تفسیر سوره قریش (2)

بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
این بحث در هفته بسیج پخش می شود كه به گردن همه ما حق دارند. بسیجی كه در یك زمان خط اول بود، نیرو زیاد، توقع كم. عشق زیاد، مصرف كم؛ و امروز هم در سازندگی، در كارهای بسیاری از چهره ها الحمدلله درخشیده، در مسأله ورزش، در مسابقات بین المللی علمی، در كارهای عمرانی، به لطف خدا چهره درخشانی است و ما باید همه مان بسیجی باشیم. اصولاً انسان خیلی توان در وجودش هست، خیلی توان در وجودش هست. اگر این توان ها متمركز شود، هدایت شود، ما هیچ مشكلی انشاءالله نخواهیم داشت. خداوند انشاءالله تمام كسانی كه به گردن ما حق دارند، اول از همه انبیاء، بعد از انبیاء، اوصیاء و ائمه، بعد از ائمه مراجع تقلید و اساتید و معلمین، امام، شهدا، رزمندگان، كسانی كه در وجود ما یك، در اسلام ما دو، در شیعه بودن ما سه، در تعلیم و تربیت ما، در انقلاب و استقلال و عزت ما سهمی داشتند، نقشی داشتند، آنها كه رفتند خدا روحشان را از ما راضی و آنهایی كه هستند خداوند انشاءالله عزت دنیا و آخرت بهشان مرحمت كند.
بحث ما در این زمینه سوره «لِإِیلَافِ قُرَیْشٍ» (قریش/1)بود. موضوع این بود كه پادشاه یمن ساختمانی برای عبادت ساخت، عربی به ساختمانش جسارت كرد، گفت من انتقام می كشم، كعبه شما را خراب می كنم، لشكر فیل سوار آمد كعبه را خراب كند، پرنده هایی با موادی اینها را پودر كردند، خداوند می گوید می دانی چرا این كار را كردم؟ برای اینكه مكه منطقه امن باشد. چرا منطقه امن باشد؟ می خواهم شما بروید در خط خدا، «فَلْیَعْبُدُوا رَبَّ هَذَا الْبَیْتِ» (قریش/3)من در این زمینه حرفهایی داشتم در جلسه قبل زدم، بقیه اش ماند. یك مقداری عنایت داشته باشیم، نكاتی را از این «فَلْیَعْبُدُوا» استفاده كنیم.
1- معیشت و امنیت، دو نعمت بزرگ الهی
«بِاِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَانِ الرَّحِیمِ، فَلْیَعْبُدُوا رَبَّ هَذَا الْبَیْتِ الَّذِی أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَآمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ» (قریش/3- 4)
پس بندگی كنم پروردگار این كعبه را كه او، زیرا كه او اینها را از جُوعٍ، از گرسنگی نجات داد و از خوف هم نجات داد. معلوم می شود بزرگترین مشكل انسان یكی مشكل اقتصادی است، یكی مشكل امنیت. یك زمانی كه به ما حمله می شود مهم ترین مسأله مسأله جنگ است كه باید همه برویم مشكل جنگ را حل كنیم. الآن كه به لطف خدا جنگی نیست باید مشكل اقتصادی را حل كنیم. قرآن در میان مشكلات دو تا مشكل را دست رویش گذاشته. «أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ» ، جُوعٍ یعنی گرسنگی، «أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ، وَآمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ» . اصلاً اگر كشور امن نباشد نمی شود عبادت كرد. چطور؟ قرآن می فرماید «مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا» (نور/55)بعد می گوید: «یَعْبُدُونَنِی» ، كلمه «یَعْبُدُونَنِی» بعد از امنیت است. یعنی تا امنیت نباشد عبادت نیست. بنده اگر در تلویزیون حدیث می خوانم چون مملكت امن است. اگر حدود بیست میلیون بچه
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 2
می روند مدرسه چون كوچه و بازار امن است. میلیون ها مسافرند، چون جاده ها امن است. دانشجو، كارگر، كشاورز، هر كس هر كاری می كند بخاطر امنیت است. پس اول امنیت، بعد «یَعْبُدُونَنِی» اینجا می گوید: «فَلْیَعْبُدُوا» عبادت بند شده به امنیت. اینجا هم عبادت بند شده به امنیت.
