زیبایی های قیام عاشورا (3)

بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
بینندگان عزیز این بحث را بعد از تاسوعا و عاشورا می بینند یك سلام كوتاهی به امام حسین (ع) داشته باشیم بحث را ادامه می دهیم «السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَی الْأَرْوَاحِ الَّتِی حَلَّتْ بِفِنَائِكَ عَلَیْكَ مِنِّی سَلَامُ اللَّهِ أَبَداً مَا بَقِیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهَارُ وَ لَا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ زِیَارَتِكُمْ السَّلَامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَ عَلَی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ أَصْحَابِ الْحُسَیْنِ» (زیارت عاشورا)
در جلسه قبل كه یكی اول محرم بود و یكی هم هفتم محرم بود راجع به این بود كه زینب كبری كه به نمایندگان یزید سخن اش این بود «مَا رَأَیْتُ إِلَّا جَمِیلًا» (بحارالانوار/ج /45ص 115)من چیزی نمی بینم جز زیبایی هر چه می بینم زیبایی می بینم این یعنی چه؟ زیبایی هایی كه در لشگر امام حسین (ع) بود در مقابل زشتی ها و ننگ ها و جنایت هایی كه در لشگر یزید بود جنایت های یزید را می دانید به بچه آب نمی دهند دوازده هزار نامه می فرستند كه بیا، در تاریخ مهمانی، مهمانی كه دوازده هزار نامه دعوت داشته باشد جز امام حسین (ع) نیست در تاریخ مهمانی، مهمانی كه بین دو تا نهر آب تشنه شهید بشود نیست در تاریخ مهمانی كسی مهمان و بچه شیر خوارش را روی دستش بكشد روبروی چشم بابا در تاریخ مهمانی سابقه ندارد اصلاً چیزهای كربلا با هیچ چیز قابل قیاس نیست.
1- جوانمردی و غیرت در كربلا
زیبایی های كربلا تفسیر جمله ی «مَا رَأَیْتُ إِلَّا جَمِیلًا» چیزی ندیدم جز زیبایی. چهارده تا را گفتیم حالا، 15- جوانمردی و غیرت، این جمله معروف است كه شك كردند امام حسین (ع) هنوز زنده است یا شهید شد گفتند حمله كنید به خیمه ایشان دریای غیرت است اگر حتی یك نفس. . . یك سؤال ایدئولوژی، آخرین سخن امام چه بود؟ دفاع از ناموس، نهی از منكر، دفاع از مظلوم، بعد می گوید: «إِنْ لَمْ یَكُنْ لَكُمْ دِینٌ وَ كُنْتُمْ لَا تَخَافُونَ الْمَعَادَ فَكُونُوا أَحْرَاراً فِی دُنْیَاكُمْ» (بحارالانوار/ج /45ص 51)این خیلی مهم است یعنی اگر می خواهی امر به معروف و نهی از منكر كنی لازم نیست كه بگویی تو كه حزب اللهی هستی ممكن است حزب اللهی نباشد بگو انسان كه هستی، اگر دین ندارید بابا آزاد باشید، مسلمان نیستی ایرانی كه هستی خدا را دوست نداری خودت را كه دوست داری وطن را كه دوست داری یعنی برای جلوگیری از فساد لازم نیست كه از قلاب ایمان استفاده كنید از هر قلابی می توانید استفاده كنید مثلاً كسی فحش می دهد بگویی فحش حرام است می گوید برو بابا آقا شیخ حرام حرام در آورده ای، بگوییم آقا تو دانشمند هستی تو تحصیلكرده هستی این حرف قشنگ آدم تحصیلكرده نیست اگر می دانی كه كلمه ی تحصیل را مطرح كنی فحش نمی دهد اینجا نگو تو مگر مؤمن نیستی اینجا شرعاً حرام است از مدرك بگو، بگو تو كه فوق لیسانس هستی
برنامه درسهایی از قرآن سال 38 . ج1، ص: 2
فوق لیسانس كه نباید این حرف را بزند امام حسین (ع) به ما یاد داد جلوی فساد را بگیرید حتی اگر از اهرم دین استفاده نشد از هر چی شد استفاده كن. جامعه ی ما باید جامعه ی سالم باشد هر چی شد از راه دین و هر چی هم شد از راه علم هر چی شد از راه عقل و هر چی شد از راه عاطفه.
