تفسیر سوره فلق (8)

بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
بحث ما درباره سوره های كوچك بود. سوره فلق را با هم بخوانیم:
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم» ، «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ وَمِنْ شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ وَمِنْ شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِی الْعُقَدِ وَمِنْ شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ» (فلق/1- 5)
بگو پناه می برم به پروردگار، پروردگار فلق (شكافتن) ، عدم را با آفریدن می شكافد، سیاهی شب را با سپیدی صبح، دانه را در دل خاك، سنگ را می شكافد از كنار سنگها و چشمه ها. . . فلق به معنای عام.
پناه می برم به فلق «مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ» از شر آفریده ها. گفتیم درباره شرور؛ یك شرهایی از خودمان است یك شرهایی از دیگران است و یك شرهایی از طبیعت. «شَرِّ مَا خَلَقَ» توشرش ماندیم. ضرب المثلی است می گویند تو شرش ماندیم. چند جلسه تو شر ما خلق هستیم.
خطرات خود، چند جلسه صحبت كردیم: نفس است، علم بی خاصیت است، نداشتن قناعت است، تا جلسه قبل رسیدیم به سوء مدیریت.
1- خطر بی دینی در هنگام مرگ
یكی از خطرات این است: امام كاظم فرمود: «اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْعَدِیلَه یِ عِنْدَ الْمَوْتِ» (بحارالانوار/ج /95ص 381)یكی از شرور كه مربوط به خودمان هم هست این است كه انسان یك مرتبه بر گردد، لحظه مرگ چپه شود. پناه می برم از چپه شدن دم مرگ. خیلی مسأله مهمی است.
خطر انحراف در لحظه آخر
راجع به آخرت خیلی اسلام دعاها و روایات دارد. ازقرآن بخوانم. قرآن می گوید حضرت یوسف جزء دعاهایش این بود، می گفت «تَوَفَّنِی مُسْلِمًا» (یوسف/101)مسلمان بمیرم. بعضی انبیا به بچه هایشان می گفتند سعی كنید با ایمان بمیرید «لَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ» (بقره/132)جز در راه تسلیم خدا جور دیگری جان ندهید. در خط باشید. چون ممكن است انسان یك عمر درست برود، لحظه آخر یك عملی بكند همه چیز هوا رود. بگذارید قرآن بخوانم. تو قرآن آیاتی داریم میگوید «آمَنُوا» بعد میگوید «ثُمَّ كَفَرُوا» (نساء/137)مؤمن بود كافر شد. قرآن بخوانم؛ «ثُمَّ تَوَلَّیْتُمْ» (بقره/64)توخط بود منحرف شد. قرآن بخوانم؛ «ثُمَّ اتَّخَذْتُمْ الْعِجْلَ» (بقره/51)این آیات مال بد عاقبتی است. «آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا» آیه بد عاقبتی است. «ثُمَّ تَوَلَّیْتُمْ» آیه بد عاقبتی است «ثُمَّ اتَّخَذْتُمْ الْعِجْلَ» آیه بد عاقبتی است.
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 2
خب، حالا آقای قرائتی ببخشید چه جوری آدم بد عاقبت میشه؟ قرآن گفته. میدانی چرا آدم بد عاقبت می شود؟ گناه ها كه جمع شد. . . چه طور آدم ور شكست می شود؟ بدهكاری ها كه زیاد شد آدم فراری می شه. بدهكارها همین طوركه بدهكاریشان روهم زیاد شد فرار می كنند. می گویند فلانی ور شكست شد. در میرود.
قرآن بخوانم «ثُمَّ كَانَ عَاقِبَه یَ الَّذِینَ أَسَاءُوا السُّوءَی أَنْ كَذَّبُوا» (روم/10)عاقبت كسانی كه هی رو هم روهم گناه میكنند یك مرتبه تكذیب می كنند. «ثُمَّ كَانَ» (روم/10)بنابراین باید سعی كنیم اگر گناه كردیم فوری یك عبادتی بكنیم. مثل لباس كه تا كثیف شد می شویند، اگر این لباس را تا لك برداشت نشستیم، هی كثیف شد كثیف شد بعد دیگر هیچ تاید و هیچ چیزی پاكش نمی كند. . . همین مواد شوینده دیگر پاك نمیكند یعنی به خوردش رفته است. دیگر پاك نمیشود. مرض را اگر سریع بهش نرسی، دندان را میگویند هر چند ماه یك بار نشان دندانپزشك بدهید نگذارید یك وقت بگوید كار از كار گذشته. بچه را اگر رهایش كنید هر كاری میخواهد می كند جوان اگر هر كاری بخواهد بكند خوب این آزادی تبدیل میشود به این كه میگوید من اصلا زن نمیخواهم. چرا ازدواج كنم؟ من آزادم هر وقت خواستم راههای دیگرهم هست، دیگر وقتی ول شد دیگر بر نمیگردد. تمكین نمیكند برای ازدواج.
