ازدواج (12)

بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
موضوع بحثی كه دنبال می كردیم بحث ازدواج بود و گفتیم كه ازدواج خیلی مسأله مهمی است یعنی یك مسأله. . . اینطور نیست كه فقط مسأله شهوت باشد پیرها نیازشان به همسر كمتر از جوانها نیست آدمهای جوان همسر را برای یك كار می خواهد آدم پیر همسر را برای چند تا كار می خواهد یعنی انسان انس می خواهد انسان دوست دارد كه عشق اش را به كسی بریزد با یك كسی مانوس بشود همدم می خواهد انسان بدون انس نمی شود.
1- نیاز طبیعی انسان به انیس و همدم
در یكی از این كشورها یك كسی سگی داشت گفتم چرا با این سگ زندگی می كنی؟ گفت سگ وفادار است بچه هایم همه ول كرده اند و رفته اند من هستم و این سگ. آن كسی كه آدم گیرش نمی آید سراغ سگ می رود مثل اینكه بچه ای كه شیر مادرش را نخورد سر شیشه ای می مكد چون این می خواهد بمكد شیر مادر گیرش نیاید سر شیشه ای می مكد. اگر بچه غذای سالم نخورد غذای آلوده می خورد اگر رفیق خوب گیرش نیاید می رود سراغ رفیق بد این ظرف خالی باید پر بشود انسان نیاز به همسر دارد حالا بحث مان این بود كه این نیاز را كی باید حل كند گفتیم دولت به تنهایی نمی تواند اصولاً كارهای دولتی هر چه بیشتر دولتی بشود توفیقات آن كمتر است.
من یكوقت تصمیم گرفتم تجربه های تبلیغی خودم را منتقل كنم به طلبه ها فرض كنید ساعت پنج بعداز ظهر تصمیم گرفتم گفته ها و نوشته های خودم را دیدم سر فصل هایش را نوشتم زنگ زدم به رادیو كه بیایند ضبط كنند نوار كاست گفتند تعطیل است گفتم به دو تا از این كارمندها بگویید كه دو ساعت اضافه بایستد پولی به آنها بدهید اضافه كار ساعت نه شب كه صدا و سیما تعطیل بود رفتیم تا حدود یازده شب رفتم توی استودیو تنهایی پر كردم آمدم بیرون زنگ زدم به دو سه نفر بانی پیدا كردیم نوار گرفتیم زنگ زدیم به كارخانه نوار به اندازه یك كامیون نوار خریدیم سریع دادیم تكثیر كردیم دادیم به ائمه جمعه و طلبه ها و دفتر تبلیغات و سازمان تبلیغات حدود صد هزار تا این نوار را پخش كردند از وقتی تصمیم گرفتم تا وقتی پخش كردم چند ساعتی بیشتر طول نكشید حالا همین را بدهی دست یك وزارتخانه اول می گویند طرح بدهید بعد می گویند برود توی كمیسیون بعد می گویند ارزیابی بعد می گویند نظارت بعد می گویند جمع بندی بعد می گویند هماهنگی بعد می گویند تأمین اعتبار بعد می گویند مناقصه و مزایده بعد می گوید مسؤول خرید بعد می گویند ورود به انبار بعد می گویند كارت خروج كاری كه بنده پنج ساعت یا ده ساعت یا كمتر یا بیشتر كردم به هر وزارتخانه ای بدهی شش ماه طول می كشد خیلی از كارهای دولتی فشل است یك كسی گفت پشه كه گرفتی بكشی یك سنجاق از لب كت ات بیرون می كشی از فاصله بیست سانتی هفت بار سنجاق را به چشم راست پشه می زنی وقتی چشم راست او از بین رفت روی چشم چپ آن اثر می گذارد وقتی چشم چپ او هم از بین رفت دیگر نمی تواند پرواز
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 2
كند و وقتی كه پرواز نكرد دیگر نمی تواند تامین غذایی كند به مرور ایام می میرد گفت بابا ولم كن پشه را همچین اش كنی می میرد. گاهی اینقدر كارها را لفت می دهد. . .
