قرآن و اهل بیت (ع) (1)

بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
بحث ما توی این ایام آیاتی است كه اشاره دارد به اهل بیت، یعنی امامان معصوم ما فرموده اند كه این آیه نظر به اهل بیت دارد، و اینها دو رقم آیه هستند بعضی آیه ها نظر به هر خوبی دارد كه رئیس خوبها اهل بیت است مثل اینكه مثلاً می گوییم دانشمند همه دانشمندان را شامل می شود اما آن كسی كه دانشمند ترین است فرد برجسته اش همان كسی است كه از همه اش باسوادتر است بعضی از آیات هم مخصوص به اهل بیت است شامل كسی دیگر نمی شود.
1- عظمت سوره ی حمد
امام علی (ع) فرمود: «نَزَلَ الْقُرْآنُ أَثْلَاثاً ثُلُثٌ فِینَا وَ فِی عَدُوِّنَا وَ ثُلُثٌ سُنَنٌ وَ أَمْثَالٌ وَ ثُلُثٌ فَرَائِضُ وَ أَحْكَامٌ» (كافی/ج /2ص 627) «الْقُرْآنُ أَثْلَاثاً» قرآن سه قسم می شود «ثُلُثٌ فِینَا وَ فِی عَدُوِّنَا» یك سوم آن اشاره دارد به خط حق و خط باطل، یعنی راه راست كدام است راه چپ كدام است شما نماز كه می خوانی یك سوم نماز، یعنی یك سوم سوره حمد این است «اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ» (فاتحه/6و7)زنده باد كسانی كه «أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ» مرده باد «مغضوبین» مرده باد «الضَّالِّین» یعنی توی همین سوره حمد یك قسمت آن می گوید راه حق كدام است راه باطل كدام است، شما در سر نماز می گویی من را در راه حق قرار بده و در راه باطل قرار نده همینطور كه سوره حمد اینطور است امام علی (ع) می فرماید: یك سوم قرآن با قصه، با اشاره، با كنایه، علنی و غیر علنی، می فرماید این راه حق است این راه باطل، این فرد حق است این فرد باطل است، «ثُلُثٌ سُنَنٌ» یك سوم هم سنت ها است كی چه كرد، كی همچین شد، كی چه نكرد همچین نشد «فَأُهْلِكُوا بِالطَّاغِیَه یِ» (حاقه/5)هلاك شدند چون طغیان كردند «فَأَخَذَهُمْ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ» (آل عمران/11)خلاف كردند آنها را گرفتیم.
2- تاریخ و فلسفه تاریخ
قوم لوط چی شد؟ قوم موسی چی شد؟ قوم هود چی شد؟ قوم عاد چی شد؟ قوم فرعون چی شد؟ قوم عیسی چی شد، قوم موسی چی شد؟ یعنی این سنت ها. . . یعنی تاریخی است كه نه سرگذشت. . . آخر یك تاریخ داریم یك فلسفه تاریخ، من اینرا یكوقت دیگر هم گفته ام یك بار دیگر هم بگویم چون معلوم نیست كه اینهایی الآن پای تلویزیون هستند همانها باشند، حالا اگر همانها هستند دو بار بشنوند آدم گل خوب را دو بار بو می كند. تاریخ چیه؟ فلسفه تاریخ چیه؟ حوادث گذشته را می گویند تاریخ، گذشته چی شد، چی شد، چی شد، چی شد؟ فلسفه تاریخ این است كه ما از گذشته ها یك درسی می گیریم برای زندگی امروز، آن درس و قانون را به آن می گویند فلسفه تاریخ، بگذارید مثال عوامی بزنم، بچه ای می رود توی خیابان به ماشین می خورد مادرش به برادرش می گوید حسن جان توی خیابان نرو مگر ندیدی كه دیروز
برنامه درسهایی از قرآن سال 38 . ج1، ص: 2
پسر عمویت، پسر همسایه، پسر خاله ات رفت به ماشین خورد و چه حادثه خطرناكی پیش آمد دیروز كی به ماشین خورده تاریخ است یا فلسفه تاریخ؟ حادثه دیروز می شود تاریخ، این مادر توی خانه از آن حادثه تلخ دیروز درس عبرت می گیرد كه تو امروز حواست را جمع كن این را می گویند فلسفه تاریخ، پس حوادث گذشته تاریخ است درس و عبرت و قانونی كه از حادثه دیروز می گیریم برای زندگی امروز آن قانونی كه برای زندگی امروز می گیریم می شود فلسفه تاریخ.
