مقایسه راه های گریز از كیفر در دنیا و آخرت

بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
بحثی را دیشب به ذهنم آمد و یكی از دوستانم كمك كرد، و صبح هم تكمیل كردیم این است كه در دنیا آدم یك طوری می تواند از قانون فرار كند. بیست راه گریز در دنیا هست كه آدم می تواند جیم شود. راه گریز از قانون! ولی یكی از این بیست تا در قوانین الهی و خدا نیست. حالا من این بیست تا را می نویسم، و بعد هم راه های گریز.
1- راه های گریز از كیفر در دنیا
بسم الله الرحمن الرحیم، راه های گریز از كیفر در دنیا.
1- مخفی شدن؛ اگر یادتان باشد صدام در یك سوراخی پنهان شده بود كه رفتند او را بیرون كشیدند. آدم یك جایی پنهان شود. 2- رشوه 3- پارتی
4- جایگزین كردن؛ یعنی مشابه سازی. باز صدام چند تا قیافه در عراق پیدا كرده بود، شكل خودش بود. گاهی مثلاً آنها را می فرستاد و جایگزین می كرد. یا پلیس راه ماكت ماشین را می گذارد، راننده ها فكر می كنند پلیس است. یا كشاورزها عكس یك مجسمه ی آدم را می گذارند، كه مثلاً كلاغ ها فكر می كنند كه این آدم است. یك چیزی را جایگزین می كنند.
5- محو پرونده؛ اصلاً صورت پرونده را محو می كند. پرونده را مثل لانه ی جاسوسی وقتی دانشجویان مسلمان پیرو خط امام اول انقلاب، خیلی از شما هم متولد نشده بودید. جمعی از دانشجویان مسلمان پیرو امام رفتند سفارت آمریكا را گرفتند. آمریكایی ها تا دیدند كه انقلابی ها آمدند سفارت را بگیرند، یك مشت پرونده ها را در این ماشین ها ریختند، ماشین های خرد كنی، مثل اینكه گوشت را چرخ می كنند. چرخ گوشت گوشت را چرخ می كند، اینها را همینطور، این پرونده ها را نخ نخ كردند. البته بعد بعضی از این دانشجویان نشستند این نخ ها را باز به هم چسباندند و یك چیزهایی كشف كردند. ولی اصلاً آدم می تواند پرونده را جِر می دهد و پاره می كند. محو پرونده!
6- دوستان؛ می آیند مثلاً آستینی بالا می كنند و كارهایی می كنند.
7- مسئولین؛ دست به اقدامی می زنند.
8- فرزندان و اموال؛ آدم از راه بچه هایش و پولش یك كاری می كند فرار كند.
9- عذرخواهی؛ برای اینكه از یك كیفر فرار كند معذرت خواهی می كند.
10- گاهی اشتباه مأمورین؛ این مأمورینی كه این پرونده را ساختند، ممكن است اشتباه كرده باشند. شماره ی ماشین را غلط برداشته باشند. بالاخره وقتی یك مأمور اشتباه بكند، شما از كیفر فرار می كنی. می گویی: خوب شد اشتباه كرد. به خاطر اشتباه مأمور مجرم فرار می كند.
11- گاهی شاهد فراموش می كند. می گوییم: تو شاهد بودی. می گوید: یادم نیست. نوشته پاك می شود.
12- نوشته پاك می شود. خط خوردگی پیدا می كند و از اعتبار می افتد.
13- گاهی تراكم پرونده، اینقدر پرونده ها زیاد است كه خود قاضی وحشتش می گیرد، مثل اتاق هایی كه مثلاً یك سالن بایگانی است. پرونده ها زیاد كه شد طرف حوصله اش سر می رود.
برنامه درسهایی از قرآن سال‏88 . ج1، ص: 2
14- گاهی مرور زمان، با مرور زمان یك چیزی پاك می شود. مثل اینكه مثلاً سنگی به سر آدم می خورد درد می گیرد آنوقت سنگ كه خورد آدم عصبانی می شود از دست آن كسی كه زده است. بعد از یك مدتی می گذرد دیگر دردش تمام می شود، آن هم آدم فراموش می كند. یعنی با مرور زمان فراموش می شود. گاهی می گویند: زندان جا نیست. می گوید: بابا اینها را آزاد كنید. زندان جا نداریم. این هم یكی.
