راههای دعوت به راه حق (1)

بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
بحث ما درباره یك آیه است كه بالاخره یك تریاكی سالی چند تا تریاكی درست می كند یك پرتغال پوسیده یك صندوق پرتغال را خراب می كند بدها در بدیشان فعال هستند خوبها چرا در خوبی شان فعال نیستند عده ای اهل روزه هستند انقلابی هستند اهل تحصیل هستند اهل خدمت هستند عده ای هم وضعشان كم رنگ است می گوید ماشین های قوی ماشین های ضعیف را بكسل كنند دعوت یكی از اصول ما است كه موضوع بحث مان دعوت دیگران آیه قرآن می فرماید: «ادْعُ إِلَی سَبِیلِ رَبِّكَ» (نحل/125)بسوی راه خدا دعوت كن از چه طریقی «بِالْحِكْمَه یِ» از طریق حكمت «وَالْمَوْعِظَه یِ الْحَسَنَه یِ» موعظه ی نیكو «وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِیلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِینَ» (نحل/125)دعوت كن به راه خدا تو كه خوب هستی دیگران را هم به سوی خیر دعوت كن راه دعوت سه تا است، یا از طریق حرفهای حكیمانه، یا از طریق نصیحت، یا از طریق جدال میزگرد، یكی تو بگو یكی من بگویم گفتگو استدلال موعظه بحث راهی دیگر ندارد؟ می گوید خدا می داند كه اگر مردم بنا باشد توی راه بیایند از یكی از این سه تا راه می آیند یا از طریق حكمت دعوت را می پذیریند یا از طریق موعظه آدم حسابی می شوند یا از طریق جدال كوتاه می آیند همانا پروردگار تو او بهتر می داند چی را بهتر می داند؟ بهتر می داند كه كی از راهش گمراه می شود یا كی هدایت می شود همین سه تا راه را كه گفته راه چهارمی نیست خدا می داند اگر بنا باشد كسی توی راه باشد از یكی از این سه تا راه می آید این ترجمه ی آیه.
1- حكمت، موعظه، جدال
مردم یا خواص هستند یا عوام هستند یا مخالف اگر خواص بودند حكمت اگر عوام بودند توده مردم موعظه اگر مردم جزو مخالف بودند جدال حالا. . . توی این آیه یك حسنه هست یك أحسن ولی حكمت چیزی توی آن نیست گفته وقتی دعوت می كنی حكمت قید ندارد اما موعظه كه گفتند می گوید موعظه باید حسن باشد یعنی نیكو باشد جدال هم باید أحسن باشد. موعظه خوب جدال خوبتر اما اینرا نه گفته خوب نه گفته خوبتر این پیداست كه حكمت، حكمت یعنی استدلال، استدلال یك رقم بیشتر نیست استدلال هر چی باشد خوب است ولی موعظه ممكن است موعظه بد باشد ممكن است موعظه ی بد باشد ممكن است موعظه ی خوب باشد موعظه چند رقم است گفته از آن رقم خوبش جدال چند رقم است گفته بهترینش اما حمكت یك رقم بیشتر نیست یعنی هیچوقت استدلال و حمكت بازارش بی رونق نیست دو دو تا چهار تا است در هر رژیمی اما بعضی و قتها نه یك موعظه ای در یك شرایطی زیباست در یك شرایطی زیبا نیست مثلا دختر یا پسر توی خانه خلاف می كنند مادر روبروی مهمانها به دخترش می گوید حرف زشت می زند تند حرف می زند توبیخ می كند توبیخ دختر روبروی مهمان توبیخ حسن نیست من اگر خلاف كردم تنگ گوشم بگو راننده یك آهنگی را توی ماشین گذاشته شما می گویی آقای راننده تو دین نداری؟ خاموش كن، خوب این موعظه
برنامه درسهایی از قرآن سال 38 . ج1، ص: 2
