همسر فرعون، الگوی مردان و زنان باایمان

بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
رمضان هشتادو شش بینندگان عزیز بحث را می بینند جلسه قبل راجع به زن در قرآن، آن هم زن نمونه، الگوی زن نه الگوی زن حتی این خانم الگوی مرد هم است یعنی خداوند در قرآن می فرمایند هم مرد و هم زن از این خانم یاد بگیرید سوره تحریم بود كه آیه اش را خواندیم بحث هایی كردیم، چند بحث مانده كه در این جلسه می گوییم یك بار دیگر این آیه سوره تحریم را می خوانیم، «رَبِّ نَجِّنِی مِنْ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ» (قصص/21)این آیه به ما چه می گوید: ای مردم كره زمین! برای همیشه خدا یك نمونه برای شما تعیین كرده مثل آن باشید «ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا» (ابراهیم/24)یعنی خدا یك الگو ویا یك نمونه برای شما تعیین كرده برای مردها یا برای زن ها «لِلَّذِینَ آمَنُوا» (مائده/82)هم مردها و هم زن ها آن نمونه چه كسی می باشد «امْرَأَه یُ فِرْعَوْنَ» (قصص/9)خانم فرعون، خانم فرعون چه كاره است كه ماباید از آن الگو بگیریم الهام بگیریم می گوید او «قَالَتْ» این خانم گفت: رب خدایا «ابْنِ» بنا كن برای من پیش خودت خانه ای در بهشت من كاخ فرعون نمی خواهم نه نازش را می خواهم نه كاخش را می خواهم. نه طلا می خواهم نه پز می خواهم نه پولش را می خواهم نه پولویش را می خواهم متنفر هستم از این جلوه ها «نَجِّنِی مِنْ فِرْعَوْنَ» (تحریم/11)نجاتم بده.
1- نگاه حسرت آمیز دنیا پرستان
نگاه ها فرق می كند بعضی ها دنیا گرا هستند تا یك جلوه ای را دیدند سوره قصص آیه های آخر سوره قصص قارون می خواست برود با اسكورت ها یك اسكورتی داشت «فَخَرَجَ عَلَی قَوْمِهِ فِی زِینَتِهِ» (قصص/79)قارون وقتی می آمد به خیابان یا كوچه یك برو بیایی داشت همه می ایستادند نگاهش می كردند بهت زده بودند و افراد فقرا می گفتند كه: دو نگاه بود یك نگاه این بود كه می گفتند: كه «یَا لَیْتَ لَنَا» ، «یا لیت» یعنی ای كاش، «لنا» برای ما، ای كاش برای ما هم بود مثل چه چیزی «مِثْلَ مَا أُوتِیَ قَارُونُ» (قصص/79)مثل آن چیزی كه به قارون دادی ما هم داشتیم خوشا به حالش چه ماشینی چه خانه ای. چه كسانی اینها را می گفتند: «قَالَ الَّذِینَ یُرِیدُونَ الْحَیَاه یَ الدُّنیَا» (قصص/79)یك عده زرق و برق آنها را كور می كرد اما در مقابل، این یك نگاه مادی بود آن یك نگاه، یك نگاه دیگر هم بود «وَقَالَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ» عده ای هم می گفتند «وَیْلَكُمْ» وای به حال شما «ثَوَابُ اللَّهِ خَیْرٌ» ، الان هم صدای اذان بلند می شود یك عده می گویند «وَیْلَكُمْ ثَوَابُ اللَّهِ خَیْرٌ» (قصص/80)مغازه را ببندیم و برویم مسجد یك عده می گویند مشتری است صبح تا به حال بیكار نشسته ایم حالا ظهر مشتری است نماز را می شود بعداً هم خواند مشتری بعد می رود. تا می گویند «قد قامت الصلوه ی» حالا یك مشتری می آید قرآن هم می گوید كه این مشتری ها كه دم ظهر می آیند فكر نكن مشتری باشند امتحان هستند. یك قصه برایتان بگویم خداوند به یهودی ها گفته بود شنبه ماهی نگیرید شنبه تعطیل كه هنوز هم تعطیل می كنند ماهی ها هم حالا چه جوری بود، چون حیوانات هم شعور دارند روی شعورشان بود زمان شناسی كرده بودند یا اراده خدا بود
برنامه درسهایی از قرآن سال 68 . ج1، ص: 2
قرآن می گوید روز شنبه كه گفتند: «تَأْتِیهِمْ حِیتَانُهُمْ یَوْمَ سَبْتِهِمْ» (اعراف/163)، سبت یعنی شنبه یعنی روز شنبه ماهی ها می آمدند ملق می زدند و یهودیان دهانشان پر از آب می شدای نامردها كاش دیروز می آمدید خوب شنبه می آیند شنبه به اینها گفته بودند نگیرند به مردم خدا گفت: ماهی نگیرید ماهی ها هم روز شنبه می آمدند قرآن می گوید دهانت را می خواهم پر از آب كنم.
