غدیر در قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
«الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ و صَلَّ عَلَی عَلِیّ ابْنِ اَبِیطَالِب اَمیرَالمُؤمِنین»
بینندگان عزیز بحث را در غدیر خم گوش می دهند. من در این مدت كه بحث در تلویزیون بودیم، در این بیست و شش هفت سال، هر سال به غدیرخم رسیدیم یك چیزی گفتم، ولی باز هم چیز نو خداوند به ذهنم انداخته می خواهم امشب یك قسمت از آنچه گفته ام بگویم یك چند تا هم نكته های نو گیرم آمده بگویم كه شاید نشنیده باشید.
در الغدیر ماجرای غدیرخم را به این صورت نوشته كه، «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم» ، «اجمع رسول الله» پیغمبر (ص) و سلّم اصحابش را جمع كرد در سال دهم هجری «و أذّن فی النّاس بذلك » اعلام كرد كه دارم می روم مكه هر كه می خواهد بیاید بیاید.
بررسی كنیم نكات را. «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم» نكاتی درباره غدیر. 1- «اجمع» جمع كرد پیغمبر، چه خبری بود كه پیغمبر اصحابش را جمع كرد، این كار تازه ای می خواست بكند، وگرنه حج كه می خواهد برود كه لازم به «اجمع» نیست.
1- گزارش آخرین سفر حجّ پیامبر اسلام
دوم «اذّن فی النّاس بذلك» ، «اذّن» از همان اذان، «اذّن» اعلام كرد كه هركه می خواهد بیاید بیاید. «اجمع» ، «اذّن» ، «فقدم المدینه خلق كثیر» یك خلق كثیری، جمعیتی آمدند از مدینه كه با كاروان پیغمبر بروند، اسم این حج هم حجه ی الوداع، یعنی حجی كه وداع با پیغمبر است، چون دو ماه بعد تقریبا، پیغمبر از دنیا می رود، حجی است كه با پیغمبر وداع می كنند، حجه ی البلاغ، حجه ی الكمال، اسامی زیادی دارد، از وقتی هم كه پیغمبر هجرت كرده به مدینه كه سال پنجاه و سه هجرت كرد، چهل سالگی به پیغمبری رسید، سیزده سال مكه بود، شد پنجاه و سه سالگی كه هجرت كرد، بعد از هجرتش بعد از ده سال این اولین حجش است. بعد می فرماید كه: «فخرج مغتسلا» ، غسل كرد، «متدهنا» عطر و روغن زد، «مترجّلاً» پیاده رفت، «متجرداً فی ثوبین» دو تا لباس پوشید، یكی مثل لنگ به كمر، یكی به دوش، روز شنبه بود، بیست و پنجم ذی القعده، یعنی پانزده روز به عید قربان تقریبا، رفتند مكه و همه خانم هایش را هم با خودش برد. «و اخرج معه نساءه كلهن» همه زنهایش را هم برد. در جبهه پیغمبر خانمش را می برد، خانمهایش را روی قرعه و نوبتی می برد، حالا یك مراسمی است كه همه خانم ها باید باشند، «و سار معه اهل بیته» اهل بیتش را هم با خودش برد، از همین پیداست كه اهل بیت پیغمبر غیر از خانم هایش هستند، اگر اهل بیت هم جزء خانم هایش بود نمی گفت «نساءه كلهنّ» بعد می گوید «و اهل بیته»
2- اجتماع حاجیان در سرزمین غدیر
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 2
خوب، حالا مفصل است كه جمعیت چقدر آمدند از نود هزار گفتند، تا صد و بیست و چهار هزار، حالا، در مسیر كجا نماز خواند، كجا استراحت كرد، اینها را من حالا نمی خوانم، «فلما قضی مناسكه» مناسك حج كه تمام شد «وانصرف» دارد بر می گردد، رسید به جایی به نام غدیر خم نزدیك جحفه، آنجا یك چهارراهی بود كه یك راهش به مدینه می رفت، مدینه، مصر، عراق، حالا. بعد آنقدر هوا داغ بود مردم را نگه داشت، فرمود هركه تند رفته بگویید برگردد، آیه نازل شد «یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ یَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ» (مائده/67)، همه این آیه نكته در آن است.
«یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ» گفت، «یَا أَیُّهَا النّبی» نگفت: «یا محمّد» نگفت، «یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ» وقتی می گویند كه كار، كارِ رسالتی است یعنی یك رسالت داری، یعنی یك رسالت مهم است كه می گوید: «یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ» در تمام قرآن دو تا «یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ» بیشتر نیست. یكی مالِ اینجاست. دو «بَلِّغْ» گفت نگفت: «أبلغ» ، «أبلغ» یعنی ابلاغ كن، «بَلِّغْ» هم یعنی ابلاغ كن منتهی «بَلِّغْ» اهمیتش از «أبلغ» بیشتر است. «مَا أُنزِلَ إِلَیْكَ» یعنی قصه آن است كه نازل شده، یعنی این دستوری كه می گویم ابلاغ كن، دستور صد در صد از طرف خداست. «أُنزِلَ إِلَیْكَ» نازل شده به تو، یعنی تحلیل و برداشت و حدس و تخمین نیست. «أُنزِلَ» ، «مِن رَّبِّكَ» نگفته: «من الله» نگفت: «مَا أُنزِلَ إِلَیْكَ مِن الله» ، گفت: «مِن رَّبِّكَ» ، «رَّبِّكَ» یعنی چون می خواهد شما را تربیت كند، اگر رهبر، رهبر لایقی بود مردم تربیت می شوند اگر رهبری گیج بود، مردم هم رشدی در آنها نیست. «رَّبِّ» ، مربی، یعنی چون خدا می خواهد تو را رشد دهد، دین تو را، راه تو را رشد دهد «مِن رَّبِّكَ» گفته، وگرنه می گفت: «بَلِّغْ مَا أُنزِلَ مِن الله» ، «مِن رَّبِّكَ» بعد هم گفته: «وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ» نگفته: «وَإِن لَّمْ تبلغ» ، در حرفها قانونش این است: بگو، اگر نگویی، بزن، اگر نزنی، بقیه اش را من می گویم شما بگویید: بخور، اگر نخوری، بپوش، اگر نپوشی، باز می گوید «بلغ و ان لم تبلغ» ، «یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ و ان لم تبلغ» گفته: «وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ» ، فعل یعنی عملیات، یعنی این ابلاغ، ابلاغ زبانی نیست، یك مراسم تشریفاتی است كه باید همراه با یك سری عملیات باشد. اگر زبانی بود می گفت «یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ» بعد هم می گفت «وَإِن لَّمْ تبلغ» بعد هم اولتیماتوم داده.
به ذهنم آمد همین امشب چند لحظه پیش، همین چند لحظه پیش خدا به ذهنم انداخت كه خدا كجا اولتیماتوم داده، در قرآن سه چهار تا اولتیماتوم است. 1- اولتیماتوم چه كلمه ای است؟ انگلیسی است؟ فرانسه است؟ چی است؟ فرانسه ای است؟ اولتیماتوم فرانسوی است، مثل كلمه كادو، كادو هم كه می گویند فلانی كادو داده این هم فرانسوی است. خوب، ایرانی ها كه برمی گردانند اسمش چه می شود؟ هشدار، حالا تهدید. در قرآن چند تا تهدید دارد. یكی تهدید در مورد توحید است، یكی تهدید در مورد امامت است، الله اكبر، چه ربطی دارد به اینجا، آقایانی كه پای تلویزیون نشسته اید این را زیادی گوش دهید،
3- رابطه توحید با ولایت
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 3
یك نكته لطیفی خدا به ذهنم انداخته برای شما بگویم. قرآن چند جا پیغمبر را تهدید می كند یك جا راجع به خدا، یك جا راجع به امام، راجع به توحید می گوید: «لَئِنْ أَشْرَكْتَ» اگر مشرك شوی «لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ» (زمر/65)حبط می شود عملت، اگر مشرك شوی عملت نابود می شود، تهدید می كند. راجع به امامت هم تهدید می كند، تهدید امامت این است «وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ» اگر علی را معرفی نكنی رسالت هیچی، رسالت خدا را نرساندی یعنی كل اعمالت هیچ. از توحید بگذری پوچ، از امامت بگذری پوچ، الله اكبر. معلوم می شود توحید و امامت مرتبط است. حالا یك ذره یك ذره آدم می فهمد چرا یك حدیث داریم «كَلِمَه یُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ حِصْنِی» (بحارالانوار/ج /49ص 126)یك حدیث داریم «وَلَایَه یُ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ حِصْنِی» (بحارالانوار/ج /39ص 246)معلوم می شود توحید و ولایت یكی است، مثل اینكه دكتر می گوید قرص را بخوری خوب می شوی آمپول هم بزنی خوب می شوی، معلوم می شود تركیبات شیمیایی قرص و آمپول یكی هستند منتهی یكی جامد یكی مایع. حدیث است «كَلِمَه یُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ حِصْنِی» حصن یعنی قلعه الهی، خداوند فرموده توحید قلعه الهی است هركه در این قلعه باشد بیمه است، بعد می گوید «وَلَایَه یُ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ حِصْنِی فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ مِنْ عَذَابِی» هر دو یكی است، خداوند هم در مورد توحید می گوید اگر مشرك شوی، شرك یعنی دست از توحید برداری عملت حبط می شود، نابود می شود، اگر امامت را هم نرسانی عملت نابود می شود، خیلی مهم است.