حسن نیست بنویس به او بده شاگرد شوفور را دعوت كن تنگ گوش او بگو سلام من را به آقای راننده برسان بگو آقا این آهنگ حرام است موعظه می شود حسن باشد می شود خوب باشد می شود بد باشد جدال می شود خوب باشد می شود بد باشد می شود حسن باشد می شود أحسن باشد اما استدلال منطقی هیچوقت دو رقم نیست یك رقم است و آن هم رقمش خوب است یك رقم است و آن هم خوب است حالا یك نكته ی دیگر، موعظه را گفته حسن اما جدال را گفته أحسن خوب و خوبتر چرا آنرا گفته خوبتر؟ چون موعظه خودی است برای خودیها خوب بس است جدال مخالف است مخالف چون ترش است شما باید شكرش را زیاد كنی مثل یتیمی كه بابا ندارد شما باید محبتت به یتیم بیشتر باشد اینها همه عنایت است حكمت را حسن نمی گوید موعظه را حسن می گوید جدال را أحسن می گوید این پیداست كه خود این دعوت كه به ما می گوید این رقمی باشید خود این بهترین روش است یعنی از آیاتی كه می گوید چه جوری با مردم حرف بزن خود همین آیه است كه كجا استدلال باشد كجا حسن باشد یعنی خود این آیه. . . می گفت بچه رفوزه شد آمد توی دفتر مدیر مدرسه می خواست بگوید به چه مجَوزی مرا رد كردی گفت به چه مجُوزی من را رد كردی! گفت به همین مجُوز كه تو بلد نیستی بگویی مجوز حالا این آیه ای كه به ما می گوید دعوت كنید خود آیه هم خیلی قشنگ گفته یك جا خالی گفته حكمت یك جا حسن گفته یك جا أحسن گفته یعنی خود آیه هم كلماتی كه در آن بكار رفته كلمات قشنگی است.
2- موعظه باید حسنه باشد
حالا موعظه ی حسنه چیه؟ موعظه ی حسنه این است كه واعظ به آنچه می گوید عمل كند حالا البته عمل هم لازم نیست فی الجمله باشد ببینید یك بالجمله داریم یك فی الجمله، فی الجمله یعنی چند درصد بس است مثلا وقتی بنده بگویم نماز را به جماعت بخوانید یعنی خودم هم باید اهل مسجد و جماعت باشم اما لازم نیست كه تمام نمازهایم را به جماعت بخوانم یك كسی به یك آقا گفت شما حرفهایی را كه روی منبر موعظه می كنید خودت به همه ی حرفهای خودت عمل می كنی گفت شغل شما چیه؟ گفت من كفاشم، گفت شما همه ی كفش هایی كه می دوزی خودت پا می كنی؟ ! این نباید همه ی كفشهایش را خودش پا كند مگر نانوا همه ی نانهایی كه می پزد باید خودش پا كند؟ همین مقداری كه گویند مقداری عمل كند یعنی گوینده وقتی حرف می زند سلولهای وجدانش به او فحش ندهد كه ای نامرد تو خودت عمل نمی كنی این یكی جدال برتر چیه؟ پس موعظه ی حسن اینست كه واعظ به حرفهایش عمل كند جدال أحسن هم این است كه توهین توی آن نباشد تحریك احساسات هم نباشد.
ما یك جسم داریم یك روح برای فكر گفته حكمت استدلال فكر ما را بالا می برد موعظه وجدان ما را بالا می برد یعنی هم از طریق وجدان هم از طریق فكر هم به فكر خودیها باشید موعظه هم به فكر بی تفاوتها باشید استدلال هم به فكر مخالفین باشید. خودی موعظه بی تفاوت منطق مخالف جدال اینها همه اش فرق می كند شما دو شاخ برق را بزنی توی تلفن دو شاخ تلفن را بزنی توی برق جواب نمی دهد اینها همه. . . (تبلیغ روانشناسی می خواهد كه چه كلمه ای را بگوییم كی بگوید اصلا یك كلمه از یك حلقوم یك معنا دارد همین كلمه از یك حلقوم دیگر یك معنای دیگر دارم یك جوان اگر به یك دختر گفت عزیزم می زنند توی گوشش اما اگر یك پدر بزرگ به یك دختر گفت عزیزم توی گوشش. . . عزیزم از حلقوم جوان فرق می كند تا عزیزم از حلقوم پیر گاهی صبح حرف یك معنا دارد ظهر یك معنا دارد گاهی