2- برخوردهای عاطفی و انسانی قرآن با مردم
قرآن گاهی وقتها برای اینكه پول مردم را در بیاورد یعنی به مردم بگوید كه كمك كن گاهی می گوید بابا جهنم پول نمی دهی «فَتُكْوَی بِهَا جِبَاهُهُمْ وَجُنُوبُهُمْ» (توبه/35)فلز داغ را داغ می كنند می گذارند به پیشانی ات و می گویند «هَذَا مَا كَنَزْتُمْ» (توبه/35)این همان پولهایی بود كه قایم كرده بودی گاهی افراد را از جهنم می ترساند.
گاهی افراد را تشویق می كند می گوید اگر پول بدهی مثل دانه ای است كه می كاری هفت تاخوشه می دهد و هر خوشه صد تا دانه می شود هفتصد گاهی می گوید بابا گیرم قیامت را قبول نداری تشویق هم نمی خواهد تو آدم كه هستی «یَتِیمًا ذَا مَقْرَبَه یٍ» (بلد/15)یتیم فامیل تو است «مِسْكِینًا ذَا مَتْرَبَه یٍ» (بلد/16)بابا روی خاك نشسته است تو دو تا قالی روی هم انداخته ای او روی خاك نشسته است تو چند تا چمدان لباس زیادی داری او دارد می لرزد بحث ایمان نیست یعنی خداوند برای اینكه به فقرا كمك كنیم حتی از مسائل روانی استفاده می كند می گوید از اینهایی كه زكات می گیری «وَصَلِّ عَلَیْهِمْ إِنَّ صَلَاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ» (توبه/103)وقتی پیغمبر به آنها دعا می كند دعای پیغمبر برای كسی كه پول داده و زكات داده است آرامبخش است اگر با تشكر تلفنی این شارژ می شود او را شارژ كن خلاصه باید كار خیر بشود.
از طریق دین شد چه بهتر اگر نشد از طریق علم. . . یكوقت می گوییم سیگار حرام است مثل اینكه بعضی از مراجع هم فرموده اند كسی كه سیگاری نیست با دود خودش را سیگاری می كند به بقیه ظلم می كنی به خودت ظلم می كنی هوا را آلوده می كنی كه چی؟ یكوقت می گویی آقا ما كاری به حلال و حرامی آن نداریم، این آهنگ حلال است؟ ما كاری به حلالی و حرامی آن نداریم من مخ ام را در اختیار این خواننده نمی گذارم چون مخ من حیف است اگر با مخ ام فكر كنم بهتر از این خواننده می توانم مسائل را درك كنم من یك دانشجو هستم من یك دبیرستانی هستم من بهتر می توانم فكر كنم چرا مخ ام را در اختیار این خواننده قرار دهم مگر همه حلالها را باید ما انجام بدهیم پس ببینید گاهی می گوییم آهنگ حرام است گاهی می گوییم تو حیف هستی گاهی می گوییم بده خدا به تو می دهد گاهی می گوییم بابا بده فامیل تو است روی خاك نشسته است از همه امكانات برای رشد خوبی ها ما باید استفاده كنیم. امام حسین (ع) فرمود شما حر باشید یعنی مرد باشد. . .
3- قیام امام حسین (ع) برای اصلاحات
مسأله اصلاح گری، ببینیم اصلاح گر كی است بعضی ها گفتند ما خواهان اصلاحات هستیم امام حسین (ع) فرمود من اصلاح طلب هستم، 16- طرفدار اصلاحات، فرمود «إِنَّمَا خَرَجْتُ» من از مدینه آمدم كربلا برای چی؟ «لِطَلَبِ
برنامه درسهایی از قرآن سال 38 . ج1، ص: 3
الْإِصْلَاحِ» من می خواستم اصلاح كنم برای طلب اصلاح، چی را می خواستی اصلاح كنی؟ «فِی أُمَّه یِ جَدِّی» (بحارالانوار/ج /44ص 329)اصلاحات. . . رهبر خط اصلاحات باید امام حسین. . . امام حسین چه كرد اگر خط ما به خط امام حسین (ع) می خورد ما هم طرفدار اصلاحات هستیم اما اگر كلمه ی اصلاحات را گفتیم اما كار دیگری كردیم این خودش یك نفاق است كه آدم بگوید بیا تو را ببوسم بعد گاز بگیرد بگوید بیا مهمانی بعد به او سم بدهد لفظ لفظ حسینی باشد عمل عمل. . . به قول مقام معظم رهبری فرمود اصلاحات آمریكایی یعنی اصلاحاتی كه آمریكا شاد بشود ما. . . من خیلی لذت می برم تا الآن كه خدمت شما نشسته ام در آستانه ی شصت سال هستم هنوز یك كلمه پیدا نكرده ام كه یك حرف نو داشته باشد هر كه هر حرف زیبایی دارد ما بهتر آنرا در قرآن داریم مثلاً سخن از سازندگی می شود سازندگی كار خوبی است اما قهرمان سازندگی ذوالقرنین است سدی ساخت كه چند قرن میخ توی آن فرو نرفت.