2- رمضان، آزمون كنترل غرایز جسمی
آخه بعضی ها می گویند می دانی كه چرا روزه واجب است؟ برای خاطر اینكه معده استراحت كند و برای تنظیم امور غذایی است. بله روزه برای تنظیم امور غذایی است اما تنظیم امور غذایی را می شود آدم از غروب شروع كند و برنامه ریزی كند تا فردا صبح، می گوید روز روزه بگیرید یعنی می خواهیم ببینی، گرسنه ات بشود و دهانت پر از آب بشود اما نخور ببین گاهی وقت ها می خواهم ببینم اراده شما چقدر است می گویم ببینم شما می توانید نخندید همه اش یك كاری می كنند كه بخندید و شما خودتان را نگه می دارید اگر من شما را خنداندم و شما نخندیدید معلوم می شود كه شما اراده قوی دارید می خواهم اراده شما را قوی كنم می گویند ببین اما نخور روز شنبه ماهی است «وَیَوْمَ لَا یَسْبِتُونَ» روزی كه شنبه نبود «لَا تَأْتِیهِمْ» (اعراف/163)روزی كه شنبه نبود ماهی نمی آمد روزی كه شنبه بود ماهی می آمد گاهی قد قامت الصلاه ی می گویند مشتری می آید می گوید مشتری امتحان است. حاجی آمده بود مكه حاجی ها عید قربان باید سرشان را تیغ بزنند آنهایی كه سال اولشان است طبق فتوای مشهور، یك حاجی زلف هایش را دوست داشت آمد مكه گفت آقای قرائتی نمی شود یك كاری كنید كه من زلف هایم را نزنم بهش گفتم حاجی مكه جای ابراهیم نیست: گفت چرا، یادگار ابراهیم است. گفتم: ابراهیم از جوانش گذشت اما شما از پشم نمی گذری این پشم فردا در می آید آخه امام حسین از بچه هایش گذشت خدیجه از ثروتش گذشت تو از دو سانتی متر مو نمی گذری آخه شما آمده ای جای پیغمبر یك شباهتی آخه مو كه چیزی نیست بگذر فردا در می آید.
3- مراسم حج، آزمون گذشت از مال و عنوان
یعنی ما حاجی داریم اسیر پشم ولی وقتی كه آنجا می روند می گویند: «الهم لبیك» همچین لبیك می گویند كه انگار حضرت ابراهیم دوباره مكه آمده است اما برای یك آدامس ممكن است گریه كند كسی كه می رود به مكه و پایش را می گذارد جای پای ابراهیم باید یك كار ابراهیمی هم انجام دهد. الله اكبر عجب آدمهایی دیدیم ما در سفر حج می آید پهلوی آقا می گوید آقا لطفاً خمس لباس احرام من را حساب كن می گویند خمس باقی، می گوید خمس باقی باشد برای بعد انشا ا. . بعداً می دهیم ولی نمی تواند دل بكند مكه یعنی خودت را بكن از همه چیز، از خانه، از محله، از شهر، از كشورت خودت را بكن، قبل از اینكه وارد مكه بشویم اول باید از لباسهایمان بكنیم هیچ چیز نباید پوشیده باشیم فقط یك پارچه سفید دور پا و یك پارچه سفید روی شانه ها فقط همین از لباس هم خودت را رها كن بعد عید قربان زلف هایت را هم بكن انگشترت را هم در بیار عینك و هر چه كه زینت هست در بیار سرت را هم تیغ بزن بعد هم می گوید
برنامه درسهایی از قرآن سال 68 . ج1، ص: 3
می خواهم بروی در بیابانها روی خاك بخوابی آقا من پولدار هستم بخواب روی خاك می خواهد خدا خاك مالیت كند اصلاً فلسفه حج یعنی بگذر خاك مالی بشو می خواهد خدا بادت را خالی كند
گاهی وقتها در ارتش یا سپاه می خواهند یك كسی را آموزش بدهند رزم شبانه، رزم روزانه یعنی به انواع كارهای سخت آدم را وادار می كنند می خواهند قالب ها را بشكنند وقتی قالب شكست شد آن وقت آنطوری كه خدا می خواهد تو را می سازد. تو الان آن طور كه در خانه مادرت تو را ساخته بزرگ شده ای حالا تا حالا ساخت محیط بودی، ساخت جامعه و خانه بودی، خدا می خواهد نه این را بشكند، این خشت را بشكند از نو آن طور كه می خواهد بسازد.
