خدمت به معلولان جامعه

بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
دو سال پیش در خدمت برادران و خواهران بودیم به مناسبت روز معلولین بحثی داشتیم. بعد از دو سال باز هم امروز توفیقی بود در خدمت باشیم. و بحثی را داریم. چون عدد اینها كم نیست و حق اینها زیاد است و باید یادی از این عزیزان بشود و تذكراتی به دولت و ملت و اینها داده شود و از تقصیر و قصورهایی كه همه مان داشتیم یا هر كس داشته از خداوند عذرخواهی كنیم و از خود این عزیزان. بحث ما این است كه تذكری به خود عزیزان و تذكری به بستگان و مردم و دولت. مردم باید بدانند كه چه وظیفه ای دارند و خودشان بدانند كه چه وظیفه ای دارند.
تذكرات به معلولین، به مردم و به مسؤولین.
اما خودشان؛ باید این را بدانیم كه نظام آفرینش بر اساس علت و معلول است یعنی چیزی دلیل چیزی می شود. دقت هایی باید بشود، حالا دقت ها از طرف حكومت نشده است، از طرف پدر و مادر نشده است، یك عمل جراحی خلاف شده، پزشكی در جراحی، اشتباهی از او سر زده، به هر حال هر اشتباهی بوده، تقصیر بوده یا قصور، عالمانه كه نیست، جاهلانه بوده، غافلانه بوده، این معلول پیدا شده است.
1- چرا خداوند مانع معلولیت نمی شود؟
سؤال: آیا خدا نمی توانست این اشتباهی كه فلان پزشك كرد، فلان پدر و مادر كرد، حالا بنده غافل بودم، دستم را گذاشتم روی سیم برق، برق من را گرفت، نمی تواند خدا آن لحظه ای كه دستم را می گذارم روی سیم برق، برق را از سیم بردارد؟ من یك سنگ می زنم به پیشانی شما به هر دلیل، بد یا خوب كه قهراً بد است، خدا نمی توانست این سنگ را كه می خواهد بخورد به پیشانی شما، این سنگ را پنبه كند كه پیشانی شما نشكند، یا پیشانی شما را در آن لحظه چدن كند كه این سنگ كاریش نداشته باشد؟ خداوند حكیم است، نظام را به هم نمی ریزد، این حرف ما است. اما نظام این است كه این سنگ وزنش چقدر است؟ حجمش چقدر است؟ فاصله سنگ با پیشانی شما چقدر است، زور دست من چقدر است، این سنگ با این وزن و با این حجم و با این فشار، بخورد به پیشانی، پیشانی می شكند، چون و چرا هم ندارد، منتهی حرف شما این است كه خدا یك كاری بكند این وسط، یا سنگ را پنبه كند، یا پیشانی را چدن كند، اگر این حرف را خواسته باشیم بزنیم، معنایش این است كه دائماً خداوند نظام را بهم بریزد، مثل آنكه ما پیاز می كاریم، حالا خدا كه می داند امسال پیاز فراوان است، خودش این پیاز را سیب زمینی كند. ما می رویم تبریز، خدا ما را بگذارد مشهد. معنایش این است كه هركس هركاری می خواهد بكند، خداوند بخاطر رفع اشتباه ها، دائما نظام را زیر و رو كند، اصلا باید نظام به هم بریزد، باید نظام بهم بریزد. یعنی وقتی انسان میوه می كارد، نمی داند این درخت، چه به عمل می اید، من از این طرف می روم نمی دانم به چه می رسم، چون خداوند حكیم است گفته این چاقو این اثر را دارد، این برق این خاصیت را دارد، این حركت این آثار را دارد.
