تفسیر سوره فلق (15)

بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
ماه رمضان 84 را گفتیم وارد سوره های كوچك بشویم، در «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ» ماندیم. با هم این سوره را بخوانیم.
«بِاِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَانِ الرَّحِیمِ» ، «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ وَمِنْ شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ وَمِنْ شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِی الْعُقَدِ وَمِنْ شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ» (فلق/1- 5)
من شر ما خلق، یعنی پناه می برم به تو از شر آفریده ها. گفتیم نگاه كنیم، آفریده ها چه شری دارند. شرور را گفتیم بعضی از درون خودمان است مثل شر حرص، تكبر، غضب كه از درون انسان است، گاهی شرور از بیرون است.
شرور درونی را در چند جلسه گفتیم حالا نگاهی كنیم به شرور بیرونی. شرور بیرونی یكی شماته الاعداء، پناه می برم كه دشمن به ریش ما بخنده. یك خاطره براتون بگم. در جبهه كفار به مسلمان ها می خندیدند. پیامبر اكرم (ص) و سلم حساس شدند به چی می خندند. دیدند صف اول جبهه یك مشت پیرمرد آمده اند. رزمنده ها پیر بودند ریشهایشان سفید بود، كفار می خندیدند كه عجب كسانی آمده اند جبهه، یك مشت پیرمرد آمده اند جنگ كنند؛ حضرت فرمود فردا ریش هایتان را رنگ بزنید كه دشمن به ریش ما نخندد. شاید اینكه می گویند دشمن به ریش ما می خندند، شاید موردش این باشد، شاید هم چیز دیگری باشد. گاهی وقتها یك چیزی، یك شان نزول هم دارد، مثلا یك ضرب المثلی هست كه فلانی هم خدا را می خواهد هم خرما را. این هم خدا و هم خرما یك شان نزولی دارد و آن این است كه بت پرست ها انواع بت داشتند، بت سنگی، بت چوبی، یك بتی هم داشتند بت خرمایی. یعنی مقدار زیادی خرما را هسته اش را درآورده بودند خرما را خمیر كرده بودند و از خرما مثل این كه آدمك برفی درست می كنند، آدمك خرمایی درست كردند و در مقابلش كرنش و ستایش می كردند. قحطی شد، هرچی داشتند خوردند گفتند خوب این خرما خشك است، مجسمه را می رویم تكه تكه می كنیم خرمای خشك است آب می زنیم نرم می شود می خوریم. تبر آوردند بشكنند گفتند این خداست یكی گفت خدا چیه خرماست، نمی دانستند خداست یا خرما بعضی ضرب المثل ها یك چیزهایی برایش در تاریخ بوده. حالا یا یافتنی یا بافتنی.
1- پناه به خدا، از شماتت دشمنان
شماته الاعداء، حضرت موسی رفت كوه طور، سی روز عبادت كند، تورات را بگیرد، ده روز تمدید شد، یعنی شد چهل روز. توی این ده روز سامری یك هنرمند مجسمه سازی بود، اگر كسی هنرمند باشد و دین نداشته باشد می شود سامری. هنر در خدمت فكر، در خدمت عقل، در خدمت مكتب، نه هنر ضد مكتب. هر هنری ارزش ندارد، هر آثار باستانی حفظش ارزش ندارد. این هنرمند بی دین، سامری، طلاها را جمع كرد، یك مجسمه گوساله ساخت، جوری هم ساخت كه وقتی باد به آن می خورد، از یك طرف كه باد می رفت از آن طرف صدا می كرد مثل سوتی كه صدا می كند؛ به
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 2
