نمازهای مقبول و مردود (2)

بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
بینندگان عزیز پای تلویزیون زمانی بحث را تماشا می كنند كه رمضان 88 هست. و موضوع بحثمان در جلسه ی قبل این بود كه ما دو رقم نماز داریم. نمازهایی كه خدا ستایش كرده است. كه اینها خوب نمازی است. آیاتی هم در قرآن داریم كه می گوید: این نمازها بد نمازی است. یعنی نمازهای مقبول، نمازهای مردود. موضوع بحث این بود. فكر می كردم بتوانم هر دو را در یك جلسه بگویم. ولی نمازهای مقبول را گفتم، نمازهای مردود ماند. حالا برای اینكه ممكن است بعضی از افراد در جلسه ی قبل نبودند یا پای تلویزیون نشنیدند، من از این 28 دقیقه، نیم ساعتی كه وقت دارم 5 دقیقه نمازهای جلسه ی قبل را در 5 دقیقه تكرار می كنم، نمازهای مقبول فشرده منتهی موضوع بحثمان نمازهای مردود است. خوب صلواتی بفرستید. (صلوات حضار) بسم الله الرحمن الرحیم، موضوع مردم و نماز. نمازهای، نمازهای مقبول مورد قبول. نمازهای مردود رد شده. حالا راجع به نمازهای مقبول داریم كه خداوند می فرماید: مومنین كسانی هستند كه «ذلِكَ الْكِتابُ لا رَیْبَ فیهِ هُدیً لِلْمُتَّقین» (بقره/2) «الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَ یُقِیمُونَ الصَّلَوه یَ» (بقره/3)اقامه ی نماز، به پا داشتن. نمی گوید: نماز بخوانید. می گوید: نماز را به پا دارید. به پا داشتن سؤال می كنند، به پا داشتن نماز یعنی چه؟ یعنی نمازی كه شرایط صحّت آن شرایط قبولی، شرایط كمالش یعنی نماز با دستورها، آنطوری كه وارد شده است.
1- حفاظت بر دوام و استمرار اقامه نماز
«عَلی صَلاتِهِمْ دائِمُون» (معارج/23)نماز باید دوام داشته باشد. یعنی نماز قطع شود اثر خودش را دارد؟ ندارد. نماز باید دائم باشد. «عَلی صَلاتِهِمْ» آیه ای «صَلواتِهِمْ» آیه ی دیگر هم «صَلاتِهِمْ» داریم و هم «صَلواتِهِمْ» هم مفرد آمده و هم جمع. «یُحافِظُون» یعنی باید از نمازش حفاظت كند. اینطور نیست كه حالا حفاظت كند. یك خاطره برای شما بگویم.
كسی از من پرسید كه در اتوبوس داشتیم می رفتیم، به راننده گفتم: برای نماز نگه دارید، راننده اعتنا نكرد. اول كه به شما بگویم، قانون هست كه وقت نماز باید هواپیما پرواز نكند یعنی پروازهای هواپیما باید در شرایطی باشد كه نماز مردم صدمه نبینند. حفاظت شود. «یُحافِظُون» برای مسئولین مملكتی است. یعنی رییس هواپیمایی. باید دستور بدهد كه پروازها طوری بپرند كه نماز مردم لت و پار نشود. بله گاهی وقت ها اضطرار پیش می آید، یعنی طوری است كه اجبار است. خوب اگر اجبار شد آدم وضو می گیرد، همینطور كه روی صندلی نشستند نمازشان را می خوانند. در جمهوری اسلامی در سایه ی نظام چند تا صندلی ها را برداشتند، 5، 6 تا صندلی را در هواپیماهایی كه مسافت های طولانی دارد. شش تا صندلی را برداشتند به اندازه ی مثلاً دو متر در دو متر، یك نمازخانه تعبیه كردند، كه افرادی كه مسافرت های طولانی دارند آنجا نماز بخوانند. و این در خارج هم صدا كرد. حتی در مجله های خارجی نوشتند كه جمهوری اسلامی به نماز عنایتی دارد كه انگار شش تا مسافر یعنی شش تا صندلی خوب شش تا صندلی، شش تا مسافر است. برای هواپیمایی خیلی درآمد دارد. خوب این باید حفاظت از نماز شود. عرض به حضور شما كه مسئله ی حفاظت از نماز این خیلی مورد عنایت باید قرار بگیرد. یك خاطره ی دیگر هم بگویم شما نشنیده اید.
