ازدواج (11)

بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
جلساتی را راجع به ازدواج صبحت كردیم این ناله ای كه مذهبی ها دارند و غیر مذهبی ها هم دارند چون بالاخره هر كسی ناموس اش و عفت اش را دوست دارد می خواهد بچه اش پاك باشد می گویند چرا توی خیابانها بعضی افراد با یك شرایطی هستند كه عفت عمومی را به می زنند راه طبیعی و فطری و عقلی آسان كردن ازدواج است ما جلساتی راجع به ازدواج صبحت كردیم و ادامه بحث ازدواج این حافظ عفت عمومی.
عفت عمومی ثمره ازدواج، جلسات قبل گفتم علت اینكه ازدواج مشكل شده است خود ما هستیم قید می كنیم كه داماد باید خانه. . . باید داماد شغل. . . باید باید باید یك مشت باید برای خودمان درست كرده ایم عروس یك مشت باید توی كله اش است داماد هم یك مشت باید این بایدها را جوش نمی خورد از بایدهای خود دست برداریم بایدهای غیر ضروری برای ازدواج یك همسر ایمان داشته باشد باید آدم وقتی به همسرش نگاه می كند دوستش داشته باشد باید از خانواده پاك باشد فكر پاك نسل پاك اینها بایدهای بایدی است دیگر حالا شغل قراردادی یا رسمی سربازی رفته یا نرفته مدرك اش لیسانس است یا دیپلم است یا فوق دیپلم اینها فضیلت است بود الحمدلله نبود هم مانع ازدواج نیست.
1- حفظ عفت عمومی در روابط اجتماعی
راجع به عفت عمومی آیاتی را می خواندم تا رسیدیم به این آیه «فَاسْأَلُوهُنَّ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ» (احزاب/53)چیزی كه می خواهید با خانم ها رد و بدل كنید عریان نباشد از پشت پرده باشد قرآن تعریف می كند می گوید دخترهای شعیب چون بابایشان پیر بود نمی توانست چوپانی كند گوسفند و بز را خودشان به صحرا می بردند و چوپانی می كردند چشمه آبی بود گوسفندها را آوردند كنار چشمه آب بدهند دیدند یك مشت مرد لب چشمه هستند كنار ایستادند حضرت موسی هم كه تحت تعقیب فرعون وارد مدین شد دید دو تا دختر كنار رودخانه ایستاده اند گفت چرا كنار ایستاده اید گفتند پدرمان پیر است ما خودمان چوپانی می كنیم آمده ایم گوسفندها را آب بدهیم دیدیم مردها كنار چاه هستند صبر كردیم مردها بروند ما گوسفندهایمان را آب بدهیم قرآن این قصه را نقل می كند «لَا نَسْقِی حَتَّی یُصْدِرَ الرِّعَاءُ» (قصص/23)یعنی صبر می كنیم تا مردها بروند كنار یعنی می شود برنامه را جوری كرد كه مردها و زنها. . . الآن اتوبوسهای تهران قسمتی مال خواهران است و قسمتی مال برادران هر كسی از راه خودش وارد می شود و خارج می شود این راهی است برای حفظ عفت عمومی مدارس دخترانه و پسرانه می شود درهایش فرق كند می شود مسیرهای آن فرق كند اختلاط عفت را به هم می زند.
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 2
ما طلبه كه بودیم توی ادبیاتمان شعری می خواندیم كه «بسبع رمیته ام بثمانی» یعنی رفتم در مكه سنگ بزنم به شیطان نگاهم به دختری افتاد نفهمیدم هفت تا زدیم یا هشت تا، یعنی بالاخره شیطان تا آنجاها هم می رود.
2- عفت عمومی، فراتر از واجب و حرام است
عفت عمومی مربوط به زنها نیست مربوط به مردها هم هست می گفت من با پیراهن آستین كوتاه بیایم بیرون حرام است گفتم نه شما با یك لنگ هم می توانی بیرون بیایی اما به هم زدن عفت عمومی است.
