امام سجاد (ع) ، خطبه در مسجد شام

بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
بینندگان عزیز بحث را در آستانه اربعین می بینند. اربعین زیارت امام حسین (ع) مستحب است علامت شیعه چند تاست و یكی اش هم زیارت اربعین است البته شاید هم این معنایش این است كه آنجا شیعیان همدیگر را ببینند قرارهایشان را با هم بگذارند برنامه هایشان را آنجا با هم داشته باشند مرقد امام حسین (ع) یك خانه ای باشد برای شیعه یابی برای گزینش همفكر كه شیعه ها از همه كره ی زمین آنجا همدیگر را ببینند هر برنامه ای می خواهند آنجا داشته باشند به هر حال ما هم علاقمند به اهل بیت هستیم خوب است یك سلامی هم بكنیم.
موضوع بحث من امشب راجع به خطبه ای است كه امام زین العابدین (ع) در شام، خیلی خطبه ی مهمی است چند جمله اش را می خواهم معنا كنم.
1- دوری از تملّق و ستایش بی جا
روایت شده است كه «أَنَّ یَزِیدَ لَعَنَهُ «السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْكَ وَ رَحْمَه یُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ»
اللَّهُ أَمَرَ بِمِنْبَرٍ وَ خَطِیب» به خطیبی گفت برو بالای منبر «لِیُخْبِرَ النَّاسَ» (بحارالانوار/ج /45ص 137)به مردم خبر بده كه چی شده است ما پیروز شدیم امام حسین (ع) را كشتیم باد به پرچم ما می خورد تو هم از آخوندهایی هستی خطیب هستی این پول را بگیر و تملق بگو، یك حدیث داریم «احْثُوا فِی وُجُوهِ الْمَدَّاحِینَ التُّرَابَ» (فقیه/ج /4ص 11)یعنی اگر كسی بیخودی ستایش می كند و تملق می گوید خاك بریزید توی دهانش یعنی نگذارید كسی تملق بگوید به یكی گفتند چرا جلسه های فاتحه منبر نمی روی گفت بعضی فاتحه ها آدمهایی كه مرده اند آدمهای خوبی نیست حرفی نیست كه آدم برود بالای منبر از آنها تعریف هم بكند ولی بعضی ها هستند كه مثلاً آدم بدی هستند ولی جلسه شان را گذاشته اند توی مسجد و توقع هم دارند كه منبری این آدم بدی كه مرده است به اندازه سلمان و ابوذر از او تعریف كند و حدیث هم داریم كه خاك بریزید توی دهان كسی كه نابجا تعریف می كند. ستایش بی جا، مراد از مداحین مداحان امام حسین (ع) نیستند مداحان امام حسین (ع) ستایش آنها به حق است مداحان نابجا و این. . . چون بعضی ها براساس پول تعریف می كنند یك كسی می گفت: ما هم «ثار الله» داریم هم «سور الله» «ثار الله» یعنی آنهایی كه عاشق خط خدا هستند «سور الله» یعنی كجا سور می دهند؟ كجا پلو است كجا شله زرد است كجا حلیم است یكی از این سور اللهی ها كه دنبال سور می رفت می گفت من دعا كه می كنم نگاه می كنم كه سفره
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 2