كاشان ما یك كسی سوار الاغ شد الاغ راه نمی رفت اینقدر به این الاغ زد كه هه هه هه هه كرد آخرش گفت اینقدر پایم را از اینطرف آوردم از آنطرف آورده بودم الآن رسیده بودم. اگر می خواهید كار بشود گیر آداب و رسومی كه توی خانه هاست و توی اداره هاست نباشید این قیدها را برداریم درست می شود یك آدم جوهر دار به اندازه یك گردان آدم به درد می خورد و یك گردان آدم بی جوهر به درد یك آدم جوهر دار نمی خورد باید آدم عاشق باشد كاردان باشد انگیزه داشته عشق داشته باشد بعد اگر اخلاص داشته چی می شود. . . چون قرآن گفته است كه اگر اخلاص داشته باشی ما مددهای غیبی هم می فرستیم الهام می كنیم كمك می كنیم.
2- لزوم تشكیل ستاد ملی ازدواج
یك ستادی می خواهد و این ستاد دیگر حقوق بگیر نباشند یعنی مثل ظهر عاشورا كسی حقوق نمی گیرد هر كسی سر كار حقوق اش است كارش كه تمام شد می رود خانه این ستاد دیگر نباید یك مدیركل و یك روابط عمومی و یك چی و یك چی. . . همه. . . ستاد اقامه نماز ده دوازده تا اتاق بیشتر ندارد دیدم زده اند اتاق رئیس اتاق قائم مقام دفتر آبدارخانه گفتم اینجا چند تا اتاق بیشتر ندارد یك نگاه كه می كنی می فهمی این كجاست. یك كسی یازده تا كتاب داشت گذاشته بود توی تاقچه اسامی آنها را نوشته بود و زده بود آنطرف اتاق بعد هر كتابی می خواست می رفت از روی لیست نگاه می كرد می خواند مثلاً شماره هفت گفتم بابا یازده كتاب كه اینقدر بازی ندارد نگاهش كن بردار. خدا می داند اینقدر اداری شده ایم كه اگر از این اتاق به اتاق بغلی بخواهند بگویند اینرا می نویسند تایپ می كنند شماره می زنند ابلاغ می كنند كه شما فردا در جلسه تشریف داشته باشید من دیدم یك زنی از شوهرش توی روزنامه تشكر كرده بود خوب شما كه توی خانه هستی از شوهرت تشكر كن مرد می خواهد از زنش تشكر كند خوب توی خانه از زنت تشكر كن مثل اینكه نیت كرده ایم عمر خودمان را آتش بزنیم پول خودمان را و پول دولت را هم آتش بزنیم گاهی وقتها جوری پول خرج می كنند كه اگر به ما گفته بودند تو را خدا پولها را آتش بزن از این بهتر نمی شد آتش زد.
برای ازدواج چه كنیم: غیر دولتی، افراد با انگیزه، مجانی، آبرومند، كاردان و باتجربه، حالا این ستاد چه كند؟ فتاوای مراجع و قوانین یك فتواهایی از مراجع بگیریند فتواها و قوانینی كه كار را آسان كند چون ما گاهی وقتها گیر قانون داریم و گاهی وقتها گیر فتوا داریم این گیرهایش را باز كنند.
3- نذر برای ازدواج جوانان نیازمند
یك گروه می خواهد جذب كمك های مردمی كمك های مردمی خیلی زیاد است اصلاً هر دختر و پسری پدر و مادرش نذر كند كه اگر این دختر من به سلامتی رفت خانه بخت اگر انشاءالله پسر من یك همسر خوب گیرش آمد به شكرانه این من یك پسر و دختر فقیر را خرج دامادیش یا جهازیه اش را می دهم به شكرانه اینكه من رفتم مكه و برگشتم یك نفر را مشهد امام رضا (ع) می فرستم نذر كنیم این كار بیاید توی نذرها شما كه سه تا بچه ات رفتند فرض كن بچه
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 3
چهارمی ات است اگر چهار تا بچه داشتی چه می كردی فرض كن چهار تا بچه داری این افرادی كه متمكن هستند می توانند هر دو سالی سه سالی بعضی ها به قدری وضع مالی شان خوب است كه می توانند ماهی یك نفر را خانه بخت بفرستند بسیار آدم داریم ماهی یك جهازیه دادن مثل یك دانه سیگار می ماند معاملات سنگین می كند درآمدهای خوبی دارد. فكر نكنید ثوابش هم كم است.
