تفسیر سوره قصص (21)

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
ادامه سوره قصص را تفسیرش را داشتیم به این آیه رسیدیم كه خدا به پیامبرش می گوید: كه نبودی ما به پیامبران قبل در كوه طور و از جانب غرب و از شاهدین و از جانب غربی نبودی، خلاصه وصل به تاریخ باش. كه خبرهایی در تاریخ بوده كه تو نبودی ما این ها را از علم غیب به تو گفتیم. اگر انسان از غیب از اطلاعات آسمانی جدا بشود خودش همین اطلاعات دورش را می بیند. خوراك، پول، مسكن. یك عربی حرف قشنگی می زد می گفت: ما قبل از اینكه پیامبر بیاید همه اش نگاهمان به زمین بود، شر و شراب و عیش و غارت و قتل. یه مرتبه پیامبر آمد گفت: «فَلا أُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجُومِ» (واقعه/75)به مدار ستارگان قسم خورد ما را از پایین برد رو به بالا، قبل از آمدن انبیاء مردم در مقابل سنگ و چوب سجده می كردند، از جماد رفت به خالق، نبودی كه ما چطور تو را بند كردیم به گذشته و آینده و تاریخ. بعد می فرماید: این ها همه رحمت بود. آیه 47 سوره قصص كه یك بخش از آن را گفتم می گوید كه: «وَ لَوْ لا أَنْ تُصیبَهُمْ مُصیبَه یٌ بِما قَدَّمَتْ أَیْدیهِمْ فَیَقُولُوا» (قصص/47)وقتی گیر می كنند می گویند تقصیر تو است اگر یك پیامبری می فرستادی ما را هدایت می كردی ما دچار بدبختی نمی شدیم. برای اینكه مردم یك حرفی نزنند ما پیامبر فرستادیم. آخه اگر شما از یك خیابان بروی و پلیس جریمه ات كند شما می گویی تقصیر شماست. تابلو ورود ممنوع نبود. برای اینكه گیر ندهید كه بدبختی های ما به خاطر این است كه تو اعلام نكردی پیامبر فرستادیم كه كسی نگوید من نمی دانستم. تا این آیه را در جلسات قبل آمده بودیم.
«وَ لَوْ لا أَنْ تُصیبَهُمْ مُصیبَه یٌ بِما قَدَّمَتْ أَیْدیهِمْ فَیَقُولُوا رَبَّنا لَوْ لا أَرْسَلْتَ إِلَیْنا رَسُولاً فَنَتَّبِعَ آیاتِكَ وَ نَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنینَ» برای اینكه وقتی مصیبت به مردم می رسد به خاطر عملكردشان، مردم گرفتار می شوند به خاطر كج رویشان غلطی می كنند چوب خوره و خلافی می كنند جریمه می شوند. دروغ می گوید بی اعتبار شده. و سیگار می كشد تنگ سینه پیدا می كند دور حوضش نرده نمی گذارد بچه اش غرق می شود. درست رانندگی نكرده تصادف می كنه و مراعات بهداشت را نمی كند مریض می شود. همینطور كه این كارها ملموس و پیداست یكسری چوبهایی كه ما می خوریم علّتش پیدا نیست. باید پیامبر بگوید كه چون همچین كردی آبروی فلانی را ریختی آبرویت را ریختند. برای اینكه مصیبتهایی به مردم اصابت می كند و گرفتاری به مردم می رسید به خاطر «بِما قَدَّمَتْ أَیْدیهِمْ» آنوقت بعد می گوید بعد زباندرازی می كنند كه: «لَوْ لا أَرْسَلْتَ إِلَیْنا رَسُولاً» خدایا چرا رسول نفرستادی رسول فرستادی اگر رسول می فرستادی ما دچار این بدبختی نمی شدیم. می گوید برای اینكه مردم یك حرفی نزنند ما پیامبر فرستادیم: خلاصه اینكه در جلسه قبل، آیه قبل فرمود نبوّت رحمت است.