چی است اگر سفره ساده بود می گوییم خدا رحمت كند خوب این بس است سفره بیش از این نمی خواهد اگر دیدیم كه سفره مرغ و ماهی و چیزی داشت دستها بالا یا الله یا الله یا الله اما اگر دیدیم كه رسید به جوجه كباب و ماهی و اینها می گفت یكی از ابروهایم می افتد شمال شرقی یكی جنوب غربی یا حمیدا بحق محمد یا عالی به حق علی می گفت وزن دعاهای من بر وزن سفره است سفره كم رنگ دعا كم رنگ سفره متوسط دعا متوسط سفره پررنگ دعای پررنگ اینها خیلی بد است كه آدم به بچه ها بگوید علیك السلام به مردها بگوید سلام علیكم به پولدارها بگوید سلام علیكم و رحمه الله حال شما چطور است بچه و بزرگ باید جواب سلامش یك جور باشد یك چیزی بگویم از امام رضا (ع) فرمود اگر به پولدار سلام گرم كنی به فقیر سلام سر كنی خدا بر ما غضب كرده است باید پاسخ بین فقیر و غنی یك جور باشد یزید گفت كه برو بالای منبر این خطیب هم از آن سور اللهی ها بود شكمو بود كه پول بگیرد و از یزید تعریف كند «فَصَعِدَ الْخَطِیبُ الْمِنْبَر» خطیب رفت روی منبر نشست «أَكْثَرَ الْوَقِیعَه یَ فِی عَلِیٍّ وَ الْحُسَیْن» هر چی توانست بد و بیرا گفت به علی و حسین (ع) خدایا تمام كسانی كه به امیرالمؤمنین و اهل بیت پیغمبر ظلم كردند عذابشان را زیاد كن «وَ أَطْنَبَ فِی تَقْرِیظِ مُعَاوِیَه یَ وَ یَزِیدَ لَعَنَهُمَا اللَّهُ» هر چه هم توانست از یزید و معاویه تعریف كند و خوب گفت «فَصَاحَ» این جملاتی كه ما می توانیم حساب كنیم نگاهی به خطبه امام سجاد (ع) حالا شما همین امام سجادی را كه می گویید بیمار است اگر به همه نقاش ها بگویند عكس امام سجاد را بكش عكس یك آدم بیمار را می كشد امام سجاد دو سه روزی بیمار بود وگرنه شجاعت امام سجاد (ع) از ابوالفضل كمتر نیست.
2- كمالات همه امامان یكسان است
نمی دانم ما اینرا باید به كی بگوییم بابا تمام امامان ما شجاعت شان یك جور است تمام امامان ما علم شان یك جور است حلم شان یك جور است این دسته بندی از كجا پیدا شد كه می گوییم الحلم الحسنیه و الشجاعه الحسینیه این دسته بندی را كی كرد توی قرآن نیست توی حدیث هم نیست ما ریش مان را سفید كردیم من الآن چهل و پنج سال است كه آخوند هستم تقریباً هنوز هم مطالعه دارم تمام امامان ما علم و حلم و صبرشان یك جور است اینطور نیست كه حالا ابوالفضل شجاع باشد امام سجاد بیمار باشد حالا ببینیم این بیمار چه كرد؟ حالا چرا یزید رفت روی منبر چون یزید امام حسین (ع) را كشته بود زن و بچه هم اسیر شام را چراغانی كردند اهل بیت هم اسیر و آنرا تاب دادند این هم كه می گویند امام حسین (ع) خارجی است نه یعنی اینكه از كشور خارج است یك اصلی هست می گویند اگر كسی به رئیس حكومت اسلامی خروج كند یعنی علیه حكومت اسلامی بایستد این خارجی است نه یعنی اینكه از خارج آمده
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 3
است یعنی علیه او قیام كرده شاخ و شانه می كشد خارجی است یعنی حكومت یزید حق است و این چند نفر در مقابل یزید قد علم كرده اند خروج كرده اند بر حكومت یزید می خواست كه به هر حال آب پاكی روی دست بریزد گفت برویم مسجد مسجد باعظمتی است اگر خطیبی رفت بالای منبر ما افكار عمومی را گرفته ایم وقتی یزید سخنرانی كرد «فَصَاحَ» یعنی صیحه زد اینطور نیست كه حالا چون اسیرم بابام را كشتند عمه ام اسیر است بچه ها همه. . . هجده تا بچه را به یك طناب بسته بودند حالا من دیگر هیچی نگویم نه، شیر شیر است گرچه توی بیشه است شیر شیر است گرچه توی چاه باشد گنجشك گنجشك است گرچه روی منار باشد.