15- مثلاً آدم می خواهد از كیفر فرار كند می رود وابسته به یك كشوری می شود. به یك سفارتخانه ای، مثلاً به سفارت ها پناهنده می شود، سفارت خانه ها.
16- گاهی رژیم عوض می شود. این را گرفتند زندان كردند، رژیم عوض می شود این را از زندان آزادش می كنند. رژیم عوض می شود.
17- گاهی طرف انكار می كند. می گوید: اصلاً من نبودم. از بیخ منكر می شود و به خاطر انكار فرار می كند.
18- گاهی قانون عوض می شود. اول قانونی بود كه ایشان مثلاً شش ماه حبس برود، بعد می آیند قانون را عوض می كنند می گویند: نه، بیست روز حبس شود. یا مثلاً اصلاً این جرم حبس ندارد. قانون عوض می شود.
یا فامیل دست و پا می كنند. بالاخره در دنیا اینها بیست تا را كه من نوشتم ممكن است بیست تا دیگر هم باشد. در دنیا راه هایی هست برای اینكه آدم پنهان شود، و از كیفر فرار كند.
2- علم و احاطه خداوند بر اعمال بندگان
خوب حالا سراغ قرآن بیاییم. آیا در تشكیلات خدا هم همینطور است؟ اما مخفی شدن، می شود مخفی شد؟ قرآن می گوید: از دست خدا می خواهی مخفی شوی؟ «لا یَخْفی عَلَیْهِ» ، «لا یَخْفی عَلَیْهِ شَیْ ءٌ فِی الْأَرْض وَ لا فِی السَّماء» (آل عمران/5)یعنی نه در زمین چیزی مخفی می ماند نه در آسمان. برای چه در بازار یا خیابان كلاهبرداری كردی؟ برای چه این را گول زدی؟ حالا به دختر می گویی: من یك خانه دارم. نمی دانم سرمایه دارم. چه دارم، چه دارم. چه دارم. با این حرف ها دختر را گول زدی. با یك حرف هایی مشتری را گول زدی. با یك حرف هایی، بالاخره. . . قرآن بخوانم. قرآن می گوید: «وَ اللَّهُ» یعنی خدا «مُخْرِجٌ» خارج می كند، «ما كُنْتُمْ تَكْتُمُون» (بقره/72)هرچه در دلت باشد خدا لو می دهد. حالا هرچه هم بگویی: كاهو كاشتم. كاهو كاشتم. برگش كه در می آید معلوم می شود كاهو نیست اسفناج است. «وَ اللَّهُ مُخْرِجٌ ما كُنْتُمْ تَكْتُمُون» خدا لو می دهد. نمی شود یك چیزی بماند. من اگر كاشانی هستم، خواستم یزدی و اصفهانی حرف بزنم، یا یك شهر دیگر، بالاخره وسط حرف زدنم یك كلمه كاشانی می گویم همه می فهمند كاشانی هستم.
