عاشورا، صحنه آزمایش الهی

بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
عزیزان، بحث را در شام غریبان می بینند، بعد از غروب عاشورا؛ من هم معلم قرآن هستم، چه آیه ای مناسب است كه هم درسهایی از قرآن باشد هم تناسب داشته باشد با عاشورا. فكر كردم این آیه را بنویسم همینطور كه من می نویسم شما هم بخوانید با صدای بلند، «وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَیْ ءٍ مِنْ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنْ الْأَمْوَالِ وَالْأَنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ» البقره ی/155 یك بار دیگر، «وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَیْ ءٍ مِنْ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنْ الْأَمْوَالِ وَالْأَنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرْ الصَّابِرِینَ الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِیبَه یٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ» (بقره/155و156)
«وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ» ؛ مسأله آزمایش حدود بیست بار در قرآن مطرح شده كه ما همه را آزمایش می كنیم. این هم با تأكید، لامِ لَ یعنی تأكید، نون مشدد هم یعنی حتماً «وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ» لام یعنی قطعا، نون مشدد هم یعنی قطعا، یعنی قطعاً قطعاً همه شما را امتحان می كنیم.
1- مشكلات و مصیبت ها، ابزار آزمایش الهی
به چه امتحان می كنیم؟ به مقداری از خوف، دهها هزار نفر می آیند كربلا برای جمعیت شصت هفتاد نفری، «جُوعِ» ، آب را می بندند، «وَنَقْصٍ مِنْ الْأَمْوَالِ» لباسها و اجناس خیمه را غارت می كنند، «وَالْأَنفُسِ» حتی از علی اصغر هم نمی گذرند، «وَالثَّمَرَاتِ» شما را امتحان می كنیم با سختی ها «وَبَشِّرْ» بشارت بده به آنهایی كه در مقابل این سختی ها مقاومت كردند. یك كلمه امام حسین فرمود: «هیهات» ، «هیهات منّا الذله» نگفت: «هیهات منّی» فرق است بگوید «هیهات منّی» یا «هیهات منّا» اگر می گفت: «هیهات منّی» یعنی منِ حسین، حسابم جداست، من زیر بار ذلت نمی روم شما رفتید طوری نیست، اما می گوید «منّا» ، «نا» یعنی ما همه، «السَّلَامُ عَلَیْنَا» ، «اهْدِنَا» ، «الصِّراطَ الْمُسْتَقیم» نی، یعنی من، نا یعنی ما، «هیهات منّا» یعنی هر كس خون حسین در بدنش باشد زیر بار ذلت نمی رود.
الان هم اگر خواستند در هر قراردادی راجع به مسأله هسته ای خواستند ایران را ذلیل كنند، این خون اگر در بدن ایران باشد زیر بار ذلت نمی رود. این شعار اصلا تاریخ مصرف ندارد، یعنی همیشه تر و تازه است. امتحان خدا همیشه تر و تازه است، هنوز هم انسان امتحان می شود، به صحنه هایی، پولی، زوری، تهدیدی، تطمیعی، همیشه همه ما در معرض امتحان هستیم، پولدار امتحان می شود با پولش، بی پول امتحان می شود با بی پولی اش. هركسی به یك چیزی امتحان می شود. یكی با شهوت یكی با قدرت، یكی با رأی آوردن امتحان می شود، یكی هم با رأی نیاوردن امتحان می شود. یكی رأی می آورد تا ببینیم چقدر از رأی آوردنش، كار می كند، یكی هم رأی نمی آورد تا ببینیم حالا كه رأی نیاورد چه می كند. «وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَیْ ءٍ مِنْ الْخَوْفِ» ، «جُوعِ» ، «نَقْصٍ مِنْ الْأَمْوَالِ وَالْأَنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرْ الصَّابِرِینَ»
2- فلسفه امتحان و آزمایش الهی
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 2
خوب، در اینجا چند تا مسأله هست؛ اول اینكه چرا خدا ما را امتحان می كند؟ خدا كه می داند ما چه كاره هستیم! امتحان خدا برای دانستن نیست، ما كه چای و روغن را امتحان می كنیم، یك چیزی را می چشیم امتحان كنیم، ما نمی دانیم، امتحان می كنیم تا بدانیم، امتحان ما برای این است كه بدانیم، امتحان خدا برای دانستن نیست، خدا از اول می داند چه كسی چه كاره است، امتحان خدا برای این است كه از ما كاری سر زند، چون اگر از ما كاری سر نزد خدا مزد نباید بدهد. شما می دانی این آقا حلّاج است، اما تا لحاف ندوزد، پول به او نمی دهی. این آقا هم بنّا است، این آقا هم آهنگر است، این آقا هم مكانیك است، شما ماشینت را به او می دهی تا كاری از او سر زند، آنوقت تو مزد به او می دهی.