حالا، بچه ما نماز نمی خواند، بعضی ها نسبت به نماز سنگینند. این مشكلی است كه امور تربیتی و آموزش و پرورش و پدر و مادر و خیلی خانه ها گرفتارند. می گویند آقا بچه ما نسبت به نماز سرسنگین است. نسخه چی است؟ عرض كنم به حضور شما كه مشكل اینكه بعضی نسبت به عبادت سرسنگیند؛ اول یك چند تا تیغ رفته توی پایشان، این تیغ ها را باید درآورد. مثلاً می گوید كشورهایی كه نماز نمی خوانند پیشرفته ترند. باید بهشان گفت پیشرفتشان بخاطر نماز نخواندنشان نیست، بخاطر این است كه درس خواندند. ما نمی گوییم كه فقط نماز بخوان، می گوییم هم نماز بخوان هم درس بخوان، ما نماز را جای درس نمی گذاریم. ببینید هیچ چیز جای چیزی نیست. سلسله مراتب باید حفظ شود.
2- نماز به جای خود، تحصیل علم و كسب وكار به جای خود
یك نكته بهتان بگویم برای شما جدید است، فكر نمی كنم شنیده باشید. ببینید، ما دو تا پول داریم، پولِ بعد از انجام وظیفه، پولِ به جای انجام وظیفه، هردو هم در سوره جمعه آمده. بعد از انجام وظیفه می گوید پول خوب است، چطور؟ در سوره جمعه می گوید «فَإِذَا» اذا یعنی چه؟ زمانی كه، «فَإِذَا قُضِیَتْ الصَّلَاه یُ فَانتَشِرُوا فِی الْأَرْضِ» (جمعه/10)منتشر شوید، پخش شوید در زمین، «وَابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ» بروید سراغ پول، بعد از نماز جمعه، بعد از انجام وظیفه. یعنی بعد از نماز جمعه پاشوید بروید پول پیدا كنید. این پول، پولِ خوبی است. یك پول به جای انجام وظیفه است. پیغمبر داشت نماز جمعه می خواند، وسطِ خطبه هایش یك طبلی زدند جنس تعاونی آوردند به قول امروزی ها، پاشدند همه رفتند. خدا می گوید عجب، «وَإِذَا رَأَوْا تِجَارَه یً أَوْ لَهْوًا انفَضُّوا إِلَیْهَا وَتَرَكُوكَ قَائِمًا» (جمعه/11)پیامبر خطبه می خواند دوازده نفر نشستند كل جمعیت رفتند سراغ خرید. پس اگر به جای انجام وظیفه دینی رفتی سراغ پول، بسیار پول بد است. اگر بعد از انجام وظیفه رفتی سراغ پول خوب است. در سوره جمعه یك آیه می گوید بعد از نماز جمعه برو پول پیدا كن، آیه آخر می گوید چرا به جای نماز جمعه رفتی سراغ پول. پس شما پول را به جای. . . درس هم همینطور است، درس بعد از نماز خوب است، درس به جای نماز خوب نیست. چون درس به جای نماز یعنی انسان خدا را رها كند برود سراغ درس، خوب كه متخصص شد، تخصصش را یك طاغوتی می خرد.
زمان جنگ من رفتم بعضی از این كشورهای اروپایی، پزشكان ایرانی را دعوت كردیم. گفتیم آقا الآن در ایران جنگ است، بسیجی های ما تكه تكه می شوند، بیایید ایران. گفتند ما اینجا راحت تریم، دلار بخواهید می دهیم، دارو هم بخواهید می دهیم، اما خودمان حالش را نداریم بیاییم. این آقا از روزی كه رفت دانشگاه به قصد رفاه رفت. یعنی درس را به جای خدا گذاشت. آن كشور آلمان بود، من بهشان یك چیزی گفتم. گفتم اگر بگویند سگ های اتریش دلارش بیشتر است، شما همینطور كه آدم های ایران را ول كردید آمدید سراغ آدم های آلمان، اگر بگویند دلار سگ های اتریش
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 3
بیشتر است باز آدم های آلمان را وِل می كنید می روید سراغ سگ های اتریش. از اول نیتتان خدا نبوده، گیر توی نیتتان بوده. نیت خراب بوده. در قرآن همان مقداری كه می گوید: «وَاسْجُدُوا» می گوید: «وَاعْلَمُوا» ، یعنی هم امر به سجده داریم، هم امر به «وَاعْلَمُوا» تحصیل به علم.
