تفسیر سوره فلق (16)

بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
سوره فلق را با هم بخوانیم. «بِاِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَانِ الرَّحِیمِ» ، «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ وَمِنْ شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ وَمِنْ شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِی الْعُقَدِ وَمِنْ شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ» (فلق/1- 5)
پناه می برم به خدا از شر ما خلق. شرور را بررسی می كردیم، شرور درونی، شرور بیرونی، شرور طبیعی، حالا یك نگاهی هم بكنیم به شرور آینده. خطرهای قبر و قیامت. خطرهای دنیا كم است. عمر دنیا كم است. خطرهای قیامت خیلی مهم است. و ماهم غافلیم. ایمان داریم به قیامت ولی یادمان رفته. در قرآن دو تا آیه داریم. یك آیه داریم «لَا یُؤْمِنُ بِیَوْمِ الْحِسَابِ» (غافر/27)یعنی ایمان به قیامت ندارد، یك آیه داریم «نَسُوا یَوْمَ الْحِسَابِ» (ص/26) «نَسُوا یَوْمَ الْحِسَابِ» غیر از «لَا یُؤْمِنُ بِیَوْمِ الْحِسَابِ» است. یعنی قیامت را قبول داریم ولی فراموش می كنیم. برای اینكه فراموش نكنیم خداوند همه اش به ما گفته كه یادت نرود، قیامت یادت نرود، هر شبی كه می خوابید «كما تنومون تموتون» ، همانطور كه بیدار می شوید انگار قیامت است، هر بهاری انگار قیامت است. درخت های خشك شده دوباره سبز می شود، شما دوباره زنده می شوید. همینطور كه زنده مرده سبز می شود، درخت های برگ ریخته دوباره برگ هایش درمی اید، قیامت است.
1- بدون قیامت، دنیا لغو است
اگر قیامت نباشد، زندگی لغو است. من یك تصویری از قدیم دارم، سالهای پیش گفتم حالا چون نسل ها عوض شده، بعضی ها. . . گفتیم كه این زمین، این هم ریشه درختها، ریشه درختها مواد غذایی را از زمین جذب می كنند به ساقه می دهند، ساقه می شود گل، گل می شود میوه، مواد غذایی می شود گندم، می شود برنج، هرچی. این غذا می رود توی بدن والدین، از همین غذا نطفه درست می شود. این نطفه منتقل می شود به رحم، كم كم خون بسته می شود، گوشت نرم می شود، استخوان، پوست، اعضاء، تا به دنیا می آید. حرف زدن یاد می گیرد، راه رفتن یاد می گیرد تا دبستان تا می شود یك انسان كامل. یك بار دیگر. مواد غذایی زمین می شود گندم و سیب زمینی و سبزی و برنج، این غذا می شود نطفه، نطفه می شود علقه، مضغه، توی رحم مادر رشدهای تكاملی خود را طی می كند تا بدنیا می آید، راه رفتن یاد می گیرد، حرف زدن، پیش دبستانی، دبستانی، راهنمایی، دبیرستانی، دانشگاه می شود یك انسان كامل. انسان كامل سرازیر می شود. كم كم چشم هایش عینكی می شود، صورتش چین می خورد، اعصابش، كمرش خم می شود، پاهایش عصایی می شود، دندانش عملی می شود، یك ذره یك ذره افت می كند تا كم كم مریض می شود و مریضی اش طول می كشد و نفس آخر را می كشد تا وارد قبر می شود و خاك می شود و بعد گوشت ها می پوسد و استخوان ها خاك می شود و تراكتور هم می آید زیر و رو می كند و شهرداری هم می گوید فضای سبز است چی بودیم؟ خاك بودیم؟ از خاك، گندم، نطفه، طفل، انسان كامل، دوباره انسان كامل یك ذره یك ذره وارفت و مرد و شد خاك. خدایا می خواستی ما را
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 2
خاكمان كنی؟ اگر بناست بمیریم خاك بشویم نصفش را من می گویم نصفش را شما بگویید، اگر بناست بمیریم خاك بشویم مگر اول خاك نبودیم؟ می خواستی خاك درست كنی؟ خوب اولش كه خاك بودیم. آیه قرآن است، «أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا» (مؤمنون/115)شما همچین حساب می كنید كه ما شما را آفریدیم عبث؟ عبث یعنی بیهوده، «وَأَنَّكُمْ إِلَیْنَا لَا تُرْجَعُونَ» ؟ اگر بناست از خاك آدم درست كنیم و از آدم دوباره خاك درست كنیم این كه كار عبث است. كدام كوزه گر مست، حاضر است از خاك كوزه درست كند، كوزه اش را بشكند دوباره خرد كند خاكش كند؟ اگر بگوییم معاد نیست، معلوم می شود كار خدا از كوزه گر مست هم نعوذبالله عقب تر است. كمال باید تا آخر برود، گرچه بر حسب ظاهر می میریم، می پوسیم، ولی این پوسیدن هم یك كمال است. درست مثل دانه ای كه می رود زیر خاك كه بعدا سبز بشود و خوشه بشود. پس اگر قیامت نباشد با مردن خاك بشویم، آفرینش عبث است، بیهوده است. «أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا» .
