاب هایی خواندم كه خیال پردازانی من را پای خیال خودشان، پای بافته های فكری خودشان نشاندند. مگر نمی خواهی قصّه «نَحْنُ نَقُص» خدا می گوید: من برایت قصه بگویم. بیش از دویست قصه در قرآن است. قصه هایی
برنامه درسهایی از قرآن سال‏88 . ج1، ص: 4
كه مثل قصه ی یوسف، قصه های حقیقی «نَحْنُ نَقُص بِالْحَق» (كهف/13)عربی هایی كه می خوانم قرآن است. قصه های حقیقی به قول مرحوم مطهری، داستان راستان. یعنی داستان راست است. موهومات نیست. حقیقت دارد. داستان راستان، قصه هایی حقیقی است. ما كم نداریم. اینقدر خاطراتی در زندگی های خانواده ها هست كه خاطرات حقیقی. . .
5- حرمت مطالعه كتب ضالّه در اسلام
آقا اسلام با آزادی علم موافق است؟ بله! پس چرا گفتند: بعضی از كتاب ها را نخوانید. حرام است. وزارت ارشاد مثلاً جلوی آن را می گیرد اگر بفهمد و اگر بخواهد. شما بعضی از كتاب ها را كتب ممنوعه می گویید. اسمش را كتب ضالّه می گذارید. یعنی كتاب هایی كه مردم را منحرف می كند. شما كه می گویی: این كتاب چاپ نشود. خوب پس اسلام با آزادی علم، جمهوری اسلامی با آزادی علم. . .
معنای آزادی چیست؟ اگر كسی اهل تشخیص است آزاد است. «فَبَشِّرْ عِبَادِ» (زمر/17) «فَبَشِّرْ» یعنی بشارت بده. آیه ی قرآن است. می گوید: «فَبَشِّرْ عِبَادِ» به بندگان من بشارت بده. «الَّذِینَ» عباد چه كسانی هستند؟ «الَّذِینَ» كسانی هستند كه «یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ» حرف را گوش می دهند، «فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ» (زمر/18)از بهترین حرف پیروی می كنند. این آیه ی قرآن است. بشارت بده به بندگان، عباد، عبد، بنده، به بندگان من بشارت بده. بندگان من كسانی هستند كه قول را گوش می دهند، احسن و بهترینش را تبعیت می كنند. این آیه یك چند تا نكته دارد. اول می گوید: «فَبَشِّرْ عِبَادِ» عباد یعنی باید بنده ی خدا باشند. كسی كه بنده ی هوسش است، این هرچه خوشش می آید می خواند. مثل بچه، بچه هرچه خوشش می آید می خورد. كار ندارد كه این غذا برایش خوب است یا خوب نیست. او می گوید: من این را دوست دارم. مادرش می گوید: این دوست نیست. تو الآن شیر خوردی، این غذا با شیر نباید بخوری. پس انسان اول باید بنده باشد. بعد هم باید، «فَبَشِّرْ» . . . «فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ» باید قدرت تشخیص احسن را داشته باشی. احسن چه كسی است؟ اینكه می گویند: دختر وقتی می خواهد ازدواج كند، عقدش زیر نظر پدرش باشد، چون دختر ممكن است، همینطور تیپ این پسر را می بیند، خوشش می آید. از تیپش، كیلویی خوشش می آید. پسر دختر را می بیند كیلویی خوشش می آید. توجه ندارد كه امام فرمود: دختر زیبا كه خانواده اش اصیل نباشند، مثل گل قشنگی است، كه ریشه ی این گل در كود، پِهن باشد. گل قشنگ است. اما ریشه اش در پِهِن است. ریشه اش! این باید قدرت. . .