3- راههای دعوت نسل جوان به نماز
اگر خواستیم مردم را به نماز دعوت كنیم اول بزرگی خدا را بگوییم. ما اگر یك كسی را بزرگی اش را بگوییم مردم نسبت به او تواضع می كنند. آقا ایشان را می شناسی؟ این، مثلاً یك پیراهن بیاورند بگویند این پیراهن را می دانی، این پیراهن را امام رضا (ع) پوشیده، اِه، بده من بپوشم، ما بفهمیم این پیراهن به بدن كی. ما بفهمیم كی بوعلی سینا، سلام علیكم، یك مقداری بزرگی خدا را باید بگوییم. قرآن بخوانم: «بِاِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَانِ الرَّحِیمِ، یَخْلُقُ مَا یَشَاءُ» هرچی بخواهد او آفریده، خلق می كند. «إِذَا قَضَی أَمْرًا فَإِنَّمَا یَقُولُ لَهُ كُنْ فَیَكُونُ» (آل عمران/47)یك اشاره می كند هستی بوجود می آید. «وَلِلَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَی» (اعراف/180)بهترین كمالات مالِ اوست، «إِنَّ الْعِزَّه یَ لِلَّهِ جَمِیعًا» (یونس/65)تمام عزت مال اوست «أَنَّ الْقُوَّه یَ لِلَّهِ جَمِیعًا» (بقره/165)تمام قدرت مال اوست، تمام عزت مال اوست. اول بگوییم كه خدا هیچ نیازی به ما ندارد.
مسأله دوم، ضعف خودت. آقا نماز نمی خوانی، «خُلِقَ الْإِنسَانُ ضَعِیفًا» (نساء/28)یادت می آید در قنداق بودی، مگس روی دماغت نشسته بود، هی اذیت می شدی، دستت جان نداشت این مگس را بلند كنی، آنوقت حالا زور پیدا كردی گردن كلفتی می كنی؟ یادت می آید آب نمی توانستی بخوری، آب دهانت می گذاشتند از كنار لبت می ریخت؟ چیزی نیست كه «لَنْ یَخْلُقُوا ذُبَابًا» (حج/73)همه جمع شوند یك پشه، مگس نمی توانند خلق كنند. «مَنْ یَأْتِیكُمْ بِمَاءٍ مَعِینٍ» (ملك/30)اگر كندی به آب نرسیدی چه می كنی؟
خانم، این رقم حجاب، خانم این رقم حرف، برادر این رقم درآمد، این رقم رشوه، این اختلاس، این ربا، شما فكر نمی كنی قهر خداست؟ چرا كم فروشی می كنی؟ «أَلَا یَظُنُّ أُولَئِكَ أَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ لِیَوْمٍ عَظِیمٍ» (مطففین/4- 5)كم فروش ها، فكر نمی كنید قیامت باید جواب دهید؟ اگر هرچی كندید به آب برسید، نرسیدید «مَنْ یَأْتِیكُمْ بِمَاءٍ مَعِینٍ» (ملك/30)كی برایتان آب می آورد؟ «وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ یَشْفِینِی» (شعراء/80)مریض شدم او شفایم می دهد. «أَنْتُمْ الْفُقَرَاءُ» (فاطر/15)ما چیزی نیستیم، مرد خدا نماز شب خواند گفت: خدایا نماز شب خواندم، اما چه چیزی اش از من بود؟ طاقتی كه پاشدم از تو بود، خودم از تو هستم، جانم از تو بود، آبی كه وضو گرفتم از تو بود، حافظه ای كه حمد و سوره ام یادم بود از تو بود، توفقیق نمازم از تو بود، اصلاً چیزی از من نیست. ما هیچیم، یك كسی خانه خریده بود دعا به گچ ها می كرد. می گفت خدایا سایه گچ های خانه را از سرِ من كم نكن. بهش گفتند چرا به گچ ها دعا می كنی؟ گفت هیچ چیز این خانه از من نیست، هر آجری اش را از كسی قرض كردم، فقط این گچ ها این ها را نگه داشته، اگر این گچ ها نباشد هر آجری می پرد پهلوی صاحبش. چیزی از ما نیستیم.
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 4
4- توجه به عظمت خالق و ضعف مخلوق
توجه به عظمت خدا، بحثمان این است، «بِاِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَانِ الرَّحِیمِ» چگونه كسی را دعوت به نماز كنیم؟
1- عظمت خدا را برایش بگوییم.
