تفسیر سوره فلق (4)

بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
رمضان امسال گفتیم نگاهی كنیم به این سوره كه به حساب ظاهر كوچك است ولی دریای معناست كه ببینم خداوند چقدر حرف را توی دو تا كلمه می زند.
گاهی آدم یك كتاب می خواند دو سه تا نكته در آن هست گاهی یك جمله اینقدر مطلب در آن هست كارهای خدا همه اش همینطوره یك چیزی مثل عدسی گذاشته توی چشم هستی را می بیند با كوچك بزرگ را می بیند یك انگشت كوچك را گذاشته است اینجا چند تا وزارت خانه را درش جاسازی كرده است. وزارت كار یعنی این را بگذاری كنار نمی توانی بنویسی نمی توانی كار كنی بیل، پیچ گوشتی، اره، چاقو، آمپول تمام هنرها توی همین است تمام دیدنها توی عدس است یك شكاف گذاشته است توی صورت مكیدن و جویدن و سخنرانی و گرفتن اكسیژن، پس دادن كربن همه اش را می كند.
كار خدا در هستی یك لیوان آب به قدری انرژی در آن است كه شاید یك شهر را بشود برق داد یعنی برق یك شهر انرژیش توی یك لیوان آب است این كارهای خداوند است در طبیعت. در قرآن چه كرده است سوره ایست یك كلمه می گوید چقدر حرف در آن است حالا چون ماه رمضان بیننده ها گوش می دهند این سوره فلق را را با هم بخوانیم.
«بِاِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَانِ الرَّحِیمِ» ، «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ» پناه می برم به خداوند شكافنده صبح به خدایی كه تاریكی شب را با سپیدی می شكافد عدم را با آفرینش می شكافد سنگ را می شكافد چشمه ها در می آید دانه را در دل خاك می شكافد به این خدا قسم پناه می برم به این خدای فلق «مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ» از شر آفریده ها.
1- پناه بردن به خدا از شرّ نفس خود
شر آفریده ها مختلف است. شر خود «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ» یكی از ما خلق خود ما هستیم از شر خودمان، یكی دیگران، یكی طبیعت «مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ» خودمان مگر شر داریم بله شر خودمان را برایتان بگویم اعوذ بك، «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ» داریم اعوذ بك خدایا پناه می برم به تو از چی من 1- علم لاینفع: پناه می برم از علم بی خاصیت. باسواد است اما خاصیت ندارد آن علمی كه مفید است یاد نگرفته مثلاً اسم فلان شخص را بلد است آن اسمی را كه باید بلد باشد بلد نیست محفوظات است حفظ كرده اما چیزهایی را حفظ كرده كه بیخود. حالا آقایان تحصیلكرده یك خاطره برایتان بگویم یك آیه داریم توی قرآن كه می فرماید: انما، انما یعنی فقط انما فقط، انما یخشی الله من عباده العلماء: یعنی فقط از خدا كسانی می ترسند كه عالم باشند علما از خدا پروا دارند.
بنده اول طلبگی ام سر نماز خیلی حال داشتم گاهی هم گریه می كردم كمی كه باسواد شدم سر نماز حواسم پرت شد دیدم كه همین طوركیلویی دولا می شوم صاف می شوم سجده می كنم رفتم پهلوی علامه طباطبایی در مشهد مقدس پشت
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 2
سر مرحوم آیت ا. . . العظمی میلانی ایشان غروبها می آمد توی صحن نماز می خواند رفتم بغلش نشستم گفتم قرآن می گوید عالم از خدا می ترسه گفت بله انما هم گفته یعنی فقط من اول طلبگی كه عالم نبودم سر نماز حالی داشتم گریه، توجه الآن كمی باسواد شدم سر نماز حواسم پرته. پس این آیه چه می گوید آیه درست است معلوم می شود علم تو علم مفیدی نبوده، اگر علم مفید باشد هر چه آدم باسوادتر می شود تواضع، اگر یك دیپلم به پدرش سلام می كند لیسانس باید بگوید سلام علیكم، فوق لیسانس دست باباش را می بوسد دكتر كه شد دست مادرش را هم می بوسد آمپول زن است سلام می كند دكتر شد می گوید سلام علیكم، رئیس بهداری شد می گوید سلام علیكم و رحمه ا. . . ، وزیر شد می گوید سلام علیكم و رحمه ا. . . حال شما چه طوره هر چه باسوادتر می شود ادب و تواضعش بیشتر می شود بیشتر سلام می كند بیشتر مسجد می آید بیشتر با مردم است. اما اگر نه، دیپلم لیسانس كه شد اتاقش لامپه، فوق لیسانس لوستره، وزیر كه شد لوسترش درازتر می شود، وزیر كه شد اتاقش درازتر می شود اگر اتاقها دراز شد این «اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِكَ مِنْ عِلْمٍ لَا یَنْفَعُ» (بحارالانوار/ج /83ص 18)اگر تواضع بیشتر شد علم ینفع مفید است.