2- جبران بدی ها با نیكی ها
سریع برگردیم قرآن بخوانم. میگوید نماز بخوانید اگر این نمازی را خواندی «إِنَّ الْحَسَنَاتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئَاتِ» (هود/114)نماز كه خواندی خلافهای قبل ازنماز پاك می شود. به همین خاطر كسی كه روزی پنج بار نماز بخواند تشبیه شده به كسی كه روزی پنج بار خودش را بشوید. كسی یك روز پنج بار خودش را بشوید دیگر این تو بدنش آلوده نیست. تا خلاف كردیم عذر خواهی كنیم. امام كاظم میفرماید: وقتی می خواهید بخوابید حساب كنید امروز صبح تا حالا چه كرده اید؟ این جا این كلمه را گفتم بد كردم، خدایا بد كردم، «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ رَبِّی وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ» . اینجا هم این حرف را نباید میزدم. «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ رَبِّی وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ» . اینجا یك كلمه خوبی گفتم. توفیقی پیدا كردم یك كار خوبی انجام دادم. «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ» . شب به شب «فَحَاسِبُوا أَنْفُسَكُمْ قَبْلَ أَنْ تُحَاسَبُوا» (كافی/ج /8ص 143)معنایش این است. یعنی قبل از این كه به قیامت بكشد خودتان از خودتان حساب بكشید. داریم اگر كسی خودش از خودش حساب بكشد خدا می گوید این دیگر حساب ندارد چون این در دنیا خودش از خودش حساب كشید چون خودش از خودش حساب كشیدمن دیگر از او حساب نمی كشم. و روایتی داریم اگر غافل شوید از خودتان، خطراتی كه انسان از خودش غافل شود.
3- خطر غفلت از استعدادهای خود
غفلت از خود خیلی مهم است. تو قرآن یك كلمه خیلی تندی هست خیلی كلمه تندی است. می گوید «أُوْلَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ» (اعراف/179)اینها مثل گاو و الاغند بلكه بدترند بعد می گوید «أُوْلَئِكَ هُمْ الْغَافِلُونَ» غافل است. غفلت از چی؟ غفلت از استعدادها. من چه قدر توان دارم؟ بارها من این را در تلویزیون گفته ام مكرر گفتم كه ما فكر میكنیم دو كیلو متر میتوانیم بدویم یك گرگ دنبالمان بكند سی كیلومتر میدویم. یعنی 28 كیلومتر دیگر توان در بدنمان داریم. ما بیش از دیپلم و لیسانس و فوق لیسانسیم. ما علاوه بر این مدارك دانشگاهی و علاوه بر درسهای حوزوی می توانیم مطالعات
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 3
اضافه داشته باشیم. فقط باید عنایت داشته باشیم. دقت كنیم كه چه می كنیم. خودمان غافل از خودمان شویم. یك كسی را بگویم كه غافل نیست. مال همین مشهد است. آیه ی الله مروارید كه از علمای بزرگ مشهد بود خدا رحمتش كند. ایشان به من میگفت با حاج شیخ عباس قمی صاحب مفاتیح، بودیم. یك تاجری اطراف مشهد، وكیل آباد و طرقبه و عنبرون، میگفت یك تاجری در عنبرون دعوت كردیك روزحالا جمعه ای تابستانی هر وقت، تاجری دعوت كرد كه به ما یك ناهاری بدهد. آیه ی الله مروارید میگفت خدمت حاج شیخ عباس قمی رفتیم تا نشستیم حاج شیخ عباس دستمالش را درآورد و كتابش را باز كرد و شروع كرد به نوشتن. تاجر گفت آقا ببین امروز روز مطالعه نیست. امروز آمده ایم استراحت كنیم. حاج شیخ عباس گفت كه من سهم امام بخورم برای امام زمان كار نكنم؟ گفت آقا سهم امام نیست من سهم امام را داده ام. این ملك شخصی است من می خواهم امروز یك پذیرایی از شما بكنم. گفت از خدا بگیرم برای خدا كار نكنم؟ شما هر وقت كار داشتی من كتاب را می گذارم، زمین اگر سؤالی داشتید جواب میدهم، حرفی خواستید گوش می دهم. من بد اخلاق كه نیستم خوش وبش دارم اما وقتی جلسه ساكته بگذارید من یك حدیث بنویسم. هیچی. . . آیه ی الله مروارید می گفت حتی روز تفریح دست از قلم بر نداشت. یعنی چی؟ این آدمی است كه غافل نیست. یعنی لحظات عمرش را. . . بارها این را شاید از من شنیده باشید كه آرایشگاهی، سلمانی، چه می گویند؟ پیرایش. . آرایشگاهی آمد صورت آقا را درست كند لبها تكان می خورد. گفت آقا لبت را نگه دار موی روی لب را قیچی كنم. حضرت فرمود من اگر لبم را نگه دارم یك سبحان الله عقب می افتم. یعنی از ثانیه های عمرم باید استفاده كنم. خیلی آدم از عمرش غافله، از استعدادش غافل است از فقرا غافل است، از دشمن غافل است. گاهی وقت ها خودمان سرمان به هم بند است، نمیدانیم دشمن برای ما چه. . گاهی بعضی خانه ها گربه زیاددارد این صاحب خانه گربه ها را تو گونی میكند ببرد بیندازد تو بیابان. این گربه ها تو گونی هی به هم چنگ میزنند، نمیفهمند كه این كه تو گونی شان كرده كجا میبرد. یعنی گربه ها غافلند كه طرح برای اینها چیه؟ طرح اینه كه شما را ببرند تو بیابان ولی این ها خودشان سرگرمند به هم چنگ میزنند. ما گاهی وقت ها غافلیم از این كه دشمن چه خطراتی را برای بعضی ها پیش بینی كرده، غافل. .
از گناهانمان غافلیم توبه نمیكنیم، از فقرا غافلیم، از دشمن غافلیم، از استعدادها غافلیم. خیلی توان داریم. این مسأله مهمه كه انسان از عاقبتش نباید غافل باشد.
4- دعای بزرگان در مورد عاقبت نیك
خدا رحمت كند دوست عزیزی داشتیم تو سازمان تبلیغات بود به نام آقای محمد خانی، رئیس سازمان تبلیغات تهران بود، یك خاطره قشنگی گفت، گفت تو حرم امام رضا سه تا آیت الله دیدم دوتاشان مرحوم شدند یكی آیت الله میرزا جواد آقا كنار حرم است آیت الله مروارید هم یك گوشه حرم است آیت الله فلسفی هم كه از علمای بزرگ مشهداست دیدم او هم یك گوشه دیگر است آقای محمد خانی میگفت، به فكرم افتاد بروم به اینها بگویم شما اگر امام رضا بگوید یك دعای مستجاب دارید چه می گویید؟ گفت از تو جمعیت رفتم پهلوی آیت الله تهرانی گفتم آقا اگر خدا به شما بگوید یك دعای مستجاب داری چه می گویید؟ گفت من دعا میكنم با دین بمیرم، عاقبتم به خیر شود. میگفت جمعیت
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 4
را شكافتیم و رفتیم آن طرف حرم گفتم آقا اگر خدا به شما بگوید یك دعای مستجاب داری چه می گویید گفت عاقبتم به خیر شود. رفتیم آن طرف حرم دیدم سه تا آیت الله سه گوشه حرم سه تاشون یك كلمه گفتند. این كلمه تو ذهن من بود. خود من هم به دوتا عالم رسیدم یكی آیت الله معصومی بود آخوند ملا علی همدانی از بزرگان و هم دوره های امام بود ما خدمتش رسیدیم همدان، گفتیم اگر یك دعای مستجاب داشته باشی چه میگویی؟ گفت دعا میكنم خدا عاقبتم را به خیر كند. خدمت آیت الله العظمی گلپایگانی هم رسیدم خانه شان، گفتم اگریك دعای مستجاب داشته باشی چه میگویی؟ گفت دعا می كنم خدا عاقبتم را به خیر كند. این چی چیه قصه. چون انسان هیچ به خودش اطمینان ندارد كه در یك دقیقه دیگر چه می شود. انسان عوض می شود زیر و رو می شود.
«قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ» یكی از شرور كه انسان باید پناه ببرد این است كه. . .