برنامه درسهایی از قرآن سال‏88 . ج1، ص: 2
علامه ی طباطبایی استاد شهید مطهری و استاد بعضی از مراجع موجود، ایشان مشكلی پیش می آید برای عمل جراّحی برای معالجه، او را خارج می برند. آنجا پروفسورهای خارج كه ایشان را می شناختند، دیدنش می آیند و آن زمان شاه هم از دولت ایران تقاضا كردند، كه این علامه طباطبایی را به ما برای فلسفه ی شرق و اینها بدهید. بالاخره آن كلّه های علمی آنجا دیدنش می آیند، می گویند: در كشور ما خوش آمدید. امری، فرمایشی، حالتان خوب است؟ می گوید: حالم خوب است ولی مرا غم گرفته است. می گویند: چرا؟ می گوید: وقتی می خواستم بیایم نمازم از بین رفت. نتوانستم نماز را بخوانم. مثل اینكه همانطور روی صندلی نشسته و خوانده است. شما می توانید برنامه را طوری كنید كه نماز من از بین نرود؟ اینها می گویند: با شركت های خارجی صحبت می كنیم. این آقای رابط كه حالا خودش هم یك دانشمند مهمی است، می رود با رییس هواپیمایی آنجا صحبت می كند. می گوید: ایشان نمی دانید چه كسی است. ایشان علامه طباطبایی است. وجودش در دنیا بی نظیر است. یك دانشمند بی نظیر است. افتخار كنید كه این با شركت هواپیمایی شما می پرد. منتهی ساعات پرواز را طوری قرار بدهید كه نماز ایشان از بین نرود. ایشان می نشینند برای نماز علامه طباطبایی جلسه می گیرند. تا بالاخره می گویند: خوب پرواز پس باید یك فرود اضطراری بیرون بیاید، مثلاً پرواز كه می خواهد بپرد، در فلان استان هواپیما بنشیند ایشان نمازش را بخواند، دوباره بپرد. پرواز را تنظیم می كنند كه در مسیر راه یكجا هواپیما فرود بیاید. یك مترجم هم برای ایشان می گذارند، وقت نماز تعیین می شود، به خلبان اطلاع می دهد، هواپیما می نشیند. و می گوید: حالا خوشحالم كه بالاخره من نمازم از بین نرفت. یعنی علامه طباطبایی داشت غصّه می خورد كه چرا نمازش لت و پار شد. نماز را باید حفاظت كرد.
ما خیلی راحت مثلاً تخمه ی كدو بیاید می گوییم: تخمه امد. حالا بشكنیم، بعداً نماز می خوانیم. یعنی خدا را به تخمه ی كدو معامله می كنیم. نماز باید حفاظت شود. امام بنیانگذار جمهوری اسلامی فرمود: من در مكه كتابی خریدم. تا رفتم به كتابفروش پول بدهم، پول دستم بود صدای اذان بلند شد. پول را نگرفت. گفت: الله اكبر! یعنی خدا از این پول ها بزرگتر است. پولت را نگه دار بعد از نماز به من بده. گفتم: بگیر نماز بخوان. گفت: نه! الله اكبر! این معنای حفاظت است. استاندار ما در سیستان و بلوچستان، می گفت: آرایشگاهی را خواستیم در استانداری آمد مرا اصلاح كند. حالا من استاندار نشستم، این آقا هم دارد سر و صورت مرا اصلاح می كند. وسطی كه قیچی دستش بود صدای اذان شنید، گفت: آقای استاندار با اجازه! خدا از استاندار مهمتر است. قیچی را گذاشت و كنار من به نماز خواندن ایستاد. گفتم: ما این چیز دستمان است، این چیزی كه به زیر سینه بستند موها نریزد، می گفت كه حالا. . . به كسی گفتند: موز چیست؟ این هنوز نخورده و نمی دانست چه چیزی است. گفت: این نمی دانم یك انجیر دراز است. حالا ما هم گاهی وقت ها كلماتی را كه نمی دانیم خودش را می گوییم. همین چیزی كه به گردن می بندند. می گفت: من استاندار خیلی خوشم آمد كه این آرایشگاهی، پیرایشگاهی چقدر مثلاً مواظب نمازش است. مواظب نمازش است. خوب نمازهای مقبول روی نمازشان حفاظت می كنند، در نمازشان خشوع دارند، «وَ كانَ یَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلاه ی» (مریم/55)من می خواهم یك سؤالی بكنم این هم از یكی از روحانیون حج یاد گرفتم. یكی از روحانیون حج، حاجی ها را مكه برده بود. جز روحانی كاروان، وقتی می خواستند بیرون بیایند، آن طواف آخر را كه می گویند: طواف وداع و دو ركعت نماز، در مسجد الحرام گفت: حاجی ها ببینید ما می خواهیم از مكه بیرون برویم. فقط یك سؤال می كنم شما عمل حج انجام دادید. دروغ نگویید. هركدام هر چقدر پول برای اسباب بازی بچه تان داده اید بگویید. یكی گفت: ده تومان، یكی گفت: بیست هزار تومان، تا 15 میلیون هم جلو رفتند. یعنی از عروسك های مثلاً دو سه هزار تومانی گرفته تا بعضی ها یك اتاق پر از اسباب بازی. گفتم:
برنامه درسهایی از قرآن سال‏88 . ج1، ص: 3
خوب دروغ نمی گویید. اینجا كنار كعبه هست. گفتند: بله! گفتم: خیلی خوب. حالا یك سؤال دیگر. باز هم دروغ نگویید. چقدر پول برای نماز بچّه ات خرج كردی؟ می گفت: تا گفتم چقدر پول برای نماز بچّه ات دادی؟ همه ی حاجی ها سرشان را پایین انداختند. حالا من هم یك سؤال از كسانی كه پای تلویزیون هستند، می كنم.