2- پناه بردن به خدا از علم غیر مفید
در دعا داریم «وَ عِلْماً نَافِعاً» (كافی/ج /2ص 573)خدایا سوادی به ما بده كه نافع باشد. «عِلْماً نَافِعاً» خوب حالا یك خط كش برایتان بگویم بالاخره ما توی مملكت مان تحصیلكرده زیاد است این علم مفید است یا مفید نیست یك خط كش به شما می دهم خط كش مال امیرالمؤمنین است.
امیرالمؤمنین می فرماید: «ثمره العلم العبودیه» ثمره علم بندگی ست. حالا خودتان می دانید دبستانی ها بیشتر سلام می كنند به استادشان یا راهنماهی ها یا دبیرستانی ها یا دانشجوها اگر توی دانشگاه دانشجو استادش را تا مادامی كه درس پهلویش دارد ترم و واحد پاس می كند سلام می كند همین كه استادش دیگر نیازی به این استاد ندارد سلامش هم نمی كند این معلوم می شود علم مفید نیست. چون امیرالمؤمنین می فرماید: ثمره علم بندگی است. آنوقت حدیث داریم پیغمبر ما هر روز می گفت خدایا پناه می برم از علم بی خاصیت.
تحصیلكرده هست اما شعورش، معرفتش، اخلاقش اگر ادب دانشجو بیش از راهنمایی شد معلوم می شود علم مفید است اگر بچه های دبستانی و راهنمایی اگر ما توی مسجدمان بچه كوچولوها بودند تحصیلكرده ها نبودند معلوم می شود این دانشگاه ها علمش نافع نیست چون هر چه باسوادتر می شوند از مردم و از خدای مردم فاصله شون بیشتر می شود خدای ناكرده اما اگر برعكس شد هر چه مسجد البته این به شرط اینكه پیش نماز مسجد هم با مطالعه باشد دانشمند باشد خوش اخلاق باشد هیئت امنا، خادم همه اش هم یكطرفه نیست گاهی وقتها پاس می دهی اون عرضه نداره آبشار بزنه یعنی این خوبه ولی آخوند، آخوندی نیست كه این را اشباعش كند گرسنه اش است غذا، غذای خوردنی نیست. چون خادم مسجد نقش دارد هیئت امنا نقش دارند اینها همه باید با هم باشد.
اگر بچه ای بدنیا آمد كله بزرگ است اما بدن كوچك است این مردنی است اگر بدن بزرگ است كله به اندازه یك گردو است هم این مردنی است و هم اون مردنی است باید سر و شكم و پا به هم بخورد یعنی باید دانشجو برود مسجد
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 3
برنامه های مسجد هم برنامه های قانع كننده باشد كه آدم وقتی رفت توی مسجد گوشت كیلویی پنج هزار تومان خورد یك چیزی هم به رشدش اضافه بشود.