1- هدف بعثت پیامبران، اتمام حجت بر مردم
برنامه درسهایی از قرآن سال 18 . ج1، ص: 2
این جلسه می خواهد بگوید نبوّت اتمام حجت است. ما پیامبر فرستادیم تا اتمام حجت كنیم. سؤال: آیا واقعاً عقل كافی نیست؟ آیا علم كافی نیست؟ آیا تربیت خانوادگی كافی نیست؟ آیا وجدان كافی نیست؟ پاسخ: دلیلش این است كه همه جنایت ها را عاقل ها می كنند، دیوانه ها خطری ندارند، یك سنگ به شیشه می اندازند تمام طراحی هایی كه دنیا را به آتش می كشد چه كسی دنیا را تهدید می كند؟ آمریكا، آمریكا مگر دیوانه است. چه كسی تهدید می كند امنیّت ها را، امروز افغانستان و عراق، فردا جای دیگر، مگر آمریكایی دیوانه است، مگر بی سوادند مگر جامعه شناس و روانشناس ندارند، اوه آنقدر دكترای علوم تربیتی آنجاست، آنقدر دكترای حقوق در آمریكاست و حقوق ملت ها از بین می رود. خود ما، می توانیم آمار بدهیم كه افرادی از ما كه باسوادتر هستند، یعنی اینكه 30 تا كتاب خوانده است فسادش كمتر از 29 تا و این از 28 كتاب كمتر، یعنی بگویید هر كس یك كتاب بیشتر بخواند خوب تر می شود نه، باسوادتر می شود ولی خوبتری معلوم نیست. هیچ دلیلی نداریم كه آنها كه علم و درست بیشتری دارند خلاف، گاهی همان عقل و علم را وسیله قرار می دهد كه خلافش پررنگتر باشد. مثلاً یك گیوه دوز چقدر می تواند دزدی كند یا خلافكار باشد، می گوییم كفش بدوز باید كك ها را ریز بزند می دزدند درشت می زنند، یعنی دزدی گیوه دوز در كك است یك میوه فروش خلافش در یك صندوق پرتقال، فاسدها را زیر و بزرگ ها را رو می گذارد، خلافش در چهار تا پرتقال است و در چهار تا كك اما اگر یك آدم عاقل، دانشمند و تحصیل كرده در سطح بالا تربیت انبیاء نباشد به چهار تا كیك و پرتقال نیست خیلی خطرناك است. می گوید: ما رسول فرستادیم تا مردم نگویند: «لَوْ لا أَرْسَلْتَ إِلَیْنا رَسُولاً» چرا برای ما رسول نفرستادی؟ «فَنَتَّبِعَ» پیروی و تبعیت كنیم آیات تو را، و از مؤمنین باشیم. ما پیامبر فرستادیم تا مردم نگویند چرا راهنما نفرستادی؟
سؤال: دلیل و فلسفه نبوّت چیست؟ پاسخ: اتمام حجت، تا كسی حرفی برای زدن نداشته باشد. خوب برویم آیه بعد: «فَلَمَّا جَاءَهُمُ الْحَق» (قصص/48)، اول می گویند خدایا یك پیامبر بیاید اما حالا این را هم بگویم كه مشكلات این چیه؟ مشكلات عقل و علم چند چیز است كه اشاره می كنم.
2- علم و عقل، لازم است، كافی نیست
1- محدودیّت: عقل محدودیّت دارد و یك سری چیزها را نمی فهمد، علم محدودیت دارد مگر ما چند كتاب خوانده ایم. علم و عقل محدودیّت دارد از همه گذشته محكومیت؛ آفات علم و عقل را می گویم:
سؤال: آیا علم و عقل آفت دارد؟
جواب: بله آفت علم و عقل
1- محدودیت، علم كم است.
2- محكومیت است؛ علم دارد و می فهمد ولی فشار خارجی پیش می آید و دست از علم خودش برمی دارد.