مردم گفت خدا همین است، موسی (ع) وقتی برگشت دید جمع كثیری گوساله پرست شده اند. «أَخَذَ بِرَأْسِ أَخِیهِ یَجُرُّهُ» (اعراف/150)كله برادرش را گرفت و كشید و خوب برادرش هم پیغمبر بود، حضرت هارون پیغمبر بود، سنش هم از موسی بیشتر بود، جانشین بود، قائم مقام بود، پیغمبر بود، سنش بیشتر بود، اما قدری عصبانی شد كه تورات را انداخت، سر برادرش را گرفت كشید. هارون گفت: «لَا تُشْمِتْ بِی الْأَعْدَاءَ» (اعراف/150)یه كاری نكن كه دشمن بگوید پیغمبرها با هم دعوایشان است. گاهی وقت ها خطهای سیاسی جوری حركت می كنند كه لذتش را آمریكا می برد، اسراییل می برد. پناه می برم من شر ما خلق، یكی از شرها فتنه هایی است كه دشمن می خندد. دو تا برادر جوری حركت می كنند، دو تا روحانی، دو تا مسؤول، دو تا وكیل، سفیر. یك حركت هایی می شود كه دشمن می خندد به ما. پناه می برم از شماته الاعداء. یكی اگر ما یك مشكلی هم داریم بخاطر اینكه دشمن به ما نخندد، باید مواظب باشیم. دوست هم نباید بخندد، باید مراعات كرد. امام رضا (ع) ساعت های آخر عمرشان با آن زهری كه به ایشان داده بودند خیلی كلافه بود. فرمود كه برده ها بیایند با هم غذا بخوریم. خوب برده ها آمدند و برده ها خبر نداشتند كه سم توی بدن امام رضا چه می كند. راحت و طبیعی غذا می خوردند، حرف می زدند، می گفتند، می خندیدند، امام رضا می سوخت ولی هیچی نمی گفت تا یكی یكی برده ها كه رفتند، آخرین برده كه رفت، امام فرمود در را ببندید، در را بستند و امام رضا (ع) افتاد به زمین غلتید، غلتید، غلتید، غلتید، سوختم، سوختم، سوختم، گفتند چیه؟ گفت یك ساعت است می سوزم ولی دیدم بگم آخ غذا به دهن برده ها مزه نمی كند، تشخیص دادم كه من بسوزم تا برده ها غذا به دهنشان بنشیند. اگر پدر و مادر هم مشكلی دارند نباید آن را روبروی عروس بگویند، روبروی داماد بگویند، هم باید مراعات دوست را كرد، هم باید مراعات دشمن را كرد. خدا رحمت كند شهید عزیز نواب صفوی را، این روحانی بزرگوار شهید كه به دست رژیم شاه تیرباران شد، دستش را گذاشته بود، تكیه داده بود به دستش صحبت می كرد. یك نفر كه بغلش ایستاده بود با كفشاش پایش را گذاشت روی دست ایشان، دست ایشان له شد، خون آمد ولی چیزی نگفت بعد وقتی دیدند خون می چكد گفتند چیه گفت این پاشو گذاشت روی دست من، دیدم اگه بگم آخ، اون خجالت خواهد كشید، برای اینكه خجالت نكشد. گاهی مردان خدا این رقمی بودند،
2- بستن راههای نقوذ دشمن
باید زندگی مان جوری باشد كه نه دل دوست برنجد و دشمن زبانش بر ما باز نشود. «لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا» (نساء/141)كفار نباید راهی داشته باشند بر مسلمان ها. راه نفوذ نباید داشته باشند. متأسفانه بعضی از ما كوچكترین مسأله را اگر توی ایران دیدیم اول با رادیو بی بی سی مصاحبه می كنیم بعد با رادیو آمریكا رادیو اسراییل. یعنی خود ما كاری می كنیم كه زبان دشمن بر علیه ما باز شود. این شر است.
«قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ» (فلق/1- 2)یكی از شرور این است كه ما كاری بكنیم كه دشمن زبانش به ما باز شود.