5- خطر تكبر و استكبار
یك روایتی برایتان بخوانم. روایت این است: «وَ مَنْ ذَهَبَ یَرَی أَنَّ لَهُ عَلَی الْآخَرِ فَضْلًا فَهُوَ مِنَ الْمُسْتَكْبِرِینَ» (كافی/ج /8ص 128)هركسی كه خودش را بهتر بداند مستكبر است، ببینید حدیث چه قدر تند است. «مَنْ» یعنی كسی كه «یَرَی» یعنی خودش را ببیند «مَنْ ذَهَبَ یَرَی أَنَّ لَهُ عَلَی الْآخَرِ فَضْلًا» كسی كه ببیند كه برای او فضیلتی است، كسی كه بگوید من بهترم «فَهُوَ مِنَ الْمُسْتَكْبِرِینَ» «فَهُوَ» پس او «مِنَ الْمُسْتَكْبِرِینَ» این آدم مستكبری است. امام صادق كه این حدیث را فرمود طرف جا خورد، گفت یعنی چه؟ خیلی ها خودشان را بهتر میدانند. الآن یك زن چادری خودش را بهتر از بی حجاب نمیداند؟ یا آیه ی الله بهتر از طلبه یا امیروسردار خودش را بهتر از یك سرباز نمی داند؟ تاجر خودش را بهتر از فقیر نمیداند؟ بالاخره آدم. . . یك لیسانسه خودش را بهتر از یك بچه مدرسه ای میداند كه كلاس ابتدایی است. این چه حدیثی است كه شما میفرماییدكه هر كه خودش را بهتر بداند مستكبر است؟ آن وقت امام صادق یك خاطره گفت. خاطره، خاطره قرآنی است. گفت: فرعون وقتی معجزه موسی را دید كه عصا انداخت و اژدها شد دستور داد همه ساحرهای متخصص را از همه مناطق جمع آوری كردندو آوردند و ساحرها گفتند: «أَئِنَّ لَنَا» «إِنَّ لَنَا» عربی هایی كه میخوانم قرآنی است (شعرا/41) «أَئِنَّ لَنَا لَأَجْرًا إِنْ كُنَّا نَحْنُ الْغَالِبِینَ» (شعرا/41)اگرما با سحرو جادو موسی را از میدان بیرون كردیم مزدی، سكه ای، دلاری، چیزی می آید؟ «أ» یعنی آیا «أَئِنَّ» آیا «أَئِنَّ لَنَا لَأَجْرًا» آیا برای ما اجری می دهی؟ «إِنْ كُنَّا نَحْنُ الْغَالِبِینَ» اگرما غالب شدیم اجری به ما می دهی؟ «قَالَ نَعَمْ» فرعون گفت بله. پول چیه؟ «وَإِنَّكُمْ إِذًا لَمِنْ الْمُقَرَّبِینَ» (شعرء/42)شما اصلا از مقربین. . . اصلا كارت سبز بهتان میدهم صاف بیایید تو كاخ. پول چیه؟ اینها را كی گفتند؟ مثلا ساحرها ساعت 8 كه می خواستند سحر و جادو كنند وموسی را از را ببرند به نظر خودشان، ساعت 8 چشم داشتند به یك سكه گفتند «أَئِنَّ لَنَا لَأَجْرًا» یك مزد می خواهند «قَالَ نَعَمْ» فرعون گفت بله. مزدتون میدهم اصلا كارت سبزهم بهتان میدهم. این ساعت 8 بود. كارها شروع شد اینها عصا و طنابی كه داشتند را انداختندو حالا باجیوه و چی چی مخلوط شده بود و با سحر و جادو حركات خودشان را انجام دادند وحضرت موسی عصا را انداخت و پاشد همه
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 5
طناب ها و عصاها را قورت داد. تا قورت داد قرآن می گوید «فَأُلْقِیَ» ، «فَأُلْقِیَ السَّحَرَه یُ سَاجِدِینَ» (شعرا/46)یعنی ساحرها سجده كردند.