«ثُلُثٌ فِینَا وَ فِی عَدُوِّنَا» یك سوم قرآن راجع به این است كه رهبر حق كیست رهبر باطل كیست طرفداران حق، طرفداران باطل، «ثُلُثٌ سُنَنٌ وَ أَمْثَالٌ» یك سوم قرآن سنت ها و فلسفه تاریخ است كه از تاریخ اقوام گذشته درس بگیرید «ثُلُثٌ فَرَائِضُ وَ أَحْكَامٌ» یك سوم آن هم بكن نكن ها است چه كاری بكن چه كاری نكن «كُلُوا» «وَلَا تَأْكُلُوا» «وَقُولُوا» «لَا تَقُولُوا» «وَاعْبُدُوا» «لَا تَعْبُدُوا» از خدا عبادت بكنید از كفر و شیطان «لا تَعْبُدُوا الشَّیْطان» (یس/60)بكن نكن ها، اوامر و نواهی، امام باقر (ع) فرمود آیه هایی كه نازل می شود گرچه مصداق خاصی هم دارد اما این برای همه تاریخ است وگرنه اگر برای یك تاریخ باشد «مَا بَقِیَ مِنَ الْقُرْآنِ شَیْ ءٌ» (بحارالانوار/ج /24ص 328)چیزی از قرآن باقی نمی ماند، یعنی اگر قرآن یك چیزی را می گوید این برای آن است كه فتوكپی اش را برای امروز هم صادر كنیم یك خورده روشن تر حرف بزنم.
3- قرآن و قصه ی یوسف و ماجرای فرعون و همسرش
خدا قصه یوسف را نقل می كند كه زنی عاشق یوسف شد یك روز اتاق ها را خلوت كرد و درها را هم سفت محكم بست به یوسف گفت بیا با هم خلوت كنیم، با هم باشیم، یوسف هم رو به در فرار كرد این خانم هم عقب او دوید پیراهنش را از عقب كشید و پاره شد یكمرتبه در باز شد و زن دید كه آبرویش دارد می رود گفت این قصد بد داشته یك نفر شاهد كه آنجا بود گفت نگاه كنید كه پیراهن از كجا پاره شده اگر پیراهن از عقب پاره شده پیداست كه خانم قصد بد داشته چون یوسف داشته در می رفته این خانم از عقب كشیده اگر پیراهن از جلو پاره شده معلوم می شود كه یوسف قصد بد داشته یعنی جرم شناسی از راه آثار، قصه تمام شد آخر سوره یوسف قرآن می گوید «وَكَذَلِكَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ» (یوسف/22)ای جوانها فكر نكنید برای شما دارم تاریخ می گویم هر كدام صحنه ای خطر ناك برایتان پیش آمد كه خواستند شما را به دام بیندازند اگر برای خدا و اراده با توكل به خدا از گناه در رفتید همان عزتی كه به یوسف دادیم همان علم و معارف و تعبیر خوابی كه به یوسف دادیم به تو هم می دهیم «وَكَذَلِكَ» یعنی ایضاً، و همچنین، «نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ» به همه نیكوكاران یك همچین چیزی می دهیم یعنی فكر نكن كه قصه یوسف مال یك یوسف است هر كس در تاریخ كار یوسفی كند اجر یوسفی را هم خواهد داشت هر كس كار فرعونی كند قهر خدا را نسبت به فرعونها دریافت خواهد كرد.
برنامه درسهایی از قرآن سال 38 . ج1، ص: 3
امام باقر (ع) می فرماید درست است كه یك عیسی و یك فرعون و یك یوسف است اما این یك نسخه است كه فتوكپی اش برای طول تاریخ برای همه صادر می شود.
