ایجاد مصونیت در برابر خطرات و انحرافات (5)

بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
جلساتی درباره ی تقوا، مقاومت، بحث هایی داشتیم كه انسان گاهی خانه اش را ضد زلزله می سازد، زلزله به خانه اش كاری نداشته باشد. كنار رودخانه ها سدی می سازد، محكم كاری می كند، حتی لباس ضد گلوله تهیه می كند، برای حفاظت خودش یك كارهایی می كند. ولی گاهی وقت ها همه ی این كارهای حفاظتی كه هست، از داخل فرو می ریزد. یعنی یك متلكی، یك فحشی، یكجا موفق می شود. یكجا شكست می خورد. پولدار می شود. بی پول می شود. یك حادثه ای رخ می دهد، این خانه اش سفت است خودش شل است. بحث مقاوم سازی انسان ها، در همه ی دنیا هم این بلا هست. خودكشی می كند، به بن بست می رسد. زندگی را خانواده به طلاق می كشاند. عرض كنم به حضور شما كه پا به فرار می گذارد. خودش را می بازد. دست از تحصیل برمی دارد. دست از كار برمی دارد. قهر می كند. این پوكیدن های درونی، موضوع این بود كه چه كنیم درون مقاوم سازی شود؟ پس موضوع بحث ما، چگونه خودمان حفظ كنیم، این را در اصطلاح عرف موضوع را تقوا می گویند. تقوا از. . . تقوا یعنی آدم خودش را حفظ كند. «ق» یعنی مرا حفظ كن. «رَبَّنا آتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَه یً وَ فِی الْآخِرَه یِ حَسَنَه یً» بعد می گوییم: «وَ قِنا عَذابَ النَّارِ» (بقره/201) «وَ قِنا» ، «ق» یعنی حفظ كن. حفاظت، تقوا، حفاظت، مقاومت، اینها همه در این عنوان هست. مقاومت، مقاوم سازی خود انسان ها، مقاوم سازی انسان ها، در نیروی مسلح هم می گویند: پدافند غیر عامل. ما چه كنیم خودمان را حفظ كنیم؟ یعنی در حادثه، پول، فقر، شهرت، غنا، نشكن باشیم.
1- تمسّك به قرآن و عترت در فتنه ها
حالا جلساتی در این زمینه صحبت كردیم، یكی از راه هایی كه انسان را مقاوم می كند یعنی چه كنیم كه این موج ها كشتی و قایق را غرق نكند، یك راهش این است كه این «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ» (آل عمران/103)این قایق باید به یك طناب وصل باشد. اگر به یك طناب بند باشد، گفتم، تكرار می كنم. اگر یك بچه ای تاب بازی می رود، روی تاب نشسته است، اگر دو تا دستش را به این دو تا طناب و زنجیر بگیرد، هرچه هم حركت تند باشد، چون دستش به طناب است، نمی افتد. به ما گفتند: دستت را به طناب بگیر. «كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی» (بحارالانوار/ج /2ص 99)اگر دستمان به كتاب و عترت باشد، موج ها ما را تكان نمی دهد. و گرنه اگر همه ی قدرت ها هم پشتیبان ما باشد مثل شاه باید گریه كنان فرار كند. یعنی شاه همه چیزی داشت از درون مقاوم نبود. پوكید! از درون پوكید. خیلی ها پولدار هستند، از درون پوك هستند. خیلی ها فقیر هستند، از درون مقاوم هستند. اسرائیل با همه ی امكاناتش از درون پوك است، حزب الله لبنان دست خالی مقاوم است. این مقاوم سازی یك مسئله ی قشنگی است. مسئله ی مهمی است. دنیا هم به این نیاز دارد. عرض كنم به حضور شما كه داشتیم عواملش را بررسی می كردیم.
