نماز در سخن و سیره پیامبر اسلام

بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
جسارتی به پیامبر ما كردند در یك كاریكاتور و مقام معظم رهبری امسال را سال نبی اعظم نامگذاری كردند. كتاب های زیادی هم نوشته شد، سیره ها نوشته شد، كتاب ها نوشته شد، الحمدلله كارهای خوبی شد و دارد سال كم كم تمام می شود و در پایان سال من فكر كردم كه یك خورده راجع به، آنچه پیغمبر راجع به نماز گفته صحبت كنم و یك بررسی كنیم چه چیزهایی مردم را به نماز دلگرم یا دلسرد می كند. بنابراین اصولا همه نمازهای ما نمازهای خوبی است، همه نمازهای ما نمازهای قبولی است، شرائط نماز چطور است؟ چند رقم نماز داریم و چطور است.
در قرآن چند رقم نماز داریم و بعضی از نمازها ستایش شده و بعضی از نمازها مورد توبیخ قرار گرفته. اما حالا این موضوع بحثمان باشد كه گوشه ای از سخنان و روش پیامبر اكرم (ص) در مسأله نماز.
1- نماز، نور چشم پیامبر اسلام
عرض كنم، اینهایی كه می گوییم دیگر همه از پیغمبر است. 1- نور چشم من است. فرمود: «قُرَّه یُ عَیْنِی فِی الصَّلَاه یِ» (كافی/ج /5ص 321)البته هركس توجه داشته باشد اینطور می شود، چون ما با كسی كه دوستش داریم حرف می زنیم خیلی شاد هستیم، یعنی اگر كسی را كه آدم دوستش دارد ممكن است در تلفن، می داند هر تلفن دقیقه اش چند است، ولی اگر آدم با كسی كه دوستش دارد حرف بزند، یك وقت ممكن است چهل دقیقه ایستاده، ولی پایش هم خسته نشده. این فوتبالیست ها چون دوست دارند گل بزنند، اگر در زمین چمن بیفتند استخوانشان هم بشكند، حالیشان نیست، چون عاشق گل زدن است. آدم با خالق هستی حرف می زند. شما با یك مدیركل حرف می زنی كلی لذت می برید. مثلا با رئیس جمهور صحبت كنید. می گویید ده دقیقه به من وقت بده. مثلا با مقام معظم رهبری صحبت كنید، می گویید پنج دقیقه خصوصی با خودش حرف دارم. هرچی می خواهی خصوصی با خدا حرف بزن. دیگران كاری نمی توانند بكنند. قرآن می گوید همه جمع شوند، «لَنْ یَخْلُقُوا ذُباباً» (حج/73)همه جمع شوند نمی توانند یك مگس خلق كنند. اگر یك مگس یك چیز را برداشت فرار كنند، همه عقبش بدوند نمی توانند از دهانش پس بگیرند. اینكه انسان با خدای هستی حرف بزند، افرادی كه نماز نمی خوانند توجه ندارند چه چیزی را از دست می دهند، با خدا حرف نزند با كی حرف بزند؟ با كاسب محل و جگرفروش و نانوا و قصاب و زن و بچه و همسر و دوست و كارگر و كارمند و. . . از حرف زدن با اینها خسته نمی شوی، اما تا می گویند نماز بخوان، «وَإِنَّهَا لَكَبِیرَه یٌ» (بقره/45)نماز سنگین است، سه ساعت نشسته گل می بیند كه مثلا این توپ كجا رفت ولی پنج دقیقه كه می خواهد مطالعه كند خسته می شود. پیغمبر فرمود نماز نور چشم من است، یعنی لذت می برم. حتی حدیث داریم كه گرسنه غذا می خواهد، تشنه آب می خواهد، گرسنه و تشنه از آب و غذا سیر می شود ولی من از نماز سیر نمی شوم.
2- نماز، مایه آرامش روحی مؤمنان
برنامه درسهایی از قرآن سال 58 . ج1، ص: 2
2- «أَرِحْنَا یَا بِلَال» (بحارالانوار/ج /79ص 193)هر وقت پیغمبر به او فشار می آمد می گفت راحتم كن، البته ما می گوییم از نماز راحت شدیم ولذا نماز كه می خوانیم می گوییم نماز خواندیم راحت شدیم، ما از نماز راحت شدیم، پیغمبر با نماز راحت می شود. یعنی وقتی به او فشار می آمد، می گفت بلال اذان بگو تا بلكه وقتی گفتی الله اكبر، او بزرگ است، بزرگتر از همه غصه ها و دنیا و پول ها و پست ها و مقام ها و نوشتنی ها و گفتنی ها و فكر كردنی ها و الله اكبر. یعنی یك مرتبه می كَنَد می برد جای دیگر. الله اكبر، مثل یك جلسه ای كه دارند چرت و پرت می گویند یا هر كسی یك گله ای دارد، غصه ای دارد، مشكلاتش را حل می كند، شما بلند می شوی می روی بیرون، وقتی از این اتاق رفتی بیرون، فضا، فضای دیگری می شود. بلال، فضا را فضای دیگری كن. من را از این بن بست نجات بده.