«قَالُوا آمَنَّا» (شعرا/47)همه گفتند ما ایمان داریم به موسی، به خدای موسی و هارون ایمان داریم. فرعون گفت: من شما را آوردم آبروی موسی را بریزید خودتان به موسی، ایمان آوردید؟ تكه تكه تان می كنم. گفتند «فَاقْضِ» (طه/72)یعنی قضاوت كن دستور بده ما را تكه تكه كنند «فَاقْضِ» یعنی قضاوت كن «مَا أَنْتَ قَاضٍ» ، «فَاقْضِ مَا أَنْتَ قَاضٍ» هرچی كه تو قضاوت میكنی بگوقضاوت كنند اصلا بگو ما را تكه تكه كنند تو كسی نیستی تو چی داری فرعون؟ «إِنَّمَا» ، «إِنَّمَا» یعنی فقط «تَقْضِی» تو می توانی قضاوت كنی «هَذِهِ الْحَیَاه یَ الدُّنْیَا» تو فقط تو این دنیا بیشتر نمی توانی قضاوت كنی. فقط دنیا دست توست. الله اكبر. . . امام صادق فرمود كسی كه ساعت 8 به یك سكه و اجر فرعون چشم داره ساعت 9 كره زمین پهلویش بی ارزش است، به فرعون میگوید تو كسی نیستی تو فقط این دنیا را داری و این دنیا هم ارزش، چی؟ . . . ندارد، حالا. . . امام صادق فرمود آدمی كه این طور عاقبتش عوض می شود ساعت 8 سكه پهلویش بزرگ است ساعت 9 كره زمین پهلویش كوچك است آدمی كه این طور ایدیولوژیش، تغییر ایدئولوژی میدهد، آدمی كه این طور عوض میشود چه حقی داری خودت را بهتر بدانی؟ ولذا صبح اینها ساحر بودند، چاشت ایمان آوردند و شب شهید شدند. این آیه قرآن است. كسی نباید خودش را خوب بداند، من نمی دانم چه می شود؟
قرآن بخوانید: «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ» یكی از شرور این است كه انسان بی دین بمیرد. امام كاظم فرمود: «اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْعَدِیلَه یِ عِنْدَ الْمَوْتِ» در كتاب كافی بابی داریم به نام «بَابُ الْمُعَارِین» «مُعَار» یعنی عاریه. عاریه یعنی قرضی. معارین یعنی كسانی كه دینشان قرضی است. ایمانشان قرضی است یعنی لحظه مرگ بی دین می میرند.
6- دنیای خوب و بد در قرآن
خوب، حالا چه كنیم كه بی دین نمیریم؟ فقط باید به خدا پناه برد. هیچ كس ضامن عاقبت خودش نیست. یكی باید به خدا پناه برد، یكی هم باید با دنیا و علاقه های مفرط. . . دنیا خوبست قرآن بخونم. قرآن به دنیا سه تا لقب داده. گفته دنیا خیر است. «إِنْ تَرَكَ خَیْرًا الْوَصِیَّه یُ» (بقره/180)، «ان ترك مالا الوصیه ی» اگركسی خیری خواست وصیت كند منظور از خیر مال است. به دنیا گفته خیر. قرآن به مال دنیا گفته فضل. «فَإِذَا قُضِیَتْ الصَّلَاه یُ فَانتَشِرُوا فِی الْأَرْضِ وَابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ» (جمعه/10)فضل الله یعنی بروید دنبال تجارت. «الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِینَه یُ» (كهف/46)یعنی در این قرآن سه تا لقب دارد دنیا. دنیا خیر است «إِنْ تَرَكَ خَیْرًا الْوَصِیَّه یُ» دنیا فضل است. «وَابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ» دنیا زینت است. «الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِینَه یُ الْحَیَاه یِ الدُّنْیَا» (كهف/46)پس دنیا بد نیست؟ نه خیر، دنیا خوب است. پس چرا شما می گویید دنیا بد است؟ «وَإِنَّهُ لِحُبِّ الْخَیْرِ لَشَدِیدٌ» (عادیات/8)شدتش بد است. «تُحِبُّونَ الْمَالَ» (فجر/20)آدم مال را دوست دارد، اما «حُبًّا جَمًّا» حبا جماش بد است. «لِحُبِّ الْخَیْرِ لَشَدِیدٌ» ش بد است. «بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَیَاه یَ الدُّنْیَا» (اعلی/16)می گوید شما چرا دنیا را بر آخرت ترجیح می دهید؟ ترجیح دنیا بر آخرت «حُبًّا جَمًّا» ، «لِحُبِّ الْخَیْرِ لَشَدِیدٌ» ، «تُؤْثِرُونَ» ؛ آن كه بد است این است. اگر كسی علاقه مفرط به دنیا داشته باشد ممكن است بی دین بمیرد. چرا؟ برای اینكه لحظه مردن میبیند زن جداشد، بچه جداشد، اموال
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 6
جداشد، تمام اموالی كه. . . عرض كنم كه. . . نهج البلاغه دارد كه: «اغمض فی حلالها و حرامها» اغماض كرد یعنی چشمش را بست كه این چی چیه؟ حلاله یا حرامه همه را گرفت جمع كرد. حالا نگاه میكنه همه اموال را جمع كرده، عقوبتش مال اینه، كیفش مال وارث ها جوابش را باید این بدهد لذتش را وارث ها. آن وقت می خواهد دنیا را بگیره. وقتی می خواهند دنیا را از او بگیرند جز وز میكند.