برنامه درسهایی از قرآن سال 38 . ج1، ص: 3
یك حرف تابستان یك معنا دارد زمستان یك معنا دارد. نمی دانم اینرا گفته ام یا نه بنده اگر بیایم توی تلویزیون بگویم بحث امشب كفن، همه تلویزیون را خاموش می كنند روایات كفن را بگویم اما اگر گفتم بحث امشب لباس، رنگ لباس دوخت لباس لباس عروس لباس جنگ شستن لباس وصله كردن لباس لباس تجمل اسراف در لباس پُز دادن با لباس لباس كفار وصله كردن لباس لباس دادن به برهنه ها هی لباس لباس لباس لباس همه ی اینها را گفتم بعد بگویم آخرین لباس كفن همین حدیث كفن را كه آخر می گویم چند میلیون گوش می دهند اگر اول بگویم چند میلیون تلویزیون را خاموش می كنند الآن پنج تا از كشورهای مختلف دنیا دكترای روانشناسی تبلیغ می گویند یعنی تبلیغ و موعظه روانشناسی می خواهد دعا روانشناسی می خواهد قرآن بخوانم چرا از خودم حرف بزنم می فرماید «وَبِالْأَسْحَارِ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ» (ذاریات/18)استغفار در سحر، بینندگان بحث ماه رمضان می بینید حیف كه ماه رمضان دارد تمام می شود «إِنْ شاءَ اللَّه» روز قدس را هم فراموش نكنید حالا راجع به روز قدس هم می خواهم یك چیزی بگویم سحرها ساعات آخر روز جمعه دعا مستجاب می شود وقتی باران می آید دعا مستجاب می شود وقتی اشك انسان جاری می شود دعا مستجاب می شود یعنی دعا یك زمانی دارد شب جمعه دعا مستجاب می شود پس این زمان دارد مكان دارد تبلیغ مكان دارد وظیفه ی همه ما است منتطر واعظ نباشید منتظر مسجد و محراب نباشید مسجد و محراب گاهی هست گاهی نیست روحانی گاهی هست گاهی هم نیست گاهی هم حرف شما اثرش از حرف من طلبه بیشتر است یكوقت یك دبیر فیزیك ممكن است دو تا كلمه بگوید یا استاد دانشگاه دو تا كلمه بگوید اثرش از سخنرانی من طلبه بیشتر باشد حالا من راجع به اینكه چگونه دعوت كنیم خیلی حرف دارم حرفهای كاربردی كه هم تجربه ی چهل سال عمر من است. . . من از بیست سالگی تبلیغ را شروع كردم الآن هم تقریباً شصت سال دارم هم چهل سال تبلیغ كرده ام نوشته ام گفته ام توی كشورهای دنیا گشته ام توی رادیو و تلویزیون هم تجربه است هم قرآن و حدیث است یعنی از آیات و روایات استفاده وافر كرده ام مقداری هم خدا به من تجربه داد بحث خوبی است «إِنْ شاءَ اللَّه» اگر گوش بدهید برای برخورد با دیگران.
3- حكمت یعنی سخن محكم و مستدّل
حكمت یعنی چه؟ حكمت یعنی سخن محكم، حكمت و محكم و حكیم، خدا حكیم است قرآنش هم حكیم است پیغمبرش هم حكیم است به ملت هم گفته راهتان راه حكمت باشد حكمت دیدی است كه انسان را از كار بد باز می دارد و به كار محكم وا می دارد كلمه ی حكیم بیست مرتبه توی قرآن آمده. به كسی گفته می شود كه كارش را از روی تشخیص و مصلحت محكم می كند ببخشید كلمه ی حكیم نود و هفت بار توی قرآن آمده حكمت بیست بار آمده.