اوایل انقلاب بعضی از مدارس دستشویی نداشت بچه ها می رفتند مدرسه. . . شاید الآن همه داشته باشیم بچه ادرارش را نگه می داشت كه ظهر برود خانه خوب نگه داشتن ادرار خیلی خطرناك است حدیث داریم اگر رفتی مسجد ادرارت گرفت وضو هم داری اما اگر دو مرتبه بروی وضو بگیری دو مرتبه برگردی نماز جماعت تمام می شود اسلام می گوید بگذار نماز تمام بشود و شما برو وضو بگیر دستشویی برو جماعت را از دست بده فرادی بخوان كه ادرارت را نگه نداری حتی اگر كسی در حال ادرار نماز بخواند نماز او قبول نیست. صحیح است ولی قبول نیست مثل اینكه شما آب می آوری ولی من نمی خورم آب آوردن شما كار درستی است اما من نمی خورم خدا قبول نمی كند.
من از اول انقلاب معاون وزیر بودم به وزیر گفتم بعضی از مدارس ما دستشویی ندارد بسازید گفت بودجه نداریم آن زمان بودجه نبود خیلی وضع خطرناك بود افرادی آمدند گفتند آقای قرائتی بیا صبحت كن گفتم به شرطی می آیم كه شما ده تا مستراح بسازی گفت شما بیا ما می سازیم گفتم نه شما پولش را بده به من هم نده كه فردا بگویی قرائتی به اسم مستراح پول می گیرد جیب خودش می گذارد برو بده به انجمن اولیاء و مربیان ما صدها هزار تومان هی دستشویی ساختیم و سخنرانی كردیم یكی آمد گفت آقای قرائتی معلوم می شود كه پول ما قابلیت ندارد گفتم اگر شك داری ثواب سخنرانی من مال تو و ثواب دستشویی ساختن تو مال من این كارها خیلی ثواب دارد.
من یك سال روحانی كاروان حج بودم البته از آن سال به بعد دیگر روحانی حج نشدم به قصدهای دیگر رفتم ولی یك سال روحانی شدم چون روحانی باید خیلی زبل باشد باید حاجی ها را ببرد طواف بدهد من هم بلد نبودم یادم هست یازده نفر را بردم یكی یكی گم كردم آن سال خانم خودم هم بود خانم خودم را گم كردم بعد آمدم و كفش هایم را هم گم كردم ولی یك سال كه روحانی بودم در حج یك كاری هست كه حالا نمی دانم غلط است یا درست شاید درست باشد و شاید هم غلط اینست كه زن و مردها را از هم جدا می كنند مثلاً می گویند طبقه سوم مال زنها و طبقه چهارم مال مردها یك زن و شوهری بودند جوان بودند اینها را از هم جدا كرده بودند یك مرد گفت این چه قانونی است كه ما را از هم جدا می كنند؟ گفتم می خواهید با هم باشید گفت بله گفتم خوب این اتاق آخوند است آخوند یك اتاق خصوصی دارد چرا؟ بخاطر اینكه مثلاً یكی می خواهد حمد و سوره درست كند خوب این نمی تواند در جایی كه چهار نفر خوابیده اند بیاید حمد و سوره درست كند پزشك اتاق اش جداست گفتم این اتاق مال من است من هم تا دو سه ساعت نیستم كلیدش را بگیر با خانم تان با هم باشید برگشتم اینقدر به من دعا كرد كه گفتم شاید ثواب این اتاق خالی كه من دادم به این زن و شوهر از همه آخوندی من در عمرم بیشتر باشد شما فكر نكنید كه نذر فقط مال نذر امام حسین (ع)
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 4
است شما یك دختری را عروس كنید یك پسری را داماد كنید شاید ثواب آن از بسیاری از كارهای دیگر. . . گاهی ثواب مدرسه سازی از مسجد سازی بیشتر است گاهی مدرسه داریم مسجد سازی ثوابش از مدرسه سازی بیشتر است.
