تفسیر سوره فلق (1)

بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
سوره فلق را می خواهیم با هم صحبت كنیم با هم بخوانیم چون وقت ماه رمضان پخش می شود هر آیه قرآن هم ثواب ختم قرآن را دارد. پس همه با هم این سوره را بخوانیم.
«قُلْ أَعُوذُ بِرَبّ ِ الْفَلَقِ، مِن شَرِّ مَا خَلَقَ، وَ مِن شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ، وَ مِن شَرِّ النَّفَّثَاتِ فیِ الْعُقَدِ، وَ مِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ» (فلق/1- 5)خوب عرض كنم این كه اول قرآن می گوید: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم» آخر قرآن می گوید: «قُلْ أَعُوذُ بِرَبّ ِ النَّاس» (ناس/1) «قُلْ أَعُوذُ بِرَبّ ِ الْفَلَقِ» «ب» «بِسْمِ اللَّهِ» یعنی پناه به خدا می برم از خدا استمداد می خواهم. اول قرآن می گوید: خدایا كمكم كن آخر قرآن هم می گوید خدای به تو پناه می برم از این جا معلوم می شود اول و آخر باید دستمان را تو دست خدا بگذاریم.
1- پناه بردن پیامبر به پروردگار جهانیان
اولین كلمه قرآن كمك خواستن است آخرین كلمه آخرین سوره قرآن پناه بردن. این خودش یك پیام است این یك نكته، نكته دوم این كه می گوید قل یعنی بگو بگو كه من پناه می برم بگو كه این به مردم گفتن حقیقت را بگو بگو منم كه پیغمبر هستم باید پناه ببرم اگر پیغمبر باید پناه ببرد پناه بردن ما دیگر صد در صدمی باشد او كه معصوم است می گوید پناه بر خدا ما كه دیگر. . .
او كه كوه است نیاز به حفاظت دارد ما كه كاهیم دیگر هیچ. به مردم بگو این گفتن ها اثر دارد. وقتی قرآن می گوید: «یُسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْض» (جمعه/1)، وقتی می گوید هستی «سُبْحَانَ اللَّه» می گوید آنوقت تو نمی خواهی یك «سُبْحَانَ اللَّه» بگویی یعنی هستی «سُبْحَانَ اللَّه» می گوید آنوقت تو یك «سُبْحَانَ اللَّه» نمی گویی یعنی تو وصله همرنگ هستی نمی خواهی باشی؟
هم فعل مضارع داریم «یُسَبِّحُ » هم فعل ماضی داریم «سَبَّحَ لِلَّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْض» (حدید/1)هم مصدر داریم «سُبْحانَ الَّذی أَسْری بِعَبْدِه» (اسراء/1) «سَبَّحَ» ، «یُسَبِّحُ » ، «سُبْحانَ» وقتی هستی از تعظیم كنندگان است، آنوقت تو نمی خواهی تعظیم كنی بگو بگو كه پناه می برم.
بعد گفته: «قُلْ أَعُوذ» نگفته «نعوذ» اگر می گفت: «قل نعوذ» یعنی همه با هم پناه ببریم. می گوید من تنهایی پناه می برم یعنی فكر نكن كه حالا. . . گاهی وقتها آدم مثلاً توی جلسه می گوید آقا من تشنه ام یك وقت می گوید جلسه آب می خواهد مردم تشنه هستند اگر بگوییم مردم تشنه اند عجز من معلوم نمی شود اما اگر گفتم من نیاز به آب دارم عجز من معلوم می شود.
نگفته: «قل نعوذ» گفته: «قل اعوذ» یعنی عجز خودت را و نیاز خودت را به مردم اعلام كن. نگفته: «قل اعوذ بالله» گفته: «بِرَبِّ» ربّ یعنی پروردگار، مربی، یعنی انسان همیشه پناه كه می برد باید به مربیش پناه ببرد. تو بچه می گذاری تو
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 2
دل مادرش «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَق» پناه می برم به پروردگاری كه. . پروردگاری كه «فَلَق» یعنی شكافتن، سیاهی را با سپیده می شكافد سیاهی شب را، كوه را می شكافد آب در می آید، شكافتن عدم با خلقت و آفرینش، شكافتن دانه در دل خاك.