2- توجه والدین به حضور فرزندان در نماز مدارس
تقریباً 17 سال است كه در مدارس نماز جماعت راه افتاده است. البته اجباری نیست. اگر معلمی بچّه ها را اجبار می كند، این را ما نگفتیم، این سلیقه ی شخصی معلم است. گفتم: طلبه یا معلم یا آموزگار یك كسی جلو برود. بایستد نماز بخوانند. حالا هركس خواند، خواند. هركس نخواند، لابد خانه اش می خواند. اگر خواست بخواند. ولی اجبار نباشد. چند تا تلفن در جمهوری اسلامی شده از این مدیر دبیرستان یا دبستان یا راهنمایی. الو! سلام علیكم، من مادر فلانی یا پدر فلانی هستم. بچه ی من در مدرسه ی شما درس می خواند. از اینكه شما نماز جماعت برقرار كرده اید و بچه ی من هم شركت می كند، خواستم تلفنی تشكر كنم. چند تا تلفنی تشكر كرده ایم؟ یعنی گاهی وقت ها كم می آوریم. «وَ كانَ یَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلاه ی» قرآن می گوید: پیغمبر. . . ما چقدر پول برای اسباب بازی می دهیم. چقدر پول برای. . . در كدام خانه یك كتاب. . . بعد این روحانی حج پرسیده بود كه كدام یك از شما كتاب نماز در خانه تان دارید؟ در جمعیت كاروان یكی گفته بود كه بچه ی من مدرسه رفته آنجا یك جایزه به او دادند، آن جایزه كتاب نماز بوده است. ببینید حاجی های ما، عمره روهای ما، خوبان ما، در نماز ضعیف هستند.
من یكمرتبه در ماشین داشتم به مسافرت می رفتم. عقب ماشین حالا نمی دانم خوابم برده بود سرم پایین بود، یك مرتبه راننده گفت: آخ! فوری گفتم: چه شد؟ گفت: پرسپولیس باخت. (خنده حضار) خیلی غصه خوردم. خیلی غصه خوردم. گفتم: این آقای راننده در خانه ی ما می خوابد نماز صبحش قضا شود، نمی گوید: آخ نماز صبحم قضا شد. ما خودمان بچه را صدا می زنیم، می گوییم: بلند شو مدرسه ات دیر شد. نمی گوییم: بلند شو نمازت قضا شد. وقتی نماز می خوانیم می گوییم: نمازِ را خواندم! نمازِ. . . مثل اینكه می گویند: كجا بودی؟ قرائتیه. . . آخر وقتی می گویی: قرائتیه یعنی چه؟ یعنی من سبك هستم دیگر. «وَ كانَ یَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلاه ی» روی نماز باید مایه بگذاریم. پدرها و مادرها، بچه ی تارك الصلاه ی خیلی دلت خوش نباشد لیسانس است، فوق لیسانس است. در دانشگاه قبول شد. ذخیره ی قیامت نیست. قرآن راجع به بچه یك آیه ای داریم، می گوید كه: «نِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ» (بقره/223)این آیه مربوط به مسائل زناشویی یا آمیزش جنسی است. ترجمه همین مقدار بس است. بعد می گوید: «َأْتُوا حَرْثَكُم» شما می توانید با همسرتان آمیزش كنید، «أَنَّی شِئْتُمْ» بعد پشت سرش می گوید: «وَ قَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُم» این «وَ قَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُم» پشت سر این آیه است. این چه ربطی دارد؟ با همسر آمیزش جنسی كنید، شهوت رانی حلال انجام بدهید، بعد می گوید: برای قیامتت یك چیزی ذخیره كن. این ذخیره ی قیامت چه كار به آمیزش جنسی دارد؟ می خواهد بگوید: اگر فقط آمیزش جنسی كنید، كه مرغ و خروس هستید. هر نر و ماده ای از هم استفاده می كنند، هنر تو این است كه این مسیر شهوت برای ذخیره ی قیامت باشد. یعنی یك اولاد صالح! به ما چه كه مردم لیسانس باشند، دیپلم باشند. همه ی مردم دانشمند شوند. دانشمند تارك الصلاه ی دانشمندی است كه از خدا جدا است. ما می خواهیم همان دانشمند را داشته باشیم به علاوه ی. . . اصلاً جمهوری اسلامی امتیازش به این است كه هر كشوری هرچه دارد ما داریم، یك چیزی هم چه؟ رییس جمهور را كه همه ی دنیا دارند.