یك جوانی و یك خانمی خیلی دستشان را گردن هم كرده بودند گفتم آقا چرا این كار را می كنی گفت آقا خانمم است گفتم عفت عمومی به هم می خورد برای شما حلال است ولی عفت عمومی هم حساب دارد. شما توی خانه ات می توانی هر جوری آهنگ را بالا ببری؟ بالاخره همسایه اذیت می شود نباید بگویی ماشین خودم است ماشین مال خودت است ولی خیابان كه مال خودت نیست بعضی ها هم ندید بدید آهنگی گرفته اند خیال می كنند كلید فتح هندوستان یك نوار پلاستیكی كه اینقدر پز ندارد اینها بندگان خدا. . . حدیث داریم تمام كسانی كه دست به این كارها می زنند كمبود دارند امام كاظم (ع) هر كسی از این كارها می كند كمبود دارد می خواهد مردم متوجه او شوند كمالی هم ندارد دست به یك كاری می زند كه مردم به او نگاه می كنند دست به یك كارهایی می زنند.
بنده دارم می روم اگر عمامه ام را اینجا گذاشتم این یعنی مردم به من نگاه كنید تو اگر كمبود نداری عمامه ات بالای سرت هم باشد مردم به تو نگاه می كنند بعضی ها توی مسجد یك جوری دیگر عطسه می كنند یك جوری دیگر الهی آمین می گویند همه دستهایشان همچین است این همچین می كند ریش اش را زلف اش را انگشترش را كفش اش امام كاظم (ع) فرمود هر كس كار غیرمعمولی می كنند این پیداست در درون احساس كمبود می كند جامعه به او محل نمی گذارد حالا كه كمال ندارد دست به این كارها می زند این حدیث است.
بعضی بنایی ها هم همینطور است مثلاً توی خانه از بس كه سنگ است شكنجه می شود اما بیرون را هر كس نگاه می كند سوت می كشد بخصوص اینهایی كه می آیند توی شهر پولدار می شوند می روند توی روستا خانه می سازند حالا پهلوی روستایی می خواهی چه كنی؟ توی خانه خفه می شود بیرون خانه خودش را آرایش می كند اجمالاً. . . همیشه هر كسی را دیدید كه می گوید این طعم كره دارد این روغن نباتی است هیچوقت نمی گوید روغن كرمانشاه طعم كره دارد این روغن نباتی خودش را هم می فهمد كه طعم كره ندارد منتهی زور می زند می گوید طعم كره دارد. خدا بیامرزد پدر پیری داشتم بازاری بود بچه بودم عقب او داشتم می رفتم به او گفتم بابا این مغازه چقدر صاحب اش پولدار است گفت اتفاقاً صاحب اش فقیر است دكانهایی كه زرق و برق خیلی دارد صاحب آن بی پول است آنهایی كه پول دارند آن كنار نشسته اند اتاقشان هم گچ زده است آنكه خیلی جلوه می كند. . . اینقدر آدم هست كه به همه بانك ها وام بدهكار است اما ماشین اش توی خیابان دهان آدم را پر می كند مثلاً بوق می زند صدای گاو روی ماشین اش می گذارد مثلاً صدای گاو هم یك چیزی است كه تو به آن افتخار می كنی؟ صدای تلفن موبایل اش با همه صداها فرق می كند.
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 3
3- زندگی براساس معروف و متعارف جامعه
اجمالاً قرآن گفته «معروف» كه بیست و هشت مورد توی قرآن هست یعنی كارهایتان عرفی باشد یعنی كارهایتان توی ذوق نزند چشم ها را به خودش جلب نكند حالا سبیل كلفت ابروی كلفت موی كلفت كلاه كلفت انگشتر كلفت كارهایتان توی ذوق نزند.
