ایجاد مصونیت در برابر خطرات و انحرافات (1)

بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
ماه رمضان قبل از آنكه بیاید، پیغمبر خطبه ای خواند. به مردم گفت: ماه مهمی دارد می آید. نفس كشیدن مثل سبحان الله، خوابیدن عبادت. دعا مستجاب، ساعاتش بهترین ساعات، شب هایش بهترین شب ها، روزهایش بهترین روزها، مفصّل درباره ی اهمیّت ماه رمضان صحبت كرد. حضرت امیر در وسط سخنرانی اش پرسید كه یا رسول الله این ماه رمضانی كه این قدر خوب است، بهترین كار چیست؟ فرمود: وَرَع و تقوا، كلمه ی تقوا را شما شنیده اید. تقوا اصطلاحات مختلفی دارد. گاهی تقوا می گویند. گاهی بیمه می گویند. یعنی حفاظت می شود. یعنی مثلاً می گویند: فلانی بیمه ی فلانی است، یعنی در حفاظت فلانی است. گاهی حفاظت می گویند. گاهی پرهیز می گویند. خودداری، گاهی می گویند عرض كنم كه پدافند غیر عامل، به قول نیروهای مسلح، و گاهی مصونیّت می گویند. اینها همه یعنی چه كنیم كه بیمه شویم؟ پس بحث ما درباره ی تقوا، بیمه، پدافند غیر عامل. . .
بسم الله الرحمن الرحیم، موضوع: تقوا، حفاظت، مصونیت، بیمه، بیمه شدن، پدافند غیر عامل. همه یكی است با یك خرده كم و زیاد. عرض كنم كه این پدافند و بیمه و حفاظت، گاهی در برابر دشمن خارجی است. گاهی در مقابل دشمن داخلی است. و فرق هم این است.
1- تفاوت های دشمن داخلی با دشمن خارجی
ما دو تا دشمن داریم. دشمن دو رقم است. گاهی دشمن خارجی است. گاهی دشمن درونی است. دشمن خارجی جنگش، جنگ با دشمن خارجی را گفتند: جهاد كوچك! جهاد كوچك، جنگ با دشمن داخلی را جهاد اكبر می گویند. حالا چرا دشمن خارجی را جهاد كوچك می گویند. دشمن درونی را. . . دشمن خارجی چند تا شروط دارد.
1- اول دشمن خارجی شناخته شده است. دشمن شناخته شده است. آدم می داند چه كسی است. شناخته شده است. دشمن درونی شناخته شده نیست. خیلی وقت ها. . . ولذا به ما گفتند: «اعدای عدوك» رئیس دشمن ها هوا و هوس تو است. هوا و هوس در انسان هست، دشمن آدم هم هست. چه بلاهایی كه به سر آدم نیاورده است. دشمن خارجی یك گلوله می زند، هوا و هوس آدم را معتاد می كند. شراب خوار می كند. عاشق یك همسر نا اهلی می كند. عاشق یك دختر نا اهل یا دختر عاشق یك پسر نا اهلی می شود. آنوقت به خاطر عشقش می سوزد و هركس كه دورش است می سوزاند. عمرش، فكرش، اخلاقش و خلاصه هستی اش را به خاطر یك هوس به باد می دهد. دشمن خارجی شناخته شده است. این را شناختیم.
2- راه نفوذش معلوم است. بالاخره ما در جنگ فهمیدیم، صدام یا از جنوب می آید یا از غرب. دیگر از شرق كه نمی آید. ولی دشمن داخلی معلوم نیست از كجا وارد می شود. از دوست است، از همسر است، از پدر است، از مادر است، از معلم است، از كتاب است، از این فیلم است، از این سی دی است. از این خواب است كه دید. یك خواب می بیند، زندگی را به هم می زند. مردی به من گفت: زن من خواب دیده كه من یك زن دیگر گرفته ام. شش ماه زندگی ما به هم خورده است. می گویم: والله بالله ما یك زن بیشتر نداریم. می گوید: نه من خواب دیدم. یعنی از راه خواب، عرض به حضور شما كه یك چیز الكی را مثلاً. . . دشمن خارجی راه نفوذش معلوم است از چه راهی است. نحوه ی هجومش معلوم است. پس ببینید هم دشمن شناخته شده
برنامه درسهایی از قرآن سال‏88 . ج1، ص: 2
است. بگذارید بنویسم. دشمن شناخته شده، راهش شناخته شده است. دیگر نحوه ی هجومش شناخته شده است. بالاخره هوایی است، زمینی است. تخریبش مادی است. تخریبش مادی است. یا به جسم است، یا به خانه است.