یكی از عوامل مهم آن همین ارتباط باخداست كه «أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» (رعد/28)راجع به آن صحبت كردیم. حالا ارتباط با خدا از راه های مختلف نماز، دعا، یكی نماز را گفتیم، دعا را هم بگوییم. مثلاً ما در دعاها داریم می گوییم كه: «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیمَ» (فاتحه/6)خدایا از راه مستقیم بیرون نروم. صبح گفتی، دوباره ظهر بگو: خدایا «اهْدِنَا الصِّراطَ» عصر «اهْدِنَا الصِّراطَ» مغرب «اهْدِنَا» یعنی دائم از خدا بخواه. می پرسند شما كه راهت مستقیم است، چرا می گویی؟ می گوید: تا الآن مستقیم است
برنامه درسهایی از قرآن سال‏88 . ج1، ص: 2
ممكن است فردا یك حادثه ای رخ بدهد، از درون پوكیده شوم. پوچ شوم. یعنی دائماً مثل این لامپ است. به این لامپ دائماً باید برق برسد. یك لحظه برق نرسد، لامپ خاموش است. بنابراین این استمداد دائمی، دعا «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیمَ» یا مثلاً می گوید كه: یك لشگر كمی در مقابل طاغوت قرار گرفتند، گفتند: «رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَیْنا صَبْراً» خدایا برای ما صبر نازل كن. «وَ ثَبِّتْ أَقْدامَنا» (بقره/250) «اقدام» قدم ما را «ثبِّت» تثبیت كن. خدایا كمك كن نلرزم، نپوكم. از درون پوك نشوم. اسلحه ی من كم است اما روحیه ی من را بالا ببر. ایران نسبت به عراق زمان جنگ امكاناتش كم بود و هیچ كس هم كمكش نمی كرد و عراق را همه ی دنیا كمكش می كردند. تا دندان مسلح، حمایت همه ی دنیا را داشت، ولی صدام پوكید. عراق پوكید. رژیمش پوكید. این مقاومت درونی خیلی مهم است.
2- دعا و نیایش، سیره پیشوایان دینی
دعا از خدا بخواهیم خدایا كمك كن. من اعتماد نكنم كه چون مطالعه كردم، سخنرانی من خوب می شود. ممكن است وسط سخنرانی حرف های من یادم برود، و ممكن است كسی مطالعه نكرده باشد، بگوید: خدایا كمك كن، همان وسط سخنرانی یك چیزهایی به ذهنش برسد. یعنی گاهی وقت ها بدون مطالعه به انسان القا می شود، گاهی وقت ها این نوشته دستت است، مطالعه و تحقیق هم كردی، می پرد. استمداد از خدا! «رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا» (آل عمران/8)باز آیه داریم كه. . . حدیث داریم امام كاظم فرمود: آدم عاقل باید این دعا را بكند. از علامت عقلا این است كه می گویند: دائم می گویند: «رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا» خدایا قلب ما چپ نشود. اگر الآن آرامش دارم یك مرتبه دم بزنگاه منحرف نشوم. نمونه ی مقاومت این است كه می گوییم: «قُلْ یَأَیهُ َا الْكَفِرُونَ» (كافرون/1) «لَا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ» (كافرون/2)من پرستش بت ها را نمی كنم. پیشنهاد كردند كه یك كمی شما كوتاه بیا، من هم یك كمی كوتاه بیایم. با هم بسازیم. فرمود: «قُلْ یَأَیهُ َا الْكَفِرُونَ لَا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ» یعنی من مقاوم هستم. ذرّه ای كنار بت های شما سر خم نمی كنم.
