امام علی (ع) ، كمالات ویژه

بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
«الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی سَیِّدِنَا وَ نَبِیِّنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِین»
عزیزان بحث را زمانی می بینند كه شب سیزده رجب است شب تولد آقا امیرالمؤمنین (ع) كمی درباره آقا صحبت كنیم شاید هم رسیدیم به بحث ازدواج آقا با حضرت زهرا سلام الله علیهما كه به این مناسبت بحث هم داشته ایم حالا چند جمله ای صحبت كنیم ببینیم به اون بحث می رسیم یا نه امیرالمؤمنین حدود 70 كمال دارد كه روی كره زمین احدی ندارد یكیش را می گم از این هفتاد تا تنها معصومی است كه خانمش هم معصوم است و هر چی رو خدا به هر كی داده بهترینش را به امیرالمؤمنین داده بهترین جای كره زمین كعبه است علی در كعبه متولد می شود.
1- سخن گفتن عالم مصری در مورد حضرت علی (ع)
عالم مصری حدود 60، 70 سالش بود مرحوم شهید دكتر بهشتی، مرحوم شهید دكتر مفتح، آخرهای زمان شاه بود این عالم مصری را دعوت كردند به نام عبدالفتاح عبدالمقصود آمد ایران علمای تهران جلسه ای داشتند، علمای قم هم جلسه ای داشتند از این عالم سنی مهمانی كردند جلسه خیلی خوبی بود در قم البته من قصه را شنیدم عبد الفتاح عبد المقصود كتابهای زیادی را نوشته گفتم از دانشمندان درجه یك مصر هست به دعوت بهشتی و مفتح آمدند اینجا و در جلسه قم علمای قم هم بودند یك سؤال این عالم سنی از علمای شیعه كرد گفت شما تحلیلتون چیه، چه تفسیری دارید كه علی (ع) در كعبه متولد شد گفتند شما قبول ندارید گفت چرا من قبول دارم می خواهم بدونم دلیلش چیه علما داشتند فكر می كردند كه چی جواب بدهند این عالم سنی یك چیزی گفت كه علمای شیعه موندن توش گفت چون همه مردم دنیا موظف هستند رو به كعبه نماز بخوانند، همه مردم دنیا باید روبه كعبه نماز بخوانند، خدا علی را گذاشت تو كعبه متولد شود شب سیزده رجب كه هر كه توجه به كعبه می كند توجه به علی هم بشود مثل اینكه شما از خونه می خواهید بروید بیرون می خواهید یاداشت بگذارید بهتر كه یاداشت را كجا بگذارید كه شوهرت ببیند یا خانمت ببیند می گی هر كه بیاد لامپ را كه می بیند این را روی كاغذ می نویسی این را به لامپ آویزان می كنی كه دیگه هر كس وارد خانه بشود لامپ را می بیند لامپ آویزان است وسط اتاق لامپ را كه می بینه نگاهش به این نوشته ام، این نوشته هستی است این كلمه ی الله است این امیرالمؤمنین خدا به كعبه آویزان كرد كه هر روز كه ما 5 بار توجه به كعبه می كنیم توجه به علی هم انجام بشود خیلی حرف قشنگی است البته خوب این بحث شد كه یك عالم سنی بیاد تو حوزه علمیه قم برای امیرالمؤمنین یك چیزی بگوید كه علمای شیعه مثلاً بشوند یك بر هیچ فوتبالیستها یك، هیچ می گن هان خدا رحمت كند آیت الله حائری را پسر آیت الله عظمی حائری تو موسسه حوزه علمیه.