خدا كه امتحان می كند برای دانستن نیست، خدا می داند، برای این است كه از ما در مقابل سختی ها یك كاری سر زند، آنوقت بر اساس كار به ما مزد می دهد. پس سؤال اول جواب داده شد، سؤال: خدا كه می داند چرا امتحان می كند؟ پاسخ: امتحان خدا برای دانستن نیست، امتحان ما برای دانستن است، امتحان خدا برای این است كه از مردم یك كاری سر بزند، كار كه سر زد مزد بدهد، مثل اینكه شما علم داری كه این لحاف دوز است اما نمی گویی: آقا من چون علم دارم لحاف دوز هستی پول را بگیر، نخیر، ما با علم، پول به لحاف دوز نمی دهیم، باید از او یك كاری سر بزند، خدا هم با علمش مزد نمی دهد، با اینكه از ما كاری سر بزند مزد می دهد. این جمله ای كه گفتم مالِ امیرالمؤمنین است.
دو، می گوید: «بِشَیْ ءٍ مِنْ الْخَوْفِ» ، این «بِشَیْ ءٍ» یعنی یك چیز كمی، كربلا چقدر بود؟ نصف روز بود، اینها با نصف روز روسفید تاریخ شدند و یزیدیها با نصف روز روسیاه. . . چیزی نیست، دندان سرِ جگر بگذارید دنیا كوچك است، كم است، تا رویت را برمی گردانی تمام شده است. خودشان را فروختند به چی؟ «بِشَیْ ءٍ» ، «بِشَیْ ءٍ» یعنی مقدار كم، «بِشَیْ ءٍ» یعنی مقدار كم.
حالا این آیه تلخی ها را گفته. یك آیه دیگر داریم شیرینی ها را هم گفته. می گوید: «وَنَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَالْخَیْرِ» (انبیاء/35)یعنی با تمام شیرینی ها و تمام شرها شما را امتحان می كنم. یعنی ابزار امتحان در این آیه تلخ است، خوف تلخ است، گرسنگی تلخ است، مال از بین برود تلخ است، داغ ببینی تلخ است، این آیه همه تلخی ها است، اما یك آیه دیگر داریم كه خدا با شیرینی ها هم انسان را امتحان می كند. ابزار امتحان چی است؟ تمام شیرینی ها و تمام تلخی ها. این هم یكی.
3- عكس العمل متفاوت مردم در برابر آزمایش های الهی
مردم در مقابل امتحان چهار دسته هستند. 1- جیغ می زنند، اصلا توان ندارند، قرآن می گوید: «إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا» (معراج/20)، «جَزُوعًا» یعنی جزع می كنند، عده ای در مقابل سختی ها جیغ می زنند، یك چیزی پایین و بالا شود نرخش، به همه كس فحش می دهد. هرچه می گویی آقا بیا، درست است این كار نباید بشود، اما گناه این چی است؟ پیاز گران می شود، به منِ طلبه فحش می دهد، می گوییم آقا بیا، حرف شما درست، گرانی درست، اما حالا پیاز گران است تقصیر من است؟ این دینش را راحت می فروشد. نمی گویم جیغ نزنید، جیغ بزنید منتهی آن كسی را كه باید جیغ سرش بزنید، جیغ بزنید.