2- تردید در قیامت، تردید در قدرت خداوند
در قیامت هم نباید شك كنیم، قرآن می گوید برای چی شك دارید؟ «إِنْ كُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِنْ الْبَعْثِ» (حج/5)اگر در قیامت شك داری، نگاه كن به آفرینش خودت. اگر كسی یك سنجاق از شما گرفت برد پشت پرده، یك هواپیما داد بیرون، یك هلی كوپتر داد بیرون، همه برایش كف می زنیم، بنازم قدرتی كه یك سنجاق گرفت، یك هلی كوپتر داد. حالا اگر مخترع هلی كوپتر گفت من می خواهم این هلی كوپتر را باز كنم دوباره ببندم، آیا شما شك می كنی. آن كسی كه ساخت، ساختن از باز كردن و بستن اهمیتش بیشتر است. كشورهایی هم كه نمی توانند بسازند، مونتاژ را می توانند بكنند، یعنی باز كنند و ببندند. خداوند یك سنجاق می گیرد یك هلی كوپتر می دهد، یعنی یك اسپرم می گیرد، یك تك سلول می گیرد، یك انسان می دهد بیرون، بعد می گوید من این انسان را می خواهم در قبر بازش كنم، دوباره روز قیامت اینها را ببندم، شك داریم. این هایی كه در قیامت طفره می روند، قرآن می گوید می دانی اینها یك مشكل روانی دارند. مشكل چیه؟ می خواهد یك جنایت كند، می خواهد وجدانش را آرام كند. مثل كسی كه می خواهد توی زمین مردم برود می گوییم اینجا زمین مردم است، از راه برو، این می خواهد از زمین مردم برود راحت تر است؛ می گوییم صاحبش راضی نیست، می گوید از كجا آورده؟ از كجا آورده؟ می گوید از كجا آورده؟ چرا می گوید از كجا آورده؟ برای اینكه راحت بتواند از زمین مردم رد بشود. آقا غیبت نكن، بابا این اصلا غیبت ندارد. از اول می گوییم غیبت ندارد كه راحت هرچی می خواهیم بگوییم. . . از كجا آورده، غیبت نداره.