4- استفاده از خمس و زكات برای ازدواج نیازمندان
زكات، شما نمی دانید درآمد زكات چقدر است؟ زكات دیمی بیشتر است چون پول موتور و چاه نمی دهد ما چند تن گندم داریم هر پانزده كیلو یك كیلو چقدر می شود؟ بنده یك وقت حساب كردم دویست و پنجاه میلیارد تومان فقط زكات گندم است غیر از جو و طلا و نقره و فلان واقعاً اگر زكات بدهیم. . . حدیث داریم امام فرمود اگر مردم زكات بدهند روی زمین فقیری باقی نمی ماند. درآمد خمس، بیست درصد سرمایه مال خمس است بازار تهران چقدر خمس دارد بازار قم و كاشان. . . بیست درصد این سرمایه ها خمس است چند درصد خمس می دهند خمس را می شود از مراجع اجازه گرفت حداقل بخشی از آنرا. . . زكات را می شود نذر را می شود وصیت را می شود شما مثلاً می خواهی برای هر بچه ده میلیون بگذاری به هر بچه نه میلیون بده اینكه فرقی نمی كند بچه های محله هم حق دارند فكر نكن كه از مخ ات پیدا كرده ای قارون می گفت مال مخ من است مدیریت اقتصاد خدا می گوید جان ننه ات خیلی از تو باسوادتر و گردن كلفت تر بودند و به جایی نرسیدند كسی چیزی را از خودش نداند. «إِنَّمَا أُوتِیتُهُ عَلَی عِلْمٍ عِندِی» (قصص/78)یعنی علمی توی كله من هست.
هر كسی ثلث مال اش را می تواند بدهد، كفاره، انفاق، ما اگر پول یك روز نفت مان را بدهیم به مسجدهای ایران تمام مسجدهای ما سوپر دولوكس می شوند خادم مشكل دارد آقا مشكل دارد فرشهایش را پنج هزار پنج هزار جمع می كنند برای فرش شویی یعنی واقعاً شهرداریها نمی توانند فرش مسجدها را سالی یكمرتبه بشورند؟ البته كارهای خوبی كرده اند خدا پدرشان را بیامرزد ما باید اینجا تشكر هم بكنیم از خیلی از آنها.
5- نقش شهرداری ها در ساخت سالن های چند منظوره
بعضی از استانها شهرداریهای آنها مقداری پول داده است آموزش و پرورش هم گفته است هر چه شهرداری بدهد من هم می دهم سالن بسازیم آنوقت سالن چند منظوره من اصفهان بودم شورای شهرش گفت من اینقدر برای سالن می دهم بعد آموزش و پرورش هم كمك كرد برای مدارسی كه سالن نمازخانه نداشتند سالن ساختند آنوقت اصفهان یك شهر توریستی است مردم می خواهند بروند اصفهان را ببینید پول هتل هم ندارند تابستان كه می شود عید كه می شود مدرسه ها تعطیل است ما اگر صد تا سالن بسازیم ایامی كه بچه ها هستند نماز می خوانند ایامی هم كه تعطیل است در سالن توی خیابان باز می شود این آقایی كه از سنندج آمده اصفهان را ببیند روزها تاب می خورد توی اصفهان شب هم می آید تو سالن فردا هم بر می گردد یك اصفهان را بازدید می كند پول مسافرخانه را نمی دهد.
توی محله می خواهند عقد یا عروسی ای باشد پول ندارند عقدشان را توی سالن دبیرستان می گذارند هیچكدام از این كارها محال نیست ما باید تصمیم بگیریم كه ازدواج را آسان كنیم امام صادق (ع) فرمود ازدواج را آسان كنید پنجاه
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 5
درصد مفاسد حل می شود معتاد می شود بعضی هایش بخاطر این است كه همسر ندارد تنبل است توی خانه كار نمی كند بخاطر این است كه زنی ندارد بگوید بلند شو برو یك نان بگیر بیاور اگر زن به آدم بگوید برو نان بگیر و بیاور این هم بالاخره می رود بعضی زنها مردشان را بكار می گیرند و به فعالیت وادار می كنند. تشكیل هیئتی از علما، پول گرفتن هم هنر می خواهد گاهی وقتها. . .
