ایجاد مصونیت در برابر خطرات و انحرافات (4)

بسم الله الرحمن الرحیم
الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی
بینندگان بحث را رمضان 88 می بینید و می شنوید. موضوع بحث ما در چند جلسه این بود كه مقاوم سازی انسان ها، مهمترین مشكل جهان، مهمترین مشكل بشریّت است. چون توانست سد بسازد. سد محكم، برج محكم، سنگرهای محكم، خیلی كارهای محكم سازی كرده است. اما آنچه كه محكم نشده است، خیلی از انسان ها از درون پوك هستند. یعنی با یك متلك، با یك فحش، با یك رشوه، با یك فیلم، با یك تلفن، با یك. . . سر یك چیز جزئی همه ی افكارش به هم می ریزد. هیچ مقاومتی ندارد. خودش را می بازد. این مقاوم سازی همان است كه تقوا می گوییم. همان است كه در نیروهای مسلّح می گویند: پدافند غیر عامل، همانی است كه ما می گوییم: حفاظت، مصونیت، بیمه، چه كنیم بشر بیمه شود؟ یعنی آسیب پذیر نباشد. برای بشر چه كاری شده است. فیزیك و شیمی، تاریخ و جغرافی حتی علوم دینی هم آدم را بیمه نمی كند. اینطور نیست كه اگر بنده حوزه رفتم، بیمه شوم. ممكن است حوزه بروم، سالها هم درس بخوانم یك حجه ی الاسلام شوم، بعد یك كسی یك متلك به من بگوید، من به هم بریزم.
مردم زود به هم می ریزند. مقاوم نیستند. خواستگار پیدا نمی شود. كنكور موفق نمی شود. در تجارت، در سیاست رأی نمی آورد. چه عواملی انسان را در مقابل حوادث مقاوم می كند؟ موضوع بحث این است. مقاوم سازی انسان ها، ما مدارس را مقاوم سازی می كنیم، شهرها را مقاوم سازی می كنیم. می گوییم: قسمت های فرسوده! مقاوم سازی، حالا این بحث ما مقاوم سازی انسان ها است. مقاوم سازی انسان ها در پرانتز می شود اسمش را تقوا گفت. مصونیت می شود گفت. حفاظت می شود گفت. پدافند غیر عامل می شود گفت و هر كلمه ی مشابه.
1- محدودیت های انسان، عامل شكنندگی در برابر حوادث
انسان محدودیت دارد، علمش، سوادش، قدرتش، پولش، هوشش، انسان محدود است. حوادث هستی هم تا دلت بخواهد هست. بالاخره یك انسان كوچك، در مقابل این همه نا ملایمات یكجا می شكند. یكجا می شكند. آن چیزی كه انسان را مقاوم می كند، در جلسات قبل گفتم، اول ایمان به خداست. ببینیم خدا دارد ما را می بیند. ببینید قرآن می گوید. نوح 950 سال تبلیغ كرد، آخرش دست به نفرین برداشت. گفت: خدایا! «لا یَلِدُوا إِلاَّ فاجِراً كَفَّارا» (نوح/27)اینقدر اینها بد هستند كه دیگر نسلشان هم خوب شو، نیست. «لا تَذَرْ عَلَی الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرینَ دَیَّارا» (نوح/26)هیچ كس را روی زمین باقی نگذار. 950 سال نفرین كرد و خلاصه به نوح گفت: برو یك كشتی بساز. درباره ی كشتی قرآن اینطور می گوید. می گوید: «اصْنَع» ، «اصْنَع» از صنعت، «اصْنَع» بساز. «اصْنَعِ الْفُلْك» فُلك یعنی كشتی. «اصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْیُنِنا» (مومنون/27)كشتی پیش چشم ما بساز. این پیش چشم ما یعنی چه؟ یعنی هر طور من می گویم، در برابر چشم من بساز. این در برابر چشم من فایده اش این است كه وقتی حضرت نوح داشت كشتی می ساخت، می دانست خدا دارد او را می بیند. چون خدا دارد او را می بیند، و لذا قرآن می گوید: «كُلَّما مَرَّ عَلَیْهِ مَلَأٌ مِنْ قَوْمِهِ سَخِرُوا» (هود/38)هر جمعیتی از كنارش رد می شد، متلك می گفت. می گفتند: نوح! مثل اینكه نبّوت تو گل نكرد، به نجّاری افتادی! پیغمبری تو نگرفت، آخر عمری نجّار شدی؟ «كُلَّما» یعنی همه، بدون استثنا، «كُلَّما مَرّ» ، «مرَّ» یعنی مرور