خانم ها چی؟ همه خانم ها دنبال این می گردند كه یك شوهری گیرشان بیاید، دخترهایی كه همسر ندارند خانه، ماشین، تلفن، طلا، كاخ، باغ، چی، چی، چی، فرعون یك باغهایی داشت نهرهایی از توی باغ اش می رفت به مردم می گفت چرا می روید سراغ موسی «الَیْسَ لِی مُلْكُ مِصْرَ» ملك مصر را نمی بینی كه حكومت دست من است «الْأَنْهَارُ تَجْرِی مِنْ تَحْتِی» (زخرف/51)نمی بینید كه نهر آب از زیر پایم رد می شود، موسی كیه؟ یك چوپان آمده پیغمبر شده، طلاها دست من است، قپه ها روی دوش من است، مدالها روی سینه من آویزان است، زن فرعون همه را دید آخرش قرآن می گوید كه خدایا نه كاخ می خواهم نه باغ می خواهم، نه طلا، خدایا من را از شر فرعون نجات بده من خانه خودت را می خواهم یك چیزی می گویند. . . چشم انداز بیست ساله، ما الآن چشم اندازمان بیست ساله است، این زن فرعون چشم اندازش تا ابدیت است گفت «رَبِّ ابْنِ لِی عِنْدَكَ بَیْتًا فِی الْجَنَّه یِ» (تحریم/11)خدایا من چشم انداز آنطرف را می خواهم «وَنَجِّنِی مِنْ فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ» (تحریم/11)خدایا من را نجات بده از شر فرعون، نه كاخ می خواهم نه باغ، این قصه آسیه زن فرعون را می گوید به خانم ها، می گوید هر خانمی چشم اندازش رضای خدا بود، هر كه چشم اندازش قیامت بود، هر كه به زرق و برق دنیا جذب نشد، هر كه حقیقت را دید و از باطل گریخت، آن چیزی را كه به آن خانم دادیم به توِ خانم هم می دهیم. امام باقر می فرماید: «وَ لَوْ أَنَّ الْآیَه یَ إِذَا نَزَلَتْ فِی قَوْمٍ ثُمَّ مَاتَ أُولَئِكَ الْقَوْمُ مَاتَتِ الْآیَه یُ» (بحارالانوار/ج /89ص 115)اگر آیه فقط برای قصه یوسف باشد پس ما برای چه الآن قصه یوسف را می خوانیم؟ یوسف بود و تمام شد و رفت، می گوید یوسف است یعنی همه تان یوسف هستید می گوید زن فرعون یعنی همه تان می توانید مثل زن فرعون باشید، می گوید یونس را نجات دادیم می گوید: «وَكَذَلِكَ نُنْجِی الْمُؤْمِنِینَ» (انبیاء/88)همه افراد اگر گیر كنند ما می توانیم نجاتشان بدهیم بنابراین نسخه های قرآن هیچوقت منحصر به فرد نیست نسخه های قرآن قابل تكثیر و فتوكپی هم هست.