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 3
درباره اینكه زبان دشمن باز شود یك چیزی یادم آمد بگویم. حضرت در جبهه بود آشپز دیگی بار گذاشت غذا بپزد حضرت فرمود ده تا دیگ بار بگذار. آشپز گفت آقا یك دیگ بس است، ده تا دیگ برای چی؟ فرمود دشمن توی تاریكی شما را دید می زند اگر یك دیگ بار بگذاری خواهند گفت جمعیت مسلمان ها كم است، تو ده تا دیگ بار بگذار یكی اش آبگوشت باشد نه تاش هم آبِ خالی. همینطور آب بریزش توش زیرش را روشن كن. اون كه نمی داند تویش آب است یا آبگوشت ولی آرایش نظامی ما باید جوری باشد كه دیگ خالی ما هم دشمن را به وحشت بیندازد. آرایش نظامی باید این رقمی باشد. من شر ما خلق، یكی از شرور این است كه دشمن ما را شماتت كند بگوید مسلمان ها ترسو هستند، مسلمان ها ضعیفند. امام صادق می فرماید: «اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِكَ مِنْ غَلَبَه یِ الْعَدُوِّ» (بحارالانوار/ج /88ص 80)اینها خطرات بیگانه هست، ما خطرات خود را در چند جلسه گفتیم، داریم در این جلسه خطرات بیرون را می گوییم. دشمن بیرونمان است. قل اعوذ برب الفلق را داریم تفسیر می كنیم،
3- آمادگی برای مقابله با دشمن
امام فرمود اعوذ بك من غلبه العدو، پناه می برم از اینكه دشمن پیروز شود. ما نباید یه كاری بكنیم كه دشمن پیروز شود. قرآن می فرماید كه «اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ» (آل عمران/102)حق تقوا را داشته باشید، گفتند یا رسول الله، حق تقوا را ما نمی توانیم داشته باشیم، آیه دیگری نازل شد «فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ» (تغابن/16)لا اقل آن مقداری كه استطاعت دارید. آیه ای داریم «وَجَاهِدُوا فِی اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ» (حج/78)حق جهاد را انجام بدهید، از آنجا كه بعضی ها نمی توانند حق جهاد را انجام دهند آیه می آید «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ» (انفال/60)یعنی آن مقداری كه توان دارید نباید شكست بخورید. تمام آموزش ها را باید ببینید و لذا اسلام می گوید: «عَلِّمُوا أَوْلَادَكُمُ السِّبَاحَه یَ وَ الرِّمَایَه ی» (كافی/ج /6ص 47)اولاد را گفته، نگفته: «علموا ابنائكم» ، اگر می گفت «علموا ابنائكم» ، ابن پسر است، گفته: «عَلِّمُوا أَوْلَادَكُمُ» ، ولد، ولد یعنی چه پسر چه دختر، هم پسر باید تیراندازی یاد بگیرد هم دختر، علموا حدیث این است، «عَلِّمُوا أَوْلَادَكُمُ» اسلام نگفته: «علموا ابنائكم» ، اولاد یعنی پسر و دختر. یك كشوری كه دشمن دارد همه شان باید تیراندازی بلد باشند. «عَلِّمُوا أَوْلَادَكُمُ الرِّمَایَه ی» تیراندازی، «السِّبَاحَه یَ» ، شنا، متاسفانه پادگان های ما قبلا كه اینطور بود تیراندازی را یاد می دادند اما شنا بلد نبودند بعضی از سربازها. این شنا هم، روایت تیراندازی تنهایی من ندیدم. یك نامه هم نوشتم به مسؤولین بالا كه قوای مسلح ایران اگر می خواهد مكتبی باشد، روایت می گوید كه تیراندازی و شنا، شما تیراندازی را اجباری كردید ولی شنا نه. آنوقت كشوری كه هم شمالش دریاست هم جنوبش دریاست، سربازش می افتد در آب مثل آجر می رود پایین. السباحه، شنا یاد بگیرید. حتی از دشمن اسلحه آدم یاد بگیرد اشكالی ندارد. داریم كه پیغمبر فرمود آن گروه شیوه خاصی می جنگند، ده تا مسلمان بروید آن شیوه را یاد بگیرید بیایید یاد مسلمان ها بدهید. از دشمن هم گاهی وقتها باید استفاده كرد. حضرت در جبهه اسیر گرفت فرمود هر اسیری كه باسواد است اگر ده تا از مسلمان هایی را كه بی سوادند، آموزش بدهد، مزد كلاسش این است كه او را آزادش می كنم. یعنی از اسیر هم برای آموزش استفاده كرد، از دشمن هم برای آموزش نظامی استفاده كرد. این كه می گوییم نه شرقی، نه غربی، یعنی شرق زده نه، غرب زده نه، یعنی خود