قرآن می گوید: «یُرِیدُ الْإِنسَانُ لِیَفْجُرَ أَمَامَهُ» (قیامت/5)یعنی انسان دوست دارد بشكافد جلوی خودش را، یعنی می خواهد جلوی زبانش باز باشد، می خواهد جلوی زبانش باز باشد، از كجا آورده، غیبت ندارد، «بَلَی قَادِرِینَ عَلَی أَنْ نُسَوِّیَ بَنَانَهُ» (قیامت/4)
3- پناه به خدا، از آثار سوء عمل
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 3
قیامت خیلی خبر است، تمام كارهایی كه می كنیم، یك جمله دیدم از امام جمله قشنگی است. می گوید پناه می برم از شر كارهای كرده و از شر كارهای نكرده. « من شر ما عملتُ و من شر ما لَم اَعمل» این را فكر كردیم یعنی چه؟ خدایا پناه می برم از شر كارهایی كه كردم معلوم است؛ خوب سیگار كشیدم تنگی سینه گرفتم، از شر كارهایی كه، خوب فحش دادم مردم با من بد شدند. اینكه می گوید پناه می برم از شر كارهای نكرده یعنی چه؟ ما یك سری چوبهایی می خوریم برای كارهایی كه نكردیم. مگر كار نكرده هم چوب دارد؟ بله؛ الآن نمونه هایی می گویم كارهای نكرده. قرآن راجع به كارهای نكرده یك آیه دارد، ولو كاری نكردی باید چوب بخوری. چرا؟ می گوید برای اینكه ما می نویسیم. «نَكْتُبُ مَا قَدَّمُوا» (یس/12)می نویسیم كارهایی كه انجام دادند «وَآثَارَهُمْ» ، و آثارش را. ممكن است شما كاری را نكردی ولی آثارش. توی عروسی یك كسی لامپ را خاموش می كند. كاری كه كرده فقط خاموش كردن لامپ است. «مَا قَدَّمُوا» این است كه لامپ را خاموش كرده. این خاموش كردن اینقدر است. ولی آثارش خیلی است. در خاموشی چی شد؟ دو نفر از پله ها افتادند، آتش قلیان قالی را سوزاند، بچه ها ترسیدند جیغ زدند، ظرف های شیرینی ریخت، صاحب خانه خجالت كشید، كفش ها قاطی پاتی شد، توی تاریكی هر حادثه ای رخ بدهد، گناهش را برای او می زنند كه خاموش كرد، نمی تواند بگوید ما ما یك چراغ خاموش كردیم، بله شما یك لامپ را خاموش كردی ولی آثارش چی است؟ حدیث داریم در قیامت یك لكه خون می ریزد پیش سینه انسان. می گوید این چیه؟ می گوید یك نفر را به ناحق كشتند تو به مقدار یك قطره خون شریك بودی. ولذا اگر كسی قمار می كند شما حق نداری به قمارش نگاه كنی ولو شما قمار بازی نمی كنی، اما نگاه به سفره قمار هم گناه است. یك مظلومی را می زنند یا باید دفاع كنی یا باید بلند شوی و بروی. توی جلسه ای دارند یكی از اولیای خدا را مچل می كنند مسخره می كنند پشت سر یك مؤمنی حرف بد می زنند یا باید جلسه را عوض كنی یا باید بلند شوی و بروی، نباید بنشینی. سر سفره ای كه شراب است ولو شما شراب نخوری، نشستن شما هم گناه است. چون نشستن شما تأیید آن است.
«قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ» یك حدیث داریم، شر ما عملت، شر كارهایی كه انجام دادم، «و شر ما لم اعمل» كارهایی كه كردم، كارهایی كه نكردم. كارهایی هم كه نكردی آثار كارهایی است كه كردی، چون هر كاری آثار دارد.
