ازدواج (9)

بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
در محضر مبارك مادرانی هستیم كه. . . و معلمات و دبیرانی هستیم كه در مجتمع فرهنگی حضرت عبدالعظیم در شهر ری از امكانات این امامزاده عزیز حضرت عبدالعظیم، حدیث داریم اگر كسی زیارت كند حضرت عبدالعظیم را در شهر ری انگار امام حسین (ع) را در كربلا زیارت كرده اند. بخشی از دین ما از طریق روایات حضرت عبدالعظیم به ما رسیده است و این عزیز موقوفاتی دارد و تولیتی و امكاناتی كه مجتمعی دارد كه بچه ها قبل از دبستان، دبستان و راهنمایی و دبیرستان و بحمدالله خوب كار می كنند ما مهمان شما هستیم و از زحماتتان تشكر می كنیم.
تربیت یك انسان خیلی از مهندسی مهم تر است چون مهندس ساختمان و ماشین می سازد اما معلم آدم می سازد سالن سالن نمی سازد اما آدم آدم می سازد بخصوص تربیت یك دختر مساوی است با تربیت چند تا پسر من شغل معلمی را تبریك می گویم و سلام و درود می فرستم بر اولیاء خدا و بر حضرت عبدالعظیم و بر كسانی كه اموالی را وقف حضرت كرده اند كه الآن نتیجه آن وقف ها این است كه صدها و هزارها نسل در بركت، در اثر موقوفات آنها دارد اداره می شود این خودش درسی است برای افرادی كه پول دارند مزرعه دارند پاساژ دارند بیایند وقف كنند كه پنجاه سال دیگر كه ما نیستیم سی سال بیست سال دیگر ما نیستیم شاید فردا نباشیم یك زمانی از امكانات ما استفاده بشود. من یك خانه ای دارم قم قدیمی است خشتی است ولی خوب جای خوبی است اینرا مدرسه اش كرده ایم برای تخصصی مهدویت صد و بیست تا طلبه فاضل دارند توی آن درس می خوانند توی اتاقهایش دو طبقه است و حوزه علمیه هم آمد اینها را از نظر علمی بالا برد لیسانس و فوق لیسانس و دكترا از نظر علمی مایه دار هستند صد و بیست طلبه فاضل توی آن درس می خوانند بعضی وقتها هم دانشجوهایی كه می آیند جمكران جا نیست می آیند آنجا می خوابند من می روم می بینم جمعیتی آنجا هستند گریه ام می گیرد كه خدایا به یك خانه سیصد متری خشتی بركت دادی كه صد و بیست تا طلبه توی آن درس بخوانند و شبها هم كه درس نیست دانشجوها توی آن بخوابند كه می خواهند بروند جمكران جا ندارند لذت می برم نمی دانید چقدر كیف دارد وقف هم نكرده ام ملك خودم است فكر نكنید آدم سخاوتمندی هستم آخوند كه چیزی به كسی نمی دهد ولی همین مقداری كه من آمدم تهران این خانه را در اختیار كسی گذاشتیم این لذت می برم آدم نگاه كند عجب آدم چهار تا دختر را عروس كرد چهار تا خوش استعدادی را كه پول نداشتند به دانشگاه فرستاد.
