امام حسین (ع) مدیریت نهضت عاشورا

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
بینندگان زمانی برنامه را می بینند كه شب عاشوراست، روز تاسوعاست، حرف زیاد است. ماجرای كربلا را حضرت آدم (ع) خبر داشت، انبیاء خبر داشتند پیامبر اسلام (ص) خبر داشت ماجرایی است كه محور همه مصیبت هاست بزرگان و اولیاء هر وقت سختی بهشان می آمد می گفتند: درست است كه مشكلات زیاد است اما «لَا یَوْمَ كَیَوْمِكَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ» (بحارالانوار/ج /45ص 218)هیچ روزی مثل روز تو نیست. حركت امام حسین (ع) را آقایانی كه در دانشگاه مدیریت می خوانند حركت امام حسین (ع) را می شود یك رساله ازش درآورد به نام مدیریت كربلا چون همه اش از زاویه شهادت بحث شد اصلاً نه چگونه مدیریت كرد. این مدیریت خیلی مسأله مهمی است كه اصلاً مدیریت كربلا را بگوییم. اجازه بدهید من امام حسین (ع) را توی این چند دقیقه در این زاویه مطرح كنم.
1- انحراف مسلمانان از خط مستقیم اسلام
خط مستقیمی را اسلام طرح كرد، ماشین را هم پیامبر اسلام (ص) ساخت راننده ای را هم در غدیرخم پشت او نشاند بنام امام علی بن ابیطالب (ع) آمدند در مقابل غدیر سقیفه را راه انداختند راننده دیگری نشاندند و علی (ع) را كنار زدند بعد راننده ای و بعد راننده ای دیگر جوری شد كه هرچه فاصله با پیامبر (ص) زیادتر می شد فاصله خطها هم با اسلام زیادتر می شد عین زاویه كه هرچه منحرف تر می شود فاصله اش با خط اصلی بیشتر می شود دهم هجری پیامبر (ص) از دنیا رفت شصتم هجری یزید به حكومت رسید 50 سال فاصله توی این نیم قرن خیلی انحرافات پیش آمد خیلی، خلیفه پیامبر (ص) شده بود یزید سگ بغل می كرد، شراب می خورد، عیاش بود، اصلاً عقیده نداشت. می گفت: «لا خبر و لا وحی نزل» نه خبری نه وحیی، منكر همه چیزی. دیگه قصه از سخنرانی گذشته بود. گاهی یه كسی با یك تذكر و تلنگر بیدار می شود و گاهی باید یه چیزی را منفجر كرد. امیرالمؤمنین (ع) دید دارد صحبت می كند در طرف اثر نمی كند {f «فَضَربَ بِیَدِهِ عَلَی خَدِّه» f}(الامان/ص 74)زد توی گوش خودش تا امیرالمؤمنین (ع) در سخنرانی زد توی گوش خودش، مردم دو زانو نشستند بفرمایید، چی می فرمایید، یعنی بعضی وقتها تذكر، خودش را باید در شرایطی قرار بدهد كه حواس ها را متوجه خودش قرار بدهد. كشورهای اسلامی در این 50 سال به كجا كشیده شدند؟ پیرمردها كه پیامبر را دیده بودند مرده بودند، نسل نو كه آمده كار پیامبر (ص) را ندیده بود سیمایی كه بود هِی عوض شد این بلاد اسلامی است یزید در شام حالا من روی نقشه را تطبیق نمی كنم، فرض حساب می كنیم یزید در شام به حكومت رسید نماینده ای داشت به تمام نمایندگانش بخشنامه كرد از همه مردم بیعت بگیرید حكومت مرا قبول كنند به نفع یزید منتهی به فرماندار مدینه نوشت؛ تو خیلی كار به مردم مدینه نداشته باش تو جهت روی شخص امام حسین باشد تو از او بیعت بگیر مردم آسان است. امام حسین (ع) در مسجد پیامبر نشسته بود آمدند گفتند فرمانداری شما را می خواهد امام
برنامه درسهایی از قرآن سال 18 . ج1، ص: 2
حسین (ع) فرمود: معاویه مرده پسرش حكومت را دست. . . می خواهند مرا ببرند فرمانداری بیعت بگیرند به 30 هزار نفر از این جوان های حزب اللهی گفت: شما پاسدار شوید دور خانه و كاخ، دارالعماره ی مثلاً كاخ كه نبود؛ محل حكومت فرمانداری، اگر از آنجا فریاد كشیدم شما بریزید تو كه یك بار مرا توی یك اطاق نكشند اگر بناست كشته شوم یه جوری كشته شوم كه رژیم را، از اینجا مدیریت شروع می شود 30 نفر جوان مسلح امام حسین (ع) فرمود مواظب من باشید. اینجاست كه می پرسند كه در صدر اسلام هم پاسدار بوده؟ بله پاسدار بوده خود امام حسین (ع) فرمود شما باشید، چون اگر بناست امام حسین (ع) از شهادت نمی ترسد، از اینكه از شهادتش سوء استفاده نشود. اگر بناست یك لامپی بزنیم چرا در كوچه ای بزنیم كه یك خانه داشته باشد توی یك خیابان شلوغ بزنیم كه میلیون ها آدم از نورش استفاده كنند خیلی خوب.