برنامه درسهایی از قرآن سال 58 . ج1، ص: 2
2- هستی، دارای نظام حكیمانه است
یعنی خداوند هرچیزی را با آثاری آفریده، اگر خدا خواسته باشد آثار را بگیرد، نظام هستی به هم می ریزد. وگرنه خوب بچه می رود پشت بام می افتد پایین، شما بگو خدایا تو می توانستی یك لحظه جاذبه زمین را بگیری، خوب در هر لحظه هر گوشه هر چیز دارد می افتد پایین، باید همان منطقه خدا جاذبه زمین را بگیرد، آنوقت زمین بی جاذبه، نظامش به هم می خورد. چون جاذبه زمین است كه زمین را نگه داشته، یعنی قوای جاذبه و گریز از مركز و یك قواعدی حاكم بر این هستی است، خداوند توسط آن قواعد نظام هستی را نگه داشته است. آمپول را می زنی، خوب من چشمم ندید، زدم تو استخوان، خود خداوند سرِ آمپول را بگیرد بكند توی رگ، معنایش این است كه هركس هرجا می خواهد آمپول بزند، خود خدا هی آمپول ها را جابه جا كند. یك كسی در امتحان جغرافی غلط جواب داده بود، پرسیده بودند مثلا كوه هیمالیا كجاست؟ گفته بود نیشابور، گفته بودند دریاچه ارومیه كجاست؟ گفته بود جیرفت، غلط جواب داده بود، بعد می گفت خدایا من غلط جواب دادم، تو دریاچه ارومیه را بگذار جیرفت، كوه هیمالیا را هم بگذار نیشابور. اگر خواسته باشیم بگوییم خدا درستش كند معنایش این است كه همه مردم دائماً در حال خلاف باشند، خداوند هم خلاف مردم، نظام را زیر و رو كند.
یك حوادثی پیش می اید، حالا كه پیش آمد ما چاره ای نداریم جز اینكه تا آنجایی كه می توانیم صبر كنیم، تا آنجایی كه می توانیم تلاش كنیم، صبر و تلاش، ولی نمی توانیم به خداوند بگوییم.
پس توقع نداشته باشیم خلافهای ما را و خلافهای هر خلافكاری را، چه باسواد، چه بی سواد، عمدی یا اشتباهی، توقع نداشته باشیم خلافهای ما را خدا جبران كند، یعنی در امتحان جغرافی هر بچه ای هر كوهی را می خواهد هرجا بنویسد، خدا هم دائما طبق امتحان بچه ها كوه ها را جابه جا كند، این توقع را نداشته باشیم، یك راهی را خدا قرار داده، گفته این زمین با این فاصله با این حركت با این خصوصیات، این حركت داشته باشد با این خصوصیات، به ما گفته برویم قوانین را كشف كنیم، طبق آن قوانین حركت كنیم. ما اگر طبق قوانین حركت نكردیم نباید توقع داشته باشیم كه قوانین هستی به نفع ما عوض شود.
پس ما در باید بدانیم خدا حكیم است، نظام را به هم نمی زند، این اصل اول.
3- صبر و مقاومت در برابر مشكلات
اصل دوم، بدانیم كه هرچه صبر كنیم یك چیزی دریافت می كنیم در مقابل سختی ها، مثل كارگر، اگر بداند دو ساعت اضافه كار كند، پول بیشتری می گیرد. الآن بسیاری از افراد اضافه كار می كنند بخاطر سودِ بیشتر، یا شب كاری می كنند بخاطر درآمد بیشتر، به همان دلیلی كه اضافه كار و شب كاری سود بیشتری دارد، سختی های دیگر هم سودِ بیشتری دارد. قرآن می فرماید «فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِینَ عَلَی الْقَاعِدِینَ» (نساء/95)آن كسی كه اهل جهاد است خدا فضیلتش داده به آن كسی كه نشسته توی خانه. باید بدانیم كه به هر حال یك سختی هایی دارد. كارمندهای دولت وقتی یك جایی مأمور می شوند كه بدی آب و هوا هست، درآمدشان بیشتر می شود، اگر خارج از مركز رفتند، درآمدشان بیشتر می شود، اگر
برنامه درسهایی از قرآن سال 58 . ج1، ص: 3
جاده خاكی بود، جاده بد بود، سفر سخت بود، هرچه مشكلات بیشتر باشد، دولت، جبران می كند به یك نحوی. ما باید بدانیم كه اگر مشكلی هست، اگر صبر كنیم خدا جبران میكند به یك نحوی.