كسی كه ایمان به خدا دارد، نباید كلاهبرداری كند. چرا این كلمه ی دروغ می گویی، می گویی: من شما را دوست دارم. خوب فردا معلوم می شود نخیر دوست نداری. كلاهبرداری كردی. نمی شود مخفی شد. «لا یَخْفی عَلَیْهِ شَیْ ءٌ فِی الْأَرْض وَ لا فِی السَّماء» خدا می داند و خدا هم كه می داند گفته: لو می دهم. برادرهای یوسف، یوسف را در چاه انداختند فكر كردند تمام شد. دیدید خدا چطور «وَ اللَّهُ غالِبٌ عَلی أَمْرِه» (یوسف/21)اینكه خواندم آیه ی قرآن بود. ترجمه اش را می فهمید. شما دبیرستانی هستید. «وَ اللَّهُ غالِبٌ» یعنی خدا غلبه می كند. «وَ اللَّهُ غالِبٌ عَلی أَمْرِه» خدا بر امرش، بر برنامه هایش غالب است. همه جمع شوند یك نفر را نگه دارند خدا نخواسته باشد پایین می افتد. همه جمع شوند یك نفر را محو كنند، خدا نخواسته باشد. . . امام حسین را كه كشتند، گفتند: یك كاری كنیم دیگر اصلاً محو شوند. گفتند: چه كنیم؟ گفتند: خیمه هایش را هم آتش بزنید. بر
برنامه درسهایی از قرآن سال‏88 . ج1، ص: 3
بدنش هم سم اسب بتازانید كه دیگر گوشتش با خاك یكسان شود. بعد جای قبر امام حسین را هم شخم بزنید كشاورزی كنید. یعنی خیمه اش را محو كنید. بدنش را محو كنید. قبرش را هم محو كنید. حالا مثلاً امام حسین محو شد؟
زلیخا همه ی درها را بست كه هیچ كس نفهمد. همه فهمیدند! می خواست هیچ كس نفهمد همه فهمیدند. «وَ اللَّهُ غالِبٌ عَلی أَمْرِه» این آیه یادتان نرود. یادتان بماند. آیات دو كلمه ای را حفظ كنید. الله را كه می دانید چیست. «غالب» هم فارسی است. می گوییم: فلانی غالب شد. «عَلی أَمْرِه» «علی» یعنی چه؟ «امر» هم یعنی امر. خدا بر امورش، خدا بر امورش غالب است. یعنی اگر خدا طراحی كند، با كلك های شما حل نمی شود. تمام ابرقدرت ها خواستند شاه را نگه دارند. تمام دنیا از صدام حمایت كرد.
3- نفی رشوه و فدیه در دادگاه قیامت
2- رشوه؛ در دنیا گاهی آدم رشوه می دهد. البته رشوه را گاهی اسمش را عوض می كنند. هدیه می كنند. به مناسبت سالروز تولد گل می برند. شیرینی می برند. تبریك می گویند. استقبال، بدرقه، یك كسی نصب می شود تبریك می گویند. یك كسی فوت می شود تسلیت می گویند. انواع رشوه های پیدا و ناپیدا. بعضی رشوه ها پیدا نیست. پیدا نیست.
قرآن می فرماید كه: «یَوَدُّ الْمُجْرِمُ لَوْ یَفْتَدی مِنْ عَذابِ یَوْمِئِذٍ بِبَنیهِ» (معارج/11)مجرم روز قیامت علاقه مند است كه بگوید: آقا بچه های مرا بگیرید. «یَفتَدی» یعنی «فدیه» یعنی این پیشكش. بابا بچه ی من پیشكش شما، بچه ی مرا بگیر در جهنم بیانداز، من را نجات بدهید. «بِبَنیهِ» بچه اش. «وَ صَاحِبَتِهِ» همسر مرا بگیر و من را رها كن. «وَ أَخِیه» (معارج/12)برادرم را بگیر و من را رها كن. «وَ فَصِیلَتِهِ الَّتیِ تُْوِیه» (معارج/13)فامیل های مرا بگیر و مرا رها كن. «وَ مَن فیِ الْأَرْضِ جَمِیعًا» (معارج/14)این را شما معنا كنید. «مَن فیِ الْأَرْضِ جَمِیعًا» یعنی؟ همه ی كسانی كه در زمین زندگی می كنند همه را بگیر و مرا تنهایی آزاد كن. «ثمُ َّ یُنجِیه» خطاب می رسد «كلاََّ» اینجا اینطور نیست كه كسی را جایگزین كنیم. كسی جایگزین نمی شود.