امام می فرمود اسلام آمریكایی، اسلام ناب. اسلام آمریكایی اسلامی است كه نماز می خواند روزه می گیرد، قرآن هم حفظ می كند، مثل اینهایی كه آمدند كربلا، كربلا لشكر یزید نماز هم می خواندند، قرآن هم می خواندند، امام حسین را هم كشتند. نمی شود انسان بگوید من خدا پرستم منتهی رهبرم رهبر آسمانی نیست.
4- آیا تنها انتخاب آخرین امام به عهده خداست؟
یك چیزی لطیف برایتان بگویم زیادی گوش بدهید، من این را از یك جوان یمنی یاد گرفتم. یك جوان بود بیست و چهار پنج سالش بود یمنی بود، تازه هم درس خوانده بود، ولی منی كه الآن شصت سالم است، از پانزده سالگی تا حالا طلبه ام، چهل و پنج سال است طلبه ام، برای من نو بود. خدا گاهی وقتها یك چیزی را به ذهن یك كسی القا می كند. این یمنی گفت كه سنی و شیعه همه قبول دارند، شیعه ها كه همه صد در صد، سنی ها هم بسیاری از درصد، حالا آمار سنی ها را من نمی دانم، ولی كثیرشان، جمع كثیری از اهل سنت امام زمان را قبول دارند. كتابهایی هم نوشته شده به نام حضرت مهدی در كتاب های اهل سنت. حتی وهابی ها هم قبول دارند. ما می گوییم كه شما چرا غدیرخم را قورتش دادید؟ می گویند مردم جمع شدند در سقیفه رأی دادند، گفتند علی نه، دیگری، پس از خلیفه اول می گوید دیگری، سپس دیگری، سپس دیگری، بعد علی، می گوییم باشه. می گوییم شما حضرت مهدی را قبول دارید می گویند بله، می گوییم مگر نمی گویید امامت با رأی دادن است؟ می گویند چرا، می گوییم خوب رأی بدهید حضرت مهدی را مشخص كنید می گویند نه حضرت مهدی را باید خدا تعیین كند. می گوییم چطور شد اولی را شما تعیین كردید، آخری را خدا تعیین كند؟ اگر امام را باید خدا تعیین كند هم اولش را باید خدا تعیین كند هم آخرش را. شما به امام اول كه می رسید می گویید مردم جمع شدند اجماع شد، مردم رأی دادند انتخابات شد، گفتند كس دیگری، می گوییم اگر امام اول را رأی
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 4
بدهند خوب همین طور كه اولی را رأی دادید رأی بدهید یك حضرت مهدی ببافید، بگویید این حضرت مهدی. می گویند نه این مهدی كار خداست، می گوییم چطور آخری كار خداست؟ گاهی وقتها یك كسی یك چیزی می گوید آدم می ماند.
من یك وقت نشسته بودم سر سفره، بستگانم بودند، به بستگانم گفتم بچه تا دو سال شیر مادر بخورد، یك بچه كوچولو بود شاید سه سالش بود گفت كه بچه شیر مادر بخورد تا وقتی كه دندانش درآمد، اگر وقتی دندانش درآمد خدا می خواهد بگوید دیگر حالا كم كم وقت. . . من هرچه ماندم جواب بچه سه ساله را نتوانستم بدهم، چون من گفتم تا دو سال، او گفت سال نه، تا مادامی كه وقتی دندان درآمد، دیگر دندان نمی شود كه سینه مادر را گاز بگیرد كه، این دندان یعنی دیگر ذره ذره باید غذاهای. . . گاهی وقتها یك استدلال روان است، با استدلال روان. اگر مهدی باید كار خداست، علی هم كار خداست.