روایت داریم: «الْإِیمَانُ أَرْبَعَه یُ أَرْكَانٍ الرِّضَا بِقَضَاءِ اللَّهِ وَ التَّوَكُّلُ عَلَی اللَّهِ وَ تَفْوِیضُ الْأَمْرِ إِلَی اللَّهِ وَ التَّسْلِیمُ لِأَمْرِ اللَّهِ» (كافی/ج /2ص 56) «الْإِیمَانُ أَرْبَعَه یُ أَرْكَانٍ» ایمان چهار تا پایه دارد، «الرِّضَا بِقَضَاءِ اللَّهِ» راضی باشیم به رضای خدا، حالا فكر نكن كه اگر معلول سالم باشد دیگر از همه چیز راضی است، مثلا بنده معلول نیستم می گویم چرا مثلا من نماینده مجلس نشدم، چرا خبرگان نشدم، چرا رئیس جمهور نشدم، چرا. . . حالا ایران باشیم می گوییم چرا فلان كشور نباشم، فلان شهر باشیم می گوییم چرا پایتخت نیستم، پایتخت باشیم چرا شمال شهر نیستیم، شمال شهر باشیم، چرا خانه مان بزرگتر نیست، خانه ات بزرگتر شد چرا توی ترافیك ماندم، یعنی فكر نكنید افرادی كه معلول نیستند مشكل ندارند، آنها هم مشكل دارند. شما بررسی كنید آمار طلاق در خانه های پولدار كمتر از فقیر نیست، یعنی خانه های فقیر یك نوع دعوا دارند، خانه های پولدار یك نوع، او می گوید چرا شاه عبدالعظیم نرفتیم، او می گوید چرا اتریش نرفتیم. هر دو دعوا دارند. او می گوید چرا لبو نخوردیم، او می گوید چرا پیتزا نخوردیم. دعوا دعواست، بنابراین اینطور نیست، ما اگر خواسته باشیم زندگیمان شیرین شود باید. . . یك آقای خوش سلیقه ای رفت توی یك مسجدی، مسجد شلوغ شد، جمعیت، جمعیت، جمعیت، بعد می خواستند مسجد را بزرگ كنند، خانه های بغل را هم بزرگ كنند، یك كسی گفت من یك طرح می دهم، گفت چی؟ گفت گیر شما این است كه آخوند خوب آورده اید، مسجد پر شده، حالا می خواهید توسعه بدهید خانه های بغل شلوغ است، شما این آخوند را عوض كنید یك آخوند بی سلیقه بیاورید، خود مسجد خلوت می شود نیازی به خرید خانه ندارید.
خوب، به هر حال راضی بودن از خدا مربوط به معلولین نیست، سالم و معلول، بچه و بزرگ، پولدار و فقیر، باید راضی باشیم. بازاری نشسته، مشتری می اید از او می خرد، یك وقت می بینی ده تا مشتری به مغازه بغل مراجعه می كنند، یك نفر سراغ این مغازه دار نمی اید، خوب این نق می زند، چرا برای من نمی اید؟ آقا نق نزن، این امتحان است، امروز برای او می اید، ممكن است فردا برای تو بیاید، امروز او بهارش است، فردا پاییزش می شود بعد بهار تو شروع می شود، پاییز او می شود، بده و بستان است، حالا.
4- رضایت به قضای الهی
معلولین بدانند، «الْإِیمَانُ أَرْبَعَه یُ أَرْكَانٍ» یعنی پایه های ایمان چهار تاست. یك، «الرِّضَا بِقَضَاءِ اللَّهِ» راضی شوید به قضای خدا. خدا بچه هایت را دختر داده، الحمدلله، پسر می خواهی؟ هرچه خدا می خواهد، آخر تو همه بچه هایت دختر است! هرچه خدا صلاح دانسته، راضی هستم. می خواهی جایت عوض شود؟ همین كه خدا هست راضی است. آدم اگر راضی شود آرام است، چه سالم، چه مریض.
دوم، «التَّوَكُّلُ عَلَی اللَّهِ» ، توكل علی الله، سه، «تَفْوِیضُ الْأَمْرِ» یعنی كار را به خدا واگذار كنیم، «تَفْوِیضُ الْأَمْرِ إِلَی اللَّهِ» به خدا نگوییم چه كن، می خواهد ازدواج كند، بگوید خدایا می خواهم ازدواج كنم، برای من خیر مقدر كن، نه، حتما
برنامه درسهایی از قرآن سال 58 . ج1، ص: 4
می خواهم با این مورد ازدواج كنم، راضی باشید به رضای خدا، توكل كنید بر خدا، كار را بر خدا واگذار كنید. از خدا خیر بخواهید. می خواهید بروید مكه، بگو خدایا حج قسمتم كن، نگو خدایا پول به من بده كه بروم مكه، چون ممكن است خدا پول به تو بدهد ولی مكه نروی. ولذا در دعا داریم «اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی حَجَّ بَیْتِكَ الْحَرَامِ» (بحارالانوار/ج /94ص 374)در دعا نداریم «مالا للحجه» پول به من بده كه بروم مكه، خدایا اگر بچه هایم همه دكتر می شدند، دانشگاه قبول می شدند، من سر پیری چهار تا پسر دكتر داشتم چقدر خوب می شد. من سراغ دارم زنی كه چهار تا پسر دكتر دارد و در خیابان به ماشین خورد، خونریزی مغزی كرد، مُرد، گذاشتند در سردخانه، بچه ها هم هركدام خیال كرد رفته خانه این داداش، آن خیال كرد رفته خانه آن داداش، بعد از چند روز فهمیدند مادرشان در سردخانه است، یعنی با چهار تا پسر دكتر هیچ كس نفهمید كه این مرده و آدم هم داشتیم كه اصلا اولاد نداشته، هر روز صبح نان داغ می خورد، پنج ماه پنج ماه یك قرص هم نمی خورد.