6- لزوم شناخت حق و باطل در مسیر آزادی اندیشه
پس هم باید بنده ی خدا باشی، همه باید از نظر علمی به جایی برسی كه قدرت تشخیص احسن داشته باشی. ممكن است یك خانه خیلی لوكس است، برای خانه خریدن می روند. زن می گوید: به به! این را بخریم. مرد می رود یك مهندس می آورد، می گوید: آقا این اصول محاسباتش درست نیست. این ساختمان روی این آهن ضعیف است. این چنین است. یعنی روی محاسبات می گوید: این خانه پایدار نیست. خانه سطحی ساخته شده است. ولی رنگ و روغن آن به قدری است كه تا خانه را می بینی دهانت پر از آب می شود. قدرت تشخیص احسن داشته باشیم. هر كتابی را. . . كسی حق دارد هر كتابی را بخواند، كه اول دستش در دست خدا باشد، بنده ی خدا باشد، نه بنده ی نفس. دوم از نظر علمی قدرت تشخیص احسن داشته باشد. یك آدمی كه چهار كلاس، صد تا كتاب، دویست تا كتاب خوانده است، حالا یا دیپلم شده، یا لیسانس، یا طلبه ی ضعیفی است. یا طلبه ی متوسطی است. این حق ندارد هر كتابی را بخواند. ممكن است شما این كتاب را بخوانی، جذب شوی، و خودت قدرت
برنامه درسهایی از قرآن سال‏88 . ج1، ص: 5
جواب نداشته باشی. الآن هستند بخشی از وهابی ها در ایران، كنار و گوشه ها، تبلیغاتی می كنند. ولی مثلاً وقتی آیت الله العظمی مكارم، چند بار به اینها پیام داده است. كه گفتگوی تلویزیونی رو در رو پخش مستقیم بیایید. باسوادترین، با سوادترین، با سواد ترین دانشمندان وهابی بیایند با یكی از مراجع ما، بیایند با یكی از فضلای ما بحث مستقیم پخش تلویزیونی بكنند. همه غیب می شوند. اما می روند یك آدمی پیدا می كنند یك چیزی می گویند. یك قصه من سالهای قبل در تلویزیون گفتم، شاید چند سال پیش. بگذارید تكرار كنم. دیگر حالا سی سال در تلویزیون، ممكن است این نسل با آن نسل فرق كند.
یك خانمی را به یك شوهر كوری دادند. این خانم هر شب كنار شوهر می نشست می گفت: حیف تو شوهر كه نابینا هستی. اگر بدانی من چقدر زیبا هستم. یك شب می گفت: چقدر صورتم خوب است. یك شب می گفت: سینه ام خوب است. یك شب می گفت: بازویم خوب است. یك شب می گفت: نمی دانم. . . هر شبی از قیافه ی خودش تعریف می كرد. این شوهر هم یك هفته، دو هفته، سه هفته، یك ماه، دو ماه، همینطور چشم هایش بسته بود، به سخنرانی خانم گوش می داد. خسته شد. یكبار سرش را بلند كرد، گفت: خانم! من چشم ندارم، تو را ببینم. تو دو سه ماه است مرتّب هر شب از زیبایی های خودت می گویی. من چشم ندارم زیبایی های تو را ببینم. اما تو اگر اینقدر خوشگل بودی، چشم دارها تو را برده بودند. (خنده حضار) همینكه تو را برای من گذاشتند، این پیداست خوشگل نیستی. حالا به این آقایانی كه یك دُمی تكان می دهند، باید گفت: آقاجان ببین! من كه جواب ندارم، اما چرا آیت الله مكارم، آیت الله سبحانی، چرا بزرگان ما هرچه می گویند: بیایید گفتگوی مستقیم تلویزیونی از طریق ماهواره كه همه ی دنیا بفهمند وهابیّت چیست؟ چرا جیم می شوید؟ چرا جیم می شوید؟ ولی یك دانشجو كه مكه می رود، به او جزوه می دهند. در یك روستایی می روند، حالا اینطرف و آنطرف یكجایی می روند، در یك شهری، سر یك كلاسی. . . تو اگر خوشگل هستی لامپ را روشن كن. ببینیم رقص تو چطور است؟ در تاریكی می رقصی بعد می گویی: من رقّاص هستم. اگر رقّاص هستی لامپ را روشن كن، ببینیم. تمام اینهایی كه پنهانی كار می كنند پیداست كه چیزی می شود. حالا خودمان هم همینطور هستیم. تمام پولهایی كه خرج می كنیم، كارهایی كه می كنیم، باید یك طوری باشد در نماز جمعه بگویید. هر مدیر كلی، هر وزیری و وكیلی و سفیری، هركس هر پولی خرج می كند،