5- تعیین امام، كار خداست نه مردم
اصلا امامت را قرآن می گوید كار مردم نیست. می گوید «وَأَمْرُهُمْ شُورَی بَیْنَهُمْ» (شوری/38)می گوید «أَمْرُهُمْ» چه كاری دارد به «أَمْرُالله» قرآن گفته «وَأَمْرُهُمْ» ، «وَأَمْرُهُمْ شُورَی» یعنی كارهایی كه مال، «وَأَمْرُهُمْ» به مردم است، یعنی كارهای مردمی مشورتی است، امامت كار مردمی نیست، امامت كار خداست. خدا وقتی حضرت ابراهیم را امام كرد گفت «إِنِّی جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا» (بقره/124)خدا به ابراهیم گفت «إِنِّی» منی كه خدا هستم «جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا» تو را برای مردم امام كردم، «قَالَ وَمِن ذُرِّیَّتِی» ابراهیم گفت از ذریه و نسل من امام شود، فرمود «لاَ یَنَالُ عَهْدِی» عهد من به ظالم نمی رسد. حضرت ابراهیم وقتی از خدا خواست بچه هایش هم امام شوند تمام بچه هایش، فرمود عهد من به ظالم نمی رسد. بچه های تو اگر ظالم باشند به مقام امامت نمی رسند. پس امامت عهد است، یعنی عهد خداست، عهد خدا مشورتی نیست، امر مردم مشورتی است. مثلا «الصلاه ی عهد الله» حدیث داریم نماز عهد خداست، بیاییم مشورت كنیم، رأی بدهیم نماز صبح زمستان چهار ركعت شود، تابستان چون مردم خوابشان می برد. . . بابا در نماز انتخابات نیست چون «الصلاه ی عهد الله» اگر چیزی عهد خدا بود جایی برای مشورت ندارد. قرآن بخوانم چرا از خودم می گویم، «ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَه ی» هیچ مرد با ایمان و زن مؤمنی حق ندارد «إِذا قَضَی اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً» (احزاب/36)اگر مردم قضاوت كردند، اگرخداوند قضاوت كرد، دستور داد چیزی را، حق ندارند مردم در مقابل رأی خدا رأی بدهد. خداوند وقتی می گوید علی، دیگر ما نمی توانیم بگوییم والا خدا گفت علی، حالا ببینیم مردم چه می گویند. بله قانون این است، حالا ببینیم قوانین بین الملل چه می گوید. اگر خدا یك دستور داد دیگر ما نباید چیزهای بین المللی را حساب كنیم. «وَ أَمْرُهُمْ شُوری بَیْنَهُم» (شوری/38)، «أَمْرُهُمْ» یعنی كار مردم مشورتی است. آقا یك پولی داریم درمانگاه بسازیم یا مدرسه یا جاده؟ مجلس شورا رأی می دهند كه آیا بودجه صرف مدرسه شود یا درمانگاه یا جاده، خوب این پول خرج كجا شود، مردم مدرسه می خواهند، درمانگاه می خواهند، جاده هم می خواهند، این كار مردمی است، مشورت كنیم ببینیم نمایندگان بودجه را به چه اختصاص می دهند. اما «عَهْدی» ، عهد خدا، آدم از این یك چیزی را هم می فهمد، الله اكبر، الله اكبر. هی
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 5
چیزهای نویی به ذهن آدم می آید. یك آیه داریم قرآن می گوید: «أَوْفُوا بِعَهْدی أُوفِ بِعَهْدِكُم» (بقره/40)شما به عهد من وفا كنید من هم به عهد شما. . . «عَهْدی» چی است؟ امامت عهد خداست، یعنی «أَوْفُوا بِ» امامت، من هم «اوفِ» . . . یعنی اگر شما آن امامی كه من گفتم: دنبالش رفتید من هم آنطور كه شما می گویید انجام می دهم. «أَوْفُوا بِعَهْدی أُوفِ بِعَهْدِكُم» ، «عَهْدی» چی است؟ «لا یَنالُ عَهْدِی» ، «عَهْدی» چی است؟ امامت است، «إِنِّی جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماما» (بقره/124)خدا اولتیماتوم داده، یعنی گفته توحید لغو شود، شرك حبط می شود، امامت، «وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ»
حالا. آقایانی كه دیر پیچ تلویزیون را باز كردند، مسأله چی است؟ «أجمع» ، پیغمبر جمع كرد اصحاب را، «أذّن» اعلامیه داد، اذان گفت، همه خانم هایش را آورد، اهل بیتش را آورد، مراسم را كه انجام دادند به چهارراه رسیدند به نام غدیر خم این آیه نازل شد، این پیام دارد، رسول، نه نبی، «بلّغ» نه «أبلغ» ، «أنزل» نه از تحلیل سیاسی شخصی، «مِنْ رَبِّك» نه «من الله» ، «وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ» نگفته «و ان لم تبلغ» ، «فَما بَلَّغْتَ» یعنی اگر علی نباشد كل زحمت ها هدر می رود. اگر امام رضا می فرماید: امامت قوام اسلام است. قصه جدی است.