گفتگو با ملت ها با تمدن ها حرف خوبی است ولی باز هم قرآن پیشقدم است چون تمام «قالُوا» «قُل» ، «قالُوا» یعنی آنها گفتند: «قُل» یعنی تو هم بگو این گفتگوی تمدن هاست. هر كسی هر حرفی می زند رهبرش یا قرآن است یا اهل بیت، چرا از خودم بگویم امام رضا (ع) به دو نفر فرمود: «شَرِّقَا وَ غَرِّبَا فَلَا تَجِدَانِ عِلْماً صَحِیحاً إِلَّا شَیْئاً خَرَجَ مِنْ عِنْدِنَا أَهْلَ الْبَیْتِ» (كافی/ج /1ص 399)به شرق بروید یا به غرب بروید كسی حرف نو برای زدن ندارد جز اینكه ما قبل از او زده ایم امام رضا (ع) فرمود حرفی كه می زنم اگر تعجب می كنید شما از امام رضا هم تعجب نكنید به من بگویید كه این حرف نو را از كجا در آورده اید تا من بگویم این حرف نو از كدام آیه ی قرآن است یعنی هیچكس حرف نو ندارد جز اهل بیت و اهل بیت هم فرمودند حرف نو ما از قرآن است این خیلی جالب است.
17- استفاده از ابزار مشروع و قانونی، شخصی حرف هرزه ای به امام حسین (ع) زد، خدایا عذاب او را زیاد كن، یك جسارت كرد یكی از یاران امام سوخت نزدیك حضرت رفت و گفت آقا بزنم توی دهانش تیر اندازی كنم حضرت فرمود: بنشین و تیر اندازی نكن «لَا تَرْمِهِ فَإِنِّی أَكْرَهُ أَنْ أَبْدَأَهُمْ بِالْقِتَالِ» (مستدرك/ج /11ص 80)من نمی خواهم كه به من بگویند اولین تیر انداز حسینی ها هستند بگذارید اگر آنها تیر اندازی كردند ما جنبه ی دفاعی داشته باشیم نه جنبه ی تهاجمی.
18- بی رغبتی و زهد در دنیا، سادگی و زهد، توی جمهوری اسلامی اول انقلاب خیلی زندگی ها ساده بود روز به روز دارد تجملات اضافه می شود میزها مبل ها ماشین ها دكورها و اینها. . . (حتی فیلم های تلویزیون تمام خواستگاری ها و نامزدیها و عروس و دامادها در خانه های قشنگ و. . . ما توی همین جمهوری اسلامی كسی را داریم كه دو دور وزیر بود الآن هم از چهره های بسیار عزیز است پاسدارش می گفت ما یك شب دیدیم خانه ی ایشان بیش از قاعده مهمان آمد مثلاً مهمانی ایشان ده نفره و پنج نفره بود یك شب دیدیم ایشان سی و پنج تا مهمان داشت ولی ما نفهمیدم چیه؟ گفتیم آقای وزیر مثل اینكه امشب سر شما شلوغ بود گفت دخترم عروسی اش بود عقد دخترم بود گفتیم اِه! یعنی عقد دخترش
برنامه درسهایی از قرآن سال 38 . ج1، ص: 4
در حدی بود كه پاسدارهایش فهمیدند ایشان مهمانهایش بیشتر است ما این رقمی هم داشته ایم حالا آقا تالار بگیر چی بگیر حالا در حد معقول طوری نیست چشم و هم چشمی. . . ازدواج را برده به سمتی كه. . . حالا انشاء الله اگر من زنده باشم محرم و صفر تمام بشود من می خواهم چند ماه راجع به ازدواج آسان حرف بزنم حرفهای استاتید دانشگاه را گرفته ام حرفهای كتابها را گرفته ام خودم مطالعه كرده ام خیلی اطلاعات جمع كرده ام شاید یك. . . الآن ازدواج فقط شده مال بچه پولدارها فقرا دیگر آه می كشند اینكه ازدواج نشد ازدواج اسلام غیر از ازدواج ما است یعنی ما خیلی داریم منحرف می شویم. )
در زیارت نامه می خوانیم «كُنْتُ زَاهِداً فِی الدُّنْیَا» حسین جان! در دنیا زاهد بودی «وَ هِمَّتُكَ عَنْ زِینَتِهَا مَصْرُوفَه یٌ» همت تو از زینت دنیا منصرف شد البته آدم یك ذره یك ذره اینطور می شود مثلاً من فكر می كنم كه اگر با پیكان بروم این توهین به من است فكر می كنیم فكر می كنیم همه اش خیال است.