3- پناه بردن به خدا از قلب غیر خاشع
خوب یكی از خطرات خود علم بی خاصیت است بخوانید ببینیم یك- دو- سه «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ» یكی از خلق ها خودمان هستیم كه از علم دیگر چه «أَعُوذُ بِكَ یَا رَب مِنْ. . . وَ مِنْ قَلْبٍ لَا یَخْشَعُ» (كافی/ج /2ص 585)پناه می برم از قلبی كه خشوع ندارد سنگدل است. پای تلویزیون نشسته است می گویند فلان جا را سیل برد فقط می گوید اه فلان جا بمباران شد می گوید ااه همسایه شما مرد می گوید: اه اه اه این فقط یك اه می گوید: ككش نمی گزد اه اه اه «وَ مِنْ قَلْبٍ لَا یَخْشَعُ» غصه نمی خورد تو ماشین نشسته است بارندگی می شود می گوید ما كه توی ماشین هستیم مردم زیر باران گاهی هم از مردم كیف هم می كند وقتی گفتند مثلاً باید غصه بخوریم ما پای تلویزیون نشستیم شنیدیم كه سی درصد معلمین آموزش و پرورش اصلا رشته ای كه درس می دهند تخصص ندارند مثلا نانوا است خیاطی می كند خیاط است نقاشی می كند نقاش است مكانیكی می كند مثلا لیسانس ریاضی است می رود چیز دیگری درس می دهد لیسانس است می رود چیز دیگری درس می دهد یعنی اون رشته ای كه درس می دهد اصلا وارد خیلی نیست آنوقت می دانید یعنی چه؟ یعنی ما ضد قرآن عمل كردیم.
قرآن می گوید خداوند امر كرده است «أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَی أَهْلِهَا» (نساء/58)خداوند سفارش كرده امر كرده كه امانت را به اهلش بدهید آیا این بیست میلیون بچه مدرسه ای بیست میلیون بچه مدرسه ای حالا یك میلیون اگر معلم داشته باشیم با دبیر و همه می شوند سیصد هزار، سیصد هزار، سیصد هزار معلم بی تخصص كه اهلیت ندارند ولی ما نسل نو كه امانت است امانت را كه بچه ها هستند به یعنی سیصد هزار خلاف شرع رو مخ بچه ها می شود باید اگر قلب، قلب بیداری باشد برق از سر همه باید بپرد. ما سیصد هزار معلم داریم كه آن رشته ای كه درس می دهد تخصصی ندارد خیلی خطرناك است این اصلاً بعد از این كه آدم این را از تلویزیون شنید توی رختخواب اه ما امانات را دادیم به آدمی كه اهلها نیست اهلش نیست آدم خوبی است من نمی گویم آدم بدی است این كاره نیست مثل اینكه قرائتی خلبان بشود خوب هواپیما سرنگون می شود به اهلش ندهید آنوقت مجلس شورا باید اولین قانونش اولین كارش بچه های مدرسه ای باشند چون سدّ و پل و جاده و نمی دانم همه چیز و همه این مخ است. مخ نسل نو مخ نسل نو خیلی مهم است اگر یك جایی می گویند قحطی شد اگر از یك جایی می گویند از ضرر علمی ضرر چی ضرر چی. . . خدایا پناه می برم از قلبی كه نسبت به خدا خشوع ندارد این همه نعمت می بیند یك سجده نمی كند عجب قرآن اول یك توبیخی می كند می گوید: «قلوبهم» بعضی مردم قلبشان «كَالْحِجَارَه یِ» انگار سنگ است. بعد می گوید رحمت به گور سنگ گاهی از سنگها چشمه آب بیرون می آید قلبهایی هستند كه یك ذره چشمه آب بیرون نمی آید «قُلُوبُكُمْ» ، «كَالْحِجَارَه یِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَه یً» ، «أَوْ أَشَدُّ قَسْوَه یً» یعنی قساوتش سنگین تر است. گاهی قرآن می گوید: «أُوْلَئِكَ كَالْأَنْعَامِ» بعضی آدمهای نااهل مثل چهارپایند، بعد می گوید: «بَلْ هُمْ أَضَلُّ» از چهار پا بدترند تمام گرگها صد تا پرونده توی دادگستری ندارند آدم هست پنج كیلو پرونده
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 4