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 4
باختگی نكنیم، اما در آموزش ما باید هم شرقی باشیم، هم غربی. هرجا یك سوادی هست باید بروی یاد بگیریم. وقتی اسلام می گوید: «اطْلُبُوا الْعِلْمَ وَ لَوْ بِالصِّین» (بحارالانوار/ج /1ص 177)برو چین چیز یاد بگیر، چین الآن هم كافر است، زمان صدر اسلام هم كافر بود، حالا الآن یك چند میلیونی مسلمان دارد. اسلام چینی ها هم مال مردم قزوین است. یكی از علمای قزوین با یك مشت مردم متدین رفتند چین و اسلام را آنجا صادر كردند، هنوز هم علامه قزوینی قبرش آنجا هست مال هشتصد سال پیش است، بسیاری از كشورها اسلامشان از ما است، اسلام تانزانیا از ما است، از مردم شیراز است، اسلام زنگبار از ما است، اسلام چین از ما است، ما یك وقتی خیلی رشد داشتیم، تمدن ایران، ایرانی باید به خودش ببالد، بگذریم از یك مشت ایرانی خودباخته. تمدن ایران، این كتاب خدمات متقابل ایران و اسلام را بخوانید مال علامه شهید مطهری كه ایران چه خدماتی به اسلام كرده و برعكس اسلام هم چه خدماتی به ایران كرده. فقهای شیعه و سنی اكثرا از ایرانی هستند، ابن ماجه از بهترین علمای اهل سنت است، بسیاری از علمای ما، چه شیعه چه سنی از ایران بودند. خوب، پناه می برم از غلبه عدو، منتهی عرض كردم، غلبه عدو هم باز فرمول دارد.
4- انصاف در برخورد با دشمن
یك خاطره بگویم، شخصی از مخالفین آمد با امام صادق بحث كند، امام صادق (ع) فرمود با این شاگردها بحث كن من تماشا می كنم، بعد ایشان شروع كرد با یكی یكی بحث كردن. وقتی بحثشان تمام شد شاگردها گفتند آقا خوب بلد بودیم بحث كنیم؟ فرمود تو حرف حق دشمن را هم قبول نمی كردی، مثلا دشمن می گفت حالا روز است یا شب؟ اگر روز می گفت، می گفتی شب، اگر شب می گفت می گفتی روز، بابا حقش را قبول كن. تو از ترس اینكه دشمن غالب نشود بر تو، بدیهیات را هم زیرش می زدی و این درست نیست. قرآن وقتی راجع به مشروبات الكلی، آب جو و شراب می خواهد صحبت كند خوبی هاش را هم می گوید. می گوید، «وَلَهُمْ فِیهَا مَنَافِعُ» (یس/73)مشروبات الكلی منافع هم دارد، شراب سود دارد، آن كسی كه انگور را می كارد نان می خورد، آن كسی كه كارخانه شراب سازی دارد نان می خورد، كارگرها نان می خورند، آن كسی كه بطری درست می كند، آن كسی كه كارتن درست می كند، آن كامیونی كه این بطری ها را جابه جا می كند، آن كسی كه توی خیابان شراب می فروشد، آن كسی كه این ها را سرویس می دهد، یك عده نان می خورند، ولی همه منافع را دیدی، ضرر شراب بیشتر است، چون انسان را یا به زندان می برد یا به دیوانه خانه، آمار تصادف را بیشتر می كند، آمار خودكشی را بیشتر می كند، قدرت فكر و تعقل را كم می كند، «إِثْمُهُمَا أَكْبَرُ» (بقره/219)یعنی قرآن وقتی می خواهد شراب را بگوید بدی های شراب را می خواهد بگوید، خوبی هایش را هم می گوید. این غلبه العدو معنی اش این است كه ما حالا اگر گفتیم فلان كشور دشمنمان است خوبی هایش را نگوییم؟ بله، دنیای غرب در تكنولوژی از ماجلوتر است، قبول داریم، دنیای غرب مثلا نظمش، بله قبول داریم، یك سری چیزهایی كه قبول داریم قبول داریم اما خودباختگی، بعضی ها خودباخته اند. در فرودگاه یكی از كشورهای غربی بودم، از آن كشورهای لوكس، یك كسی گفت آقای قرائتی دیدی چقدر بهداشت این ها خوب است، گفتم نه این را نگو، شما بگو هواپیماش خوبه، شما چیزهای دیگه بگو، بهداشتش را نگو، بسیار كثیفند، گفت خیابان ها مثل عروس، گفتم بله، ولی این كشور پنجاه