4- حق را كتمان نكنید
داریم راجع به امیرالمؤمنین صحبت می كنیم قرآن می فرماید: «وَلَا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ» (بقره/42)شما حق را كتمان نكنید، حق را با باطل قاطی نكنید، مصداق بارز آن همین است. امام صادق (ع) حوزه علمیه داشت در مقابل حوزه علمیه امام صادق آمدند حوزه علمیه درست كردند. اصلاً یك چیزی به شما بگویم یكی از مراجع تقلید توی تحقیقی كه دارد نوشته علتی كه در شام مسجد اموی را ساختند بخاطر اینكه مردم از فكر مسجد النبی و مسجد مدینه فكرشان برود سمت مسجد اموی یعنی گاهی وقتها رقیب تراشی می كنند یعنی برای اینكه مردم را از یك فكری منصرف كنند یك چیزی می سازند كه مردم. . . نخود سیاه اینجا هم می گویند؟ ها؟ می گویند فرستادیم دنبال نخود سیاه، حكومت ها افرادی را دنبال نخود سیاه می برند بسیاری از ورزشهایی كه تلویزیون نشان می دهد نخود سیاه است همه ما می نشینیم بین دو كشور كه توپ كجا كجا رفت، آنوقت نمی فهمیم نفت مان كجا می رود، گازمان كجا می رود، نمی فهمیم
برنامه درسهایی از قرآن سال 38 . ج1، ص: 4
جوانی مان كجا می رود، اصلاً از خودمان غافل می شویم، اگر این ساعتی كه من به توپ نگاه می كنم اگر به برادرم درس بدهم برادرم شاگرد اول می شود البته نمی گویم كه ورزش نكنید ورزش بكنید اما تماشای ورزش بیش از مقدار كم تلف كردن عمر است حالا پنج دقیقه ده دقیقه طوری نیست افرادی هستند كه یازده ساعت می نشیند ورزش نگاه می كند آخر سال هم بیست و دو تا تجدیدی می آورد این نخود سیاه است، ورزش ما نخود سیاه نباشد. . .
قرآن می فرماید: «وَارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعِینَ» (بقره/43)با افرادی كه ركوع می كنند ركوع كنید، آنوقت امام باقر (ع) می فرماید اولین كسی كه ركوع كرد كی بود؟ پیغمبر و علی بودند اگر خواسته باشیم با اولین ركوع كنندگان باشیم باید با علی (ع) باشیم، قرآن می فرماید: «وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا» (اسراء/23)گرچه راجع به احسان والدین هم من یك خورده حرف زدم اما اجازه بدهید یك خورده دیگر صحبت كنم چند تا نكته راجع به این آیه بگویم.
4- قرآن و سفارش احسان به پدر و مادر
نكاتی را كه می خواهم بگویم، البته تفسیرش را مفصل نوشته ام حدود سی و پنج تا نكته این آیه دارد اما دو سه تا را بگویم یكی این است كه قرآن می فرماید «وَقَضَی رَبُّكَ» قضاوت كرد خدای تو، «أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِیَّاهُ» بعد می گوید «وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا» (اسراء/23)قضی، نمی گوید: «حكم» نمی گوید: «امر» خدا امر كرده كه به والدین احسان كنید می گوید خدا قضاوت كرد، قضاوت در جایی می گویند كه دیگر وقتی قضاوت شد برو برگرد ندارد، یعنی دستور حتمی است، تازه نگفته: «قضی الله» خدا قضاوت كرده می گوید: «ربك» ، می دانید چرا ربك گفته؟ «رب» یعنی تربیت، می گوید چون می خواهم تو را تربیتت كنم یك همچین دستوری را به تو داده ام، یعنی چون می خواهم به تو رشد بدهم یكی از راههای رسیده به رشد این است كه انسان «وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا» پس «قَضَی» یعنی دستور حتمی است «رَبُّكَ» یعنی می خواهم به تو رشد بدهم بعد جمله «وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا» كنار توحید است خداوند دستور داد كه «أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِیَّاهُ» یعنی فقط خدا پرستی، فقط