دارد یك كسی می گفت اگر این «بَلْ هُمْ أَضَلُّ» نبود من سكته می كردم از غصه كه چرا خدا ناقص حرف زده است. كه بعضی از این مردم مثل چهارپاند. صدام مثل چهارپاست اینقدر كه صدام جوانهایمان را كشت تمام گرگهای تاریخ همشان جمع شوند اینقدر آدم. . . در یك كشور یك گرگ در سال ممكن است دو تا یا سه تا حمله بكند «أُوْلَئِكَ كَالْأَنْعَامِ» ، «بَلْ هُمْ أَضَلُّ» ، «كَالْحِجَارَه یِ» ، «أَوْ أَشَدُّ» ، یك دوربین عكاسی به تو بدهند تا آخرعمر می گویی قربان شما متشكرم مخلص شما هستم جیرجیركتم مخلصتم. . . چته حالا یك دوربین داده خوب خدا دو تا دوربین به شما داده است دو تا چشم صبح تا شب عكس برداری می كنی هم عكس ساده هم عكس رنگی این همه عكس از هم دور هم از نزدیك فیلمش را هم عوض نمی كند آنوقت دو تا چشم به شما داده آنوقت جزای این دوتا چشم این كه به ناموس مردم نگاه بد كنی این شكر چشم بود دستی كه بهت داد برای كتك بود اگر برای كتك بود كه خدا مثل چكش خلق می كرد این دست نرم است یعنی بكش روی سر مردم دست اینطوری یعنی محبت است وگرنه همچین پتك كه نیافریده این خطرات خود است.
4- لقمه حرام، عامل سنگ دلی
سنگدلی چطور آدم سنگدل می شود لقمه حرام، به بچه هایمان لقمه حرام ندهیم خودمان لقمه حرام نخوریم این رباهایی كه الآن می دهند بعضی ها راحت می گویند آقا یك میلیون ماهی اینقدر دو میلیون ماهی اینقدر اینها ربا است و لقمه حرام است قطعاً حرام است، ربا حرام است، رشوه حرام است اگر اسم رشوه را بگویند حق سرعت هدیه باز هم عوض نمی شود.
آخه گاهی وقتها یك كس می خواست رئیس بانك وام بگیرد وام خلاف باقی وامهای طبیعی می خواست یك وام اضافه بگیرد رفت اداره ثبت اسم رئیس بانك را پرسید كه كی متولد شده است روز تولد رئیس بانك را یاد گرفت روز تولد یك هدیه و دسته گلی برد در خانه ایشان گفت چیه گفت من می دونم امروز روز تولد شماست خود رئیس بانك یادش نبود، خود رئیس بانك یادش نبود هیچی یك هدیه ای برای رئیس بانك داد و یك وامی تا یك وامی بگیرد حالا نمی دونم رئیس بانك گول خورد یا نه.
من یك شب خوابیده بودم بعد از نصف شب ماه اردیبهشت دیدم زنگ می زنند كیه این وقت شب زنگ می زند بعد از نصف شب بفرمایید از توی رختخواب گوشی را برداشته بفرمایید آقا تبریك عرض می كنم هر چه فكر كردم كه آخه تبریك چی بوده گفتم برای. . . گفت آخه فروردین گفتم بابا الآن اردیبهشت است آخه این وقت شب تبریك عرض می كنید هم قاطی كرده بود یعنی عوض فروردین، اردیبهشت عوض روز، شب گفتیم این یك چیزیش می شود این یك چیزیش می شود دو سه روز بعدش دیدم كه آمده حاج آقا فلان مشكل را شما بنویس حل بشود گفتم پس تبریك نصف شبت برای. . . یك آیه داریم سوره طارق نصفش را من می خوانم اون كلمه اش را شما بگویید «وَالسَّمَاءِ وَالطَّارِقِ» (طارق/1)طارق یعنی كوبنده یك شبی از افسرهای امیرالمؤمنین سحر آمد شب یا روز حالا یادم نیست یك حلوای شیرینی آورد شروع كرد در را زد این طارق، یعنی كوبنده این كه به راه می گویند طریق چون آدم با پایش می كوبد به
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 5
راه می گویند طریق یعنی هی می كوبد طارق یعنی می كوبد حضرت امیرالمؤمنین فرمود هان شیرینی آورده تو می خواهی فردا یك جنایتی توی كشور بكنی من كاری باهات نداشته باشم این شیرینی را آوردی باج می دهی.