برنامه درسهایی از قرآن سال‏88 . ج1، ص: 2
می كنند. «كُلَّما مَرَّ عَلَیْهِ مَلَأٌ مِنْ قَوْمِهِ سَخِرُوا» ، «سَخِرُوا» هم بلد هستید. یعنی چه؟ مسخره می كنند. هر گروهی آمدند بروند یك متلك گفتند. چه چیز نوح را در برابر این همه متلك مقاوم كرد؟ خدا گفته: من متلك ها را هم می شنوم. «بِأَعْیُنِنا» عین یعنی چشم. پیش چشم من كشتی بساز. یعنی می بینم. می بینم. آقا خود شما زیر آب می روی، می بینی نگاهت می كنند. تا می بینی نگاهت می كنند، شیرجه كه می روی تا بتوانی زیر آب می ایستی. چرا؟ برای اینكه دارند تو را می بینند. بدانی تو را می بینند، این وزنه بردارها چقدر سخت است این وزنه را بلند می كنند. چرا این كار را می كنند؟ چون می بینند مردم دارند او را می بینند، مقاومت می كند. همین وزنه بردار ممكن است در خانه حال نداشته باشد یك چیز جزئی را جابه جا كند. بگوید: حوصله ام نمی رسد. یعنی. . . ما بدانیم زیر نظر هستیم مقاوم می شویم.
2- ایمان به علم خدا، عامل پایداری در برابر مشكلات
خدا به موسی می گوید: خوب موسی یك چوپان بود. می گوید: نزد فرعون برو. به یك چوپان می گوید: نزد یك قلدر برو. آخرش برای اینكه مقاوم سازی كند، می گوید: «اِذهَبا» ، «اِذهَبا» یعنی موسی و هارون، نزد فرعون بروید. «اذْهَبا إِلی فِرْعَوْنَ» (طه/43)سراغ فرعون بروید. بعد می گوید: «انّی» برای اینكه مقاوم سازی كند. می گوید: «إِنَّنی مَعَكُما أَسْمَعُ وَ أَری» (طه/46) «أَسْمَعُ وَ أَری» من با شما هستم، هم حرف هایتان را می شنوم، هم شما را می بینم. ولذا خیلی به فرعون برخورد. گفت: تو پیغمبر من هستی. «أَ لَمْ نُرَبِّكَ» عربی هایی كه می خوانم قرآن است. «أَ لَمْ نُرَبِّكَ فینا وَلیدا» (شعرا/18)تو خودت در كاخ من بزرگ شدی. یادت رفت توی جعبه، در روخانه بودی، من تو را گرفتم. بعد یك دایه پیدا كرده بود تو را شیر داد. تو در خانه ی من بزرگ شدی. می خواست او را بشكند. بگوید: تو نوكر من هستی. تو اجیر من هستی. تو نان خور من هستی. حالا ادعای پیغمبری می كنی؟ فوری تا دید دارند او را می شكنند، موسی گفت: «تِلْكَ نِعْمَه ی» (شعرا/22)این نعمت است كه من در خانه ی تو بزرگ شدم؟ همین دلیل بر ظلم تو است. من باید در خانه ی پدرم بزرگ شوم. تو قلدر دستور دادی هر مادری پسر زایید بچه اش را بكشند، مادر من پسر زایید، ترسید كشته شوم. در صندوق گذاشت، در رودخانه انداخت، از ترس تو! «تِلْكَ نِعْمَه یٌ تَمُنُّها عَلَیَّ أَنْ عَبَّدْتَ بَنی إِسْرائیلَ» (شعرا/22)این نعمت است كه بر من منّت می گذاری كه تو بنی اسرائیل را بنده ی خودت كردی و مادرها از ترس یا بچه شان را در آب انداختند، كه گیر تو نیفتد. «تِلْكَ نِعْمَه یٌ» این منت است. این مسئله ای است كه گاهی انسان در مقابل متلك ها. . .