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 3
گنه كرد در بلخ آهنگری t t t به شوشتر زدند گردن مسگری
2- گروهی صبر می كنند در مقابل سختی ها. 3- گروهی داوطلب هستند، اصلا سراغ سختی ها می روند. من یك مثل می زنم مانند پیاز، پیاز و فلفل را بچه كه می خورد جیغ می زند، بزرگتر صبر می كند، پدر كه می شود اصلا پول می دهد این پیاز و فلفل را می خرد. یك پیاز هم بیشتر نیست. در مقابل، بچه سر سفره حلوا را دوست دارد و از ترشی فرار می كند، اما مادر بچه ترشی و حلوا را با هم زیبا می بیند. ولذا زینب كبری فرمود: «مَا رَأَیْتُ إِلَّا جَمِیلًا» (لهوف/ص 160)یعنی هرچه می بینم زیباست. یعنی هم ترشی زیباست، هم حلوا زیباست. ما بچه هستیم كه می گوییم این تلخ است این شیرین، برای بزرگان شیرینی و تلخی وجود ندارد. عده ای اصلا حمد می كنند. در زیارت عاشورا داریم: « اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشَّاكِرِینَ» ، «اللَّهُمَّ» خدایا، «لَكَ الْحَمْدُ» برای تو حمد است، «حَمْدَ الشَّاكِرِینَ» حمد كسانی كه شكر می كنند، «عَلَی مُصَابِهِمْ» در مقابل مصیبت ها حمد می كند، مگر مصیبت حمد دارد؟ بله، یك كسی كه بار سنگین بلند می كند، بار سنگین است اما می گوید عوضش مردم دیدند، عوضش قهرمان جهان شدم.
4- آسان شدن سختی ها، با توجه به حضور خداوند
اگر آدم بداند مردم می بینند سنگینی برایش آسان می شود، چه رسد به آنكه خدا می بیند، علی اصغر وقتی گلویش پاره شد امام حسین فرمود: «هَوَّنَ عَلَیَّ» آسان است، «أَنَّهُ بِعَیْنِ اللَّهِ» (لهوف/115)یعنی خدایا تو می بینی، ببین این علی اصغر است، یعنی همین كه خدا می بیند فشار كم می شود، «هوّن عَلَی» یعنی آسان شد برای من، انسان اگر ایمانش زیاد شود همه مشكلات آسان می شود. خود زینب كبری نقل شده كه آمد بالای سرِ امام حسین گفته: «ءَأنت أخی» یعنی تو برادر منی، خیلی باید بدن تكه تكه شود كه برادر و خواهر همدیگر را نشناسند، بعد زینب كبری فرمود: «ربّنا تقبّل منّا هذا القلیل» حسین قابل شما را ندارد، «هذا القلیل» ، «هذا القلیل» كم است، قبول كن. یعنی زینب كبری به قدری معرفت دارد كه. . . من خیلی سفارش نمی كنم به نماز شب، گاهی ممكن است لای حرفهایم بگذارم، ولی شام غریبان به اعضای خانواده ام، دخترهایم می گویم امشب نماز شب را بخوانید شما، چون زینب كبری امشب را نماز شب خواند. آخر، زینب كبری دو تا از بچه هایش شهید شدند، برادرش هم شهید شد، این همه داغ دید، حالا تازه از نمازشب دست برنمی دارد.
5- نماز اول وقت امام حسین (ع) در روز عاشورا
امام حسین از مستحباتش كم نكرد، اذان مستحب است، حسین جان روبروی جمعیت چرا؟ حالا از خیر این مستحب بگذر، نمی گذرم، اذان هم باید بگویم، اقامه هم باید بگویم، نماز را من باید با جماعت بخوانم، باید هم اول وقت بخوانم. یعنی امام حسین ذره ای از مستحباتش كم نكرد. آنوقت چقدر ما باید مشكل داشته باشیم كه سر یك چیز ساده به راحتی از نماز بگذریم. سی تا تیر خورد، سی تا تیر به امام حسین پرتاب كردند، برای دو ركعت، شما می دانید نماز امام حسین شكسته بود؟ چون دوم وارد كربلا شد، دهم شهید شد، مسافر هشت روزه نمازش شكسته است، نماز شكسته دو تا حمد دارد، دو هفت تا چهارده تا، دو تا «قُلْ هُوَ اللَّه» هم بگو ده تا و چهارده تا بیست و چهار تا، دو تا هم ركوع، بیست و شش تا، چهار تا هم سجده، سی تا، تشهد هم خلاصه اش چهار كلمه می شود، چهار جمله، یعنی امام حسین سی و چهار تا جمله گفت سی تا تیر خورد.