3- اختلافات: اگر عقل و علم و مردم را به تربیت و وجدان رها كنیم و نبوت را بگذاریم كنار هركس طبق سلیقه خودش هركسی یك جوری كار می كند. می گوید عقل من اینطور می پسندد به نظر و سلیقه من اینطوری است. سلیقه ای
برنامه درسهایی از قرآن سال 18 . ج1، ص: 3
می شود. الآن فرم دارد نماز اسكلت بندی دارد. اولش «اللّه اكبر» و آخر «السلام علیكم و رحمه ی اللّه» . سر و ته آن معلوم است. ولی آقا كه می رود منبر نمی فهمیم چقدر، ده دقیقه یك ساعت است و نمی دانیم چه خواهد گفت. ولی نماز را هركس می فهمد «بسم اللّه» ، «وَ لاَ الضَّالِّینَ» ، «قل هو اللّه» ركوع. ما اگر نماز را از ما بگیرند و بگویند هر كس خودش عبادت كند عبادت یك ثانیه ای داریم تا 14 ساعتی به هم می ریزد همه چیز، عقل لازم است، كافی نیست علم لازم است و تربیت، كافی نیست و وجدان این ها كافی نیست ما منكر این ها نیستیم من خودم هم عاقل و هم باسوادم یه خورده ولی كافی نیست خیلی از جاها می فهمد چه كار كند. چقدر علما و عقلای دنیا توی اطاقهای دربسته نشسته اند ولی بدون دسترسی به نتیجه ای جلسه شان تمام شده، دور دوم مذاكرات، دور دهم، همه با سوادهای دنیا نشسته اند جلسات سنگین و ساعت های طولانی آخرش هم به نتیجه مطلوب نرسیده اند، دیوانه خانه كه نبود این ها عاقل و باسواد بوده و كارشناسی شده، در عین حال به نتیجه نمی رسند به خاطر اختلافات سلیقه ای، هركس به سمتی می كشد و به نتیجه نمی رسد. «نبوت» : انسان باید دستش را بگذارد در دست خدا، انسان اگر خودش باشد و عقل و وجدان كافی نیست.
«فَلَمَّا جَاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِندِنَا قَالُواْ لَوْ لَا أُوتیِ َ مِثْلَ مَا أُوتیِ َ مُوسی» همینكه پیامبر و حق سراغشان آمد گفتند: بهانه گرفتند، ما می خواهیم معجزات پیامبر هم مثل معجزات موسی باشد. معجزه هر زمان باید سنخیّت داشته باشد با همان زمان یك مثال ساده؛ اگر كسی خواست برای خیاطها هنرنمایی كند، در نقاشی نمی تواند، باید در خیاطی باشد، یعنی باید دید افكار عمومی چیست بر وزن آن آدم شیرینكاری كند كه بگویند اوه عجب این غیر از كار ماست. زمان موسی (ع) سحر و جادو زیاد بود پیامبر هم عصا انداخت اژدها شد. می گفتند چرا مثلاً همچین كاری نمی كنی به می گوید حالا خوب بهانه شما چیه؟ می گویند: معجزه باید مثل او باشد می فرماید: «أَ وَ لَمْ یَكْفُرُواْ بِمَا أُوتیِ َ مُوسی» شما وقتی موسی معجزه آورد كفر نورزیدید؟
3- بهانه گیری و لجاجت، شیوه مخالفان راه حقّ
بهانه گیر هستید، افرادی كه می خواهند بهانه بگیرند به مختصر چیزی می گویند این چرا این نیست؟ مثلاً می گوید: «عَلَیْها تِسْعَه یَ عَشَرَ» (مدثر/30)19 مأمور دارد، هركس می خواند 19 تا چرا 20 تا اگر می گفتیم 20 تا می گفت چرا 2 نه نماز مغرب 3 ركعت است، چرا چهار ركعت نیست؟ اگر 4 ركعت چرا 5 ركعت نیست، طواف دور كعبه 7 تا اگر 8 تا بود می گفتند چرا 8 تا، 11 تا می بود همین را می گفتند ما یك دست غیبی را می بینیم، ببین آقا اگر تمام متخصصین انرژی اتمی، تمام متخصصین جامعه و روان شناس، پزشك ها، تمام، تمام مغزهای زمین جمع شوند و به مردم بگویند دور این طواف كنید حضرت عباسی نمی گیرد. اما حضرت ابراهیم (ع) چند هزار سال قبل از پیامبر (ص) یك كعبه ساخت گفت دورش طواف كنید، شبانه روز دارند طواف می كنند. ما می خواهیم بگوییم چه دستی در كار است كه تمام مغزهای متفكر اگر یك جایی را بسازند و حتّی به دانشجوهای خودشان مثلاً رئیس دانشگاه بگوید دانشجویان عزیز مگر من استاد و رئیس دبیرستان شما و آیه ی اللّه محل شما نیست مزد من اینكه دور این بگردید مردم گوش نمی دهند. چه دستی است و