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 5
میلیون آدم دارد چهل و پنج میلیون سگ، سگ هاشون هم توی رختخواب خودشان و آشپزخانه و توی آسانسور سوار می شوی چهارتا هم سگ بغلت است. شما ادرار سگ را بدهید آزمایشگاه، تمام زباله های ایران را هم بدهید آزمایشگاه ببینید میكروب كدام بیشتر است. خودباختگی غلط است. ما آنكه حق است باید بگوییم بله این پیشرفت را دارند اما حالا كه این پیشرفت را دارند پس عاداتشون درست است رسومشان هم درست است نه غذا خوردنشان هم درست است ازدواجشان هم، نه، گاهی وقتها ما یك چیزی كه جذب می شویم همچین جذب می شیم كه. . .
ما رفتیم یك جایی مهمانی كباب آوردند، گفتیم این كباب ها سالم است؟ گفتند: فلان مجتهد عارف از این كباب می خرد. گفتم من مجتهد عارف را حاضرم ازش تقلید كنم اما كباب شناس نیست، كباب را كامیون دارها بهتر می شناسند. توی جاده كه می روی آنجا كه كامیون ها می استند كبابش خوبه نه آنجا كه اتوبوس ها بایستند؛ چون اتوبوس ها می روند آن پشت به راننده یك سیخ كباب خوب می دهند بعد دیگر معلوم نیست به بقیه چی چی می دهند. آنجا كه كامیون می ایستد كباب هاش خوبه. پس اگر آیت الله عارفیه، من احتیاط می كنم. ما فكر می كنیم حالا كه ایشان مجتهد عارف حتما كباب شناس هم هست. ما خیلی زود قاطی می كنیم.
یكی از علمای اصفهان رفته بود حمام یك كیسه كش دلاك فرستادند كیسه ایشان را بكشد. این صاحب حمام آمد پز بدهد، گفت این كیسه كش نماز شبش ترك نمی شود، گفت آقا من نیامدم نمازشب خوان ببینم من دلاك می خوام، این حال ندارد كیسه بكشد. گاهی وقتها ممكن است مسیحی باشد ولی ماشین را كه تعمیر كند بهتر از غیر مسیحی تعمیر می كند. مسیحی است ولی كارش درست است. ما باید سعی كنیم كه همچین خیلی جذب نشیم. نه جذب آدم های ایرانی بشویم، نه جذبِ، حق را بگوییم، حق حق است، آب جو را هم كه می خواهی معرفی كنی بگو این آب جو یك عده را به نان می رساند اما ضررش بیشتر است. خدا رحمت كند مرحوم فلسفی را به طلبه ها می گفت وقتی بالای منبر حرف می زنید نگویید سینما بده، برای اینكه می گویند این آقا با تكنولوژی مخالفه، بگویید فیلم بد، بده؛ اگر گفتید فیلمِ بد، بده همه عقلا قبول دارند، اما اگر گفتی سینما بده می گویند این آقا متحجره، امله. بعد مثل می زد. می گفت امام زین العابدین در مسجد شام وقتی می خواست بنی امیه و یزید را رسوا كند گفت: «أَنَا ابْنُ مَنْ قُتِلَ صَبْرا» نگفت: انا ابن من قتل، بابامو كشتن، خوب معلومه توی جنگ یكی را می كشند دیگه، بابامو كشتن كه گفتن نداره، فرمود: «أَنَا ابْنُ مَنْ قُتِلَ صَبْرا» (اللهوف/ص 157) «صَبْرا» یعنی چه؟ یعنی یك كبوتر را بكنند توی قفس از بیرون قفس از این سوراخه هی نوك چاقو بزنند تا این كبوتر از بین برود. بابامو این رقمی كشتند، می گفت كشتن باباشو نگفت، نحوه كشتنش را گفت كه هر انسانی یك جو وجدان داشته باشد می گوید دشمن را هم می خوای بكشی چرا این رقمی؟ چرا این رقمی؟ می گفت امام زین العابدین چیزی گفت كه طرفدارهای یزید هم بپذیرند. طرفدارهای یزید هم بپذیرند.