قرآن می گوید: «وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَیُدْهِنُونَ» (قلم/9)دوست دارند كوتاه بیایی، كوتاه بیایند. سازش كنی، سازش كنند. آنها دوست دارند سازش كنند. مواظب باش سازش نكنی! خوب این مقاومت درونی است. البته مقاومت در حق، اگر روی باطل باشد، مقاومت لجاجت است. این را هم بگذار بگویم. فرق بین مقاومت و لجاجت چیست؟ آدم های لجوج هم مقاومت می كند، هرچه به او می گویی، می گوید: نمی خواهم. آخر نه نه من گفتم بله، بله! من گفتم: نه، نه! اگر كلمه ی حقی بود، مقاومت كن. اما اگر كلمه ی باطلی بود نگو: حرف مرد یكی است. آدم اگر چهل تا حرف هم زده فهمید، چهل تا حرفش باطل است، باید سراغ چهل و یكمی برود. اینكه می گویند: حرف مرد یكی است، این كلمه ی غلطی است. ممكن است آدم یك حرفی بزند غلط باشد. بگو: نه! حرف مرد یكی است. گفتم باید پای آن بایستم. نخیر! اگر پای باطلی بایستی، این مقاومت نیست، این لجاجت است. یك وقت كسی از كلمه ی. . . ما داشتیم توده ای بود، سی سال هم زندان رفته. خوب حالا نمی شود گفت: واقعاً مرد مقاوم! این را باید گفت: مرد لجوج! در حرف باطل مقاومت كرد. مقاومت ارزش دارد، به شرطی كه روی حرف حق باشد. و گرنه لجاجت است. خوب بحثمان چه بود؟ بحثمان این بود كه چه كنیم مقاوم باشیم؟ یك راه ارتباط با خدا از طریق نماز، ارتباط با خدا از طریق دعا، دیگر چه؟
یكی علم مفید، آدم را مقاوم می كند. آدمی كه اطلاع دارد، مثلاً می داند كه آینده اش چه می شود. این آدم را مقاوم می كند. یك داروی تلخ است. آدم نمی خواهد بخورد. اما اگر بدانیم این دارو بعد از اینكه مدتی روی این دارو مقاومت كردیم، شفا پیدا
برنامه درسهایی از قرآن سال‏88 . ج1، ص: 3
می كنیم، علم ما به اینكه این اثر بخش است، به ما تحمّل می دهد. بدانیم كه اگر درس بخوانیم در كنكور قبول می شویم. اگر مثلاً این كار را بكنیم علم مفید، یعنی علم به آینده آدم را مقاومت می كند. این هم یكی. از چیزهایی كه باز در مقاومت اثر دارد، بینش صحیح. . . اینها را بنویسم. عوامل.
3- شناخت و بینش درست از دنیا
عوامل مقاوم سازی: 1- ارتباط با خداوند، از طریق نماز را قبلاً گفتیم. نماز و دعا. 2- از طریق شناخت. . . از طریق علم مفید. بدانیم كه آینده ی این چیست، از طریق بینش صحیح، بینش صحیح از دنیا. بعضی ها كه مقاوم نیستند فكر می كنند دنیا آخور است. وقتی می گوید: دنیا آخور است، تا مثلاً می بیند كه چیزی نیست بخورد، فحش می دهد. می پوكد. یا فكر می كند دنیا خوابگاه است. آمده كیف كند. تا می بیند كیفش به هم خورد، می گوید: این چه بساطی است؟ به هستی فحش می دهد. فكر می كند دنیا عشرتكده است. تا می بیند عیشش به هم خورد داد و بیداد می كند. باید گفت: دنیا نه آخور است، نه خوابگاه است، نه عشرتكده! پس چیست؟ دنیا میدان رشد است. چون میدان رشد است در میدان رشد، باید حوادث تلخ هم باشد. «دَارٌ بِالْبَلَاءِ مَحْفُوفَه ی» (بحارالانوار/ج /70ص 82)ببینید شما اگر یكجایی نشستید، فهمیدید اینجا قهوه خانه است. هیچ وقت فحش نمی دهی چرا بستنی نیست؟ برای اینكه از اول نوشتند: قهوه خانه! دیدت روشن شود كه این قهوه خانه است.
یكوقتی یك كسی دكان لیوان فروش آمد. این لیوان فروش لیوان ها را دَمَر گذاشته بود. این مشتری یك خرده نگاه كرد و دست مالید، گفت: آقای لیوان فروش! گفت: بله. گفت: چرا در این لیوان شما بسته است؟ بلند كرد گفت: اِ. . . ته آن هم كه سوراخ است. (خنده حضار) لیوان فروش گفت: آقا دید شما غلط است. لیوان را از این طرف بگیری، اشكال هایت برطرف می شود. ما گاهی وقت ها دنیا را چنین می بینیم، می گوییم: چرا سیل، زلزله هم كه شد. چرا مریضی؟ چرا مرگ؟ دائم می گوییم: چرا چرا؟ بابا دنیا را از این طرف بگیر. دنیا یك میدانی برای رشد است. در میدان رشد باید ابزار تلخی و سختی هم باشد. وگرنه انسان رشد نمی كند. خلاص! اگر بدانیم باید اینطور باشد، در حمام كسی نمی گوید: چرا آب داغ است؟ اما اگر آب خوردن آوردی، با نگاهی كه یا برای عطش است، تا خوردم می گوید: چرا داغ است؟
نگاه صحیح، همین الآن شما اگر نگاهت این باشد من ماه رمضان سخنرانی می كنم، می گویی: این لیوان آب پشت گل ها چه كار می كرد؟ معلوم می شود این آخوندها خودشان روزه می خورند، به ما می گویند: روزه بگیر. با نگاه اینكه در ماه رمضان است، شما به من اشكال می كنی. با نگاه به اینكه این فیلم قبل از ماه رمضان پر شده، اشكال شما برطرف می شود. پس ببینید نگاه ها انسان را مقاوم می كند.