در شیراز بود یا جایی دیگر باغی بود باغ سرو درختهای سروی داشت یك مجسمه ای را می خواستند توی این باغ بزنند این درختها بزرگ بود این مجسمه كوچك هی پایه هایش را بزرگ زدند كه این مجسمه از كاج ها بزرگتر بشود بالاخره پایه های بسیار بلندی درست كردند وقتی آدم كوچكی را می خواهند به او مسؤولیت بدهند مجبورند دور و بری ها برای او یا پایه بشوند كه آن كوچولو بتواند بالا بایستد یك مشت پایه می شوند كه این. . . پایه بزرگ را ساختند این مجسمه را روی پایه نصب كردند و رفتند بالاخره چند سالی رفت درختها هی بزرگ شدند و این درختها بزرگ نشد آخرش دیدند چه كنیم گفتند حالا كه نمی توانیم مجسمه را بزرگ كنیم بیاییم سروها را اره كنیم گاهی وقتها یك كسی كه كوچك است می بیند كه نمی تواند بزرگ بشود می گوید پس بیایید بزرگها را قلع و قمع كنیم یزید كوچك می خواست بزرگ بشود سروهای اسلام را یكی یكی اره كرد.
فكر می كرد كسی چیزی نیست «فَصَاحَ» صیحه زد این سكوت حرام است گاهی آدم باید نعره بزند من باید تشكر كنم از مراجع تقلیدی كه امسال برای محرم فتوا دادند كه اشعار آبكی شده است خیلی اشعار آبكی شده است چون هیچ هنری نمی خواهد یك ذكری را آدم صد بار بگوید نه تخصص می خواهد و نه هنر می خواهد بحث ها آبكی شده است عكس هایی كه ریشه ای ندارد مطرح می شود یك سری كارها خرافات جزو كار می آید بله، یكوقت انسان شعارهای امام حسین (ع) را روی آهن می كشد و می برد حسین (ع) فرمود «هیهات منا الذله» اینرا آدم روی چدن هم بكشد و روی دوشش بكشد. . . اما یكوقت آدم چیزی را سر دل می كشد كه نه واجب است و نه مستحب آقا من نذر كرده ام نذرت باطل است چیزی كه نه واجب باشد و نه مستحب باشد و نه معقول باشد شما نذر هم بكنی نذر شما ارزش قانونی ندارد مثل اینكه آدم نذر كند با سرش راه برود پاهایش را هوا كند بگوید آقا من قسم خورده ام یا عهد كرده ام كه سینه خیز راه بروم اصلاً نذر تو غلط است باید مواظب باشیم بعضی مراجع برای عزاداریهای امسال. . . آنوقت آدم غصه می خورد عزاداران ما یاران امام حسین (ع) هستند یار امام حسین (ع) یعنی یار امام زمان یار امام زمان نباید كج برود كه دیگر نایب امام زمان كه مراجع تقلید هستند به یار امام زمان كه عزاداران هستند بگوید حواست را جمع كند ما مراجع تقلید را می خواهیم برای انحرافات دیگران دیگر حزب اللهی كه مخلص است و عاشق است عاشق امام زمان و امام حسین (ع) است این نباید توی حرفهایش كلماتی را بگویند كه مراجع قم احساس خطر كنند و بگویند كه مواظب كارهایتان باشد و روی این عسل شیرین مگس خرافات ننشیند حالا انشاءالله حل می شود چیزی نیست.