عرض كنم كه دشمن خارجی مرزبان دارد. برج هست، مراقبت هست. دیدبان دارد. دشمن خارجی مردم حساس هستند. می گویند: بله، دشمن حمله كرده، نان می آورند، آرد می آورند، نمی دانم طلا می فرستند. دلسوزی می كنند. كمك های مختلف می كنند. مردم حساس هستند. كمك می كنند. مردم حساس هستند و امداد می رسانند. كمك می كنند. خوب در دشمن خارجی می شود از تكنولوژی استفاده كرد. اینها و لذا آسان است. ایران هشت سال دشمن خارجی داشت، صدام با حمایت و قدرت های دنیا حمله كرد. به هر حال ما هم صدام را شناختیم. راه های نفوذش را شناختیم. نحوه ی هجومش را شناختیم. گاهی هوایی بود، گاهی زمینی بود. گاهی آبی بود، گاهی خاكی بود. تخریب های آنها را فهمیدیم. موشك خورد چه چیزی را خراب كرد. عمق فاجعه چقدر است؟ می شد اندازه گیری كرد. به هر حال اینها. . .
ولی دشمن درونی ناشناس است. اسلحه اش هم ناشناس است. گاهی با گریه یك كسی را گول می زنند. یعنی مثلاً فرض كنید كه مادر پهلوی بچه اش گریه می كند. كه خانم شما چنین كرده، چنین كرده، چنین كرده است. مادر است و گریه می كند. از راه مادری و گریه این پسر را نزد عروس می شوراند. یا عروس گریه می كند، ناله می كند، این عروس با اشكش پسر را علیه مادرش. . . یعنی موشك نیست، اشك است. ولی پیر در می آورد. هم اسلحه اش ناشناخته است كه اشك است یا فحش است. پول است یا. . . راه نفوذش معلوم نیست. نحوه ی هجومش معلوم نیست. دشمن خارجی گاهی است. ولی هوا و هوس دائمی است. تخریبش معنوی است. شناختش سخت است. امكاناتش مشكل است. اگر یك كسی از درون بپوكد مردم حساس می شوند. مثلاً اگر پیشانی آدم زخم شود، همه می گویند: چه شده اینجا زخم شده است؟ اما اینكه كسی حسود باشد، می گوید: سلام علیكم! چه شده شما حسود هستی؟ آقا ببخشید چه شده شما چنین شدی؟ یعنی وقتی انسان از درون می پوكد، وقتی. . . حالا. . . تهاجم فرهنگی خیلی مشكل است. چون دختر عموی من دانشگاه رفته است، من هم باید دانشگاه بروم. مرتّب پشت كنكور می ماند باز هم می ایستد. خانم! امام فرمود: اگر در یك راهی موفق نشدی مسیرت را عوض كن، ممكن است در راه دیگر وفق شوی. چه اصرار داری كه حالا دختر عموی شما از این طرف رفته است، شما هم حتماً از این طرف بروی؟
2- تفاوت شیوه های مقابله با دشمن داخلی
مگر امامان ما همه یك مسیر داشتند؟ امام حسن مجتبی كه بیننده ها روز تولدش بحث را می بینند، مسیر امام حسن مجتبی یك مسیر بود، مسیر امام حسین یك مسیر بود. تازه مقام امام حسن از امام حسین بالاتر بود. چون امام حسن امامِ امام حسین هم بود. ولی امام حسین امامِ امام حسن نبود. شیوه هایشان فرق می كند. در برابر امام حسین، كربلا جنگ با اسلحه بود. ولی درباره ی امام حسن جنگ تهاجم فكری بود. در جبهه و آخر امام حسن هم اول جبهه رفت و بنا بود با معاویه جنگ كند. یك مرتبه یك تهاجم، ببین چه كردند؟ اینجا یك ورقه باز كردند، بالای آن نوشتند: صلحنامه! معاویه این را طرح داد. گفت: اینجانب معاویه! نه اینجانب معاویه. . . او نوشت اینجانب معاویه! اینجانب معاویه حاضر به صلح هستم به شرط آنكه هرچه امام حسن بخواهد. یك، دو، سه، چهار، پنج، شش، هفت، آخرش هم امضا كرد معاویه. خوب حالا امام حسن اینجا چه كند؟