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 2
2- خطبه های حضرت علی (ع) پس از رحلت پیامبر است
آیت الله حائری تو جلسه بود اون آبروی ما رو خرید اونم یك چیزی گفت شد یك یك گفت شما كه هشتاد سال تحقیق كردی راجع به امیرالمؤمنین شما هیچ توجه داشته ای كه تمام سخنرانی های امیرالمؤمنین بعد از فوت پیغمبر است گفت نه، گفت بله تا پیغمبر زنده بود امیرالمؤمنین خطبه و سخنرانی نمی كرد می خواست بگوید تا استادت زنده است حریم استادت را نگه دار اینم گفت نه من خیلی راجع به امیرالمؤمنین تحقیق كرده ام اما به این نكته نرسیده ام هفتاد كمال دارد كه روی كره زمین احدی ندارد هیچ كس در كعبه متولد نشده آنوقت در كعبه متولد شدن شما می دونید كعبه چیه، كعبه جای هست كه اگر كسی وارد كعبه بشود هر چی از خدا بخواد بهش می دهند هر چی از خدا بخواد بهش می دهند این یك كمال بهترین جای تولد اگه یكی چیزی رو بگید كه بهترین باشد و امیرالمؤمنین نداشته یاشد در مردها بهترینش شهادت است حضرت علی دارد مكان شهادت بهترین مكانش مسجد است حضرت علی دارد تو مسجد كوفه در زمانها بهترین زمان رمضان است در رمضان بهترین زمان شب قدر در حالات بهترین حال نماز است در نماز بهترین حال سجده است در تربیت بچه چهار تا بچه تربیت كرد امام حسن، امام حسین، زینب كبری من زینب كبری را من نمی دونم اخیراً تو دانشگاهها یك رشته ای اومدند.
3- حضرت زینب (س) تربیت یافته حضرت علی (ع)
بعضی از این دكترای مدیریت می گفتند به نام مدیریت بحران مدیریت بحران یعنی مدیر خوب كسی است كه در شرایط بحرانی بتواند مدیریت كند بهترین نمونه مدیریت بحران را در جمهوری اسلامی زلزله بم گفتند كه وقتی زلزله می شود تمام مسؤولین كشور همه بهم می ریزد بساطشون آنوقت اینجا كیه كه بتواند مدیریت بحران را، بنده یك چیزی گفتم به یكی از آقایانی كه استاد دانشگاه بود دكترای مدیریت تدریس بود، دكترای مدیریت دارد و تدریس می كند برای فوق لیسانس ها گفتم شما در موقعیت بحران چی می گویید گفت نمونه اش زلزله بم گفتم كه مدیریت بحران عصر عاشوراست زینب كبری چطور توانست مدیریت كند كه دو تا بچه هاش بودند برادراش بودند امام حسین بوده تشنگی بوده آتش زدن خیمه بوده اسارت بوده سخنرانی بوده یك زن غریب تشنه، گرسنه، داغ دیده غروب عاشورا خیمه سوخته چطور این زن بتواند قافله را كاروان را. . . كه با سخنرانیش نارنجك هوا كند و بعد به یزید بگوید انی بدرستی كه من لاستصغرك تو پهلوی من خیلی صغیری یعنی خیلی كمی خیلی پستی خیلی كوچكی فكر نكن كشتی بردی یه چیزی شدی بسیار سبكی دختر ما پفك نمكیش اصلاً حلقه طلاش گم بشه تو امتحانات رد میشه. . . . بنده در فاتحه دختری رفتم كه از پدرش پرسیدم دختر چی شد گفت بهش گفتم كنكور قبول شدی جیغ كشید مُرد دختر هم داریم كه وقتی می گویند كنكور رد شدی دیگه خواب از سرش می پره ما دختر تربیت می كنیم با یه خرما گرمش می شه با یه قاشق ماست سردش می شه امیرالمؤمنین دختر تربیت كرده كه مدیریت بحرانش یعنی باید مدیریت زینب كبری باید كلاس درسی بشه برای دكترای مدیریت بشرطی كه تمام ابعادش بررسی بشه امیرالمؤمنین این خیلی مهمه بنده طلبه هستم وارد مسجد می شوم یك عده پا می شوند یك عده هم پا نمی شوند بعد از نماز وقتی كه سلام علیك می كنم به اونی كه پا شده
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 3
گرم می گیرم به اونی كه جلوی پای من پا نشد سنگینم استاد دانشگاه معلم دبیر وارد كلاس می شه، برپا چهار تا جوون پا می شوند یه جوون هم می شینه آخر سال بالاخره یك جایی حالگیری می كنه آنوقت امیرالمؤمنین نگاهش به ابن ملجم می خورد كه شمشیرش زده مغز شكافته می فرماید این شیری كه برای من آوردید نصفش را بدهید به ابن ملجم این یعنی تصور می شه اصلاً كیه ایشون خیلی مهم چقدر وقف كرده كنار مدینه یه جایی كه حاجیها می روند یه فرسخی مدینه است تقریباً لباساشون می كنند دو تا لنگ می بندند لنگ سفید به كمر لنگ سفید به دوش مسجد شجره محرم می شوند لباس احرام می پوشند اسم اون منطقه آبار علی، آبار علی اسم یه روستاست اسمش هم آبار یعنی بئر، بئر با همزه یعنی چاه آبار علی یعنی اونجا چاه هایی كه حضرت امیر با دست خود ش تو فیلم امام علی هم بود كه اون خاك می ریخت بیرون چاه هایی كه امیرالمؤمنین در راه مكه خودش با دست خودش حفر كرده و وقف كرده و اومدند گفتند یا علی شانس داری فرمود چی شانس فرمود این چاهی كه تو زدی آب مثل گردن شتر جوشید فرمود به مردم بشارت بده من برای مردم چاه كندم ما گاهی وقتها می گیم مردم غرضمون خودمونیم امیرالمؤمنین می فرماید مردم غرضش مردمند كسی نیومده.