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 4
3- فریاد امام سجاد در مسجد شام
صیحه زد یعنی گاهی آدم باید صیحه بزند ما در قرآن دو تا «لا تقتلو» داریم یك خانمی گفت: «لا تَقْتُلُوه» (قصص/9)یك «لا تَقْتُلُوا» (یوسف/10)هم یك برادر گفت فرعون لب دریا نشسته بود صندوق را دید گرفت دید توی صندوق یك بچه است خواست او را بكشد خانمش گفت: «لا تَقْتُلُوه» او را نكش برادرهای یوسف هم خوستند یوسف را بكشند یكی از برادرها گفت: «لا تَقْتُلُوا» او را نكشید زن فرعون گفت نكشش برادر یوسف هم گفت او را نكشید دو تا نهی از منكر است كشتن مؤمن كشتن پیغمبر از بزرگترین منكرات است وقتی این منكرات شد موسی زنده ماند موسی كه زنده ماند بعد یك جامعه را از شر فرعون نجات داد این هم یوسف زنده ماند یوسف كه زنده ماند جامعه قحطی را از قحطی این بركت امر به معروف است یك امر به معروف و یك نهی از منكر یك پیغمبر را نجات می دهد گاهی، و آن پیغمبر كه نجات پیدا كرد امتی را نجات می دهد گاهی باید نعره كشید «فَصَاحَ» امام سجاد (ع) صیحه زد گفت كه «وَیْلَكَ» خطیب، خاك بر سرت «اشْتَرَیْتَ مَرْضَاه یَ الْمَخْلُوقِ بِسَخَطِ الْخَالِقِ» تو برای اینكه یزید از تو خوشش بیاید خدا را به غضب در آوردی؟ چی را به چی فروختی؟ برای اینكه دو فلس پول از یزید بگیری داری غضب خدا را. . . من در اینجا یك دسته بندی بكنم مردم چهار دسته هستند:
4- رضایت خالق بر رضایت مخلوق مقدم است
بعضی مردم هم خدا را راضی می كنند و هم مخلوق را، مثل اینهایی كه برای امام حسین (ع) غذا می دهند هم مردم می گویند خدا پدرت را بیامرزد هم خدا از این كار راضی است در آستانه عید می گوید من سه تا بچه دارم فرض می كنم كه چهار تا بچه دارم یك دست لباس هم برای او می خریم من پنج تا دختر دارم فرض می كنم شش تا دختر دارم به دیگران كمك می كند بعضی ها كارشان نه خدا را راضی می كند و نه خلق را حالا در جزئی اش مثل سیگار كشیدن خدا راضی نیست خودش هم به خودش ضرر می زند هوا و پول و ریه اش و زن و بچه اش یا مثلا ضربه می زند مردم آزاری می كند بعضی ها خدا را راضی می كنند ولی مخلوق راضی نیستند می گوید خدا كه راضی است قرآن می گوید اینها آدمهای خوبی هستند «قُلْ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ» (انعام/91)بگو خدا باقی را بریز دور من می آیم پشت تلویزیون باید چیزی بگویم كه خدا راضی باشد من حرف می زنم ممكن است گمركی ناراضی بشود بانكی، كارمند، بازاری، یك چیزی بگویم هم لباسهای خودم بگویند چرا این را گفتی، به هر حال من باید بگویم حق این است ممكن است به انسان بر بخورد ما الآن كشورمان یكی از مشكلاتش این است كه جمهوری اسلامی بعضی جاهایش شده جمهوری رودربایستی اسلامی یك آدم بی عرضه ای یك مسؤولیتی را گرفته رویشان هم نمی شود كه اینرا. . . بسمه تعالی بابا بس است حالا این توی مساجد هم هست هیئت امنای مساجدی در شرایطی هستند كه جوانها را فراری می دهند توی همین تهران شنیدم كه جوانی می گفت خانه ام راست مسجد است نمی روم توی مسجد والله می خواهم نماز بخوانم گفتم چرا؟ گفت از دست اینهایی كه توی مسجد هستند البته معلوم نیست كه راست بگوید ممكن است دروغ بگوید ممكن است
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 5
حق با او نباشد اما ما باید یك كاری بكنیم كه فقط خدا از ما راضی باشد. مردم همیشه راضی نیستند هر كاری بكنی. . . «إیاك نَعبُد» فقط بنده تو «لا یَخافُونَ لَوْمَه یَ لائِم» (مائده/54)آمدند پهلوی پیغمبر و گفتند معلوم نیست كه با پولها چه می كنی «وَمِنْهُمْ مَنْ یَلْمِزُكَ فِی الصَّدَقَاتِ» صدقات را چه می كنی؟ قرآن می فرماید اینكه می گوید «وَمِنْهُمْ مَنْ یَلْمِزُكَ فِی الصَّدَقَاتِ فَإِنْ أُعْطُوا مِنْهَا رَضُوا» (توبه/58)قرآن می فرماید اینكه می گوید با پولها چه می كنی یك خورده پول به خودش بدهی راضی می شود آقا این پولها از كجاست؟ معلوم نیست از كجاست، اگر یك خورده از پولها را به خودش بدهی دیگر هیچی. . . درود بر كسی كه هر چه هم به او پول بدهند از حرف حق اش دست بر ندارد و وای به حال كسی كه ضربان قلبش با پول بالا و پایین می رود پول دادی می گوید خوب پول ندادی. . . یك عده هم خدا را راضی نمی كنند ولی مخلوق را راضی می كنند این چهارمی خطیب یزید بود.