3- ایستادگی در برابر سخنان ناروای مخالفان
قرآن در سوره ی مطففین می گوید كه: یك سری برای اینكه افراد را بشكنند، متلك می گویند. منتهی متلك گو «إِنَّ الَّذینَ أَجْرَمُوا» (مطففین/29) «اجرم» مجرم، اَجرموها به آمنوها «یَضْحَكُون» می خندند. مثلاً یك پسر است، یك دختر است، این لاابالی است. به یك مسئله می رسد، یك پوزخندی می زند. قرآن می گوید: اجرموها به آمنوها «یَضْحَكُون» می خندند. «وَ إِذا مَرُّوا بِهِمْ» از كنارش كه می آیند مرور كنند، «یَتَغامَزُونَ» (مطففین/30)غمزه می آیند. چشمك می زنند. «وَ إِذَا انْقَلَبُوا إِلی أَهْلِهِمُ انْقَلَبُوا فَكِهینَ» (مطففین/31)وقتی نزد حزب و دار و دسته ی خودشان می روند، «فَكِهین» ، «انْقَلَبُوا فَكِهینَ» فكاهی می گویند، جك می گویند. اس ام اس برای همدیگر می فرستند. كاریكاتور درست می كنند. «وَ إِذَا رَأَوْهُمْ» ان طرف خیابان هم كه دیدند می گویند: «قَالُواْ إِنَّ هَؤُلَاءِ لَضَالُّون» (مطففین/32)او را می بینی او مغزش كار نمی كند. منحرف است. می شود من آیات را بخوانم شما ترجمه كنید؟ «یَضحَكُون» یعنی
برنامه درسهایی از قرآن سال‏88 . ج1، ص: 3
چه؟ «یَتَغامَزُون» یعنی چه؟ غمزه می آیند. «فَكِهین» یعنی چه؟ فكاهی می گویند. جك می گویند. «لَضَالُّون» یعنی چه؟ ضال منحرف هستند. چهار متلك بار آدم می كنند. چه كسانی؟ «إِنَّ الَّذینَ أَجْرَمُوا كانُوا مِنَ الَّذینَ آمَنُوا یَضْحَكُونَ» اجرموها به آمنوها چهار متلك بار می كنند، كه بلكه اینها را بشكنند. قرآن می گوید كه: مواظب باش. «فَالْیَوْمَ» برای اینكه ما را مقاوم سازی كند، گفته: این متلك را بشنو، «فَالْیَوْمَ» یك روزی هم می آید، «الَّذینَ آمَنُوا مِنَ الْكُفَّارِ یَضْحَكُونَ» (مطففین/34)یك زمانی هم تو به او می خندی. یك روزی هم تو به او می خندی. منتهی این كنار خیابان و كوچه به تو می خندد، «عَلَی الْأَرائِكِ یَنْظُرُون» تو یك زمانی روی تخت های بهشت می نشینی، این متلك ها. . .
از چیزهایی كه طرف را می شكنند تحقیر، كاریكاتور، اس ام اس، جُك، اینها را درست می كنند و به هم با این تلفن های همراه مبادله می كنند، این برای او می فرستد، او برای این. یك حرف حكیمانه مبادله نمی شود. هرچه چرند و پرند است. . . آخر مُخ، پول، عمر، چند چیز را تو هدر می دهی؟ جك را می سازی. بعد با پول انتقال می دهی. بعد او می خواند. بعد او جواب می دهد. مواظب باشیم عمرمان را هدر ندهیم.
4- مقاوم سازی خود در برابر خطرات
یك خرده راجع به عمرمان سد سازی كنیم. فقط سد نیست كه سد بسازیم آب ها هدر نرود. یك خرده در خودمان سد سازی كنیم. بتون آرمه خودمان را بكنیم، اینقدر عمرمان این طرف و آن طرف نرود. ببینید قنات قدیم كه بود، می دانستی چه می كنند؟ از دامنه ی كوه چاه می كنند، این چاه های اول بلند است. همینطور هرچه از كوه می آید، چاه ها كوچكتر می شود. همینطور زیر این چاه ها را به هم وصل می كنند. آب این چاه ها كه از زیر به هم وصل شد، اسمش قنات می شود. این قنات آب را می برند تا به مزرعه برسانند. اینجا مزرعه است. كشاورز عقب آب می دود. چون اگر عقب آب ندود یك خرده آب از اینطرف حرام می شود، یك خرده از این طرف حرام می شود. از این طرف حرام می شود. از این طرف حرام می شود. از این طرف حرام می شود. اگر این آب از این طرف حوض هدر برود، چیزی از این آب به مزرعه نمی رسد. در ما هم یك قناتی است. قنات چیست؟ سلامتی، عقل، علم، استاد، كتاب، امنیّت، والدین، اینها امكاناتی است كه ما باید این امكانات را به هم وصل كنیم، زود خودمان را به مزرعه ی علم، به مزرعه ی تقوا برسانیم. اگر یك خرده اش پای فیلم بی خود، فیلم نا به جا، عكس نا به جا، حرف نا به جا، رفیق نا به جا، متلك نا به جا، اگر همینطور این امكانات را به هم وصل كنیم، خودمان را هدر دادیم. خودمان را هرز دادیم. آنوقت یك مرتبه می بینی یك جوان 85 كیلو هیچ خاصیّتی ندارد. هیچ خاصیتی ندارد. شنا بلد هستی؟ نه! مثل آجر پایین می افتد در آب می رود. كامپیوتر بلد هستی؟ نه! قرآن بلد هستی؟ نه! تخصّصی داری؟ نه! هنری داری؟ نه! چرا؟ روزی سی تا جُك می فرستم، روزی چهل تا تحویل می گیرم.