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 4
زینب كبری به قدری مقامش بالاست كه امام حسین می گوید زینب جان در نماز شب به حسین دعا كن، این خیلی است، یعنی چه نماز شبی است كه امام حسین به زینب كبری می گوید در نماز شب برای من دعا كن. پارسال، پیارسال بود یك بحثی داشتم، اخیراً در این دكترای مدیریت كه در دانشگاه می خوانند، یك بابی باز شده تحت عنوان مدیریت بحران، یعنی در شرایط بحرانی چطور منطقه را، مثلاً زلزله بم را می شود مدیریت كرد، مدیریت بحران، آقایان اساتید دانشگاه، دكترای مدیریت، كسانی كه مدرك دكترای مدیریت از شرق و غرب گرفتید، بیایید مدیریت بحران را از زینب كبری عصر عاشورا یاد بگیرید، مدیریت بحران. باید خودش را نگه دارد، تسلط بر خود. باید چنان سخنرانی كند كه كاخ یزید بلرزد، باید بچه ها را جمع كند، باید به دیگران روحیه بدهد. مدیریت بحران، قهرمانش روی كره زمین در طول تاریخ زینب كبری است، این مدیریت بحران این است. این را من از دكترای مدیریت شنیده ام، آنهایی كه هم دكتر مدیریت هستند، هم بیست سال، بیست و پنج سال مدیریت كردند، می گفت ما یك سر فصلی داریم در مدیریت به نام استفاده از فرصت، استفاده از فرصت یكی از سرفصل های مدیریت در دانشگاه ها، دكترای مدیریت می خوانند، استفاده از فرصت را بیایید مسجد كوفه، تا یزید خواست منبر امام سجاد را به هم بریزد گفت مؤذن اذان بگو، تا گفت: «أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ» گفت بایست، استفاده از فرصت، گفت: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ» من هم می گویم، تا گفت: «أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ» استفاده از فرصت، گفت جد من است، «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد» تا اینها بردند در كوفه و شام بگردانند سخنرانی كرد، یعنی خودشان را نباختند. یك بچه كوچولو، «اللَّهُ أَكْبَر» ، دكترای علوم تربیت، علماء، حجه الاسلام ها همه جمع شوید ببینیم این چی است، یك بچه كوچولو را به او گفتند حرف بزن، از این بچه های امام حسین كه كربلا شهید شده، گفتند یك چیزی بگو، گفت: «الْحَمْدُ لِلَّهِ عَدَدَ الرَّمْلِ وَ الْحَصَی» ، «اللَّهُ أَكْبَر» ، به عدد دانه های شن خدا را شكر. ما بعد از 1400 سال وقتی غذا خوردیم می گوییم صد هزار بار شكر، صد هزار تا چیزی نیست، صد هزار تا یك مشت شن است، بچه كوچولو گفت به عدد تمام دانه های شن كره زمین شكر، «الْحَمْدُ لِلَّهِ عَدَدَ الرَّمْلِ وَ الْحَصَی» (لهوف/149)اصلا آدم گیج می شود، مدیریت بحران زینب كبری، استفاده از فرصت، سخنرانی امام سجاد، آرامش عشق به خدا، آقا من دیگر نماز نمی خوانم، چرا؟ تخم مرغ گران شده، من دیگر پشت سر این آقا نماز نمی خوانم، چرا؟ عوض عطسه سرفه كرد، من دیگر. . . چرا؟ چه زود می برد. بچه كوچولو این همه حادثه دیده، بازهم می گوید به عدد دانه های شن الحمدلله.