4- كسب آگاهی و اطلاعاتی سیاسی
19- یكی از زیبایی های كربلا جنگ یك جنگی بود كه. . . كسب اطلاعات، آگاهی به امور سیاسی و اطلاعاتی، این هم یكی از زیبایی های كربلا بود چون امام حسین (ع) به محمد حنفیه برادرش گفت تو كربلا نیا و مدینه باش «عَلَیْكَ أَنْ تُقِیمَ بِالْمَدِینَه یِ» لازم است تو در مدینه بمانی «فَتَكُونَ لِی عَیْناً لَا تُخْفِی عَنِّی شَیْئاً مِنْ أُمُورِهِم» (بحارالانوار/ج /44ص 329)تو چشم من باش وهیچی از امور مدینه از من مخفی. . . یعنی لحظه به لحظه كارهایم را. . . ما در اسلام سه رقم اطلاعاتی داریم اطلاعاتی داریم اطلاعات عمومی و مردمی اطلاعات با ابلاغ اطلاعات ویژه، اطلاعات عمومی، در نهج البلاغه داریم كه حضرت امیر (ع) به استاندارش می گوید: «بَلَغَنِی» یعنی به من گزارش داده اند كه تو همچین كاری كرده ای، «بَلَغَنِی» یعنی به قول آقای شهید رجایی اطلاعات سی و شش میلیونی، یعنی همه مردم اطلاعاتی باشند اگر یك خانمی دید كه شوهرش هروئین رد و بدل می كند این را اطلاع بدهد به مواد مخدر نگوید این شوهر من است نانش قطع می شود بابا تو می روی نان خودت را قطع كنی جوانهای مردم نابود می شوند همه ما باید نسبت به مسائل عمومی اطلاعات بدهیم به اهل آن.
دومی را بگویئم مأموریتی، كسانی كه از وزارت اطلاعات حقوق می گیرند از حراست از نمی دانم. . . از حفاظت اطلاعات، اصلاً پول می گیرد حقوق می گیرد این را می گوید: «وَ ابْعَثِ الْعُیُونَ» (نهج البلاغه/ص 433)یعنی یك چشم هایی را انتخاب كن كه بروند گزارش تهیه كنند یك اطلاعات ویژه داریم نهج البلاغه داریم «فَإِنَّ عَیْنِی بِالْمَغْرِب » (نهج البلاغه/ص 406)یعنی چشمی كه در مغرب دارم یعنی یك بازرش ویژه، عیون جمع عین است یعنی هم بازرس حقوق بگیر داریم هم بازرس ویژه داریم هم بازرس مردمی. یعنی معنای حزب اللهی این نیست كه آدم دستش را هم بگذارد و از هیچی خبر نداشته باشد باید انسان هم ریز مسائل را بداند و هم. . . (آخر ببینید مسافرهای زمینی تپه ها واینها را می بینند مسافرهای هوایی توی هواپیما قله ها را می بینند دیگر از این جاده های فرعی غافل هستند
برنامه درسهایی از قرآن سال 38 . ج1، ص: 5
آن كسی كه می خواهد عمیق باشد باید هم راههای فرعی و ریز را بلد باشد هم قله های. . . یعنی باید هم توجه به مسائل داخلی و خارجی داشته باشد. لذا داریم اگر مجرمی در یك كشوری جنایت كرد فرض كنید یك مسلمانی در اتریش جنایت كرد می فرماید كه در اتریش به او شلاق نزنید برای اینكه مردم نگاه می كنند می گویند این مسلمان یك كاری كرده چون آبروی كشور اسلامی می ریزد این را ببرید توی كشور اسلامی بزنید دستش را قطع بكنید اما بگذارید آبرویمان پیش بیگانه ها نرود دست دزد را باید قطع كرد حتی می گوید: «وَلْیَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَه یٌ مِنْ الْمُؤْمِنِینَ» (نور/2)در مواردی هم باید كه روبروی مردم شلاق زد ولی خودیها بفهمند بهتر از این است كه بیگانه ها بفهمند ولی من نمی دانم این افرادی كه مختصر چیزی را روی اینترنت می گذارند و به همه دنیا پاس می دهند آقا ما رفتیم دارو گیرمان نیامد ما رفتیم تخم مرغ گران شده تا یك مسأله جزئی هست تنها وقتی كه با این. . . آخر اینرنت یعنی دیوارها