پارتی، «لا تَنْفَعُها شَفاعَه ی» (بقره/123)قرآن می فرماید كه: در قیامت شفاعت هست اما بعضی ها شفاعت شامل حالشان نمی شود. امام صادق دقیقه های آخر عمرش فرمود: كسی نماز را سبك شمارد، ما شفاعت او را نمی كنیم. فكر نكنید اگر دسته راه انداختید، عاشورا خرج دادید. هیئت راه انداختید. دخترها را جهازیه دادید. به فقرا كمك كردید. نمی دانم به فلانی وام دادید. تمام كارهای خیر را بكنید، اگر نماز را سبك شمارید، قبول نیست. نیست، نیست. این مثل را احتمالاً بارها شنیده اید. اگر پلیس راه جلوی شما را بگیرد، بگوید: آقا گواهینامه ی رانندگی می خواهم. شما هر رقم گواهینامه به به او بدهی كه من پزشك هستم. من وكیل هستم. وزیر هستم. سفیر هستم. جزء خبرگان هستم. نمی دانم گذرنامه سیاسی دارم. دیپلمات هستم. هر رقم گواهی و گذرنامه و كارتی نشان پلیس بدهی، اگر گواهینامه ی رانندگی نباشد ماشینت را توقیف می كند. هر كار خیری بكنید نماز نباشد، متوقّف هستیم. نماز مثل سوزن است. سوزن فرو رفت، نخ هم فرو می رود. سوزن ایستاد دو تا كشتی هم نخ باشد می ایستد. شما دو تا كشتی نخ را به یك سوزن بند كن. اگر سوزن ایستاد نخ هم می ایستد. «فَإِنْ قُبِلَتْ قُبِلَ مَا سِوَاهَا» (بحارالأنوار/ج /80ص 25)مسئله ی نماز. . . شما بهترین نامه ها، بهترین خطها، بهترین قلم ها، بهترین مطالب را بنویسید. تا این تمبر پشت آن نچسبد دولت این نامه را به مقصد نمی رساند. بگو: آقا می دانی پاكتش چند است؟ می دانی خط بوعلی سینا است. می دانی با آب طلا نوشته شده است؟ می دانی كلماتش همه كلمات حكمت است؟ می گوید: بوعلی سینا نوشته، با آب طلا هم
برنامه درسهایی از قرآن سال‏88 . ج1، ص: 4
نوشته، به بهترین كاغذ نوشته، بهترین مطلب نوشته، اما این پاكت تمبر ندارد. تمبر ندارد. تمبر دین نماز است. خوب این هم برای پارتی.
جایگزین؛ آقا این را عوض من بگیر. دو تا برادر یك شكل بودند. یكی در كوچه می آمد بچه ها را می زد. آنوقت فرار می كرد و در خانه می رفت. بچه ها هم كه كتك خوردند گفتند: خوب بیرون می آید او را می زنیم. آنوقت در خانه می آمد به او می گفت: بیرون برو. برادرش را به هوایی بیرون می كرد، بچه ها هم برادر را می گرفتند و می زدند. چون اینها شكل هم بودند، او كتك می زد در خانه می رفت. او كه می رفت به آن یكی می زدند. جایگزین، در دنیا می شود. . . جایگزین در قرآن هم هست. یهودی ها حضرت عیسی را گرفتند اعدام كنند. یك صلیبی درست كردند كه عیسی را به دار بكشند و قرآن می گوید. . . فكر هم كردند او را كشتند. قرآن می گوید: «وَ ما قَتَلُوه» عیسی را نكشتند. «وَ ما صَلَبُوهُ» به دار هم نزدند. «وَ لكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ» (نساء/157)یك كسی مشابه عیسی پیدا كردند خیال كردند این، آن است. خیال كردند این، آن است. جایگزین شد.
در احد هم یك چنین مسئله ای تقریباً رخ داد. یك جوانی در جنگ احد شهید شد. گفتند: «قُتِلَ محمد» پیغمبر شهید شده است. مسلمان ها پا به فرار گذاشتند. آیه نازل شد. «أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُم» (آل عمران/144)حالا گیرم پیغمبر كشته شود، شما باید فرار كنید؟ یعنی باید نظام اسلامی نظامی باشد كه حتی اگر رهبرش هم رفت، نظام از هم نپاشد. باید سیستماتیك باشد. نباید یك چیزی بند به یك نفر باشد كه اگر این بود هست، اگر این نبود نه. باید قانونمند باشد. هدفمند باشد. تشكیلاتی باشد. اساس مند باشد. اگر هر تشكیلاتی بند به یك شخص خاصی است كه اگر او رفت تشكیلات هم برود این پیداست كه درست نیست. باید روی پای خودش بایستد. قرآن می گوید: جامعه ی اسلامی، «استَوی» عربی هایی كه می خوانم قرآن است. «فَاسْتَوی عَلی سُوقِه» (فتح/29)یعنی روی پای خودش بایستد.