2- ضعف خودمان را برایش بگوییم، «إِنَّكَ مَیِّتٌ» فكر نمی كنی می میری؟ «وَإِنَّهُمْ مَیِّتُونَ» (زمر/30)یك كسی اصلاح صورتش اسلامی نبود، یك نفر بهش گفت خدا به پدر و مادرت عمر بدهد، اگر بابایت از دنیا برود این رقمی اصلاح می كنی؟ گفت نه اگر پدرم از دنیا برود تا چهلمش یك خورده مراعات می كنم. گفت یعنی خدای حیّ به اندازه مرده پدرت نمی ارزد؟ تو برای مرده پدرت این رقمی اصلاح می كنی، آن وقت خدای حی. شما اگر مریض هم بشوی این كار را می كنی؟ دختر خانم در دانشگاه هستی آنقدر مادرت صلوات فرستاد تا توی كنكور موفق شدی، باید این رقمی باشی در دانشگاه؟ «كُلُّ شَیْ ءٍ هَالِكٌ» (قصص/88)هر نفسی كه می كشیم یك قدم به قبر نزدیك تر می شویم، برای چی گردن كلفتی می كنی؟ یادمان باشد اول نطفه بودیم، دو سه روز دیگر جیفه هستیم، الآن هم سر تا پا احتیاجیم، حافظه را از ما بگیرند اسم خودمان را هم فراموش می كنیم، آب فرو برود هرچه بكنیم به آب نرسیم چه می كنیم؟ مریض شویم شفا پیدا نكنیم چی؟ حركت زمین كند شود، شب طول بكشد، چه خاكی به سرمان می كنیم؟ روز طول بكشد چه خاكی به سرمان می كنیم؟ تمام ابرقدرتها یك مگس نمی توانند خلق كنند. پس ببینید توجه به عظمت خدا یك، توجه به ضعف خودمان دو، مسأله سوم، تشكر، بابا سگ را نان بهش می دهی یك دم تكان می دهد، ما این همه نعمت خواستیم دیگر نباید یك سری تكان دهیم. ماشین را بنزین بریزی راه می رود، درخت میوه می دهد، میوه ندهد سایه و چوب می دهد، دو سه استخوان بدهی به یك سگ بخورد، اگر دزد بیاید در خانه صاحبش حمله می كند، یعنی ما در مقابل این همه نعمت ها هیچی بدهكار نیستیم؟ تشكر از نعمت ها، «أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ، آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ» (قریش/4)
5- عشق فطری انسان به خداوند
مسأله دیگر، اصلا انسان فطرتاً عاشق یك كسی است، اصلاً انسان كه می گویند انسان، بعضی ها می گویند از انس است، بخاطر اینكه اصلاً دل، مثل ظرف است، ظرف نمی شود خالی باشد، حالا یا آب دارد، یا هوا دارد یا هرچیزی. دل باید به یك كسی قلاب شود، اگر به خدا قلاب نشود، به كی می خواهد قلاب شود؟ دیگران كسی نیستند. «عِبَادٌ أَمْثَالُكُمْ» (اعراف/194)این آقایی كه قربانش می روی این هم یك نفری هست مثل شما، این هم از ترس پشه می رود در پشه بند. قرآن روز قیامت می گوید «أَیْنَ شُرَكَایی» (فصلت/47)آنهایی كه بله قربان گویش بودی كجا هستند؟ «لَا یَمْلِكُونَ لَكُمْ رِزْقًا» (عنكبوت/17)رزق دست شما نیست. یك چیزی بهتان بگویم؟ امیرالحاج، یعنی نماینده حضرت امام در حج و رئیس سازمان حج، دو تا تصمیم گرفتند یكی از مسؤولین مملكتی را ببرند مكه. این را كی به من می گفت؟ رئیس سازمان حج می گفت، می گفت هم نماینده امام، هم خودمان تصمیم جدی گرفتیم كه فلانی را ببریم، دعوتش كردیم ایشان گفت من از مسؤولین كشور هستم، گرفتارم، گفتیم آقا با آخرین پرواز برو با اولین پرواز برگرد و شما حیف است
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 5