4- دعوت بسوی خدا، نه خود
«ادْعُ إِلَی سَبِیلِ رَبِّكَ» دعوت كن بسوی راه خدا راه پرودگار بعضی ها دعوت می كنند اما به حزب خودشان به قبیله ی خودشان به سلیقه ی شخصی شان به نژادشان به خط سیاسی شان به كاندیداشان می گوید اگر دعوت می كنی به خدا دعوت كن به خدا دعوت كن به دیگران دعوت نكن. . . چون الآن تبلیغات زیاد است ما تبلیغ می كنیم برای پفك صابون ماكارونی چراغ گاز لباسشویی دعوت به تبلیغ زیاد است یا توی ایام انتخابات دعوت زیاد است اما همه دعوت
برنامه درسهایی از قرآن سال 38 . ج1، ص: 4
به خط سیاسی و جناهای سلیقه ای بعد هم نگفته: «ادع إلی سبیل الله» رب گفته، یعنی اگر تو دعوت كنی رب یعنی تربیت می كند اگر دعوت كنی به این راه تربیت می شوی ولذا نگفته: «ادع إلی سبیل الله» یعنی اگر دعوت به رب كنی مردم رشد پیدا می كنند تو هم رشد پیدا می كنی یك خانم یا آقایی كه دارد لباس می شورید ضمن اینكه لباس می شورید دست خودش هم پاك می شود عرق بدنش هم دراید غذایش هم هضم می شود یعنی اینطور نیست كسی كه دعوت می كند یك جوی كه آب را می برد به مزرعه درختهای كنار خودش هم سبز می شود بنده كه توی تلویزیون هستم یك دور تفسیر هم دیدم گفتم نوشتم یعنی وقتی رفتم مطالعه كنم برای شما بگویم آب چشمه ی قرآن را خواستم به مزرعه ی سبز ملت برسانم جوی خودم هم تر شد خودم هم یك چیزی یاد گرفتم فقط معلم به شاگرد حق ندارد شاگرد هم به گردن معلم حق دارد اگر من پیش نماز نماز جماعت راه انداختم ثواب بردم شما هم به گردن من حق دارید هر چه تعداد شما بیشتر باشد ثواب جماعت بیشتر می شود.
دعوت باعث حیات است قرآن می فرماید: «دَعَاكُمْ» اینجا می فرماید: «ادْعُ » ، «دَعَاكُمْ لِمَا یُحْیِیكُمْ» پیغمبر شما را فرا می خواند برای چیزی كه شما را زنده می كند مگر ما مرده ایم؟ بله، ما چند رقم مرگ داریم یك مرگ نباتی داریم یك مرگ حیوانی داریم یك مرگ فكری داریم آن انسانی كه راست بت گریه می كند این روحش مرده است بت پرست و مشرك مرده اند می گوید پیغمبر دعوت می كند برای چیزی كه شما را احیاء كند امام علی می فرماید می دانید دعوت پیغمبر فایده اش چیه؟ «یُثِیرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُولِ» (نهج البلاغه/ص 43)یعنی باعث می شود كه عقل شما رشد كند همین انقلابی كه حضرت امام راه انداخت باعث رشد شد انقلاب ما در بچه های فلسطین اثر می گذارد راهپیمایی روز قدس نخی است به سوزن فلسطین یك سوزن وقتی یك سوزن دید كه عقب او نخ هست توی پارچه شیرجه می رود اما اگر سوزن دید كه پشت سر او نخی نیست جرأت شیرجه رفتن ندارد بچه های فلسطین سوزنی است كه نخ آنها همین راهپیمایی ها است هر چی دنیا پشت سر فلسطین باشد قدرت فلسطین بیشتر می شود ممكن است بگویید بچه های فلسطین كشته می شوند اما خواب را از سر اسراییل گرفته اند اسراییل زور دارد ولی آبرو ندارد ممكن است یك سگی افرادی را گاز بگیرد اما این سگ هیچوقت عزت ندارد (توی قرآن چند رقم عذاب داریم عذاب شدید مثل بمباران ما از نظر عذاب شدید ممكن است فلسطین حریف اسراییل نشود اما یك عذاب دیگر هم توی قرآن هست می گوید: «عَذابٌ مُهینٌ» ، «مُهینٌ» یعنی اهانت بچه های فلسطین وقتی پرچم آمریكا را آتش می زنند بچه های فلسطین وقتی پرچم اسراییل را آتش زدند او از راه عذاب شدید حمله می كند فلسطین از راه عذاب مهین ممكن است یك كسی می زند توی گوش كسی طرف نمی تواند سیلی بزند اما آب دهان پرتاپ می كند سیلی زدن عذاب شدید است پرتاپ آب دهان عذاب مهین است اگر كسی نمی تواند عذاب شدید. . . زینب كبری در عذاب شدید كه با او برخورد شد در عذاب شدید بنی امیه و یزید برنده شد اما در عذاب مهین خطبه های زینب كبری و امام سجاد (ع) بنی امیه را ضایع كرد یزید یك روز آمد خانه شان ناهار بخورد دید بچه اش می گوید نكبت خانمش علیه اش بچه اش علیه اش یعنی انقلاب از توی خانه اش جوش آمد با سخنرانی می شود كسی را خوار كرد گرچه ممكن است توی سخنرانی بمباران بشود آن با