تمام برنامه ها هم این است كه ما ولایت فقیه نداشته باشیم. چون كشورهایی كه همینطور یك نمازی می خوانند، قرآنی می خوانند، روزه ای می گیرند، آمریكا بر همه اینها مسلط شده، آمریكا سالها حكومت می كرد، از وقتی مردم دستشان را گذاشتند در دست امام، دیگر آمریكا حریف نشد. می گویند یك كاری بكنیم اینها دست در دست امام نباشد. حالا تزِ اسلام منهای روحانیت باشد، ما دین می خواهیم كار به آخوند نداریم. بله، اگر آخوند كج است كمرش را می زنیم ولی ولایت فقیه كه كج نیست، ما مسأله ولایت فقیه را باید سفت بگیریم، چون قوام ما با این است، امام رضا فرمود امامت قوام شماست. قرآن می گوید اگر علی نباشد زحمات بقیه هم هیچ می شود، «فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ» قرآن هیچی، روایات هیچی، همه اش هیچی؟ بله علی نباشد همه هیچی. برق اگر نباشد تمام لامپ هایی هم كه وصل كردید نور در آن نیست. بعد می گوید: «وَ اللَّهُ یَعْصِمُكَ مِنَ النَّاس» این كه می گوید: «یَعْصِمُ» از معصوم است، اینكه می گویند فلانی معصوم است یعنی محفوظ است، خدا محفوظ می كند تو را از مردم، معلوم می شود پیغمبر یك دغدغه ای داشت. هیچ كجا پیغمبر طفره نمی رفت، در بیان معرفی حضرت علی پیغمبر طفره رفت، چون اگر طفره نمی رفت این لحن لحنی است كه طفره می رود. اگر پیغمبر طفره نمی رفت كه نمی گوید: «وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَه» اولتیماتوم برای كسی است كه هی طفره می رود، پیغمبر طفره می رفت. چرا طفره می رفت؟ از یك عده می ترسید، «وَ اللَّهُ یَعْصِمُكَ مِنَ النَّاس» . بعد چه گفت: «مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِیٌّ مَوْلَاهُ» (كافی/ج /1ص 420)بعد هم گفت: «فَهَذَا» بعد هم دست علی را بلند كرد. گفت این، دستش را هم خوب بلند كرد، یك جوری دستش را بلند كرد كه زیرِ بغل حضرت علی پیدا بود، یعنی همچین نكرد، همچین كرد.