را برداشته اند همه خانه ها به هم سوارخ شده همه دنیا به هم سوراخ شده است هر كس هر چی دارد می تواند به همه بگوید خیلی خوب تكنولوژی است و ما هم استفاده می كنیم بنده هم خودم اینترنت دارم یعنی سایت دارم ولی استفاده از تكنولوژی یك مسأله است آبروی نظام را ریختن یك مسأله ای دیگر است انسان حق ندارد آبروی خودش را بریزد حدیث داریم شما حق نداری كه بگویی من بدبخت و ضعیف حالا با خدا مناجات می كنی بگو المسكین الفقیر الحقیر اما آقا می دانی چی شد ما دیشب گوشت مان سوخت چرا می گویی؟ سوخت كه سوخت چون خانم تا به شما نگاه می كرد فكر كرد كه یك خانم حسابی هستی حالا فهمید كه یك خانمی هستی گوشت را می سوزانی یعنی خودت خودت را. . . یعنی حدیث داریم خدا اجازه نمی دهد كه مؤمن خودش آبروی خودش را بریزد آنوقت شما اجازه می دهی كه آبروی نظام را بریزی بخاطر اینكه. . . عیب كه داریم)
5- شیوه برخورد ما با مشكلات نظام
ممكن است كه نظام ما مشكلاتی داشته باشد مسؤولین آن ممكن است مشكلات داشته باشند عادی اش ممكن است مشكلات داشته باشند ولی نقل مشكلات به دیگران درست نیست ما داریم كه امر به معروف بكن نهی از منكر بكن اما تضعیف. . . من جمله ای هست توی تلویزیون گفته ام ولی چون مال چند سال پیش است اجازه بدهید كه تكرار كنم طوری نیست این جمله یادتان نرود بخصوص دانشجوها خواهش می كنم این سه تا كلمه را می توانید حفظ كنید.
توجیه حماقت است، این جمله مال آقا شیخ علی صفایی است بنام عین صاد توی كلماتش حرفهای درخشنده ای داشت می گفت توجیه حماقت است آقا همه مسؤولین عادل هستند همه با تقوا هستند همه زاهد هستند نه خیر این خبرها نیست خود بنده كه رئیس نهضت سواد آموزی هستم اگر بگویند عیب هایت را بنویس شاید پنجاه تا عیب خودم از خودم بگیرم بعضی ها دسته گل هایی آب می دهند رئیس جمهور یونسكو رئیس جمهور فرانسه زنگ زد به رئیس جمهور ایران تلفنی از نهضت سواد آموزی تشكر كرد بعد هم سفیر آمد یك لوح به ما بدهد جشن هم گرفتند سفرا آمدند تصادفاً آنجا لوح گم شده بود نوار هم بناست سرود بخوانند نوار هم خراب شد قاری هم دیر كرد اصلاً همه دست به دست هم داد آن جلسه بد شد ولی هر كس هم نگاه می كنی. . . كسی هم تقصیر نداشت بد شد یك بار هم گاز قطع
برنامه درسهایی از قرآن سال 38 . ج1، ص: 6
می شود هم برق قطع می شود هم بچه می افتد هم دست آدم می رود لای در یكباره می بینی همه به هم ور می شود گاهی یك چیزهایی پیش می آید توجیه نكنید حماقت است.
تضعیف جنایت است، ما بیاییم بگوییم حالا كه فلانی فلان عیب را دارد پس بیاییم نظام را تضعیف كنیم توی انتخابات به نظام رئیس جمهور رأی ندهیم به وكیل رأی ندهیم پایمان را كنار بكشیم به شورای اسلامی رأی ندهیم نماز جمعه نرویم جماعت نرویم تضعیف كنیم ما چند هزار جوان شهید و جانباز و اسیر دادیم این جمهوری گران تمام شده مگر می شود كه تضعیف كرد جنایت به خون شهداست.
تكمیل رسالت است، رسالت ما این است كه بیاییم عیب ها را برطرف كنیم توجیه حماقت است تضعیف جنایت است تكمیل رسالت است رسالت ما این است كه بیاییم با امر به معروف خوبی ها را تكمیل كنیم با نهی از منكر جلوی بدی ها را بگیریم تذكر بدهیم به افراد كه آقا این كار را بكنید این كار را نكنید.