4- ایمان به پیامبر در ده سالگی
یك كسی می گفت شما می گید اول كسی كه ایمان آورد كیه گفتیم علی بن ابیطالب گفت خوب علی بن ابیطالب چند سالش بود كه ایمان آورد گفتیم ده ساله ایمان بچه ده ساله چه ارزشی داره گفتیم خوب بش گفته شد گفت گفته شد كه شما قرآن كه قبول دارید بله قرآن را قبول داریم گفت قرآن می گه بگو ببینم پیروی از پیغمبر مهمتر یا خود پیغمبر گفت خوب خود پیغمبر مهمتر از پیروش گفت خداوند می فرماید جعلنی نبیا یعنی حضرت عیسی تو گهواره به زبان در آمد فرمود خدا من را پیغمبر قرار داده چطور نبوت عیسی تو گهواره قبول می شود آنوقت پیروی از نبوت در ده سالگی قبول نمی شه. شما كه قرآن را قبول دارید قرآن می فرماید عیسی (ع) در گهواره حرف زد گفت من نبیم چطور نبوت در گهواره قبول می شه آنوقت پیروی از نبوت در ده سالگی قبول نمی شه.
5- تشبیه حضرت علی (ع) به سوره توحید
هر كه سه بار «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» (توحید/1)بخواند انگار یه ختم قرآن خوانده یعنی یه بار خواندن «قُلْ هُوَ اللَّهُ» ثواب یك سوم قرآن را دارد دو بارش ثواب دو سوم قرآن را دارد سه بارش ثواب. . . بخصوص وقت خواب یه بار پیغمبر فرمود یا علی مثل تو مثل «قُلْ هُوَ اللَّهُ» است هر كه تو را با قلب دوست داشته باشد یه سوم دین دارد هر كس هم قلبش هم زبانش تو رو دوست داشته باشه دو سوم ایمانش كامل هر كس هم با قلبش هم با زبانش هم در عملش پیرو تو باشه اون ایمان كامل دارد علی بن ابیطالب.
6- نحس بودن عدد سیزده، خرافه ای بیش نیست
ضمناً این حرفی هم كه بعضی خرافات، خرافاتِ شخصی مثل یكی كه یك چیز خرافه تو ذهنشه. بعضی خرافات، خرافات منطقه ای اگر به من بگویند یه خرافه بین المللی بگو می گم خرافه بین الملی این كه می گن كه سیزده نحس تمام
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 4
كشورهای دنیا سیزده رو نحس می دونند بلیط هواپیما از شماره 12 می رود شماره 14 اصلاً صندلی به نام صندلی سیزده تو هواپیما تو دنیا سیزده رو نحس می دونند علی بن ابیطالب شب سیزده رجب به دنیا آمد و تولدش به ما می تونه بفهمون كه سیزده نحس نیست در بهترین كارها كه اعتكاف و بهترین زمان اعتكاف یا از بهترین زمانهای اعتكاف ماه رجب آغازش سیزده رجب كه سه روز مردم می روند تو مسجد و از كارهای خوبی هم بوده كه در زمان شاه فقط را بعضی از شهرها، نادر شهری مثل قم داشتیم یا مشهد كه معتكف می شدند الآن اعتكاف یك چیزی بورسی شده كه مسجدها جا دیگه نیست و آغاز اعتكاف در سیزده رجب.