معنی قرآن یعنی لطف قرآن، اینكه كلمات را خیلی باز معنا می شود مثل صمدی كه در جلسه قبل گفتیم صمد به معنای دائم، بی نیاز، غیر مادی. صمد یعنی موجودی كه همه نیازمندان به او مراجعه می كنند. فلق هم همینطوره فلق یعنی شكافتن، شكافتن شامل خیلی چیزها می شود، شكفتن عدم با وجود، شكفتن سیاهی شب با سپیده صبح، شكافتن دانه در دل خاك، شكافتن كوه و جاری شدن آبها.
2- پناه بردن به خداوند از شرور شیطانی
«قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَق» حالا چرا می گوید فلق شكافتن، چون شرور آدم را قفل می كند، چون شر شیطان آدم را می بندد وقتی می خواهیم پناه ببریم باید بگوییم به خدای قفل شكن، كه قفلهای پای من را باز كند. یك وقت آدم یك باری را می خواهد بردارد باید بگوید پهلوان، یك وقت می خواهد پول بگیرد می گوید حاج آقا، یك وقت سؤال دارد می گوید جناب استاد، باید ببینیم موضوع چه چیز است اگر موضوع باز كردن قفل و زنجیراست پس باید بگوییم «بِرَبِّ الْفَلَق» فلق یعنی شكافتن.
ای خدایی كه می شكافی و نجات می دهی من را نجات بده «قُلْ أَعُوذُ بِرَبّ ِ الْفَلَق، مِن شَرِّ مَا خَلَق» از شر آنچه آفریده. خدا خوب آفریده، آفریده ها شر دارند، زن می زاید زاییدن خوب است، منتها این مولود ممكن است سبب فتنه شود، بچه زاییده شده می تواند ایجاد فتنه كند، نه كه زایمان و بچه دار شدن. بچه خوب است منتها این بچه می تواند، زمینه ای هست كه من شر ما خلق. قرآن می فرماید كه خدا هر چه آفریده خوب آفریده.
1- پیامبر نیز به پناه نیاز دارد 2- حق آن است كه به مربی پناهنده شویم 3- برای آزادی از غل و زنجیرها باید به خدای قفل شكن پناه برد 4- آفریدن شر نیست، در آفریده ها شر هست، اما آفریدن شر نیست. آهن شر نیست از این آهن می شود استفاده بد كرد چاقو درست كرد زد توی شكم یكی. آهن نعمت است ولی این نعمت می تواند در مثل، آب نعمت است منتها این آب می تواند جوری بشود در مسیری قرار بگیرد كه سیل بشود خرابی برساند آفریدن شر نیست در آفریده ها شر هست.
حتی زهرمار هم شر نیست زهر مار توی بدن مار نمره اش بیست است. البته اگر آمد تو بدن ما، ما را می كشد. مثل آب دهان، آب دهن هر كسی توی دهان خودش نمره اش بیست است، اگر تف شد خورد به یك كسی دیگر، جسارت می شود. آب دهان در دهان هر كسی نمره اش بیست است. جایش عوض شده بد می شود.
3- خلأها و كمبودها، بستر فعالیت دشمن
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 3
با هم بخوانید «قُلْ أَعُوذُ بِرَبّ ِ الْفَلَق، مِن شَرِّ مَا خَلَق» پناه می برم به خدا از شر آفریده ها «وَ مِن شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَب» . غاسق هجوم در تاریكی ست «وَقَب» گودی حفره هاست حالا از شر هجوم هایی كه در ظلمات در حفره ها قرار می گیرد.