برنامه درسهایی از قرآن سال‏88 . ج1، ص: 4
ما یك ولایت فقیه داریم. كه در رأس یك مجتهد عادل بی هوس، شرطش این است. رجوع به كارشناس كه همه ی دنیا به كارشناس رجوع می كنند. ما تقلیدمان همان رجوع به كارشناس است. منتهی می گوییم: كارشناس ما باید عادل باشد، هوا و هوس هم نداشته باشد. مرجع تقلید شرطش این است كه عادل باشد، هوا و هوس هم. . . بعد هم می گوییم: حتی المقدور اعلَم باشد. یعنی رجوع به كارشناس سه تا شرط زیادی داریم. تقلید یعنی چه؟ یعنی چیزی كه نمی دانی از كارشناس بپرس. معنای تقلید یعنی رجوع به كارشناس. خوب رجوع به كارشناس منتهی شیعه برای رجوع به كارشناس سه تا شرط كرده است. می گوید: كارشناس اعلم باشد، یعنی با سوادترین. عادل باشد، هیچ گناهی از او سراغ نداشته باشد. «مخالفا لهواه» دنبال هواو هوسش نباشد. و این هم كه دنبال هوا و هوسش نیست و عادل هست این هم باید یك عمری تمرین كرده باشد و همه ی علمای منطقه و علمای كشور او را به عنوان بی هوس پذیرفته باشند. رجوع به كارشناس كه در همه ی دنیا هست. كاغذ كه همه ی دنیا هست. ما می گوییم: اسكناس. یعنی در این كاغذ باید یك نخی باشد، كه این نخ در باقی كاغذها نیست. یك چیز اضافه! من نمی گویم: اسباب بازی نخرند. حالا یكوقت یك بچه پای تلویزیون است، نگوید: آقای قرائتی را من دیگر دوست ندارم. گفت: اسباب بازی نخرید. نه! من می گویم: چقدر خرج بازی كردیم. چقدر خرج. . . زمین ورزش ما باید همینطور كه بازی اش جلوه دارد نمازش هم جلوه داشته باشد. اگر بازی ما جدی شد، جدی ما بازی شد. یعنی نماز ما محور شد، ببخشید ورزش ما محور شد، نماز ما فانی شد. مگر هر دو نمی شود؟
3- بهره گیری از شیوه تشویق در دعوت فرزندان به نماز
خیلی خوب، اینها راجع به نمازهای مثبت بود كه گفتم. اما در این جلسه این بخش را گفتم. حالا یك چند تا دیگر می خواهم بگویم. منتهی امر به بچه ها هم باید با محبّت. . . یك نفر می گفت كه: من عشق نماز اول وقت را از پدرم یا عمویم یاد گرفتم. كوچولو بودم، اول وقت رفتم وضو گرفتم، این عمو آمد سری تكان داد و گفت: آفرین! رفت یك بچه گوسفند برای من خرید. گفت: این مزد تو است. من به قدری این بچه گوسفند را خوشم آمد، می گفت: این تا آخر عمر هنوز ریش هایش هم سفید شده می گوید: من این نماز اول وقت را از این گوسفند دارم. ما كه می خواهیم برای دخترمان انگشتر یا گوشواره بخریم. ما كه می خواهیم یك دوچرخه و موتور برای پسرمان بخریم. آن شبی بخریم كه ببینیم، بگوییم: نمازت درست شد؟ من یك موتور برای تو می خرم. برو رانندگی یاد بگیر من پولش را می دهم. یعنی زیر نمره ی بیست اگر نصیحت كنیم، اثر دارد. زیر نمره ی صفر اثر ندارد. چه زمانی؟ مادرها اگر وقت نماز خودشان را آرایش كنند. دخترها نماز خوان می شوند. چون دختر كوچولو نگاه می كند، می گوید: مامانی! عروسی می روی؟ می گوید: نه! می گوید: پس چرا اینطوری راست آینه ایستادی؟ می گوید: قرآن می گوید. قرآن می گوید: «خُذُوا زینَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِد» (اعراف/31)حدیث داریم زن كه سر نماز می رود، انگار در حجله ی داماد می رود. به انواع طلاها خودش را آرایش كند. بچه ها به مادرشان می گویند: مامان برویم عروسی! هیچ كس نمی گوید: مامان مسجد برویم. چون در عروسی همه سوپر دولوكس هستند، اگر مادر وقت نماز خودش را آرایش كند، وقتی این دختر مادرش را دید می گوید: مامانی! یك سجّاده قشنگ بخریم، یك چادر زیبا بخریم. نمازمان را قید كنیم. پدران ما، ما را اینطور تربیت كردند. خدا اموات را رحمت كند. پدر ما بچه بودیم روزی دو ریال به ما می داد. گفتیم: آقا جان این دو ریال را سه ریال كن. خوب دو ریال آن زمان هم پول بود. گفت: اگر این دعا را حفظ كردی، سه ریالش می كنم. یك دعای سه سطری به من داد،
برنامه درسهایی از قرآن سال‏88 . ج1، ص: 5
گفت: این را حفظ كن. دو ریال را سه ریال می كنم. یعنی سعی می كرد كارهایش رنگ الهی داشته باشد. كارهایش رنگ الهی داشته باشد. اینها خیلی در تربیت مهم است. (حاج آقا سرفه می كنند) خیلی معذرت می خواهم.