عایشه می گوید كه پیغمبر با ما حرف می زد، تا صدای اذان را می شنید انگار كه من زنش نبودم، 180 درجه عوض می شد. به قدری می ایستاد نماز می خواند كه پاهایش ورم كرده بود، آیه نازل شد، یك سوره داریم به نام سوره طه، «طه» یعنی پیغمبر، «مَا أَنْزَلْنَا عَلَیْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَی» (طه/2)من قرآن را نفرستادم كه تو اینطور عبادت كنی، كمتر عبادت كن یك خورده به خودت استراحت بده. دو تا سوره در قرآن است، یكی «یَا أَیُّهَا الْمُدَّثِّرُ» (مدثر/1)یكی سوره «یَا أَیُّهَا الْمُزَّمِّلُ» (مزمل/1)معنایش هم تقریبا یكی است، «یَا أَیُّهَا الْمُزَّمِّلُ» ، «یَا أَیُّهَا الْمُدَّثِّرُ» بلند شو به عبادت بپرداز، تو چون رهبر هستی باید سحرها بیدار باشی. وقتی خدا یك نعمتی مثل كوثر به پیغمبر می دهد، می گوید من به تو كوثر دادم، چون به تو كوثر دادم «فَصَلِّ» شكر این كوثر این است كه نماز بخوانی، یعنی نماز بهترین تشكر از خداست. وقتی می خواهد معراج برود، از توی خانه معراج نمی رود می آید در مسجد، از مسجد معراج می رود. آخرین كلمه همه پیغمبرها سفارش به نماز است. و حتی حدیث داریم حضرت فرمود اگر كسی نماز را سبك بشمارد، از ما نیست.
3- توجه به ساخت مسجد در شهرك های جدید
حالا سبك شمردن نماز چی است؟ ما الآن چقدر شهرك داریم كه مسجد ندارد؟ شهردار آن منطقه، فرماندار آن منطقه، امام جمعه اش، نمی دانم مهندسی كه آن شهرك را ساخته، وزارت مسكن، حالا من الآن پشت تلویزیون حق ندارم بگویم شرعاً مسؤول كی است، چون نمی دانم هم مسؤول كی است، خود مردم، چطور شد مثلا ما جمعیتی داریم كه دهها هزار نفر، هزارها نفر، گاهی دهها هزار نفریك جایی جمع شده اند ولی مسجد ندارند و حال اینكه آب دارند، گاز دارند، نانوایی دارند، داروخانه دارند، پزشك دارند، نمی دانم اتوبان دارند، بلوار دارند، چی چی چی، همه چی دارند، همه چیز دارند، مسجد ندارند. خوب این استخفاف نیست. مسجد را سبك شمرده. من با یك كسی قرار داشتم، آمد منزل ما نشست و بعد من وارد شدم، گفتم ببخشید من نیم ساعت دیر آمدم، گفت نه دیر آمدی مهم نیست، تو اگر با رئیس جمهور هم ملاقات داشتی دیر می رفتی؟ گفتم نه، اگر با ایشان ملاقات داشتم سرِ وقت می رفتم. گفت پس معلوم می شود من پهلوی تو ارزش ندارم. شوخی نداریم با هم. دیر آمدی یعنی من برای تو ارزش ندارم.
می گوید نماز صبح حال ندارم بیدار شوم، شما اگر بلیط هواپیما داشتی بیدار می شدی یا نه؟ اگر امتحان داشتی چی؟ اگر امتحان كنكور بود چه؟ اگر كارمند دولت بودی چه؟ چطور وقتی پهلوی رئیس می رویم لباسمان را اطو می كنیم، سر
برنامه درسهایی از قرآن سال 58 . ج1، ص: 3
نماز با لباس بد نماز می خوانیم. اینها همه اش استخفاف است. چطور اگر ظرف می شویید تلفن صدا كند شیر را می بندید تلفن را جواب می دهید، برمی گردید دوباره آن بشقاب را می شویید، اما اگر ظرف می شوییم صدای اذان می شنویم، اصلا «حَیَّ عَلَی خَیْرِ الْعَمَل» یعنی چه؟ در نماز می گوییم «حَیَّ عَلَی خَیْرِ الْعَمَل» یعنی بشتاب برای بهترین عمل. ظهر كه می شود، مغرب كه می شود، بهترین عمل نماز است. من كه نشسته ام مشغول كار خودم هستم، یعنی خدایا بیخود می گویی، بهترین عمل نماز نیست. بهترین عمل فعلا این است كه من انجام می دهم. «خَیْرِ الْعَمَل» یعنی وقت اذان، بهترین عمل نماز اول وقت است. این استاد دانشگاه، این معلم، این كارمند، این آموزشگاه، مغازه ها كه باز است. . .