2- ایستادگی امام حسین (ع) در برابر بیعت با یزید
امام حسین (ع) رفت فرمانداری گفتند: شما باید بیعت كنی فرمود كه: من بیعت نمی كنم خلاصه بگو، مگو، شلوغ شد، فرماندار هم یه خورده جا خورد تشری امام حسین (ع) زد، تو از من به نفع یزید یه خورده سر و صدا كه بلند شد مثل اینكه دیدند نه مثل اینكه امام حسین (ع) آماده باش است علی ای حال گفتند: باشد یكی هم اونجا گفت: بابا باید بیعت بگیری امام حسین برود دیگه دستت بهش نمی رسد، به هر حال آمد امام حسین نگفته رفت مكه، خوب نگفته رفتن خود یك درس است، مسئله ای است. مثلاً حساب كنید یه مرتبه مردم می بینند كه امام (ره) در جماران نیست. مثلاً مقام معظم رهبری پیداش نیست یه آدمی كه همه او را می شناسند می بینند نیست این خودش ایجاد موج می كند. ایجاد موج، حالا سیاسی یا مدیریتی می خواهید بگویید هرچه می خواهید تحلیل كنید. نگفته رفت و مردم پا شدند گفتند: امام حسین (ع) نیست به شما نگفت، گفتند یه خبری است، آن 30 نفری كه همراه خود برده بود، آنها گفتند از پریروز هرچه بوده معلوم می شود می خواسته اند از امام بیعت اجباری بگیرند. رها كرده رفته مكه، حالا چرا مكه؟ مكه یك آیه داریم «وَ مَنْ دَخَلَهُ كانَ آمِناً» (آل عمران/97)یعنی هركس داخل مكه شد جانش در امان است.
3- حركت امام حسین (ع) از مدینه به مكه
یعنی حتی اگر یك قاتلی را می خواهند بگیرند فرار كرد رفت مكه، در مكه نمی شود او را كشت، یعنی مجرم هم اگر رفت مكه نباید به او كاری داشت. بله می شود آب و برق او را قطع كرد كه مجبود شود از مكه بیرون بیاید، آن وقت او را بگیریم، تا مادامی كه در مكه هست، این خود یكی از امتیازات اسلام است. من گاهی چون سفرهایی می روم خارج، هفتاد تا كمال پیدا كردم كه در هیچ دینی نیست. یكی از آن كمالات این است كه توی هیچ مكتبی نیست. در اسلام منطقه ای بنام مكه كه در منطقه امن است. برای هركس كه علیه هر رژیمی می خواهد فریادی بزند كسی حق تعرّض ندارد. یعنی یه جایی باشد كه مردم بتوانند ناله خودشان را بزنند و جالب این است كه همه پولدارهای زمین واجب است بروند مكه و مكه هم كسی حق اعتراض ندارد یعنی همه آن هایی كه می توانند بروند، بروند و هرچی نعره دارند اونجا باید بتوانند. منتهی عمل نمی شود. والا اگر آدمهای مستطیع بروند و فریاد بزنند خیلی از طاغوت ها می روند روی هوا،
برنامه درسهایی از قرآن سال 18 . ج1، ص: 3