امام رضا فرمود: طوری از بیت المال پول خرج كنید، یا حتی از خودتان كه بتوانید در نماز جمعه بگویید و خیس عرق نشوید. اگر خیس عرق می شوید پیداست اسراف می كنید، ولخرجی می كنید، و از گفتن خودتان شرمنده می شوید. باید خانه ی بنده طوری باشد كه اگر تلویزیون درون خانه ی مرا نشان مردم داد، نگویند: این آقای قرائتی است. سی سال برای ما حدیث خواند، به به! این آقای قرائتی است؟ باید زندگی من طوری باشد كه اگر عكس خانه ی مرا نشان دادند، خیس عرق نشوم. یا ساده باشد، یا حداقل معمولی باشد. مشابه مثلاً نجّارها، نانواها، قصاب ها، قالی فروش ها، نمی دانم كفش فروش ها، آینه فروش ها. یا زندگی ساده باشد، زاهدانه مثل آیت الله بهجت، آیت الله اراكی، یا اگر زندگی اش مرفّه است، بیش از معمول نباشد. یعنی سوت نكشند. خمس هم همینطور است. كسی باید خمس بدهد كه زندگی اش را تأمین كند. بعضی ها برای اینكه خمس ندهند، فوری خانه شان را عوض می كنند، می گویند: دو سه سال دیگر، دو ماه دیگر اول سال ما است باید خمس بدهیم. یا الله! یا الله! یك چیزی بخریم كه بگوییم: اینها جز خرجی ما است، خمس ندهیم. آنكه می گویند: اگر خرج كردی، خمس نده. در حد شأن.
برنامه درسهایی از قرآن سال‏88 . ج1، ص: 6
شأن چیست؟ شأن را من در تلویزیون می گویم: سوت كشیدن! یعنی شما به قدری می توانی در خانه ات قالی بخری و خمس ندارد، كه اگر مهمان آمد سوت نكشد. اگر یك مهمان آمد قالی ها را دید، عجب چه قالی هایی! یكدست، یكرنگ، قیمتی، هو هو. . . تا سوت كشید پیداست این قالی ها خمس دارد. سوت مردم دلیل بر این است كه قالی ها خمس دارد. در حد یك لامپ. . . حالا یك لوستر ساده، اما اگر من یك لوستری در خانه ام زدم، كه هركس آمد یك ماشینی سوار شدم كه سوت كشیدند، همینكه سوت كشیدند پیداست ماشین هم خمس دارد. اینكه در رساله نوشتند به مقدار زندگی ات خمس نداری. یعنی زندگی در شأن شما. در شأن من انگشتر تا پنج تومان، تا ده تومان، تا بیست تومان، بگو: تا سی تومان، بگو: تا چهل تومان، لی اگر یك انگشتر یك میلیونی دست كنم، اصلاً خود مردم پای تلویزیون بفهمند انگشتر من یك میلیون است. تلویزیون را خاموش می كنند. یعنی پیداست این انگشتر هم خمس دارد. باید مواظب باشیم سوء استفاده نكنیم. آخر فهم دین هم مهم است.
یكوقت یك نانوا به یك كسی گفت كه: آقا خمیر تمام شده است. كسی دیگر بعد از ایشان نایستد. به آخرین، نفر آخری كه در صف بودند، گفت: آقا جان! كسی دیگر بعد از شما نایستد. گفت: باشد. هركس می خواست نان بخرد، می گفت: جلوی من برو. چون نانوا گفته: بعد از من كسی نایستد. بابا جان! آخر این فهم تو. . . اینكه می گوید: كسی عقب تو نایستد یعنی خمیر نیست. نه یعنی جلو بیایند خمیر هست. وقتی می گویند: خمس. . . وقتی می گویند: خمس در شأن تو! یعنی خمسی كه سوت نكشند. ما خیلی كارها می كنیم كه سوت می كشند. حالا. . .