توحید، بعد از توحید می گوید «وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا» یعنی جایگاه پدر و مادر كنار خداست بعد هم نگفته: «و الی الوالدین احسانا» اگر می گفت «والی الوالدین احسانا» بسوی پدر و مادر احسان كنید یعنی برنج بخر، گوشت و نان بخر، برایش بفرست این «وَبِالْوَالِدَیْنِ» باء، باء الصاق به قول ما طلبه ها، یعنی قاشق پلو را دهانش بگذار غذا دهان بابات بگذار نه اینكه كیسه برنج بفرستی برایش، اگر پول برایش بفرستی می شود «و الی الوالدین» اگر چای دهانش بگذاری می شود «وَبِالْوَالِدَیْنِ» می گوید با دست خودت این كار را بكن. بعد هم نگفته «و بالوالدین انفاقا» یعنی به پدر و مادرت انفاق كن پول بده، گاهی پدر و مادر نیازی به پول ندارند اما نیاز به احسان دارند پول نمی خواهد محبت می خواهد بعد هم نگاه می كنی چهار مرتبه این را توی قرآن گفته، آنوقت یك خاطره تلخ، بعضی از دانشجوهای ما، سربازهای ما، توی پادگان ها توی دانشگاه ها هم می تواند تلفن كند هم می تواند نامه بنویسد اما تلفن نمی كند نامه نمی نویسد دلش می خواهد خوب پدر و مادرش دلتنگ بشوند كه وقتی مادرش او را می بیند جیغ بكشد یعنی چهار تا آیه قرآن را زیر پا می گذارد كه خودش را لوس كند گاهی وقتها هم كه نامه می نویسد تلخی ها را می نویسد «و بالوالدین اضرارا» مادر نبودی كه دیشب یك موش قد یك گربه، مادر نبودی بخاری ما نفتش
برنامه درسهایی از قرآن سال 38 . ج1، ص: 5
تمام شد، شوفاژ ما گازش تمام شد، یعنی اگر هم تلخی هست تلخی ها را می نویسد «إِحْسَانًا» یعنی خبرهای تلخ را به پدر و مادرت نده حالا اینرا كه می دانستید. یك چیزی كه نمی دانستید. . . آنكه نمی دانید این است «قَالَ رَسُول الله: أَنَا وَ عَلِیٌّ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّه یِ» (بحارالانوار/ج /23ص 259)پیغمبر فرمود من و علی (ع) پدر این امت هستیم «وَ لَحَقُّنَا عَلَیْهِمْ أَعْظَمُ مِنْ حَقِّ أَبَوَیْ وِلَادَتِهِم» حق پیغمبر و علی بر مردم بیش از حق پدر و مادر است بر فرزند یعنی اگر قرآن می گوید: «وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا» كانال یك آن پدر و مادر است كه توی خانه است كانال دو آن مراد از پدر و مادر رهبران آسمانی هستند «أَنَا وَ عَلِیٌّ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّه یِ» امام پدر ما است، معلم پدر ما است.
5- به كارهایتان رنگ الهی بدهید
«صِبْغَه یَ اللَّهِ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنْ اللَّهِ صِبْغَه یً» (بقره/138)صبغه، یعنی كارهایتان را رنگ خدایی بدهید. من امروز صبح توی استانداری بودم همه مدیرهای كل دعوت شده بودند صحبت بود خدمت به مردم همه اش خدمت به مردم بود، البته حرف خوبی است، به ما گفتند چند دقیقه صحبت كن من گفتم خدمت به مردم برای رضای خدا، چون اگر خدمت به مردم كردی برای خدا نباشد از مردم انتقام می كشی، عقده ای می شوی می گویی ما این همه خدمت كردیم آخرش توی كاندیدها به ما رأی ندادند اگر خدمت به مردم كردی برای خدا از مردم توقع نداری، اما اگر خدمت به مردم كردی برای مردم از مردم توقع داری و اگر یك زمانی مردم توقع تو را انجام ندادند علاقه ات به مردم كم می شود. ببینید برادرها و خواهرها یك چیزی برایتان بگویم خیلی این را گفته اند، خدایا تو را به حق هر عزیزی، زمان عزیز، شب عزیز، روز عزیز، از مردان عزیز، زنان عزیز، هر كسی كه پهلوی تو عزیز است، به همه ما اخلاص مرحمت بفرما.