كار نداریم. كی وارد مكه شد؟ سوم شعبان، 27 روز به ماه رمضان، ایستاد تا ماه رمضان، 30روز هم ماه رمضان ایستاد، شوال و 30 روز هم شوال و 30 روز هم ذی القعده و ذالحجه تا هشتم، حالا 30 كم یك ها را كار نداریم كه ممكن است یك ماه 29 روز باشد، از 27 روز مانده به ماه رمضان تا شب عید قربان چند روز؟ هشت و هفت پانزده ده بر یك چهار و هفت و 125 روز ایستاد چه می كرد چون منطقه امن بود گروه گروه می آمدند دیدن امام حسین (ع) می گفت: فهمیدید چه شد؟ معاویه رفت، یزید حكومت را گرفته می شناسید یزید چه كسی است؟ شروع كرد مكه را گروه گروه با مردم صحبت كرد، مردم مكه خوب پخت كه یزید لیاقت رهبری امت اسلامی را ندارد، مردم مكه روشن شدند. ها اینجا سفید شد. مدینه هم كه نگفته رفت ول وله انداخت آنجا را روشن كرد یعنی مردم مدینه یه مرتبه دیدند آقا نیست فهمیدند فرمانداری فشار آورده گفتند: حالا كه آقا جانش در خطر است بالاخره مردم مدینه یكدست شدند در مكه هم 120 روز ایستاد مردم را پخت حالا این كشورهای تاریك را باید روشن كرد. چه جوری روشن كنیم شب عید قربان از همه دنیا حاجی می آید مكه، حاجی، حاجی، حاجی، از همه مناطق حاجی آمد همه كه آمدند امام حسین (ع) رفت بیرون، باز در بیرون رفتنش یه چند تا اصل را مراعات كرد، نكته های مدیریتی اینجاست:
1- روز رفت، روز هشتم، می توانست شب برود كه كسی او را نبیند.
2- از وسط جمعیّت رفت تا ببینند او را كه كجا می رود، می توانست از آن پشت ها برود.
3- كاروان راه انداخت، با قافله رفت، چون اگر یك نفر سوار اسب باشد برود نمی فهمند اما وقتی كاروان می رود می گویند كجا؟
4- سوار شد، اگر پیاده باشد مشخص نیست.
5- هركجا هم ایجاد سؤال می كردند ما داریم می اییم شما چرا می روید، سخنرانی و افشاگری می كرد. مگر خبر ندارید معاویه رفته یزید یه همچنین شخصی. اگر رهبر مسلمان ها یزید باشد باید فاتحه اسلام را خواند «و عَلَی الْإِسْلَامِ السَّلَام» (بحارالانوار/ج /44ص 326)خیلی شعار قشنگی است. چنا شعار دارد امام حسین (ع) می فرماید: «مِثلی» ای را همه مسلمان ها حفظ كنند. شعار 2 كلمه ای است. «مِثْلِی لَا یُبَایِعُ مِثْلَهُ» (بحارالانوار/ج /44ص 324). نگفت «انا لا یبایع یزید» اگر این را می گفت: می گفتند اون پسر پیامبر است یك وظیفه شخصی دارد. نگفت من فرمود مثل من یعنی شما هم اگر خون حسین درست باشد، كسی كه مثل حسین باشد، نباید بیعت كند با كسی كه مثل یزید باشد. نگفت من با یزید تا بگویند قصه شخصی است. فرمود مثل من با او. ممكن است یزید نباشد ولی مثل او همیشه هست. آدم های هرزه ای كه مثل یزیدند و آدم های حزب اللهی كه مثل امام حسین اند. حزب اللهی زیر بار هرزه نباید برود «مِثْلِی لَا یُبَایِعُ مِثْلَهُ» یعنی قصه مكتب است، قصه شخص نیست كه بگویم من زیر بار او نمی روم. حالا.