بعضی وقتها یك چیزی كه نباید حیا كنیم حیا می كنیم یك جایی كه باید حیا كنیم حیا نمی كنیم ما متاسفانه یا افراط هستیم یا تفریط كشور ما یا چهل ستون دارد یا بی ستون بابا نه چهل و نه بیست یعنی یك غش می كنیم چهل ستون داریم یك بار بیستون بابا چهار ستون گاهی یك جایی غیرت نابجا بخرج می دهیم بابا نامزد هستند می خواهند همدیگر را ببیند بعضی پدرها واقعاً مثل میرغضب هستند بابا به تو چه زن خودش است آقا به تو. . . یك جوانی به من رسید گفت خدا خیرت بدهد خیلی به گردن من حق داری ما فكر كردیم بخاطر حدیث و كلاسهایمان است گفت نه من یك نامزدی داریم كه باباش نمی گذارد بروم او را ببینم می گوید چون پسر و دختر بزرگ دارم البته آن داماد هم باید وقتی برود كه پسر و دختر بزرگ توی خانه نباشند آن هم. . . بالاخره هم داماد بی سلیقه بود و هم پدر زن میرغضب بود بالاخره دختر می خواست من را ببیند من هم می خواستم دختر را ببینم پدر نمی گذاشت آخرش دختره می گفت می روم جلسه قرائتی باباش گفت خوب برو به اسم جلسه قرائتی می رویم من هم او را پشت موتور می نشانم می رویم كه می رویم گفتم خوب من نمی دانستم كه از بركات جلسات من این چیزها هم هست من همه فكری كرده بودم جز این فكر را.
4- به جای ملامتِ افراد متأهل، افراد مجرّد جامعه را به ازدواج دعوت كنید
قرآن می فرماید «فَإِنَّهُمْ غَیْرُ مَلُومِینَ» (مؤمنون/6)ملامت ندارد آقا زن خودش است ملامت ندارد آقا خانه باباست خانه بابا باشد زن و شوهر خواستند از هم كام بگیرند تا آنجایی كه حلال است می گوید همسر هستید ملامت ندارد خواهند گفت به این زودی ازدواج كردی به این زودی عروسی كردی اصلاً به این زودی دخترت را شوهر دادی اصلاً تو خجالت نكشیدی مثلاً داماد شدی باباش می خواهد او را زود داماد كند چه بهتر حدیث اش را خواندم اگر كسی دخترش را زود شوهر بدهد پسرش را زود زن بدهد دو سوم دین بچه اش را حفظ كرده است اما اگر بگذرد كه به سن بیست و بیست و پنج و سی و پنج برسد نصف دین اش را حفظ كرده است فرق می كند. هر چه زودتر دختر و پسر را به ازدواج در بیاوریم بهتر است و حدیث داریم شیطان ناله می كند می گوید دیگر از دست من رفت.
5- دوری از جلوه گری در اماكن عمومی
مسأله دیگر راجع به عفت عمومی است «وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّه یِ الْأُولَی» (احزاب/33)می گویند فلانی برج ساخته است یعنی ساختمانی كه جلوه دارد تبرج یعنی كاری كنی كه جلوه دارد خدا به زنهای پیامبر می گوید كه توی كوچه راه می روید كاری نكنید كه جلوه داشته باشد یعنی همینطوری كه آدم برج را می بیند خیره می شود جوری راه نروید كه چشم مردم به شما خیره بشود.
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 4
«تَمْشِی عَلَی اسْتِحْیَاءٍ» (قصص/25)یعنی وقتی دختر توی خیابان راه می رود راه رفتن او همراه با حیا باشد.
پریشب یك كسی زنگ زد توی خانه ما گفت ما سیصد تا متخصص و فوق تخصص پزشك هستیم همه هم چادری می خواهیم حركتی راه بیندازیم روی اینهایی كه سوادشان در حد دیپلم و فوق دیپلم و اینها است و خیلی فكر می كنند كه روشنفكر هستند می خواهیم روی آنها را كم كنیم به نظر شما چه كنیم می خواستند موج راه بیندازند گفتم نه نمی خواهد موج راه بیندازید شما همینكه چند صد تا از اینها پیش شما درس می خوانند این برای شما ارزش است چه اشكالی دارد كه آدم شاگرد اول دانشگاه باشد عفت خودش را هم حفظ كند بعضی ها ندید بدید هستند فكر می كنند تا قلّك آنها دو ریال دارد باید سر كوچه بایستند و اینطوری كنند بابا مردم هستند صد برابر قلّك تو پول دارند اصولاً این جِرق جِرق ها همین كه گفتم این یك كمبود است مشكی كه آب توی آن كم باشد لق و لق می كند پول خرد جِرق و جِرق می كند اسكناس هزاری چیزی نمی گوید.