4- نقش همسر فرعون در نجات حضرت موسی
زن فرعون میدانید چه كرد؟ دو تا زن داریم، دو تا نهی از منكر كردند، دو تا پیغمبر را نجات دادند. (ببخشید یك زن یك مرد) یك مرد كه نهی از منكر كرد برادر یوسف بود برادران یوسف جمع شدند یوسف را بكشند یكی از این برادرها نهی از منكر كرد، نهی از منكرش را برایتان می خوانم «لَا تَقْتُلُوا یُوسُفَ» (یوسف/10)، «لا تقتل» نكشیدش لااقل بیاندازیدش در چاه، یك نهی از منكر كرد. گفت: لااقل این كار را نكنید «لا تقتل» ، رای اینها را زد گاهی انسان باید برود با كسی رفیق شود كه رأیش را بزند یك نهی از منكر كرد كه یوسف را از قتل نجات داد آنوقت این یوسف كه در چاه افتاده بود و بعداً پادشاه شد یك كشور را از قحطی نجات داد این داداش یك نفر را از مرگ نجات داد بعد یوسف كشوری را از قحطی نجات داد.
یك نمونه هم وقتی فرعون جعبه را از آب گرفت در جعبه را باز كرد دید یك نوزاد در آن هست به نام موسی خواست بكشد این خانم همین امرئه ی فرعون این خانم گفت «لَا تَقْتُلُ» نكشیدش ما كه بچه دار نمی شویم این بچه را هم آب آورده بگذار بچه خودمان باشد یك نهی از منكر گاهی وقتها یك پیغمبر را از مرگ نجات می دهد نهی از منكر بر زن واجب است یا بر مرد، بر هر دو.
نقش نهی از منكر نقش كلیدی است. نگو اثر نمی كند چوب محكم تبر اول ممكن است نشكند ولی بیاید آنقدر تبر بزند تا بشكند. گاهی وقتها دفعه اول اثر نمی كند دفعه سی و دوم اثر میكند ولی دفعه سی و دوم هم باز سی و یك دفعه گفت تا این چوب آماده شود برای دفعه سی و دوم. با نهی از منكرش گفت لا تقتل. همسر فرعون چند چیز را ثابت كرد ما چند تا شعار داریم نصفش را من می گویم نصفش را هم شما بگویید:
1) خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو. خدا گفته از زن فرعون یاد بگیرید، زن فرعون نگفت خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو؟ همه به فرعون گفتند: بله قربان! زن فرعون به فرعون بله قربان نگفت. «خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو» شعار غلطی است وگرنه باید زن فرعون هم مثل باقی زن ها بله قربان گو باشد. خواهی نشوی رسوا غلط است.
برنامه درسهایی از قرآن سال 68 . ج1، ص: 4
2) یك دست صدا ندارد. زن فرعون ثابت كرد یك دست صدا دارد. یكی بود ولی صدایش تا الان پیچیده است چند هزار سال از قصه می گذرد ولی هنوز هست یعنی می شود یك زن در یك خانه كودتا كند. همه شما منحرف هستید زن فرعون گفت یك دست هم صدا دارد.
3) می گویند زن شخصیت استقلالی ندارد، زن تابع شوهرش است، زن یك موجود تابعی است، این حرف هم غلط است زن فرعون ثابت كرد زن وجود مستقلی است و هیچ ربطی به شوهرش ندارد این طور نیست كه حالا شوهرم بود نمی توانستم مخالفت كنم نخیر. خیلی زنها هستند كه شوهرشان آدم های اهلی نیستند اما این زن بسیار خوب است.