جایگزین نمی شود. «لا تَجْزی نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَیْئاً» (بقره/148)هیچ كسی به جای هیچ كسی كیفر داده نمی شود.
4- ثبت همه اعمال كوچك و بزرگ در پرونده انسان
یكی دیگر از بین بردن پرونده، در دنیا می شود پرونده را از بین برد. آدم یك پولی بدهد، بگوید: این پرونده را در این ماشین خرد كن ها بریز. لقمان به پسرش می گوید: پسر جان! «إِنْ تَكُ مِثْقالَ حَبَّه یٍ مِنْ خَرْدَلٍ» (لقمان/16)اگر یك دانه از یك خردلی، حالا خردل كوچكترین واحد است كه عرف می فهمد. حالا باید امروز اتم گفت. اگر یك خردلی «فَتَكُنْ فی صَخْرَه یٍ» زیر سنگ باشد. «أَوْ فِی السَّماواتِ» در آسمان ها باشد. «أَوْ فِی الْأَرْضِ» در عمق زمین باشد. یك سر سوزن چیزی باشد، «یَأْتِ بِهَا اللَّهُ» خدا می آورد. قدیم در بحث معاد می گفتند: اگر یك انسان مجرمی را سگ خورد. سگ هم مرد، او را گرگ خورد. گرگ هم مرد. او را شیر خورد. اینها همه همدیگر را خوردند. روز قیامت خدا چه می كند؟ اینها را چطور. . . این سلول های بنیادی، البته از قدیم هم مثل بود. شما درخت انگور را یك شاخه انگور را قلم، قلم می كنی. یك قلم كوچكش را به اندازه ی نصف قلم مداد بكاری از همان یك قلم یك درخت انگور درست می شود.
بنابراین یك دانه سلول كافی است برای اینكه ما درست شویم. لازم نیست همه ی 80 كیلو باشد. تا قیامت خدا از این هشتاد كیلو آدم درست كند. این هشتاد كیلو را سگ بخورد. سگ را گرگ بخورد. گرگ را شیر بخورد. همه همدیگر را بخورند. یك تك سلول، یك تك سلول كافی است برای اینكه دوباره خداوند انسان را بیافریند. پرونده از بین نمی رود.
برنامه درسهایی از قرآن سال‏88 . ج1، ص: 5
دوستی می تواند كار بكند؟ قرآن می فرماید: «لا بَیْعٌ فیهِ» داد و ستد نیست «وَ لا خُلَّه ی» (بقره/254)خلیل یعنی دوست. ابراهیم خلیل الله، خلیل یعنی دوست. «خُلّه» خلیل، دوست. «وَ لا خُلَّه ی» دوستی به درد نمی خورد. بی خود ما دینمان را به خاطر دوستان از بین می بریم. حالا دوستمان چنین گفت، من هم در رودروایسی گیر كردم. این از من یك چنین تقاضایی كرد. در رودروایسی گیر كردم. خجالت كشیدم. مرز دوستی باید تا مرز حلال و حرام باشد. اگر رسید كه این دوستی سبب گناه می شود، دوستی قیچی شود. امام یك رفیق بیست ساله داشت. رفیق امام فحش مادر به نوكرش داد. ظاهراً مثل اینكه امام صادق بود. یا امام باقر بود. به مادر، این رفیق امام به مادر نوكرش فحش داد. گفت: مادر فلان. امام او را نگاه كرد و گفت: فحش مادر دادی؟ گفتی: مادر فلان؟ گفت: آقا مادرش مسلمان نیست. گفت: حالا اگر مسلمان نباشد می شود گفت: زناكار؟ بالاخره اگر یهودی باشد، مسیحی باشد، هر دینی داشته باشند یك ازدواجی دارند. آنها هم برای خودشان یك مراسمی دارند. نمی شود نسبت زنا داد. امام فرمود كه: بیست سال است با تو رفیق هستم، فكر می كردم دین داری. حالا كه دهانت اینطور باز است، كه راحت می گویی: فلانی لواط كرد. فلانی زنا كرد. من از رفاقت با شما معذور هستم. دنبال كارت برو! بیست سال است رفیق هستیم. باشد. رفاقت در مرز دین است. آقاجان این حرفی كه می زنی غیبت است. خواهش می كنم چیزی نفرمایید. ما كه نمی توانیم به خاطر رفاقت، رفقا چقدر به درد ما می خورند؟ در دعای جوشن كه شب های قدر ماه رمضان حالا این بحث را هم شما ماه رمضان 88 گوش می دهید، در شب قدر یك دعای جوشن را می خوانیم، یكی از جملات می گوید: «یا نِعمَ الرَّفیق» رفیق خوب خداست. باقی رفقا رها می كنند و می روند.