6- نقش ازدواج در كار و تلاش جوانان
مسأله ازدواج یك عزم عمومی می خواهد جوانها زیاد هستند یعنی اهمیت ازدواج را بگوییم. بركاتش را توی جلسه ای گفتم ازدواج در دین داری نقش دارد ایام فراغت را پر می كند چون آدم خرج اش سنگین می شود به فكر كار و تلاش بیشتری می افتد تولید نسل می كند روح عاطفه و ایثار در او زنده می شود آینده نگری می كند اما اهمیت آنرا هم الآن بگویم: 1- كثرت جوان 2- ایام فراغت چون آدم وقتی كار دارد كمتر تحریك می شودام سلمه زن پیغمبر بود كار می كرد گفتند شما زن پیغمبر هستی چرا كار می كنی فرمود زن بیكار باشد دست به فتنه می زند مرد هم همینطور است ایام تعطیلات آمار فساد بیش از ایام كاری است. مسأله فشار شهوت است جلوه گری دختران است فیلم و ماهواره است مراكز اختلاط است كه با هم مخلوط هستند كمبود مراكز تفریحی است دوست ناباب است هجرت دانشجویی و غیر دانشجویی است خارج شدن از دید والدین است بخشی از مفاسد مربوط به وزارت علوم و دانشگاه آزاد است. بینی و بین الله نمی شود هر دختری توی شهر خودش برود دانشگاه باید دختر از اینطرف ایران برود آنطرف و از آنطرف ایران بیاید اینطرف بله حالا یك جاهایی كه خیلی تخصصی است و خیلی حاد است ولی بسیاری از جاها نیازی به این هجرت ها نیست به نظر من نخواستند حل كنند كار محالی نیست اگر نشود بخشی از آن می شود خارج شدن از دید والدین است یك مقدار بی بند و باری به اسم آزادی اصلاً به معنای آزادی ظلم شد مسأله بدست آوردن پولهای كذایی است بچه های مرفهین طراحی های دشمن است ضعف امر به معروف است می گوید به ما چه حالا ولش كن غفلت از خداست از همه مهمتر است و غفلت از خیلی چیزها اینها را برداریم چی می شود جوان زیاد بیكار جلوه گری فیلم اختلاط كمبود مراكز تفریحی پول داشتن طراحی دشمن اینها را برداریم چی می شود آنوقت كی می تواند اینرا حل كند یك بسیج می خواهد همه باید با هم باشیم این آقایانی هم كه كاندیدا بودند برای ریاست جمهوری همه می گفتند اما هیچ
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 5
كس به تنهایی. . . طناب خیلی نخ دارد هیچ مچی نمی تواند این طناب را پاره كند باید آنرا نخ نخ كرد یك كارهایی باید دولت بكند یك كارهایی باید ملت بكند من یك مقداری كارها را نوشته ام باید بگویم.
7- وساطت در ازدواج جوانان
یكی از كارها دلاّلی برای ازدواج است آیه داریم «مَنْ یَشْفَعْ شَفَاعَه یً حَسَنَه یً» (نساء/85)می گویند امام حسین (ع) شفاعت می كند یعنی دلالی می كند شفاعت حسنه یعنی واسطه گری خوب و حدیث داریم بهترین واسطه گریها واسطه گری برای ازدواج است «مَنْ زَوَّجَ أَعْزَباً كَانَ مِمَّنْ یَنْظُرُ اللَّهُ إِلَیْهِ یَوْمَ الْقِیَامَه یِ» (وسائل الشیعه ی/ج /20ص 45)اگر كسی دلاّلی كند و جوانی را داماد كند روز قیامت خداوند به او نظر لطف می كند حدیث داریم «مَنْ زَوَّجَ أَخَاهُ الْمُؤْمِنَ» (بحارالانوار/ج /72ص 363)اگر كسی برادر دینی اش را داماد كند و خواهر دینی اش را عروس كند حدیث مفصل است آخرش می گوید خداوند روز قیامت «یَسْتَظِلُّونَ بِظِلِّ عَرْشِ اللَّهِ یَوْمَ لَا ظِلَّ إِلَّا ظِلُّهُ» (بحارالانوار/ج /72ص 70)روز قیامتی كه كسی به داد كسی نمی رسد ایشان در امان است.