5- چهار رقم زن و شوهر در قرآن
ما چهار رقم زن و شوهر داریم: بعضی ها هم شوهر خوب است هم زن، بعضی ها نه شوهر خوب است نه زن، بعضی ها شوهر خوب است زن بد است، بعضی ها شوهر بد است زن خوب است. چهار نوع هم آمده است. آنجایی كه هر دو خوب هستند هم زن خوب هم شوهر خوب مثل: پیغمبر و خدیجه یاام سلمه، بعد از خدیجه بهترین زن پیامبرام سلمه بود. زن های پیامبر همه در یك سطح نبودند. یك آیه در قرآن داریم می گوید: «أَعَدَّ لِلْمُحْسِنَاتِ مِنْكُنَّ أَجْرًا عَظِیمًا» (احزاب/29)خداوند برای خوب هایتان اجر قرار داده اینكه می گوید برای خوب هایتان اجر قرار داده پیداست همه آنها درجه یك نبودند. وقتی گفتند به شاگرد اول ها جایزه می دهند پیداست همه شاگرد اول نیستند. فان الله اعدّ خداوند آماده كرده است «لِلْمُحْسِنَاتِ مِنْكُنَّ أَجْرًا عَظِیمًا» (احزاب/29)یعنی برای خوب هایتان اجر است این كه می گویند برای خوب هایتان اجر است پیداست همه آنها درجه یك نیستند مثل اینكه بگویند همه امت پیامبر یك جور هستند همه اصحاب پیامبر یك جور هستند اصلاً همه انبیا یك جور نیستند قرآن می گوید: «فَضَّلْنَا بَعْضَ النَّبِیِّینَ عَلَی بَعْضٍ» (اسراء/55) بعضی پیغمبرها بر بعضی دیگر ترجیح دارند این طور نیست كه هر كس كه پیغمبر، هر كس زن پیغمبر، هركس صحابه پیغمبر است. در اصحاب پیغمبر افرادی بودند كه با هم درگیر بودند نمی شود گفت كه هر دو درست می گویید. هم شوهر خوب است هم زن مثل «یُطْعِمُونَ الطَّعَامَ» (انسان/8)فاطمه (س) و علی (ع) ، یك وقت هر دو بد جنس هستند نه شوهر خوب است نه زن «تَبَّتْ یَدَا أَبِی لَهَبٍ» (مسد/1)و آخرش هم می گوید «وَامْرَأَتُهُ حَمَّالَه یَ الْحَطَبِ» (مسد/4)یعنی هم مرد ابولهب بود كه خیلی ناجور بود هم زنش خیلی ناجور بود زن و شوهر هر دو بد جنس بودند. گاهی شوهر خوب است زن بد مثل زن لوط، زن نوح «كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَیْنِ مِنْ عِبَادِنَا» (تحریم/10)زن پیغمبر بودند ولی بد جنس بودند. گاهی شوهر بد است زن خوب. زن بد اما شوهرش خوب است مانند زن نوح و زن لوط هر دو آمده پس همه رقمش هست.
6- بركت مهم است، نه ثروت
بچه فقیر شاگرد اول می شود بچه غنی شانزده تا تجدیدی می آورد. خانه های ساده چه افطاری هایی داده می شود چقدر بریز و بپاش در این خانه فقیر، خانه ساده چقدر گرسنه سیر می شوند خانه های اشراف سال می آید و می رود یك فقیر در آن سیر نمی شود. آنقدر آدم ها با دوچرخه خراب به نماز جمعه می روند و آنقدر آدم ها ماشین های چند ده میلیونی
برنامه درسهایی از قرآن سال 68 . ج1، ص: 5
دارند سال تا سال پای شان به نماز جمعه نمی گذارند. از خدا بركت بخواهید افرادی هستند دو تا اولاد دارند خیرشان به همه جا هم می رسد افرادی هم هستند ده تا بچه دارند انگار ده تا بشكه هیچ خاصیتی ندارند. اولاد با بركت، مال با بركت گاهی انسان یك خودكار دارد قیمت آن كم است آنقدر نامه های خوب می نویسد و گاهی خودنویس های گران دارد ولی یك نامه خوب نمی نویسد از خدا مال نخواهید از خدا بركت بخواهید گاهی مال كم است بركتش زیاد گاهی مال زیاد اما بركتش كم بركت مهم تر است. نسل با بركت، كتاب با بركت شیخ عباس قمی یك كتاب نوشت به نام مفاتیح، دیدید چطور ماشین بی ام و می آید همه دوچرخه ها را رد می كند این كتاب مفاتیح تمام كتاب های علمی را كنار زد رفت در خانه ها كنار قرآن، هر خانه ای قرآن هست كنارش هم یك كتاب مفاتیح است با اینكه شیخ عباس قمی مجتهد هم نبوده است ایشان خودش مقلد بود تقلید می كرد با اینكه مجتهد نبود و تقلید می كرد ملا بود ولی مجتهد نبود ولی كتابش، كتاب همه مجتهدها را زد كنار مراجع تقلید كتاب هایشان تا خودشان زنده هستند مردم به رساله شان مراجعه می كنند همین كه مرجع از دنیا رفت كتابش هم كم كم تمام می شود اما بعضی كتاب ها چه مرجع باشد چه مرجع نباشد اینها بركت است.