5- دوری از خرافات، زمینه جذب مردم به اسلام
اسلام جوری است كه جاذبه دارد. اگر یك جای اسلام جاذبه نداشت پیداست یك پسوندی، یك پیشوندی، یك خرافه ای، ببین هركسی تشنه است آب می خواهد، اگر دیدی یك كسی تشنه اش است آب نمی خورد پیداست كه در این
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 6
آب یا مگس افتاده یا لیوانش كثیف است یا این كسی كه آب می آورد آدم كثیفی است وگرنه نمی شود معده تشنه باشد و آب تمیز را مصرف نكند. انسان ها همه دین را دوست دارند، حالا ما تو دانشگاه ها كه می رویم سخنرانی می كنیم، از اسلام كه می گوییم دانشجوها می گویند حاج آقا این اسلام كه می گویی قبول، قرآن، حدیث، ما مخلص اسلامیم، اما می دانی فلان مسؤول مملكتی چه كرد؟ فلانی چه كرد، چه كرد، چه كرد، چه كرد؟ عمل مسؤولین را، بعضی هاشون را مطرح می كنند برای اینكه حرف ها را هوا كنند. من چه می كنم؟ من هم می گویم اول این كه آقا هرچی شنیدید تحقیق كنید بیخودی نگید كی برد كی خورد؟ وارسی كنید بسیاری از چیزها بعد از تحقیق دروغ درمی یاد. اول تحقیق كنید. موجی نباشید. آدم های موجی چون دوستش دارد می گوید آزاد باید گردد، آن هم چون بدش می یاد می گوید اعدام باید گردد. اسلام می گوید نه آزاد باید گردد نه اعدام باید گردد، صبر گردد تا ببینیم چی چی گردد؟ سؤال گردد جوابش گوش گردد بعد قضاوت گردد بعد ببینیم چه خاكی به سرمون گردد. اینكه چون دوستش دارم آزاد گردد، چون بدم می یاد اعدام گردد، این موجی است، اول تحقیق كنید، به دانشجوها می گویم. بعد می گویم گیرم ثابت شد محسن قرائتی از بیت المال سوء استفاده كرده، باغی، كاخی، موافقت اصولی كارخانه ای سرمایه دار است،
6- به خاطر خلافكاران، دست از دین نكشیم
اگر معلوم شد كه من سوءاستفاده كردم و درآمد وچیزی دارم كه نباید داشته باشم طبیعی نیست، یعنی سرمایه ام طبیعی نیست، تازه آقای قرائتی بگذاریم كنار، یه آقا دیگه، یه طلبه دیگه، یه سفیر، وكیل، وزیر دیگه، از دین دست نكشیم. یك مثال می زنم. شما اگر خانمتان گفت نان بگیر، دیدی بهداشت هم چند تا نانوایی را بسته بود، به علت اینكه مسائل بهداشتی را مراعات نكرده این مغازه تعطیل، برمی گردی می گویی كه خانم توی شهر ده تا نانوایی است چهارتاش بخاطر مسائل بهداشتی بسته است حالا شما فعلا گرسنه بخواب. می گوید مرد حسابی، چهارتاش بسته است، چهارتاش هم باز است، برو از آن چهارتا بگیر. اگر بچه مریض شد سه تا داروخانه را بسته بودند شما نمی گویی سه تا داروخانه را بسته اند، پس بمیریم از بی دارویی، برو از آنكه بازه بگیر. گیرم سه تا مسؤول خراب شد، خلاص، بریم چهار تا مسؤولی كه خراب نشده اند بگیریم. ما نمی تونیم بگیم حالا كه این بد شد، حالا كه این امام جمعه بده، من دیگه نماز جمعه نمی رم، یك امام جمعه دیگه، این قاضی بده؟ این شهردار بده؟ این سفیر، وكیل، وزیر، هر كه بد بود اگر ثابت شد بدیش، می گذاریمش كنار یك كسی دیگه. ما حق نداریم بخاطر اینكه آدم بده دست از مكتب برداریم، بخاطر اینكه نانوایی بسته دست از غذا برداریم، بخاطر اینكه داروخانه بسته است دست از درمان برداریم، ما باید درمان كنیم ولو دو تا داروخانه ببندند. حرف من این است، یك، تحقیق كنیم هست یا نه، اگر ثابت شد هست و واقعا معلوم شد كه این كار جرم است و جنایت است و خلاف قانون است یا خلاف شرع است ایشان را می گذاریم كنار، یكی دیگه، یكی دیگه. شما حق نداری بگی كه نماز نمی یام بخاطر اینكه توی محله مان یه كسی، چی كار داره به این؟
گنه كرد در شوش آهنگری t t به شوشتر زدند گردن مسگری
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 7
توی محله ات كه فرماندار بد است، نمی تونیم بگیم كه پس ما دیگه فرماندار نمی خوایم، شهر فرماندار می خواد، حالا چهار تا بده، چهار تا دیگه. بسیار خوب. پناه می برم به تو،
7- سفارش اسلام درباره حقوق همسایه
یكی از بدی ها همسایه بد است. «أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ جَارِ سَوْءٍ فِی دَارِ إِقَامَه یٍ» (بحارالانوار/ج /71ص 152)آنجا كه آدم اقامت می كند همسایه بد. همسایه به گردن همسایه به قدری حق دارد كه حضرت فرمود كه آنقدر سفارش همسایه را كردند كه من گفتم لابد همسایه از همسایه ارث می برد. خوب، از هر طرف تا چهل تا خانه همسایه اند. یعنی از هر طرف، این طرف، اون طرف، اون طرف، اون طرف، چهل تا. پس یعنی شهر كوچك تقریبا همه مردم همسایه هستند و حقوق همسایه را اگر بگیم دیگه باز خیلی وقت می شه. پناه می برم از همسایه بد، دیگه چی؟
پناه می برم از فتنه النساء، از حیله زن ها. من خلیل ماكر، از رفیق، مرد حیله گر. هم زن می تونه حیله داشته باشه، هم مرد می تونه حیله داشته باشه، پناه می برم از حیله. حالا حیله خانم یا مرد مكار، یعنی مكر و حیله می كند. پناه می برم به تو از حیله. پناه می برم به تو «اعوذ ذریتی مِن شر كل مَن سبّ لرسوله و اهل بیت» پناه می برم به اینكه نسل من دشمن پغمبر و اهل بیت باشد. پناه می برم از شر حاسد، اذا حسد. مفصل راجع به حسد می خواهم انشاءالله صحبت كنم.