8- تشكیل ستاد ملی ازدواج برای شناخت ظرفیت ها
كارهایی كه می شود كرد، ستاد ازدواجی باید درست بشود كه همه متفكرین طرح هایشان را آنجا بیاورند فكر هم نكنید هر چه فكر است توی مغز روحانیون است یا اساتید دانشگاه گاهی آدمها هستند آدمهای عادی خدا یك چیزی به ذهن آنها می اندازد كه به مغز استاد هم نمی افتد امام رضا (ع) با یك برده سیاه مشورت كرد به امام گفت آقا ما را شرمنده نكن من برده شما هستم تو امام هستی فرمود اشكالی دارد خدا چیزی به ذهن شما بیندازد كه به ذهن من نیندازد باید یك ستادی باشد كه چگونه ازدواج را آسان كنیم استمداد كنیم از صدا و سیما، فیلم هایی كه صدا و سیما می سازد اگر از خود مردم مشورت كند خود مردم بهترین سناریو نویس هستند یعنی خود مردم اگر بگویند یك خاطره بگو خاطرات بسیار شیرین و آموزنده ای دارند كه آن خاطرات جمع بشود خیلی مفید است.
الحمدلله مجلس فكر این افتاده است كه جذب منابع كند جذب منابع اصلاً ظرفیت شناسی شما كه اینجا نشسته ای ظرفیت ات چقدر است من اینرا بارها گفته ام اگر به شما بگویند چقدر می دوی می گویی دو كیلو متر اما اگر یك گرگ تو را دنبال كند سی كیلومتر می دوی پس پیداست بیست و هفت كیلومتر در شما ظرفیت هست اما خود شما به این ظرفیت توجه ندارید.
بودجه های تجمل حذف بشود تجملات از اداره ها حذف بشود چقدر پول جمع می شود؟ سفرهای خارجی كم بشود به مقدار ضرورت درسهای زیادی كه توی مدارس داده می شود كم بشود بسیاری از اطلاعات را پسر و دختر ما توی
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 6
دبیرستان می خوانند كه اگر هم نخوانند هیچ مشكلی پیش نمی آید در عوض باید اطلاعاتی بلد باشند كه بلد نیستند فكر هم نكنید كه هر كس توی دانشگاه است كذا و كذا تا یكی دو سال پیش در دانشگاه ما راجع به اسرار نماز معارفش چیزی نداشت یعنی نویسندگان كتابهای دانشگاه تا چندی قبل نسبت به نماز خوابشان برده بود راجع به امام زمان هم خوابشان برده بود نه راجع به امام زمان (ع) توی كتابهایشان بود و نه راجع به نماز گاهی وقتها می بینی سر سفره نان و آب نیست هر چه هست پپسی و كانادا و سبزی و ترشی و مربا یعنی همه چیزی هست فقط نان و آب نیست. بسیج دستگاهها وزارت نفت چه می تواند بكند وزارت آموزش و پرورش چه می تواند بكند همه وزارتخانه ها مقام معظم رهبری هر سال پیامی كه راجع به اجلاس نماز می دهند در یكی از سالها فرمود هر دستگاهی ظرفیت های خود را برای اقامه نماز شناسایی كند ما از هر وزارتخانه ای یك نفر را خواستیم برای ظرفیت شناسی صدها راه برای اقامه نماز كشف كردیم كه قبلاً به ذهن ما نمی آمد. ما خیلی ظرفیت داریم روحانیون هم همینطور هستند حضرت آیت الله مكارم از مراجع عزیز ایشان از تعطیلات روزهای پنج شنبه بعد از نماز مغرب چند نفر از ما را جمع كرد و پنج شنبه ها از یك ساعت و نیم شب بعد از نماز و دو ساعت صبح پنج شنبه ها از پاره وقت ها هفده سال به هم چسپاند یك دور تفیسر نمونه از توی آن در آمد كه چاپ آن تا پنجاهم هم رفته است تفسیر خوبی هم هست به چند زبان ترجمه شده است یك مغز می خواهد از این تعطیلات استفاده كنند همین باغی كه اینجا هست ظرفیت آن چقدر است ظرفیت آن این است كه اینجا یك اداره باشد نشسته ایم ببینیم از این باغ چه استفاده هایی می توانیم بكنیم.