هجوم در حفره، هجوم برنده كیه؟ هر هجوم برنده ای، میكروب، حیوان، درنده، گزنده شیطان، نفس هر كسی كه انسان تحت تأثیر بوده است از هر ظلمتی استفاده كند. ظلمت شرك، ظلمت تفرقه، ظلمت جهل، ظلمت شب و از كمبودها و از خلاءها و از چالشها استفاده می كند یعنی وقتی مثلاً می بیند كه دارو نیست می آید جلو دارو فروشی شروع می كند از نبود دارو تبلیغات سوء می كند تا مثلاً می بیند آب قطع شد برق قطع شد یه مشكلی پیش آمد یا گرانی شد، همین الآن منافقین همین كار را می كنند دشمنان ایران همین كار را می كنند مواظبند در جمهوری اسلامی چه خلاءای است همان خلاء را بر می دارند تبلیغاتش می كنند.
«وَ مِن شَرِّ غَاسِقٍ» پناه می برم از كسانی كه به ما هجوم می برند. از تاریكها استفاده می كنند و از چالشها. «وَ مِن شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَب» از شر هجومهای در تاریكی «وَ مِن شَرِّ النَّفَّثَاتِ فیِ الْعُقَد» ، «نَّفَّثَاتِ» دمیدن، «الْعُقَد» جمع عقده، گره ها یعنی در گره ها می دمند گره محكم است عقد یعنی گره.
می گویند زن و شوهر عقد كردند یعنی اینها را به هم گره زدند. عقد یعنی گره ها «النَّفَّثَاتِ فیِ الْعُقَد» یعنی فوت می كند گره ها را شل می كند یعنی یك مرد تصمیم گرفته است زن گریه می كند از تصمیمش باز می شود یا زن تصمیم خیری گرفته است مرد در گوش زن اینقدر می گوید كه تصمیمش را بشكند. افرادی با هم رفیقند، سخن چین می دمد این علاقه ها را پودرش می كند. از شر اون دمیده هایی كه در گره ها می دمند. این معنا خیلی زیاده حالا من این را بازش می كنم چقدر معنا توسعه پیدا می كند خوب آفات و شرور از همه طریق در همه جا هست برای همیشه هست این خودش یه نكته است.
آفات همیشه هست همه جا هست برای همه هم هست كسی نمی تواند بگوید من بیمه هستم یك كسی سیگار می كشید برای این كه كم سیگار بكشد سیگارش رو با تیغ سه قسمت می كرد برای این كه می گفت مصرف دودش كم بشود. سیگارش را می گذاشت روی دستش با تیغ می برید یك نفر بهش گفت دست را نبری تو داری سیگار را می بری یك وقت این تیغ به دستت نرسد گفت تاكنون كه نبریدم تا گفت نبریدم. . . م تمام شد خون جاری شد. یعنی كسی نمی تواند بگوید من فراموش نمی كنم چون ممكن است بعد از یك لحظه اسم خودش را هم فراموش كند.
4- آسیب پذیری عبادت و مراسم دینی
همه محتاجند و همه آسیب پذیرند حتی اونهایی كه عبادت میكنند. تمام اونهایی كه خدا رو فراموش می كنند آسیب پذیرند. همه عباداتش هم آسیب پذیر است عبادات ما چند تا گیر دارد از كجا این عبادت باشد؟ شاید خیال می كنی عبادت است دعاهایی كه دو بعد از نصف شب دعا می خواند یا سینه می زند توی بلندگو همسایه ها را اذیت می كند. یه كسی آمد گفت كه من در فلان حرم مناجات می كنم سحرها می خواست بگوید خدا یك همچنین توفیقی به من داده
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 4
است. گفتم: برو توبه كن. گفت اه گفتم بله شما چه حقی داری سحر مردم را از خواب بیدار كنی. فقط به ما گفتند اذان حق داری با صدای بلند بگویی شما قبل از اذان به چه مجوز شرعی مردم را از خواب بیدار می كنی. كدام آیه و كدوم حدیث گفته سحر كه مردم خوابند پاشو بخوان قبل از اذان هیچكس حق ندارد بخواند قرآن هم نمی تواند بخواند.