امام سجاد (ع) فریاد زد فریاد لازم است بعضی موقع باید فریاد زد والله من به ایشان گزارش دادم بعضی جاها باید نعره كشید حالا اگر مار وارد مسجد شود كسی نباید بگوید كه بنام خداوند بخشنده مهربان یك عدد مار از سمت جنوبی بسوی حركت به سمت مسجد است بسیار بجاست كه شما یك برنامه ریزی بكنید و در. . . این حرفها چیه؟ مار كه آمد می پرند توی مسجد و می گویند مار. . . گاهی وقتها نمی شود گفت كه من ابلاغ كردم بیخود ابلاغ كردی می گوییم آقا این كار حرام است یا نه؟ می گوید بله، می گوییم پس چرا جلوگیری نمی كنی می گوید من گزارش داده ام خوب غلط كردی گزارش چیه بلند شو شیشه را بشكن گاهی وقتها باید نعره كشید امام سجادی كه بیمار است «فَصَاحَ» یعنی نعره كشید گزارش كردن، حالا دارم تصمیم می گیریم كه به كی بگویم والله من فتوكپی اش را برای فلانی هم فرستادم گاهی فتوكپی را برای پنجاه نفر می فرستند اما آن پنجاه نفر اینكاره نیستند خدا رحمت كند علامه جعفری را فیلسوف یك كسی شكایت كرده بود از یكی از مسؤولین مملكتی بعد نوشته بود رونوشت به كی به كی بعد نوشته بود پانزدهمی علامه جعفری جهت پیگیری بابا علامه جعفری كه پیگیری مسائل اجرایی نیست یكی دیگر نامه نوشته بود رونوشت به عزراییل به جبرئیل آقا جان گاهی كارها را باید انسان خودش انجام بدهد منتظر. . . آمد پهلوی امام گفت آقا قانونی می خواست تصویب شود من مخالفت كردم امام فرمود بیخود! گفت آقا خلاف شرع بود مخالفت كردم دیگر چرا بیخود؟ گفت باید بلند شوی صندلی های مجلس را هوا بیندازی صرف اینكه رأی ندادم كافی نیست گاهی باید صیحه زد آقا آبرویم می ریزد خوب بریزد شما آبرو می خواهی برای اسلام می خواهی خیلی جا آدم باید از آبرویش هم. . . خدا رحمت كند شهید رجایی را گفت خدا به من آبرو داده در راه خدا می خواهم بدهم امام در قبول قطعنامه فرمود خدا آبرویی كه به من داده می خواهم برود اینكه آقا سبك می شوی سبك می شوی یعنی چه؟ اگر خطر دیدید باید نعره بكشید فكر نكنید كه سبك می شوید كسی خواسته باشد سبك بشود سنگین بشود این شرك است شرك یعنی اینكه مثل بت پرستی است خود پرستی هم یك شرك است یعنی برای حفظ خودش با اینكه منكر را می بیند نعره نمی كشد البته آنجاها نعره كی و كجا مواردش هم فرق می كند.