مكه نیایی. خلاصه می گفت همه بسیج شدیم كه آقا را ببریمش. آخرین پرواز در پله هواپیما پایش تاب خورد و نشد كه بیاید، ما خواستیم بیاید نشد، دو، بنده و فلانی تصمیم گرفتیم كه فلانی امسال مكه نیاید. می گفت اسمش را بزرگ نوشتم زیر شیشه كه وقتی امضاء می كنیم ایشان را امضاء نكنیم. می گفت در مكه گفت سلام علیكم، حال شما خوبه؟ از اینكه شما امضاء كردی من متشكرم. گفتم اِه، بعد معلوم شد تمام دقت ها را كردم آن لحظه كه باید اسم ایشان را امضاء كنم خدا از ذهن من برده. یعنی تصمیم گرفتیم نرود او رفت و تصمیم گرفتیم فلانی برود، نرفت. در مناجات شعبانیه است، «اِلَهی بِیَدِكَ لَا بِیَدِ غَیْرِكَ زِیَادَتِی وَ نَقْصِی» (بحارالانوار/ج /91ص 96)عزت و ذلتم دست توست. اگر ما به این توجه داشته باشیم كه همه چیز دست خداست، عزت دست خداست. «لَا یَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَلَا نَفْعًا» (مائده/76)
6- نماز جماعت در مسجد، بسیج عمومی دینی
توجه داشته باشیم كه این عبادت ها چقدر برای ما ذخیره قیامت است. چه نقش هایی دارد عبادت. شما همین نماز جماعت را حساب كن همه چیز تویش است. خود نماز جماعت یك بسیج است. «قَد قامت الصَّلَاه یِ» همه می آیند، نمی گوید آقا ببخشید شما چند كیلو هستی؟ به تو چه؟ آقا ببخشید شغل شما چی است؟ به تو چه؟ «قَد قامت الصَّلَاه یِ» همه می آیند. اصلا كسی نمی پرسد سفید پوستی یا سیاه پوستی. حج یك بسیج است، اصلاً كلمات قرآن كه گفته «كَافَّه یً» كلمه «كَافَّه یً» یعنی بسیج، یعنی همه. همه با هم «سَمِعَ اللَّه» روحانی مسجد كه می آید رابطه امام جماعت با همه یك جور است. احترام شهدا، گفتند هر كس یك مهر كربلا توی جیبش باشد. سه چیز نماز را قبول می شود. یا حضور قلب كه آدم سرِ نماز حواسش جمع باشد، اگر حواست پرت است لااقل نافله بخوان، اگر یك كسی مثل من است، هم حواسش پرت می شود هم حال نافله ندارد، می گویند لااقل مهر كربلا. این مهر كربلا یعنی چه؟ یعنی همه یادتان باشد شهدا را، شهدا فراموش نشوند. الآن می دانی چند میلیارد تومان خرج می كنند كه شهدا فراموش نشوند یادواره می گذارند. در هر شهری، منطقه، البته كار خوبی است، به دیوارها عكس شهید را می گذارند، دو سه باران می آید باز خراب می شود. اسلام گفته اگر می خواهید شهدا فراموش نشوند مهر كربلا جیبت باشد، بعد هم سی و چهار بار بلندترین نقطه بدنت را بگذار به خاك كربلا، پیشانی. یاد شهدا در نماز است، مسواك در نماز است، نظافت در نماز است، اطاعت از فرماندهی در نماز است. قبل از ركوع حق نداری ركوع كنی، اگر كسی پیش از نماز، پیشنماز برود ركوع نمازش غلط است، تا آقا پانشده تو «سَمِعَ اللَّه» نگو، قبل از آقا سر به مهر نگذار، قبل از آقا سر از مهر بر ندار. اطاعت از فرماندهی در نماز است، «قَد قامت الصَّلَاه یِ» در نماز است، حضور در صحنه در نماز است، دور ریختن تو و من و نمی دانم اندونزی، مالزی، ترك، عرب، دهاتی، شهری همه حذف می شود. نمی گوییم: «السَّلَامُ عَلَیْنَا وَ عَلَی» كی ها؟ «وَ عَلَی عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِین» نمی گوییم: السلام علینا و علی تركها، السلام علینا و علی عربها، و علی عجم ها، پس چی؟ علی عباد الله، بسیج واقعی، نماز جماعت است. اگر بسیج خواست رشد كند باید نماز جماعت را رشدش دهند. نماز جماعت درست شود، آقا یك نفر پول ندارد، همه مردم مسجد كمك می كنیم یكی یك مقدار پول می دهیم قصه اش حل می شود. اگر هر
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 6
نماز جمعه ای دو تا دختر را جهازیه بدهد نماز جمعه شهرهای بزرگ كه بیست تا، سی تا، نماز جمعه شهرهای كوچك هم هر نماز جمعه ای یكی، ما در یك شهر كوچك پنجاه و دو تا نماز جمعه داریم، پنجاه و دو نفر عروس می شوند. هر نماز جمعه ای یك چیزی. یك طناب را نمی شود پاره كرد اما اگر این را نخ نخش كنی پاره می شود.