اگر كسی خدایی بشود یعنی «صِبْغَه یَ اللَّه» (بقره/138)رنگ خدا را داشته باشد، صباغ یعنی رنگرز، اگر كسی رنگ الهی داشت رنگ الهی را خدا می گوید: «فی سَبیلِ اللَّه» توی قرآن خیلی داریم «ابْتِغَاءَ مَرْضَاه یِ اللَّهِ» (بقره/207)برای خدا «لِوَجْهِ اللَّهِ» (انسان/9)برعكس آن حدود دویست مرتبه توی قرآن داریم «دُونِ اللَّهِ» (بقره/23)غیر خدا، این چیه كه صدها بار توی جاده می گوید راه خدا، راه خدا، رضای خدا، وجه خدا، حدود دویست بار هم می گوید غیر خدا نروید، غیر خدا نروید، چه مسأله ای است كه توی قرآن حدود چهارصد مرتبه توی قرآن كه دویست بار می گوید به سمت خدا برو حدود دویست مرتبه می گوید به سمت غیر خدا نرو چی چیه؟ دویست تا تابلو، مگر این جاده چقدر خطرناك است؟ چون انسان همیشه سراغ غیر خدا می رود دانشجو برای غیر خدا درس نخوانده عقده ای می شود می گوید ما فوق لیسانس هستیم جمهوری اسلامی برای ما هیچ كاری نكرده، آقا! جمهوری اسلامی پول خرج تو كرده باسوادت كرده حالا می گوید نه هم باسوادم كند هم كولم كند یعنی اگر بنده درس بخوانم كه به من بگویند آیت الله همین كه دیدم به آن آیت الله می گویند به من آیت الله نمی گویند عقده ای می شوم اما اگر كسی برای خدا درس خواند حالا برای او صلوات بفرستند برای او نفرستند به او چای بدهند به او ندهند او امام جمعه بشود آن نشود آن رأی بیاورد آن رأی نیاورد اگر با خدا معامله كردی از هیچكس توقع نداریم و همیشه با مردم رفیق هستیم
برنامه درسهایی از قرآن سال 38 . ج1، ص: 6
مثل كسی كه ازدواج كند برای خدا، كسی اگر ازدواج كند برای خدا كه خدایا من جوان هستم نیاز به همسر دارم این جوان هم بنده خوبی بود اهل نماز بود اهل تقوی بود كمالات الهی را داشت من با این ازدواج كردم، اگر برای خدا ازدواج كنی این ازدواج دائمی است، اما اگر برای ماشین سوپر دولوكس ازداوج كردی تا ماشین می افتد توی دره می گویی «یَا اللَّهُ» طلاق بده من نمی خواهم چون ازدواج برای ماشین. . . وقتی ماشین رد شد ازدواج هم. . . یا دختری را گرفته ای بخاطر اینكه شكل او خوش قیافه است تا این دختر تب می كند می گویی من یك زن دیگر می خواهم یعنی اگر برای شكل بود شكل برگشت تو هم برمی گردی برای ماشین بود ماشین رفت تو هم می روی اما اگر چیزی برای خدا شد هیچوقت تاریخ مصرف آن كم نمی شود مردم امام حسین (ع) را برای خدا دوست دارند تا حالا عشق مردم از امام حسین (ع) كم نشده ولی عروس را بخاطر شكلش دوست دارند همین كه عروس پیر شد دیگر علاقه قبلی وجود ندارد، حدیث داریم اگر همسری را برای پول و شكلش بگیرید خدا هر دو را از تو می گیرد چون پول می رود شكل هم می رود اما اگر ازدواج برای خدا بود همیشه می ماند.