برنامه درسهایی از قرآن سال‏88 . ج1، ص: 3
معاویه جمعیتش بیشتر است. بعضی از سربازان امام حسن هم پول با پول خریده شدند. مزدور شدند. یعنی پول گرفتند سمت معاویه رفتند. حالا وسط جنگ معاویه یك صلحنامه در می آورد، می گوید: امام حسن من معاویه هستم، دلم می سوزد كه دماغ مردم خون شود. نمی خواهم خونریزی شود. هرچه می خواهی قبول است.
3- شیوه مقابله امام حسن (علیه السلام) با معاویه
حالا اگر شما در جبهه بودی چه می كردی. اگر امام حسن این صلحنامه را امضاء نمی كرد، این صلحی كه تحمیل شد، حتماً آن جمعیت كثیر معاویه، جمعیت قلیل امام حسن را می كشتند. تاریخ هم می گفت: حق با معاویه است. حق با معاویه است. حسن جان! قربانت بروم. تو كه سرباز نداشتی، تو كه پایت بریده شده بود، چون تروریست های معاویه آمدند ران امام را تا استخوان بریدند. یعنی ضربه زدند گوشت بریده شد. در عین حال امام با پای بریده خودش را به جبهه رساند. تو كه سربازهایت یكی فرار كرد. یكی از سربازهایت با پول خودش را فروخت. خودت پا نداشتی، جمعیت تو كم بود. او كه گفت: بیا، او كه خیلی دلش می سوخت. او كه ورقه ی سفید داد. چك بی امضاء، چك سفید امضاء داد. آخر دیگر چرا لجبازی كردی؟ امام حسن اینجا چه كرد؟ دید این یك تهاجم فرهنگی است. گفت: باشد قبول است؟ گفتند: قبول است.
گفت: مردم شاهد باشید. خودش گفت: هرچه بنویسی قبول است. بسم الله ! بسم الله ! بسم الله ! به شرط اینكه پسرت یزید را ولیعهد نكنی. پسرت را ولیعهد نكنی، چون می دانست معاویه بالا بروید و پایین بیایید، تصمیم دارد پسرش ولیعهد شود. یك چیزی نوشت كه معاویه ورقه را پاره كند. ورقه را كه پاره كرد مردم می فهمند دروغ بود. یعنی مردم را بیمه كرد كه بداند این، این است. چك سفید می دهد و بعد یك قِران آن را نمی دهد. به شرط اینكه حجربن عدی را نكشید. چون دستور قتل حجر بن عدی از شیعیان امیرالمومنین را داد. معاویه گفته بود: شیعیان علی را از بیت المال محروم كنید. گفت: به شرط اینكه شیعیان علی را از بیت المال محروم نكنید. دستور داده بود به امیرالمؤمنین ناسزا بگویند. فرمود: به شرط اینكه خطیب های نماز جمعه به علی بن ابی طالب ناسزا نگویند. هركاری معاویه تصمیم گرفته بود و بخشنامه كرده بود، امام حسن ضد آن را اینجا نوشت. گفت: بسم الله! معاویه دید عجب غلطی كرد. گفت: باشد، جمعیت تمام شد و مسجد كوفه رفتند و معاویه بالای منبر رفت. گفت: این ورقه ای است كه من دادم. یك ارزش ندارد. ورقه را روی منبر پاره كرد. این به او نگاه كرد، این را بیمه می گویند. این را تقوا می گویند. این را مصونیّت، این را پدافند غیر عامل می گویند. یعنی وقتی یك هجومی می آورد كه بگوید: من خوبم، امام حسن باید همچنان كار انجام بدهد كه بگوید: نخیر این این كه می گوید نیست. یعنی امام حسن مردم را بیمه كرد. به مردم فكر داد. فرهنگ داد. نقش امام حسن اگر نگوییم بیشتر از امام حسین است، كمتر نیست. لذا امام حسین كه كربلا می رفت، در راه پرسید وضع چطور است؟ یك نفر گفت: حسین جان دل مردم با شماست. یعنی با اهل بیت است. یعنی مردم از نظر فكری بیمه هستند، می دانند حق با بنی امیّه نیست. اما بالاخره شمشیرشان با بنی امیه است. شمشیرشان با بنی امیّه است. یعنی چه؟ دلشان با شما است یعنی چه؟ یعنی امام حسن با آن صلحنامه و با آن موادی كه نوشت، كه معاویه عصبانی شد ورقه را پاره كرد، این كاری كه امام حسن كرد، امام حسن (ع) به مردم فهماند كه بنی امیه چه كسی است؟ پس فكر مردم را ساخت. منتهی هنوز مردم می فهمند اما جگر ندارند. آخر ببینید شاه كه اول آمده بود، مردم می گفتند: شاه خوب است. چون شاه با لباس احرام مكه رفته بود. قرآن چاپ كرده بود. روز عاشورا روضه خوانی می كرد. خانمش با چادر مشكی روز عاشورا روضه امام حسین
برنامه درسهایی از قرآن سال‏88 . ج1، ص: 4
می رفت. شاه خوب است دیگر از خدا چه می خواهید؟ شد؟ اما یك ذره یك ذره افراد، انقلابیّون، شكنجه ها، زندان ها، یك ذرّه یك ذرّه، یك بیست سالی كشید مردم فهمیدند نه! شاه آن كسی كه می گفت: نیست.
4- مرزبانی عالمان دین از معارف دینی
ولذا اگر ما به علما و دانشمندان، مرزبان بگوییم، كلمه ی قشنگی را گفته ایم. یعنی دو تا مرز داریم. مرز خاكی، مرز فكری، آن هم مرز فكری است. یعنی وقتی مردم می روند كج فكر كنند، فوری. . . اگر هم یك عالمی مرز فكری مردم را حفظ نكند، توبیخ شده است. حدیث داریم اگر كسی بدعتی را ببیند. . . یعنی یك چیزی را دارند به دین وصل می كنند كه جزء دین نیست. «فَعَلَی الْعَالِمِ أَنْ یُظْهِرَ عِلْمَه» (بحارالانوار/ج /48ص 252)بر عالم واجب است نعره بكشد. نه تلفنی، «یُظْهِرَ عِلْمَه» باید اظهار كند. به مردم بگوید: این راه غلط است. اگر اظهار كرد، اظهار كرد. اگر اظهار نكرد، آنوقت چه توبیخ های تندی نثار آن عالم درحدیث شده است. مرزبان! این حفاظت جامعه. . . حالا این یك حفاظت است. این حفاظت در برابر دشمن ابزاری دارد. ابزار حفاظت، ابزار دشمن خارجی چیست؟ این دشمن خارجی ابزارش چیست؟
1- اسلحه، 2- اختفا، یعنی چیزها را پنهان می كنیم كه انبار مهمات كجاست؟ مخفی می كنیم. نیروها را، فریب،
5- فریب دشمن در جبهه جنگ
در جبهه فریب جایز است. حضرت به آشپز فرمود كه: چند دیگ بار گذاشتی؟ گفت: آقا یك دیگ. فرمود: برو ده تا دیگ بار بگذار. گفت: آقا یك دیگ بس است. دیگ های بزرگ جمعیت سرباز یك دیگ بس است. فرمود: ده تا دیگ بار بگذار، در فاصله های مختلف. یكی آبگوشت باشد، نه تا هم آبجوش باشد. زیرش را روشن كن. گفت: آخر نه تا دیگ آبجوش می خواهیم چه كنیم؟ حضرت فرمود: دیدبان دشمن در تاریكی ما را دارد می بیند. اگر یك دیگ بار بگذاریم خواهند گفت: جمعیت مسلمان ها كم است. وقتی بفهمند جمعیت ما كم است، جرأت می كنند به ما حمله می كنند. تو دیگ بار بگذار، او كه نمی داند در آن آب است یا آب گوشت. او می گوید: اوه! چه جمعیتی دارند! جرأت نمی كند بیاید.