استاد ما می گفت: یك خانمی در كربلا می رفت ضریح امام حسین (ع) را ببوسد، یك مردی از عقب می دوید این خانم را در بغل می گرفت. این زن از زیر دست مرد فرار می كرد، می رفت جای دیگر می ایستاد دوباره مرد عقب او می دوید چنین می كرد. می گفت: من جوش آوردم، صدا زدم بی حیا! حرم امام حسین است! می گفت: یك دو سه تا فحش كه دادم، گفت: چرا فحش می دهی؟ این خانم من است! من می ترسم مردها به او تنه بزنند، می روم چنین می كنم كه مردها به زن من تنه نزنند. می گفت: خیلی خجالت كشیدیم. (خنده حضار) گاهی وقت ها اعتراض ها براساس این است كه خبر ندارد. «وَ كَیْفَ تَصْبِرُ عَلی ما لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْراً» (كهف/68) «وَ كَیْفَ تَصْبِرُ» وقتی نمی دانی، خبره نیستی، نمی توانی صبر كنی. موسی خبر نداشت. دید با خضر سوار كشتی شدند. دید خضر دارد كشتی را سوراخ می كند. گفت: آقا غرق می شویم. گفت: راست می گویی: خوب تو خبر نداری. من دلیل
برنامه درسهایی از قرآن سال‏88 . ج1، ص: 4
اینكه كشتی را سوراخ می كنم چیست؟ یك پسری را در كوچه دید كشت! گفت: آه! این بچه چه گناهی كرده بود كشتی؟ گفت: ببین تو هم خبر نداری. باز دید یك جایی، دیواری خراب است بیا بنایی كنیم. گفت: آخر برای چه؟ برای دیوار خرابه، مگر ما عمله هستیم؟ كارگر هستیم؟ مگر كسی به ما پول داده است؟ به ما چه یك دیوار خرابه را بنایی كنیم؟ آخرش گفت، گفت: نمی توانی صبر كنی. چون نمی دانی! خیلی از افرادی كه می پوكند بی خبر هستند. بی خبر هستند. آگاهی و علم مفید می تواند مؤثر باشد. خوب، بینش صحیح.