7- بسیج امت اسلام در مراسم حج
واقعاً بهترین سیمای بسیج نماز جماعت است، دنبال عموم برای پولدارها هم حج، از همه كره زمین می آیند، تازه مردم عادی را خدا گفته اینجایت را به خاك بمال. خدا به پولدارها گفته همه بدنت را باید به خاك بمالی. به حاجی ها می گوید هرچه لباس داری كنار بگذار، لخت مادرزاد شو. یك كفن بپوش برو مشعر در خاكها بخواب. بابا من پولدارم، بسمه تعالی، بگیر بخواب. شبِ عید قربان نگاه می كنی یك میلیون پولدار همه روی خاكها خوابیدند. همچنان خدا اینها را خاك مالی می كند. حالگیری می كند مثل قالی كه دمرش می كنند با چوبِ دسته بیل می زنند، قالی را كه دمر كردی با دسته بیل زدی، هرچه غبار دارد در می آید حاج آقا كه همیشه نوكر و كلفت داشته، بابا رئیس جمهور، هركه می خواهی باش، كفن بپوش، همین جا بگیر بخواب.
در مشعر بودم شب عید قربان، صف دستشویی چقدر طولانی. رئیس یكی از دانشگاه های تهران ایستاده بود، جلویش یك سیاه پوست آفریقایی بود، وقتی می خواست برود دستشویی، حوله اش را داد این نگه دارد تا برگردد. آنقدر كیف كردم، چقدر رئیس دانشگاه خوشش آمد؟ گفت چقدر به هم اعتماد داریم، چقدر به من اعتماد دارد. این نمی گوید حالا این لباس های من دستش است، خوب كیسه پولم دستش است مثلا حالا، اصلا معنای اینكه بیایید با هم باشیم، یكی در نماز است، همه با هم، نداریم صفِ اول بنزی ها كه ماشین بنز دارند، صفِ دوم تویوتا، صفِ سوم پژو، تا بالاخره برسیم به موتور گازی. نه اینطور نیست، موتور گازی و بنز همه با همند. همه پیشانی ها باید با هم به خاك مالیده شود. نگفتند تجار سرشان را بگذارند روی سنگ مرمر، كاسب ها بگذارند روی سنگ نمی دانم، یك سنگ دیگر، خلاصه گداها بگذارند روی خاك؛ گدا و فقیر پیشانی شان خاك مالی شود. گدا و فقیر با هم «سَمِعَ اللَّه» ، با هم «بِحَوْلِ اللَّهِ» با هم حضور، كنار هم. بسیج زیبا در حج و نماز است، شیرینی ها اینهاست. «اللَّهُ أَكْبَر» ، خیلی دینِ ما شیرین است. می گویم اخیراً برای هر چیزی یك نمایشگاه هست، مثلاً دو سه روز پیش تهران نمایشگاه گاوها بود، انواع گاوداری ها، نمایشگاه فرش، نمایشگاه چرم، نمایشگاه نمی دانم صنایع دستی، نمایشگاه كتاب، نمایشگاه. . . همه رقم نمایشگاهی هست. بیایید یك كاری بكنیم، هر كشوری ارتش و سپاه و اینها دارد، به قوای مسلح همه كشورها بگوییم بهترین كلمه ای كه راجع به قوای مسلح است بنویسید. شش ماه فكر كنید، تابلو كنید، بیاییم یك نمایشگاه بگذاریم بگوییم نظر نیروهای مسلح كره زمین در صد و چند كشور بهترین كلام راجع به ارتش چه است یا راجع به سپاه چه است؟
8- جایگاه رزمندگان مجاهد در نزد خداوند
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 7
می دانید من چه می گویم؟ من می گویم این كلمه را بنویسید، «بِاِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَانِ الرَّحِیمِ، وَالْعَادِیَاتِ ضَبْحًا فَالْمُورِیَاتِ قَدْحًا» (عادیات/1- 2)خلاص، «عَادِیَاتِ» یعنی اسب هایی كه می دود، «ضَبْحًا» یعنی اوه اوه می كند. یك چیزی كه آدم دوستش دارد می گوید قربانت بروم، خیلی كه دوستش دارد می گوید قربان چشمت، قربان نمی دانم دستت، یك كسی كه خیلی دوست دارد می گوید قربان كفش هایت، یك كسی كه خیلی خیلی دوستش دارد می گوید قربان خاكِ زیرِ پایت، این دیگر خیلی دارد فدایی می شود. خداوند نگفته