اسمش نذری هست، اسمش هدیه، اسمش چه می دانم سال. . تولد است آنوقت امیرالمؤمنین توی نهج البلاغه گوید طارق آمد طارق یعنی آمد در خانه را بزند و السماء و ما طارق حقیقتها با این اسمها عوض نمی شود یكبار توی تلویزیون یك چیزی گفتم گفتم به جوان گفتند حلقه طلا حرام است گفت این نامزدی است گفتم حالا اگر گفتی نامزدی حرام خدا حلال شد با كلمه نامزدی حرام خدا حلال نمی شود هدیه، سالگرد، نذری اینها با حرام خدا حلال نمی شود بعد یك مثل آنوقت توی تلویزیون زدم گفتم یك كسی جگر بو می داد گربه ها آمدند دور منقلش جمع شدند این تا دید گربه ها دور جگر جمع شدند گفت بلاله بلال، این فكر كرد كه اگر به جگر بگوید بلال گربه ها می روند اگر به جگر گرفتم بلال گربه ها نمی روند اگر به رشوه گفتیم. . .
یك كسی می گفت حق التسریع، یعنی این رشوه نیست حق سرعت یعنی این كار را می كنم كه. . رشوه گاهی مادی است پول، سكه مادی است گاهی هم معنوی است حالا معنویش را من مسأله اش را بلد نیستم باید بپرسم مثلاً زنگ می زنند آقا این كار قانونی هست یا نه می گوید قانونی است من خودم سریع این كار را انجام می دهم به یك شرط شما بیایید توی اداره ما یك سخنرانی كنید حالا این هم رشوه حساب می شود یا نه حالا شاید هم رشوه نباشد ولی این هم بفهمی نفهمی بوی رشوه ازش. . . خلاف قانون نمی كنید می گوید آقا این كار قانونی است منتها باید یك هفته انجام بدهد ولی من این را برای تو یك ساعته انجام می دهم ولی حالا مثلاً می گوید به شرطی كه شما هم بیایید اداره ما سخنرانی كنید. حالا من چه می كنم حالا من این جور جاها قاطی می كنم كه بلكه حلال بشود می گویم یك وقت كه دانشگاه باز است الآن مثلاً دانشگاه تعطیل است اگر یك وقت دانشگاه باز بود حوزه هم باز بود می آیم توی شهرتون كه یك صحبت برای همكارهای طلبه گذاشته باشیم یكی هم برای برادران عزیز دانشجو خواهران محترم دانشجویی یك سخنرانی هم توی اداره شما می كنم یعنی برای اداره نمی روم یعنی مخلوط می كنم كه بلكه اگر هم غلط كردم غلط و صحیح قاطی هم بشود حالا به دنیای خودم گفت كه قرآن یك آیه دارد می گوید «خَلَطُوا عَمَلًا صَالِحًا وَآخَرَ سَیِّئًا» (توبه/102)قاطی می كند حالا باز هم از نظر فقهی نمی دانم كارم درست یا نه باید بپرسم از مرجع تقلیدم.
5- آزاد شدن از قیود نفسانی
خطرات خود بخوانید با هم بخوانید یك دو سه «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ» یكی از خلقها خودمان هستیم آدم گاهی خودش رحمت به كسی كه بتواند قیدها را باز كند آدم نباید گیر خودش باشد.