چهارم، «وَ التَّسْلِیمُ لِأَمْرِ اللَّهِ» . یك دعا می كنم شما آمین بگویید. خدایا تو را به حق محمد و آل محمد به همه گرفتاران ما، رضایت به مقدرات، توكل بر خودت، واگذاردن امور به خودت، تسلیم به رضای خود مرحمت بفرما.
اگر تسلیم نباشیم می سوزیم. چاره چی است؟ یك كسی افتاد توی چاه گفتند صبر كن برویم طناب بیاوریم، گفت حالا صبر نكنم چه كار كنم؟ صبر نكنم چه كنم؟ این قدش بلند است آن كوتاه، حالا دو لیتر هم گریه كند نه آن بلند كوتاه می شود نه كوتاه بلند می شود، بهتر این است كه اگر خواسته باشد خوش باشد، یك حدیث داریم اگر می خواهی خوش باشی به همین كه هستی راضی باش. می خواهی خوش باشی روی همین گونی هم كه نشستی روی موكت خوش هستی، بخواهی نق بزنی روی قالی ابریشمی هم بنشینید به هم نق می زنید.
5- صبر بر مصیبت و شكر بر نعمت
خوب «الصَّبْرُ وَ الرِّضَا عَنِ اللَّهِ رَأْسُ طَاعَه یِ اللَّهِ» (كافی/ج /2ص 60)بهترین اطاعت همین صبر است. جانبازان و معلولین دائما در حال عبادت هستند اگر از خدا راضی باشند. خداوند می فرماید: «عَبْدِیَ الْمُؤْمِنَ لَا أَصْرِفُهُ فِی شَیْ ءٍ إِلَّا جَعَلْتُهُ خَیْراً لَهُ فَلْیَرْضَ بِقَضَائِی وَ لْیَصْبِرْ عَلَی بَلَائِی وَ لْیَشْكُرْ نَعْمَائِی» (كافی/ج /2ص 61)می گوید بنده من، روایت قدسی است، می گوید بنده من، چیزی را كه برایت پیش آوردم خیرت در آن بوده، آدم نمی داند خیرش در چی است، من یك وقتی نمی دانم ماجرای خودم را گفتم یا نگفتم. من می خواستم بروم دبیرستان دكتر، مهندس شوم، مرحوم ابوی ام، خدا رحمت كند همه اموات را، می خواست من طلبه شوم، جنگ و دعوا داشتیم، بالاخره ما رفتیم دبیرستان، با بچه های دبیرستان دعوایم شد، یك كتك مفصلی خوردم، بعد گفتم دیگر نمی خواهم بروم دبیرستان، می خواهم بروم طلبه شوم. حالا آن كتك چقدر خوب بود. مثنوی است ظاهرا یك ماجرایی را به شعر درآورده كه كسی زیر درختی خوابیده بود، دهانش باز بود در خواب، یك مارمولك ریزی رفت توی دهانش، یك كسی صحنه را دید، دید اگر الآن مارمولك در معده بتركد ممكن است این را، تا رسید یك چوب زد به این، از خواب بیدارش كرد گفت باید از این زردآلوها بخوری، زردآلوها بعضی ها هم ترشیده بود، دو سه تایش را خورد گفت باید بدوی، زردآلوی ترشیده را خورد و با چوب این را دواند و حالش به
برنامه درسهایی از قرآن سال 58 . ج1، ص: 5
هم خورد، آنچه خورده بود برگرداند و مارمولك هم برگشت و گفت معذرت می خواهم، من اگر این كار را نمی كردم تو جانت در خطر بود. گاهی وقت ها یك صحنه ای پیش می اید انسان از یك چیزی محروم می شود، بعد هم معلوم می شود كه شاید هم خیرش در این بود، شاید هم خیرش در این بود. در قرآن داریم كه حضرت خضر كشتی را سوراخ كرد، موسی گفت چرا كشتی را سوراخ می كنی؟ گفت بعد می گویم. آخرش گفت خوب كشتی سوراخ شود همه غرق می شویم. گفت یك دقیقه صبر كن، رد كه شدند گفت ببینید، اینجا یك شاه ستمگری بود كشتی ها سالم را می گرفت، وقتی این كشتی عیب داشت از خیرش گذشت، ما این سوراخ را جبران می كنیم اما اجازه بدهید این كشتی به صاحبش برسد و دست شاه نیفتد. خودِ شما گاهی یك طلا داری می خواهی از خانه بروی بیرون، این طلا را در گونی زغال می گذاری، در متكا می گذاری، می گویی طلا كه جایش درمتكا نیست، می گویی ببین، اگر خواسته باشم طلا حفظ بماند باید در متكا باشد، اگر در صندوق طلا باشد دزد می اید می برد. یعنی خودِ شما گاهی یك چیزهایی را جابه جا می كنی برای حفظش، من نمی دانم صلاح ما چی است.