5- برخورد امام سجاد (ع) با منبر یزید
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 6
یك صیحه زد گفت می خواهم یا یزید «أَصْعَدَ هَذِهِ الْأَعْوَاد» می خواهم از این چوبها بروم بالا نگفت منبر چون منبر به شرطی منبر است كه روی آن حرف حق بزنند منبری كه روی آن ستایش یزید را بكنند و بد و بیراه به امام علی (ع) بگویند آن دیگر منبر نیست اسمش چوب است فرمود از این چوبها بروم منبر از این چوبها بروم منبر گفتند روی این چوبها می خواهم حرفهایی بزنم كه «لِلَّهِ فِیهِنَّ رِضاً» خدا راضی باشد «وَ لِهَؤُلَاءِ الْجُلَسَاء» مردم از شنیدن آن ثواب ببرند خدا هم راضی باشد «فَأَبَی یَزِید» یعنی یزید گفت اجازه نیست «فَقَالَ النَّاسُ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ» مردم به یزید گفتند بگذار برود بالای منبر دلش خوش بشود یزید گفت شما اینها را نمی شناسید این برود بالای منبر آبروی ما را می ریزد اگر برود منبر «إِنْ صَعِد لَمْ یَنْزِلْ إِلَّا بِفَضِیحَتِی وَ بِفَضِیحَه یِ» اگر از پله ها بالا برود پایین نمی آید جز اینكه آبروی من را می ریزد «وَ بِفَضِیحَه یِ آلِ أَبِی سُفْیَان» آبروی نسل ما را هم می ریزد مردم گفتند بابا این بیمار است باباش شهید شده است این همه داغ دیده است اسیر است ناه توی بدنش نیست «فَلَمْ یَزَلْ یَقُولُ. . . فَأَمَرَ الْمُؤَذِّنَ فَقَطَعَ عَلَیْهِ الْكَلَامَ» یعنی اینقدر مردم اصرار كردند تا اذن داد این خودش یك درس است یعنی چوب سفت را. . . یك كسی خلاف می كند به او می گویی گوش نمی كند دومی سومی اینقدر به او بگویند تا این. . . یزید گردن كلفت طاغوت را هم می شود با فشار مردم از میدان بیرون كرد مسلمانها اگر غیرت داشته باشند پیش نماز یزید است ولی فشار مردم باعث شد كه یزید دست از حرفش بردارد «فَصَعِدَ الْمِنْبَر» آقا چه سخنرانی ای كرد «أَبْكَی مِنْهَا الْعُیُونَ وَ أَوْجَلَ مِنْهَا الْقُلُوب» دلها لرزید و اشك ها. . . گفت «أَیُّهَا النَّاسُ أُعْطِینَا سِتّا» شش تا كمال داریم كه روی كره زمین كسی به اندازه ما ندارد «وَ فُضِّلْنَا بِسَبْعٍ» هفت تا برتری داریم، «أُعْطِینَا الْعِلْمَ وَ الْحِلْمَ وَ السَّمَاحَه یَ وَ الْفَصَاحَه یَ وَ الشَّجَاعَه یَ وَ الْمَحَبَّه یَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ» ما علمی داریم كه كسی دیگر ندارد یك چیزی برایتان بگویم اهل سنت و اهل شیعه گوش بدهند همه گوش بدهند تمام رهبران كره زمین استادشان معلوم است یعنی معلوم است كه ابوحنیفه كجا درس خوانده است امام شافعی و امام مالكی كجا درس خوانده است احدی روی كره زمین برای امامان شیعه استاد معین نكرده است هیچ كس برای اهل بیت استادی معین