برنامه درسهایی از قرآن سال 38 . ج1، ص: 5
بمب آن هم با گاهی یك خطبه خیلی اثر دارد قدرت زبان اگر همراه با استدلال و منطق باشد از قدرت چرچیل كمتر نیست ظاهرش اینست كه بچه های فلسطین سنگ توی دستشان است ولی عذاب مهین است. )
5- دعوت به حق، مایه حیات جامعه است
«یُثِیرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُولِ» دعوت عقل را جوش می آورد راه رب چیه؟ راه رب قرآن است مردم را دعوت كنید به وحی عقل خوب است اما همه ی جنایت هایی را هم كه می كنند عقل هایی می كند كه تربیت نشده عقل می تواند برنامه ریزی كند برای كارهای خطر ناك دیوانه توی جامعه چقدر ضرر دارد؟ یك سنگ برمی دارد جایی را می شكند اما خطر عقلا چیه؟ بمباران یك كشور عقل اگر دستش توی دست وحی نباشد جنایت كار می شود مثل چاقو در دست آدم مست. «ادْعُ إِلَی سَبِیلِ رَبِّكَ» برویم توی خط رب توی خط خدا نرویم تكنولوژی خطرناك است علم خطرناك است مدرك خطرناك است یك كفاش خطری ندارد یك بی سواد خطری ندارد پرتقال پوسیده را قاطی پرتقال های خوب می كند جنایتش در همین یك صندوق پرتقال است یك كفشی كه می گویند بدوز این باید كوك ها را ریز بزند می دزدد به جای اینكه ریز بدزدد. . . یعنی كفاش دزد دزدی اش توی چهار تا كُرك است اما یك مهندس دزد یك تكنولوژی كه. . . یك مخترع دزد دیگر به چهار تا كوك قانع نیست بنابراین اگر دعوت به راه خدا نباشد اگر بشر دستش را توی دست انبیاء نگذارد همین می شود كه الآن شده هر كس فاصله اش از انبیاء بیشتر است جنایتش بیشتر است علم هم بشر را نجات نداد هنوز كسی نتوانسته در دنیا نتوانسته ثابت كند كه بیاید توی تلویزیون بگوید: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم» من نمایند یونسكو هستم از نظر علمی هر كشوری دانشگاهش بیشتر است آمار فسادش كمتر است هنوز این كلمه را ما نشنیده ایم و ندیده ایم جایی هنوز نتوانسته بفهمیم كه آمار طلاق و آمار فتنه و فساد در خانواده های مرفه كمتر از خانواده های فقیر است فقرا یك نوع فساد می كنند اغنیا یك نوع دیگر نه تكنولوژی آدم را نجات می دهد نه نفت آدم را نجات می دهد نه اسلحه آدم را نجات می دهد آن چیزی كه آرام بخش است ایمان است. قرآنی كه ذره ای انحراف در آن نیست از قرآنی كه از كسی است كه صددرصد معصوم است پیغمبر اسلام. . . برویم دنبال كسی كه سه تا بیمه هست 1- از نظر فكر «مَا كَذَبَ الْفُؤَادُ» (نجم/11)قلب پیغمبر خلاف نمی رود، از نظر بیان و زبان «وَمَا یَنْطِقُ عَنْ الْهَوَی» (نجم/3)نطق پیغمبر كج نمی رود از روی هوی و هوس نمی گوید3- از نظر چشم، چشم پیغمبر كج نمی بیند «مَا زَاغَ الْبَصَرُ» (نجم/17). دنبال چه مكتبی برویم مكتبی كه «لَا یَأْتِیهِ الْبَاطِلُ» (فصلت/42)ذره ای باطل توی آن نیست مكتبی كه «وَلَمْ یَجْعَلْ لَهُ عِوَجَا» (كهف/1)ذره ای انحراف ندارد مكتبی كه «یَهْدِی إِلَی الرُّشْدِ» (جن/2)
6- سفارش یكدیگر به كارهای حق و پایداری بر آن
دعوت یك دستور واجب است به همین خاطر سوره والعصر می فرماید «وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ» (عصر/3)یعنی همدیگر را سفارش كنید سفارش مخصوص واعظ نیست من به شما سفارش می كنم شما هم به من