مردم زباله هایشان را بازیافت می كنند از پوست پرتقال مربا درست می كنند ما هنوز. . . هر وزارتخانه ای ظرفیت اش برای آسان كردن ازدواج چی است؟ بنده توی نهضت سواد آموزی هستم چهل هزار تا خانم هستند خانم هایی كه اكثراً هم ازدواج نكرده اند ما توی نهضت سواد آموزی برای ازدواج چه می توانیم بكنیم می توانیم سالن های نهضت سوادآموزی را بدهیم كه پول تالار را ندهند می توانیم صد تا پیراهن عروس بخریم هر آموزش یاری كه می خواهد عروس بشود لباس را ببرد كه داماد پول لباس عروس ندهد می توانیم دیگ و ظروف را بدهیم كه عروس پول كرایه ظروف یا داماد ندهد بنشینیم ببینیم با چه شیوه ای. . . ازدواج مسأله مهمی است اینها را من نوشته ام برای اینكه اگر كسی دیر پیچ تلویزیون را هم باز كرد خاصیت نوشتن است می خواهم بگویم این مسائل گره ازدواج را كور كرده است هیچ كس نمی تواند اینرا حل كند مگر اینكه فكر و ظرفیت خودش را بكار بگیرد. ما ساختمانهایی داریم كه در شهرهای مختلف مثلاً یك وزارتخانه ای ساختمانهایی ساخته در جاهای مختلف مثلاً در سال یكی دو بار از این استفاده نمی كنند سالن هایی داریم كه اگر مهندس آن یك خورده دیگر فكر می كرد این سالن را بجای اینكه توی دل ساختمان ببرد نبش خیابان باز می شد كه مردم خیابان هم از این سالن استفاده كنند چند منظوره بود. مسجدهای چند منظوره ظرفهای چند منظوره فنجان های چند منظوره ما می توانیم توی فنجان هم آب بخوریم هم قهوه بخوریم هم چای بخوریم هم شربت بخوریم دیگر یكی شیر خوری و قهوه خوری نمی خواهیم هر كجا شما خواستید كار حل شود شد هر كجا نخواستید نشد خواستید شاه را
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 7
بیرون كنید خواستید پوز صدام را بزنید هر كاری خواستید شد ما باید تصمیم بگیریم كه ازدواج را آسان كنیم بسیج دستگاهها.
ایجاد صندوق حتی توی فامیل ها پولی بگذارند در یك صندوق بعد هر فامیلی گیر كرد از صندوق مشكل او را حل كنند خبر رسانی از پیشرفتها هر كسی هر كاری كرده است بگوید كه ما این كار را كرده ایم مهارت می خواهد روان شناسی دارد یك گدا دم تالار عروسی می ایستد همه با دسته گل می روند عروسی می گوید عروسیتان مبارك به من هم كمك كنید كلی به او پول می دهند یك گدا بی سلیقه است می رود دم اداره طلاق زن و شوهر دارند به هم فحش می دهند این هم می گوید به من كمك كنید می گویند برو گم شو بابا یعنی در اینكه كجا بایستیم گدایی كنیم باید دوره ببینیم گدایی دوره می خواهد.