آره گیر خودش است من یكبار گیر خودم افتاده بودم اول انقلاب بود می آمدیم تهران فیلم پر می كردیم می آمدیم میدان شوش سوار می شدیم می رفتیم قم هنوز ترور و شخصیت و نمی دانم محافظ و پاسدار اینها در كار نبود اول های انقلاب بود ما فیلم را پر كردیم و آمدیم میدان شوش سوار شویم برویم قم سوار اتوبوس شدیم رسیدیم به بهشت زهرا توی راه قم و تهران گفتم بلند شوم بگویم برای شادی روح شهدا صلوات ختم كن پا شدم نگاه به اتوبوس كردم دیدم جمعیت
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 6
نگاه می كنند نشستم عارم شد گفتم آخه صلوات ختم كن مال این جگر فروشها، شاگرد شوفرها، هیئتی ها آخه تو حجت الاسلام والمسلمین صلوات ختم كن این درشان تو نیست. گفتم نامرد تلویزیونت از این شهداست، آمدن امام از این شهدا است فرار شاه از این شهداست ما هر چه داریم از انقلاب داریم بلند شو بلند شدم تا باز نگاه به اتوبوس كردم باز نشستم هی به خودم فحش دادم هی بلند شدم نگاه كردم هی نشستم پا شدم هی نشستم پا شدم این بغل دستی گفت حاج آقا صندلی شما میخ دارد گفتم نخیر صندلی میخ ندارد گیر خودم هستم آخه بعضی ها گیر شرق هستند بعضی گیر غربند بعضی ها گیر خودشان هستند. گیر خودمم گفت گیر چی گفتم گیر آخوندی من اگر این عمامه سرم نبود راحت صلوات ختم می كردم بخاطر عمامه عارم می شود خدا لعنت كند این خصلتها را چه خبره حالا دو تا كلمه درس خواندی صد تا كتاب خوانده شده لیسانس دویست تا كتاب خوانده شده فوق لیسانس، سیصد تا خوانده شده حجت الاسلام چهارصد تا خوانده شده آیت ا. . . چه خبره پیغمبر به بچه ها سلام می كرد الآن مادرشوهر به عروس، من بزرگترم او باید به من سلام كند.
بچه از شكم مادر آمده بیرون تكبر بیرون نیامده می گفت ما دو تا چیز داریم یكی منی از انسان بیاید بیرون یكی منیت از انسان بیاید بیرون منی از انسان می آید بیرون اما انسان از منیت بیرون نمی یاد من منم اینها هنوز از منیت بیرون نیامدند گاهی آدم گیر خودش است من دیدم آدمی را كه در آستانه هفتاد سال بودند خیلی هم باسواد بودند اگر اسمش را هم ببرم بعضی شما می شناسیدش مهم باسواد دستش را دراز كرد تا رفت دست بدهد دستش را پیش گرفت گفت این كه دستم را پیش گرفتم مال این است كه یازده سال پیش آمدم به دیدنت تو به بازدید من نیامدی یا ابوالفضل ما سركه هفت ساله دیده بودیم كینه هفتاد ساله ندیدیم بابا حالا این توی عروسی برای شما كادو نیاورد زایدی خانه نو ساختی چشم روشنی نیاورد ول كن دیگر اینقدر گیر نده تو برعكسش كن.
امام سجاد می گوید یك توفیق بده «مَنِ اغْتَابَنِی إِلَی حُسْنِ الذِّكْرِ» (صحیفه ی سجادیه/ص 92)او غیبت كرد من خوبیش را بگویم: «صِلْ مَنْ قَطَعَك» (فقیه/ج /4ص 177)درود بر كسی كه اگر او قطع رابطه كرده من با او قطع رابطه نكنم او سلام نكرد من سلامش كنم او دیدن من نمی یاد من دیدن او بروم.
امام سجاد می گوید این را می گویند آدم حسابی نه كه حالا كه او نیامد من هم نیامدم «قَلْبٍ لَا یَخْشَعُ» یعنی یك قلبی كه خشوع ندارد.