من مرجعی را سراغ دارم كه جوان طلبه خوش استعدادی بود یك تاجری به او گفت تو استعدادت خوب است برو حوزه های بزرگ درس بخوان من هم خرجی تو را می دهم چند سالی خرج او را داد الآن یكی از مراجع تقلید است گاهی وقتها تاجر هم می فهمد كه چه كند من نیازی به كتاب ندارم الآن كتابخانه ام پنج شش هزار كتاب دارد نیازی به كتاب ندارم یعنی اگر كتاب هم بدهید وقت مطالعه ندارم از من گذشت چون بیست و شش سال است كه توی تلویزیون
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 2
هستم چند هزار تا كتاب دارم حالا كتاب مفت هم به من بدهید نمی رسم مطالعه كنم فقط تفسیر مطالعه می كنم گاهی هم روایت اماای كاش یك تاجری بود در این بیست و شش سال می گفت آقای قرائتی تو كه توی تلویزیون داری حدیث می خوانی چندین میلیون حدیث ات را گوش می دهند چه كتابی مطالعه می كنی من می خواهم آن كتاب را برایت بخرم این را می گویند تاجر زرنگ و البته از این تاجرها پیدا می شوند كه بیایند بگویند این شیخ. . . این جاده مثلاً چالوس در تابستانها دقیقه ای سی تا ماشین رد می شود من بیایم یك مسجد بسازم بالاخره بعضی از اینها می خواهند نماز بخوانند اینهایی كه مسجد توی جاده ها ساختند اینهایی كه خوابگاه و مدرسه ساختند بیایید تا پول دارید یك كاری بكنید چند قرن پیش زمینی را وقف حضرت عبدالعظیم كردند امروز چقدر شاگرد دارد؟ هشتصد تا بچه دارند درس می خوانند چرا؟ برای اینكه چند سال پیش یك كسی مزرعه ای را وقف كرده است اگر پول دارید وقف كنید خوب برویم سراغ بحث خودمان.
1- ملاك های متفاوتِ انتخاب همسر
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم» موضوع بحث مان بحث ازدواج بود و انتخاب همسر، از پیغمبر یك حدیثی بخوانیم، فرمود زن را روی چهار جهت می گیرند «تنكح المرء علی اربع خصال» [ «نَهَی أَنْ یَنْكِحَ الرَّجُلُ المَرْأَه یَ لِمَالِهَا أَوْ لِجَمَالِهَا» (مستدرك/ج /14ص 175)] اینهایی كه سراغ دختر مردم می روند به چهار دلیل «مالها، دینها، جمالها، حسبها و نسبها» یا خیلی باباش پولدار است یا خیلی مكتبی است ارزشی است یا خیلی خوشگل است یا فامیلش پسرعمویش پسرخاله اش باباش فامیلش حسب و نسب او هستند خانواده اصل و نسب داری هستند پیغمبر فرمود: «فَعَلَیْكَ بِذَاتِ الدِّین» محور تو دین باشد یعنی حرف اول را فكر و اعتقادات بزند نه اینكه بقیه بد باشد بالاخره مال و زیبایی هم بی اثر نیست اما حرف اول را دین بزند.
شخصی با امام حسن (ع) مشورت كرد كه من می خواهم زن بگیرم، فرمود كه. . . مشورت كرد مثلاً دخترم را به فلانی بدهم یا نه فرمود كه «زوجها من رجل تقی» به داماد با تقوا بدهید «فإنه إن أحبها أكرمها» اگر این داماد با تقوا دخترت را دوستش داشت كه خوب زندگی خیلی شیرین است «و إن أبغضها لم یظل مها » (مكارم الاخلاق/ص 204)اگر داماد با تقوا از دختر تو بدش هم آمد چون تقوا دارد لااقل به دخترت ظلم نمی كند یا احترام می كند یا لااقل ظلم نمی كند پس زنده باد دین.
امام صادق (ع) فرمود: «فَأَمَّا شُؤْمُ الْمَرْأَه یِ» بدی زن «فَكَثْرَه یُ مَهْرِهَا وَ عُقُوقُ زَوْجِهَا» (بحارالانوار/ج /61ص 198)مهرش سنگین باشد و شوهرش هم او را عاق كند عاق والدین داریم عاوق زوج هم داریم. امام رضا (ع) فرمود «ایاك ان تزوج شارب الخمر فان زوجته فكانما قدت الی الزنی» دخترت را به شارب خمر نده كسی كه اهل مشروبات الكلی است دخترت را به او نده اگر دخترت را دادی او را راهنمایی كرده ای به
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 3
زنا یعنی شارب الخمر مسیری است كه خدایی ناكره به زنا هم كشیده بشود البته نمی خواهیم بگوییم هر كس شراب می خورد زنا می كند این تهمت را نمی توانیم بزنیم.