یك بازاری یك حرف بدی می زد. می گفت: در بازار هم كلاهبرداری جایز است. گفتیم: چرا؟ گفت: اسلام می گوید: در میدان جنگ كلاهبرداری جایز است. فریب! بازار هم میدان جنگ است. نَبُری تو را می بُرند. (خنده حضار) نخوری تو را می خورند. چون بازار هم میدان جنگ است، پس كلاهبرداری در بازار درست است. خوب این غلط است. فكر، حرف غلطی است. «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَه یٌ» (حجرات/10)با هم برادر هستند. «مَنْ غَشَّ النَّاسَ فَلَیْسَ بِمُسْلِم» (بحارالانوار/ج /73ص 363)اگر كسی در بازار یا در اداره یا هرجا به یك مسلمان كلك بزند، مسلمان نیست. حالا كلك به این است كه شما چای را در یك چینی بریزید، كه آدم فكر كند رنگش خوب است. مغازه را یك رنگی بزنی، كه آدم فكر كند این جنس خوب است. حتی حضرت دید یك كسی جنسش را در سایه آورده فروخته است. گفته: تو اگر جنست را در آفتاب بیاوری، مردم می فهمند جنس تو خوب نیست. سایه می گویی كه. . . حالا. . .
فریب! پراكندگی مراكز حساس و پرجمعیت، این هم هست. كه انسان جمعیت هایش را چند جا می گوید كه اگر یكوقت یك موشك افتاد، این پراكندگی یكی از اصول است، هم نظامی است، هم اصول اقتصادی است. حضرت فرمود: سرمایه تان را یكجا خرج نكنید. یعنی هرچه پول داری سكه نخر. فردا نرخش كم می شود، سكّه سكته می شود. (خنده حضار) هرچه پول داری كشاورزی نكن. بارندگی نمی شود فلج می شوی. هرچه پول داری قالی نخر. یك دزد به تو بخورد، یك آتش سوزی، پاساژ
برنامه درسهایی از قرآن سال‏88 . ج1، ص: 5
قالی هوا می رود، پوچ می شوی. حدیث داریم هر تاجری پولش را در چند راه مصرف كند. یعنی پول داری همه را در جیبت نگذار، یك خرده اش را در این جیب بگذار. یك خرده را در این جیب بگذار. یك خرده را خانه بگذار. در چند جا بگذارید، كه اگر یكجایی آسیب خورد، مثل هواپیمای دو موتوره، مثل دو تا كلیه، یك كلیه كه ایستاد آن كلیه كار بكند. یك چشم مژه داخلش رفت، با آن چشم ببینی. یعنی همان كاری كه خدا كرده است. خدا خیلی چیزها را جابه جا كرده است. خدا خیلی حفاظت كرده است. اصلاً حفاظت خدا را دقت كردی چیست؟ اصلاً آب دهان حفاظت دهان است. و الا دائماً حلق ما هر دو تا كلمه باید آب بخوریم. خود چشم با اشك شور حفاظت می شود. چون چشم از چربی است، چربی اگر با آب نمك قاطی نباشد، خود ابرو یك حفاظت است. ابروی مشكی كه نور كه می آید، فشار به این چربی نیاید. این ابروی مشكی برای این است كه حفظ كند. خود گودی چشم حفاظت است كه اگر چنین زدند، چشم شما آسیب نبیند. خود خطوط پیشانی حفاظت است كه عرق كه می آید از این طرف بیاید. هیچ كس وقتی كار می كند عرقش از این طرف نمی آید. عرقش از این طرف جاری می شود. اینها همه حفاظت است. حفاظت های طبیعی، پناهگاه در مقابل دشمن، خندق، حفظ مواد سوختی، یك مقدار بنزین پنهان كنیم. حفظ مواد غذایی، ذخیره ی غذایی اینها همه در مقابل دشمن. . . یعنی وقتی صدام حمله می كند، این كارها هست. اختفا، فریب، اسلحه، مراكز. . . چند ایستگاه رادیو داشته باشیم كه اگر موشك یك ایستگاه رادیویی را زد، ایستگاه دیگر بتواند اطلاع رسانی كند. پراكندگی امكانات، حالا این برای در برابر دشمن. در مقابل حوادث طبیعی.