آقا ماه رمضان ماه قرآن است معنیش این نیست كه توی بلندگو قرآن بخوانی. عمه ام مرده است خدا رحمتش كند چرا مردم را از خواب بیدار می كنی صدای بلندگو چرا مسجد باشد.
بسیاری از عبادات ما. . . فكر می كند جمعه سدر زدن مستحب است، مستحب است ولی خوب توی حمام سدر زدی یك نفر افتاد. فكر می كند خانه تكانی مستحب است بله مستحب است ولی گردش خانه همسایه نشست.
دوبله پارك كرده است رفته مسجد خیابان ترافیك شده است مغازه اش را تمیز می كند آب نمكه را می ریزد پای درخت شهرداری. درخت خشك می شود. با آب نمك آب پنیر. گاهی عبادتهای ما گناه است بنده می خواستم بروم نماز بخوانم از خانمم پرسیدم اذان مغرب دارد تمام می شود یا تمام شده است گفت به نماز كه نمی رسی گفتم خیلی خوب به نماز دوم كه می رسیم. رفتیم مسجد دیدیم آقا دیر كرده به نماز اول رسیدیم، گفتم خوب شد به نماز اول رسیدیم الله اكبر. توی نماز گفتم چرا خوشحال شدی، این خودخواهیه كه حاضر شدی آقا دیر بیاید عمر مردم تلف شود چه خبره شما به ركعت اول برسی؟ همین خودخواهیه یعنی آن وقتی كه ما فكر می كنیم سر جماعتیم همون وقت متكبریم، خودخواهیم، لوسیم. چون تو توقع داشتی اینطوری است. توی مسجد بالا سر می نشینی می گوییم آقا جا كم است برو یك خورده عقب تر می گوید نه من می خواهم اینجا دعا بخوانم بابا اینجا جای نماز است دعا را جای دیگه بخوان.
بسیاری از عبادات ما عبادت نیست. توی جبهه تو سفر یك عده ای روزه گرفتند پیغمبر گفت روزه نگیرید در سفر روزه نیست. گفتند نه ما می خواهیم روزه بگیریم پیغمبر آب را برداشت روبروی مردم آب را خورد گفت ببینید من پیغمبرم دارم آب می خورم در سفر روزه جایز نیست.
ما از صدر اسلام آدمهای احمق داشتیم مقدسین احمق گاهی وقتها ممكن است به یك بچه بگوییم چیزی را حفظ كن كه این مخ بچه آمادگی این همه حفظ را ندارد. فكر می كنیم چون این كار عبادت است اگر فشار بیاوریم به مخ بچه. . . به هر حال در دعای عرفه داریم امام حسین می فرماید: خدایا «إِلَهِی مَنْ كَانَتْ مَحَاسِنُهُ مَسَاوِیَ» خوبیهاش بدی است «فَكَیْفَ لَا تَكُونُ مَسَاوِیهِ مَسَاوِی» (بحارالانوار/ج /95ص 225)من كه خوبیهام بدی است بدیهام كه دیگر هیچی.
«وَ مَنْ كَانَتْ حَقَائِقُهُ دَعَاوِی» حقیقتها هم ادعاست دیگه ادعا هم كه دیگه هیچی. اونجایی كه حقه حق نیست ادعاست، اگر دقت كنید ممكن است مثلاً فرض كن كه ببینیم كه بله این همه آسیب پذیرند. باید واقعاً پناه برد به خدا امام سجاد می فرماید خدایا عبادت می كنم ولی حفظم كن ممكن است عبادات من عجب باشد. خدایا خدمت می كنم ولی همین خدمتم باید تو حفظ كنی ممكن است این خدمت همراه با منت باشد خدمت می كند ولی منت سرش میگذارد.