6- بهره گیری از همه امكانات در قیام عاشورا
20- یكی از زیبایی های كه امام داشت ضمن اینكه رفت كربلا و می دانست كه شهید می شود باید از این خون حداكثر استفاده را بكند، استفاده حد اكمل، بهترین بهره گیری، بعضی ها هستند امكانات دارند اما خوب بهره گیری نمی كنند امام حسین (ع) قبل از اینكه بیاید مكه و كربلا وقتی یزید به حكومت رسید به فرماندار مدینه گفت از امام حسین (ع) بیعت بگیر امام فهمید كه. . . در مسجد نشسته بود گفتند آقا دارالعماره شما را احضار كرده است باید بیایید امام فهمید كه معاویه مرده و یزید به حكومت رسیده است به فرماندارش گفته بیعت بگیر بعد گفته بود فرماندار اگر امام بیعت نمی دهد توی خانه او را ترور كن بكش امام فرمود: «فَدَعَا بِجَمَاعَه ی» یك جماعتی را دعوت كرد از یارانش «مِنْ أَهْلِ بَیْتِهِ وَ مَوَالِیهِ» از دوستان و فامیل هایش دعوت كرد «وَ كَانَ ثَلَاثِینَ رَجُلًا» اینها سی نفر بودند گفت شما سی نفر «وَ أَمَرَهُمْ بِحَمْلِ السِّلَاحِ» فرمود شما اسلحه بردارید من می روم دارالعماره «فَاجْلِسُوا عَلَی الْبَابِ» شما پشت دیوار بنشینید و كمین بگیرید «فَإِنْ سَمِعْتُمْ صَوْتِی قَدْ عَلَا» اگر صوت من را شنیدید، اگر دیدید كه نعره كشیدم «فَادْخُلُوا عَلَیْهِ لِتَمْنَعُوهُ عَنِّی» (بحارالانوار/ج /44ص 324)از دیوار بپرسید تو كه جلوی كشتن من را. . . امام حسین (ع) حرفی ندارد كه كشته بشود اما نمی خواهد توی اتاقی كشته بشود كه هیچ خبری. . . گفت بگذار بروم مكه دو سه ماه مكه ماند تا حاجی ها آمدند سخنرانی كرد صد و بیست و پنج روز در مكه سخنرانی كرد اصلاً نگفته رفت مردم دیدند كه امام نیست چی شده؟ دیروز دالعماره امام را احضار كرده از دیشب تا حالا نیست مثل اینكه مردم ببینند امام در جماران نیست مقام معظمی در محل خودش نیست به هیچكس هم نگفت نگفته رفت تا ول وله. . . یكوقت می گویم آقا بنده بروم یك تلفن جواب بدهم و برگردم شما آرامش دارید چون می گویید قرائتی رفت تلفن جواب بدهد اما یكوقت میكرفن را پرت می كنم و می روم و به كسی هم نمی گویم كه چیه این ول وله می افتد از مدینه رفت تا ول وله بیفتد صد و بیست و پنج روز توی مكه سخنرانی كرد تا همه اهل مكه بفهمند حكومت یزید اسلامی و شرعی و قانونی نیست.
برنامه درسهایی از قرآن سال 38 . ج1، ص: 7
حاجی ها كه آمدند باز ایشان رفت تا باز موج بیندازد وقتی هم رفت از وسط جمعیت رفت روز هم رفت سوار هم شد رفت كاروان هم راه انداخت اینها همه اش فرمول دارد اگر امام تنهایی می رفت كسی نمی فهمید می گفتند آقا كجا داری می روی ما از دنیا آمده ایم مكه شب عید قربان همه حاجی ها دارند می آیند تو چرا می روی؟ مخصوصاً روز رفت تا ببینند از وسط جمعیت رفت تا بپرسند كاروان راه انداخت تا بفهمند دارد هجرت می كند وإلا اگر خودش تنهایی سوار اسب می شد كسی نمی فهمید بعد هم تا می گفتند آقا كجا می روی می ایستاد و سخنرانی می كرد می گفت نمی دانید كه چه خبر است؟ یزید به حكومت رسیده می خواهند از من بیعت بگیرند من پناهنده شده ام به مكه می خواهم در مكه به خانه من بریزند حریم مكه شكسته می شود من از مكه می روم كربلا سلام من را به فامیل هایت برسان بعد از حج بگو حكومت یزید قانونی نیست و حسین (ع) رفت كربلا یعنی این كپسول خالی ها كه آمده بوند مكه این حاجی ها، تمام این كپسول خالی ها در مكه پر از گاز شدند همه اطلاعات را گرفتند هر حاجی وقتی برگشت بعنوان یك خبر تازه. . . خبر تازه این بود كه شب عید قربان كه همه حاجی ها جمع شدند امام حسین (ع) رفت بعنوان خبر تازه موج انداخت بناست كه. . . ما گاهی وقتها برای مقابله با فساد از هر امكاناتی باید استفاده كنیم بهترین استفاده را هم بكنیم.