به رزمنده قسم، گفته «وَالْعَادِیَاتِ ضَبْحًا» قسم به اسبی كه زیر پای رزمنده است و این اسب خسته شده و اوه اوه می كند. یعنی جنگ به قدری ارزش دارد دفاع از كشور، به قدری ارزش دارد كه خدا به رزمنده قسم نمی خورد، به اوه اوهِ اسبش قسم می خورد، نمی گوید قربانت بروم، می گوید قربان خاكِ زیرِ كفشت، بعد می گوید «فَالْمُورِیَاتِ قَدْحًا» ، «فَالْمُورِیَاتِ» جمعِ موریه، موریه جرقه است، دمِ اسب كه به سنگ می خورد جرقه می زند، اوه اوه مالِ سینه است، سینه بالاست، بریم پایین، زیرِ سم اسب. «فَالْمُورِیَاتِ قَدْحًا» قسم به آن جرقه سم اسبی كه زیر پای رزمنده است. «اللَّهُ أَكْبَر» . هر چیز بگویید ما بهترش را داریم. راجع به علم، به تمام دانشگاه ها بگویید آقا راجع به علم یك كلمه بگویید، می خواهیم در نمایشگاه بزنیم مردم بیایند تماشا، اگر به من بگویند راجع به علم یك چیزی بگو من می گویم «بِاِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَانِ. . . » این یك كلمه است مثل مكلبین، ملكبین توی قرآن است، مكلبین از كلب است، كلب هم یعنی سگ، سگ اگر سواد بیاموزد، یعنی اگر آموزش ببیند، سگ آموزش دیده شكارش حلال است. سگِ ولگرد شكارش حرام است. علم به قدری ارزش دارد كه حتی روی سگ اثر می گذارد، سگِ آموزشی. ببینید، راجع به قوای مسلح «وَالْعَادِیَاتِ ضَبْحًا فَالْمُورِیَاتِ قَدْحًا» (عادیات/1- 2)قسم به اوه اوه اسبی كه زیر پای رزمنده است، قسم به جرقه سم اسبی كه زیر پای رزمنده است.
ما مكتبمان خیلی غنی است. هفته بسیج است، بسیجی ها، من نه فرمانده ام، ولی البته خودم عملاً كارهایم بسیجی است یعنی هر كاری كردم نه منتظر آیین نامه بودم، نه منتظر حكم بودم، خیلی كارها را دست بهش زدم انجام دادم، بیایید یك كاری بكنیم، در هر شهری یك جلسه تفسیر باشد، زشت است بیست و هفت سال از انقلاب می رود. یك جوری بكنیم كه دیگر در بسیج كسی نباشد كه نمازش مشكل داشته باشد. «غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَلَا الضَّالِّینَ» (حمد/7)آقا ببخشید «الْمَغْضُوبِین» كی است شما می گویی: «غَیْرِ الْمَغْضُوبِ» ؟ «الْمَغْضُوبِ» كی است؟ «الْمَغْضُوبِ» نمی دانم. دیگر بسیج ما باید بداند «الْمَغْضُوبِین» كی ها هستند، غضب شده های تاریخ كی ها هستند؟ «وَلَا الضَّالِّینَ» منحرفین، منحرفین كی ها هستند. رضاشاه رفت بازدید از یك پادگان، دمِ آشپزخانه گفت پسر، غذایت چه است؟ سرباز گفت، قربان آبگوشت است. رضاشاه رفت سرِ قابلمه دید پلو است، گفت پسر این كه پلو است. گفت قربان چه بهتر. حالا اگر دارید یك كسی كه تفسیر بگوید كه چه بهتر. اگر ندارید ما می توانیم با نهاد دفتر نمایندگی مقام معظم رهبری یك صحبتی بكنیم با مسؤولینش، یك نوارهایی بدهیم تفسیر ده دقیقه ای. روزی ده دقیقه یك دو تا آیه یاد بگیریم. الآن من چقدر دو تا كلمه گفتم؟ گفتم «وَالْعَادِیَاتِ ضَبْحًا فَالْمُورِیَاتِ قَدْحًا» (عادیات/1- 2)این را گفتم، یكی هم گفتم مكلّبین، دو تا كلمه گفتم. اگر
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 8
روزی دو تا كلمه یاد بگیریم یك كسی دو سال، سه سال در بسیج باشد بدنه قرآن را یاد می گیرد. یك تفسیر راه بیاندازیم. یعنی بسیج یك زمانی باید جنگ كند كه كرد و دستش درد نكند، یك زمانی باید خودش رشد كند. حزب اللهی باید روز به روز باسوادتر شود.