«اِلَهِی أَعِزَّنِی» عزت خوبست «وَ لَا تَبْتَلِیَنِّی بِالْكِبْر» این عزت به تكبر كشیده نشود. «اِلَهِی عَبِّدْنِی لَكَ» عربی هایی كه می خوانم مكارم الاخلاق است دعای امام سجاد (ع) «اِلَهِی عَبِّدْنِی لَكَ» عبادت خوبه اما «وَ لَا تُفْسِدْ عِبَادَتِی بِالْعُجْب» «اِلَهِی
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 5
أَجْرِ لِلنَّاسِ عَلَی یَدِیَ الْخَیْرَ» (صحیفه سجادیه/ص 92)خدمت كنم به مردم ولی ممكن است این خدمت من! من! من بودی! من بودم كه به تو وام دادم من فلانی را عروس كردم داماد كردم به او وام دادم منت نگذارید پس ببینید وقتی هم كه عبادت می كنید عبادات ما هم آسیب پذیر است. هم خودمان آسیب پذیریم هم فكرمان آسیب پذیر است، هم عباداتمان آسیب پذیراست، . همه در معرض غرق در معرضیم واقعا باید بگوییم «قُلْ أَعُوذُ بِرَبّ ِ الْفَلَق» شما بخوانید «قُلْ أَعُوذُ بِرَبّ ِ الْفَلَق، مِن شَرِّ مَا خَلَق» خدایا پناه می برم گاهی وقتها این بسیار خوب است «وَ مِن شَرِّ النَّفَّثَاتِ فیِ الْعُقَد» بسیار خوب حفره ها این حفره هایی كه هست حفره های مختلفی.
5- ترس از فقر، عامل بخل ورزیدن در كارهای خیر
ترس حفره است یه گودیه، از ترس استفاده می كنند. قرآن می فرماید وقتی آدم می خواهد پول بدهد به فقیر یا مثلاً می خواهد یك چیز را وقف كند، پیرمرد می گوید خوب ما كه دخترهایمان را عروس كردیم، پسرها را هم داماد كردیم سن ما آنطرف شصت سال است.
این همه پول می خواهی چه كنی حالا وارثها می خواهند یكی صد میلیون ببرند یكی نود میلیون ببرند. یك كار خیری بكنید لااقل اون مقداری كه اسلام به من اجازه داده ثلث مالمون یك سوم مال را با دست خودم ببینم كجا خرج می شود.
می آیند می گویند «النَّفَّثَاتِ فیِ الْعُقَد» بچه ها دورش می نشینند «النَّفَّثَاتِ فیِ الْعُقَد» پیری داری، كوری داری همیشه دنیا یك جور نیست صبر كن نفاثات نمی گذارند یك وصیت كند، نمی گذارند وصیت كند، می خواهد یك خانه بخرد برای بی خانه ها نفاثات می گوید بابا خونه می خواهی چكار، خودشان جور می كنند خانه. بیا من و تو یك قبر بخریم پهلوی مثلاً فلان امام فلان امام زاده برای استخوانهای پوسیدش دهها میلیون تومان می دهد و حال آنكه جوانهای فامیل خودش یك اتاق ندارند سوءظن حسد، تكبر، حرص، عیبهایی كه ما داریم همه گودی است شیطان از این گودیها استفاده می كند كمین می نشیند از راه ترس می گویی اگر بدهی فردا نخواهی داشت.
روی منبر بنده نشستم حالا نفاثات فی العقد آخوندها رو بگویم، بنده نشستم یك بحثی مطرح می كنیم و این جلسه می گویم خوب اگر این را امشب بگویم تا آخر بحث آنوقت فردا شب چیزی ندارم بگویم می گویم خوب باقیش باشد فردا شب.
همینطور با یك سری الفاظ و اینها منبر را تمام می كنیم كه مطلب یك خورده اش باشد برای فردا شب. بابا تو هر چقدر بلدی امشب بگو توتت را بتكان، انشاءا. . . هفته دیگر خدا توت. . . من یادم نمی رود كه اول سال، اول ها كه من رفتم توی تلویزیون یك كسی گفت تند تند حدیث نخوان یك حدیثی بخوان هی دربارش حرف بزن گفتم چرا؟ گفت برای اینكه حرفهایت طی می كشد آنوقت شما مثلاً یك ماه دیگر حرف نخواهی داشت توی تلویزیون بزنی. به او گفتم آقا من فعلاً امشب مردم من امشب فعلاً هر چی حدیث دارم می گویم فردا شبم تمام شد كه تمام شد این آمده می گوید كه نه این را نگهدار برای فردا شب.