ما در مقابل امتحان چهار رقم آدم داریم. عده ای جیغ می زنند، «إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا» (معراج/20)، عده ای صبر می كنند، «وَبَشِّرْ الصَّابِرِینَ» كه در همین آیه است، عده ای داوطلبانه سراغ آن می روند، عده ای اصلا خدا را شكر می كنند، «حَمْدَ الشَّاكِرِینَ عَلَی مُصَابِهِم» در مقابل مصیبت ها خدا را شكر می كنند «اللَّهُ أَكْبَر»
6- عظمت عاشورا در هندوستان
هندوستان صدها میلیون هندو است، رهبرشان خیلی با عظمت است، پیاده شد، من عاشورا هند بودم نرسیدم صحنه را ببینم فیلمش را برای من گذاشتند، دیدم پیاده شد پرچم را گرفت، كفشهایش را كند، حسین حسین گفت، گفتند آقا شما كه خدا را قبول نداری، پیغمبر و اسلام را قبول نداری، علی ابن ابیطالب. . . گفت من حسین را قبول دارم، حسین زیر سم
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 5
اسب رفت، زیرِ بار زور نرفت. كربلا جغرافی نیست، كربلا تاریخ است. آنوقت به ما گفته اند مُهر كربلا بگذار نمازت قبول می شود. یعنی سجده ما بعلاوه عصمت، بعلاوه امامت، بعلاوه شهادت. نباید كربلا فراموش شود. خیلی عصر عاشورا مهم است، مدیریت بحران.
شاعر می گوید یك لانه مرغ را كسی آتش نمی زند، گیرم اینها بچه های پیغمبر نبودند،
آتش بر آشیانه مرغی نمی زنند t t گیرم خیمه، خیمه آل عبا نبود
بر فرض اینها بچه های پیغمبر نبودند. یك بار امام صادق در یك سفری دید یك كسی با دستش اشاره می كند در بیابان، فرمود ببینید چی است، دویدند رفتند و برگشتند، گفت چی بود؟ گفتند آب می خواست، گفت به او دادید؟ گفتند نه، گفت چرا؟ گفتند یهودی بود، گفت اِه، یهودی باشد، آب به او بدهید.
7- سفارش های پیامبر درباره زنان و اسیران
در یكی از جنگها زنی را اسیر كردند، دادنش به یكی از اصحاب كه این زن برادرش كشته شد، خواهرش هم در جبهه بود اسیر شد، بروید پهلوی پیغمبر، این زن را كه می خواست بیاورد از كنارِ جنازه مردش آورد، حالا شوهرش بود یا برادرش، تا مردش را دید جیغ كشید، این فكر كرد كار قشنگی كرده، گفت یا رسول الله، جگرش را سوزاندم، گفت چه كردی؟ گفت وقتی می خواستم بیاورمش از كنار جنازه آوردمش كه دلش بسوزد، پیغمبر فرمود چرا این كار را كردی؟ مگر تو رحم نداری؟ یا رسول الله، اجازه ندادی زنی كه شمشیر دست گرفته بیاید مسلمان ها را بكشد، زنِ كافر شمشیر به دست را اجازه ندادی دلش بسوزد، اما امروز زینب كبری را. . . گفتند نمی دانم از كنار جسد شهدا عبور بدهند كه زینب كبری دلش بسوزد، بعد آنوقت آن بچه ها خودشان را پرت كردند، بعد در تاریخ داریم «جرّوها» (لهوف/130) یعنی با سختی جدا كردند، آدم مصیبت زده را از كنار شهیدش با محبت جدا می كند، اما با قهر. خدایا در قرآن گفتی «فَأَمَّا الْیَتِیمَ فَلَا تَقْهَرْ» (ضحی/9)اینها یتیم های امام حسین را به بدترین وضع بردند، اما زینب كبری در شام جوری سخنرانی كرد كه یزید كه آمد در خانه دید زن و بچه اش نفرینش می كنند. در كنار خرابه جوری استفاده از فرصت كرد كه مردم شام متحول شدند. استفاده از فرصت. ما باید از فرصت ها استفاده كنیم.