وضع نماز ما مطلوب نیست، نسبت به گذشته خوب است، ولی نسبت به آنكه باید باشیم عقب است. یك حركتی باید بشود این نماز پهلوی ما سبك شمرده شده. نماز گوشواره است، یك گوشواره اش نماز است، یكی زكات است. این برای ما تلخ است كه مثلا توهین هایی ما بشنویم كه مثلا حالا شما راجع به نماز چنین و چنان، رد شویم. . .
4- رعایت حال كودكان در نماز جماعت
در نماز مراعات كودكان را بكنند. یك بار پیغمبر نماز می خواند، آخر نماز تند تند «السلام علیك. . . » تند تند نماز خواند. مردم گفتند یا رسول الله سلام های آخر را تند گفتی، گفت صدای یك بچه را شنیدم، معلوم می شود مادرش در نماز جماعت بود، بچه جیغ زد. من برای اینكه بچه جیغ نزند، زودتر مادر به بچه اش برسد، زودتر نمازم را خلاصه كردم یعنی ضمن اینكه نماز هست، توجه به كودك. . .
یك بار حضرت در سجده بود، بچه ها روی كمرش رفتند بازی كردند، حضرت سجده را طول داد، بازی شان تمام شد آمدند پایین، گفتند یا رسول الله نماز را طول دادی، فرمود كمرم میدان ورزش بود، بچه ها رفته بودند روی كمرم بازی كنند، می خواستم بازی بچه ها به هم نخورد.
صوت پیغمبر خیلی خوب بود. حالا در انگیزه ها انشاءالله خواهم گفت كه. . . چیزی را بر نماز ترجیح نمی داد. ما گاهی وقت ها وقت نماز است، یك قلیان می آورند، می گوییم حالا قلیان را بگذار بكشیم، حالا غذا سرد می شود، اول غذا را بخوریم. حالا نمی دانم. . . یعنی همین طور نماز را می گذاریم برای، یعنی نماز، مسجد برای ما مثل انباری شده. دیدید در خانه ها انبار دارند، نردبان زیادی است، بگذار توی انبار، بشكه را، خوب بگذار توی انبار، گونی زغال بگذار توی انبار، سیب زمینی، بگذار توی انبار، یعنی هرچه كه زیاد می آید توی انبار. مسجد برای ما انباری است. عمه مان مرد، خوب فاتحه اش مسجد. تابوت را كجا بگذاریم؟ بگذار توی مسجد. آقا این ادرارش گرفته، مسجد. یعنی مسجد برای ما جای ادرار و تابوت و مرده و مسجد این است واقعا؟ عقد حضرت زهرا در مسجد بود. عزل و نصب ها در مسجد بود، بسیج برای جبهه ها از مسجد بود. مسجد سنگر است، مسجد پایگاه است. تنها جایی كه تو و منی در آن نیست، مسجد است. همه با هم سمع الله، همه با هم بحول الله. كسی نمی گوید شما شغلت چی است، قصابی؟ برو صف سوم، شما تاجری برو صف اول، نه اینطور نیست. درمسجد گزینش نیست. در مسجد تو و منی نیست. رابطه پیشنماز با همه مردم مسجد یك جور است، اینطور نیست كه پیشنماز با یك فردی رابطه اش بیشتر از یك فرد دیگر باشد. همه مردم وقتی می آیند در
برنامه درسهایی از قرآن سال 58 . ج1، ص: 4
مسجد رابطه امام جماعت با همه باید یك جور باشد. مقدار ركوع باید یك جور باشد، اینطور نباشد كه تاجرها یك جور ركوع كنند، فقرا یك جور. تاجرها سرشان را بگذارند روی سنگ مرمر، كاسب ها بگذارند روی سنگ چی، فقیرها هم بگذارند روی خاك. همه با هم، بلندترین نقطه بدن را هم باید بگذاریم. پیشانی را بگذار روی خاك. همه هم باید با وضو وارد شوند، همه هم باید به یك سمت نماز بخوانند، تا آقا حرف می زند كسی حرف نزند. اگر آقا را قبول نداری برو یك مسجدی كه آقا را دوست داری و قبول داری، یعنی آزادی داری، انتخاب داری. این بركاتی است كه در نماز نهفته شده است.