سعی كنیم اگر باسوادیم پولی داریم زوری داریم عنوانی داریم سیاست هم همینطوره سیاست هم همینطوره حدیث داریم اگر با كسی رفیقی، رفیقت یك پستی گرفت اگر یك دهم رفاقت قبلش را حفظ كرد حدیث می گوید «فَلَیْسَ لَكَ بِصَدِیقِ سَوْءٍ» (وسائل الشیعه ی/ج /12ص 124)باز هم آدم بدی نیست یعنی پست صددرصد آدم را آب می كند اگر كسی پست گرفت و باز نود درصدش آب شد ده درصدش ماند باز هم معلوم می شود آدم بگوید آدم خوبی است یعنی تا نود درصدش قابل پیش بینی است بله خطر خود آدم گیر خودش است گیر خودشه «أَعُوذُ بِكَ یَا رَبِّ مِنْ نَفْسٍ لَا تَشْبَعُ وَ مِنْ
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 7
قَلْبٍ لَا یَخْشَعُ» حرص سیر نمی شود مثل جهنم قرآن به جهنم می گوید سیر شدی می گوید باز هم داری بفرست بیاید البته یك آیه دوتا آیه داریم توی قرآن اینها را باید معنی كرد.
یك آیه داریم توی قرآن می گوید جهنم تنگ است یك آیه داریم می گوید جهنم گشاد است بالاخره گشاده یا تنگه هم دارم «مَكَانًا ضَیِّقًا» (فرقان/13)یعنی جهنم تنگه «ضَیِّقً» ، «ضَیِّقً» هم داریم به جهنم می گوییم «هَلْ امْتَلَأْتِ» (ق/30)پر شده می گوید «هَلْ مِنْ مَزِیدٍ» باز هم داری بفرست بیاد این را كسی از من بپرسید بالاخره یك آیه داریم جهنم تنگه یك آیه داریم جهنم گشاده كدامش درسته گفتم هم تنگه هم گشاد گفتم مثل دیواری كه میخ توش می كوبی میخ كه توی دیوار می كوبی هر میخی جاش تنگه اما اگر از دیوار بپرسیم جای میخ داری می گوید باز هم داری بفرست بیاد یعنی دیوار جای میخهای فراوانی دارد با این كه هر میخی به خودی خود جاش تنگ است هم مكان «ضَیِّقً» هم «هَلْ مِنْ مَزِیدٍ» .
6- تحصیل علم و تلاش، در حدّ توان و امكان
انسان خوبه از علم سیر نشود هر چه می خواند باز هم عاشق تر بشود كلمه فارق را خودتان بگویید فارغ التحصیل زن حامله فارغ می شود انسان هیچ وقت از فارغ ما نباید هیچوقت نگوییم آقا بس است بس نیست در كار خیر بس نیست شب عاشورا به بچه ها امام حسین فرمود: بس است فرمود نه بابامون شهید شده ما می خواهیم توی جبهه باشیم در كارهای خیر نگوید بسه.
ما زود می گوییم بسه قانعیم یك كسی نمازش غلط بود گفت بابا همین را خدا قبول می كند گفتیم بابا نمازت غلط است گفت اینقدر خدا تارك الصلاه دارد كه الآن فرشته ها سر همین نماز من دعواشونه او می گوید بده به من او می گه بده به ما یعنی با نماز غلط خودش قانع است. آنوقت امیرالمؤمنین آنقدر نماز می خواند كه می گویند یا علی چرا اینقدر خودكشی می كنی.
خدا توی قرآن به پیغمبر می گوید «لَعَلَّكَ بَاخِعٌ» (شعراء/3)چرا خودت را می خوری «مَا أَنْزَلْنَا عَلَیْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَی» (طه/2)چرا خودت را به مشقت می اندازی چرا خودت رو می خوری.