ولذا در دعا داریم، «اللَّهُمَّ سَدِّدْنِی» (بحار الانوار/ج /86ص 315) «سدِّدنی» یعنی خدایا مرا سد سازی كن. همه سد نیست كه جلوی آب را بگیریم. آدم خودش هم سدسازی كند. هدر نرود. چقدر تابستان ما هدر می رود؟ و اگر با یك انتقال این طرف و آن طرف می رفتیم، چقدر می توانیم جلوی هدر رفتن تابستان را بگیریم. تابستانمان هدر می رود. زمستان ما یك طور دیگر هدر می رود. یك خرده خودمان را مواظب باشیم. حرف هایی كه می زنیم، این حرف ها جز عمل حساب می شود. «ما یَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلاَّ لَدَیْهِ رَقیبٌ عَتیدٌ» (ق/18)لبت را كه تكان می دهی، ثبت می شود. تمام اعمال ما حساب و كتاب دارد. «فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّه یٍ خَیْراً
برنامه درسهایی از قرآن سال‏88 . ج1، ص: 4
یَرَهُ» (زلزله/7)به اندازه ی وزن ذره، خیر باشد یا شر باشد، حساب و كتاب دارد. آقا حالش را گرفتم، چنان خیطش كردم! خیلی كار بی خودی كردی. مثلاً ما لذت می بریم كه یك كسی را خراب كنیم. لذت می بریم یك كسی چنان زهر چشم از او گرفتم. مثلاً فكر می كنیم اگر از ما بترسند، معنای مردانگی ما است. اگر یك كسی را تحقیر كنیم، باید مواظب باشیم. ما از درون پوك نشویم. نه كسی را پوك كنیم. نه كسی را تحقیر كنیم. یكی از راه های پوك كردنی كه دشمن از راه تحقیر كاریكاتور، آمریكا یك كانال برای این كار درست كرده است. اصلاً یك كانال دارد، كه مثلاً فرض كنید كه عكس ها را جا به جا می كند. حالا من باز می ترسم بگویم اشاعه ی فحشا شود. كه مثلاً این عكس را برمی دارد، جای آن یك عكس دیگر می گذارد كه وقتی بیننده نگاه می كند، فكر می كند مثلاً چنین و چنان است. الآن هم كه با كامپیوتر خیلی راحت می شود خیلی كارها را كرد. خیلی راحت می شود خیلی از كارها را كرد. همه كاری می شود با كامپیوتر كرد. صدا تقلید می كنند كه آدم باور نمی كند. من خودم نوارهایی گوش دادم كه مطمئن شدم، مثلاً صدای فلانی است. بعد فهمیدم ه خودش آمده گفته: آقا من عین این حرف را زدم ببین! دیدم اِ اِ یا ابالفضل! عین طرف حرف می زند.
قوّه ی قضاییه ی ما اخیراً شنیدم كه دیگر نوار هم قبول نمی كند. عكس هم قبول نمی كند. چون نوار می شود تقلید صدا كرد، عكس هم می شود با كامپیوتر مونتاژ كرد. مقاوم سازی، حرف ها سند داشته باشد. حرف ها مبنا داشته باشد. خوب برای اینكه ما را بشكنند از این كارها می كنند.