خوب، چند تا توجه، یك، توجه به پاداشهای الهی كه خداوند اجر می دهد، خانواده جانباز، خانواده شهید، خانواده ای كه مصیبت زده هست، افرادی كه گرفتار زلزله، سیل، تمام این افرادی كه به یك نحوی گرفتار شدند اگر صبر كنند خدا به آنها صلوات می فرستد، خداوند راجع به صابرین می فرماید: «صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ» (بقره/157)خودِ خدا می گوید من به تو صلوات می فرستم بخاطر اینكه تو در مقابل امتحان صبر كردی.
6- مقایسه مشكلات خود با دیگران
توجه به غم های بزرگ، گاهی وقت ها انسان دو تا انگشت ندارد، غصه می خورد، اگر نگاه كند كه این یكی اصلش دست ندارد، می بیند اوه، بعد می گوید او اصلا دست و پا ندارد، می گوید اوه، یعنی نگاه به غصه های بزرگ كنیم غصه های خودمان یادمان می رود. شما نمره ده گرفتی گریه می كنی؟ او نمره هشت گرفته، او نمره چهار گرفته، یعنی یكی از راهها این است كه انسان دیگران را هم ببیند، توجه به غمهای بزرگتر. اگر در تن مشكل دارم، عوضش در فكر و عقل و عشق مشكلی ندارم. ممكن است چشم من نبیند اما فكرم كار می كند، بهتر این است كه چشمم باز باشد یا فكرم كار نكند، یك دعا داریم «ربنا لا تجعل مصیبتنا فی دیننا» این آقا زندگیش كم رنگ است اما لقمه حرام در شكمش نیست. آن آقا زندگیش مرفه است، خودش یك ماشین دارد، بچه اش یك ماشین دارد، نمی دانم همه شان تلفن همراه دارند، اما در شكمشان لقمه حرام است؟ می دانی چقدر سهم فقرا در مال ایشان است نمی دهد؟ نه خمس می دهد نه زكات می دهد، بله، در خانه تنگ شما چقدر افطاری دادی، چقدر آدم های گرسنه آمده اند سیر شده اند؟ می دانی در آن خانه چند هزار متری با داشتن استخر سال می اید و می رود ده تا گرسنه سیر نمی شوند؟ یك مقداری اینها را باید مقایسه كنیم. یك مقدار مقایسه كنیم. در قیامت جبران می شود باید توجه داشته باشیم.
در دنیا گاهی لطمه ای سبب برطرف شدن یك دری می شود. یك كسی یك دختری داشت، این غش می كرد، مرض صرع داشت و می افتاد و غش می كرد و چند جاهم رفت دكتر و خسته شد و آورد مشهد، به دختر گفت برو ضریح را
برنامه درسهایی از قرآن سال 58 . ج1، ص: 6
ببوس، به امام رضا توسل پیدا كن، من دیگر خسته شدم از دست تو، این دختر هم خیلی ناراحت شد كه حالا دیگر پدرش هم بریده و خسته شده، رفت به امام رضا گفت یا امام رضا پدرم هم برید، تو من را شفا بده، حرم امام رضا یك چهارپایه هایی می گذارند گلدان عوض می كنند، چهارگوشه ضریح گلدان است، این خادمی كه رفت گلدان را عوض كند، گلدان از دستش افتاد، خورد توی سر این دختر، از زیرِ چادر خون ریخت بیرون، این آقا هم كه گلدان را انداخته بود گفت خیلی خوب كار ما درآمد دیگر، فردا می آیند. . . رفت نشست توی دفتر كه بیایند بگیرندش، خوب پدرش شكایت كند كه دختر من را كشتی، بعد از چند روز دیدند خبری نشد، بعد دیدند یك پتو آورده و جعبه شیرینی آورده، می گوید من پدر آن دختر هستم، از وقتی این گلدان خورد، یك رگی اینجا پاره شد مقداری خون آمد، دختر ما خوب شد. آدم نمی داند این مصیبت پشتش چی است، شما می گویی لیمو ترش است، دور می اندازی ولی مادر می گوید دخترجان دور نیندازد، در این لیموترش شربت لیموناد است. گاهی لطمه ها یك دری برای آدم باز می شود.