حضرت دید یك كسی نماز می خواند تند تند سجده می كند، فرمود: «نَقَرَ كَنَقْرِ الْغُرَاب» (كافی/ج /3ص 268)مثل كلاغ نوك به زمین می زند. یك كسی داشت با ریش هایش بازی می كرد، گفت «مَالِكِ یَوْمِ الدِّینِ إِیَّاكَ نَعْبُدُ وَإِیَّاكَ نَسْتَعِینُ اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ» (حمد/4- 6)حضرت فرمود چطور نماز می خواند، این اگر دلش با خدا بود، دستش این رقمی بازی نمی كرد. اینكه ما نماز می خوانیم دست توی گوش می كنیم، دست توی دماغ می كنیم، ساعت می بینیم، دهان دره می كنیم، این پیداست داریم چوب خط خط می كنیم. بد نماز می خوانیم. آنهایی كه نماز می خوانند، بد نماز می خوانند بعضی هایشان. قرآن می گوید مگر مقام بالا نمی خواهی؟ اگر مقام محمود می خواهی، راه رسیدن به آن مقام نماز است.
5- اهتمام پیامبر به نظم و بهداشت در نماز
اهتمام به صفوف داشت كه صف ها باید منظم باشد. عطر مصرف می كرد. بهترین لباس را می پوشید، پولِ عطر پیغمبر بیش از پول چیزهای دیگرش بود. نماز را با جماعت می خواند، حتی روزهای غریبی اسلام نماز جماعت سه نفره می خواندند. یعنی پیغمبر پیشنماز بود، یك مرد پشت سرش بود، علی ابن ابیطالب، یك زن، خدیجه كبری. تازه هم فرمود كه نماز من كجا؟ حق عبادت، «مَا عَبَدْنَاكَ حَقَّ عِبَادَتِكَ وَ مَا عَرَفْنَاكَ حَقَّ مَعْرِفَتِكَ» (بحارالانوار/ج /68ص 23)خدایا، این همه عبادت می كرد می گفت تو را نشناختم. به امام سجاد گفتند خیلی عبادت می كنی، فرمود عبادت من كجا، عبادت علی و پیغمبر كجا. حضرت نماز را به آب تشبیه كرد، فرمود اگر كسی روزی پنج مرتبه دستش را با آب بشوید، باز هم آلودگی در دستش می ماند. روزی پنج بار نماز خواندن همه عیب ها را برطرف می كند. وقتی وارد مدینه شد، در هجرت اولین كار پیغمبر مسجد بود. منافقینی كه مسجد ضرار درست كردند كه جمعیت مسلمان ها شقه شقه شود، آن مسجد را پیغمبر خراب كرد. این چند جمله ای راجع به نماز پیغمبر، البته گفتم گوشه ای از سخنان.
برادرها و خواهرها بیایید به نماز توجه كنیم. نماز خیلی وضعش بد بود، بهتر شده ولی هنوز در كشور امام زمان یك دانه تارك الصلوه هم نباید باشد. مگر چند دقیقه ما نماز می خوانیم؟ شما الآن نگاه به ساعتت كن، من یك ركعت نماز می خوانم. «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ، الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبّ ِ الْعَلَمِینَ، الرَّحْمَنِ الرَّحِیم، مَلِكِ یَوْمِ الدِّینِ، إِیَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاكَ نَسْتَعِینُ، اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ، صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیرِْ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَ لَا الضَّالِّینَ» (فاتحه/1- 7) «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ، اللَّهُ الصَّمَدُ، لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ، وَ لَمْ یَكُن لَّهُ كُفُوًا أَحَدُ» (اخلاص/1- 4) «سُبْحانَ اللَّه، سُبْحانَ اللَّه، سُبْحانَ اللَّه» بلند می شویم سجده، «سُبْحَانَ رَبِّیَ الْأَعْلَی وَ بِحَمْدِهِ» می نشینیم دو مرتبه، «سُبْحَانَ رَبِّیَ الْأَعْلَی وَ بِحَمْدِهِ» این یك ركعت است،
برنامه درسهایی از قرآن سال 58 . ج1، ص: 5