2- ماجرای خواستگاری معاویه از نوه جعفر طیّار
راجع به داماد یك قصه هست كه بگویم، عبدالله بن جعفر پسر جعفر طیار برادر حضرت علی (ع) جعفر طیار اولین سخنگوی اسلام در آفریقا بود كه آیات سوره مریم را برای نجاشی خواند دو تا دستش قطع شد مثل حضرت ابوالفضل كه در كربلا دو تا دستش قطع شد خیلی آبرو دارد نماز جعفر طیار خیلی دعا را مستجاب می كند گاهی می پرسند كه چه كنیم دعایمان مستجاب بشود نماز جعفر طیار خیلی كلیدی است این جعفر طیار یك پسر و دختر زیبایی داشت معاویه خواستگاری كرد برای یزید گفت اگر دخترت را به من بدهی من چند تا كار می كنم، یعنی معاویه نوه جعفر طیار را می خواست برای یزید خواستگاری كند، دختر هم خوشگل بود گفت اگر دخترت را بدهی سه تا كار می كنم اول اینكه اختیار مهریه با شماست هر چی می خواهی مهر كن دوم ما اگر این دختر را بدهی بین بنی امیه و بنی هاشم رفاقت برقرار می شود روابط سیاسی مان هم حل است سوم فكر نكن دختر تو زیباست خیلی می خواهند با پسر من ازدواج كنند خیلی ها می خواهند زن او بشوند پسر من هم مرغوب است عبدالله گفت كه اختیار ما با امام است حالا اینجا امام حسن (ع) را داریم امام حسین (ع) را هم داریم من نمی دانم كدامها است اختیار با امام است مروان آمد برای دلالی رفت نزد امام و گفت من از طرف معاویه آمده ام دختر شما را برای یزید خواستگاری كنم حضرت فرمود كه اما اینكه می گویی اختیار مهر با شما باشد ما بنی هاشم دخترهایمان را نمی فروشیم مهر زیاد یعنی دختر فروشی مهر زیاد یعنی گروگان گیری اگر داماد خوب است چرا اینقدر مهر می گیری اگر داماد بد است فكر نكن با مهریه می توانی داماد را قلاب كنی اشتباه می كنند آنهایی كه می گویند مهر سنگین بگیر تا دامادت مجبور بشود با دخترت بسازد این فكر غلطی است من نمی دانم كی این فكر را القاء كرده است گاهی فكرهای غلط همچین جمع می شود كه ما هر كاری می كنیم. . .
می گفت یك آدم دیوانه سنگی انداخته بود توی چاه چهل تا عاقل نمی توانند آنرا در بیاورند یك كسی عطسه می كند می گویند صبر كن من تا حالا چند بار گفته ام بسم الله الرحمن الرحیم عطسه كردی صبر نكنید حتی حدیث داریم عطسه كردی عجله كن حالا گاهی هم تصادفاً چیزهایی پیش می آید این. . . حالا. . . مروان آمده دلالی دختر عبدالله برای یزید سه شرط داشت دوم گفت آقا با هم رفیق می شویم این هم رفاقت ما خیالی بیش نیست چون هدف شما سعادت است هدف ما حكومت است یك روز رفت بالای منبر گفت می خواهید نماز بخوانید بخوانید می خواهید هم نماز نخوانید نخوانید من می خواهم حكومت كنم كاری به نماز شما ندارم یكبار معاویه. . . این كلمه از دهان معاویه بیرون آمد گفت: «دَفْناً دَفْناً» یعنی اینقدر تلاش خواهم كرد كه این اشهد ان محمداً رسول الله را دفن كنم یعنی دیگر كسی نامی از محمد نبرد «دَفْناً دَفْناً» گفت ناراحت هستم كه چرا اسلام هست معاویه دین نداشت بخشنامه كرد كه در خطبه ها لعنت كنید به امیرالمؤمنین دهها سال خطیب های جمعه لعنت می كردند به امیرالمؤمنین ما رفاقت مان با یك دختر و با یك ازدواج این. . . توی ایران هم الآن هستند می گویند ما می توانیم تسلیم آمریكا بشویم این كار را بكنیم اینجا تسلیم بشویم
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 4
كشورهایی كه با آمریكا رفیق هستند آمریكا سواره است یا پیاده؟ هر كجا یك خورده دولا شویم سوار می شود هر چی بیشتر دولا شویم بیشتر سوار می شود امام حسین (ع) فرمود زیر سم اسب بروید اما زیر بار زور نروید سر به نی بده اما این سر را پهلوی ناكس خم نكن عاشورا بخاطر این زنده است. و اما اینكه گفتی كسانی هستند زن پسر من بشوند دختر من را برای چی می خواهند دختر شما را برای چی می خواهند؟ آنهایی كه سراغ دختر من می آیند برای كمالاتش می آیند آنهایی كه برای پسر تو می آیند برای حكومت می آیند بله هر دو خواستگار دارند اما خواستگار او برای چی است و خواستگار این برای چی است.