(آقا یك سؤال، بنده الآن تنهایی حریف شما می شوم یا نه؟ نه، چون من یك نفر هستم شما یك جمعیت هستید اما من می توانم عمامه ام را بردارم با سر برهنه بروم توی خیابان بگویند آقای قرائتی عمامه ات كو؟ والله مردم فلان منطقه بردند می گویندای خدا لعنت شان كند یعنی من می توانم با برداشتن عمامه تمام در و دیوار را علیه شما بشورانم این خیلی مهم است) امام حسین (ع) وقتی می خواست برود با خودش خبرنگار برد هم خبرنگار زن برد زینب كبری (س) هم خبرنگار مرد برد امام سجاد (ع) چهل پنجاه تا ضبط صوت برد كوچولوها همه ضبط صوت بودند آمدند با چشم هایشان فیلم برداری كردند با گوش هایشان نوار گرفتند هر بچه كوچولویی می آمد می گفتند آقا زاده تو هم كربلا بودی؟ آنچه را دیده بود و شنیده بود نقل می كرد و مردم زار زار گریه می كردند امام حسین (ع) علی اصغر را با خودش برد علی اصغر كوچولو است ولی یك امضای كوچولو به یك ورق بزرگ ارزش می دهد علی اصغر به كربلا ارزش سندی داد اگر علی اصغر نبود می گفتند بابا دو گروه می خواستند حكومت كنند جنگ شد یكی یكی را كشت الآن می گویند علی اصغر چه گناهی كرده بود؟ این سند خیلی مهم است بهترین استفاده را امام حسین (ع) برد بهترین بهره گیری را كرد.
(حالا چون. . . یك چیزی هم از ارتش و قوای مسلح بگویم در قوای مسلح می گویند قوایی ارزش دارد آن لشگری ارزش دارد كه آخرین فشنگ را بكار ببرد اگر یك سربازی هنوز فشنگ دارد و شكست خورد می گویند بی عرضه تو باید آخرین فشنگ را سربازی را می گویند آفرین كه تا آخرین نفس دفاع كند باز اگر هنوز نفس دارد و شكست خورد می گویند تا آخرین نفس دفاع نكردی ارتشی ارزش دارد كه سپاهی ارزش دارد كه آخرین نفر باشد یعنی آخرین فشنگ آخرین نفر و آخرین نفس امام حسین (ع) سه تا آخرین را داشت آخرین نفر علی اصغر آخرین نفس در گودی قتلگاه فرمود به زن و بچه ام كاری نداشته باشید و اما آخرین فشنگ، یكی از یزیدیها سر یكی از یاران امام حسین (ع) را برید برای اینكه دل مادرش را بسوزاند كله ی این شهید را انداخت جلوی مادرش حالا یك مادر بچه ی شهیدش را
برنامه درسهایی از قرآن سال 38 . ج1، ص: 8
سرش را اندختند توی دامنش چه حالی پیدا می كند؟ مادر هم نگاهی كرد و گفت چیزی كه در راه خدا دادیم پس نمی گیریم سنگ كه ندارم از كله ی تو بجای سنگ استفاده می كنم كله ی بچه اش را گرفت زد به آن سرباز یعنی حتی از سر بچه اش. . . )
كربلا خیلی زیبایی دارد خوب حرفها كه تمام نشد این جمله را هم بگویم استادی ارزش دارد كه از جرقه ها جریان درست كند امام حسین (ع) نفرمود من بیعت نمی كند می گفتیم خیلی خوب آن حسین (ع) است و پسر زهرا (س) البته نباید بیعت كند اما فرمود: «مِثْلِی لَا یُبَایِعُ مِثْلَهُ» (بحارالانوار/ج /44ص 324)هر كس مثل من است رنگ من را دارد فكر من را دارد خون من توی بدنش است اعتقاد من را دارد هر كس مثل من است نباید با مثل یزید بیعت كند این جرقه بود یعنی امام حسین (ع) خودش یك جرقه و یك حادثه ی فرد به فرد بود اما از حادثه ی فرد به فرد یك قانون درست كرد گفت فكر نكنید كه من هستم و او در طول تاریخ هر كسی فكر حسینی داشته باشد نباید بیعت كند با كسی كه فكر یزیدی دارد فرمود مثل من با مثل یزید خیلی قشنگ است كه آدم بتواند از جرقه ها جریان درست كند یعنی از یك حادثه. . . (قرآن هم همینطور است شان نزول كه می گویند یعنی حادثه ای پیش آمده است امام علی (ع) می خواست