5- نقش روزه در مصونیت و مقاوم سازی انسان
راه بیمه شدن، راه مقاوم سازی این است. بدانیم خدا ما را می بیند. از راه نماز و دعا یك مطالبی را صحبت كردم. خود روزه، حالا بیننده ها ماه رمضان می بینند. خود روزه مقاوم سازی است. چرا؟ برای اینكه می گوید: سی روز دست به خانم خودت هم دراز نكن. چرا؟ می خواهم سفتت كنم. یعنی وقتی دست به خانم خودت دراز نكردی، دیگر یاد می گیری كه دست به خانم مردم، دراز نكنی. نان خودت هم نخور! بابا گرسنه هستم. نان خودم است! می گوید: نخور. می گوید: چرا؟ می خواهم مقاوم سازی كنم. می گوید: نان خودت را نخور، تا اگر به نان مردم هم رسیدی، قدرت كنترل داشته باشی. مثل اینكه می گویم: آقا، من تو را می خندانم، ولی تو نخند. نخند! یعنی من دائم حركتی انجام می دهم كه تو خنده ات بگیرد، می گویم: شما خنده ات بگیرد ولی نخند. می خواهم مقاوم سازی كنم. خوب یكبار در یك جلسه ای یك حركتی شد، باید خودت را نگه داری. نمی تواند خودش را نگه دارد. می خندد! سر نماز نمی تواند خودش را نگه دارد. خنده اش می گیرد. این مقاوم سازی، خود روزه مقاوم سازی است.
حاجی! پول داری؟ بله. همه ی خانه و كاخ و باغ و مال و ماشین و همه را رها كن. یك لُنگ سفید به كمر، یك لُنگ سفید هم، یك حوله و یك لُنگی به كمر، لباس احرام. كجا بروم؟ در بیابان های مكه برو، حالا مكه و مدینه ساختمان است. در بیابان عرفات برو، آنجا چه كنم؟ در خیمه زندگی كن. خوب باشد. حاجی ها را از پول درمی آورد، روی خاك می نشاند. بعد هم می گوید: اگر بوی بد به دماغت خورد، چون آنجا گوسفند می كشند، حالا اخیراً زود جمع می كنند. قدیم روز عید قربان، كه یك میلیون، دو میلیون گوسفند می كشتند، هوای داغ عصری بویی بلند می شد می گفت: حق هم نداری جلوی بینی ات را بگیری. جلوی بینی ات را بگیری، جریمه دارد. حاجی پولدار از لباس هایش بیرون آمده، می گوید: باید زلف هایت را هم بتراشی. چون
برنامه درسهایی از قرآن سال‏88 . ج1، ص: 5
می خواهم همه ی كلّه ها را كچل كنم. كلّه ها را می تراشد. مردم را لخت می كند. بعد هم می گوید: روی خاك بنشین. بوی بدی هم بود، جلوی بینی ات را نگیر. اصلاً می خواهد خاكمالی ات كند. این می خواهد. . . اینها مقاوم سازی است. بعضی از بیماری هایی كه ما در بدن می گیریم، این بیماری ها مقاوم سازی است. یعنی اگر این آپاندیس نبود، یك خطر مهمتری بود. یعنی همین آپاندیس جلوی یك خطر دیگر را می گیرد. اگر زكام نباشد، یك حادثه ی دیگر رخ می دهد. خود همین زكام مقاوم سازی است. اینكه بچّه به جای حرف زدن گریه می كند، این حركتی كه بچه می كند در حال گریه كردن، این رطوبت مغزش بیرون می آید كه اگر این رطوبت بیرون نیاید، بچه خُل می شود. یعنی این مواد در سر و صورت بچه كه با اشك بیرون می آید. اگر بیرون نیاید این مایعات بماند، عارضه ی بدی برای بچّه پیش می آید.