نكرده است این افتخار ما است نه افتخار امامان ما است افتخار زینب كبری هم هست امام سجاد به عمه اش گفت: «عَالِمَه یٌ غَیْرُ مُعَلَّمَه یٍ» استاد دانشگاهی هستی كه استاد ندیده است یعنی بدون استاد استاد هستی الله اكبر «وَ الْحِلْمَ» حلم ما زیاد است می گویند اگر خواستی با كسی رفیق شوی سه بار او را عصبانی كن اگر به تو فحش نداد با او رفیق شو چون آدمهای معمولی یكبار دو بار سه بار جوش می آیند یك قرن امامان ما نشستند و از خطبه ها فحش و ناسزا شنیدند حلم دارند. بدترین جسارتها را می كردند امام جواب نمی داد بیانشان خطبه هایشان شجاعت محبت در دل مؤمنین ما اینها را داریم شما اینها را ندارید آمریكا صد و پنجاه هزار نیرو فرستاده آنجا یكمرتبه آیت الله سیستانی بیمار می شود می رود لندن و برمی گردد استقبالی كه مردم از آیت الله سیستانی می كنند یكمرتبه آمریكا دهانش باز می شود اینقدر برنج و روغن و امكانات داد كه بلكه مردم عراق با آمریكا خوش بین شوند نشد برنج اش را خوردند گفتند مرگ بر آمریكا آیت الله سیستانی یك قاشق برنج به عراقی ها نداد ولی دیدند تا
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 7
چند كیلومتری آمدند استقبالش مردم. . . اخیراً من شنیدم بعضی از اروپایی ها و آمریكایی هایی كه آنجا می میرند آنجا بچه هایش هست و اینجا پدر یا مادرش می میرد برای اینكه كسی او را نگه دارد اینرا روزنامه ای نوشته بود شركت گریه، یعنی زنگ می زنند یك مینی بوس آدم بیاید یك اتوبوس آدم بیایند تشیع جنازه آنوقت قرارداد می بندند تشیع جنازه خالی یا سینه هم بزنیم گریه هم بكنیم علمات هم برداریم؟ یك عده می میرند محبوبیت دارند مردم با عشق آنها را بر می دارند یك عده هم هیچكس را ندارند آنوقت این خیلی آبروریزی است شش تا بچه دارد اینطرف و آنطرف دنیا پولدار هستند این مادرش مرده هیچكس نیست آنوقت مینی بوس كرایه می كنند كه آدم بیاید. آیت الله العظمی اراكی را هیچكس از او یك قِران نگرفت یازده نفر در تشیع جنازه اش توی شلوغی اش مردند یك چای به هیچكدام نداد آیت الله العظمی اراكی در عمرش به فاتحه هیچكس نرفت نه تبریك گفت نه تسلیت گفت آدمهایی هم هستند منتظر می مانند كه امروز كی عطسه كرد می نویسد شركت فلان نصب شما را چون عطسه كردید تبریك می گوید مادر بزرگ شما مرحوم شد ما خیلی متاسف هستیم توی روزنامه ها دائم تبریك و تسلیت هی تملق و تملق بعضی هایشان البته بعضی هایشان لازم است اینقدر هر ساعتی بعضی آدمها مثل لنگ هستند خاصیت لنگ این است كه هر ساعتی دور پای كسی است عیب هایش را می پوشاند آدمهایی هستند لنگیسم اند مثل ماركسیسم یعنی خودش شخصیت ندارد هر ساعتی بله قربان گو است و آخرش هم كسی دوستش ندارد.