یكسال مكه بودم. دو سه روز ما باید پشت مكّه باشیم. بیابان منا، چسبیده به مكه است. حاجی ها آنجا مراسمی دارند. برای سر تراشیدن و گوسفند ذبح كردن و اینها. . . یك مسیر طولانی را داشتیم می رفتیم، بند كفش من پاره شد. چون آنجا نباید روز اوّل روی پا پوشیده باشد. ولذا كفش هایی پا می كنیم كه پشت پا هم باز باشد. بند كفش پاره شد. روی آسفالت ها راه می رفتیم. هوا هم حدود 50 درجه، آسفالت ها داغ. این كف پا می سوخت و بالا می پریدم. ایرانی ها هم من را می دیدند. سلام آقای قرائتی! سلام! سلام! سلام! مرتّب می آمدند، می بوسیدند. سلام و علیك می كردند. التماس دعا می كردند. من هم مرتب می پریدم. یك نفر یك دمپایی به من نداد. در تلویزیون ایران هستم، همه هم مرا می شناسند. كف پایم هم سوخت، كسی به من دمپایی نداد. البته من هم داشته باشم به او نمی دهم. نه اینكه حالا مردم آدم بدی باشند. آنجا هركسی به فكر خودش است. بنابراین دوستی ها باید ملاحظ شود كه لذّت ها و دوستی ها. . . گاهی وقت ها مثلاً نه ما با ایشان دوست هستیم. خوب، دوستی خوب نماز نمی خواند. یك كاری كن كه نماز بخواند. گوش به حرف من نمی دهد. دلاّلی كن ببین به حرف چه كسی گوش می دهد. خیلی از من پرسیدند كه مثلاً فلانی شوهر من است، یا همسر من است. یا برادر من است. برادر خانم من است. پسر دایی من است. پسر عمو من است. هم شاگردی من است. در خوابگاه دانشگاه با هم هستیم. او راجع به نماز سرسنگین است. چه كنم؟ می گویم: آقا حرف شما اثر دارد وظیفه داری روی آن كار بكنی. اگر اثر ندارد ببین این به چه كسی علاقه مند است. ممكن است به حرف تو گوش ندهد، ولی گوش به حرف استاد دانشگاه بدهد. او را دوست دارد. شما به آن استاد دانشگا بگو: آقا این شاگرد شما، شما را دوست دارد. از این دوستی ات استفاده كن. او را بخواه، ببین مشكل او چیست. اسرار نماز را نمی داند، برایش بگوید. نماز بلد نیست، خوب به او یاد می دهیم. خجالت می كشد، خوب ببینیم مشكلش چیست. خانواده اش نمی خوانند او هم نخوانده است. گیری دارد. آقا را قبول ندارد، مسجد نمی آید. به هر حال اگر شما رفیق هستی باید رفیقت را انقاذ غریق
برنامه درسهایی از قرآن سال‏88 . ج1، ص: 6
كنی. اگر یك زنبوری روی دست رفیقت می نشیند، می گویی: زنبور! اگر یك عقرب و ماری در اتاق رفت، اگر دوستش داری نعره می كشی. چطور مثلاً این از خدا جدا می شود شما نعره نمی كشی؟ دوست آن است كه «اتَّبِعْ مَنْ یُبْكِیك» (بحارالانوار/ج /72ص 102)آن دوست هایی كه تذكّر می دهند و به گریه ات می اندازند. آن دوست است. تو یك جك می گویی، او هم یكی دیگر می گوید. تو یك جك می گویی، او هم یكی می گوید. همینطور دو ساعت می نشینید همدیگر را می خندانید. اما عیب های همدیگر را اصلاح نمی كنید. آقا نمره ات در این درس ضعیف است. آقا این كلمه خوب نبود. این فكر تو درست نیست. اگر دوست به دوست تذكر ندهد، دوست خوبی نیست. امام صادق فرمود: بهترین دوست من آن كسی است كه به من تذكّر بدهد.