بسیاری از دستورات دین مقاوم سازی است. «الصَّوْمُ جُنَّه ی» (بحار الانوار/ج /65ص 330)حدیث داریم روزه سپر بین شما و آتش است. «الصَّوْمُ جُنَّه ی» صدمه مقاوم سازی است. یك حادثه ای بنا است رخ بدهد، یك صدقه می دهی دفع بلا می شود. قربانی همینطور است. یك گوسفند قربانی می شود، خون كه ریخته می شود، دفع بلا می شود. اینها روایت و آیه دارد. امر به معروف مقاوم سازی است. چون اگر كسی فساد می كند، آقا نه انجام نده. آقا كار تو خلاف است. آقا كار تو خلاف است. اگر دائم هركس رسید گفت: كار تو خلاف است، دیگر این. . . بگو: آقا گوش نمی دهد. آقا گوش نده. بگو، حالش گرفته می شود. اگر یك كسی ماه رمضان سیگار می كشد، آقا احترام ماه رمضان را بگیر. ولو مسافر هم هستی، مریض هم هستی، در خیابان سیگار نكش. آقا مراعات كن. آقا مراعات كن. آقا مراعات كن. این هم با كمال پررویی مراعات نمی كند. در عین حال از این سیگار دیگر لذت. . . چه؟ این حالگیری هم خودش یك كاری است. یعنی اگر هم گوش به حرف نمی دهد حالگیری كنید. خود حالگیری، امر به معروف نكن و بكن دارد. جامعه را مقاوم می كند. حدود و شلاّق جامعه را بیمه می كند. اگر یك كسی فاسدی انجام داد، زناكار بود، قرآن می گوید: زناكار را، زن زناكار، مرد زناكار را اگر همسر ندارند صد تا شلاّق. اگر همسر دارند و زنا می كنند، كه او كارش سخت است. او جریمه اش خیلی بالا است. اگر همسر ندارد زنا كرده است، می گوید: صد تا شلاّق به او بزن. بعد هم می گوید: غصّه ات نشود. «وَ لا تَأْخُذْكُمْ بِهِما رَأْفَه یٌ» (نور/2)رأفت و رحمش نكنید. بعد هم می گوید: شلاّق را یواشكی در اتاق به او نزنی. یكجایی بزن كه یك عده از مؤمنین ببینند. دو تا شلاّق در فلكه ی شهر به دو تا مجرم بزنند، جامعه مقاوم می شود. جامعه مقاوم می شود. ولذا حدیث داریم یك حدی كه جاری می شود، یعنی یك مجرم كه شلاّق می خورد، ارزشش از چهل روز باران با بركت بیشتر است. خیلی هست. چهل روز بارندگی چقدر بركت دارد؟ اجرای حد، حدیث داریم اجرای حد از چهل روز باران ارزشش بیشتر است.
6- كنترل نگاه، عامل مقاوم سازی انسان
خود اینكه به مؤمن می گویند: وقتی نگاهت به دختر خورد، به خانم مردم نگاه كردی چشمت را پایین بیانداز. «قُلْ لِلْمُؤْمِنینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِم» (نور/30)چشمشان را پیش كشیدند. این خودش مقاوم سازی است. چرا؟ برای اینكه اگر به او نگاه كردی، خوشت می آید. خوشت كه آمد، لبخند می زنی. یكوقت می بینی او هم یك لبخند زد. بعد همینطور كه داری می روی، كتابت هم دستت است، فردا هم مثلاً می خواهی امتحان بدهی، این دلت را می برد و اوه. . . . (با بیان حركت و خنده حضار) دو مرتبه از این طرف می رود، او هرطور بخواهد در دانشگاه خودش را درست می كند، فكر می كند اینجا حجله ی داماد است. شما هم چشمت
برنامه درسهایی از قرآن سال‏88 . ج1، ص: 6
آزاد است. او هم قیافه اش را آزاد نشان می دهد. همینطور نگاه می كنی. ها. . . این كتاب دستش است ولی مطالعه نمی كند. این آب ها از این طرف و آن طرف هرز می رود. چیزی به مزرعه نمی رسد. برای مقاوم سازی گفته: نگاه نكن. نگاه نكن. «قُلْ لِلْمُؤْمِنینَ یَغُضُّوا» ، «قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْن» (نور/31)نگاهت خورد سرت را پایین بیانداز. حجاب، نگاه نكردن، امر به معروف، اجابت صدقه، قربانی، روزه، نماز، اینها همه ابزار مقاوم سازی است. از چیزهایی كه مقاومت در انسان اثر می كند، تشكر از مردم است. گاهی یك كسی یك كاری خوبی می كند، این مثل آجری كه روی هم می گذاری، اگر بندش را كشیدی، می ایستد. تا دیدید یك كسی یك كار خوب می كند، احسنت! این مقاوم می شود. یك بچه مسجد می آید، همه ی مسجدی ها بگویند: آفرین! آفرین! 5 نفر به این بچه آفرین بگوید، این بچه شب بعد هم مسجد می آید. فردا هم مسجد می آید.
به یكی از منبری ها گفتند: منبر تو خیلی خوب است. رمز موفقیت تو چیست؟ گفت: والله اولین دفعه كه منبر رفتم، انگار وصل به برق شده بودم. وحشت كردم. یك نفر از پایین منبر گفت: احسنت! یك آفرین گفت كه آن آفرین سرنوشت مرا عوض كرد. یك آفرین، كما اینكه یك آفرین غلط طرف را در كار غلط تثبیت می كند. دزد حرفه ای را چند بار گرفتند و شلاّق، زندان، آخرش گفتند: اعدامش كنید. وقتی این دزدی كه چند بار زندان اثر نكرد، بنا شد اعدام كنند، گفت: من می خواهم دقیقه ی آخر پای چوبه ی اعدام می خواهم مادرم را ببوسم. رفتند مادرش را آوردند و گفتند: بنا است بچه ی شما تا چند لحظه ی دیگر اعدام شود، به مادرش گفت: ننه جان، من را می خواهند بكشند. زبانت را در دهان من بگذار. خوب دیگر مادر است. گفت: باشد. مادر زبانش را در دهان این جوان گذاشت، این جوان چنان گاز گرفت كه جیغ مادر بلند شد. مردم آمدند جدا كردند. گفتند: چرا؟ گفت: بچه بودم، رفتم خانه ی همسایه ها یك تخم مرغ دزدیدم. مادرم گفت: بارك الله! همان بارك الله مرا دزد حرفه ای كرد. اگر آن روز آفرین نمی گفت، من دزد حرفه ای نمی شدم.