چقدر طول كشید؟ چهل ثانیه؟ چهل ثانیه، ده تا چهل ثانیه، حالا بگو یك دقیقه، یك دقیقه 17 ركعتش می شود 17 دقیقه، آخر 17 دقیقه به اندازه اطو كردن یك آستین است، به اندازه این است كه آدم یك لحظه زلف هایش را از شمال شرقی ببرد جنوب غربی. آنوقت خدا اگر روز قیامت بگوید من این همه به تو نعمت دادم، تو چند دقیقه با من حرف نزدی،
6- تأثیر و قدرت نماز در زندگی فردی و اجتماعی
آنوقت می دانی اگر با خدا رفیق شوی، ابرقدرت ها كاریت ندارند؟ آدمی كه خدا دارد، همه چیز دارد. شاه نداشت، آمریكا را داشت، اروپا را داشت، اسلحه را داشت، قوای مسلح را داشت، پول داشت، نفت داشت، دلار داشت، شاه خدا را نداشت، همه چیز داشت و امام خمینی خدا داشت، هیچی نداشت. پیغمبر خدا داشت و هیچی نداشت. كفار مكه همه چیز داشتند. یوسف در چاه هیچی نداشت، ولی خدا داشت. پیغمبر در غار هیچی نداشت ولی خدا داشت. بیرون همه مشركین همه اسلحه داشتند، ولی خدا پیغمبرش را در غار با تار عنكبوت حفظ كرد. شما می دانید بیست و پنج شش سال است چقدر آمریكا توطئه كرده علیه ایران؟ اصلا كاری بوده كه آمریكا نكند؟ زدن هواپیما، زدن كشتی، بمباران، شیمیایی، اصلا كاری بوده كه آمریكا خودش یا با واسطه، یا با تشویقش، اصلا كاری بوده كه نكند و بعد از بیست و پنج سال می بینید كه آیا در دنیا آیا ایران عزیزتر است یا رئیس جمهور آمریكا؟ رئیس جمهور ما در هر كشوری می رود چه عزتی دارد، رئیس جمهور آمریكا هر كجا می رود موج می افتد كه چرا آمد اینجا. چون مثل سگی كه در هر خانه ای می رود هی می پرد. بیست و هفت سال است همه رقم ضربه ای به ما زدند، یك كشور كوچك، آن هم یك ابرقدرت، خدا چون با ما هست، حالا اگر همیشه ما با خدا باشیم چه می شود؟ یك كسی عاشق یك دختری شده بود، دختر شاه، می گفتند به تو نمی دهند، آخر تو بچه فقیر، دختر شاه را می خواهی بگیری؟ گفتند حالا دلم هوای او را كرده. یك كسی دلش سوخت، گفت ببین یك كاری بكن، برو در یك غاری مشغول نماز شو، من شاه را كه گاهی می آید بیرون برای تفریح، من به او می گویم یك جوانی دارد عبادت می كند در این غار، به اسم اینكه ملاقات كند، شاه را می آورم آنجا. او هم چون عاشق بود رفت توی غار و مشغول عبادت شد و بالاخره مدت ها گذشت و این شاه آمد اطراف شهر گردش كند، آن كسی كه جزء هیئت همراه بود، بالاخره شاه را آورد دمِ غار، جوان تا دید شاه آمده، نمازش كه تمام شد دوباره بلند شد گفت الله اكبر، باز شروع كرد به نماز، این هیئت همراه گفت بابا اعلی حضرت تشریف آورده اند، اصلا اعتنا نكرد، دوباره گفت الله اكبر، هی نماز خواند و شاه یك خورده نگاه كرد و دید اصلا نگاه نمی كند، بعدا شاه كه رفت این كارگردان گفت كه احمق، من شاه را آوردم دمِ غار چرا سلام علیك نكردی؟ گفت راستش را می خواهی تا آن وقتی كه شاه بیاید من نماز می خواندم به عشق اینكه شاه بیاید، بلكه دخترش را به من بدهد، وقتی دیدم نماز قلابی من شاه را به غار می كشد، دیدم پس چرا نماز حقیقی نخوانم؟ از آن وقت دیدم كه نماز قلابی اش این قدر زور دارد، پس گفتم حقیقی اش چقدر زور دارد، از آن وقت تصمیم گرفتم كه گور پدر شاه و دخترش. من بروم سراغ خدا. یعنی نماز پلاستیكی ما، ایمان ضعیف ما، مقداری كه سمت خدا رفتیم، این رقم عزیز شدیم، حالا اگر همیشه سمت خدا برویم چه؟
برنامه درسهایی از قرآن سال 58 . ج1، ص: 6
مادرها، پدرها، اگر بچه هایتان می خواهید سالم باشند، باید بچه مسجد باشند. تمام مفاسد وقتی است كه انسان از خدا جدا شود.