یك زمانی در یك، حالا اسم استان را نمی برم آبروریزی است، یك زمانی در یكی از استان های ایران چهار تا چیز داشتیم، لیسانس ریاضی داشتیم، در كل استان چهار تا لیسانس ریاضی بود، الآن من دِه سراغ دارم چهار هزار تا لیسانس تویش است. الآن رشد كرده دیگر نمی شود. ما اگر خواسته باشیم باید روز به روز رشد كنیم، وقتمان را تلف نكنیم، جدول روزنامه نمی خواهد حل كنیم، بسیاری از جدول های روزنامه لغو است، می نشیند مثلاً نشسته جدول روزنامه، خیابان دو حرفی قدیمی تهران، خیابان دو حرفی قدیمی تهران، هی به مخش فشار می آورد می گوید خیابان ری، خوب چه مشكلی حل شد؟ چه مشكلی حل شد؟ مثلا می دانستی چه می شد؟ نمی دانستی چه می شد؟ اما «غَیْرِ الْمَغْضُوبِ» زشت است ندانی، هر روز نماز می خوانی نمی دانی «غَیْرِ الْمَغْضُوبِ» ؟ می گوییم آمین یعنی چه؟ می گوید نمی دانم، اه. نسل بعد از نسل در مسجد آمین گفته هنوز معنای آمین نمی داند یعنی چه. بسیج، هفته بسیج بیاییم شب ها طولانی است، زمستان، /55، 5 غروب می شود، 5: 10 می خوابد، پنج ساعت است، من كه الآن پدر شما حساب می شوم حدود شصت سالم است، همین دیشب من چهار ساعت مطالعه كردم. زشت است منِ پیرمرد چهار ساعت دیشب مطالعه كنم آنوقت تو پسر من هستی نیم ساعت مطالعه نكنی، خوب بد است. من اگر مطالعه نكنم كم می آورم، آخر ژیان كه نمی تواند بنز را بكسل كند. من اگر خواستم در تلویزیون حرف بزنم هر كسی یك نكته ای گیرش بیاید باید مطالعه كنم، شما اگر می خواهی در مقابل این سیل چند میلیون دانشجو بجنبی با این نمی دانم سیكل و اینها نمی توانی بجنبی، با دیپلم، دیپلم كه دیگر حالا سواد نیست. شما باید هرشب یك كلاس بگذارید یا ورزش، تماشای ورزش نكنید، نشسته اتریش به بلژیك گل می زند، به تو چه؟ خودت پاشو گل بزن. مثل این كه آدم چهارپایه بگذارد پول های بانك صادرات را ببیند، خوب به تو چه؟ تماشای پول یعنی چه؟ پاشو خودت پولدار شو. یك مقدار از تماشای فیلم ها حذف كنید، یك مقداری، بسیجی بشوید بسیج فرهنگی. و شده اید. الآن در بسیاری از مسابقات عرض كردم درخشیدید. بسیج ما به لطف خدا قیافه جنگی اش تبدیل شد، هم جنگ است، هم صلح است، مثل امام حسین، امام حسین هم روی دوش پیغمبر است، هم زیر سم اسب است، مثل پیغمبر هم سوار الاغ شد هم سوار براق شد. ما باید در همه ابعاد بدرخشیم. الآن بعدی كه الآن زمین افتاده این است: «بِاِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَانِ الرَّحِیمِ» ، در هر شهری پنج تا جلسه تفسیر نیست. در هر شهری یك نهج البلاغه نیست، «بِاِسْمِ اللَّهِ» ، مسؤولین بسیج بپا خیزید.
«والسلام علیكم و رحمه ی الله و بركاته»
کليه حقوق برای مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن محفوظ است