4- شفاعت در قیامت، از آثار كار نیك در دنیا
شما اگر ده میلیون بردی در بازار می توانی چیز دوازده میلیونی بخری. چرا؟ چون كسی كه ده میلیون پول نقد دارد مردم بهش اعتماد می كنند دو میلیون هم بهش نسیه می دهند. اگر شما نمره نه آوردی دبیر یك نمره بهت ارفاق می كند ده كه قبول شوی. یعنی این نمره ده الكی نیست، یعنی نمره نه یك شعاعی هم دارد یكی دو نمره اضافه. ده میلیون پول نقد یك شعاعی هم دارد دو میلیون بهت نسیه می دهند. اینهایی كه قیامت شفاعت می كنند نه اینكه الكی است، این آقا یك كارهای خوبی كرده بخاطر كارهای خوب یك شفاعتی هم می آید كنارش. یعنی شفاعت الكی نیست، شفاعت شعاع
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 4
همان عمل است. كسی كه پانزده تا خوبی دارد، حالا باید هفده تا خوبی داشته باشد، آن دو تا خوبی كه كم دارد امام حسین شفاعت می كند. یعنی كسانی كه در مسیر كوهنوردی هستند آن كوهنورد كه به بالا رسیده دستش را می گیرد و
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 5
بالا می كشد. اما كوهنوردی كه خوابیده می گه منو بلندم كنید كولم كنید بگذارید بالا. اگر كسی در مسیر كوه بود، شاگرد نمره صفر گرفته چه صفری قد در قوری، بعد می گوید معلم به من ارفاق كن، چی چی ارفاق كنم؟ تو اصلا. . . اگر یك مرده ای را دادند به دكتر نمی تواند با آمپول خوبش كند. دكتر می تواند با قرص و آمپول كسی را خوب كند كه نفسی داشته باشد. اگر داشتی قرص و آمپول مفید است. نمره هشت و نه داشته باشی، ارفاق. در مسیر كوه باشی، كمك. ده میلیون داشته باشی. . . شفاعت یعنی یك چیزی باید داشته باشی. آدم هایی كه فكرش هرزه است، هیچی ندارد، نماز می خواند نه، روزه می خورد بله، رشوه هم می دهد، بله هم می گیرد هم می دهد، باج می گیرد هم می دهد، فحش هم می دهد، به ناموس مردم هم خیانت می كند، همسرداری اش هم بد است، بچه داری اش هم بد است، اصلا هیچی اش درست نیست، بعد می گوید حسین جان بیا ما را شفاعت كن. مرده را می گویند آقای دكتر یك آمپولش بزن خوب بشود. شفاعت از شفع است، شفع یعنی جفت. یعنی یك چیزی باید خودت داشته باشی، یك چیزی به این جفت شود كار تو، یك نخی داری یك نخ هم بغلش تاب بخورد، دولا بشود، بتوانی بدوزی. پس شفع.
نگویید در قیامت امام حسین شفاعت می كند، شفاعت درست است، اما مثل بانك ها، بانك ها جایزه می دهند، اما به كی جایزه می دهند؟ به كسی كه حسابی توی بانك. . . باید یك حسابی داشته باشد، یك مبلغی هم سپرده بگذار بعد بهت می دهند. خیلی خوب، حوادث قیامت: قیامت از اول مردن شروع می شود.
5- خطر بی دین مردن
یكی از شرها این است كه انسان برگردد. در دعا داریم كه «اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْعَدِیلَه یِ عِنْدَ الْمَوْت» (بحارالانوار/ج /95ص 381)عدیله یعنی عدول كنم، یعنی برگردم، یعنی یك عمری ایمان دارد اما یك مرتبه برمی گردد، بی دین می میرد. هفتاد سال هشتاد سال دین داشته عاقبت به شر می شود. پناه می برم از اینكه بد عاقبت بمیرم.
بعدش یك جمله داریم كه از پیغمبر است می فرماید اعوذ بك من فتنه القبر و عذاب القبر. یكی از اصحاب پیغمبر خیلی آبرو داشت، پیغمبر با پای برهنه آمد تشییع جنازه اش. گفت هفتاد هزار ملك از آسمان آمدند برای تشییع جنازه ایشون. مادرش گفت خوشا به حال پسرم. پسری داشتم كه پیغمبر بابرهنه تشییعش كرد هفتاد هزار فرشته آمد. این الآن اهل بهشت است. پیغمبر فرمود یك فشار قبری دارد. گفتند چرا؟ گفت توی خانه با خانمش بداخلاقی می كند. از این حدیث هایی كه می خوانم اینقدر زن ها خوششان می آید. به مردهاشون می گویند ببین چی گفت. ما حرف می زنیم هرجاش به نفع زنهاست، زن به مرد همچین می كند. هرجاش به نفع مردهاست گاهی همچین می كند گاهی همچین می كند.