برنامه درسهایی از قرآن سال 18 . ج1، ص: 4
چه رمز و نخ و حركتی است كه یك ناله سر زده شده چند هزار سال ماند. این باید پی گیری شود كه قصّه چیست؟ غیر از، یعنی پشت این حرف ها یك حرف دیگری هم هست خیلی حرف می زنند چطور این ماند؟ شما پدرت از دنیا می رود، خدا پدرتان را به سلامت بدارد. اگر كسی پدرش از دنیا برود یك هفته اول ده تا قطره اشك هفته دوم 8 تا و بعد 4 و 3 و كم كم دو، سه سال كه می گذرد حتی، دیگه فراموش می كند، كم كم عكس او را هم از جلو چشم برمی دارد. یعنی انسان نسبت به پدر و مادرش بعد از چندی فراموش می كند. ولی این حسین (ع) كیست كه سال به سال عاشورایش پر رنگ تر می شود چه دستی در كار است آدم فوت پدرش را فراموش می كند، چطور امام حسین (ع) 1400 سال است فراموش نشده. 43 تا رادیو به امام خمینی (ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی دری وری می گفت و از صدام تجلیل می كرد چطور یك مدتی كه گذشت مرده امام از زنده صدام عزّتش بیشتر است كسی رئیس جمهور یك مملكتی باشد و ادعای سردار قادسیه را داشته باشد. توی لانه ها و خانه هایش را بیایند بازرسی كنند ذلیل ترین رئیس جمهور در تاریخ صدّام شده و حال آنكه از همه رؤسای جمهور گردن كلفت تر بود، شد چی، به خاطر اینكه خدا قول داده، «وَ الْعاقِبَه یُ لِلتَّقْوی» (طه/132)، «وَ الْعاقِبَه یُ لِلْمُتَّقین» (اعراف/128)عاقبت مال متقین و اهل تقواست. «إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا وَ الَّذینَ آمَنُوا» (غافر/51)ما انبیاء خودمان را، بیننده ها وقتی بحث را گوش می دهید. حاجی ها مكه هستند، یكی، دو میلیون جمعیّت سال ها پول جمع می كنند. حالا بعضی كشورها بچه كه به دنیا می آید حساب بانكی برایش می گذارد برای اینكه بعد كه بزرگ می شود روی حساب قرعه و. . البته نمی دانم حالا برنامه اش چیست؟ كه این ها اتوماتیك می روند مكه، حتی، حدیث داریم كه: یك قوطی و به قول امروزی ها یك قلّك (حساب بانكی) بگذار یك پولی درمی آوری كه صد در صد حلال است بگو «هذا للحجّ» برای مكه، یه ذره، ذرّه جمع شود كه یك دفعه بهت فشار نیاید. حتی حدیث داریم كه: مردها زندگی خانواده شان را سخت بگیرند یعنی حتی نان و نمك به زنشان بدهند و نان و سركه بدهند و از گوشت چیزهای گران دوری كنند عوضش پولشان را جمع كرده و خانمشان را ببرند مكه. این چیه كه از اول تولد بعضی كشورها، مثلاً امام حسن (ع) 25 مرتبه پیاده می رود مكه و هرچه هم می روند سیر نمی شوند. آخه شما 33 پل اصفهان را كه دیدی می گویی بیا برویم یك بار دیگر. باب صبح دیدم ولم كن تو را به حضرت عباس یعنی الآن دیگه شوفرهای تاكسی در اصفهان از دیدن 33 پل لذت نمی برند. و آنهایی كه چند بار اصفهان رفته اند از دیدن عالی قاپو و سی و سه پل لذت نمی برند چطور شد افرادی هر چه می روند مكه تشنه تر می شوند؟ یك رمزی دارد. حالا قرآن می فرماید كه: شما بهانه گیر هستید، می گویید كه: «لَوْ لا أَرْسَلْتَ» چرا پیامبر نیامد. پیامبر هم بیاید گوش نمی دهید. مگر تورات نیامد، مگر سابقه خرابی ندارید؟ شما همانهایی هستید كه «أَ وَ لَمْ یَكْفُرُوا بِما أُوتِیَ مُوسی» قبلاً مگر قبلاً موسی موسی آمد كفر نورزیدید؟ «مِنْ قَبْلُ قالُوا سِحْرانِ تَظاهَرا» و گفتید هم قرآن و هم تورات سحر است. «إِنَّا بِكُلٍّ كافِرُونَ» ما همه چیز را قبول نداریم هر چی بگویید قبول نداریم، شما از اول موضع گرفتید. افرادی موضع گرفته می گوید فلانی آدم خوبیه بعد می گوید: آقای قرائتی نظر شما راجع به فلانی چیه؟ نظر من این است كه اشتباه دارد. ولش كن این آخوند هم به درد نمی خورد. بابا از اول موضع گرفته ای و مرید او شده ای دیگه بعد هم هرچه؛ مثل آدمی كه می خواهد خودش را به
برنامه درسهایی از قرآن سال 18 . ج1، ص: 5
خواب بزند. خو، خو، لگد به او هم بزنی، این بنا دارد بخوابد، با لگد هم خور خور می كند. اما اگر طبیعی خوابش برده باشد دو مرتبه با حسن آقا و حسین جون پا می شود. پس اگر طبیعی باشد با تذكر بیدار می شود اما اگر لجوج و از اول موضع گرفته، هر چی هم بیاید: «إِنَّا بِكُلٍّ كافِرُونَ» هرچی هم بگویی گوش نمی دهد. یك سیگاری تند تند سیگار می كشید گفتند: پدرجون نكش یه خورده نگاه كرد گفت نمی فهمی یكی دیگه گفت، گفت: تو هم نمی فهمی، گفت اگر پول سیگار را جمع كنی می توانی برای بچه ات یك چیزی ذخیره كنی، گفت: همه تان نفهمید. این موضع گرفته و می خواهد بكشد. ابر و باد و مه و خورشد می گوید همه تان نمی فهمید. من باید سیگار بكشم. قرآن می فرماید: «إِنَّا بِكُلٍّ كافِرُونَ» هرچی بگویید، موسی و عیسی و. . . همه دروغ می گویید چون موضع گرفته است «قُلْ فَأْتُواْ بِكِتَابٍ مِّنْ عِندِ اللَّهِ هُوَ أَهْدَی مِنهُْمَا» (قصص/49)پیامبر موضع ندارد می گوید اگر یك كتاب بهتر آوردید «أَهْدَی مِنهُْمَا أَتَّبِعْه» چه دین قشنگی است. قرآن می گوید كه، آیه 49 «قُل» به مردم بگو «فَأْتُواْ» این كتاب من بود، شما یك كتاب بیاورید «بِكِتَابٍ مِّنْ عِندِ اللَّهِ هُوَ أَهْدَی مِنهُْمَا» یك كتابی از جانب خدا بیاورید «أَتَّبِعْه» من پیروی می كنم «إِن كُنتُمْ صَادِقِین» .
4- معیار پذیرش سخن، هدایت است
به مردم بگو یك كتابی از طرف خدا بیاورید هدایت گرتر باشد از تورات و انجیل من لجبازی ندارم پیروی می كنم. افراد رنگ وارنگ برخورد می كند. مثلاً این چرا همچین، چرا، چرا، بگو مثلاً شما یك رهبری بهتر از امام خمینی (ره) بیاور ما می گوییم زنده باد او، خدا می داند بعضی ها كه می گویند ما طرفدار، اگر بگویی ببخشید، لطفاً 4 كمال از آقای كه قربانش می روی بنویس نمی تواند بنویسه، لجاجت نكنیم، البته عیب هایی كه هست بپذیریم. من یك جمله ای هست خیلی نقل می كنم از یكی از دوستان خدای رحمتش كند، می گفت:
- توجیه حماقت است؛ ما اگر بخواهیم همه چیز را توجیه كنیم كه همه آدم خوب است و هیچ عیبی نیست این خیلی آدم احمقی باید باشد كه از دم بگوید خوب هستند.