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 6
خدا رحمت كند آیت ا. . . شهید سعیدی را رفت مسجد وقتی بر می گشت دید توی خیابون یك فقیر می لرزد با خودش گفت من هم عبا دارم، هم قبا خوب این دارد می لرزد عبایت را به این بده. عبایش را داد به فقیر و بدون عبا توی خیابانها راه رفت. یكی گفت این آقا چرا بی عبا راه می رود گفت من دیدم كه این فقیردارد این سرما می خورد دارد می لرزد حالا «النَّفَّثَاتِ فیِ الْعُقَد» می گوید آقا زشت است آخه قبای بی عبا، آخوند بی عبا زشت است، زشته چیه، بسیاری از كارهایی كه زشت است نه زشت نیست. نفاثات فی العقد، زشت آن است كه خدا گفته، زشت را عقل می گوید هر چی عقل می گوید. به مسؤول ورزش می گوییم آقا شما مسؤول ورزشی می گوید بله می گوییم این لباس شنا و لباس كشتی، حداقل لباس شنا همه توی آب هستند لباس كشتی یا لباس وزنه برداری خیلی تنگ است این نمی شود اون آقایی كه مثلاً دویست كیلو بلند می كند یك ده سانت لباسش بزرگتر باشد ده گرم هم شورت خودش، شلوار خودش لباس خودش می گوید نه این چیز بین الملل است این لباس بین المللی است این بین الملل نفاثات فی العقد است.
(چطور شوروی بازی بوكس را قبول نكرد مگر بازی بوكس بین المللی نیست شوروی گفت بسمه تعالی این یكی را من قبول ندارم اسراییل لعنتی تا حالا چند تا قوانین بین الملل را پاره كرده، چطور او جسارت كرده قوانین بین الملل را پاره می كند، تو برای حیای دخترها و پسرها ده سانتی متر شورت می خواهی بگویی اضافه كن حیا می كنی، من تعجب می كنم افرادی در جنایت هیچ حیا نمی كنند افرادی در حریم و حیا ضعف دارند این نفاثات فی العقده بین الملل چی چیه؟
به امام گفتند این دستور فتوای اعدام سلمان رشدی با بین الملل نمی سازد، فرمود: به درك آبروی رسول ا. . . را برد. خودم جوان بودم می رفتم خودم اعدام می كردم خودم ترورش می كردم. این غیرت دینیه هی بین الملل بین الملل همش بین الملل، بین الملل چه خدمتی به ما كرده هشت سال ما را بمباران كرد زمان جنگ، بین الملل یك عطسه كرد یك سرفه كرد، آنوقت ما همینطور حیا و دین و عفت و تمام همه همینطور خودباختگی این نفاثات فی العقد است.
رادیوها نفاثات فی العقد می توانند باشند، مقاله ها می توانند باشند، شعارها می توانند باشند موجها می توانند باشند دائماً ما در معرض هستیم كه هی دارند ما را می رقصانند. مثل فتیله چراغ هی پایین و بالامی كشند. )
دختر این شدی، زن این شدی، خوب این كه باباش فقیره بابا پسر خوبیه فامیلش فقیره باشه «وَ مِن شَرِّ النَّفَّثَاتِ فیِ الْعُقَد» به عروس می گویند زن این نشو، بعضی وقتها دختر تصمیم گرفته تصمیم خوبی گرفته این مادرش «النَّفَّثَاتِ فیِ الْعُقَد» هی در گوشش می خواند نه این درشان ما نیست بابای این ژیان داره ما بنز داریم بنز داره دخترش را بده به ژیان این «النَّفَّثَاتِ فیِ الْعُقَد» است.