قل اعوذ برب الفلق، من شر ما خلق. یكی از شرور بی دین مردن است. خدایا به آبروی محمد و آل محمد ما را با ایمان زنده بدار و با ایمان بمیران ما را بی دین از دنیا، بدون توبه از دنیا نبر
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 6
6- قیامت، روز حسرت و مصیبت
خوب بعد از این مسأله قیامت پیش می آید. «وَ نَعُوذُ بِكَ مِنَ الْحَسْرَه یِ الْعُظْمَی» (صحیفه سجادیه/ص 56)در قرآن، قیامت خیلی اسم دارد. «یَوْمَ التَّلاق» هست، تلاق با ت دو نقطه. یعنی تلاقی، ملاقات. «یَوْمَ الْحَاقَّه ی» هست، «یَوْمَ الطَّامَّه ی» هست، «یَوْمِ الْحِساب» هست، «یَوْمَ الْقِیامَه ی» هست. یكی از اسم های قیامت «یَوْمَ الْحَسْرَه ی» . یعنی روزی كه آدم حسرت می خورد، عجب. چقدر سرمایه ها را از دست دادند. پناه می برم از حسرت بزرگ. «وَ الْمُصِیبَه یِ الْكُبْرَی» ، مصیبت بزرگ. دنیا كه چیزی نیست، دنیا یك گوشه زلزله می شود، یك شهر زلزله می شود. قرآن می گوید: «إِذَا زُلْزِلَتْ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا» (زلزله/1)نمی گوید: «اذا زلزلت بعض الارض» . اینجا یك روستا، یك بخشی، یك دهی، زلزله می شود. قرآن می گوید: «إِذَا زُلْزِلَتْ» ، كل زمین «إِذَا زُلْزِلَتْ » . زلزله ای كه اینجا می شود خانه خشتی ها خراب می شود. قرآن می گوید: چنان زلزله می شود كه كوه های سفت و سخت از زمین كنده می شود. بعد چنان می شود كه این كوهها راه می افتند. «وَإِذَا الْجِبَالُ سُیِّرَتْ» (التكویر/3)قرآن می گوید: اول «زُلْزِلَتْ» ، چنان زلزلت كه كوهها كنده می شود، بعد «وَ إِذَا الْجِبال» ، عربی هایی كه می خوانم قرآن است، «وَ إِذَا الْجِبالُ سُیِّرَت» (تكویر/3)كوهها راه می افتد، بعد چنان كوهها به هم می خورد، قطعه قطعه می شود، «دُكَّتْ» (فجر/21)قطعات چنان سنگ ها به هم می خورد شن می شود. «كَثِیبًا مَهِیلًا» (مزمل/14)شن ها چنان به هم فشار می آید «كَالْعِهْنِ الْمَنفُوشِ» (قارعه/5)مثل پنبه می شود. یعنی زلزلت، سیرت، دكّت، «كَثِیبًا مَهِیلًا» ، «كَالْعِهْنِ الْمَنفُوشِ» شاید ترتیبی كه گفتم اینطور باشد. من از قیامت خبر ندارم ولی این تعبیرات توی قرآن هست. «فَبَصَرُكَ الْیَوْمَ حَدِیدٌ» (ق/22)چشمهایش آهن می شود. بارها می گوید «أَیْنَ الْمَفَرُّ » (القیامت/10)راه فرار كجاست؟ اینها دروغ نیست، هرچی می گویم متن وحی است. أین المفر، از كجا فرار كنیم؟ مصیبت خیلی سنگین است. به پنج گروه التماس می كنند، پنج گروه می گویند جواب منفی است.
شرور و خطرات قیامت. در قیامت افرادی استمداد می كنند. از خوبان. از بدها. استمداد می كنند از هم ردیف ها. استمداد می كنند از شیطان. استمداد می كنند از ملائكه. استمداد می كنند از خداوند. همه اش هم در قرآن هست.
7- استمدادهای دوزخیان در قیامت
از خوبان استمداد می كنند. می گویند: «انْظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ» (حدید/13)هرچی عربی می خوانم قرآن است. گنهكارها به خوب ها می گویند «انْظُرُونَا» یك نظری به ما كنید «نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ» ، از نور شما اقتباس كنیم.