5- قطع همه اسباب و دوستی ها در قیامت
اسباب چه؟ در دنیا می شود از راه اسباب فرار كرد. ولی قرآن می گوید: «تَقَطَّعَتْ بِهِمُ الْأَسْباب» (بقره/166)تمام اسباب قطع می شود. یعنی آنجا هیچ دستگیره ای نیست كه شما را نجات بدهد. مال و اولاد چه؟ قرآن می گوید: «لا یَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ» (شعرا/88)نه اولاد به درد تو می خورد، نه بچّه. عذرخواهی می كنیم. در دنیا گاهی می شود از كیفر فرار كرد، عذرخواهی كنیم. بنده اینجا دیر آمدم گفتم: آقا من معذرت می خواهم. بالاخره آدم با عذرخواهی می تواند از كیفر مردم، از انتقاد، از توبیخ فرار كند. آنجا هم می گویند: اصلاً اجازه نمی دهیم عذرخواهی كند. عربی هایی كه می خوانم قرآن است. «لا یُؤْذَنُ لَهُم» (مرسلات/36)به اینها اذن داده نمی شود. «فَیَعْتَذِرُون» (مرسلات/36)تا عذرخواهی كنند. اصلاً اجازه نمی دهیم حرف بزنند. «لا یُؤْذَنُ لَهُمْ فَیَعْتَذِرُون»
اشتباه مأمورین، گاهی ممكن است مأمورین شماره را اشتباه بكنند. به خاطر اشتباه مأمورین قرآن می فرماید كه: «وَ اللَّهُ مِنْ وَرائِهِمْ مُحیط» (بروج/20)خداوند تسلّط دارد. در دعای كمیل یك جمله هست، می گوید: خدایا تو به فرشته ها گفتی بنویسند. اما «وَ كُنْتَ أَنْتَ الرَّقیبَ عَلَیْهِمْ من ورائهم» این مدیریت الهی است. این آقایان دكترای مدیریت، این جمله را عنایت كنید. آقایانی كه در رشته ی مدیریت درس می خوانند، مدیریت این است كه كار را به اهلش بسپارید در عین حال بالای سرشان هم نظارت كنید. این مدیریت خدا است. در دعای كمیل می گوید: «وَ كُنْتَ أَنْتَ الرَّقیبَ عَلَیْهِمْ من ورائهم» نباید گفت: ایشان آدم عادلی است، پس به وظیفه اش عمل می كند. بله ممكن است عادل باشد، ولی چیزی از دستش در برود. «وَ كُنْتَ أَنْتَ الرَّقیبَ عَلَیْهِمْ من وَرائِهِم و الشاهِدَ لما خَفی عَنهُم» شاهدی «لما خَفی عَنهُم» یعنی هرچه از فرشته ها مخفی شد، فرشته ها معصوم هستند. هرچه خدا گفت گوش می دهند. هرچه خدا خواست عمل می كنند. اما در عین حال فرشته ممكن است چیزی از دستش در برود. مردم كه از فرشته بهتر نیستند. آدم خوبی است ولی غافل شده است.
6- حضور گواهان متعدد در دادگاه قیامت
خوب در دنیا ممكن است شاهد فراموش كند، بگوید: آقا من یادم نمی آید. آقا تو شاهد نبودی كه پول را گرفتیم. پول را دادیم. تو نبودی؟ می گوید: من یادم نیست. ولی در قیامت یك شاهد نیست كه بگویی: یادم رفت. «یَوْمَ یَقُومُ الْأَشْهاد» ، «الْأَشْهاد» یعنی چند شاهد. زمین شهادت می دهد. «إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها» (زلزله/1)تا می گوید: «یَوْمَئذٍ تحَُدِّثُ أَخْبَارَهَا» (زلزله/4)یعنی زمین حرف می زند. چطور شما نوار درست كردی حرف می زنی. زمین حرف می زند. زمین حرف می زند. زمان حرف می زند. فرشته حرف می زند. پوست انسان حرف می زند. قرآن می گوید: روز قیامت پوست حرف می زند. مجرم می گوید: چرا
برنامه درسهایی از قرآن سال‏88 . ج1، ص: 7
حرف می زنی؟ من اینجا بد بخت هستم. تو هم علیه من حرف می زنی؟ می گوید: دست خودم نیست. خدا مرا به حرف زدن وادار كرد.