4- توجه به پاداش الهی، در سختی ها و مشكلات
توجه به پاداش ها آدم را مقاوم می كند. توجه به پاداش، یك كسی كه بنا است یك فرشی را یك جایی ببرد، كمرش را خم می كند، قالی را روی دوشش می زند كه یك منطقه ای ببرد یك پولی بگیرد. قالی اول، مثلاً 40 كیلو. قالی دوم فشارش بیشتر است 80 كیلو می شود. قالی سوم 120 كیلو می شود. قالی ها سنگین تر است، اما دائم حساب می كند، هر قالی یك مبلغی اضافه می شود. اگر بداند هر قالی یك مقداری اضافه می شود، این تحمل می كند. بدانیم اجر بیشتر است. آن كسی كه از خواب خودش را می كند نماز شب می خواند، «تَتَجافی جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِع» (سجده/16)آخر یكوقت ما نماز شب می خوانیم، نماز شب های ما اینطوری است. سحری خوردیم، بعد نگاه می كنیم، می گوییم: ده دقیقه به اذان است. نمی صرفد بخوابیم. بخوابیم مشكل است بیدار شویم. خیلی خوب پس نماز شب بخوانیم، الله اكبر ! «بسم الله الرحمن الرحیم» . «الحمدلله رب العالمین» . این یك نماز شب است. كه می خواهیم چاله را پر كنیم كه نمازمان را بخوانیم. یكی از بزرگان می گفت: من در عمرم نماز اول وقت خواندم ولی ثواب ندارم. گفتیم: چرا؟ گفت: برای اینكه نماز اول وقت بخوانم، نه برای اینكه خدا دوست دارد، من نماز اول وقت نمازی می خوانم كه خیالم راحت باشد. این برای راحتی خودم است، نه برای رضای خدا. مثل یك سیدی كه آدم دلش می سوزد، خمسش می دهد. این برای سوز دلت است. تو مسلمان هم نبودی، اگر دلت می سوخت، برای سوز دلت یك كمكی. . . خمس را باید برای خدا داد. نه برای سوز دل! من این را دوست ندارم، خمسش نمی دهم. پس این برای دل تو است. برای خدا نیست. بعضی زن ها یا مردها می گویند: به دل نچسبید! به نظرم پاك نشد. وسواسی می شوند. مرتب شیلنگ می گیرند، می گویند: به دلم. . . معلوم می شود كاری به خدا ندارد. دلش، به دلم چسبید. به دلم نچسبید. دلم سوخت. مسئله ی دل اگر شد دیگر خدا نیست. اگر ما بدانیم كه هر كاری انجام می دهیم، توجه به پاداش داشته باشیم مقام می شویم.
امید به آینده، آدم را مقاوم می كند. امید، امید به آینده آدم را مقاوم می كند. مثل جوان هایی كه نان خالی می خورند، ولی پولشان را ذخیره می كنند، برای اینكه مثلاً یك قطعه زمین بخرند. برای ازدواجشان، برای. . . به خاطر آینده نگری وگرنه همینطور نان خالی بگذاری داد می زند. منتهی چون می داند این پولش را برای ازدواج پس انداز می كند، یا برای یك كار مفیدتر این نان خالی هم می خورد. امید به آینده آدم را مقاوم می كند.
5- عفو و آمرزش الهی در برابر لغزش ها و گناهان
خوب، توجه به عفو الهی، توجه به عفو الهی، بعضی ها یك گناهی می كنند، خلافی می كند. این خودش را می بازد. می گوید: می دانی چه غلطی كردی؟ تو آدمی! خیلی جنایت كردی. اِ اِ چه غلطی بود تو كردی؟ ! خودش را می بازد. وقتی خودش را باخت، می گوید: دیگر حالا آب كه از سر ما رد شد، چه یك نی، چه صد نی! ما دیگر به درد نمی خوریم و اصلاً خودش را می بازد. اصلاً شغلش را عوض می كند. یا مثلاً خوب پس من دیگر هیچی، اصلاً دیگر مسجد نمی روم. می گوید: تو اگر. . . اتفاقاً
برنامه درسهایی از قرآن سال‏88 . ج1، ص: 5
قرآن می گوید: اگر خلاف كردی مسجد برو، برای اینكه همین نماز. . . «إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئاتِ» (هود/114)یعنی اگر خلاف كردی مسجد برو، تا آن مسجد و نماز آن خلافت را برطرف. . . نگو: تو كه خلاف كردی، تو دیگر قابل نماز نیستی، پس دیگر دست از نماز بكش. انسانی هستند كه. . . افرادی هستند كه به خاطر یك خلاف كه از آنها سر می زند، خودش را می بازد، وقتی خودش را باخت، دیگر هرچه هم جنایت. . . كسی بكند، در اسلام بن بست وجود ندارد. یكبار دیگر می گویم. در اسلام بن بست وجود ندارد. عفو الهی، خودت را بازسازی كن. خدایا من یك دسته گلی آب دادم، پشیمان هستم. معذرت می خواهم. دوباره شروع كن. توجه به عفو الهی!