آقا روتون را برگردانید ما از نور شما استفاده كنیم. می گویند «قِیلَ ارْجِعُوا وَرَاءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُورًا» (حدید/13)در اینجا نور نیست، اگر می خواهید از دنیا باید نور بیاورید، اینجا به كسی نور قرض نمی دهند. می گویند «أَلَمْ نَكُنْ مَعَكُمْ» (حدید/14)ما با هم توی یك پاساژ و بازار و خیابان و شهر و دانشگاه و اداره و وزارت نبودیم؟ توی یك روستا نبودیم؟ می گوید چرا با هم بودیم تو آب مردم را دزیدی، آبیاری كردی، من ندزدیدم. تو جنس، شیر و آب را قاطی كردی، جنس خوب را قاطی كردی، تو كلك زدی، كم فروشی كردی، از خوب ها جواب منفی است. می آیند سراغ بدها.
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 7
بدهای ریز به بدهای درشت پناه می برند. مثلا آنهایی كه گفتند جاوید شاه به شاه می گن شاه، خوب كمكمان كن، اون موقع گفتیم جاوید شاه، «إِنَّا كُنَّا لَكُمْ تَبَعًا» (غافر/47)ما در دنیا تبع شما بودیم، كنا لكم تبعا. ما تبع شما بودیم، نمی گوید تابعا، تبع یعنی دربست، صد در صد، ما صد در صد غلام حلقه به گوش شما بودیم. اصلا برای اینكه تو رأی بیاوری من خودم را به آب و آتش زدم. با دروغ های من تو رفتی رأی آوردی. من ستاد انتخابی ات بود. من توی بازار دروغ گفتم كه تو پولدار شدی. من نخی بودم عقب تو سوزن كه دوختی. اگر من دنبالت نبودم كه تو سوزن را كسی در فاستونی فرو نمی كرد. تمام شیرجه هایی كه توی فاستونی رفتی بخاطر نخ من بود. من عقب تو بودم. می گه نبودی، می گه اه؟ می گه اه نداره. می گه خدایا عذاب اینها را دوبرابر كن، عذاب دانه درشت ها را. خدا می گوید تو هم عذابت دوبرابر است. اما دانه درشته عذابش دو برابر است چون هم كج رفت هم شما را كج برد. شما هم عذابتون دو برابر است چون هم كج رفتید هم با رفتن و پیروی تان كج روها را روز به روز بگید تقویت كردید، تشویق كردید.
می آیند سراغ هم ردیف ها، می گویند: «أَفِیضُوا عَلَیْنَا مِنْ الْمَاءِ أَوْ مِمَّا رَزَقَكُمْ اللَّهُ» (اعراف/50)یك خورده از آن آب ها به ما بدهید، سوختیم، عجب، سوختیم، «أَفِیضُوا عَلَیْنَا مِنْ الْمَاءِ» ، یك ذره آب به ما بدهید «أَوْ مِمَّا رَزَقَكُمْ اللَّهُ» (اعراف/50)می گوید خدا حرام كرده است. چرا حرام خوردی؟ خوب میوه شیرین می خواستی خرما بود توت بود انجیر بود، میوه ترش می خواستی لیموترش بود، ترش و شیرین می خواستی انار بود، پرتقال بود، همه را ول كردی آب جو خوردی؟ مشروبات چه خاصیتی داشت كه تو این همه حلال ها را ول كردی حرام خوردی؟ چرا اگر از طریق ازدواج می توانستی خودت را تأمین كردی ازدواجت را عقب انداختی دست به گناه زدی. هرچی می گن، می گن نمی شود. «إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَهُمَا عَلَی الْكَافِرِینَ» (اعراف/50) «أَفِیضُوا عَلَیْنَا مِنْ الْمَاءِ» می گوید خدا حرام كرده.
به شیطان می گویند پدر فلان، مادر فلان، خاك توی سرت بدبخت، هرچی فحش است نثار شیطان می كنند. شیطان می گوید «لَا تَلُومُونِی» (ابراهیم/22)مرا ملامت نكنید، به من چه؟ این آیه قرآن است. «لُومُوا أَنْفُسَكُمْ» ، لوموا یعنی ملامت كنید، خودتان را ملامت كنید، «لُومُوا أَنْفُسَكُمْ» . می گویند آخه تو وسوسه كردی، می گوید من كه هلت ندادم كه، كیش كیشت كردم نباید بیای. من بلندت نكردم بگذارمت توی فاحشه خانه، توی قمارخانه، من كیش كیش كردم آمدی، نباید بیای. من مثل باغبانم، باغبان كه شاخه را خشك نمی كند، شاخه كه خشك شد، باغبان اره می كند. دیدیم بنزینی هستی منم كبریت آوردم نزدیكت. خودت، خودت را ملامت كن.