تضعیف جنایت است؛ برای اینكه می دانی چقدر شهید شد تا جمهوری اسلامی درست شد حالا به همین راحتی و سادگی جمهوری اسلامی را زیر سؤال می بری؟
- تكمیل رسالت است؛ خیلی جمله قشنگی است الآن رسالت ما این كه تكمیل كنیم. تا اینجا آمده عیب دارد آن را برطرف كنیم نه می خواهیم توجیه كنیم كه همه آدم ها خوب هستند. اگر بخواهیم بگوییم همه كارها خوب و همه انسانها درست، خیلی باید آدم احمقی باشد. اگر خواسته باشیم بگوییم حالا كه این كار بد است، این شهردار، وكیل، وزیر، مدیر، كاسب، تاجر، حالا كه ما چهار تا بد دیدیم دیگه نیستیم تضعیف كنیم این هم جنایت است. ما دیگه 22 بهمن راهپیمایی كاری نداریم ما دیگه نماز جمعه، چرا تضعیف می كنی؟
5- نه توجیه، نه تضعیف، بلكه تكمیل
پس چه كنیم؟ هیچی رسالت ما تكمیل است. ببینیم كجا گیر است گیرش را حل كنیم، آقا نمی شود ممكن است من نتوانسته ام، دو نفری بشویم. دو نفری نمی شود، طومار، نمی شود، راهپیمایی، نمی شود، توی روزنامه ها، داد گریه می كنیم
برنامه درسهایی از قرآن سال 18 . ج1، ص: 6
توی مسجد بالاخره باید حل بشود. شما بچه ات مریض است در خانه احمد آقا را می زنی می گویند خواب است شما بگویی پس بچه را دور بیاندازیم. یه خانه دیگر، دومی، سومی، می گویی درب را باز كن بیشتر می دهم. گاهی وقتها، یادم نمی رود یه جایی می خواستم بروم خیابان خاكی و چاله چوله ولی كار لازمی داشتم گفتم به تاكسی مرا ببر هرچه بخواهی بهت می دهم كار دارم گفت سوار شو، سوار شد این بنده خدا هی افتاد توی چاله ها، جاده خاكی آخرش كه پیاده شد دیدم هیچی پول جیبم نیست. دیدم خیلی بد شد آبرو ریزی گفتم حاج آقا، خدا می داند، نمی دانستم پول جیبم هست یا نه، حالا یك كار كن دو مرتبه مرا سوار كن ببرم توی شهر مغازه ای آشنا هست پول بگیریم دو مرتبه مرا برگردان همین جا، گفت آشیخ می شود مرا رها كنی. می ترسم توی این چاله چوله ها ببرم اون مغازه بسته باشد. درب را باز كن، ما شرمنده شدیم. گفت: فهمیدم كه تو راست می گویی. ما چیزش را گرفتیم كه یه وقت خدا برای كسی بد نیاورد. یه بار دیگر هم زمان شاه طلبه بودیم لباس های نو پوشیدم سوار اتوبوس شدم بیام تهران، تا سوار شدیم شاگرد شوفر آمد گفت آقایان كرایه ها را حاضر كنند دیدم من لباس نو پوشیدم پولها را نگذاشته ام توش، خیلی بد شد حالا چه كنم به راننده گفتم مرا پیاده كن، چرا؟ گفتم لباس نو پوشیده ام پول نگذاشته ام و كرایه ندارم، گفت: بنشین مهمان من، گفتم من تهران هم پیاده شوم حالا اول بدبختی است یا همینجا مرا پیاده كن یا خرجی تهران را هم به من بده. یه خورده پول از این راننده گرفتیم، خرجی تهران را گرفته، البته آدرس گرفتم بهش دادم، تا حالا به لطف خدا مال كسی را نخورده ایم، گاهی می شود اینطوری توجیه حماقت است، تضعیف جنایت، تكمیل رسالت است. برو بابا این مسجدی های این مسجدی بد است باشد، تو هم برو مسجد هم عیب او را نداشته باش. این دانشجو، یك دانشجو عیب دارد، تو برو دانشگاه اول عیب را نداشته باش، تو برو توی بازار كلاه برداری كه او می كند تو نكن. «أَهْدی مِنْهُما» این كلمه، را من یك خورده درباره آن صحبت كنم، یعنی هركس هدایتش بیشتر است. ما افتخار داریم كه هیچ تعصّبی روی هیچ چیز نداریم. این قرآن و از قول پیامبر «أَهْدی مِنْهُما» می گوید كه اگر كتابی آوردید كه هدایتش بیشتر بود تسلیم می شویم خلاص، قرآن چند بار گفته، اگر یك كتاب بیاورید مثل قرآن ما دیگه خداحافظی می كنیم، دیگر جنگ و اینترنت و ماهواره و سمپاشی و شایعه اصلاً همه را ول كنید. «قُلْ فَأْتُوا بِكِتابٍ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ» یك كتابی بیاورید مثل قرآن ما دكانمان را جمع می كنیم ممكن است بگویی مثل قرآن نمی توانیم بیاوریم. «فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ» (هود/13)ده تا سوره مثل قرآن بیاورید ما بساطمان را جمع می كنیم، باز می گوید تخفیف می دهم «فَأْتُوا بِسُورَه ی» (بقره/23)یك سوره مثل قرآن بیاورید باز هم تخفیف می دهم «فَلْیَأْتُوا بِحَدیث» (طور/34)یك خاطره مثل قرآن بیاورید من بساطم را جمع می كنم.