3- وصیّت، وقف و زكات برای كمك به ازدواج
مسأله ازدواج را باید كمك كرد من اینجا اشاره كنم به مسأله ثلث، انسان وقتی می خواهد بمیرد یك سوم مالش در اختیار خودش است كه می تواند وصیت كند مثلاً اگر نود میلیون دارد می تواند سی میلیون آنرا در فلان راه و فلان راه خرج كند این خوب است آدم تا وقتی زنده است از ثلث مالش برای ازدواج فقرا كمك كند بگوید آقا من ثلث مالم را ده تا دختر بیست تا دختر جهازیه می دهم. پنج تا اشتغال بوجود بیاورم از ثلث می شود استفاده كرد. از زكات می شود استفاده كرد زكات كشور ایران خیلی زیاد است. دهها میلیارد تومان فقط زكات گندم است از زكات می شود. . . البته یكی از مصارف آن. . . سهم امام اختیارش با مرجع است ممكن است آدم برود توی مرجع بگوید آقا اینقدر سهم من است توی فامیل هم فقیر هست شما اجازه می دهی دخترهای فامیل را جهاز بدهم؟ اگر مراجع اجازه بدهند ممكن است.
تیم های ورزشی گاهی از این مردانگی ها را می كنند ورزشكارها مرد هم هستند یكی مردانگی كمالات چیز دارند. . . گاهی مثلاً می گویند درآمد این مسابقه مال زلزله مال سیل از این لوتی گریها را دارند اینها سالی یك ورزش درآمدش مال ازدواج است همان ورزشكارها خودشان خیلی از آنها ازدواج نكرده اند خیلی ها متاهل نیستند یا خواهری یا برادری به هر حال می شود این كار را كرد ما باید كاری كنیم كه ازدواج آسان بشود وقف كنیم برای ازدواج الآن قانونی برده اند مجلس كه هر كس كه می خواهد برود عمره یا حج حالا اولش نه، كسانی كه دفعه چندم دارند می روند مكه یك پولی هم برای ده بیست تومان هم برای ازدواج یك جوان بدهند حالا من نمی دانم چرا مكه، همه سفرها اینطور باشد هر سفری باشد اصلاً به جایی. . . بگویند یك درهزار خوب این آقایی كه می خواهد برود مشهد سی تومان می دهد یك در هزار آن می شود چقدر؟ می شود سی تومان یعنی فقط باید تصمیم بگیریم تصمیم بگیریم كه این طناب را پاره كنیم یك خورده هم تصمیم بگیریم كه كم خرج كنیم می شود افراد خیری پنجاه تا پیراهن عروس بگیرند هر كس عروس می شود یك پیراهن عروس بگیرد برگرداند منتهی گروگان شما پنجاه هزار تومان بده پیراهن عروس را ببر مراسم كه تمام شد بیاور پس بده پنجاه تومان را بگیر یعنی برای دو ساعت داماد را گیر پول نیندازیم یك افرادی مثلاً فرض كنید چهار تا خیر پول آرایشگاه راه بیندازند ده تا بیست تا خانمی كه آرایشگر هستند توی یك سالن باشند دخترهایی كه می خواهند عروس بشوند بیایند اینجا و آرایش كنند شهرداری گل اش را مجانی بدهد تالار آن مجانی بشود یك كارهای این رقمی می شود كرد آنهایی كه دفتر عقد و ازدواج دارند آن رئیس آنها در تهران می تواند یك كتاب ایین همسرداری با یك نوار
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 5