7- هزار ركعت نماز در یك شبانه روز
من یه چیزی بهتون بگم حضرت امیر خیلی صفات داشت ایشون شبانه روز هزار ركعت نماز می خواند حالا لااقل باید بگیم بعضی از ایام یا هر ایام حالا نمی دونم ولی هزار ركعتش هست در این كه هزار یعنی چه در هزار تو قرآن چند تا هزار داریم بعضی از هزارها یعنی زیاد مراد این یعنی 999 بعلاوه یك هزار یعنی زیاد مثل اینی كه بگوییم «یَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ یُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَه یٍ» (بقره/96)بعضی از این یهودیها دوست دارند هزار سال عمر كنند نه یعنی هزار سال می خوام بگم دوست دارند خیلی عمر كنند حالا اگر 2000 سال هم بهش دادی می گه چه بهتر این كه قرآن می گوید: «یَوَدُّ» یعنی مودت دارد علاقه دارد «یُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَه یٍ» دوست داره هزار سال عمر كند این هزار هزار چیزی این هزار. . . برای چیز برای كثرت است بعضی از یهودیها دارند هزار سال عمر كنند سؤال دوست ندارند 2000 سال عمر كند هان چرا پس این هزار. . . ما یه هزار داریم هزار زیادی حضرت امیر هزار ركعت نماز می خواند این زیاد بود معنیش این نه هزار یعنی هزار مثل «لَیْلَه یُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْر» (قدر/3)اون هزار این هزار عددی می شه بله من از آیت الله مروارید شنیدم از علمای مشهد كه ایشون از علامه امینی می گفت می گفت علامه امینی صاحب الغدیر یك ماه رمضان مشهد بود 30 شب ماه رمضان از اول غروب تا آفتاب هر شبی هزار ركعت نماز خواند و گفت من سی شب سی هزار ركعت نماز خواندم تا ثابت كنم می شود یك شب هزار. . . آقا سؤال خسته نمی شد نه چه جوری چون ماهی از شنا خسته نمی شه حالا ما یه شب امیرالمؤمنین می گیریم از یك شبش هم یك هزارمش می گیریم یك ركعت نمازشو كل عمر شما یك ركعت نماز خواندید كه حواستان پرت نشود یعنی تمام 80 سال ما یك هزارم یك شب علی بن ابیطالب در یكی از كمالات نیست بگذار من این را یك خورده خط خطیش كنم «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم» هر شب هزار ركعت شد تازه این یك هفتادم، یك هفتادم اگر حضرت امیر هزار كمال دارد هفتاد كمال دارد كه هیچ كس ندارد یكی از این كمالات عبادتش است عبادتش یكی از عبادتهاش نمازش است نماز یك هزارمش یك ركعتش است آنوقت كل هفتاد سال ما یك هزارم یكی از این كمالات یكی از این هفتادتا چی آنوقت شمشیر زدنش ببینید اخلاصش و ببینید «نَهَی النَّفْسَ عَنِ الْهَوی» (نازعات/4)و ببینید این شب را تبریك می گیم یك شعری است كه من به مناسبت تولد سالهای قبل هم خوندم گرچه شعر بلد نیستم ولی به مناسبت امیرالمؤمنین این شعرها از قدیم تو ذهنم مونده از زمان طاغوت شاعر می گوید كه كعبه كجاست می گوید كعبه معمار اصلیش خداست بعدش هم جبرئیل هم دست اندركار بوده بعدش هم حضرت آدم آمده
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 5
است و بنیانش را گذاشته است ابراهیم هم آمده پایه هایش را بالا برده است و اسماعیل هم كارگری كرده است و خلاصه خدا و جبرئیل و آدم و ابراهیم و اسماعیل و این پیغمبرهای اولولعزم و اولوالامر این اولولعزم ها و اولوالامرها یكی پس از دیگری در طول تاریخ كعبه را نگه داشتند چه خبره خدا مهمان دارد علی بناست در كعبه متولد شود این و به شعر درآورده شعرش این است:
این خانه را باید خدا در اصل معماری كند t آدم بنایش بر نهد جبرئیل هم یاری كند
آید اولوالعزمی دیگر یك سنگ حجاری كند t آنرا اوالامری دیگر منقوش گچ كاری كند
اینسان خدا از خانه اش چندین نگهداری كند t تا ساعتی از دوستی یك مهمانداری كند
ما نگاه كنیم خدا از صندوق كعبه علی بن ابیطالب را آورد بیرون تو انتخابات ما باید از صندوقها كی رو باید بكشیم بیرون از صندوق انتخابات خدا از صندوق كعبه كی رو. . . نگاه به كعبه عبادته نگاه به علی بن ابیطالب هم عبادته من وقتی می روم مكه می گم خدایا تو علی را گذاشتی تو كعبه بعد گفتی دور این كعبه تاب بخورید، دور كعبه تاب بخورید علی را گذاشتی، تو، مثل یك بچه را می گذارند تو گهواره بعد می گویند دور گهواره تاب بخورید به. . . اگر بچه رو گذاشتند تو گهواره و بعد گفتند دور گهواره تاب بخور یعنی دور بچه تاب بخور ما بچه را انداختیم بیرون دور دیوار تاب می خوریم یعنی علی را حذف كردیم یا علی را كنار زدیم.