6- تحدّی قرآن، همراه با تخفیف و تحریك مخالفان
چقدر تخفیف می دهد اول یك كتاب صد و چهارده سوره، بعد یكجا صد و چهارده سوره را تخفیف می دهد می گوید ده سوره، بعد 9 تا را تخفیف می دهد می گوید یك سوره بعد یك سوره را هم می گوید یك خاطره تازه این چهار دفعه تخفیف می دهد چهار دفعه هم تخفیف می دهد تحریك می كند می گوید: «إِنْ كُنْتُمْ صادِقین» اگر راست می گویی، یعنی نمی توانی، طومار درست كنید، كنگره بین المللی «وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهیراً» (اسراء/88)می خواهی فلانی را هم از
برنامه درسهایی از قرآن سال 18 . ج1، ص: 7
آن طرف دنیا با هواپیما دو سره بیاورش «وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ» (هود/13)دعوت كن هركس را استطاعت داری. یعنی هر كس را می خواهی، بعد گفته تو كه هچ ننه و بابا هم نمی توانند، «لن تستطیعوا» (نساء/129)، «اللّه اكبر» چهار مرتبه تحریك كرده، پشت به پشت همدیگر بدهید نمی توانید، از هر كجای كره زمین بیایید نمی توانید، هرگز نمی توانید. چهار مرتبه نیش زده كه تو نمی توانی چهار مرتبه هم تخفیف داده، این چه دینی است؟ حالا ما فارسی هستیم و عربی بلد نیستیم. ما چقدر كمونیست عرب داریم میلیون ها كمونیست عرب داریم كه دانشمند هم هستند. هم باسود و هم زبان مادری عربی و هم ضد خدا، این پیام هست چهار تخفیف و چهار تحریك. اگر من گفتم آقا این قرآن را از دست من بگیر، اگر گرفتی من سند خانه ام را به اسمت می كنم، اگر مردی بگیر، اگر زور داری بگیر، با دوستانت با هم بیایید بگیرید، تلگراف كن هر پهلوانی بیاید بگیرد از دست من بعد گفتم حالا نمی خواهی قرآن را بگیری یك جلدش را بگیر، یك ذره اش را بگیر، بعد، اگر هی تخفیف دادم تحریك كردم و شما هی به من تیراندازی كردی ولی یكی نمی آید این قرآن را بگیرد از این چه می فهمیم؟ این همه دشمنان اسلام، الآن تمام حمله آمریكا برای محو اسلام است. اصلاً اجلاسهایی را كه گرفته اند گفته اند ما سه چیز را در آن گیر كرده ایم قطعنامه اجلاسهایی كه در تلاویو و جای دیگر بوده گفته اند: این ها یك مسأله دارند، امام حسین (ع) این عاشورا، هرچه باشد دوباره مردم را بسیج می كند، هرچه در روزنامه ها و خطهای سیاسی انتقاد، فلان، ظهر عاشورا همه می گویند، حسین، حسین، هیچ كس نمی گوید توی چه خطی هستی. این عاشورا زور دارد فقیر و غنی، بچه و بزرگ همه را بسیج می كند این حسین را چه بهش كنیم؟ بعد می گوید: این ها زیر بار ما نمی روند می گویند كلّتان كشكید ما منتظر مهدی (عج) هستیم می آید یك حكومت جهانی، ول كن بابا آمریكا آروغ می زند، اصلاً هر كشوری اف 14 و 16 نشان می دهد می گوید بابا كلشان كشكند حكومت حق، تك محوری و حق محوری مال امام زمان (عج) است، یك مهدی دارند. اخیراً هم یك ولایت فقیهی درست كرده اند. این هم زور دارد می تواند مردم را بسیج كند، امام خمینی (ره) بود كه راه انداخت این بساط را، گفتند: ما حریف امام حسین نمی شویم چون خیلی داغ است، امام زمان هم نمی شود حریفش شد داغ است بیایید یك كاری كنیم روی این ولایت فقیه البته باز نمی خواهم بگویم، توجیه حماقت است ممكن است بنده كه نماینده امام باشم یكجا دسته گل آب بدهم، اینجا ماشین و خانه و زن و بچه ام من ضامن رفتار تك تك آدم ها نیستم. ولی به نباید به خاطر اینكه این درخت چهار تا میوه اش است درخت را ارّه كنی، نباید یه جایی اگر دو تا لك از سقف می آید ساختمان را منفجر كنی. اگر مشكل دارد باید تكمیل كنیم كه رسالت است. پس 4 تخفیف و 4 تحریك، تحریك «إِنْ كُنْتُمْ صادِقین» ظهیر یعنی چه؟ ظهر یعنی پشت «ظَهیراً» یعنی پشت به پشت هم بدهید «وَ ادْعُوا» یعنی چه؟ دعوت كنید «مَنِ اسْتَطَعْتُمْ» هر كس را از هر كجای كره زمین از هر نژادی و زبانی و زمانی، مكانی و شخصیّتی، «مَنْ» یعنی هر كس نه سنش چقدر و سوادش چقدر، هر كسی را از هركجا، در هر زمانی، بعد هم می گوید: هرگز، چهار تحریك، چهار تخفیف، این همه دشمنان بناست ما را بشكنند ولی این مثل قرآن نمی آورد چیست قصه، ما می گوییم «أَهْدی مِنْهُما» اگر مثل قرآن كسی آورد «بسم اللّه» یك آیه قرآن را بگویید من بهترش را دارم، من یك قانون دارم بهتر از این هنوز اسلام شناخته نشده است.
برنامه درسهایی از قرآن سال 18 . ج1، ص: 8
الآن كه بحث را گوش می دهید حاجی ها مكه هستند یك چیزی برایتان بگویم اسلام می گوید؛ اگر همه حاجی ها دوشنبه رسیدند مكه و یك حاجی یك ساعت زودتر آمد، یكشنبه یك روز زودتر آمد این حاجی كه یكشنبه آمد دیگه حرفش توی دادگستری از اعتبار می افتد، از عدالت ساقط است چرا؟ من زود آمده ام گناهم چیه؟ می گوید: گناهت این است كه اسبت را در راه دوانده ای، اول روزها كه با اسب و شتر می رفتند مكه، كسی كه حمایت حیوان نكند، حتی در راه مكه اسبش را بدواند معلوم می شود سنگدل است، قساوت قلب دارد و كسی كه رحم به حیوان نكند ولو انسان حاجی باشد از اعتبار می افتد چه دینی را سراغ دارید كه در رحم به حیوان یك انسانی را برای همیشه سرنگون می كند. حالا شما بیاورید حمایت حیوان شما این حدیثی را كه برای حمایت حیوان خواندم بروید بگویید تمام قوانین كه برای حمایت حیوان است بررسی كنید اگر چنین جمله در آن بود. اگر حاجی حتی در راه مكه بی رحمی كند و اسبش را بدواند از اعتبار ساقط می شود خیلی جمله قشنگی است. چیزی بهتر از قرآن بیاورید ما تسلیم هستیم.
خدایا تو را به حق محمد و آل محمد مزه فهم دین، عمل به آن، تبلیغ دین به ما بچشان. خدایا آنچه به ماده ای دین، معرفت، حكومت، امنیت، سلامت، علم، آبرو، خدایا هرچه به ما داده ای تو شناخت و شكرش را به ما مرحمت بفرما. خدایا در بهمن طاغوت ایران سرنگون شد تمام طاغوت های جهان را سرنگون كن. خدایا در جمهوری اسلامی سه گروهند، گروهی كه اخلاص كار می كنند خدایا این ها را به سلامت بدار. گروهی كه ناشی اند ولی حلال زاده اند، آدمهای خوبی اند ولی بلد نیستند، خراب می كنند، آن ها را هم عقل و تدبیر مرحمت بفرما، گروهی با برنامه ریزی كیف می كنند كه اسلامی و ایران بشكند، لذت می برند از شكستن ما، و برنامه ریزی می كنند برای شكستن ما، خدایا آنها را هم بشكن.
«والسلام علیكم و رحمه ی اللَّه و بركاته»
کليه حقوق برای مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن محفوظ است