طلبه شدی بدبخت برو مهندس بشو برو مهندس بشو مهندس خوبه دكتری هم خوبه اما طلبگی بدبختی است هم بدبختی نیست حالا چطور كه شما اگر یك اطلاعات دیگر پیدا كردی خوشبختی است من اطلاعات دینی پیدا كردم بدبختم خدا می داند نفاثات گاهی ریش سفیدها هم گاهی حاجی هم نفاثات فی العقدند پدر من وقتی من را طلبه كرد نمی دانی چقدر توبیخش كردند بابای من تاجر بود بازاری بود آمدند گفتند آخه آخوند آخه تاجر بچه اش را می فرستد
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 7
آخوندی خیلی اشتباه كردی خیلی اشتباه كردی گفت چه كردم آخرش گفتند گدا خواهد شد گفت اگر خدا خواسته باشد رزق بده ممكن است تاجر هم بشود ورشكست بشود برود زندان ممكن است طلبه هم بشود گرسنگی نكشد.
6- رزق به دست خداست، نه خواست مردم
این قرآن را بخوانم «نَحْنُ قَسَمْنا بَیْنَهُمْ مَعیشَتَهُم» (زخرف/32)رزق دست او است می گوید مگر هر كه تاجر شد خوشبخت است من گفتم این را یا نمی دانم گفتم وقتی آمدم خانه بچه ام گفت كه توی دانشگاه قبول شدم گفتم خوب هیچی گفت آقا چقدر احساسات نشون دادی. آخه دخترت تو دانشگاه قبول شد یك خورده ابرویت تكان بخورد گفتم راستش من نمی دونم شما بنویس به من بده هر كس رفت دانشگاه خوشبخت است و هر كس نرفت بدبخت این را بنویس من باور كنم.
من بگویم تبریك بگویم علم خوب است حالا چه توی دانشگاه چه بیرون دانشگاه چهار سال پشت كنكور می ماند كنكور سواد نیست این همه كتاب بردار مطالعه كن همچین ما فكر می كنیم حتماً كتاب آن است كه نمره و مدرك و آرم داشته باشد نه علم علمه ولو آرم. . . یعنی طاووس طاووسه گرچه سر چاه باشه، گنجشك گنجشكه گرچه سر منار باشه.
شما یك مقدار واقعیت را ببینید هارت و پورت را كم بگذارید دانشگاه كمال است اما اینطور نیست كه حالا هر چی كماله در دانشگاست پشت دیوار دانشگاه همه بدبختند نه توی دانشگاه هم آدم بدبخت هست پشت دیوار هم آدم خوشبخت هست قفل نكنیم كه حالا چون من سراغ دارم كسی را كه وقتی گفتند در كنكور قبول شدی جیغ كشید سكته كرد و بنده رفتم فاتحه اش گفتم چی شد گفتند سكته كرد گفتم اه یعنی اینقدر ما پوكیم كه فكر می كنیم اگر در دانشگاه قبول شدیم باید سكته كنیم از خوشی یا اگر رد شدیم باید سكته كنیم از غصه.
چقدر روده ها تنگ شده كه هسته انار توش گیر می كند معلوم می شود روح ما مثل لاستیك دوچرخه است لاستیك دوچرخه با اولین موج تاب بر می دارد لاستیك تراكتور از موجها رد می شود و تاب هم ور نمی دارد معلوم می شود روح ما كوچك است یعنی معلوم می شود ما پوكیم.