6- اگر كارهایمان خدایی باشد به هدف می رسیم
«صِبْغَه یَ اللَّه» یعنی رنگ خدایی رنگ خدایی همیشه می ماند حسین (ع) تكه تكه شد اما به اهدافش رسید، چون حسین (ع) این بود من می خواهیم نهی از منكر كنم و حكومت و رژیم بنی امیه منكر هستند وجود یزید منكر است من باید تكه تكه بشوم اما این رژیم را واژگون كنم بالاخره امام حسین (ع) رژیم بنی امیه را واژگون كرد امام حسین (ع) پیروز شد، پیروز معنایش این نیست كه توی جنگ پیروز شویم ممكن است انسان توی جنگ شهید بشود، صدام خیلی از بچه های ما را كشت اما بالاخره جمهوری اسلامی پیروز شد پیروزی این نیست كه ما كشته نشویم پیروزی این است كه ما به اهدافمان برسیم هر كه به هدفش رسید پیروز است ممكن است انسان گریه كند به هدفش برسد شما در خانه خدا گریه می كنی اما حاجتت را می گیری هر كس به آرزویش رسید پیروز است «صِبْغَه یَ اللَّه» آیه قرآن است یعنی رنگ خدا، امام صادق فرمود: «قَالَ الصِّبْغَه یُ مَعْرِفَه یُ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ (ع) » رنگ خدایی یعنی رنگ ولایت «بِالْوَلَایَه یِ فِی الْمِیثَاقِ» (بحارالانوار/ج /3ص 281)یعنی خط رهبری گم نشود یعنی اهل بیت را فراموش نكنیم رنگ الهی، باقی چیزها می پرد چقدر به عشق سردار قادسیه جوانهای عراقی آمدند كشته شدند صدام كو؟ معاونانش كو؟ وزرا كو؟ جوانها چی؟ الآن ویلچری ما با ویلچری عراق هر دو روی ویلچر نشسته اند این دست داده آن هم دست داده این پا داده آن هم پا داده این نخاعی است آن هم نخاعی است اما نخاعی ایران می گوید ما كه قصد حمله نداشتیم صدام به ما حمله كرد دفاع از دین وطن ناموس واجب است امام خمینی فرمود: دفاع واجب است ما رفتیم برای انجام واجب الآن هم توی ماشین نشسته ایم توی ویلچر نشسته ایم آرام است، یعنی با خودش حساب می كند. اما ویلچری های صدام می گویند چه؟ ما برای چی به صدام كمك كردیم؟ صدام هوسش گرفت سردار قادسیه بشود آمریكا می گفت به تو كمك می كنم، شوروی می گفت كمكت می كنم، غرب هم گفت كه به تو كمك می كنم، كشورهای خلیج هم گفتند كه به تو كمك می كنیم، او بخاطر اینكه سردار قادسیه شود ما را فرستاد جبهه ما الآن با كی حساب كنیم؟ كو صدام، هیچی. قرآن
برنامه درسهایی از قرآن سال 38 . ج1، ص: 7
می فرماید: «إِنْ تَكُونُوا تَأْلَمُونَ» با الف، نه با عین، یعنی درد، اگر شما درد می كشید «فَإِنَّهُمْ یَأْلَمُونَ كَمَا تَأْلَمُونَ» (نساء/104)دشمنان شما هم توی ویلچر نشسته اند آنها هم درد می كشند منتهی «وَتَرْجُونَ مِنْ اللَّهِ مَا لَا یَرْجُونَ» (نساء/104)شما خدا دارید آنها خدا ندارند امام حسین (ع) در دعا می فرماید خدایا هر كه تو را دارد چه ندارد؟ «مَا ذَا وَجَدَ مَنْ فَقَدَكَ وَ مَا الَّذِی فَقَدَ مَنْ وَجَدَك» (بحارالانوار/ج /95ص 226)هر كه تو را دارد چی ندارد و هر كه تو را ندارد چی دارد؟ یوسف توی چاه هیچی نداشت خدا داشت برادران یوسف بیرون چاه همه چیزی داشتند خدا نداشتند و بالاخره برادرها سقوط كردند یوسف درخشید امام حسین (ع) زیر سم اسب هیچی نداشت و حكومت بنی امیه و یزید همه چیزی داشتند بالاخره امام حسین (ع) آمد جلو بنی امیه محو شد هر كه خدا دارد همه چیزی دارد هر كه خدا ندارد هیچی ندارد این جمله امام حسین (ع) است امام علی (ع) می فرماید رنگ خدایی یعنی كارهایتان را رنگ معنوی به آن بدهید من این مثل را یكوقت یك جایی زده ام نمی دانم كه كجا زده ام، رنگ مردم پاك می شود شما تخم مرغ را كه رنگ می كنید یك خورده با آب دهان به آن دست بمالی پاك می شود چون شما رنگ كرده ای رنگ خلق پاك می شود اما رنگ خالق، خدا هم دم طاووس را رنگ كرده شما آب همه اقیانوسها را شیلنگ بگیر به دم طاووس همه اقیانوسها را به دم طاووس بگیری دم طاووس پاك نمی شود تخم مرغ را كه شما رنگ كرده ای با آب دهان پاك می شود طاووس را كه خدا رنگ كرد رنگش تا ابد پاك نمی شود می گوید اگر می خواهید پاك نشوید رنگ الهی داشته باشید «ما عِنْدَكُمْ یَنْفَد» (نحل/96)آنچه رنگ شماست می رود. یك كسی حجاب دارد چرا حجاب داری؟ برای رضای خدا، این حجابش تا ابد می ماند روز قیامت هم ثواب می برد یكی وضع حجابش بد است برای چی؟ دلم می خواهد این جوان خوشش بیاید دلم می خواهد بگویم من روشنفكر هستم چه روشنفكری؟ یك كسی قیافه اش را درست می كند خودش را حفظ می كند این آهنگ را گوش نمی دهد این غذا را نمی خورد با این آدم نمی نشیند این امضای ناحق را نمی كند تمام اینهایی كه رنگ الهی هستند می مانند لحظه مرگ خوشحالند تا ابدیت هم خوشحالند امام علی (ع) فرمود: «صِبْغَه یَ اللَّه» ما هستیم.