حالا ما دو رقم نماز داریم، یك نمازهایی را خدا تعریف كرده، یك نمازهایی را خدا انتقاد كرده. اصلا بعضی ها نماز نمی خوانند، قرآن می گوید «فَلَا صَدَّقَ وَلَا صَلَّی» (قیامت/31)اصلا نماز نمی خوانند. حالا جواب چه می خواهد بگوید من نمی دانم چه می خواهد بگوید، یعنی اگر به او گفتند چرا با خدا حرف نزدی، چی می خواهد بگوید؟ تو با همه حرف زدی، خوب پنج دقیقه هم با خدا حرف می زدی، جوابش را واقعاً توجیه نیستند. یك عده هستند گاهی می خوانند، گاهی نمی خوانند كه قرآن می گوید «عَنْ صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ» (ماعون/5)گاهی می خوانند، گاهی نمی خوانند، كه خدا این را هم توبیخ كرده. یك عده ای هستند قرآن می گوید «أَضَاعُوا الصَّلَاه یَ» (مریم/59)نماز را ضایع می كنند، حمدش غلط است، نماز كه كاری ندارد، نماز هفده تا كلمه است، این هفده كلمه را یك كسی می تواند درست كند. الفاظ نماز اگر درست ادا نشود معنایش فرق می كند. شما اگر گفتی «اللهم سل علی محمد» ، سل، سل، با سین، یعنی خدایا بكشش، اگر گفتی «اللهم صل» یعنی درود فرست. عین كد شهرستان، 021 یك استان است، 031 یك استان دیگر، 041 یك استان دیگر، كه حالا 311 و 411 شده. یعنی نماز مثل شماره تلفن است، یك دندانه كم و زیاد شود، یك شماره جا به جاشود، یك كسی دیگر گوشی را برمی دارد. مثل سوئیچ ماشین می ماند، یك خورده دنده هایش كم و زیاد شود، قفل باز نمی شود. مثل آمپول می ماند، اگر به جای رگ بزنی بغل رگ، می خورد توی استخوان، یعنی نماز را باید دقیق خواند. «عَنْ صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ» . «أَضَاعُوا» ضایع می كنند نماز را. گاهی وقت ها همین خانم كه نماز نمی خواند، مهمان كه دارد یك ترب را برمی دارد، ده دقیقه این ترب را مثل غنچه و گل می كند. می گذارد روی ماست. خوب این مهمان یك نگاهی می كند و ترب را می گذارد دهانش و می جود و تمام می شود. تو برای یك ثانیه كه نگاه مهمان به این ترب بخورد، این همه به گل ور رفتی، ده ساعت نشستی كه مثلا كی گل خورد، كی گل زد، آنوقت سه دقیقه نماز نخواندی. جواب چی است؟ خدا را قبول نداریم، چرا خدا را قبول داریم. نیاز نداریم؟ كاری به خدا نداریم؟ فكر می كنیم خدا به نماز ما نیاز دارد. سر و كارمان با او نخواهد افتاد. بعضی راجع به نماز كوتاهی می كنند. قرآن می گوید كه روز قیامت اهل بهشت از اهل جهنم پرسیدند» ما سلككم فی سقر» چطور شما دوزخی شدید؟ می گویند به چند دلیل، یكی اینكه «لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّینَ» (مدثر/43)ما پابند به نماز نبودیم، گاهی می خواندیم، گاهی نمی خواندیم، «وَلَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِینَ» (مدثر/44)پابند فقرا هم نبودیم، در مملكت ما فقیرها بودند ولی ما بیخیال بودیم. «وَكُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخَائِضِینَ» (مدثر/45)می گفتند خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو، هر جوری می زدند همانطوری می رقصیدیم، نان را به نرخ روز می خوردیم، هر طرف باد می آمد می رفتیم، «وَكُنَّا نُكَذِّبُ بِیَوْمِ الدِّینِ» (مدثر/46)قیامت را هم باور نداشتیم، این. . . پس ببینید بعضی نمازها منفی است، كسانی كه از نماز، نمازشان. . .
برنامه درسهایی از قرآن سال 58 . ج1، ص: 7
7- نماز بی ولایت و معرفت، نماز مردود
نماز بی معرفت، منفی است. نماز بی ولایت، نماز می خواند، اما رهبر آسمانی را قبول ندارد، مقبول نیست. نماز همراه با ریا، مقبول نیست. حالا ریا كاری. اگر مكانش برای ریا باشد، نماز باطل است. مثلا آدم صف اول بایستد كه دوربین تلویزیون نشانش بدهد. یك كسی سرِ نماز بود، دوربین آمد جلویش، یك مرتبه همین طور كه قنوت می خواند، یك مرتبه نگاه كرد دید دوربین است، وسط نماز همچین كرد، حالا. اگر آدم یك مكانی بایستد كه مكان برای این باشد كه دوربین نشانش بدهد، باطل است. نماز برای خداست ولی مكانی كه می ایستد برای غیرِ خداست. اگر زمانی عمل كند كه زمان برای غیر خدا باشد، مثلا اول وقت می خواند تا بگویند این آدم خوبی است. اگر اول وقت هم برای خدا نباشد، نماز باطل است. اگر واجبات نماز برای غیرِ خدا باشد، نماز باطل است. اگر مستحبات برای غیر خدا باشد، باز هم نماز باطل است. مثلا عبا دوش گیرد، عمامه سر گیرد، دستش را كج كند، قیافه بگیرد، باز نمازش باطل است.