4- افشاگری امام حسین (ع) علیه یزید
روز رفت از وسط رفت، كاروان راه انداخت سوار شد، افشاگری می كرد به مردم هم می گفت: از ایرانی؟ سلام ایرانی ها را برسان بگو من حسینم بیعت نمی كنم، از مصر، از عراق، به همه مسلمان ها گفت از هر بلادی هستید بگویید من پسر
برنامه درسهایی از قرآن سال 18 . ج1، ص: 4
فاطمه هستم زیر بار او نمی روم شما هم نروید، هركس در جناح مثل من است زیر بار مثل یزید نباید برود به عنوان خبر دست اول حاجی ها برگشتند، هر حاجی توی محلش می نشست می گفتند خبر تازه، می گفت خبر تازه اینكه اول روزی كه همه حاجی ها آمدند امام حسین (ع) رفت، این ها خیلی مهم است. ببین آقا یك سؤال: من الآن حریف شما نمی شوم ماشاءاللّه شما چند صد تا دانشجو هستید من هم یك طلبه مسأله زور باشد با یك نفر هم نمی توانم كتك كاری كنم، اما می توانم عمامه ام را بردارم بدون عمامه بروم توی خیابان، آقای قرائتی چرا؟ این ها، ای خدا، یعنی می توانم با برداشتن عمامه همه را علیه شما بشورانم، گاهی وقت ها این ها فوت و فن است. امام خمینی (ره) از این فوت و فن ها برای انقلاب استفاده كرد. یك مرتبه فرمود، شما یادتان نمی آید فرمود: مسجدها تعطیل، بابا نماز جماعت مستحب است نه تعطیل می خواست هی ولوله بیاندازد یك شب نیمه شعبان بود فرمود امسال كسی چراغانی هم نكند زمان شاه، نیمه شعبان، چراغانی هم نكنید، از هر ایجاد موجی علیه رژیم استفاده می كرد. خیلی مهم است. هشتم، روز هشتم، از وسط جمعیّت، كاروان سواره، سخنرانی، ایجاد موج است وقتی حاجی ها برگشتند، این حاجی سخنران این منطقه شد، منطقه روشن شد و این حاجی آن مسجد روشن شد، خلاصه آقا، تا حاجی ها برگشتند همه فهمیدند كه خط حسین با خط یزید از هم جداست یكی طرفدار عصمت و تقواست و یكی عصمت و تقوا. . . اصلاً پدرش معاویه روی منبر نشست. توی كتابهای شیعه و سنی هست كه اصلاً من كار ندارم شما می خواهید نماز بخوانید یا نخوانید من می خواهم حكومت كنم مردم دودمان بنی امیه را حالا شناختند خوب بعد 125 روز كجا رفت روز هشتم، برویم كربلا برای اینكه از كوفه نامه آمده، نامه های كوفه 12000 تا بیا اینجا شنیده ایم شما رفته ای كربلا، مكه شما بیا ما مردم كوفه هستیم پدرت هم اینجا پایتختش بود بیا قدرت، نیرو، اسلحه، امكانات می دهیم و كودتا می كنیم و رژیم. نامه های زیادی آمد كه امام (ع) مسلم را فرستاد كه قصه اش را شنیده اید بعد امام حسین (ع) دارد می رود كوفه، وقتی می رود كوفه، وقتی می رود كوفه، باز اینجا مدیریت امام حسین (ع) را ببینید.
5- همراهی امام سجاد و حضرت زینب در كربلا
1- دو تا خبرنگار با خودش برد. یكی مرد، امام زین العابدین (ع) و یكی زن حضرت زینب (س) یك چهل، پنجاه تا ضبط و صوت با خودش برد بچه های كوچولو آمدند با چشم های خود فیلم برداری كردند با گوشهایشان حرف ها را ضبط كردند هر بچه كوچولو می گفتند تو كربلا بودی، تا می گفت بودم و دیدم و شنیدم، روضه خوانی می شد، این بچه ها را برد آنجا پر بشوند یك مهر كوچك هم با خودش برد علی اصغر كه این مهر گرچه كوچك است ولی به نامه بزرگ ارزش می دهد كه فردا نگویند بابا دو نفر بودند سر سلطنت دعوا كردند علی اصغر چه گناهی داشت، با اینكه كوچك است، مهر كوچك است اما نامه را بهش ارزش می دهد. وقتی هم می رود نامه، نامه ها، به این منطقه می دهد دارم می روم كربلا بیایید. سؤال: امام حسین (ع) كه می داند شهید می شود حالا چهار تا هم از شهر و روستا بیایند یا نیایند.
چون قامت ما برای غرق است *** در كم و زیاد او چه فرق است
ما كه، آب چه از سر گذشت چه یك نی و چه صد نی. امام حسین (ع) شهید می شود حالا چهار تا بیایند یا نیایند.
برنامه درسهایی از قرآن سال 18 . ج1، ص: 5
جواب: فایده اش این است كه نامه می نویسیم خود نامه چهار فایده دارد؛
1- نامه اتمام حجت می كند چون توی نامه می گفت شما این نامه را توی مسجد برای مردم بخوان یا به مردم بگو كه قصه چیست. نامه دست آدم سرشناسی می آمد آن طرف این نامه را مردم، این نامه خودش افشاگری بود.