یك كسی می گفت كه: چرا امامان ما از خدا استغفار می كنند. امام كه معصوم است. امام كه معصوم است چرا اینقدر در دعاها گریه می كردند؟ گریه برای گناهكار است. امام كه معصوم است چرا گریه می كند؟ به او گفتم: شما در خانه ات صد تا سرفه كنی نمی گویی: معذرت می خواهم. اما اگر پشت دوربین تلویزیون یك سرفه كنی (با بیان حركت) می گویی: معذرت می خواهم. چرا؟ سرفه كه گناه نیست. سرفه گناه نیست. اما چون حضور، حضور مردم است همین سرفه ای هم كه گناه نیست در محضر مردم احساس خجالت می كنی. امام هم چون خودش را در محضر خدا می داند، كارهایی هم كه گناه نیست احساس. . . این سرفه جواب یك سؤال است. یك جواب دیگر هم دارد. این هم بگویم. حالا حرف، حرف می آورد. باز یك كسی پرسید چرا اینقدر امام ها مناجات و گریه داشتند؟ این همه گریه و مناجات برای چه؟ امام كه معصوم است این همه گریه برای چه؟ آنها معصوم هستند. گناه نكردند. یك مثالی از یكی از عزیزان داشتم برایشان گفتم. گفتم: اگر یك چراغ قوّه در سالن آوردید، چه می بینی؟ با چراغ قوّه چیزی دیده نمی شود مگر اینكه یك چیز درشتی باشد. مثلاً بشكه ای، كامیونی، یك چیز بزرگی باشد آدم می بیند. چون نور كم است فقط چیزهای بزرگ را می بینیم. اما اگر یك پرژكتور، یك نور قوی انداختیم، ته سیگار هم پیدا است. چوب كبریت هم پیداست. ما چون ایمانمان كم است، مثل چراغ قوّه چیزی نمی بینیم. وقتی می گوییم: گناه كردی. چه گناهی كردم؟ مگر از دیوار خانه ی كسی بالا رفتم؟ مگر آدم كشتم؟ تا می گوییم: گناه! می گوید: آدم كشی! از دیوار خانه ی مردم بالا رفتن. چون نورمان كم است، فقط گناهان گونی و بشكه را می بینیم. امّا امام كه نور ایمانش زیاد است حتی چوب كبریت را می بیند. یك پوست كدو باشد، پوست هندوانه باشد، می بیند. یعنی هرچه ایمان بیشتر باشد، لغزش ها. . . هرچه ایمان بیشتر باشد، برجستگی لغزش ها بیشتر است. ایمان كه كم است آدم می گوید: من كه گناهی نردم. الآن به یك جوان می گوییم: توبه كن! می گوید: من چه كردم كه توبه كنم. مگر آدم كشتم؟ ولی اگر نور زیاد بود حتی كار، مثلاً در جلسه نشستیم. دراز كردن پا حرام نیست. اما وقتی شما پایت درد گرفت به همه می گویی: آقا ببخشد، ببخشید، ببخشید! یعنی كاری هم كه حرام نیست، چون در حضور هستی احساس شرمندگی می كنی. هرچه ایمان بیشتر باشد اشك انسان بیشتر می شود. چون خودش را در محضر خدا می داند. خوب این نمازهای مثبت را اشاره كردیم. یك ردیف هم، یك چند دقیقه ای راجع به نمازهای منفی.
مردم در برابر نمازهای منفی چند دسته هستند. صلواتی بفرستید. (صلوات حضار)
نمازهای مردود: بعضی نمی خوانند. بعضی مانع دیگران می شوند. بعضی از نماز خواندن نهی می كنند. بعضی مسخره می كنند. بعضی با كسالت می خوانند. بعضی ریاكار هستند. نمازهای منفی است. بعضی گاهی می خوانند، گاهی نمی خوانند. گاهی بله، گاهی نه. بعضی نماز را رها می كنند. نماز را رها می كنند. اینها همه در قرآن آمده است. بعضی برایشان نماز سنگین است. بعضی نماز را ضایع می كنند. بعضی نماز را خفیف می كنند. بعضی به نماز اهانت می كنند. بعضی در حال مستی نماز می خوانند. همه را هم آیه داریم.