7- شرایط شاهد خوب
«وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّه یً وَسَطًا لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ» (بقره/143)امام فرمود ما هستیم، ما شما را امت میانه قرار دادیم تا شاهد مردم باشید، خوب، یك سؤال: شاهد باید عادل باشد یا فاسق هم می تواند باشد؟ شاهد دو تا شرط دارد یكی باید علم داشته باشد یكی باید عادل باشد كسی كه می خواهد شاهد بر مردم باشد هم باید كارهای مردم را بداند هم باید عادل باشد پس معلوم است كه ما. . . اصلاً شما می دانید كه من چه كرده ام؟ نه، من هم كه نمی دانم شما چه كرده اید، پس اینكه می گوید: «جَعَلْنَاكُمْ» این «كُمْ» شامل من و شما نمی شود چون اگر شامل من و شما بشود من باید كارهای شما را بدانم من كارهای شما را خبر ندارم، شما هم كارهای من را خبر ندارید شاهد باید عادل باشد خبر داشته باشد امام فرمود مراد از امت اهل بیت هستند اهل بیت هم می دانند كی چه می كند چون هر هفته كارهای ما را اهل بیت می دانند كارهای ما به امام زمان (عج) عرضه می شود هم آنها می دانند و هم آنها عدالت دارند. ما كار همدیگر
برنامه درسهایی از قرآن سال 38 . ج1، ص: 8
را خبر نداریم عادل هم نیستیم امام فرمود اینكه قرآن می گوید شما امت میانه هستید تا شاهد بر مردم باشید شاهد بر مردم دو تا شرط دارد: 1- كار مردم را بداند كه شهادت بدهد 2- عدالت داشته باشد ما یا در دانستن گیر هستیم یا در عدالت گیر هستیم پس آن كسی كه هم كارها را می داند و هم عادل است جزو اهل بیت است.
چی دارم می گویم؟ آیاتی را می گویم كه روایات ما می گویند مراد از این آیه توی قرآن ما هستیم یعنی سیمای اهل بیت در قرآن. چند تا را توی این جلسه گفتم.
خدایا تو را به حق آیه قرآنت قسم می دهیم روز به روز ایمان ما، علم ما، عقل ما، تجربه ما، معرفت ما، اخلاص ما، شور ما، سوز ما، ملت ما، آبروی ما، قدرت ما و وحدت ما را بیشتر بفرما. بدخواهان ما را شاد نكن. یك دنیا داریم، یك دنیا و آخرت داریم، یك آخرت تنها، سه تا دعا می كنم: خدایا ما را در دنیا از غافلین قرار نده در دنیا و آخرت از زیانكاران و خاسرین قرار نده در آخرتِ تنها، ما را اهل حسرت قرار نده.
«والسلام علیكم و رحمه ی الله و بركاته»
کليه حقوق برای مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن محفوظ است