یك چیزی به شما بگویم لطیف است گوش دهید. قرآن می گوید «تُؤْتِی» ، «تُؤْتِی الْمُلْكَ مَنْ تَشَاءُ» (آل عمران/26)یعنی ملك را به هر كس بخواهیم می دهیم. در مقابل دادن باید بگوید گرفتن. بده و بگیر. باید بگوید: «تاخذ» . باید بگوید: «تَأخُذُ الْمُلْكَ ممَنْ تَشَاءُ» می دهی به هر كه بخواهی، میگیری از هر كه بخواهی. عوض این كه بگوید «تُؤْتِی» ، «تاخذ» به جای تاخذ، قرآن می گوید: «وَتَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشَاءُ» (آل عمران/26)چرا عوض تاخذ گفته تنزع؟ پوستی كه از گوسفند میكنند را می گویند نزع. چون گرفتنش سخت است دادنش آسان است. یك قاشق چای خوری را به بچه میدهی راحت میگیرد. وقتی می خواهی قاشق را ازش بگیری مقاومت می كند. دستش را پیش میگیرد. یعنی با زور باید ازش گرفت. "تؤتی" یعنی دادن. خدا چیزی را به آدم می دهد آدم می گیرد وقتی. . لحظه مرگ خدا می خواهد بگیرد این مثل پوستی كه می خواهی از گوشت جدا كنی جیز و ویز میكند. گاهی كف دست شما می برد گاهی پشت دست. یك چسب میزنی اینجا، یك چسب هم میزنی انجا روی بریدگی ها چسب میزنی. بعدا كه این جوش می خوره پوست ها به هم می چسبه وقتی می خواهی بكنی از كف دست راحت بر می داری، چون كف دست مو ندارد، نچسبیده كنده میشود. پشت دست این موها به چسب جوش خورده، وقتی می خواهی بكنی جیز و ویز می كند. آدمی كه به دنیا بچسبد وقتی می خواهد بمیرد جیز و ویز میكند. می گوید خدایا چرا از من گرفتی؟ با بغض خدا از دنیا میرود. آن وقت بد عاقبت می شود.
دعا كنم؛ خدایا تو را به آبروی هر كس كه خوش عاقبت مرده تو را به آبروی هر كس كه دوستش داری همه ما را خوش عاقبت كن. در خوش عاقبتی دم افطار دعا كنید.
7- توجه حضرت علی (ع) به سلامت دینی
حالا یك چیزی یادم آمد بگویم. حضرت امیر گفته: «أَ فِی سَلَامَه یٍ مِنْ دِینِی» (بحارالانوار/ج /34ص 338)چون وقتی عظمت ماه رمضان را پیغمبر می فرمود كه «قَدْ أَقْبَلَ إِلَیْكُمْ» (بحارالانوار/ج /93ص 356)ماه رمضانی دارد می آید كه نفس كشیدن ثواب سبحان الله داره، چی چی چی. . این را هم به شما بگویم، یك چیزی هست به نام كیمیا كه میگویند این كیمیا چیزی است كه اگر به مس بزنی. . . طلا میشود. یكی از این كیمیاها اخلاص است. به هر چه بخورد ارزش دارد. یكی از كیمیاها ماه رمضان است. ماه رمضان كیمیاست. به آیه ای از قرآن می خورد میشود ختم قرآن، به نفس می خورد نفس میشود سبحان الله. این كیمیاست. این كیمیا را از دست ندهیم. خواب آن عبادت است. افطار دادن چه قدر مهمه. نماز در آن چیه. . . در ماه رمضان داشت پیغمبرسخنرانی میكرد. امیرالمؤمنین پاشد فرمود یارسول الله این ماه رمضان كه این قدر خوب است بهترین كار چیه؟ فرمود: ورع و تقوی. بعد پیغمبر گریه كرد گفتند چرا گریه میكنی؟ ما یك سؤالی
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 7
كردیم دیدیم ماه رمضان این قدر خوبه گفتیم بهترین كار چیه؟ فرمودید تقوی. گریه نداشت. گفت چرا. توهمین ماه رمضان یا علی تو را شهید میكنند. حضرت نگفت كی كجا چرا؟ فرمود: «أَ فِی سَلَامَه یٍ مِنْ دِینِی» آیا دینم سالمه؟ یعنی امیرالمؤمنین هم سی سال قبل از شهادت كه خبر شهادتش را شنید، سی سال قبل گفت: «أَ فِی سَلَامَه یٍ مِنْ دِینِی» یعنی دینم سالمه وقتی مردم دین خواهم داشت یا نخواهم داشت.