به فرشته ها می گویند خیلی خوب. «یَا مَالِكُ» (زخرف/77)اسم فرشته مالك است، یا مالك، ای مأمور شكنجه، ای مأمور جهنم، «ادْعُ لَنَا رَبَّكَ» (زخرف/49)دعا كن برای ما، از پروردگارت بخواه «یُخَفَّفُ» (غافر/49)یخفّف یعنی تخفیف بده، «یَوْمًا مِنْ الْعَذَابِ» ، حالا اگر همیشه هم هست، «یَوْمًا مِنْ الْعَذَابِ» (غافر/49)از عذاب را یك خورده تخفیف بده، می گوید. می گوید شما چند سالت بود؟ چهل سال پنجاه سال؟ توی شصست سال نتوانستی یك ركعت نماز باحال
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 8
بخوانی؟ یعنی شصت سال برای دو ركعت نماز وقت نداشتی؟ سه ساعت نشستی كه توپ بلژیك می رود دروازه مكزیك، سه ساعت گل غربی ها را دیدی، دو دقیقه با خالقت حرف نزدی؟ ندیدی دور و برت تصادف كردند مردند،
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 9
برق گرفتشان، سیل آمد، زلزله آمد، جبهه بود، جنگ بود، تصادف بود، مرگ و میر بود، آخه نمی دیدی دور و برت هی می میرند؟ اینقدر خواب بودی؟ هرچی به مالك می گویند می گه فایده ندارد.
آخرین درجه می گویند خدایا، همه درها بسته شد، «رَبَّنَا أَخْرِجْنَا» (مؤمنون/107)عربی هایی كه می خوانم قرآن است، ربّنا اخرجنا، خدایا ما را از دوزخ نجات بده، برمی گردیم این سفر كار خوب می كنیم، «فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ» (مؤمنون/107)اگر اعاده كردی، اگر این دفعه كار بد كردیم ظالمیم. «قَالَ اخْسَئُوا فِیهَا وَلَا تُكَلِّمُونِ» (مؤمنون/108)خفه شوید، حرف نزنید. یادت هست فلانی حجابش خوب بود متلك بهش گفتی؟ رفت نماز بخواند سر به سرش گذاشتی؟ شماها مؤمنین را مسخره كردید. این صحنه ها در قیامت همه اش آیه قرآن است. حدود هزار تا آیه قرآن داریم.
8- خطر دوست و رفیق بد
«قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ ، مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ» یكی از خطرهای مهمی كه در دعاها هست. امیرالمؤمنین در مسجد كوفه یك دعایی دارد «اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُكَ الْأَمَان» ، خدایا امان بده روزی كه، خیلی مهم است، خیلی مهم است. ظالم دو تا دستانش را دندان می گیرد. می گوید «یَا وَیْلَتِی لَیْتَنِی لَمْ أَتَّخِذْ» (فرقان/28)چون انسان گاهی كه عصبانی می شود یك انگشتش را گاز می گیرد، خیلی كه عصبانی می شود همه انگشتانش را گاز می گیرد، فشار كه به درجه اوج رسید همه دستانش را گاز می گیرد. قرآن نمی گوید «یَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَی یَدَیْهِ» (فرقان/27)یك انگشتش را گاز نمی گیرد، دو تا سه تا نیست، «یَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَی یَدَیْهِ» ، یعنی همه دستانش را با هم گاز می گیرد، «یَا وَیْلَتِی لَیْتَنِی لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِیلًا» (فرقان/28)كاش با فلانی رفیق نمی شدم. فكر كردم دوست داشتن تمدن است، گفتیم خوب ما هم یك دوست داشته باشیم و این دوست مرا خراب كرد. خداوند راه حلال را باز كرده، ازدواج راه حلال است، ازدواج دائم راه حلال است، ازدواج موقت راه حلال است، انشاءالله این مجلس شورای اسلامی یك كاری