برنامه درسهایی از قرآن سال 38 . ج1، ص: 6
سفارش كنید همدیگر را به حق سفارش كنید آقا این كتاب خوبی است بگیر مطالعه كن یك كتاب كه مطالعه می كنی جاهای حساس آنرا نقطه بگذار زنگ بزن آقا یك كتابی است بسیار كتاب خوبی است این كتاب را من مطالعه كردم جاهای حساس آنرا من یك نقطه گذاشته ام اگر حوصله داری همه اش را بخوان اگر حوصله نداری لااقل جاهای حساس آنرا بخوان آقا این واعظ بیانهایش خیلی حرفهای حسابی دارد برویم پای منبرش آقا این مقاله را بخوان آقا یك خانه هست خیلی فقیر است من تنهایی نمی توانم به او كمك كنم بیایید با هم پنج شش نفر بشویم به ایشان كمك كنیم بیایید اینرا عروس كنیم بیایید اینرا داماد كنیم بیایید این بار را برداریم بیایید این مشكل را حل كنیم آنچه حق است سفارش كنید همدیگر را البته توی حق هم یك كسی می گوید به تو چه مگر فضولی تو چكاره ای كه به من دعوت می كنی اصلا نمی خواهم گوش به حرف تو بدهم می گوید وقتی هم دعوت می كنی ممكن است چهار نفر توی ذوق تو بزنند می گوید «وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ» ممكن است افرادی هم برخورد بكنند اما تو باید با صبر و مقاومت مقوا نیستی كه آب روی تو بریزند آب شوی «المُؤمِنُ كَالجَبَل» حدیث داریم مؤمن مثل كوه است همان هم كه جسارت می كند برای تو حریم قائل است آدم وقتی روی قله ی كوه هم می ایستد با اینكه كوه زیر پایش است اما باز هم از او می ترسد زیر پای من است اما باز هم از او می ترسم آدمی كه حرف منطقی می زند آن كسی هم كه به او جسارت می كند با اینكه به او جسارت می كند پا روی او می گذارد پا روی حرف او می گذارد اما در عین حال هیبتش تحت تاثیر هیبت او است اگر بگویند آدم جگر دار كیه می گوید یكی فلانی است گوش به حرفش نمی دهدام او را بعنوان یك آدم منطقی و جگر دار قبول دارد گاهی ممكن است كه شاگرد درس معلم را یاد نگیرد اما معلم را بعنوان یك معلم پرمطالعه و تحصیل كرده می پذیرد می گوید این دانشمند است من بازیگوش هستم حرف حق بزنید اگر برای خدا قیام كنید همان كسی هم كه به شما دری وری می گوید. . . حدیث داریم اگر موعظه حسنه باشد و با سوز و محبت و اخلاص باشد حدیث داریم همان كسی هم كه ناراحت می شود و دری وری می گوید در آینده مرید او می شود ما داشتیم افرادی كه اول برخورد كردند بعد می آیند عذرخواهی می كنند می گویند آقا ما آنوقت جوان بودیم نفهمیدیم شما راه حق را برو و دیگران را دعوت كن.
یكی از سفارش های حق اینست سفارش به راهپیمایی است چون ماهواره راهپیمایی ایران را نشان می دهد و در طول سال دنیا از ما یاد می گیرد هم آنها كمك به فلسطین می كنند هم فلسطینی ها دلگرم می شوند یكی از حق ها همین حمایت از مستضعفین است حمایت از فلسطین است.
خدایا تو را به حق محمد و آل محمد ما را از عمل كنندگان «ادْعُ إِلَی سَبِیلِ رَبِّكَ» قرار بده. كارهای ما را حكمت موعظه ی حسنه جدال احسن شیره ما را شیره قرآنی قرار بده. خدایا تو را به حق محمد و آل محمد به ما توفیقی بده كه هر كس ما را موعظه كرد امام سجاد می فرماید خدایا به من حالتی بده كه هر كس من را ارشاد می كند من نگویم به تو چه یك روح متواضع به من بده كه حق را بپذیریم. آنهایی كه گردن كلفتی می كنند در مقابل اسلام خدایا با قهر و غضب خودت اگر قابل نیستند اینها را به تواضع جبری بكشان.
«والسلام علیكم و رحمه ی الله و بركاته»
کليه حقوق برای مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن محفوظ است