ما این را بلد بودیم از سال های قبل هم گفتیم. چیزی كه تازه كشف كردیم این است كه «أَ فِی سَلَامَه یٍ مِنْ دِینِی» را سه بار امیرالمؤمنین پرسیده. یعنی در دو جای دیگر هم امیرالمؤمنین از پیغمبر پرسیده كه یا رسول الله من وقتی بمیرم دین خواهم داشت یا دین نخواهم داشت. ؟ یعنی امیرالمؤمنین كه امیر مؤمنین است وبه حق امیرالمؤمنین است او هم از عاقبت خودش دغدغه دارد. یكی از خطرات این است.
8- خطر همراهی و همكاری با ظالمان
یكی از خطرات ظلم كردن و زیر بار ظلم رفتن است. «اللَّهُمَّ إِنِّی. . . أَعُوذُ بِكَ مِنْ أَنْ أَظْلِمَ أَوْ أُظْلَمَ» (كافی/ج /5ص 155)چه ظلم كنم چه زیر بار ظلم بروم. هر دوش غلط است. هم ظلم كردن. . . ولذا حدیث داریم كه ظالم و مظلوم هر دو می روند جهنم. به ظالم می گویند چرا ظلم كردی؟ به مظلوم می گویند چرا زیر بار ظلم رفتی؟
«قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ» یكی از شرور این است كه امام سجاد می فرماید: «اللهم انّی اعوذ بك من انّ عضد ظالما» پناه میبرم كه ظالمی را كمك كنم.
شخصی بود به نام صفوان جمال، شترهایی داشت به هارون الرشید اجاره داده بود. امام كاظم فرمود آدم خوبی هستی یك عیب داری آن هم این است كه شترت را به هارون اجاره میدهی. گفت اجاره دادم برای سفر مكه. امام فرمود راضی هستی هارون زنده بماند كرایه شما را بدهد؟ گفت بله. گفت همین مقدار كه راضی هستی یك ستمگر زنده بماند همین گناه است. حدیث داریم اگر ظالمی دست كرد تو جیبش پول بدهد به شما، اگر همین مقدار دوست داری كه این پول را بدهد بعد بمیرد، همین یك ثانیه دو ثانیه ده ثانیه كه پول را در میآورد بدهد به شما همین دو سه ثانیه ای كه راضی باشی ظالم زنده بماند همین دوسه ثانیه گناه است. اگر قلم ظالمی را تیز كنید دوات ظالمی را. . . ولذا حدیث داریم «لَعَنَ اللَّهُ الْخَمْرَ وَ غَارِسَهَا» (فقیه/ج /4ص 8)خدا لعنت كند آن كشاورزی را كه انگور می كارد برای این كه به شراب فروش بفروشد. ( «وَعَاصِرَهَا وَ شَارِبَهَا وَ سَاقِیَهَا وَ بَائِعَهَا وَ مُشْتَرِیَهَا وَ آكِلَ ثَمَنِهَا وَ حَامِلَهَا وَ الْمَحْمُولَه یَ إِلَیْهِ» نمی دونم چه چه. . . ) ده گروه را پیغمبر لعنت كرد كه این ده گروه در شراب نقش دارند. كسی كه انگور می كارد كسی كه شراب میسازد كسی كه حمل و نقل میكند كسی كه بطری ها را می شوید كسی كه می ریزد كسی كه میدهد كسی كه میفروشد كسی كه دلال است.
كمك به ظلم، كمك به ظلم. ما اگر خواسته باشیم خوش عاقبت باشیم باید تا. . . ببینید تا یادتان هست می توانید خوشبخت شوید. من یك خاطره از خوش عاقبتی برایتان بگویم دو سه دقیقه طول می كشد.