6- بیعت مردم، بیانگر معنای سیاسی ولایت
بعد هم می گویند مولا یعنی دوست، می گوییم مگر دوستی بیعت می خواهد؟ مردم آمدند بیعت كردند. بابا شما سوهان هم دوست داری، گز هم دوست داری، پلو هم دوست داری، پول هم دوست داری، پست هم دوست داری، مگر هر كسی
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 6
هر كسی را دوست دارد باید بیعت كند؟ اینكه بیعت كردند پیداست مسأله سیاسی بود، مسائل سیاسی و حكومتی بیعتی می خواهد، علاقه. . . مگر شما با هر كسی رفیق هستی با او بیعت می كنی؟ از همه گذشته هركه هم من را دوست دارد علی را دوست داشته باشد لازم است لبِ چهارراه باشد؟ سه روز جمعیت آنجا معطل شدند، به قدری هوا داغ بود كه لباسهایشان را كندند زیر پایشان انداختند كف پایشان می سوخت. بعضی ها لباسهایشان را سر كشیدند، سرشان می سوخت، كله ها هم تراشیده بود، آخر عید قربان همه حاجی ها كله هایشان را می تراشند. كله بی مو، خورشید مكه، شن داغ، سه روز معطل، فرمود به جلویی ها بگویید برگردند، عقبی ها برسند، بعد علی ابن ابیطالب كی شد؟ اینها را چرا گذاشتند بعدا، اگر قبل از مكه در اعمال حج، علی را معرفی می كرد چه می شد؟ لطیف است، حالا اینها را اسمش را می گذارند روانشناسی تبلیغات، در دنیا پنج تا كشور دكترای تبلیغات می دهد. ببین روانشناسی تبلیغات را، حضرت رسول گذاشت یك جایی كه كوچه پس كوچه و خانه و خیمه ای نباشد، یعنی همه بیابان باشد كه همه مكشوف باشد. همه ببینند، یك. هیچ كجا پیغمبر از اولی كه پیغمبر شد تا وقتی از دنیا رفت، هیچ كجا پیغمبر جمعیت یك دستی را جز غدیرخم پیدا نمی كرد، آخر در مكه هر كدام یكی طواف می كند یكی خواب است، یكی در خیمه است، یك جا كه همه مردم یك دست باشند، همه بعد از اعمال حج باشند، بعد هم پیغمبر فرمود دو سه روز دیگر نیستم، آخر وقتی آدم به بچه اش می گوید دو روز دیگر بابایت را نمی بینی، بچه نسبت به ملاقات حساس می شود، پیغمبر مردم را حساس كرد، بعد هم از سه طرف، ببخشید، از چهار طرف این طور كرد، فرمود كه «ألا تسمعون» صدا می آید؟ گفتند بله، اینجوری كرد «ألا تسعمون» ، بله، «ألا تسمعون» استماع می كنید؟ صدا می آید؟ از چهار طرف اقرار گرفت. هیچ سخنرانی پیغمبر از چهار طرف اقرار نگرفت. ما گفتیم مگر چه قضیه ای است قصه، بعد فهمیدیم وقتی حق حضرت علی غصب شد، فاطمه زهرا شبها در خانه ها را می زد می گفت شما در غدیرخم نبودید؟ می گفتند آن دورها بودیم صدا نمی آید، وقتی گفت صدا نمی آمد من فهمیدم چرا پیغمبر از چهار طرف اقرار گرفت، یعنی می دید كه زهرا درِ خانه را بزند و اینها بگویند ما صدا را نشنیدیم وگرنه پیغمبر خیلی سخنرانی كرد، بعد هم پیغمبر نمی گوید: «قال» می گوید: «خطب» می دانید فرق بین «قال» و «خطب» چه است؟ «قال» تك جمله است، یك حدیث است، «خطب» سخنرانی است، سخنرانی چند صفحه است به كتابهای معمولی، یعنی سخنرانی اش دو كلمه ای نبوده، در سخنرانی اش تمام مسائل اعتقادی بوده، آدم بین مسائل اعتقادی نمی گوید كه «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم» بنده حضرت ابراهیم را دوست دارم، بنده خدا را دو ست دارم، بنده قرآن را دوست دارم، بعد یك مرتبه بگوید بنده نخودچی كشمش را دوست دارم، اِه، آخر باید تناسب داشته باشد، در سخنرانی مسائل نبوت و توحید و معاد بود، قاطی مسائل توحید و نبوت باید یك چیزی بیاید كه هم وزن آنها باشد.