حالا یا نوار ویدئویی یا نوار كاست، ما چیزی كه از آن غافل هستیم دنیای نوار است من در این دو سال اخیر به این فكر افتادم كه ما از نوار خیلی كارها می توانیم بكنیم به شهرداری شیراز گفتند شما كه عید صدها هزار مسافر دارید لب دروازه شیراز یك نوار كاست بدهید توی ماشین اش هست آنجا فرصت مطالعه كه ندارند ولی نوار را می توانند گوش بدهند اول تا شعر از حافظ یا سعدی و شاهچراغ یك مسأله بهداشتی یك مسأله اخلاقی نماز مسافر چه جور باشد راهنمایهایی كه دارید همه تذكراتتان را توی این نوار بگویید یك شیراز شناسی را توی این نوار بگذارید و همه شهرها می توانند این كار را بكنند قم هم می تواند این كار را بكند من غصه می خورم گاهی از آنطرف دنیا یك آدامس می فرستند كه ما بخوریم یا بچه مان بخورد تا آدامس را باز می كنی توی این كاغذ دو سانت در سه سانت عكس یك لختی فرستاده اند یعنی لای شكلات بچه ها عكس برای ما می فرستند آنوقت ما دیوارهای بزرگی داریم كه یك كلمه پشت آن نمی نویسیم یك كلمه پشت آن بنویسیم آنها از پوست پرتغال مربا درست می كنند ما صندوق پرتغال می گیریم می اندازیم توی رودخانه دنیای. . . در دین هم ضعیف هستیم كتاب انجیل به دو هزار زبان ترجمه شده است قرآن ما شاید به چهل و دو سه تا ترجمه شده باشد ما در ترجمه قرآن. . .
4- تأكید قرآن بر پاكی و نیكی همسر
با كی ازدواج كنیم قرآن در بحث ازدواج تعریف زنها را می كند می گوید «فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِلْغَیْبِ» (نساء/34)زنانی خوب هستند كه صالحه باشند. من امشب نگاهی كردم كه صالحه یعنی چه بیش از شصت بار قرآن كلمه صالحه آورده است یعنی كسی كه كارهایش شایسته باشند قرآن معمولاً در كنار «صَّالِحَاتُ» ، «آمنوا» آورده است یك نگاهی كردم دیدم ازدواج روی صلاحیت خیلی حرف می زند مثلاً می گوید «وَأَنكِحُوا الْأَیَامَی مِنْكُمْ وَالصَّالِحِینَ» (نور/32)به بی همسرها همسر بدهید منتهی به بی همسرهایی كه صلاحیت داشته باشند حالا یا صلاحیت جسمی و جنسی و شاید هم معنای بهترش این باشد كه صلاحیت مكتبی. آسان گرفتن ازدواج كار صالح است اینرا اشاره كردم یكبار دیگر تكرار می كنم حضرت شعیب می خواست دخترش را به موسی بدهد گفت من دخترم را به تو می دهم و خیلی هم آسان می گیرم «وَمَا أُرِیدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَیْكَ» (قصص/27)نمی خواهم به تو سخت بگیریم «سَتَجِدُنِی إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنْ الصَّالِحِینَ» (قصص/27)ان شاء الله خواهی دید كه من پدر زن صالحی هستم یعنی به دامادم سخت نمی گیرم.
5- صالح بودن و صالح ماندن تا پایان عمر
اولاد صالح خوب است در دعا داریم «رَبِّ هَبْ لی مِنَ الصَّالِحینَ» (صافات/100)خدایا اولاد صالح به من بده صالح بودن صفتی است كه قرآن به انبیاء می دهد مثلاً می گوید «كُلٌّ مِنْ الصَّالِحِینَ» (انعام/85)همه انبیاء صالح بودند صالح بودن كافی نیست صالح ماندن هم كافی است بعد هم می گوید «وَأَلْحِقْنِی بِالصَّالِحِینَ» (یوسف/101)
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 6
چون بعضی ها انقلابی ها بوده اند اما انقلابی نمی مانند انقلابی بودن مهم نیست انقلابی ماندن مهم است بعضی ها تا یك مرحله می آیند بعد می ایستند می گویند دیگر اینجا نیستیم.