6- توصیه های اسلام برای مصون سازی جامعه
خود لباس «سَرابیلَ تَقیكُمُ» (نحل/81)قرآن می گوید: لباس ها شما را حفظ می كند. اصلاً حجاب دختر را حفظ می كند. پوشش دختر را حفظ می كند. شما روی ماشین های قیمتی چادر می كشی. هیچ وقت روی كامیون چادر نمی كشی. باز اگر كامیون بار اساسی داشته باشد، باز روی آن را هم چادر می كشی. ولی كسی روی آهن چادر نمی كشد. حجاب حفاظت است.
امیرالمومنین فرمود: خانه هایتان را چوبی نسازید. برای اینكه اگر خانه هایتان چوبی باشد، دشمن آتش می زند. خانه هایتان از گچ و سنگ باشد. نه از چوب! حدیث داریم.
دفن مرده یك حفاظت است. اگر نگویند: مرده را دفن كن، تعفّن آن حفاظت است. درختكاری یك حفاظت است. اسلام اجازه نمی دهد كسی درختی را ببرد، ساختمان كند، مگر اینكه یك جای دیگر یك درخت بكارد. یعنی همیشه باید منطقه، فضای سبز به مقدار لازم داشته باشد. خود گلبول ها در بدن كه اگر میكروبی وارد شد، حفاظت است. شما روی حوض نرده می گذاری، روی پشت بام نرده می گذاری، جاده هایی كه دره دارد نرده می گذاری. خداوند قلب را نرده گذاشته است. پشت این دنده های سینه گذاشته است. دنده های سینه یك نرده است برای اینكه اگر یك مشتی خورد، قلب. . . حفاظت های طبیعی.
یوسف در فیلمش دیدید. گفت: گندم را حفظ كنید. برای حفاظت در مقابل خشكسالی. . . اینها همه چیست؟ پدافند غیر عامل است. به قول قوای مسلح، حفاظت است. مصونیت دادن است. می خواهیم جامعه را بیمه كنیم. الآن كه بارندگی می شود، گندم ذخیره كنید، برای هفت سال بعد كه خشكی می شود.