7- كیفر گناهان مشمول مرور زمان نمی شود
مرور زمان، ابدا. در دنیا گاهی مرور زمان كیفر را پاك می كند. قرآن می گوید: روز قیامت صفحه ای باز می شود، انسان به این صفحه نگاه می كند می گوید: «ما لِهذَا الْكِتابِ» (كهف/49)این چه صفحه ای است مقابل من باز شده است؟ «لا یُغادِرُ صَغیرَه یً وَ لا كَبیرَه یً إِلاَّ أَحْصاها» (كهف/49)ریز و درشت كارهای من در این ثبت شده است. یعنی مرور زمان محو نمی كند. گاهی می گویند: زندان جا ندارد. اینها را ببخشید. الآن پلیس راه گاهی وقت ها آنجا كه می ایستند پول بدهند، عوارضی، گاهی این آقایانی كه پول می گیرند می بینند اوه! صف طولانی شد می گوید: بیایید بروید. یعنی مثلاً یك صد تا ماشین را رد می كند تا یك خرده صف طولانی است. گاهی می گویند: زندان جا نیست. خیلی خوب اینها را آزاد كنید. ولی قرآن می گوید: به جهنم می گوییم: «هَلِ امْتَلَأْتِ» (ق/30)پر شدی؟ می گوید: «هَلْ مِنْ مَزید» (ق/30)باز هم جا داری بفرست. البته آیه ای داریم جهنم تنگ است، «مَكاناً ضَیِّقا» (فرقان/13)آیه ی قرآن است. داریم هم جهنّم گشاد است. یا تنگ است یا گشاد. هم تنگ است هم گشاد. مثل میخ كه در دیوار می كوبی، هر میخی جایش تنگ است. اما اگر به دیوار بگویند: جای میخ داری؟ می گوید: باز هم داری بفرست. یعنی دیوار جای میخ های فراوان دارد. گرچه هر میخی به خودی خود جایش تنگ است. ولذا در قرآن هم داریم جهنم تنگ است. هم داریم جهنم گشاد است. «مَكاناً ضَیِّقا» داریم یعنی تنگ است. «هَلْ مِنْ مَزید» یعنی گشاد است. تنگ است یا گشاد؟ قابل جمع است. هر میخی در دیوار جایش تنگ است. اما اگر از دیوار بپرسند می گوید: باز هم دارید بفرستید.
تغییر رژیم، رژیم عوض نمی شود. «وَ یَبْقی وَجْهُ رَبِّك» (الرحمن/27)انكار، «ما لَكُمْ مِنْ نَكیر» (شوری/47)كسی نمی تواند. . . تغییر قانون، «وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّه یِ اللَّهِ تَبْدیلا» (احزاب/62)خلاصه اینكه باید مواظب باشیم در دنیا می شود از كیفر فرار كرد. ولی خدا حاضر و ناظر است، از كیفر الهی نمی شود فرار كرد. بیننده های عزیز ماه رمضان گوش می دهید. یك صفحه باز كنید. خلاف هایی كه داریم بنویسیم. هر كدام را می توانیم قبل از اینكه خطر پیش بیاید عذرخواهی كنیم و خدا هم می بخشد و دوست دارد كه توبه كنیم و قول هم داده توبه را می پذیرد. هم توبه را می پذیرد، هم توبه كننده را دوست دارد، و هم زمان برای جبران هست.
خدایا این فرصت هایی كه دست ما می آید، به ما فرصت بده كه طوری از این فرصت ها استفاده كنیم كه روز قیامت حسرت نخوریم. آشنایی ما را با دین خودت و خودت و اولیاء خودت روز به روز بیشتر بفرما. هرچه شب های قدر ماه رمضان برای خوبان تاریخ مقدّر می كنی همه را برای همه ی ما مقدّر بفرما.
«والسلام علیكم و رحمه ی الله و بركاته»
کليه حقوق برای مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن محفوظ است