2- یا این نامه می آمد یا نمی آمد اگر نمی آمد اتمام حجت می شد كه نگویند ما نمی دانستیم اگر می آمد یا شهید می شد یا شهید نمی شد، اگر شهید می شد دودمان و اهل آن شهر علیه شهیدشان، به نفع شهیدشان علیه رژیم، اگر از این شهر و بخش یك نفر شهید می شد اگر شهید می شد مردم آن منطقه علیه رژیم كودتا می كردند اگر هم شهید نمی شد باز یك خبرنگار به خبرنگارها اضافه می شد. این همه اش اصول مدیریت است خیلی مهم است یك رژیمی كه 50 سال است منحرف شده امام حسین (ع) می خواهد چند ماهه مسیر پنجاه ساله را ببیند چقدر باید طرف از نظر برنامه ریزی و از نظر فوت و فن كارها باید حكیم باشد و خیلی باید مدیر باشد كه بتواند چند ماهه با یك روش مسیر 50 ساله را برگرداند خیلی هنر است. نامه می نوشت، یك نمی آمد اتمام حجت بود، دو می آمد شهید می شد مردم داد می زدند، سر می آمد شهید نمی شد یك خبرنگار به خبرنگارها، همه اش فوت و فن است، شد. رفتند در كربلا، ماجرای كربلا را می شنوید ایام عاشورا خون ها ریخته شد. حالا ماجرای كربلا زبانم نمی گردد هم می فهمم هم نمی فهمم نمی دونم بگویم یا نگویم. قرآن دارد تعریف اسماعیل را می كند می گوید وقتی پدرش ابراهیم به اسماعیل گفت خدا، گفته خون تو ریخته بشود ذبح كنم تو را، فرمود: «یا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَر» (صافات/102)پدر آنچه را خدا امر كرده انجام بده.
6- عشق به شهادت در كربلا
خداوند این آیه را نقل می كند برای زنده باد اسماعیل كه اسماعیل به قدری خوب است كه وقتی پدرش گفت بناست كشته بشوی گفت بابا جون انجام بده آنچه را بهت گفته اند، نترس، خونم را حاضرم، ولی حضرت قاسم نگفت انجام بده گفت: مرگ از عسل شیرین تر است. این خیلی مهم است. اگر خدا اسماعیل را تجلیل می كند چقدر ما باید تجلیل كنیم از حضرت قاسم، كربلا یه چیزهایی دارد كه. یه وقت مكه به من گفتند كه سمینار زن گذاشته ایم. گفتم والله سمینار زن می خواهد چه كار كند همین سعی بین صفا و مرده سمینار زن است. یك زن كنیز، دو سه هزار سال پیش اینجا دویده، به همه پولدارهای تاریخ می گوید بیایید به جای این زن، بدوید كه اگر یك زن ایثار كرد من نامش را تاریخ نمی گذارم گم بشود. خیلی مهم است ولی بالاخره وقتی حضرت هاجر دوید آب زمزم پیدا شد. برای طفل مكه آب پیدا شد اما برای طفل كربلا آب پیدا نشد. ماجرا شد خون ها ریخته شد این ها بردند در كوفه. بچرخانند تا بگویند اگر كسی با حكومت مخالفت كند دچار چنین سرنوشتی می شود. این ها در كوفه سخنرانی كردند مردم كوفه هیجانی شدند رفتند در شام هیجانی شدند اجمالاً این اسارت ها هم باعث شد كه این ها سخنرانی كردند، كنار خرابه، توی كاخ امام سجاد (ع) با پسر یزید چند دقیقه خصوصی صحبت كرد یه مرتبه پسر یزید تا باباش آمد گفت: خاك توی سرت كند تو حسین را كشتی، یزید رفت سمت خانم. آن ور پرده خانم یزید گفت خاك توی سرت كند. یعنی زینب كبری زن یزید را علیه یزید شورانید، امام زین العابدین (ع) پسر یزید را علیه او. اصلش این ها مواد منفجره بودند. قرآن می گوید من مواد
برنامه درسهایی از قرآن سال 18 . ج1، ص: 6
منفجره هستم. یه آیه داریم كه قرآن می گوید من دینامیت هستم «لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلی جَبَل» (حشر/21)اگر قرآن بر كوه نازل می شد تكه تكه می شود، یعنی من مواد منفجره هستم این اهل بیت امام حسین (ع) تمام رژیم بنی امیه را مثل دینامیت با سخنرانی ها. انقلاب فرهنگی بود شمشیر نبود و اما سخنرانی، اسارت، شهادت، مظلومیت، قداست، عدالت، وفا، ایثار، كمالاتی كه در كربلا. كربلا، كربلا نیست نمایشگاه تمام كمالات است.