من یكی از كشورها رفته بودم، نماز عید فطر. سفیر ما را در خانه اش برد و دیدم چه استخری دارد! هوای آن كشوری كه رفتم چهل درجه زیر صفر، زمستان هایش می شد. تابستانش خیلی از همدان ما سردتر، تابستانش! گفت: بیا استخر برویم. خوب رفتیم. سال بعد هم باز ما رفتیم، باز عید فطر رفتیم آنجا سخنرانی كنیم، باز. . . من وقتی رفتم گفتم: از پارسال تا به حال چه كسی از ایران در این استخر آمده است؟ گفت: مدیر كل روابط عمومی شاه عبدالعظیم! گفتم: در این هوا یك استخر آب گرم را نگه می داری، برای چه كسی؟ حاضر هستی بیایی در تلویزیون بگویی؟ البته من رفتم در وزارت امور خارجه گفتم. در سایت ها هم آمد. یك استخر گرم درست می كنی. . . بله یكوقت استخر گرم هم برای محله، برای ایرانیان مقیم آنجا، برای دانشجوهای آنجا خوب. . . این استفاده مثل یك فیلمی كه چند میلیارد خرج آن می شود، اما هفتاد میلیون هم می بینند. تقسیم بر خیلی می شود. بعضی چیزها گرانش هم ارزان است.
یك وقت یك كسی یك واعظ درجه یكی را كاشان آورده بود، شبی هزار تومان می داد. آخر هزار تومانی 50 سال پیش خیلی پول بود. یك منبری دیگر رسید، گفت: شما كاشانی ها غریب پرست هستید. والله به حضرت عباس این واعظی كه هزار تومان به او می دهید این حرف هایی كه زد، به خدا قسم من صد بار این حرف ها را به شما زده ام. آنوقت به من بیست تومان می دهید. به او هزار تومان می دهید. یك بازاری گفت: آ شیخ بیا! گفت: به تو بیست تومان می دهیم، بیست نفر پای منبر تو می آیند. نفری یك تومان تمام می شود. به او هزار تومان می دهیم، بیست هزار نفر پای سخنرانی می آیند. نفری ده شاهی تمام می شود. یعنی او با هزار تومان باز هم رزان تر تمام می شود. گاهی وقت ها یك چیزی را خوب فیلم برداری می كنند، اما این فیلم می ماند. گاهی وقت ها با دوربین ناقص فیلم برداری می كنند، بعد از مدتی رنگش می پرد. پرش دارد، فلان. . . گاهی وقت ها
برنامه درسهایی از قرآن سال‏88 . ج1، ص: 7
باید خوب خرج كرد. گاهی وقت ها باید خوب خرج كرد. چون این می ماند. مثلاً فرش دستی، فرش دستی هرچه بخری می ماند. چون بعد از چهل سال تازه پول اولی اش را به تو می دهند. این معنای. . . باید بفهمیم صرفه جویی یعنی چه؟ یعنی هركسی هم سوار ماشین قراضه شود این صرفه جویی نكرده است.
امام وقتی از نجف می خواست به كربلا برود، می گفت: ماشین خوب تهیّه كنید. مرتّب ماشین خوب می گفت. یك نفر از علما گفت: آقا چطور شما هیچ وقت نمی گویی: گوشت خوب بخر! نان خوب، پارچه ی خوب، فرش خوب، به ماشین كه می رسی، می گویی: ماشین خوب! ما در این مانده ایم. امام فرمود: لباس ساده آدم را نمی كشد. فرش ساده آدم را نمی كشد. ولی ماشین قراضه آدم را می كشد. (خنده حضار) من حاضر نیستم جانم را فدای ماشین قراضه كنم. جانم را برای دین می دهم. اما برای ماشین قراضه نمی دهم. بنابراین باید بفهمیم وقتی نانوا می گوید: كسی پشت سرت نایستد، یعنی چه؟ وقتی می گویند: هرچه خرج كنی خمس ندارد، یعنی چه؟ وقتی می گویند: اسراف نكن، یعنی چه؟ معنای اسراف را هم باید كلاس گذاشت.
حالا، كتاب بد، اسلام آزادی علم را دارد برای كسانی كه قدرت انتخاب احسن داشته باشند. كسی كه قدرت تشخیص ندارد، و كتابی را می خواند، نمی تواند پاسخ این را بدهد، حق خواندن آن كتاب را. . . مثل آدمی كه برق كش نیست، حق ندارد دست به هر سیمی بگذارد. بله اگر برق كش هستی، با وسیله ای كه در دستت است می توانی، تشخیص بدهی كدام سیم برق دارد، شما می توانی. مگر هركسی حق دارد شكم پاره كند؟ جراح شكم پاره می كند پول هم می دهند. چون این بلد است چه كند. تصاویر بد، حضرت موسی جمعیتی را آورد، از رودخانه رد كرد. «وَ جاوَزْنا بِبَنی إِسْرائیلَ الْبَحْر» (اعراف/138)بنی سرائیل را از رودخانه رد كرد. فرعون هم عقب اینها آمد غرق شد. تا از رودخانه گذشتند.