مهر نماز كه سر روی آن می گذاریم مدیریت می خواهد یك آقایی مهر كه می خرید مهر چهار گرد می خرید می گفتیم چرا اینرا می خری می گفت یكبار سرم را از سجده برداشتم مهر به سرم چسپید مهر افتاد صر صر خورد و رفت من پیش نماز بودم مهر نداشتم مانده بودم چه خاكی به سرم كنم از این به بعد تصمیم گرفتم كه مهرم چهار گوش باشد ما باید فكر كنیم در همه كارهای ریز و درشت. . . چه رشته ای درس بخوانیم با كی رفیق بشویم با این رفیق بشویم آینده اش چی می شود؟ شهرداری وام ازدواج می دهد خیلی خوب یك سی دی هم بدهد راجع به ازدواج ولی نگاه می كنیم شهرداری به چهل هزار جوان وام داده است اما این جوان حالا پول گرفته چگونه زندگی كنیم این پول كمك می كند دستت درد نكند اما یك فیلم هم به او بدهید دفتر عقد روحانی یا غیر روحانی ثبت می كند دفتر می دهد یك نوار یا یك كتاب بدهد ایین همسرداری شما كه دهها هزار تومان برای ثبت عقد پول گرفتی یك كتاب پانصد تومانی را. . . دفتر عقد باید تصمیم بگیرد دفتر عقد مال كدام سازمان است؟ مال وزارت دادگستری است، واقعاً قوه قضاییه حضرت عباسی این به ذهن اش نیامده این همه قاضی داریم اینرا به ذهن شان نیامده به هر دفتر ازدواج بگویند خاطرات تلخ مهرهای سنگین را برای ما بنویسید هر دفتری چند تا خاطره دارد اینها را جمع كنیم خاطره كنیم نتیجه مهر سنگین می شود منتهی این آقایی كه دفتر عقد را باز می كند و آن رئیس اش و آن رئیس رئیس اش به ذهن شان نیامده است یعنی هنوز ظرفیت ها كشف نشده است ما باید ظرفیت ها را كشف كنیم قوه قضاییه چه می تواند بكند طلاقها را نمی شود تاب بدهیم كه هر كس كه می خواهد تاب بدهد دو سه دور. . . مثل اینهایی كه می خواهند جلوی ترافیك را بگیرند یك كمربندی خیابانها را یك طرفه می كنند كه خیابانها را تاب بدهند طلاقها را جوری تاب بدهیم كه اینها از طلاق دادن شاید هم اینها باشد اگر هست كه هست؟ . . . اگر هست كه چه بهتر. . . رضا شاه رفت بازدید از یك پادگانی در آشپزخانه را باز كرد و به سرباز گفت غذا چیه؟ گفت قربان آبگوشت است رضاخان رفت در دیگ را باز كرد گفت پسر اینكه پلو است گفت قربان چه بهتر! اگر هست كه قربان چه بهتر اگر نیست. . . خود دفاتر ازدواج خیلی خاطره دارند من غصه می خورم از صداوسیما گاهی یك فیلم هایی می سازند می خواهند مردم را بخندانند نمی دانند چه كنند از طرفی اینقدر خاطرات هست كه آدم از
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 8
خنده غش می كند ولی این خاطرات در كتابها دفن شده است و تلویزیون هم می خواهد مردم را بخنداند نمی داند چه كند ما باید ظرفیت سازی كنیم سالن ها گل ها ظروف دفاتر سی دی ها فیلم ها صندوق ها دلالی ها هنوز به كار نزده ایم یك بسیج می خواهد. خدایا تو را به حق محمد و آل محمد به ما تصمیم بگیر آنچه ظرفیت داریم. . . چون یكی از اسم های قیامت یوم الحسره است یعنی می گوید آخ نشد من شب رفتم بخوابم اما چرا وضو نگرفتم من چادر خریدم اما چرا عید نوروز خریدم تولد حضرت زهرا روز زن و روز مادر می خریدم من صدقه دادم چرا برای سلامتی خودم برای سلامتی همه مسلمانها من كه می خواستم گوسفند بكشم می رفتم محله فقرا می كشتم من كه از این محله می خواستم عبور كنم خوب از در خانه عمه رد می شدم كه سلامی و صله رحمی هم بكنم من كه شیرجه رفتم خوب قصد غسل جمعه هم می كردم من كه برای دخترم گوشواره خریدم می گفتم اگر نمازت درست شد برایت می خرم اینقدر ما می توانیم كار كنیم منتهی ننشسته ایم فكر كنیم. مدیریت روی همه جا شده است ولی روی خودمان و روی عمرمان هنوز ننشسته ایم كه مدیریت خودمان را كامل كنیم.
خدایا تو را به حق محمد و آل محمد به ما توفیق بده آنچه ظرفیت داریم كشف كنیم استخراج كنیم ذوب كنیم قطعه سازی كنیم و مونتاژ كنیم این ماشینی كه سوار می شوید پنج تا كار روی آن انجام شده است كشف شده است معدن آن استخراج شده است ذوب شده است قطعه سازی شده و مونتاژ شده است ما هم باید برای استعدادهایمان همین كار را بكنیم. خدایا مشكلات ما را با امداد الهی و با تعقل با همدلی با علم و تخصص با صفا و صمیمیت همه مشكلات جامعه ما را حل بفرما.
«والسلام علیكم و رحمه ی الله و بركاته»
کليه حقوق برای مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن محفوظ است