4- آثار سوء ترك نماز در دنیا و آخرت
اما آنها كه نماز نمی خوانند. قرآن می گوید كه: اهل بهشت از اهل جهنم می پرسند. «ما سَلَكَكُمْ فی سَقَر» (مدثر/42)چطور شما گرفتار جهنّم شدید؟ می گویند: به چهار دلیل! 1- «لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّینَ» (مدثر/43)نماز نمی خواندیم. 2- عربی هایی كه می خوانم
برنامه درسهایی از قرآن سال‏88 . ج1، ص: 6
قرآن است. «وَ لَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكین» (مدثر/44)به مسكین، به فقرا رسیدگی نمی كردیم. 3- «وَ كُنَّا نخَُوضُ مَعَ الخَْائضِینَ» (مدثر/45)هر طور آنها بودند ما هم همانطور می شدیم. یعنی به جای اینكه قالب ساز باشیم، قالب پذیر بودیم. آن فكلش اینطور بود، من هم اینطور شدم. او این فیلم را دید. من هم این فیلم را دیدم. او این حرف را زد، من هم این حرف را زدم. او این لباس را پوشید، من هم این لباس را پوشیدم. او این شغل را قبول كرد، من هم این شغل را قبول كردم. یعنی به جای اینكه خودم قالب بسازم، قالب دیگران را. . . در قالب دیگران رفتم. یعنی از خودم خط نداشتم. «خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو» «فَلا صَدَّقَ وَ لا صَلَّی» (قیامت/31)این هم نه قبول كرد و نه نمازی خواند. قرآن یك صحنه ای دارد از لحظه ی آخر عمر. می گوید: «كَلاَّ إِذا بَلَغَتِ التَّراقِیَ» (قیات/26) «تراقی» ، ترقوه استخوان اینجا است. یعنی روح به اینجا كه رسید، «وَ قِیلَ مَنْ رَاقٍ» (قیامت/27)می گویند: راق چه كسی است؟ یعنی چه كسی می تواند نجاتت بدهد؟ به چه كسی تلفن كنیم؟ كدام دكتر؟ دیگر چه كنیم؟ عربی هایی كه می خوانم قرآن است. «وَ ظَنَّ أَنَّهُ الْفِرَاقُ» (قیامت/28)طرف می بیند كه دارد می رود. خودش می فهمد دارد می رود، اینهایی هم كه دورش هستند دائم می گویند: چه كنیم؟ چه كنیم؟ «فَلا صَدَّقَ وَ لا صَلَّی» در عمرش نه نماز خواند و نه تصدیق كرد. عده ای نماز نمی خوانند.
عده ای علاوه بر اینكه نمی خوانند مانع دیگران هم می شوند. نمی خواهد مسجد بروی. برو درست را بخوان. نمی خواهد بسیج بروی. نمی خواهد با فلانی بروی؟ حالا بنشین فیلم را ببین بعد نماز بخوان. اصلاً بچه هایشان را از نماز منع می كنند. خدا نكند از جمهوری اسلامی یك زمانی در پیشگاه خدا سؤال كنند كه شما آن مقداری كه سالن ورزش ساختی، سالن نمازخانه هم ساختی؟ اگر مسئولین پول نفت را خرج سالن ورزش كردند، خرج نماز نكردند، یك فكری برای قیامتشان بكنند. هركس می خواهد باشد. ما نمی گوییم: زمین ورزش نمی خواهیم. می گوییم: آن مقداری كه به زمین ورزش می رسید، این مترو درست شد. دستتان درد نكند. خوب كنار ایستگاه ها یك لانه ای، یك خانه ای، یك اتاقكی، نشود این همه میلیاردها، میلیاردها خرج می شود، آنوقت مثلاً در مترو یك نفر می خواهد نماز بخواند جا نیست. از نماز غافل نشویم. روز قیامت شاه عباس نیاید بگوید: من برای كربلای مستحبی شما كاروان سرای شاه عباسی در بیابان ساختم، شما سی سال از انقلاب رفت، هنوز برای نماز بچه هایتان سالن نمازخانه نساختید. خیّرین مدرسه ساز مواظب باشید. اگر كلاسی برای فیزیك و شیمی بسازند، مدرسه شان نمازخانه نداشته باشد، اینها نمی شود كلمه ی خیّر را به اینها گفت. باید ببینیم خدا چه می خواهد؟ مسئله ی مهمی است. حالا باید به همه با هم برسیم. ببینید در قرآن 115 كلمه ی دنیا است. 115 تا هم كلمه ی آخرت است. یعنی چه؟ یعنی باید هر دو را داشت. به همان مقداری كه زشت است حاجی در مسجد الحرام می گوید: این مقدار پول اسباب بازی دادم، ولی هزار تومان پول نماز بچه ام را ندادم. این تازه حاجی ما است. حاجی كه دیگر حاجی ها از طبقه ی مذهبی ها هستند. طبقه ی مذهبی ما بعضی جاها. . . باید به همه ی دین برسیم.