زن خوب اسلام دارد ایمان دارد تواضع دارد لغزشی كرد توبه می كند اهل عبادت است. زن صالح این است كه عملش صالح باشد آیاتی در قرآن داریم كه «إِلَّا الَّذِینَ تَابُوا وَأَصْلَحُوا» (بقره/160)صرف اینكه برود قم مشهد جمكران عمره سوریه دو لیتر هم گریه می كند كه گناه كردم اما دست از كارش برنمی دارد می گوید توبه كنارش هم اصلاح. اصلاح كار خدایی است خدا می فرماید «یُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَالَكُمْ» (احزاب/71)به مردم گفته است كه اصلاح كار انبیاست موسی به هارون گفت «اخْلُفْنِی فِی قَوْمِی وَأَصْلِحْ» ( اعراف/142)یصلح كار خداست اصلح كار پیغمبر است. با كی ازدواج كنیم؟ زن صالحه، دیگر كی؟ صلاحیت اگر باشد. . . قرآن راجع به كسانیكه عمل صالح انجام می دهند تعبیراتی دارد كه خیلی زیاد است من دو سه تا را در نیم دقیقه برایتان می گویم قرآن می فرماید اگر كسی اهل انجام عمل صالح بود «أُوْلَئِكَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّه یِ» (بینه/7)این مال كسی است كه عمل اش صالح باشد كه مراد از این آیه امیرالمومین (ع) است كه فرد اكمل است.
6- تاثیر صالح بودن والدین در زندگی فرزند
آدم صالح خوش عاقبت است «أَجْرٌ غَیْرُ مَمْنُونٍ» (فصلت/8)اجر او قطع نمی شود یعنی اجر همیشگی دارد اینها اجرهایی است كه برای آدم صالح آمده است.
گاهی اگر پدر و مادر صالح باشند بچه هایشان هم خیر می بینند موسی و خضر (ع) دو تا پیغمبر بودند گرسنه بودند وارد قبیله ای شدند به مردم گفتند به ما نان بدهید هیچ كس به آنها نان نداد حالا نمی دانم شناختند ندادند یا نشناختند و ندادند دو تا پیغمبر گرسنه توی این روستا داشتند می رفتند دیوار خرابه ای بود گفت یاالله این دیوار را می خواهیم بسازیم موسی گفت آقا این روستایی ها یك تكه نان به ما ندادند كه بخوریم حالا عملگی مفت؟ به ما ابلاغ نشده است شرح وظائف ما نیست تامین اعتبار نشده است آیه تامین اعتبار داریم آدمهایی كه نمی خواهند كار كنند می گویند تامین اعتبار موسی نمی خواست كار كند گفت تامین اعتبار نشده است «لَوْ شِئْتَ لَاتَّخَذْتَ عَلَیْهِ أَجْرًا» (كهف/77)اگر می خواهی كار كنی یك اجری هم می گرفتی پول می گرفتیم عملگی مفت؟ این هم برای كسی كه به ما نان نداد دیدن من نیامده من دخترم عروس شد برایش پاتختی نیاورد من هم برایش نمی برم او به من سلام نكرد من هم سلام نمی كنم این انتقام می كشد معامله می كند بعضی ها خیلی معامله می كنند اما حاضر نیستند یك قدم با خدا معامله كنند چقدر اینها «خَابَ الْوَافِدُونَ عَلَی غَیْرِكَ» (بحارالانوار/ج /95ص 389)باختند آنهایی كه با مردم معامله كردند چون برایم آورده برایش می برم چون سلام كرد چون دسته گل آورد چون دعوتم كرد همه اش با مردم معامله می كند یك كار هم برای خدا انجام بده این كی بود سلام كردی؟ آقا نمی دانم یك سلام هم برای خدا بكن سلام علیكم این كی بود استادم بود سلام علیكم این كی بود؟ تاجر است سلام علیكم این كی است مدیر كل است دو هزار تا سلام می كند یكی اش بوی
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 7
خدا نمی دهد یك سلام هم در عمرمان بكنیم به آدمی كه. . . افطاری می دهیم اینكه. . . آنرا رفته ام خورده ام برادر خانمم است شوهر خواهرم است هر جا رفته ایم خورده ایم خورده ها را پس می دهیم یك مرتبه به یكی از این كارمندهای شهرداری كه پشت كوچه را تمیز می كند بگوییم آقا جان شما هم بیا افطاری كن یا دعوت نمی كنیم یا اگر آمد می گوییم برو پشت سماور چای را دم كن یعنی اگر هم او را بیاوریم برای كار می آوریم آنجا هم برای كار از مهمان كار كشیدن نامردی است.