پناه می برم از شیطان و وسوسه های شیطان كه این هم در سوره «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاس» می خواهم صحبت كنم. خطرات طبیعت، طبیعت هم خطراتی دارد، پناه می برم از شر هر جنبنده، گاهی حیوان ها آدم را اذیت می كنند. حیوان ها هم می توانند نقش مثبت داشته باشند، هم می توانند نقش منفی داشته باشند. نقش مثبت حیوان ها، توی قرآن حدود بیست و پنج شش تا آیه داریم كه حیوان ها نقش داشتند. اول نقش مال عنكبوت است كه پیغمبر را در غار، حفظ كرد، عنكبوت حیوان است. دومین نقش، در یقین حضرت ابراهیم است، حضرت ابراهیم كه می خواست یقین پیدا كند خدا گفت چهار تا پرنده را بگیر بكوب سر چند تا كوه بگذار، «ثُمَّ ادْعُهُنَّ» (بقره/260)حیوان ها كه ذبح شد و گوشتشون در هم كوبیده شد و مخلوط شد، وقتی صدایش می زنی كبوتر، طاووس، دومرتبه ذرات پخش شده همه یك جا جمع می شوند. یك كسی می گفت این چهار تا حیوان یكی اش طاووس بود، یكی اش خروس بود، یكی اش نمی دونم چی چی بود، آن یكی اش یادش رفت، گفت آن یكی اش الاغ بود. مردم خندیدند و گفتند الاغ كه جزو پرندگان نیست، گفت الاغ های زمان حضرت ابراهیم می پریدند. خوب آقا جان، مرد حسابی، بگو سه تاش كبوتر بود و طاووس بود و چی بود، یكی اش هم یادم رفت، خوب بگی یادم رفت بهتره كه. گاهی افراد خلاف می كنند عوض اینكه بگن معذرت می خوام می خوان خلافشان را توجیه كنند توی خلاف چی چی هم می گن قتل های زنجیره ای، می شه خلاف های زنجیره ای. یعنی تو هی این خلاف به خلاف دیگه، خلاف دیگه به خلاف دیگه، خلاف دیگه به خلاف دیگه، گاهی یه خلاف مقدمه بیست تا خلاف می شه. بهترین آدم اینه كه خلاف اول، بگه آقا «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم» ، بد كردم، خلاص. هم خدا خوشش می یاد، خدا خوشش می یاد. آقا نمی تونم، عاجزم، بلد نیستم. خوب، این كشتن پرنده ها مقدمه شد برای اینكه حضرت ابراهیم یقین پیدا كند، اون الاغی كه زیر بار اون ولی خدا بود، «مَرَّ عَلَی قَرْیَه یٍ» (بقره/259)یكی از اولیای خدا،
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 8
پیغمبری بود، ظاهرا حضرت عزیز سوار الاغی بود، از قریه مخروبه ای می گذشت گفت: خدایا این مرده ها را چه جوری زنده می كنی؟ همانجا خدا مرگش داد، پیغمبر را كه سوار الاغش بود مرگش داد، بعد الاغش هم مرد، بعد از صد سال زنده اش كرد گفت چقدر وقت است اینجایی؟ گفت به نظرم نصف روز، یك روز، فرمود نخیر صد سال پیش، حالا نگاه كن صد سال پیش یك همچین سؤالی كردی، خودت را مرگت دادم حالا نگاه كن «فَانْظُرْ إِلی طَعامِكَ وَ شَرابِك. . . وَ انْظُرْ إِلی حِمارِك» (بقره/259)نگاه كن الاغت را می خواهم روبروی چشمت زنده كنم، این جور شدو الاغ شد. یعنی گاهی وقتها الاغی می میره زنده می شه تا پیغمبری به درجه یقین برسد. هد هد نقش داشت، حیوان ها نقش داشتند ولی خوب حیوان ها ضرر هم دارند. یكی از خطراتی كه «مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ» ، یكی از آفریده ها شر حیوان هاست، درنده، گزنده، خزنده، اینها همه می توانند شر هم داشته باشند. خوب، و من شر یوم سوء، روز بد، ساعت بد، در دعای سمات هم هست، ساعت سوء، یوم سوء، دیگه چی؟ از سختی های سفر، پناه می برم از شرّ آنچه از آسمان نازل می شود، از شر جنون، برص، جزام، از شر مرض های بد، این شرور خارجی است.
«قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ وَمِنْ شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ »
خدایا تو را به حق محمد و آل محمد از شرورهای درونی مثل غضب و حرص و هیجان شهوت و بخل و صفات، از شرور نفس و از شرور سلطان و همسایه و فرزند و همسر و دوست و، از شرور درونی و از شرور بیرونی، از شرور آسمانی و از شرور زمینی، ما را از همه شرور حفظ بفرما. كمتر از آنی ما را به خودمان رها، واگذار نكن. ایمان كامل، بدن سالم، عقل قوی، علم مفید، عمر با بركت، عزت دنیا و آخرت، حسن عاقبت، به همه ما مرحمت بفرما. آنچه شب قدر برای خوب ها مقدر می كنی همه را برای همه ما مقدر بفرما.
«والسلام علیكم و رحمه ی الله و بركاته»
کليه حقوق برای مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن محفوظ است