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 8
من یك بار زمان طاغوت آمدم مشهد زیارت، طلبه نویی بودم آیه ی الله العظمی میلانی مسجد گوهرشاد درسی میداد من هم درس خارج نمی خواندم طلبه نویی بودم منتها خوب چون زوار بودم رفتم تماشای درس ایشان. دیدم آیه ی الله عظمی میلانی كه مرجع مهمی بود آیه ی الله علامه طباطبایی در این كه چه كسی اعلم است می گفت آیت الله میلانی اعلم است خدا همشان را رحمت كند. ایشان گفت حدیث شریف، ماهم خوب حدیث را فهمیدیم منتها او استفاده هایی كردو ما رفتیم حدیث را پیدا كردیم. حدیث این است:
9- ضمانت بهشت، برای توبه كننده واقعی
درزمان امام صادق یك شیعه بود در دربار كار میكرد در دربار بنی عباس، یك دلالی گفت تو كه شیعه هستی یك بار هم برویم خانه امام صادق. گفت رویم نمیشود، آخر من كارمند طاغوتم حالا بیایم خدمت امام صادق، اصلا امام صادق را هم نمیدهد گفت من وقت می گیرم خلاصه وقت گرفت و این دلالی كرد و این آقا را كه در دربار بود برد خانه امام صادق و امام صادق یك نگاهی به این كرد و این نگاه نگاه ولایتی بود. در عمق دل ایشان اثر كرد گفت آقا راستش را بخواهی من عمری است در دربار بودم پولهای حسابی جمع كرده ام ولی شیعه شما هستم میشود توبه كنم فرمود توبه ات سخت است گفت چیه؟ گفت تمام اموالت كه از راه گناه است همه را باید پس بدهی به صاحبش. این ساعت را كی داده این قالی را كی داده این مزرعه را كی داده همه را هركدام را كه صاحبش را میشناسی باید بهش بدهی هر كدام را هم كه نمیشناسی من امام صادق به تو اجازه میدهم بدهی به فقرا. گفت آقا حتی لباسهایم، فرمود توبه تو سخته، گفت اگر یك همچین توبه ای بكنم چی؟ گفت من امام صادقم ضامنم برای تو بهشت را. این امام صادق و این جلسه مبارك باعث شد این آقا رفت و ازشغلش استعفا داد و اجناس را دادو اموال را دادو حتی لباسهایش را داد و یك لنگ بست و اصلا رفت در خانه نشست. دلال دید عجب كودتایی شد درون این، رفت به رفیقهایش گفت این آمده این طرف، آن طرفی بوده این طرفی شده، حالا ما برویم خانه اش. خلاصه و نمیدانم چه قدر طول كشید. . . تا بالاخره این دلال سر میزد به این آقایی كه توبه كرده. یك روز آمد دید دارد می میرد. گفت حالت چه طور است گفت دقیقه های آخر عمرم است. ای دلالی كه من را بردی خانه امام صادق خداجزای خیرت دهد. خداجزای خیرت دهد من را نجات دادی این را دعا كرد و لحظه آخر گفت آقا آقا این امام صادق است به وعده خودش وفا كرد، گفت اگر تو توبه كنی من امام صادق ضامن میشوم برای تو بهشت را. امام صادق بهشت را ضمانت كرد، گفت و نفس آخر را كشید. دلال گفت دویدیم شیعیان را دعوت كردیم، گفتیم بابا این این طرفی است حالا اگر در دربار مرده بود چه قدر دنگ و فنگ داشت یك تشییع جنازه ای و مراسمی و باشكوه مراسم كفن و دفن و مراسم را انجان دادیم و بعد از مدتی من رفتم خدمت امام صادق، تادر را زدم قبل از این كه امام صادق بگوید كیه، گفت آقایی كه مثلا از كوفه آمدی، ما فلان ساعت فلان دقیقه به وعده خودمان وفا كردیم. آن دقیقه ای بود كه او بالای سرش بوده. آیه ی الله العظمی میلانی این حدیث را می خواند حالا استفاده هایی می كرد برای رد مظالم، برای علم غیب امام، كه امام علم غیب داره، برای ارتباطات معنوی، استفاده های زیادی از این حدیث میكرد ازاین چی میفهمیم؟
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 9
گاهی اگر آدم خواسته باشد خوش عاقبت باشد باید لقمه های حرام زندگیش را تا یادش هست دربیاورد. یك تحولی باید. . . قرآن هر جا می گوید «تَابُوا» كنارش یك چیزی می گوید همین طور توبه خالی نیست كه من دو لیتر گریه كنم «تَابُوا وَأَصْلَحُوا» (بقره/160)باید اصلاح كنی كارت را یك جا می گوید «تَابُوا» ، «وَبَیَّنُوا» (بقره/160)اگر یك چیزی را كتمان كردی حالا بیان كن. توبه با عمل صالح توبه با اصلاح توبه با بیان آنجا كه باید بیان كنی كتمان كردی و بیان نكردی.
خدایا تو را به مقام محمد و ال محمد به همه ما حسن عاقبت مرحمت بفرما. اراده و ایمانی بده كه هر ضعفی داریم تا هستیم و هوشیاریم این عیب ها را اصلاح بكنیم. تمام بركاتی كه در ماه رمضان به خوب ها می دهی وچیزهایی كه برای اولیا مقدر میكنی همه آنها را برای ما مقدر بفرما.
«والسلام علیكم و رحمه ی الله و بركاته»
کليه حقوق برای مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن محفوظ است