7- حرمت همدلی و همنشینی با گنهكاران
حرف ها حساب و كتاب دارد. یك احسنت بجا، یك احسنت نا بجا. . . و لذا حدیث داریم روز قیامت یك قطره خون به انسان می چكد. می گوید: خدایا این چه بود؟ می گوید: یك نفر را به ناحق اعدام كردند، تو هم به اندازه ی یك قطره سهیم بودی. یا كف زدی، یا سوت زدی، یا احسنت گفتی. ولذا داریم اگر جایی قمار می كنند، نگاه به قمار هم نكن. چون همینطور كه دور قمار نگاه می كنی، بازارشان گرم می شود. در بازار گرمی همین مقدار سهم دارید. می گویند: اگر در سفره ای شراب است، ولو تو شراب نمی خوری، در آن سفره نباید بنشینی. گرچه شراب نخوری، حق نداری بنشینی. برای اینكه تو كه می نشینی دیگری هم شراب بخورد، این سفره گرم می شود. در قرآن آیاتی داریم «فَلا تَقْعُد» (انعام/68)شما حق ندارید در این مجلس بنشینید. «إِذا سَمِعْتُمْ آیاتِ اللَّهِ یُكْفَرُ بِها وَ یُسْتَهْزَأ» (نسا/140)اگر دیدید آیات خدا مورد كفر و مسخره قرار می گیرد، حق نداری بنشینی. نگویی: آقا من كه كار ندارم. شما چرا همین نشستن تو كار است. سیاهی لشگر هم گیر دارد. نمی شود همه جا سیاهی لشگر شد. برای مقاوم سازی تشكر مردم خیلی خوب است. خدا به پیغمبرش می گوید: این مردمی كه می آیند زكات می دهند، «وَ صَلِّ عَلَیْهِم» (توبه/103)صلوات بفرست بر این مردم زكات دهنده. «إِنَّ صَلاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ» (توبه/103)این درود و صلوات تو به اینها سكن، سكینه، آرامش می دهد. آرامش می دهد.
برنامه درسهایی از قرآن سال‏88 . ج1، ص: 7
خوب از چیزهایی كه جامعه را بیمه می كند، در برابر پدافند غیر عامل مصون می كند، حفاظت می كند، جامعه را حفظ می كند، همین وحدت كلمه است. اگر همه ی مردم متحد باشند، بیمه می شوند. یك شاخه ی درخت را می شود شكست. اما ده تا شاخ را با طناب ببندی، دیگر شكستن آن مشكل است. یك نخ قرقره را می شود پاره كرد، اما وقتی دویست تا نخ تاب خورد، طناب شد دیگر نمی شود پاره كرد. وحدت كلمه باعث مصونیت است. ما وقتی ایرانمان ایران عزیز است، و نفوذ ناپذیر است، كه همه یكی باشند. وحدت كلمه معنایش وحدت سلیقه نیست. وحدت كلمه نه وحدت سلیقه، مثل اعضای بدن! اعضای بدن چشم غیر گوش است. گوش غیر بینی است. بینی غیر حلق است. حلق غیر دست است. هركسی یك هر عضو یك كاری می كند. اما اینها یك وحدتی دارند. تابع یك برنامه ای هستند. وحدت كلمه یعنی نظامتان از هم نپاشد. این وحدت كلمه از عوامل مصون سازی است. مقاوم سازی جامعه است. چه كنیم جوان های ما پودر نشوند؟ وصل به خدا! پودر نشوند، وحدت كلمه. پودر نشوند، دعا! پودر نشوند، تشویق مردم از خوبی های آنها، پودر نشوند. نهی از منكر مردم از بدی های آنها. چه كنیم منفجر نشوند؟ چه كنیم اینها را مقاوم سازی كنیم؟