حضرت نوح، وقتی خدا به او گفت: تمام زمین را آب می گیرد و همه ی كفار غرق می شوند، یك كشتی ساخت از هر حیوانی یك نر و ماده در آن كشتی كرد. كه نسل حیوان ها را حفظ كند. اینها پدافند غیر عامل است. اینها حفاظت است. اینها نمونه های حفاظت است. حیوان ها، خود فرار حیوان حفاظت است. حیوان ها و فرار. شاخ آنها حفاظت است. گاهی پوست اندازی حفاظت
برنامه درسهایی از قرآن سال‏88 . ج1، ص: 6
است. همینكه مورچه در تابستان یك چیزی رادر لانه می برد برای زمستان، این حفاظت است. همین كه زنبور عسل نمی گذارد هر زنبوری روی هرجایی نشسته وارد كندو شود، اگر روی گل بد بو نشسته، راهش نمی دهد. این پلیس است. اگر زنبوری روی گل بدبو نشسته باشد، خواسته باشد در كندو برود، جلویش را می گیرند. این هستی خیلی قشنگ است. منتهی همینطور از كنار آن رد می شویم. اینها همه حفاظت مادی است. حالا می خواهیم بگوییم: پس ببینید صلح امام حسن حفاظت بود. می گویند: اگر لیموترش گیرت آمد دور نیانداز بگو: ترش است. اگر عُرضه داری از این لیموترش لیمونات درست كن. آدم عاقل كسی است كه تهدیدها را تبدیل به فرصت كند. تهدیدها را تبدیل به فرصت كند. صلواتی بفرستید. (صلوات حضار)
7- شیوه برخورد امام سجاد (علیه السلام) در دربار یزید
خوب، یك آخوند درباری در شام رفت به نفع یزید سخنرانی كرد. امام سجاد هم اسیر، او را در مسجد آورده اند. این آخوند درباری مزدور روی منبر رفت، از طاغوت و از خلیفه و از یزید ستایش كرد. حالا باید مردم مسجد را حفاظت كرد. چه كنیم؟ امام سجاد گفت: از این چوب بالا بروم؟ نگفت: منبر بروم. گفت: از این چوب ها بالا بروم. چون منبری كه حرف حق بالای آن نزنی، این منبر نیست. چیست؟ چوب است. وقتی خودش نشست، فرمود: «فَلَمَّا صَعِدَ الْمِنْبَرَ» (مستدرك/ج /1ص 250)حالا منبر شد. یعنی منبر وقتی منبر است كه آدم حسابی روی آن حرف حسابی بزند. اگر نا اهلی رفت چوب است. اگر اهلی هم حرف درست نزد، چوب است. بعد یك سخنرانی كرد، یزید دید عجب دارند مردم روشن می شوند! در مقابل آن سخنرانی های مسموم دارد مردم را افشاگری می كند. روشنگری می كند. یزید به مؤذن گفت: اذان بگو. تا گفت: الله اكبر! فوری از همین الله اكبر، امام سجاد استفاده كرد. گفت: بله من هم الله اكبر می گویم. «اَشهَدُ اَنَّ لا اِلهَ الاّ الله» گفت: من هم «اَشهَدُ اَنَّ لا اِلهَ الاّ الله» می گویم. تا گفت: «اَشهَدُ اَنَّ محمداً رسول الله» (صلوات حضار) گفت: مردم! این محمد رسول الله جدّ من است یا جدّ یزید؟
ببینید، آخوند درباری را آورد، مردم را خواب كند. امام سجّاد، آن تك فرهنگی را پاتك زد. آن تهاجم فرهنگی را تبدیل به یك سخنرانی خودش كرد. در سخنرانی به مؤذن گفتند: با اذان حرف های امام را قطع كن. امام از كلمات اذان باز برای سالم سازی برای آن تهاجم فرهنگی آن آخوند مزدور. . . اینها. . . ما باید جامعه مان را چه كنیم؟ چه كنیم؟ بچه ی ما الآن آسیب دارد. راه هایی كه بچه هایمان را بیمه كنیم چیست؟ راه هایی كه خودمان را بیمه كنیم، دخترانمان، پسرانمان، نسلمان، نوه هایمان، كشورمان، ما چه كنیم مردم مقاوم باشند؟ اگر ساختمان مقاوم باشد، مردم مقاوم نباشند، ولو یك موشك بیافتد، ولو ساختمان خراب نشود، ولی چون خود مردم ترسو هستند و مقاوم نیستند، مردم فرار می كنند. اما اگر ساختمان مقاوم نباشد، مردم خودشان دانه دانه مقاوم باشند، خودشان یكجایی می روند خودشان را پنهان می كنند. مقاوم سازی شهرها. . . من تعجب می كنم، ما در مدارس برای مقاوم سازی بودجه ی سنگینی دولت گذاشت. مدارسی كه آسیب پذیراست، گفتند: مقاوم سازی. كار بسیار خوبی است. خوب، خوب، خوب. یكبار دیگر می گویم: خوب، خوب، خوب! اما مدرسه نباید نماز خانه داشته باشد. ایمان بچه ها نباید مقاوم سازی شود. حالا كلاس فیزیك و شیمی اش مقاوم سازی شد، ولی خودش چون رابطه با خدا ندارد، با یك فیلم، با یك گناه، با یك تلفن، با یك نامه بچه متلاشی می شود. اگر قرار است كلاس بچه مقاوم سازی شود، باید دین بچه ها هم مقاوم سازی شود.