در دعاهایتان نگویید خدایا فوق لیسانسم را بگیرم، خدایا درجه اجتهادم را بگیرم، خدایا خانه ساخته بشود، خدایا دخترم شوهر بره، خدایا پسرم زن بگیرد نمی گویم اینها را نگویید همه دعاهایت را كه كردی بگو خداوندا اینها را گفتم اما تو یك بركتی بهش بده. یك وقت یك لامپ كوچكی وصل به برق است نور می دهد اما یك وقت یك لامپ بزرگ وصل به برق نیست نور نمی دهد. یك وقت یك رادیو كوچك ده موج را می گیرید یك وقت یك رادیو قد بشكه موج تهران را هم نمی گیرد. یعنی كیلویی دعا نكنید، متری دعا نكنید. آنقدر آدم هست در حیاطش اذان می گوید و آنقدر هست مسجدهایی كه منارهای درازی دارد و روی آن منارها در طول سال جزء گنجشك نمی نشیند نگاه نكن منار چند متر است نگاه كن چند تا اذان در آن گفته می شود. موكت یا قالی چند تا آدم گرسنه رویش سیر شد به بركت خیلی توجه كنید. یك دست صدا ندارد.
7- استقلال زن در انتخاب راه
یك مثل دیگر هست می گویند زن شخصیت مستقل ندارد زن فرعون ثابت كرد نخیر زن شخصیت مستقل دارد می تواند در جلوی شوهرش قد علّم كند. می گویند با مشت نمی شود به جنگ درفش رفت مشت به آهن می كوبی نمی شود بله مشت به آهن فایده ندارد ولی این مشت كه به آهن خورد ممكن است آهن سوراخ نشود اما یك عده افكارشان تكان می خورد می گویند این برای چی دارد مشتش را می كوبد. گاهی وقت ها حضرت امیر سخنرانی می كرد «فضرب علی خده» زد توی گوش خودش حضرت امیر در سخنرانی اش كه می زند در گوش خودش در گوش مردم كه نمی زند اما در گوش خودش كه می زند اما همین سیلی كه به خودش می زند در افكار عمومی اثر دارد و در طول تاریخ می ماند كه حضرت امیر چقدر غصه خورد كه داشت خود را می زد «فضرب علی خده» زد در گوش خودش. آه می كشید، نفرین
برنامه درسهایی از قرآن سال 68 . ج1، ص: 6
می كرد. گاهی وقت ها كلماتی را می گفت «لَا أَبَا لَكُمْ» «یا اشباح بلا ارواح» لاشه های بی روح «یا اشباح الرجال و لا رجال» مرد نماهای نامرد. می زد خودش را یعنی دق كرد، حضرت امیر سرش را در چاه می كرد و دق كرد می گفت من تعجب می كنم دیگران در باطن شان سفت هستند شما در حقتان شل هستید من را سوزاندید، خون به دل من كردید خیلی مهم است. گاهی وقت ها مشت زدن روی آهن اثر ندارد اما شما كه نگاه كردید یك كسی به آهن مشت می زند می گویید این برای چه مشت به آهن می كوبد.
می گویند با یك گل بهار نمی شود. خدا مثل زده است می گوید از زن فرعون یاد بگیرید زن فرعون ثابت كرد با یك گل بهار می شود ببینید چند تا ضرب المثل غلط داریم یك بار دیگر تكرار كنم.
1) خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو زن فرعون گفت نخیر من همرنگ جماعت نمی شوم.
2) یك دست صدا ندارد زن فرعون گفت یك دست صدا دارد.
3) زن شخصیت مستقل نیست زن فرعون گفت نخیر زن شخصیت مستقل است.
4) با مشت نمی شود به جنگ درفش رفت زن فرعون گفت با مشت به جنگ درفش می روم.
5) با یك گل بهار نمی شود. زن فرعون گفت نخیر با یك گل بهار می شود.
6) می گویند فلانی نمك خورده هر جا نمك خوردی نمكدان را نشكن زن فرعون گفت هم نمك فرعون را می خورم هم نمكدانش را می شكنم.