7- نقش مشكلات در بیداری جامعه
گاهی لطمه وجدان عمومی را بیدار می كند، یعنی یك حادثه برای یك جایی، منطقه ای، خانواده ای رخ می دهد، تمام دلها به هم مهربان می شود، این زلزله بم خیلی دلخراش بود، خیلی دلخراش بود، خدا انشاءالله به بمی ها صبر بدهد، اجر بدهد، رحمت كند همه آنهایی كه از دست ما رفته اند، ولی همین زلزله بم با همه تلخی هایش همه ایران را بیدار كرد، مسجد و محله و مسلمان و غیر مسلمان و یعنی همه با هم، یعنی گاهی وقت ها یك حادثه ای به یك كسی لطمه می خورد اما همه. . . مثلا یك بچه ای می افتد توی حوض غرق می شود، خوب یك مصیبتی برای یك خانواده است، تمام مردم آن منطقه روی حوض هایشان نرده می گذارند، یعنی یك خطر بیدارباش است برای دیگران.
این حادثه ها علم را رشد می دهد، یعنی وقتی یك حادثه تلخی پیش می اید دانشمندان می نشینند فرمول نجات را پیدا می كنند، اگر زلزله است ضد زلزله چه كنیم، پدافندش را چه كنیم، اگر حمله هوایی شود چه كنیم، اگر حمله دریایی شود چه كنیم یعنی تلخی ها متفكرین را وادار می كند كه راه نجات پیدا كنند و این فكر متفكرین علم را گسترش می دهد، رشد علمی در آن است. پس بنویسم اینها را، یك، لطف خدا، دو، رشد علمی، سه، دری دیگر باز می شود، چهار، بیدار شدن وجدان جامعه، پنج، عفو الهی، داریم بچه كه مریض می شود گریه می كند، مادر كه شب تا صبح نمی خوابد بخاطر مریضی بچه اش بخاطر اینكه امشب مادر نخوابید، خدا گناهان مادر را می بخشد. اصلا داریم هر دفعه زن می زاید، تمام گناهانش پاك می شود، یعنی دردِ زایمان در مقابلش عفو الهی است. گاهی وقت ها این شكست ها و ضربه ها خودِ آدم را عوض می كند. آدم مغروری است، رأی نمی آورد در انتخابات، بادش خالی می شود. می گوید من را می بینی، همه مردم با من هستند، بعد نگاه می كند می بیند هیچ كس با او نیست. یعنی همین شكست ها باعث می شود كه آدم متوجه شود كه. . . یك خورده غرور. . . ما یك وقتی در هواپیما سوار شدیم، این مهماندار گفت كه تا چند لحظه دیگر هواپیما در فرودگاه می نشیند، گفتم بگو انشاءالله، گفت انشاءالله نمی خواهد، كامپیوتر نشان داد، یعنی نگاهش به كامپیوتر خورد از خدا غافل شد. البته رفت گفت و الآن مصوبه شده كه انشاءالله می گویند دیگر. یوسف لبِ چاه خندید، برادران گفتند چرا
برنامه درسهایی از قرآن سال 58 . ج1، ص: 7
می خندی؟ گفت من با داشتن شما یازده برادر مغرور شدم، گفتم با داشتن یازده تا برادر كسی جرأت نخواهد كرد بگوید كه بالای چشمت ابرو است، بعد می بینم به همان كه دل خوش كردم، همان ها مرا در چاه می اندازند. یعنی گاهی شكست ها باعث می شود كه خودِ انسان خودش را بشناسد، گاهی آدم خودش را هم نمی شناسد. مثلا یك وقت می بینی یك كسی فكر می كند خیلی آدم مهمی است، یك امتحانی پیش می اید می گوید اه، تو این بودی؟ آدم خودش را می شناسد، این حوادث تلخ، چه حوادث اقتصادی، چه حوادث سیاسی، این جوهر انسان كشف می شود. حدیث هم داریم در حوادث تلخ و شیرین گوهر شما كشف می شود. بنده آقای قرائتی بودم، چون تا حالا توی تلویزیون بودم فكر می كنند مردم كه من آدم خوبی هستم، بگذار یك تلفن بشود آقا برنامه های شما از صدا و سیما قطع شد، خیلی خوب، بگذار پُستم و مقامم را بگیرند، بعد ببینم من انقلابی هستم یا ضد انقلاب، اصلا ممكن است ضد انقلابی باشم اینجا نشسته ام. الآن در سرازیری هستم فكر می كنید آدم خوبی هستم، در سرازیری هر بُشكه ای ب. ام. و است. در سربالایی است كه آدم می فهمد كدام ماشین سالم است كدام ماشین خراب است. این تلخی ها جوهر انسان را نشان می دهد كه این انسان چقدر صادق است.