7- اطاعت از اولی الامر، هم ردیف اطاعت از پیامبر
قرآن وقتی می گوید: «أَطیعُوا اللَّهَ» بقیه اش را هم شما بخوانید «وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ» (نساء/59)وقتی می گوید: «أُولِی الْأَمْرِ» ، اولی الامری كه كنار الله و رسول است، باید كارش هم شبیه خدا و رسول باشد، نمی شود گفت: «أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ» «و اطیعوا صدام حسین» ، اِه، آدم نمی گوید عسل بخور، بعد یك مرتبه بگوید پِهِن بخور،
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 7
پِهِن را كه كسی كنار عسل نمی گذارد، صدام حسین را كه كسی پهلوی. . . وقتی می گوید: «أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ» ، «أُولِی الْأَمْرِ» ی كه كنار خدا و رسول است باید كارش هم فتوكپی كار پیغمبر و رسول باشد. پیغمبر فرمود «تَنَزَّلُ الْمَلائِكَه ی» (قدر/4)شب قدر ملائكه می آیند كجا می روند؟ گفت می روند پهلوی پیغمبر گفت بعد از من كجا می روند؟ گفت نمی دانم گفت می روند خانه علی ابن ابیطالب، باید یك كسی باشد كه لیاقت داشته باشد كه فرشته های آسمان شب قدر، «تَنَزَّلُ» بر او نازل شوند. تبریك گفتند، آخر بعضی ها می گویند: «مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ» یعنی هركس من را دوست دارد علی را هم دوست داشته باشد، ما حرفمان این است كه دوستی بیعت نمی خواهد، دوستی سه روز معطلی نمی خواهد، دوستی اقرار از چهار طرف كه «ألا تسمعون» نمی خواهد، دوستی تبریك نمی خواهد، دوستی تهدید نمی خواهد، در همین خطبه پیغمبر تهدید كرد، فرمود هركه علی را رها كند كذا و كذا، اوه چه تهدیدهای تندی، من تهدیدهایش را دیگر نمی گویم.
حالا می شود این بحث تاریخی را رها كنیم، حالا هزار و چهارصد سال پیش هركه بوده بوده دیگر، مگر می شود رها كرد؟ ما یك ذره یك هزارم عدالت علی، یك هزارم عدالت علی ابن ابیطالب در كشورمان باشد قصه حل می شود، یك هزارمش، نه عدل علی، یك هزارمش باشد خیلی حل می شود. چه پولهایی كجا ورم كرده است. هر جا دست می زنی بی عدالتی است. علی ابن ابیطالب كه پوست و گوشت علی را نمی خواهیم، فكر علی، مكتب علی، تربیت علی، مشی علی، شجاعت علی، اخلاص علی، توكل علی، شمشیر علی، سوز علی، شور علی، ما می گوییم علی یعنی به عنوان یك مكتب، مكتب علی ابن ابیطالب. شیر می آورند می گویند نصفش را بدهید به ابن ملجم، الله اكبر، كی به قاتلش شیر می دهد؟ در نماز گفت انگشترم را بگیر، حتی نگفت بنشین نمازم تمام شود، یعنی كمك به فقرا در نماز است نه بعد از نماز. هزار ركعت نماز خواندن و خسته نشدن، در عمرش پشت به جبهه نكردن، هزار باب علم كه از هر بابی هزار باب باز می شود، فرمود من به آسمانها آشناتر از زمین هستم، یك همچین علمی، یك همچین، (من كنت مولاه) ، خیلی ما محروم شدیم. هزار و چهار صد سال از عدل علی محروم شدیم حالا یك كسی كه دم از عدل می زند مردم به عشق نسیمی از عدل شاید بویی از عدل، امیرالمؤمنین مجرم را آورده اند شلاقش بزنند یكی از اصحابش سه تا بیشتر می زند فرمود چرا بیشتر زدی؟ بده من شلاق را، شلاق را گرفت، قنبر را خواباند، حالا قنبر بود یا كس دیگر، سه تا شلاق به او زد، چه كسی الآن حاضر است كه مثلا بگوییم آقا حالا ایشان بابا یك قاضی بوده یك سه تا شلاق اضافی زده، این حرفها نیست، ما جرأت نداریم یك قاضی را بخوابانیم دو تا شلاق كه اضافه زده به خودش بزنیم. البته من قاضی سراغ دارم كه خودش خوابید گفت من دو تا شلاق اضافه زدم به من بزن. یك همچین قاضی ای من الآن در جمهوری اسلامی الحمدلله سراغ دارم ولی نادر است. حالا ببینید ایشان می دانید خدمت كرده سوابقی دارد، ایشان نمی دانم چنین است، چنان است، بابا همه خصوصیاتش خوب، ولی اینجا خلاف كرد. حضرت امیر نگفت ببین چه سوابقی دارد، فرمود بخواب سه تا شلاق به او زد. این عدل اینطور كه آدم نمی تواند هضم كند.