(خوب ایران گل زده الحمدلله تبریك می گوییم تبریك هم بگوییم الحمدلله هم بگوییم چندتا بوق هم توی خیابون بزنیم تا اینجاش درست است اما به جوان می گویند ایران برنده شد بلند می شود با مغز شیرجه می رود توی آسفالتها كلش می شكنه هیچی می برنش آمبولانس كله اش را بخیه می كنند چی شد به عشق اینكه در فلان كشور گل زدیم من كله ام را اینجا توی آسفالتها شكستم خوب دیگه این خلگری است دیگه این وگرنه حالا آدم وقتی ایران خوشحال من یك وقت یكی از كشورهای خارج بودم ایرانیها آمده بودند بازی كنند من كه در عمرم زمین ورزش نرفتم بودم رفتم و بالاخره برای اولین دفعه هم كف زدم بالاخره رگ ایرانی كه دارم كه من نمی خواستم ایران ببازه گاهی وقتها آدم رگ ملی اش گل می كنه یك كفی هم می زنه خوب و من شر النفاثات فی العقد بعد تلقین های زیادی كه می كنند.
بابای ما یك پولی به ما داد همین حدود بیست ساله بیست سالم بود تقریباً چهل سال پیش گفت بابا من تو را طلبه كردم همه به من می گویند بدبخت شد بدبخت شد من طلبه نجف بودم یك مدت كمی گفتند بابام پول فرستاد گفت برو
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 8
از نجف با ماشین برو مكه چون حدیث داریم هر كه برود مكه خدا او را از فقر نجاتش می دهد از بس مردم نفاثات فی العقد من را ترساندند تو برو مكه كه من خاطرم جمع باشد كه دیگر فقیر نخواهی شد.
یعنی از ترس وقتی برگشتم یادم نمی رود خدا همشون را بیامرزد مردند یك پیرمرد ریش سفید هشتاد سالش بود نفاثات فی العقد بود می گفت حاجی حاجی گفت بله یك غلطی كردی بچه ات آخوند شد غلط دوم نكنی گفت چیه غلط دوم گفت اگر زنش دادی زن سید بهش بده گفت چرا؟ گفت برای اینكه این پسر تو گرسنگی خواهد خورد مردم بگویند زنش سیده به هوایی كه زنش سیده خمس بدهند به زنش آنوقت ایشان سر سفره زنش بنشینه بخوره من شنیدم با دوتا گوش خودم یك هشتاد ساله به یك هفتاد ساله نصیحت می كرد «النَّفَّثَاتِ فیِ الْعُقَد» است.
بابا خدا به سوسكهای سوراخها روزی می دهد خدا به سگهای ولگرد روزی می دهد چقدر شما ترسویید «وَ مِن شَرِّ النَّفَّثَاتِ فیِ الْعُقَد» فكر می كنیم كه اگر راست بگیم رزق ما بند می یاد من سراغ دارم تاجری را كه به شاگردش گفت اگر مشتری گفت چقدر خریدی من دروغ گفتم روبروی مشتری آب دهن بینداز تو صورت من كه من دیگر باید حیا كنم با ریش سفید دروغ بگویم برای خرجی وقتی می گویم بابا من این را این قدر خریدم این قدر هم سود می برم می خوای بخر نمی خواهی هیچی.
من دیگر زشت است در این سن دروغ بگویم زشته خدا بهش بر می خوره می گوید می ترسی راست بگویی من رزق و روزیت ندهم) ما در انتخاب همسر توحیدمون ضعیف است در انتخاب شغل توحیدمون ضعیف است همه كارهامون را محاسبه اقتصادی می كنیم مثل اون مرده شوره بود كه یك وقت گفتم اگر مرده چاقه كیلویی می شوریم اگر مرده بلنده متری می شوریم اگر كوچیكه عددی می شوریم یعنی توی همه كارهامون محاسبه می كنیم كه چقدر پول توش هست نفاثات فی العقد می شود استاد باشد می شود شاگرد باشد می شود همسر باشد می شود پیر باشد می شود جوان باشد شیطان باشد می شود مقاله و رادیو و تلویزیون باشد تبلیغات فیلمها نفاسات فی العقدند یعنی القا می كنند یك چیزهای خطرناك و خدایا خودت از تمام شر ماخلق و من شر النفاثات فی العقد و من شر غاسق اذا وقب و من شر حاسداً اذا حسد، خودت همه ما را حفظ بفرما.
«والسلام علیكم و رحمه ی الله و بركاته»
کليه حقوق برای مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن محفوظ است