توجه به مشكلات دیگران، آدم را مقاوم می كند. توجه به مشكلات دیگران. چه شده خودت را باختی؟ دیگران هم این مشكل را داشتند. توجه به مشكلات دیگران، این آدم را مقاوم می كند. یك استاد دانشگاه، یا یك استاد حوزه، بیاید بگوید: آقا ما زمانی كه دانشجو بودیم یا طلبه بودیم، این مشكلات را داشتیم. وقتی یك دانشجو و طلبه نشسته مشكلات استادش را می شنود، برایش آسان می شود.
یكی از مراجع تقلید یكبار گفت: بنده كه طلبه بودم، می خواستم حمام بروم، غسل بكنم، پول نداشتم. هرچه فكر كردم، آخرش ساعتم را نزد حمامی گرو گذاشتم، گفتم: آقا این ساعت من گرو، اجازه بده من بروم غسل كنم. بعداً می آیم پول می دهم ساعتم را می گیرم. عجب یك آیت الله العظمی این همه میلیون ها مقلّد دارد! این یك زمان طلبگی اش برای یك پول حمام مثلاً قرض، ساعت گرو می گذاشته.
علامه جعفری را خدا رحمت كند، در تلویزیون از ایشان شنیدم. می گفت: من طلبه بودم، چیزی نداشتیم. رفتیم یك چیزی مغازه ی بخریم، او هم كشید در ترازو گذاشت كه بكشد، گفتم: آقا این جنسی كه به من می دهی، من الآن پول ندارم. به من نسیه بده، بعد پول می آورم. گفت: هروقت پول داشتی بیا بخر. برو! می گفت: جنس را از ترازو برداشت در مغازه گذاشت. به من نسیه نداد. حالا چه؟ مثلاً فرض كنید كه نیم كیلو برنج. یعنی آدم بفهمد كه علامه ها، ما چه بزرگانی را با چشم خودمان دیدیم كه استاد مطهری ها بودند و تا سالهای آخر عمرشان خانه نداشتند. یعنی سنشان به مرز 80 سالگی رسید خانه نداشتند. حالا جوان 22 سالش است. می گوییم: داماد شو. می گوید: خانه ی شخصی! بابا آن كسی كه صد برابر تو سواد دارد، تا 80 سالگی خانه نداشت. چه خبر است ساعت اول خانه ی شخصی می خواهی؟ یك كیلو لباس این عروس و داماد بیشتر ندارند. می گوید: نه! ماشین لباسشویی. آنوقت ازدواج عقب می افتد. هردو می سوزند به خاطر ماشین. حالا با دست بشوی بعداً پولدار می شوید ماشین می خرید. یعنی گاهی وقت ها این توجه به مشكلات دیگر هم آدم را مقاوم می كند.
یكی از عوامل، اینها همه عوامل فكری بود. ارتباط با خدا، علم مفید اینها همه معنوی بود. دید صحیح، توجه به اجر، امید به آینده، توجه به عفو الهی، توجه به. . . اینها همه توجهاتی بود از درون. از بیرون، عوامل بیرونی هم برایتان بگویم. بحث را عوض كنیم. موضوع این است. «بسم الله الرحمن الرحیم» . انسان ها در مقابل حوادث می پوكند. وقتی پوكیدند، ولو اتوبان و بلوار و پتروشیمی و نمی دانم مترو و انرژی هسته ای و همه ی كارها را كردید. اما این انسان از درون می پوكد. مقاوم نیست. در و دیوار مقاوم است. ولی این آدم مقاوم نیست. این مقاوم سازی درونی چیست؟ برای مقاوم سازی درونی چند چیز است.
برنامه درسهایی از قرآن سال‏88 . ج1، ص: 6
6- نقش ازدواج در ایجاد مصونیت برای جوانان
1- ازدواج، ازدواج قرآن می گوید: «لِتَسْكُنُوا إِلَیْها» (روم/21)همسر برای همسر سكینه است. «تَسْكُنُوا» یعنی سكینه، یعنی جوانی كه همسر ندارد مثل نخی است كه در هوا است. هرچه هم باد می آید این نخ از آنطرف می رود. اما وقتی همسر دارد، باید غروب خانه بیاید. خانم او حاضر و غایب می كند. كجا بودی؟ چه خبر؟ دیگر قلاّب دارد. بعد این جوان هر روزی با یك آب هویجی، با یك بستنی در یك پاركی پرسه می زند، همسر كه دارد مجبور است زود خانه بیاید. غریزه ی جنسی اش او را اذیت می كند. خوب مسیر پیدا می كند. همدم می خواهند، برای اینكه هر ساعتی با هر كس و ناكسی رفیق شود با همسرش گفتگو می كند. این همسر آرام بخش است. قرآن راجع به همسر می گوید: «لِتَسْكُنُوا» آیه ی همسر این است. «لِتَسْكُنُوا» ، «تَسْكُنُوا» سكینه، سكینه یعنی آرامش. ازدواج خیلی مهم است.