بنده یكوقت خدمت مقام معظم رهبری رفتم. گفتم: در مسلمانی خودم شك كردم. گفت: چرا؟ گفتم: مكرر مكه رفتم، حالا یا واجب یا عمره، ولی سفرهایی كه برای مكه رفتم، آن سفرها را برای زكات نكردم. حال آنكه روایات ما حج و زكات با هم است. «بُنِیَ الْإِسْلَامُ عَلَی خَمْسٍ» (كافی/ج /2ص 18)یعنی اسلام روی پنج پایه است. یكی حج است، یكی زكات است. نماز و روزه و ولایت هم هست. روز قیامت می گویند: آقای قرائتی بیا ببینیم. چه كردی؟ بنده مكرر مكه رفتم. بسمه تعالی غلط كردی! اگر تو دین داشتی چطور برای زكات مسافرت نكردی؟ من جوابی ندارم. گفتیم: پس فعلاً یك چند سالی مكه نرویم. یك چند تا سفر
برنامه درسهایی از قرآن سال‏88 . ج1، ص: 7
برای زكات برویم، تا دنیای خیال لا اقل خودمان را بالانس كنیم. یعنی اگر بگوییم: بیست سفر حج رفتیم، یا كربلا یا مشهد، بگوییم: یك بیست سفر هم برای زكات رفتیم. نمی شود گفت این كارمان اسباب بازی رسیدید، برای نماز نرسیدید. سالن ورزشمان تأمین شد، نمازخانه مان را هنوز گیر كردیم. اینها جواب ندارد. خدا هم با هیچ كس صیغه ی برادری نخوانده است.
5- خطر تحقیر و تمسخر نوجوانان مذهبی
بعضی ها نماز را نهی می كنند. «أَ رَءَیْتَ الَّذِی یَنهَْی» (علق/9) «عَبْدًا إِذَا صَلیَّ» (علق/10)نماز ما را مسخره می كنند. پسر در خانه می آید. خوب پسر احساس می كند، چهارده ساله است به تكلیف رسیده است، می گوید: یا الله! زن می گوید: بیا تو! تو كه دیگر حالا مرد نشدی. بیا تو! مسخره اش می كند. این خنده پیداست در همدان هم هست. چون در كاشان بود. من چهارده سالم شده بود، به سن تكلیف رسیده بودم. رفتم در خانه ای كه نامحرم بود. گفتم: یا الله! گفت: چه كسی هستی؟ گفتم: محسن هستم. گفت: مرد شدی؟ بیا تو! (خنده حضار) یعنی زن ها وقتی یا الله می گفتم زن ها مرا مسخره می كردند.
می دانید گناه مسخره چیست؟ قرآن یك آیه داریم می گوید: اگر گناه كردید، استغفار كنید. «اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ» می بخشم. یك آیه ای داریم اگر استغفار تو هم زور نداشته باشد، اگر پیغمبر در حق تو دعا كند، به خاطر دعای پیغمبر تو را می بخشم، یك آیه ی دیگر داریم می گوید: پیغمبر هفتاد بار هم دعا كنی من اینها را نمی بخشم. چه جنایتی كرده است؟ كه استغفار خودش كه هیچ، استغفار دعای پیغمبر هم دیگر كارساز نیست. می گوید: اینها مؤمنون را مسخره می كردند. یك خانمی حالا همه ی خانم ها حجابشان درست نیست. یك خانم با حجاب می آید. هِ هِ هِ. . . كسی كه مؤمنی را مسخره كند، اینكه می گویم توجه كنید چه می گویم. رمضان 88 گوش می دهید. خدا در قرآن می فرماید: ای پیغمبر اگر هفتاد بار دعا كنی من این را نمی بخشم. چرا؟ برای اینكه مؤمنین را مسخره می كرد. روز فتح مكه پیغمبر فرمود: همه ی مردم مكه را می بخشم. آنها كه مرا سنگ زدند. خاكستر سر من ریختند. نسبت بد به من دادند. می گفتند: شاعر است. كاهن است. ساحر است. مجنون است. هرچه گفتند بخشیدم. هر كاری كردند بخشیدم. فقط فرمود: سه نفر را نمی بخشم. گفتند: این سه نفر چه كردند؟ گفت: اینها مرا هجو می كردند. یعنی طنز درست می كردند. جك درست می كردند. مواظب باشید مؤمنی را. . .