7- نقش محیط در انحراف و گمراهی مردم
«فَأَتَوْا عَلی قَوْمٍ یَعْكُفُون» دید یك قومی اعتكاف كردند. یعنی متوقف شدند «عَلی أَصْنام» یك عده پای بت نشستند، و دارند بت پرستی می كنند. «قالُوا یا مُوسَی» گفتند: ای موسی! «اجْعَلْ لَنا إِلهاً كَما لَهُم» ببین اینها چه بت هایی دارند؟ تو هم برای ما بت درست كن. یعنی یك صحنه 180 درجه اینها. . . آدم هست یك فیلم می بیند همه چیزش عوض می شود. یك ملاقات، یك تلفن، 180 درجه عوض می شود.
بنابراین كسانی می توانند هر صحنه ای را ببینند، كسانی حق دارند هر كتابی را بخوانند، كه عوض نشوند. بیمه شده باشند. اگر لباس شنا پوشیدی، . . . بچه های كوچك را كه می خواهند در استخر بروند، اول یك چیزی به گردنش آویزان می كنند كه زیر آب نرود، او را در آب می اندازند. اگر لباس ضد گلوله پوشیدی در مقابل دشمن برو. زره پوشیدی جبهه برو. منطقه مهم است. منطقه در آدم اثر دارد. شهر در آدم اثر دارد. جلسه ی بد در انسان اثر دارد. خبر فاسق اثر دارد. دو تا خبرنگار در قرآن است. یكی حیوان، یكی انسان! هدهد خبری برای سلیمان آورد، رفت و برگشت یك كشور مسلمان شدند. این خبرنگار موفق، اما «ولید» یك خبری برای پیغمبر آورد، پیغمبر فرمود: آیه نازل شد این ولید فاسق است. «إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ» (حجرات/6)این خبر فاسق را اگر گوش بدهید، خواسته باشید به حرف ها و خبرگزاری های ایشان ترتیب اثر بدهید، یك منطقه به آشوب، فتنه كشیده می شود. یعنی ممكن است خبر انسانی فتنه آور باشد، خبر یك هدهد یك منطقه ای را اصلاح كند. خبرها! هر خبری را شنیدید گوش ندهید. گاهی یك خبری را آدم می شنود، عقیده اش برمی گردد. بله! راست می گویی پس دیگر ولش كن. بابا
برنامه درسهایی از قرآن سال‏88 . ج1، ص: 8
تحقیق كن ممكن است دروغ باشد. خیلی چیزها دروغ است. از دنده ی چپ بلند شده. دروغ است! آدم صبح چه از دنده ی چپ بلند شود، چه از دنده ی راست، یك طور است. زن یك دنده از مرد كمتر دارد. دروغ است! خوب یكبار شما عمه ات را بخوابان دنده هایش را بشمار. دروغ است! دنده ی زن كمتر از مرد نیست. گاهی وقت ها یك خبرها كه پایش. . . سیزده نحس است. چه كسی گفت: سیزده نحس است؟ حضرت علی 13 رجب به دنیا آمد. كجا نحس است؟ گاهی وقت ها یك شایعاتی دروغ است، پای آن به جایی بند نیست. ولی اینها در فكر آدم اثر دارد. اینها چیزهایی است كه اثر گذار است.
خدایا تو را به حق محمد و آل محمد به ما ایمانی بده خودمان را كشف كنیم، هویّت خودمان را، هویّت دینی خودمان را، هویّت ملی خودمان را، هویّت انسانی خودمان را، وجدان خودمان را با تبلیغات، با كتاب ها، با فیلم ها، با دوست ها، خدایا ما را عزیز، نفوذناپذیر، و ما را مقاوم قرار بده. جوان های ما را در مقابل همه ی فتنه ها مقاوم و مؤمن قرار بده. مؤمنین ما را در پناه حضرت مهدی (ع) از همه ی حوادث درونی و بیرونی حفظ بفرما.
«والسلام علیكم و رحمه ی الله و بركاته»
کليه حقوق برای مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن محفوظ است