دوست خوب آرام بخش است. افرادی هستند وقتی با آنها مشورت می كنی، اینطور شد. بیا فرار كنیم! بیا در برویم. ورشكست شویم. چنین كنیم. چنین كنیم. بیا نمی دانم صورت مسأله را پاك كنیم. بیا نمی دانم سر به نیستش كنیم. ولی دوست خوب می گوید: طوری نیست، بیا عذرخواهی كنیم. مگر غیر از این است كه غلطی كردیم، می رویم می گوییم: آقا بنده بودم، معذرت می خواهم. دوست خوب خیلی آدم را نجات می دهد. دوست خوب آدم را نجات می دهد.
لقمه ی حلال، در مقاومت اثر دارد. آدمی كه لقمه ی حلال بخورد، این انسان ایمانش تثبیت شده است. چون قرآن می گوید: «كُلُوا مِنَ الطَّیِّباتِ» بعد می گوید: «وَ اعْمَلُوا صالِحا» (مومنون/51)غذای طیّب و پاك بخورید، بعد موفق می شوید عمل صالح انجام بدهید. اگر بنزین بود ماشین راه می رود. قیر در ماشین بریزی، ماشین راه نمی رود. غذایی كه در شكم. . . ما اگر لقمه ی حرام بخوریم، بعد خواسته باشیم با اردو و كامپیوتر و اینها. . .
7- نقش مشورت در خروج از مشكلات
مشورت آدم را مقاوم می كند. گاهی وقت ها انسان مشورت نمی كند، سر خود یك تصمیمی می گیرد، ممكن است بی گدار به آب بزند. خیلی وقت ها یك كسی یك تصمیم خطرناكی می گیرد، و یك فامیل را به هم می زند. این مشورت می كند. با مشورت قصه حل می شود. ازدواج كرده، در ازدواجش یك مشكلی پیش آمده، می نشیند فكر می كند و می گوید: ازدواج را به هم می زند. خوب هیچ! مشورت كن. صدها نمونه دیگر مثل شما این مشكل را داشتند از كنار مشكلات گذشتند. تو كه از آب كمتر نیستی. آب به سنگ می رسد، از كنارش می گذرد. خیابان شلوغ است، از كمربندی رد می شود. شما به یك بن بست رسیدی چرا خودت را می بازی؟ مشورت كن راه حل پیدا می شود. خیلی جاها كه طرف به بن بست است می خواهد بپوكد، اگر مشاور عاقلی داشته باشد، این را نجات می دهد. مشورت،
كار، از عواملی كه انسان می پوكد بیكاری است. در شرق و غرب ایام تعطیلی فساد بیشتر است. مشروبات الكلی بیشتر مصرف می شود. تصادف، جنگ و دعوا، نزاع. . .
ام السلمه همسر پیغمبر بود كار می كرد. گفتند: تو زن پیغمبر هستی چرا كار می كنی؟ فرمود: زن اگر بیكار باشد، فتنه می كند. مرد هم همینطور است. بیكاری عامل پوكیدن است. اگر كسی كار داشته باشد. . .