سیزده رجب ماه رجب مقدمه ای برای ماه شعبان مقدمه ای برای ماه رمضان این ماه رجب و شعبان قله عبادت روزهاست قله شبهاست به هر حال حالا بحثمون بحث ازدواجه، ازدواج امیرالمؤمنین را براتون بگم فاطمه زهرا خواستگارهایی داشت ولی مگر آدم دخترش را به هر كسی می دهد امانت این امانت را می خواهی به كی بدی دخترت را به این فروختی به این كه خونه داره ماشین داره تلفن داره بابا خب این داماد نماز نمی خونه حدیث داریم اگر كسی مسجد هم نمی یاد دختر بهش ندید اگر به همین حدیث عمل كنند مسجدها پر از جوون می شود یعنی جوانها بدانند اگر مسجد نیایند كسی دختر بهشون نمی ده عجب قلابهایی دارد اسلام ما از این قلابها استفاده نكردیم مسأله نماز مسأله مهمیه چون اگر پدر نماز نخواند خا. . . دختر شما ممكن نخواند بعد آنوقت نسل آینده هم نماز نخوان می شود اینا كه نماز می خوانند بعضی ها بچشون نماز نمی خواند حالا اونی كه از اول نماز نخواند كه دیگه هیچی بعد هم واقعیتش ما برای چی غصه می خوریم فقط برای بچه دل می سوزونیم بچه ها خدا دارند اگر بچه. . . بنده صالح است خدا بنده صالح را كه رها نمی كند اگر هم بنده خدا نیست برای چی من جون بكنم كه اون كیف كنه این مقدار نباید اسم بچه هاتون را فاطمه بگذارید علی بگذارید هی نگویید خواهرم فاطمه دارد برادرم هم فاطمه دارد خوب خواهرت یخچال هم دارد پس دیگه ما یخچال نمی خواهیم چون همشیره هم یخچال دارد ما تلویزیون نمی خواهیم اخوی تلویزیون دارد اِ چطور تو تلویزیون یخچال و تلفن و خونه ماشین نمی گی اون دارد منم
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 6
8- نقش ضرت علی (ع) در زمان خلفا
آنوقت زهرا كه می آید زیاد می شود تو همه خونه ها زهرا باشد تو همه خونه ها فاطمه باشد مظلومیت علی بن ابیطالب نمونه است هر كس دو تا شاهد داشته باشد تو دادگستری حقشو می گیرد و علی بن ابیطالب حدود صدهزار شاهد در غدیر خم داشت نتونست حقشو بگیرد روح بزرگش با این كه حقش حكومت بود در این حال وقتی حكومت را بهش ندادند مسؤولین و خلفا از او مشورت می كردند بهشون مشاوره می داد نه می گفت من با شما دیگه قهرم حالا كه پست من و بهم ندادید اصلاً دیگه با شما حرف نمی زنم نه این حرفها نیست هم محروم شد ولی هم خدمت كرد حتی گاهی وقتها یك وقت خلیفه دوم می خواست برود جبهه فرمود تو نرو جبهه برای اینكه تو خلیفه هستی اگر بروی جبهه می گویند مسلمانها هر چی داشتند اومدند پس همه سر و تهشون همینه تو باش كه بگویند خلیفه هنوز در مركز باز اگر بخواهد نیروها را بسیج می كند یعنی از نظر عزت اسلام تو باید در مركز باشی مشاوره می داد نمازش، اشكش، علمش، اخلاصش.