پس ببینید واجباتش، حتی اگر یك كلمه از نماز، مثلا در نماز سه دقیقه نماز می خواند، نیم دقیقه اش برای غیرِ خدا باشد، باز كل نمازش باطل است. مثل ماشینی كه چهار تا چرخ دارد ولی یك چرخش پنچر است، باز هم نمی رود. واجب برای غیر خدا، باطل. مستحب برای غیر خدا، باطل. قیافه برای غیرِ خدا باطل. زمان برای غیر خدا، باطل. مكان برای غیر خدا، باطل. نماز صد در صد باید برای خدا باشد.
آنوقت راجع به نماز چند تا تعبیر داریم. یك تعبیر داریم كه «اسْتَخَفَّ بِالصَّلَاه یِ» یك جا هم داریم «أَضَاعُوا الصَّلَاه یَ» (مریم/59)نماز را ضایع كردند، یك جا داریم «اهان بِالصَّلَاه یِ» به نماز اهانت كردند. سه تا تعبیر است، «استخف، اهان، اضاع» خفیف كرد، سبك كرد، ضایع كرد، اهانت كرد، این مال خیلی وقت ها مال مثلا در اداره می رویم، اتاق مدیر كل چطور است، چه اتاق شیكی، اتاق معاونت شیك است، نمازخانه كجاست؟ زیر پله ها. آن مدیری كه اتاق خودش را قشنگ درست كرده، ولی نمازخانه را پست، این مدیر «اسْتَخَفَّ بِالصَّلَاه یِ» .
8- لزوم توجه دولت و مردم به نماز و مسجد
من نمی دانم واقعا آدم خجالت می كشد كه ما بیست و هفت هشت سال است از انقلابمان می گذرد، هنوز حدود چهل هزار مدرسه داریم كه نمازخانه ندارد. واقعا استاندارها، بانك ها، مثلا اگر بگویی، آخر می دانی سالن نمازخانه هم یكی ده میلیون بیشتر نمی شود، چون نمازخانه در مدارس، پول زمین كه نباید بدهد، گوشه مدرسه یك سالن می سازد، پس پول زمین نمی خواهد بدهد، دستشویی هم كه نمی خواهد بسازد، چون مدرسه دستشویی دارد، چه بچه ها نماز بخوانند، چه نخوانند، منار و گنبد هم كه ندارد، كاشی سازی و دكور سازی هم ندارد، یك سالن صد متری، چقدر تمام می شود؟ پانزده میلیون تمام می شود مثلا میانگینش، پانزده میلیون پولِ دو تا پیكان است، دو تا ماشین است. یعنی ما چند نفر داریم كه برای قبرِ خودش صد میلیون خرج می كند، برای تغییر خانه خودش، یك سالن بسازد، بالایش هم مثلا این اهدایی بانك فلان، هر بانكی یك سالن نمی تواند بسازد؟ هر كارخانه ای یك سالن نمی تواند بسازد؟ هر صنفی. مثلا صنف فرش فروش ها یك سالن، صنف قصاب ها یك سالن، صنف نانواها یك سالن، صنف بزازها یك سالن، ببینید ما
برنامه درسهایی از قرآن سال 58 . ج1، ص: 8
چهل هزار مدرسه داریم كه نمازخانه ندارد. آیا دولت نمی تواند بسازد؟ رئیس جمهور، هیئت وزرا، نمی توانند بسازند؟ چرا می شود. من رفتم هیئت دولت، گفتم آقایان، سالی ده هزار تا سالن می خواهیم، ده هزار تا پانزده میلیون چقدر می شود؟ ببینید این هنوز جزء دستور كار نیامده، می گویند درست می گویی، همه مسؤولین هم می گویند حرفهایت درست است، اما هنوز این را تصمیم نگرفته اند. تصمیم مهم است. یك وقت انسان تصمیم می گیرد. در انقلاب تصمیم گرفتند شاه را بیرون كنند، تصمیم گرفتند یك وجب زمین را به صدامی ها ندهند. ایرانی ها هرجا تصمیم گرفتند موفق شده. ایران هنوز راجع به نماز و زكات تصمیم نگرفته. وگرنه گاهی وقت ها مثلا نگاه می كنید در یك فلكه این مجسمه را برمی دارند یك مجسمه دیگر درست می كنند، حوض چهارگوش است گرد می كنند، گرد است چهارگوش می كنند، پیاده روها را مثلا چه می