برود دید دو نفر دارند به هم فخر می فروشند یكی می گوید زنده باد من كه كلید دار كعبه هستم دیگری می گوید زنده باد من مسؤول آبرسانی هستم حضرت فرمود كلید داری و مسؤول آب خیلی مهم نیست من بیشتر از شما هم توی جبهه بوده ام هم ایمانم قبل از شما بوده به اینها برخورد كه جوانی بنام علی آمده سراغ دو تا پیرمرد می گوید من از شما بهترم رفتند نزد پیغمبر حضرت فرمود: «أَ جَعَلْتُمْ سِقایَه یَ الْحاجِّ وَ عِمارَه یَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللَّه» (توبه/19)یعنی شما كلید داری كعبه و آبرسانی را كنار ایمان می گذارید مقام ایمان از همه چیز. . . این جرقه بود تبدیل به یك جریان شد یعنی هیچ مسأله ای را كنار ایمان نگذارید دو تا خواستگار می آید برای دخترت یكی خانه و ماشین و تلفن دارد اما نماز نمی خواند گاهی هم می خواند نسبت به دین اش شل است یك كسی خانه و ماشین و تلفن ندارد اما دین او سالم است هیچ چیز را پهلوی دین نگذارید در انتخاب شوهر در انتخاب عروس در انتخاب شغل، یك شغل درآمد دارد اما توی آن دین فروشی است یك شغل درآمد آن كم است اما ایمان شما ثابت است این. . . ) یا مثلاً می گوییم ابوالفضل آب را آورد تا رفت بخورد یاد تشنگی بچه ها افتاد آب را نخورد این یعنی چه؟ یعنی شما هم تا یك امكاناتی داری یاد محرومین بیفت یك خورده از امكاناتت كم كن حالا نمی گوییم آب را نخور او ابولفضل بود كه آب را نخورد باقی مردم را می گوید: «إِلاَّ مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَه یً بِیَدِهِ» (بقره/249)حالا یك مشت یا دو مشت خوردید طوری نیست اما به فكر فقرا باشید. خوب بس است.
آخر بحث هم یك سلام به امام حسین (ع) بكنیم. «السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْكَ وَ رَحْمَه یُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ»
برنامه درسهایی از قرآن سال 38 . ج1، ص: 9
خدایا به امام حسین (ع) قسم، به برادرهایش و فرزندانش و خواهرش و اصحابش و زوارهای مخلص اش قسم، این عراق را از شر آمریكا و از شر هر صاحب شری و از شر اشراری كه در خود عراق هستند نجات بده. خدایا همینطور كه طاغوت ایران و عراق را شكستی همه طاغوت ها را بشكن. خدایا ما را هم مثل امام حسین (ع) یعنی از فكرش از ایمانش از مناجاتش از اخلاص اش هر چه كه به امام حسین (ع) دادی. . . سی تا تیر به او زدند نمازش را خواند نه تنها نماز بلكه با مستحبات خواند آخر نماز اول وقت و نماز جماعت مستحب است اذان مستحب است نماز را با مستحبات خواند خیلی آدم خیلی خجالت می كشد سی تا تیر. . . نماز امام دو ركعت بود شكسته بود چون دوم آمد دهم شهید شد بخاطر هشت روز نمازش شكسته است نماز شكسته را من شمردم دو تا حمد دارد دو هفت تا چهارده تا دو تا هم «قُلْ هُوَ اللَّه» دو پنج تا ده تا و چهارده تا بیست و پنج تا دو تا ركوع بیست و شش تا چهار تا سجده سی تا تشهد سی و پنج تا یعنی با سی و پنج چهل تا كلمه سی تا تیر یعنی تقریباً هر یك كلمه یك تیر خیلی مهم است كه آدم اینقدر از نماز حمایت كند ما سر یك چیزی نماز را عقب می اندازیم نماز را نمی خوانیم.
خدایا از ایمانش از عشق اش از معرفت اش هر كمالی كه به محمد و آل محمد دادی پرتوی از آن كمالها را به ما و به نسل ما مرحمت بفرما.
«والسلام علیكم و رحمه ی الله و بركاته»
کليه حقوق برای مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن محفوظ است