6- جمع آوری كمك های مردمی از طریق افراد سرشناس
ما آخوند داریم كه یك ساعته می تواند میلیاردها پول بگیرد آخوند هم داریم كه هیچی نمی تواند بگیرد خود پول گرفتن هم هنر می خواهد مقام معظم رهبری می فرمود پدر من. . . پدر ایشان از علما بود پنج تا اجازه اجتهاد داشت از نجف، می گفت زمان رضا شاه پاسدارهای زمان شاه من را بغل كردند سوار جیب كردند كه تبعید كنند آیت الله خامنه ای می گفت بابام را كه سوار كردند دیدند كه به خانه خبر نداده اند هیچی پول جیب او نیست می گفت مسافت هم جاده خاكی بود گفت خوب سفر كه طولانی است من برای شما قصه می گویم یك خورده قصه گفت پاسدارها هم خندیدند بعد مسأله گفت بعد نماز گفت بعد حدیث گفت تا قصه را به خمس كشید گفت آیه و حدیث اش این است اگر كسی خمس ندهد چی است و. . . اگر كسی ندارد می تواند دست گردان كند مثلاً شما هزار تومان خمس ات می شود نداری بدهی صد تومان به من خمس بدهی من قبول می كنم بعد به تو قرض می دهم بعد اینرا كه گرفتی مالك شدی اینرا به نیت خمس به من بده می شود دویست تومان می گفت دست گردان كردیم و خلاصه اش آن صد تومان آخر را برای اینكه پول ات حلال بشود هر چه می خواهد بده پاسداره گفت این صد تومان آخر مال تو می گفت پدر من اینقدر هنر داشت كه توی راه تبعیدی توی ماشین جیب توی جاده خاكی از پاسدار رضا شاه پول گرفت گذاشت توی جیب اش به این می گویند آخوند! مسأله اینكه در چه زمانی. . .
ما یك رفیق داشتیم هر وقت زمان جنگ دویست سیصد تا شهید راه می افتاد آنوقت می رفت توی مسجد می گفت دیدید دویست جنازه شهید را آنوقت برای بنیاد شهید یا عملیات جنگ ها پول می گرفت پول ویژه می گرفت منتهی آن روزی كه شهید می آوردند ما باید حساب كنیم كه. . . بخصوص اگر پول دست خودشان خرج بشود یكوقت می گویم پول را به من بده یكوقت می گویم من راهنمایی می كنم خودت خرج كن الآن هفتصد تا مسجد توی جاده ها ساخته شده است اما یكی اش را من نساخته ام می آیند می گویند من یك نذری دارم می گویم آقا نذر شما سه میلیونی است یا صد میلیونی اگر سه میلیونی این كار را بكن اگر صد میلیونی است این كار را بكن می گوید تو برای من چكار می كنی؟ می گویم من موانع را برطرف می كنم یعنی اگر وزارت راه گیر قانونی داشت یا جنگل بانی گاز برق به مسؤولین می گوییم چون ایشان مسجد می سازد و غرضی هم ندارد برای مسافرین می خواهد بسازد یك كمكی از طرف مسؤولین به او بشود می شود از بعضی. . . گاهی وقتها یك هنرمند یك شاعر گاهی وقتها یك پدر شهید گاهی وقتها یك استاد دانشگاه این هم كدش معین است یعنی یك جا ممكن است یك كشتی گیر بتواند پول جمع كند یك جا ممكن است
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 6
یك فوتبالیست بتواند پول جمع كند بعضی از اینها اینقدر عزیز هستند كه توی یك جلسه می توانند پول خوبی بگیرند.
7- فراهم كردن زمنیه های شادی در مجالس عروسی
خبررسانی از پیشرفت ها، بسیاری از كارهای خوب توی كوچه ها و محله ها می شود كه دیگران نمی دانند خبررسانی مسأله مهمی است.
گرفتن تجربه ها، تهیه سرود مناسب بالاخره عروسی یك شادی می خواهد حضرت زهرا (س) را كه می بردند خانه حضرت علی (ع) پیغمبر فرمود یك رجزی بخوانید تكبیر بگویید وقتی پیغمبر وارد مدینه شد با آهنگی رجز خواندند رجز و شعر و سرود داریم منتهی گران است من خودم دخترم می خواست عروس بشود دختر آخرم شب تولد امام حسین (ع) هم بود تهران هر جا رفتیم دیدیم اینهایی كه شعر قشنگ می خوانند توی بورس هستند و از قبل اینها جایی قول دادند به دامادم گفتم خودم می خوانم گفت صدا كه نداری گفتم مگر بنا نیست كه بخندانیم؟ هم حدیث می خوانیم هم بخندند و ختم پدرم را هم خودم منبر رفتم دیدم پول بدهم به كی كه منبر برود تازه آن آقایی كه منبر می رود پدر من را كه نمی شناسد من كه پدرم را بهتر می شناسم من هم توی ختم پدرم منبر رفتم و هم توی عروسی دخترم سخنرانی كردم یك چیزی گفتیم هم قرآن بود و هم قشنگ حالا برایتان بگویم كه چی گفتم، گفتم ما سه تا رابطه توی قرآن داریم یكی اینكه رابطه پیامبر با مردم دوم رابطه مردم با پیامبر سوم رابطه عروس و داماد رابطه پیامبر با مردم رحمت است قرآن می فرماید «وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَه یً لِلْعَالَمِینَ» (انبیاء/107)تو رحمت هستی برای عالمیان رابطه مردم با پیغمبر مودت است آیه داریم مزد پیغمبر این باشد «إِلَّا الْمَوَدَّه یَ فِی الْقُرْبَی» (شوری/23)شما اهل بیت را دوست داشته باشد رابطه عروس و داماد، قرآن می فرماید هم رحمت است و هم مودت «وَجَعَلَ بَیْنَكُمْ مَوَدَّه یً وَرَحْمَه یً» (روم/21)رابطه پیغمبر با ما رحمت است، رابطه ما با پیغمبر مودت، رابطه عروس و داماد مودت و رحمت است.