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 8
روز عید غدیر خیلی روز مهمی است و ضمنا به شما بگویم امام زمان هم كه ظهور كند، سه مرتبه در قرآن آمده است، «لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ كُلِّهِ» (توبه/33)، (فتح/28)، (صف/9)این تكرار شده، سه بار این جمله ای كه خواندم سه بار آمده، «لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ كُلِّهِ» یعنی اسلام كره زمین را خواهد گرفت. آن اسلامی كه كره زمین را بگیرد اسلام غدیرخم است، به چه دلیل؟ برای اینكه در غدیرخم می گوید: «الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَكُمْ الْإِسْلَامَ دِینًا» (مائده/3)یعنی از دین غدیرخم من راضی هستم، آنوقت راجع به آینده تاریخ هم می گوید: «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا» (نور/55)خدا وعده داده به مؤمنین «لَیَسْتَخْلِفَنَّهُم فِی الْأَرْضِ» ، «وَلَیُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمْ الَّذِی ارْتَضَی لَهُمْ» ، «دِینَهُمْ الَّذِی ارْتَضَی» ، «الْیَوْمَ رَضِیتُ» آن دینی كه ارتضا حاكم خواهد شد. در غدیرخم می گوید «رَضِیتُ لَكُمْ» در امام زمان می گوید «ارتضی» پیداست كه «ارتضی» و {DE «DE} رَضِیتُ {DE» DE}ریشه اش یكی است، پیداست آن مكتبی كه، آن عدلی كه می تواند همه دنیا را عاشق كند و زیر پرچم خودش جمع كند آن {DE «DE} رَضِیتُ لَكُمْ الْإِسْلَامَ» است.
خدایا تو را به حق آبروی امیرالمؤمنین ظهور حضرت مهدی را، عیدی ما را، عیدی غدیر ما را، ظهور حضرت مهدی قرار بده. ما را از بهترین شیعیان امیرالمؤمنین و از بهترین یاران حضرت مهدی قرار بده. خدایا آنهایی را كه به زهرا گفتند دور بودیم نشنیدیم، ما را از آنها قرار نده كه روز قیامت بگویند نمی دانستیم ربا حرام است، والا می گفتند یك جوری مصالحه كردیم با یك قندی فلان، نمی دانستیم كه دروغ حرام است، نمی دانستیم این فكلش بیرون باشد حرام است، نمی دانستیم كم فروشی حرام است، نمی دانستی اختلاس و رشوه حرام است، نمی دانستی این كلمه حرفی كه می زنی حرام است، ما هم ممكن است این خطرها پیش بیاید كه روز قیامت به ما بگویند ما بگوییم حالا گوشمان. . . قرآن می گوید روز قیامت فرشته های جهنم می گویند آیا {DE «أَوَ لَمْ تَكُ تَأْتیكُمْ رُسُلُكُمْ بِالْبَیِّناتِ» DE}(غافر/50)انبیا هركدامشان به شما نگفتند، می گویند شنیدیم گوشمان بدهكار نبود، اصلا نمی دانستیم یك میلیون داریم دویست هزار تومانش سهم امام و خمس است، این یك باغ انگور دو تا جعبه اش برای فقرا نبود؟ شنینیدم خمس است. نشنیدی حج واجب است؟ پول یك موتور هندا می رفتی مكه، دهها میلیون دادی برای قبر پدرت، دهها میلیون دادی برای سرویس ماشینت، آنوقت یكی دو میلیون خرج مكه نكردی؟ خیلی گیر هستند آنها، آنها یی كه به فاطمه گفتند ما نشنیدیم مواظب باشند ما جزء آنها نباشیم كه بگوییم احكام خدا را نشنیدیم. خدایا گوش شنوا، قلب عاشق، دل عارف، زبان ناطق به ذكر خدا، عمر با بركت، علم مفید، مرحمت بفرما. كشور ما، رهبر ما، دولت ما، امت ما، نسل و ناموس ما، مرز و انقلاب و آبروی ما، هرچه كه به ما داده ای در پناه امیرالمؤمنین حفظ بفرما.
«والسلام علیكم و رحمه ی الله و بركاته»
کليه حقوق برای مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن محفوظ است