9- ازدواج ساده حضرت علی (ع) با حضرت زهرا (س)
ازدواجش را بگم می خواست داماد شود بالاخره آمد پهلو حضرت رسول گفت یا علی چی داری می خواهی داماد شوی من مثلاً این لباس و زره دارم و اسبی دارم شمشیری دارم و فرمود خب این چیز و می خوای این چیز را می خوای این نداشته باشی طوری هم نیست نداشته باشی هم طوری هم نیست.
ما خیلی وقتها پولهامون را سر یك سری چیزها می دهیم كه مثلاً گاهی وقتها یك خانم پا می شه تاب می خوره یا یك آقا تاب می خوره تو دكانهای شكستنی بشقاب نداری كه گلش مثل این باشه حالا شش تا بشقاب داشته یكیش شكسته می خواهد یكی دیگه جایگزین كنه می خواهد اونی كه می خرد گلش به این پنج تا (مردم) اصلاً تا حالا مهمونی دیدید سر سفره دوربین را بردارد بشقاب ها فیلمبرداری كند. بعد بگذار تو كامپیوتر بگه ببین گل این 2 سانت گل این 2 سانت. . . اینقدر ما پول می دهیم كه هماهنگ باشیم یك كسی یك سرمایه گذاری كرده بود ببین چه آدمهای چه مخهای پیدا می شود خدایا شكر كه این مخهارا ما نداریم «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمین» (فاتحه/2)كه این عقل و به ما ندادی مخی را من سراغ دارم كه بودجه ای گذاشته ش. . . كه شماره شناسنامه اش را شماره تلفنش و شماره ماشینش و شماره پلاك خونه اش به هم بخوره چندین میلیون گذاشته برای اینكه این چهار تا بهم بخوره بابا این همه فقر این همه. . . بلا این همه مصیبت چهار تا دختر هم تو خونه یك چادر دارند اونم مثلاً بیست میلیون خرج می دهد برای اینكه چهار تا شماره هاش مثلاً حالا بخوره چی می شود نخورد چی می شود مردم خل بعضی هاشون واقعاًها بعضی هاشون خل خلند گاهی وقتها آدم می ترسد به مردم بگوید به بعضی از فكران مردم كه می گم بعضی از این فكرهای كه آتش می زنند بر عمر و پول و استعدادشان سر چی هیچی سر هیچی امیرالمؤمنین رسید به بچه ای دید غم زده است گفت علی یتیم بود همینطور نگاهش كرد هر چی خواست این یتیم و بخنداند این یتیم یتیمی درش شكسته بودش اصلاً روح این بچه شكسته شده بود بعد امیرالمؤمنین با زانوهاش دستاش رفت و صدای بزغاله بع مع تا بع و مع كرد اون یتیم خندید یكی گفت آقا
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 7
زشت به قیافتون نمی خوره كه رئیس جمهور باشید مثلاً فرض كنید این كار و بكنید به قیاقتون نمی خوره مثلاً امام جمعه باشید مثلاً سوار این پیكان بشید نمی دونم. . . پیغمبر روز فتح مكه سوار الاغ بی پالان شد گفتند بیا پایین گفت چی گفت بابا روز فتح مكه است گفت الاغش چاغ تو هم بیا پشت من بشین ما همینطور برای خودمون یك چیزهای درست كردیم شان ما و نمی دونم فرض كنید كه نمی شه چرا نمی شه مسؤولین مملكتی از یك در خاصّی می روند تو هواپیما سوار می شوند از سالن عمومی نمی روند از سالن خصوصی می روند خب اون برای حفاظت طوری نیست دور سالن تا پا پله هواپیما صد متر دویست متر كمتر بیشتر هر چی در اون صد متر ماشین بیست میلیونی سی میلیونی چهل میلیونی مثلاً صد متر ماشین بیست میلیونی می خواهد بعدم می گیم پیكان بگذار می گه نه داریم كه اگر پیكان باشد به شخصیت من این شخصیتها كه سر پیكان و بنز پایین و بالا می رود بگذار این شخصیت ها از بین برود ما دنبال چی چی هستیم امیرالمؤمنین آمد داماد شود گفت چی داری گفت مثلاً اسب داره شمشیر گفت خب این لازم این لازم این یكیه لازم نیست برو بفروش.