بغل مدرسه فیضیه یك حمام بود حمامی پیر بود و چاق بود و كور از همه پنج ریال می گرفت آن زمان از طلبه ها سه ریال می گرفت منتهی چون كور بود نمی فهمید كی آخوند است و كی كت و شلواری اینكه لنگ می داد سر حمام می گفت زكی یعنی شیخ سه ریال بگیر یكی از طلبه ها می گفت ما آمدیم پول بدهیم كسی نیست بگوید زكی خودم گفتم زكی یعنی سه هزار گذاشتم خودم گفتم حالا ما خودمان می توانیم خیلی مشكلات را خودمان حل كنیم.
توی عروسی ها كسی نیست كه یك خاطره شیرین داشته باشد نه اینكه حالا دست بیندازیم یه زبان كردی و لری و كاشانی و یزدی حرف بزنیم چرا دیگران را مسخره می كنیم بلند شو یك خاطره بگو ما اصلاً بلد هم نیستیم بخندیم گاهی هم كه می خواهیم بخندیم خنده مان با گناه و تحقیر و دست انداختن با غیب و تهمت است یعنی خنده مان لابلای
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 7
هزار تا گناه است ما باید یك كلاس بگذاریم كه چطور بخندیم من یكوقت توی تلویزیون بلد نیستیم سبزی بخوریم یك سبزی كه می خوریم سه بار پول گِل كشی می دهیم یك بار كامیون سبزی را با گِل از خارج شهر می آورد توی میدان كه پول گل را از ما می گیرد بعد وانت می رود توی میدان سبزی ها را با گل می آورد توی بقالی باز آن بقال می خرد بعد ما می وریم دو كیلو می گیریم نیم كیلوی آنرا می خوریم باقی اش گل می ریزیم توی سطل زباله شهرداری این گل ها را برمی دارد می برد توی بیابان. نیم كیلو سبزی كه می خواهیم بخوریم چهار بار پول گل كشی می دهیم.
سرودهایی درست كنیم پر محتوا وظیفه عروس وظیفه داماد چه چیزهایی زندگی را شیرین می كند آنوقت این سرودها باشد خیلی از هزینه ها را كم می كند. باید یك نهضتی راه بیفتد كه بی همسرها را همسردار كنیم قیدها را برداریم.
8- مهریّه واجب است ولی جهیزیّه، نه
دادن مهریه واجب است ولی دادن جهیزیه واجب نیست مهریه دین است كی داد كی گرفت یعنی چه؟ بنویس پانصد تا سكه بابا تو تا آخر عمرت سرت را هم بكوبی به دیوار پانصد تا سكه گیرت نمی آید چرا با هم شوخی می كنید بگویید من شغل ام این است با هم راست حرف بزنید در ثانی آن پانصد سكه را ده تا الآن بده چهارصد و نود تا را بعداً بده یك خورده. . . ده تا را الآن بده كه ما جهازیه دخترمان را جور كنیم شما اگر نیت ات این بود كه ما مهر را می گوییم اما نمی دهیم این انگار با خانم اش زنا می كند اینطور نیست كه كی داد و كی گرفت این دین است واجب است مهریه جدی است آدم وقتی قصد می كند باید جدی بگیرد.
خدایا تو را به حق محمد و آل محمد به ما یاد بده كه چه جوری فكر كنیم «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیم» در گفتن در عمل در تحصیل در قوانین در اصلاح قوانین در روابط در قطع روابط ما را به راه مستقیم هدایت بفرما.
«والسلام علیكم و رحمه ی الله و بركاته»
کليه حقوق برای مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن محفوظ است