برای ازدواج ها بكند، نه ازدواج موقت به طوری كه مردها زنشان را ول كنند زندگیشان را ول كنند بروند ازدواج دوم بگیرند و عیاشی كنند، نه قانون باید گذاشت كه ازدواج موقت باز باشد ولی هیچ مردی سوء استفاده نكند. الآن عقدهایی كه می خوانند شانزد هفده تا امضاء از داماد می گیرند، اگر داماد معتاد شد، اگر داماد شغلی بود كه درشان عروس نبود، اگر داماد بیش از چند مدتی غایب شد، چهارده پانزده تا امضاء از داماد می گیرند كه زن اسیر نشود. می شود قانون هایی وضع كرد كه هیچ مردی سوء استفاده از قانون نكند ولی به هر حال باید ازدواج را آسان كرد، باید راه نماز را ترویج كرد، باید ما یك تفریحات سالمی را راهش را باز كنیم. اگر یك نوارهای شادی تولید كنیم بدهیم برای راننده ها دلیل، راه بسته می شود، راننده می گوید خوب توی ماشین خوابم می گیرد، خسته می شوم، می خواهم یك كسی با من حرف بزند، اگر یك نواری باشد خنده های حكیمانه، این كارهای ارشاد است. یك نوارهای شیرینی ما تهیه كنیم كه این راننده بخندد، لذت ببرد، اما هرزه هم نشود. ما خنده های حكیمانه داریم. گاهی ما طلبه ها دور هم می نشینیم آنقدر خاطرات شیرین می گوییم و می خندیم كه شاید یك دقیقه اش گیر شما كت و شلواری ها نیاید. صحنه هایی هست ما می توانیم خنده های حكیمانه، ما می توانیم تفریح، راه حلال را باز كنیم بعد
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 10
جلوی حرام، مثل یك جاده ای كه می گن، یك جاده درست می كنند بعد می گویند از آن جاده دیگه نرو، راههای حلال را باید باز كرد تا راههای حرام جلویش گرفته شود.
یكی از خطرها غفلت از قیامت است. رسوایی ها، افتضاح ها، شرمندگی ها، اصلا زبان انسان چنان دراز می شود كه هی لگد می كند، مثل طناب می افتد روی زمین. خوب بله كسی كه زبانش از اینجا دراز شد از این شهر آن شهر را می گزد. از نیشابور جهرم، از جهرم نیشابور. از كاشان مراغه، از مراغه كاشان. وقتی یك كسی غیبت می كند زبانش اینجا، اون را آنجا می گزد. خوب زبانی كه اینقدر دراز است آنجا هم زبان دراز می شود. آن درازی زبان نتیجه درازی زبان اینجاست. فكر هم نكنید كه عذاب ها سنگین است، عذاب مال خودمان است. شما اگر یك لحظه با چاقو زدی توی چشمت تا ابد كوری، نباید بگی حالا ما یك دقیقه چاقو زدیم، بله یك دقیقه چاقو زدی ولی كوری همیشه است. حالا یك سوزن به یك گوشه توپ زدی، بله یك سوزن به یك گوشه، اما فوتبال بازی به هم خورد. گاهی آدم یك گناه می كند، حالا این سوئیچ یك دنده اش كج است، خوب بله بخاطر این یك دنده قفل باز نمی شود. گاهی با یك چیز جزئی یك حادثه كلی رخ می دهد. یك لحظه چاقو تا ابد كوری. یك سوزن، لغو فوتبال، یك دنده كج است قفل باز نمی شود. نگویید حالا چیزی نیست، گاهی با گناه كوچك، آدم خطر بزرگی را باید، یك لحظه چرت، اتوبوس چپه می شود.
خدایا تو را به حق محمد و آل محمد از خطرهای دنیا، از خطرهای درونی، از خطرهای بیرونی، از خطرهای قبر و از خطرهای قیامت، از همه خطرهای به مقام محمد و آل محمد همه ما را از همه خطرها نجات بده
«والسلام علیكم و رحمه ی الله و بركاته»
کليه حقوق برای مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن محفوظ است