7- وفاداری حضرت اباالفضل به امام حسین (ع)
حالا روز تاسوعاست بحث را گوش می دهید. اباالفضل (ع) وفادار بود قرآن می دانید در تعریف ابراهیم می گوید: «الَّذی وَفَّی» (نجم/37)وفادار بود. اگر خدا به وفای ابراهیم می گوید «وَفَّی» اباالفضل (ع) هم وفادار بود. عصر تاسوعا یك ورقه آوردند گفتند تو فامیل. یكی از فامیل های شمری. بیا این طرف هستند كسانی كه یك نامه از اروپا، آمریكا می آید. بیا اینطرف. و خیلی از جوان ها گول می خورند. دهنشان پر از آب می شود. یعنی خیلی كه بعضی. یك نامه آمد كه اباالفضل را بخرند. فرمود: من از حسین جدا بشوم؟ وفای اباالفضل. قرآن راجع به وفا می گوید: ابراهیم «الَّذی وَفَّی» اگر وفای ابراهیم مورد ستایش است وفای ابالفضل هم مورد ستایش است. خوب بس است در جلسات عزاداری كنید انشاءاللّه نماز عاشورا با شكوه برقرار شود. عزاداری ها را با گناه قاطی نكند. خواهرهای عزیز دستتان درد نكند كه به هر حال شماها هم كمك می كنید اما نگذارید عزاداری امام حسین (ع) با گناه قاطی شود. اگر عقب هیئت راه می روید با یك قیافه ای راه بروید كه حضرت زهرا (س) عقب هیئت راه می رود و. اگر حضرت زهرا (س) عقب هیئت راه برود چه جوری راه می رود. شما دختر زهرا هستید همه دخترها دختر زهرا هستند. اصلاً همه ما بابایمان پیامبر (ص) است. در دعای ندبه داریم «أَنَا وَ عَلِیٌّ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّه ی» پیامبر فرمود: من پدر شما هستم، هر جوانی بابایش پیامبر است. اصلاً ما بچه ابراهیم (ع) هستیم «ملّه ی ابیكم ابراهیم» قرآن می گوید: شما فرزندان ابراهیم هستید. دختران ما فرزندان حضرت زهرا هستند. جوری عقب هیئت راه بروید كه اگر حضرت زهرا هم بود این رقمی راه می رفت و جوان های ما هم اینچنین باشند.
خدایا تو را به اباالفضل قسمت می دهیم همینطور كه او وفادار بود ما را نسبت به امام زمان (عج) نسبت به قرآن و شهدا و امام خمینی (ره) انقلاب ما را هم وفادار قرار بده. خدایا آنهایی كه بی وفایی می كنند اگر قابلند هدایت، ولی آنها كه خیانت می كنند دستشان را قطع بفرما. خدایا ایمان كامل، بدن سالم، فكر بلند، نیت خالص، علم مفید، رزق حلال، اولاد صالح، عزت دنیا و آخرت به همه امت اسلام و ما مرحمت بفرما. خدایا طاغوت های جان یكی پس از دیگری در هم بشكن. خدایا توطئه ها خنثی، توطئه گران نااهل نابود بفرما. خدایا تو را به حق محمد و آل محمد شر اشرار را به خصوص آمریكا و اسراییل و هر صاحب شری كه كاری جز شر رساندن به مستضعفین ندارد شرشان را به خودشان و انواع نكبت ها و بدبختی ها را نثارشان بفرما. خدایا زیارت با معرفت كربلا نصیب ما بفرما. خدایا ما را از عزاداران واقعی قرار بده. نماز ظهر عاشورا را با شكوه خوب انجام بدهید نمازها یادگاری است.
«والسلام علیكم و رحمه ی اللَّه و بركاته»
کليه حقوق برای مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن محفوظ است