وظیفه دولت چی است؟ من امروز سه چهار ورق دستم آمده بود از مصوبه ظاهراً مجلس بود كه ساختمان ها چه كنند، شهرداری چه كند، دولت چه كند، مصوبه خوبی بود. ماده های زیادی را برای حمایت از معلولین زده بود ولی خوب حالا هنوز هم كار تمام نشده، یك متخصص چشمی هست از غرب آمده، تخصصش هم خیلی بالاست، یك كارتن نوار انجیل برای ما آورد، انجیل كتاب مسیحی ها، گفت مسیحی ها برای نابیناها، نابیناهایی كه مسیحی هستند و نمی توانند بخوانند، نوار انجیل پر كرده اند كه با نوار بتواند گوش بدهد، حالا ما نوار تفسیر قرآن برای نابیناها داریم؟ نه نداریم. چقدر شعر ضبط كرده ایم؟ شعرهای خوب، یعنی كار شده ولی خیلی زمینه كار هم هست.
8- اصلاح نگاه مردم به معلولان
وظیفه مردم. مردم باید بدانند كه انسانیت به جسم نیست. گاهی وقت ها همین آقایی كه پا ندارد راه هایی را رفته كه تو پا دار نرفته ای. من یك فیلمی از نمازجمعه دیدم كه برف می آمد، اما یك كسی با یك پا و یك عصا می دوید تا به نماز جمعه برسد، خیلی نگاهش كردم گفتم عجب، این در برف با یك پا خودش را به نماز رساند، و آدمهایی هستند دو تا پا دارند سال می اید و می رود نماز جمعه نمی آیند. خیلی آدم های بی پا راههای را طی كردند، خیلی از این عزیزانی كه اینجا نشسته اند تحصیلات عالیه دارند. ما در اصحاب پیغمبرمان، در اصحاب ائمه مان كسانی بودند كه عضوی نداشتند، اما رشد داشتند. خود بلال شین نمی توانست بگوید، عوض «اشهد ان لا اله الا الله» می گفت اسهد ان لا اله الا الله، اما هركاری كردند پیغمبر فرمود نه این باید سخنگوی حكومت این باشد، گفتند زبان ندارد، گفت من بی زبانی اش را قبول دارم. انسانیت تنها به جسم نیست، وگرنه اگر به جسم باشد خداوند می گوید اگر هیكلی است «لَخَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ أَكْبَرُ مِنْ خَلْقِ النَّاسِ» (غافر/57)آسمان از تو بزرگتر است. «أَأَنْتُمْ أَشَدُّ خَلْقًاام السَّمَاءُ» (نازعات/27)تو بزرگتری یا آسمان؟ كیلویی كه نیست.
برنامه درسهایی از قرآن سال 58 . ج1، ص: 8
هر انسانی در هر شرایطی می تواند بهترین انسانها باشد و مردم هم بدانند این معلولیت در كمین شما هم هست.