8- امام حسین (ع) ، فرد نیست، فرهنگ است
«هَیْهَاتَ مِنِّی» امام حسین نفرمود: من زیر بار یزید نمی روم، فرمود: «مِثْلِی» خیلی مهم است عنایت كنید، فرمود: «مِثْلِی لَا یُبَایِعُ مِثْلَهُ» (بحارالانوار/ج /44ص 324)نگفت: «أنا لا أبایع یزید» نگفت من زیرِ بار یزید نمی روم، فرمود هر كه مثل من است نباید بیعت كند با كسی كه مثل یزید است، می خواهد بگوید من، فقط من نیستم شما هم همینطور، نگفت: «أنا لا أبایع یزید» نگفت من زیر بار یزید نمی روم، فرمود هركس مثل من است نباید بیعت كند، یعنی مكتب است، فرد نیست، فرهنگ است، عاشورا فرهنگ است. عزاداری فرهنگ است، وقتی ما می ریزیم در خیابان می گوییم حسین حسین یعنی بدانید با كشتن قصه حل نمی شود. وقتی حسین حسین می كنیم یعنی مظلومان بدانید رفتید جبهه اسمتان نابود نمی شود. آن بچه لبنان و فلسطین كه آن رقمی انتحاری می رود در مقابل اسراییل لعنتی، این، وقتی ما خیابان تهران را به اسمش می كنیم، در فلسطین می گویند بقیه كشورها را ما كاری نداریم خوابند یا بیدار، اما ایران بیدار است. یك
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 6
جوان فلسطینی آنجا عمل انتحاری انجام می دهد یك خیابان تهران را به اسمش می كنند. یا حسین، یا حسین، یعنی مظلوم فراموش نمی شوی، یعنی ظالم با كشتن قصه حل نمی شود. «مِثْلِی لَا یُبَایِعُ مِثْلَهُ»
بیننده ها بحث را غروب عاشورا می شنوید. اشكها خیلی ارزش دارد، یكی از مراجع تقلید در وصیت نامه اش نوشته نگاه كردم به عمر تبلیغاتم، به عمر تحقیقاتم، به عمر حوزه و تربیت طلبه هایم، اما به هیچ چیز به اندازه اشكی كه برای امام حسین ریختم دلگرم نیستم. «السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ» روضه
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد»
خدایا در طول تاریخ هركس نسبت به حق پیغمبر و اهل بیت او ظلم كرده، آن به آن به عذاب همه آنها بیفزا. هر كس در عزای محمد و آل محمد سوگوار بوده، همه مرده هایشان را با پیغمبر و اهل بیت محشور، زنده هایشان را مشمول دعای خاص عزادار درجه یك، حضرت مهدی قرار بده. پدران و مادران ما كه ما را با قرآن و اهل بیت آشنا كردند، جزای خیرشان بده. نسل ما را تا آخر تاریخ بهترین یاران اسلام قرار بده. از الآن تا ابد قلب حضرت مهدی را از ما راضی بفرما. تمام عزاداری های تاریخ و عزاداری های امت ما و مسلمین جهان، عزاداری ها را قبول، ذخیره قبر و قیامت قرار بده. كمتر از آنی بین ما و اهل بیت پیغمبر جدایی نینداز. معرفت، زیارت، ولایت، اطاعت پیغمبر و اهل بیت را روز به روز در ما شعله ورتر بفرما. همه مشكلات جامعه ما حل بفرما. امت ما، دولت ما، رهبر ما، نسل و ناموس ما، آبرو و مرز و انقلاب ما در پناه امام زمان حفظ بفرما. همه مریض ها را شفا بده. سفرها بی خطر بفرما. مشكلات فرد و جامعه ما حل بفرما.
«والسلام علیكم و رحمه ی الله و بركاته»
کليه حقوق برای مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن محفوظ است