یك كسی یك زن بد داشت. گفتند: طلاقش را بده. گفت: كار دارم، فرصت ندارم. یعنی اگر كسی كار داشته باشد، خیلی هم ور نمی رود. جوان ها گاهی وقت ها از نظر غریزه ی جنسی ناراحت هستند، یكی از جواب هایی كه داده می شود، می گوید: اگر
برنامه درسهایی از قرآن سال‏88 . ج1، ص: 7
نمی توانی ازدواج كنی لااقل آنقدر ورزش كن، یا آنقدر مطالعه كن، كه وقتی در رختخواب می روی، اصلاً لاشه باشی. بیافتی! یعنی از خودت كار بكش، كه این رُست تو را با دو، . . . خدا رحمت كند یكی از شهدای عزیز ما را، از شهدای درجه بالا. می گفت: در آمریكا درس می خواندم. شهوت به من فشار آورد. بلند شدم دویدم. رییس آنجا گفت، از این خلبان های درجه یك. گفت: چرا می دوی؟ گفتم: من از نظر غریزه ی جنسی ناراحت هستم. می خواهم بدوم كه تخلیه شوم. انرژی من تخلیه شود. این مسأله ی كار از چیزهایی است كه آدم را مقاوم می كند.
تولّی و تبّری، اینكه آدم دوستان خوبی داشته باشد. در یك جلسه ننشین. داریم اگر در یك جلسه ای حرف مفت می زنند، بلند شو برو. خوب در یك جلسه ای می نشینی، مثل دود است. اگر دود را در را باز نكنی، این دودها در حلق تو می رود. در را باز كن برود. فكر بد در سرت آمد. تا داری فكر می كنی، بلند شو برو. مكانت را تغییر بده. بلند شو وضو بگیر. بلند شو حرفت را عوض كن. خانم شما دعوا می كند، آخر این چه بساطی است؟ فلان! چرا دیر آمدی؟ بگو: خوب فلانی سلامت را رساند، یكی. یك مرتبه وسط دعوا بگو: سلامت را رساند. ذهن خانم جای دیگر می رود. نگذارید دود در كله بماند. دود در كله بماند شما را فاسد می كند. فكر بد آدم را می تركاند. می پوكاند. كار، مشورت، تفریح، فنر دستت را می گذاری، فشار می آید. دستت را كه برداری بالا می پرد. لا به لای كارهایمان اگر تفریح درست نداشته باشیم، مثلاً به قدری درس می خواند كه یك مرتبه كتاب را آن طرف پرت می كند. چه كسی گفت این مقدار درس بخوانی كه حالا. . . بچه های مدرسه متأسفانه چون روزهای آخر امتحان سخت است، درس را كه دادند از مدرسه كه بیرون آمدند، بعضی از بی ادب هایشان كتاب را پرت می كنند. چرا؟ برای خاطر اینكه یك مدتی روی این كتاب فشار آورد، حالا كتاب را پرت می كند. این تفریح به اندازه اگر باشد انسان همیشه می ماند. اگر خواستید مقاوم باشید باید لا به لای كارهایتان تفریح باشد. نماز چقدر تنوع دارد. تا قل هو الله، ایستادی. خم می شوی. سجده می افتی. بلند می شوی. نشسته، ایستاده. تنّوع، این تنّوع آدم را مقاوم می كند. كار یكنواخت با فشار آدم را می تركاند. آدم خسته می شود منفجر می شود. خوب اینها هم گوشه ای از عوامل مقاوم سازی بود.
خدایا تو را به حق محمد و آل محمد دعای ما همین بحث امروز ما دعا شود. خدایا تو را به حق محمد و آل محمد، ارتباط ما را با خودت روز به روز بیشتر بفرما. علم و آگاهی مفیدی كه ما را در حوادث مقاوم كند، به همه ی ما مرحمت بفرما. دید ما را از دنیا دید صحیح قرار بده. در وقت خستگی و ضعف و تهاجم فرهنگی درونی، وسوسه ها، خیال ها، اوهام، ما را با یاد لطف خودت، با یاد عفو خودت پایدار و مقاوم قرار بده. خدایا تو را به حق محمد و آل محمد كسانی را كه با مشكلات این انقلاب را دست ما دادند، خون دادند، جان دادند، اسارت كشیدند، روی ویلچر نشستند. شیمیایی شدند. با زجر این انقلاب را دست ما دادند، ما را از یاد آنها غافل و ما را پاسدار خون ها و خدمات آنها قرار بده. هرچه ماه رمضان به خوب ها دادی، به آبروی همان خوب ها به ما هم مرحمت بفرما.
«والسلام علیكم و رحمه ی الله و بركاته»
کليه حقوق برای مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن محفوظ است