افرادی بودند حضرت فرمود شما بروید جنس بفروشید رفتند فروختند و گفت خب بروید جهازیه بخرید از پول مهریه از پول داماد جهازیه خریدند این داماد مگر نمی خواهد صد تا سكه بگه خواهش می كنیم 100 تا سكه 90 تایش را بعداً بده ده تا سكه ها را بده ببینیم از همون ده تا سكه جهازیه را راه بندازیم داماد 500 تا سكه مهر می كند گفت كه نونش ندارد اشكنه، بادش دماغ می شكنه یعنی 500 تا سكه مهر می كند آنوقت یك پتو ندارد زیرش بخوابد ادا در می آورد ادای بزرگ ها ادای مثلاً تجملات ادای چی ادای چی مثلاً همین گل كاغذی كه اینجاست گل نماست همه هم می دونیم ها هم من می دونم هم شما می دونید ولی این مثلاً رسمش فكر كن اگر ما سخنرانی كنیم این گله نباشه كن فیكون می شود هممون تقریباً بخیالی از خیالهاو امیرالمؤمنین زره ش رو فروخت عده ای رفتند بازار به امر حضرت جهازیه حضرت زهرا را خریدند چی بود یك ظرف ساده منتها یك جهازیه حضرت زهرا (س) تو تاریخ آمده تو روایات آمده آمدند گفتند مبارك باشد عقد تمام شد زهرا را كه می خواستند ببرند حضرت فرمود خانمها یك رجزی هم بخونید جلسه عروسی، تكبیر هم بگید هم تكبیر گفتند هم رجز خواندند هم شادی كردند شادی درست است به شرطی كه انسان غافل نشود بعضی ها هم به حدی حزب الهی می شوند جلسه عروسیشون هم مثل جلسه روضه است طلبه داماد شد آمد پهلو عروس گفت توحید یعنی گفت من گفت، نبوت یعنی چه گفت، معاد یعنی چه گفت نفهمیدیم شب اول عروسی یا شب اول قبر ماست حضرت فرمود شما هم رجز بخوانید هم تكبیر بگویید و با یك مراسمی زهرا را بردند آنوقت زهرا ضمن اینكه می رفت خانه داماد فقیر می بیند به خانمها می گه دور من جمع شوید پیراهن عروسیش را می دهد به فقیر این را می گن مردم این كه مهر زهرا مونده بعد از 1400 سال براش می سوزند آدم مادرش از دنیا برود بعد از یك سال دوسال دیگه گریه اش نمی گیرد بعد از 1400 سال آدم برای زهرا می سوزد برای علی بن ابیطالب می سوزد بخاطر كه تو راه عروسی مواظب بود آیت الله سید آسید ابوالحسن اصفهانی پسرش را كشتند تو تشییع جنازه پسرش یك مرتبه همچین كرد گفتند چی گفت به او بگو بیا آمدند و گفت ایشان چند وقت قبل به من گفت من یه
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 8
مشكلی دارم الآن نگاهش كردم دیدم مشكلش می توانم حل كنم یه خورده ای پول بهش داد گفت برو مشكلت را حل كن یعنی شهادت پسرش او را از فكر فقرا باز نداشت نقل می كنند كه صاحب جواهر پشت مرده شورخانه ای كه داشتند پسرش را می شستند داشت كتاب می نوشت یعنی مردان خدا آنقدر ظرفیتشون بزرگ كه هیچ حادثه ای آنها را از خدا باز نمی دارد خدایا ما را علی شناس زهرا شناس پیغمبر شناس قرآن شناس دین شناس مؤمن شناس تقوا شناس قرار بده روز به روز بر عشق ما به قرآن و اهل بیت بیفزا اگر ما اینها رو بشناسیم دیگه عاشق دیگران می شویم
«والسلام علیكم و رحمه ی الله و بركاته»
کليه حقوق برای مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن محفوظ است