كنند، گاهی یك وقتی یك پیاده رو می خواهند درست كنند میلیاردها خرجش است، من نمی گویم این كار را نكنند، ولی می گویم اول نماز را حل كنید، آخر ما روز قیامت پهلوی شاه عباس كه دیگر نمی توانیم شرمنده باشیم، حالا پهلوی خدا شرمنده هستم طوری نیست، پهلوی محمد و آل محمد شرمنده هستم طوری نیست، پهلوی شهدا، دیگر حالا شاه عباس هم بگوید من شاه طاغوتی كاروانسرای شاه عباسی برای شما ساختم، آنوقت شما حزب اللهی ها هنوز برای بچه هایتان نمازخانه نساخته اید؟ ما پهلوی شاه عباس چه خاكی به سرمان بكنیم؟ ما دیگر پهلوی شاه عباس كه نمی توانیم خجالت بكشیم، آخر هر كاری نكنیم آخر ما كه. . . یك مقداری كوتاه آمده ایم، حالا این كوتاهی را انشاءالله درست كنیم. می گویند یك شتری را خیلی اذیت كردند، صاحب شتر از شتر عذرخواهی كرد، گفت شتری، گفت بله، گفت خیلی بار، بارت كردم، در بیابان ها، تشنه، گرسنه، دواندمت، معذرت می خواهم، گفت همه حلال، فقط یك جا حلالت نمی كنم، گفت كجا؟ گفت یك بار افسار من را به دم یك خر بستی، خیلی به من بر خورد، بالاخره من شتر هستم، افسار من را به خر بستی. گاهی آدم به او برمی خورد كه علی ابن ابیطالب سرِ نماز شهید می شود، امام حسین ظهر عاشورا سی تا تیر به او می زنند ولی نمازش را اول وقت می خواند، اصلا نماز اول وقت، ما، امام رضا فرمود جوری وقت نماز بروید مسجد تا بگویند «هؤلاء جعفریه» اینها طرفدارهای امام جعفر صادق هستند كه اینطور متوجه نماز اول وقت هستند. آنوقت الآن نماز اول وقت اینطور است، یعنی شما ظهر وارد شهر كه می شوی، ظهر همه مغازه ها باز است، آن سر كلاس است، انگار هیچی به هیچی نیست. مسأله نماز را خفیف شمرده ایم. آقایان شهرداری، آقایان وكیل ها، وزیرها هركه هستید، به خدا قسم می شود مسأله نماز را حل كرد. ما استاندار داریم كه وقتی وارد یك منطقه ای شده، خودش و معاونینش یك ذره یك ذره نماز را ده برابر كرده اند. بنده الآن سراغ داریم مدیرعامل منطقه ای را كه امام جمعه اش می گفت از وقتی ایشان مدیر شده نماز ما جمعیتش انبوه شده. مسؤولین بیایند، مردم هم می آیند. حالا عوامل رشد نماز را انشاءالله در جلسه بعد می گویم. چه عواملی باعث می شود مسجدها شلوغ شود. نماز را سبك شمردیم، هم استغفار كنیم، نذر می خواهی بكنی، بسم الله، نذر كن اگر خدا این مشكل را حل كرد، یك سالن بسازی. حتی تبلیغات، مثلا این بانك كه می خواهد از خودش تبلیغات كند؟ یك سالن بسازد بالایش بنویسد اهدایی بانك فلان به مدرسه فلان. یك سالن ده پانزده میلیونی می شود، آنقدر تاجر داریم كه اصلا پانزده میلیون پهلویش مثل یك سیگار
برنامه درسهایی از قرآن سال 58 . ج1، ص: 9
است، واقعا پانزده میلیون پهلوی بعضی تاجرها مثل یك سیگار است. اگر هر تاجری و هر صنفی و هر وكیلی و هر وزیری، بانكی، این مشكل باید حل شود، بعد از بیست و هفت سال قابل تحمل نیست، وضع نماز ما خوب نیست. خوشا به حال كسانی كه نمازشان قبول شد و انشاءالله خدا توفیق دهد ما توبه كنیم نسبت به آنجایی كه «استخف، اضاعوا، اهان» داشتیم.
«والسلام علیكم و رحمه ی الله و بركاته»
کليه حقوق برای مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن محفوظ است