6- حفاظت از مقدسات دینی در برابر توهین ها و تمسخرها
ما گاهی وقت ها می خواهیم بخندیم، در موبایل ها صدای یك كسی را درمی آوریم. عكس یك كسی را درست می كنیم. به هم پیغام می دهیم. خنده ی شما به چه قیمتی تمام می شود. ولو یك مؤمن تحقیر شود؟ حالا مؤمن تحقیر شود ممكن است مؤمن راضی باشد. گاهی وقت ها آیات قرآن را مسخره می كنیم. حدیث را مسخره می كنیم. مقدسّات را مسخره می كنیم. مردن و برزخ و ملائكه را مسخره می كنیم. بهشت و جهنم را مسخره می كنیم. باید مواظب باشیم. «أَ بِاللَّهِ وَ آیاتِهِ وَ رَسُولِهِ كُنْتُمْ تَسْتَهْزِؤُن» (توبه/65)خدا و پیغمبر هم جك گرفتی. قداست ها را می شكنی؟ شتری كه با دعای صالح به وجود آمد، خدا می گوید: «هذِهِ ناقَه یُ اللَّه» این شتر با باقی شترها فرق می كند. «لا تَمَسُّوها بِسُوء» سوء قصد به این نداشته باشید. این شتر غیر دیگر شترها است. «فَیَأْخُذَكُمْ عَذابٌ أَلیم» (اعراف/73)عذاب دردناك می آید. نگویید: این شتر است. شتر است. ولی این شتر با باقی شترها فرق می كند. نام ابولهب به دیوار باشد شما به او تُف بیانداز. یعنی اگر دیدی به دیوار نوشته: ابولهب، تف بیانداز. اما اگر كلمه ابولهب در قرآن است، «تَبَّتْ یَدا أَبی لَهَبٍ وَ تَبَّ» (مسد/1)به این ابی لهب دست بی وضو هم نمی توانی بگذاری. بابا ابولهب خدا لعنتش كند، بله خدا لعنتش كند، «تَبَّتْ یَدا» یعنی خدا دست ابی لهب را بشكند. اما تو تا مادامی كه این ابولهب اسمش در قرآن است، به
برنامه درسهایی از قرآن سال‏88 . ج1، ص: 8
ابولهب هم دست بی وضو نمی شود گذاشت. بله ابولهب به دیوار باشد، می شود لجن بكشی. حساب حساب است. قداست ها مهم است. نماز مقّدس است. كسی نماز می خواند مسخره اش نكنید. كسی حجابش خوب است، مسخره اش نكنید.
7- خطر سهل انگاری و ریاكاری در اقامه نماز
بعضی ها در حال كسالت نماز می خوانند. داریم «قامُوا كُسالی» (نسا/142)در حال كسالت نماز. . . بعضی «یُراؤُن» (نسا/142)ریاكار هستند. بعضی «تَرَكُوكَ قائِما» (جمعه/11)پیغمبر داشت خطبه می خواند، طبل زدند. تق تق تق تق. . . گفتند: چیست؟ تخم مرغ تعاونی آوردند. به قول امروزی ها! یك چیز ارزانی مثلاً حراج كردند. همه بلند شدند دنبال خرید رفتند. آخر دوازده نفر پای خطبه ها نشستند. قرآن می گوید: آیه ی آخر سوره ی جمعه «وَ إِذَا رَأَوْاْ تجَِرَه یً أَوْ لهَْوًا انفَضُّواْ إِلَیهَْا» (جمعه/11)تا صدای طبل را شنیدند و تجارت، دویدند. «و تَرَكُوكَ قائِما» تو را همینطور كه ایستادی خطبه می خواندی تو را «تَرَكُوكَ» ترك كردند. تو را ترك كردند. جلسه را ترك كردند. سراغ خرید رفتند. یعنی بعضی وقت ها مثلاً یك چیز جزئی پیش بیاید، یك عروسی پیش بیاید نماز هوا است. یك عروسی پیش بیاید. یك فامیل بیاید. بعضی ها خیلی راحت از نماز می گذرند و بعضی ها هم نماز برایشان سنگین است. نماز سنگین است. دو ساعت دارد چرت و پرت می گوید. 5 دقیقه می خواهد نماز بخواند، انگار می خواهند بار روی دوشش بگذارند. قرآن می گوید: «وَ إِنَّها لَكَبیرَه ی» (بقره/45) «إِلاَّ عَلَی الْخاشِعین» (بقره/45)
خدایا تو را به حق محمد و آل محمد ایمان و معرفتی به ما بده كه ما از مناجات و عبادت و تحصیل و مطالعه و خدمت به مردم و از كار لذّت ببریم. متأسفانه از سه چیز بدمان می آید. یكی از كار، یكی از مطالعه، یكی از عبادت. كار را دوست نداریم. می گوییم: امروز روز نحسی است كار ما سنگین است. می گوید: امروز، روز نحسی است دو تا امتحان دارم. یعنی روزی كه. . . می گوییم: امروز روز خوشی است. چرا؟ صبح كله پاچه خوردیم. ظهر كباب برگ! یعنی روز شكم روز مبارك می شود. روز مخ روز نحس می شود. خدایا ایمانی به ما بده كه از مطالعه و تحصیل و از عبادت و از خدمت از كار لذّت ببریم.
«والسلام علیكم و رحمه ی الله و بركاته»
کليه حقوق برای مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن محفوظ است