به امیرالمؤمنین می گویند چرا اینقدر عبادت می كنی می گوید من نمی دانم یك ركعت نمازم قبول شده یا نه اگر بدانم قبول شده اینقدر خودم را به دردسر نمی اندازم در عبادت خسته نشویم در تحصیل در خدمت به مردم خسته نشویم نه ما عرض كنم هم خمس دادیم هم زكات دادیم پیرمردها هم بعضی هاشون می گویند من وجوهاتم را دادم آقا بسم الله الرحمن الرحیم وجوهاتت را دادی اما باز هم چون گرسنه است باز هم باید غیر وجوهات را باز هم باید پول بدهی تا مادامی كه گرسنه هست شما باز هم مسؤول است شما حاضرید بگویید این بچه را هفده آمپول زدیم اثر نكرد حالا بگذار بمیره اگر بچه ات است باید آنقدر بروی دكتر تا این بچه خوب بشود نه این كه بگویی سی و هفت تا قرض خورد هفده تا هم آمپول زد حالا دیگه مرد مرد زنده شد زنده شد.
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 8
من خمسم را داده ام سهمم را هم داده ام دیگه حالا هر جور شد شد نه آقا جان غیر از خمس و سهم ما باز هم مسؤولیم بعضی افراد هر كاری می خواهند می كنند شب عاشورا می آیند دو دستی سینه می زنند می گویند ما همه غرق گناهیم و یك حسین داریم یعنی خودش را خالی می كند فكرش را تخلیه می كند دل خودش را آرام می كند كه یك نذری داد یك سینه ای زد كافی نیست آقا كافی نیست تا مادامی كه گرسنه هست سیرها مسؤولند خمس و زكات حداقلش است شما اگر یك غریقی افتاده توی آب نمی توانی بگویی آقا بنده چهل و هفت متر شنا كردم دیگه حالا غرق شد شد تا مادامی كه غریق هست و شما رمق داری. . . توی قرآن نگفته قرآن دو تا پله بیشتر ندارد یا می گوید «اتَّقُوا اللَّهَ» قرآن ببین یا می گوید «اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ» (آل عمران/102)یعنی حق تقوا یا می گوید اگر حق تقوا نداری «فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ» (تغابن/16)لااقل آن مقدار كه استطاعت داری.
«وَجَاهِدُوا فِی اللَّهِ» (حج/78)حق جهاد است یا می گوید حق جهاد یا می گوید «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ» (انفال/60)لااقل آن مقداری كه استطاعتش را داری یا درجه یك یا درجه دو درجه یكش حق تقواست كه وقتی آیه نازل شد حق تقوا مردم گفتند یا رسول الله حق تقوا را ما كه نمی توانیم آیه دوم نازل شد لااقل قیمت تعاونی. قیمت تعاونیش این است كه «مَا اسْتَطَعْتُمْ» تو جان داری قیمت تعاونیش تا جان داری. گفت آب رود نیل یك قورت من است، خواب اصحاب كهف چُرت من است تا آنجایی كه جان داری تازه قیمت تعاونیش این است كه تا مادامی كه جان داریم تا مادامی كه می توانید درس بخوانید بخوانید. اینقدر تعطیلات می خواهد چكار دانشگاه این همه تعطیل، حوزه این همه تعطیل «مَا اسْتَطَعْتُمْ» تا جان دارید.
خدایا از همه خطرات ما را حفظ بفرما آخر حرف این دو تا آیه را باز بخوانیم. خدایا ما را از شرور خودمان و شرور طبیعت و شرور دیگران كه در جلسه های بعد خواهم گفت همه ما را حفظ بفرما این جلسات را دنبال كنید خواهران اگر بناست افطاری درست كنند برادرها برنامه ای دارند این با هم زشت است دیگه ریشمان سفید شده «مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ» «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاس» اینها الفبای دین است حالا بعد از بیست و شش سال آمدیم سراغ الفبا می گفت پسرم شانزده سالش است تازه به باباش می گوید مامان حالا ما بعد از بیست و شش سال حالا آمدیم «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاس» را می گوییم هم باید عذرخواهی كنیم هم دیگه اینها را برنامه بگذاریم یك جوری جور كنیم كه این آیه آسان ها را حفظ كنیم با معناش.
«والسلام علیكم و رحمه ی الله و بركاته»
کليه حقوق برای مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن محفوظ است