9- تكریم معلولان، نه ترحم بر آنان
یك وقت خدای نكرده معلولی را تحقیر نكنید، ممكن است فردا خود شما هم این حادثه برایت رخ بدهد. احترام بگذارید. تلخی معلولیت را باید با محبت، نه محبت ترحمی، محبت تكریمی، آخر گاهی وقت ها آدم رحم می كند به یك كسی، خوب این ممكن است خود طرفی كه مورد ترحم است ناراحت شود بگوید چرا به من رحم می كند، رحم نه، كرامت. قرآن می گوید این اجر تو است، «أَجْرٍ كَرِیمٍ» (یس/11)آخر خدا به من می گوید اجر، آخر من چه كرده ام كه اجر، می گوید نه، اگر همین طور بگوید مفت به تو می دهم ممكن است انسان نسبت به خدا بگوید كه حالا مورد ترحم قرار گرفتم؟ خدا هم یك چیزی می دهد می گوید این اجرت است، در قرآن كلمه «أَجْرٍ» آمده، یعنی این مزد خودت است، یعنی خدا هم یك چیزی كه به ما می دهد با اینكه از فضل او است، حالا ما نماز شب خواندیم، آبش از خداست، جانش از خداست، معرفتش از خداست، ایمانش از خداست، از خواب بیدار شدنش، همه اش از خداست، باز هم نمی گوید اینها از من است، باز می گوید می خواهم مزدت را بدهم، اینكه می گوید مزد. یكی از علما می خواست كمك كند به یك بقال ضعیفی میوه فروشی، می رفت برگ های زرد كاهو را می خرید می گفت بالاخره این برگ زردها به درد مرغ می خورد، آنوقت پول حسابی هم می داد، می گفت من می خواهم كمكش كنم، اگر مستقیم كمكش كنم این ناراحت می شود، من به اسم خریدن برگ كاهو برای مرغ ها كمكش می كنم ولذا حدیث هم داریم كه زكات می دهید به كسی، نگویید زكات است، ممكن است ناراحت شود، بگو هدیه است، یعنی افرادی هستند كه به آنها برمی خورد ترحم، تكریم، كرامت، نه ترحم فقط. و این هم وظیفه مردم است كه بدانند ممكن است یك زمانی آنها هم معلول شوند و افرادی هم كه زمینه های معلولیت دارند، باید این را دیگر جلویش را بگیرند. واقعا این كارهای ایمنی را باید به شدت حمایت كنند از آن. این جوان گل كرده جوانی اش، سرِ موتورش را بلند می كند بعد می افتد معلول می شود، روی دست جمهوری اسلامی، روی دست پدر و مادرش می ماند، برای اینكه یك لحظه خواسته به هوسش برسد. این جاهایی كه ما معلولیتمان بر اساس هوس هاست، خوشش آمده این كار را بكند، برایش سوت زدند، برایش كف زدند، این روی غرور سوت و كف برداشته خودش را به خطر انداخته. اینها را باید با قدرت با آن برخورد شود.
به هر حال؛ گاهی در شركت ها، مؤسسه ها، مدرسه ها، اینها ممكن است كامیابی های جسمی باشد ولی به قیمت حذف دین. اشاره می كنند وقت تمام شد.
«بِاِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَانِ الرَّحِیمِ» ، خلاصه بحث ما، روز معلولین را گرامی می داریم، نسبت به تقصیر و قصورها باید عذرخواهی كنیم، عزیزان، از نظر جسم اگر مشكلی دارند از نظر فكر در سطح بالا هستند، پهلوی خدا آبرو دارند، هر یك از اینها می توانند بهترین آدم ها باشند، اگر صبر كنند خدا دائما بر آنها صلوات می فرستد و باید بدانیم این سختی لطف خدا را دنبال دارد، رشد علمی را دنبال دارد، گاهی این سختی باعث می شود درِ دیگری باز می شود، گاهی وجدان جامعه بیدار می شود، عفو الهی را به دنبال دارد، و اگر ایمان ما خواسته باشد كامل شود این چهار اصل ایمان است.
برنامه درسهایی از قرآن سال 58 . ج1، ص: 9
خدایا تو را به حق محمد و آل محمد همه عزیزان ما را شفا مرحمت بفرما. صبر جمیل و اجر جزیل به خودشان و بستگانشان و پدر و مادرشان مرحمت بفرما. اینهایی كه حامی مستضعفین هستند، مثل بهزیستی، مثل بنیاد شهید، مثل بنیاد جانبازان، مثل كمیته امداد، اینهایی كه از طبقه مشكل دار حمایت می كنند، همه امدادهای غیبی را نثارشان بفرما. تقصیر و قصور ما را ببخش و بیامرز. رهبر ما، دولت ما، امت ما، ناموس ما، انقلاب ما، مرز ما، آبروی ما، هرچه به ما دادی در پناه امام زمان حفظ بفرما.
سالروز تولد آقا امام رضا (ع) را هم تبریك می گوییم.
«والسلام علیكم و رحمه ی الله و بركاته»
کليه حقوق برای مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن محفوظ است