امام سجاد (ع) فرمود یزید بروی بالا بیایی پایین مهر ما در دلها هست عزاداری كه امسال در ایران شد بی نظیر بوده است و این داغان می كند چون آمریكا یك سال دشمنان ما یكسال اینترنت ماهواره سایت فحش تهمت شایعه فیلم از انواع راهها وارد می شود كه بلكه مردم دست از دین بكشند می بینند اه عاشورا شد مردم هنوز. . . گفت از غصه بمیر «مُوتُوا بِغَیْظِكُمْ» (آل عمران/119)بمیرد به غیض تان حالا چون من مسؤول نماز هستم چه حرفهایی یك جاهایی می زنند مسجدها دیگر جوان نمی رود مسجدها دیگر خلوت شده است بعد ظهر عاشورا می بینی كه تمام اینها ظهر عاشورا توی خیابان نماز خوانده اند حالا دو سه روز می بینی باز شهادت امام حسن امام رضا (ع) باز هم عزاداری نماز ظهر عاشورا مثل سیلی است كه می آید آنها یك سال ته سیگار می اندازند و پوست پرتغال یكمرتبه سیل عاشورا می آید و همه را می برد سیل بیست و یكم سیل ماه رمضان اینها همه را می برد یك سخنرانی كرد نعره كشیدند توی مسجد یزید دید كه اگر دو سه دقیقه دیگر خطبه طول بكشد همان توی محراب او را می كشند تكه تكه اش می كنند گفت موذن اذان بگو تا رسید به «أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ» امام فرمود. . . آدم هنرمند این است كه از هر فرصتی استفاده. . . گفت همین «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ» پوست و گوشتم می گوید «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ» تا گفت: «أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّه» گفت: مردم! این محمد رسول الله جد من است یا جد یزید؟ آقا ضایع شد چهل سال معاویه در شام كار كرده بود به قدری معاویه در شام كار كرده بود كه یك روز برای امتحان می خواست مردم را امتحان كند گفت: چهارشنبه تصمیم بگیریم كه نماز جمعه بخوانیم ببینیم كسی حرف می زند یا نه؟ همه مردم رفتند نماز جمعه خواندند و كسی حرف نزد كه بابا امروز چهار شنبه
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 8
است سخنرانی این سید بیمار سخنرانی چند دقیقه ای زحمات چهل ساله را هوا كرد اینرا می گویند شیعه، شیعه امام زین العابدین كسی است كه علم و بیانش اخلاقش بتواند تمام تبلیغات سایت ها را با یك برخورد از بین ببرد.
خدایا به آبروی آن زین العابدین و آن ناله اش و آن سوزش و آن زجرش و آن علم و شجاعت و فصاحت و محبوبیتی كه دارد خدایا این شیعه را و این طرفداران اهل بیت را هر كجا هستند روز به روز بر قدرت و عزتشان بیفزا. خدایا تو را به حق محمد و آل محمد تمام كسانی كه در طول تاریخ عزاداری كردند و از دنیا رفتند اینها همه را با امام حسین (ع) محشور بفرما.
سفارش بنده همان سفارش مراجع تقلید است مراجع تقلید به همه عزادارن دستور دادند عزاداریهایتان عزت و حرمت امام حسین (ع) در آن شكسته نشود محتوای شعرها مایه دار باشد بعضی شعرها زشت است ابرویت كمان است قدت قشنگ است خوب یعنی چه این خیلی زشت انگار دارد تعریف یك مثلاً عروسك می كند من خدا می داند گاهی شعرهایی می شنوم كه غصه می خورم چرا بانی ها از اینها دعوت می كنند؟ بابا امام حسین (ع) را كوچك نكنید كوچك كردن امام حسین (ع) همان چیزی است كه دشمن می خواهد، شعرا خودشان جمع بشوند چون شعرایی داریم بسیار باسواد بسیار مایه دار بسیار هنرمند خود شعرا شعرهایشان را جوی اصلاح كنند. . . منبریها هم باید یك جایی باشد كه بگویند آقا این حدیث گفتنی نیست من حالا جلسه بعد یكی از این حدیث هایی كه گفتنی نیست و مشهور است را خواهم گفت بمناسبت رحلت پیغمبر (ص) حدیثی است كه مشهور است اما نباید گفت بدلیل نكاتی كه دارد خیلی چیزها نباید گفته شود خیلی چیزها هم باید با مقدمه گفته شود شكر شیرین است اما اگر حلق بچه را باز كنی و شكر بریزی خفه می شود باید شكر را با آبلیمو درست كرد. هم تبلیغ كارشناسی می خواهد هم مداحی.
خدایا مسیر تبلیغات ما را مسیری قرار بده كه حضرت مهدی (ع) به همه مداح ها بگوید احسنت، و این زحمات را ذخیره قبر قیامت قرار بده.
«والسلام علیكم و رحمه ی الله و بركاته»
کليه حقوق برای مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن محفوظ است