شما در ماه رمضان شب قدر پول جمع می كنید كه ایزوگام كنید، آسفالت كنید. پایه های مسجد را، توسعه مسجد را، فیزیك مسجد را خوب می كنی، آنوقت نباید برنامه های مسجد خوب باشد؟ حالا مسجد سوپردولوكس، چه كسی در آن می آید؟ چه
برنامه درسهایی از قرآن سال‏88 . ج1، ص: 7
چیز می گوید؟ برای چه كسی؟ چه اثری دارد؟ آیا این مسجد جوان ها را بیمه می كند؟ ما یك مقدار در مقاوم سازی ها باید ببینیم چه چیزی افراد را مقاوم می كند، فكر را مقاوم می كند. كه یعنی هر وسوسه ای می خواهد در آن بیاید، این وسوسه را پس می زند.
بیننده ها بحث را روز تولد امام حسن مجتبی می بینند. این روز را تبریك می گویم. امام حسن خیلی عزیز بود. خیلی عزیز بود. یكبار امام حسن روی دوش پیغمبر بود، یك نفر گفت: حسن، كوچولو بود روی دوش پیغمبر بود. گفت: حسن، می دانی پایت را كجا گذاشتی؟ روی دوش پیغمبر سوار شدی. افتخار كن! پیغمبر فرمود: چرا او افتخار كند كه پایش را روی دوش من گذاشته است؟ من افتخار می كنم كه او پایش را روی دوش من گذاشته است. چند بار اموالش را در راه خدا داد. یك كسی به امام حسن نگاه می كرد. گفت: چقدر نگاه می كنی؟ گفت: خیلی اسب شما قشنگ است. گفت: بگیر برای تو! كریم است. شب تولد امام حسن، امیرالمؤمنین هم كنار زهرا نبود، جبهه بود. برای اینهایی كه بچه دار شدند و شوهرانشان جبهه بودند. خدایا عیدی تولد امام حسن را این قرار بده فكر ما، قلب ما، دین ما، اخلاق ما، درون ما، باطن ما، ایمان ما را از هر رقم خطر حفاظت، مصونیت مرحمت بفرما. مسئولین ما را در كنار سد سازی، مقاوم سازی، در كنار كارهای عمرانی، توفیق مقاوم سازی روحی هم به آنها مرحمت بفرما. ساختمان مقاوم است اما اگر یك خرده رشوه اش بدهی یك مرتبه شل می شود، می گیرد. ساختمان با آرپیچی هم سوراخ نمی شود. اما خودش با یك اسكناس نرم سوراخ می شود. یك چك تراول نرم دل این را سوراخ می كند. ساختمانش بتون آرمه است، اما دلش با یك كاغذ یعنی مقاوم سازی فیزیكی هست، مقاوم سازی روحی همه جا نیست.
خدایا، آنچه كه شب قدر برای خوبان تاریخ مقّدر می كنی، برای همه ما مقّدر بفرما. من دو سه جلسه می خواهم راجع به مقاوم سازی روحی صحبت كنم. تا ببینیم چه می شود. حالا این جلسه ی اولش بود.
«والسلام علیكم و رحمه ی الله و بركاته»
کليه حقوق برای مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن محفوظ است