امام رضا (ع) مهمان داشت فتیله چراغ یك خورده بالا و پایین رفت مهمان دستش را دراز كرد كه فتیله را درست كند امام دستش را كشید و فرمود من خودم چراغ را درست می كنم گفت آقا زحمتی نیست فرمود اگر آدم از مهمانش كار بكشد نامرد است ما گاهی وقتها دو فقیر هم دعوت می كنیم برای اینكه ظرفها را بشورند برای حمالی، موسی و خضر وارد روستا شدند گرسنه بودند نان خواستند كسی به اینها نان نداد دیوار خرابه ای را دیدند خضر گفت بیا عملگی مفت موسی عصبانی شد گفت تامین اعتبار نشده است. قرآن در قصه موسی و خضر می گوید جفت جفت بودند «رَكِبَا» (كهف/71)به اینجا كه رسیدند نمی گوید: «فاقاما» دو تایی بنایی كردند می گوید «فَأَقَامَهُ» (كهف/77)یعنی موسی كنار ایستاد و گفت تامین اعتبار نشده است و به من ابلاغ نشده است. حضرت خضر تنهایی شروع كرد آخرش گفت آقاجان چرا این كار را كردی؟ گفت آقا جان زیر این دیوار یك گنج بود مال یك آدم صالحی بود از دنیا رفته و پولی زیر این دیوار برای بچه هایش گذاشته است آن پدر خوب است نگرانیم این دیوار خراب شود پول لو برود مردم بردارند ما روی دیوار را می سازیم بچه ها بزرگ می شوند نامه پدر را می خوانند می فهمند كدام دیوار زیرش پول است پول را بر می دارند «وَكَانَ أَبُوهُمَا صَالِحًا» (كهف/82)اگر پدر و مادری خوب بودند خداوند دو تا پیغمبر را به عملگی وادار می كند برای اینكه یك چیزی به بچه ها برسد تو نیكی كن و در دجله انداز خودم شیرجه می روم و درش می آورم نگو آقا مگر من نوكرم یك لیوان آب خنك بده دست كسی با خدا معامله كن بگو مال خداست كاری نداشته باش كسی تشكر بكند یا نكند تو یك عمل صالحی انجام بده بعد می بینی كه نسل تو خیر می بینند توسط پیغمبرها عملگی مفت می شود برای اینكه بچه ات خیر ببیند برای اینكه تو آدم خوبی هستی. زن صالحه این است كه فكرش سالم باشد زبانش صالح باشد من اینجا اسم نمی برم غیبت می شود من به این نگاه نمی كنم بد است او به من فحش داد من انتقام نمی گیرم بركت صالح بودن به نسل هم می رسد اصلاً خود نعمت ها بخاطر این است كه ما عمل صالح انجام می دهیم قرآن می گوید «یَا أَیُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنْ الطَّیِّبَاتِ وَاعْمَلُوا صَالِحًا» (مؤمنون/51)بخورید و عمل صالح انجام دهید یعنی مؤمن وقتی غذا می خورد نمی گوید بخوریم چون خوشمزه است می گوید بخوریم كه جان داشته باشیم آنوقت آن خوردن هم می شود عبادت. . .