یكی از مقاوم سازی ها تاریخ است. آدم تاریخ دیگران را بشنود می گوید: عجب! پس اینطور است. یعنی آدم بشنود كه. . . یك وقت انسان. . . حالا اینجا در همدان فیلم را پر می كنیم یك خاطره از شهید محراب آیت الله مدنی بگویم. آیت الله مدنی خیلی همدان بود. من اولین بار كه همدان آمدم، به دعوت آیت الله مدنی آمدم. سلام و صلوات خدا بر او. ایشان عبایش پاره بود. منتهی تصمیم گرفته بود راجع به دنیا با خدا حرف نزند. منتهی چون این عبایش پاره بود، این گوشه ی عبایی كه پاره بود، مثلاً این عبا بود. این قسمتش پاره بود. این پارگی را در مشت گرفته بود پیدا نباشد. به هركس می رسید، سلام! حال شما خوب است؟ یا الله، خداحافظ. ولی مواظب بود كه این سوراخ عبا پیدا نشود. همه را در مشتش گرفت. منتهی چون مدتی مواظب این پارگی عبا بود، وارد حرم امام رضا شد و وقتی بیرون آمد، خسته شده بود. دیدند یك مقدار باید هوشش، حواسش جمع. . . از آن طرف هم تصمیم گرفته بود حرف نزند، سوراخ عبا را نشان امام رضا داد. به امام رضا چنین كرد. (با نشان دادن حركت) همان در حرم یك كسی رسید گفت: آقای مدنی! من می خواهم یك عبا به شما بدهم. ببین وقتی آدم یك شهید محراب ماه ها با عبای پاره درس می رفته است، این دیگر. . .
آیت الله سر درس آمد، دیدند كه پیشانی ایشان خونی است. این را یكی از بستگان ایشان آیت الله سیّدان در مشهد برای من نقل كرد. گفت: آیت الله سیستانی سر درس آمد، پیشانی اش خونی بود. گفتند: آقا چرا خونی است؟ گفت: یكجایی مهمان بودم، دویدم به درس برسم، سرم به سقف خانه ی همسایه خورد، من دیدم خون می آید. دیدم بروم بشویم به درس نمی رسم. گفتم: حالا خون بیاید من درسم را گوش بدهم بعد می شویم. البته خونش اینقدر نبود كه حالا خیلی خطر داشته باشد. ببینید با پیشانی خونی سر درس می آیند. با عبای پاره. . . یعنی انسان وقتی دید كه چه بزرگانی چه مشكلاتی را حل كردند، این شنیدن خاطرات آدم را مقاوم می كند. خدا به پیغمبر می گوید: «فَاصْبِرْ» مقاوم باش. «كَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ» (احقاف/35)پیغمبران دیگر هم مقاوم بودند.
برنامه درسهایی از قرآن سال‏88 . ج1، ص: 8
یك كسی مكه رسید گفت: آقای قرائتی! گفتم: چه شده؟ گفت: گم شدم. اِه. . . (خنده حضار) گم شدم. خندیدم گفتم: خوشا به حالت! گفت: چرا؟ گفتم: تو تنهایی گم شدی، من با كاروان همه با هم گم شدیم. (خنده حضار) كلی خندید. گفت: آخ! یعنی اگر آدم خاطرات دیگری را بشنود، كه بابا اگر تو بی پول بودی دیگران هم بی پول بودند. اگر انسان بفهمد، بعضی جوان های ما فكر می كنند، بی پولی اوه. . . اینقدر آدم ها بی پول بودند. اینقدر آدم ها سختی كشیدند. آشنایی با تاریخ انسان را مقاوم می كند.
خدایا تو را به حق مقاومین، انبیاء و شهدا و اسرا و تو را به حق كسانی كه مقاوم بودند، «قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا» تو را به حق آبروی كسانی كه در دین كوتاه نیامدند، مقاوم بودند، همه ی دانه دانه افراد ما را در مقابل همه ی حوادث مقاوم قرار بده. ما را عزیز و نفوذ ناپذیر، ما را نشكن قرار بده. هیچ تشری، هیچ تهدیدی، از درون و شیطان یا از بیرون و ابر قدرت ها، ایمانی به ما بده وحدت و مصونیتی به ما بده كه هیچ تهدیدی در ما اثر نگذارد. هرچه شب قدر برای خوب ها مقدّر می كنی همه را برای همه ی ما مقدّر بفرما.
«والسلام علیكم و رحمه ی الله و بركاته»
کليه حقوق برای مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن محفوظ است