8- حق خدا بر انسان، مقدم بر حقوق دیگران
ما بیش از هر كس نمك خدا را خوردیم بیش از هر كس نمك اسلام را خوردیم اسلام خیلی به گردن ما حق دارد. به هر حال عین این صفاتی كه زن فرعون داشت كه «وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِینَ آمَنُوا» (تحریم/11)خدیجه كبری هم داشت خدیجه كبری ثابت كرد محیط زده نیست خواهی نشوی رسوا حالا كه همه بت پرست هستند من هم در مكه بت پرست می شوم یك زن می آمد اقتدا می كرد همه نگاهش می كردند ما شلیم من خودم غصه می خورم كه چرا این قدر ضعیف هستم. سیگاری ها هر جا بروند سیگارشان را با خودشان می برند اما آدم داریم نماز خوان است هر جا كه می رود نمازش را با خودش نمی برد اگر دیدید اینها نماز نمی خوانند می گویند زشت حالا. یك كسی گفت آقای قرائتی در اتوبوس گفتم نگهدار راننده نگه نداشت نمازم قضا شد گناه كردم گفتم چه جوری گفتی؟ گفت رفتم گفتم آقای راننده اگر می شود یك جایی نگه دار ما نماز بخوانیم گفت خیلی خب بشین صدات می زنم و صدایمان نزد و رفت تا نمازمان قضا شد گفتم نه اگر برای ساكت می گفتی چطور می گفتی؟ می گفتی بلند نگه دار شما گفتید آقای راننده می شود برای نماز نگه دارید گفت نه ولی برای ساكت نعره می كشیدی. تو برای نماز نعره نكشیدی مشكل در تو است. ما آن مقدار غیرتی كه برای ساكمان داریم برای نماز نداریم باید در ماشین چنان نعره بكشیم كه قانون دولت هم هست اگر راننده ای را گفتید برای نماز نگهدار، نگه نداشت ماشینش را سه روز توقیف می كنند، راننده را جریمه می كنند چطور شده كه اگر
برنامه درسهایی از قرآن سال 68 . ج1، ص: 7
راننده خودش خواست دست و صورتش را بشوید باید پیاده بشود یك مسافر بخواهد دست و صورتش را بشوید نگه می دارند چطور برای غذا نگه می دارند اما برای نماز هیچی.
هر جا نمك خوردیم اگر آن آقایی كه نمكش را خوردید در راه خداست نمكدانش را نشكن اما اگر در راه خدا نیست هم نمكش را بخور هم نمكدانش را بشكن چون ما بیش از هر كس نمك خدا را خوردیم ما نمك امام زمان (عج) را خوردیم باید ببینیم امام زمان (عج) از چی راضی است ما نمك شهدا را خوردیم شهدا می گویند چه حجابی در خیابان خوب است صدها هزار جوان تكه تكه شدند تا انقلاب به دست ما رسید ما سر سفره شهدا نشستیم حالا این خانم قهر می كند قهر نكند خوشش بیاد خوشش نیاد چه حقی به گردن من دارد شهدا حق به گردن ما دارند شهدا بودند كه انقلاب را به دست ما رساندند بنابراین ما نمك شهدا را خوردیم نمك امام زمان (عج) خوردیم. اول خدا، مردها نگویند خانمم گریه كرد خانم ها نگویند شوهرم التماس كرد خانه و همسر بی همسر اول ما بنده خدا هستیم بعد همسر همسرمان. اول بنده خدا هستم بعد پدر بچه هایم. اگر بچه ها تقاضا كردند گناهی را من نباید قبول كنم. حالا ما دورت را گرفتیم بابا جان یك تقاضا داریم بچه ها من دوستان دارم اما تقاضای شما ضد تقاضای خداست، خدا راضی نیست من اول بنده خدا هستم بعد پدر شما.
خدایا در انتخابات به ما توفیق بده هر جا بین همسر، فرزند، شریك، استاد، شاگرد، ریاست، پست، مقام، پول، پارتی، ترس، تهدید در مقابل هر چیزی ایمانی به ما بده هر جایی كه بین تو و غیر تو شد ما بسمت تو گرایش پیدا كنیم. تا حالا هر جا تو را رها كردیم رفتیم سراغ دیگران گذشته ما را ببخش و بیامرز.
«والسلام علیكم و رحمه ی الله و بركاته»
کليه حقوق برای مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن محفوظ است