عمل صالح از مرد باشد یا از زن، اگر آدم عملش صالح باشد رئیس اش خدا می شود یعنی مدبر كارش خدا می شود تولیت كار كسانی كه عمل صالح انجام می دهند را خدا بعهده گرفته است تو بنده خوبی باش من بلدم كه چكار كنم تو همه كارهایت را به من بسپار تو بنده من باش باقی كارهایت را به من محول كن.
برنامه درسهایی از قرآن سال 48 . ج1، ص: 8
بابا تو خمس بده، من یك مشت بچه دارم، بچه هایت را به خدا سپار فعلاً چون درآمد داری باید خمس بدهی بچه هایت را خدا كمك خواهد كرد نه من می خواهم. . . می ترسم خدا یادش برود می خواهم خودم. . . این خمس نمی دهد برای اینكه می ترسد خدا غافل بشود این بگوید من حواسم جمع بچه هایم است اما خدا حواسش جمع نیست یك خورده گیر داریم. متاسفانه این گیر توی تلویزیون هم هست یك كسی به من می گفت آقای قرائتی یك مدتی نیا توی تلویزیون گفتم چرا می گفت اگر یك مدت بیایی و یك مدت نیایی مردم می گویند كجاست آمد و رفت اگر هر شب بیایی مثل سی و سه پل اصفهان می شود دیگر برای شوفرهای اصفهان كیفی ندارد. گاهی باش گاهی نباش كه اگر تو را دیدند با شادی گوش بدهند گفتم اگر من مردم مرحوم مجلسی یقه من را گرفت گفت من دود چراغ خوردم صد جلد بحار نوشتم كلینی گفت. . . اگر علمای قدیم گفتند كه ما با زحمت نوشتیم رجایی ها گفتند كتك اش را ما خوردیم افرادی مثل محمد منتظری مثل بهشتی ها مطهری ها چه افرادی جان دادند مغزشان را دادند اینها همه نوشتند دادند به تو می گویی من توی تلویزیون نمی آیم تا وقتی آمدی بگویی ای آمدش! این شرك است كه من حدیث امام صادق (ع) را نخوانم كه وقتی آمدم مردم بگویندای آمدش! بعضی از دانشجوها می روند توی دانشگاه یا بعضی از سربازها توی پادگان نامه نمی نویسند تلفن هم نمی كنند برای اینكه وقتی رفتند توی شهرشان مادرش بگوید قربانت بروم یعنی برای اینكه مادرش قربانش برود مثل اسیرهایی كه آزاد شده اند مادرشان هیجان دارد برای اینكه یك موجی توی محله بیندازند لوس می شوند می گویند نرویم كه محبوب بشویم اینها دكان است. رفته بودم نجف درس بخوانم یك كسی گفت اگر آمده ای نجف درس بخوانی مدتی ایران نیا گفتم چرا؟ تابستان كه تعطیل است می روم كاشان پدر و مادرم را می بینم برمی گردم گفت اگر اینطور باشد دیگر آقای نجفی نمی شوی اگر می خواهی بنویسند «النجفی الكاشانی قمی القریشی. . . » اگر می خواهی چند تا لقب داشته باشی باید یك ضرب چند سال بمانی ولو پدر و مادرت دو لیتر گریه كنند اینها همه اش غیر خداست برای اینكه مردم بگویند كجاست. . . مادرش قربانش برود. . . آدم گاهی وقتها درسهایش را هم تعطیل می كند حضرت امام شنید یك نامردی كتاب نوشته علیه اسلام بنام كسروی فوری درسش را تعطیل كرد كشف اسرار. . . آدم باید درسش را تعطیل كند. اینكه زشت است درست نیست حیا حسابش جداست عمل صالح از مرد و زن. . . تو آدم صالحی باش خدا امورت را اصلاح می كند. رد شویم. زن خوب زنی است كه كارهایش صالح باشد فكرش كارهایش چشم اش مرد هم همینطور است قرآن عمل صالح را خیلی تاكید كرده است.
خدایا به همه بی همسرها همسر صالح مرحمت بفرما. گیر و گورهای ازدواج را خودت با دست خودت حل بفرما.
«والسلام علیكم و رحمه ی الله و بركاته»
کليه حقوق برای مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن محفوظ است