تفسیر سوره قصص (18)

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
این جلسه هم در خدمت دانشجویان عزیز هستیم كه در دانشكده كشاورزی و منابع طبیعی. در آن جلسه برای طبیعت یه چیزی گفتم و در این جلسه هم برای كشاورزی یك حدیث بخوانم بعد بحثم را رسماً ادامه بدهم. یك حدیث می خوانم من این حدیث را تقریباً سی سال پیش از حفظ بوده ام. یادم هست در زمان طاغوت ما را بردند دانشكده كشاورزی برای دانشجوها صحبت كنیم. طلبه نویی بودم و این حدیث را آنجا خواندم، این حدیث از آن حدیث هایی است كه خیلی سال است من حفظم.
امام (ع) فرمود، «إِنْ قَامَتِ السَّاعَه یُ» (مستدرك الوسایل/ج /13ص 460)، «إِنْ» زمانی كه «قَامَتِ» بپا شد، «السَّاعَه ی» یعنی قیامت، اگر قیامت بپا شد. قیامت كه به پا می شود طبیعی كه بپا نمی شود. «إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ، وَ إِذَا النُّجُومُ انكَدَرَتْ، وَ إِذَا الجِْبَالُ سُیرَِّتْ» (تكویر/1- 3)، كوهها از زمین كنده می شود به حركت بیافتد بعد از «سیِّرت» ، «دُكَّت» (فجر/21)بعد از دُكَّت» سنگهایش بهم می خورد، شن می شود، شنها به هم فشار می آورد، لِه می شود. «كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوش» (قارعه/5)پنبه می شود، نور خورشید گرفته و نظام دیگری می شود، زمین همه یك سطح می شود. مغز زمین گداختگی اش به شكم دریاها می خورد، دریاها به جوش می آید «وَ اِذَا الْبِحَارُ سُجِّرَت» یك شرائط خاصی است.
1- غرس نهال، حتی در آستانه قیامت
حدیث داریم: اگر در همان شرایط خاص كه قیامت دارد بپا می شود، «وَ فِی یَدِ أَحَدِكُم» (مستدرك الوسایل/ج /13ص 460)و حال آنكه در دست یكی از شماها «الْفَسِیلَه ی» اگر دیدید قیامت بپا می شود و در دست یكی از شماها نهالی است. اگر می توانید بكارید، بكارید، یعنی در خطرناكترین شرائط دست از كشت و كار برندارید. «إِنْ قَامَتِ السَّاعَه یُ وَ فِی یَدِ أَحَدِكُمُ الْفَسِیلَه ی» حالا باقی جمله اش را «فَلْیَغْرِسْهَا» ، غرس، این نهال را بكارید. یعنی چیزی مانع چیزی نباید بشود. ما یك دوستی داشتیم، شب عروسی دخترش، كه عروس می بردند خانه داماد، ماشین گل و كذا، در شب عروسی گفتند: آقا پسر شما در جبهه شهید شد، یك مرتبه وا رفت و فكر كرد و گفت شهادت برای پسرم خیر بود و عروسی هم برای دخترم خیر است و نباید آن خیر جلوی این خیر را بگیرد. یكی از سنتهای غلطی كه در جامعه ما هست این است كه یك مادربزرگی از دنیا می رود، می گویند تا یك سال عروس و دامادها فاصله بیاندازند، خوب مرگ او خدا رحمتش كند و عروس و داماد هم خدا سلامتش بدارد، یعنی خدا رحمتش كند ضرری به سلامتش بدارد، ندارد. یك كسی سرما خورده بود گفتند! سرما خورده ای خربزه نخور، گفت: مرا می بینی هم سرما می خورم و هم خربزه. البته این با هم منافات دارد، البته این شوخی می كرد. به هر حال این شرایطی كه، ما یه خورده مِن و مِن می كنیم توی تحصیلات، الآن هوا گرم است یا عید است. نمی دونم بین دو ترم یا هوا سرد است، این رقمی آدم دانشمند نمی شود. هم حوزه و هم
برنامه درسهایی از قرآن سال 18 . ج1، ص: 2
دانشگاه باید یك نهضتی بكنند. تعطیلات را كم كنند. علاوه بر اینكه مقام معظم رهبری فرمودند: دولت باید یك قیامی بكند، تعطیلات را كم كند. ما خیلی تعطیلات داریم من نمی دونم دانشگاه و حوزه سالی صد و چند روز درس می خوانند، یعنی بالاخره فكر نمی كنم نصف سال را درس بخوانند. سال 365 روز است مثلاً در سال 180 روز جدّی درس می خوانیم؟ حالا نمی دونم حوزه یا دانشگاه تعطیلات زیاد است. ما باید از عمرمان استفاده كنیم (من حدیثی را تكرار می كنم بعضی وقت ها می گویند این حدیث را خوانده اید، چه اشكال دارد، بگذار ده بار بخوانم، خیلی حدیث مهم و عجیبی است ببینید زیادی گوش بدهید. آرایشگاهی آمد صورت آقا را اصلاح كند، لبهای امیرالمؤمنین تكان می خورد این قیچی دستش بود، گفت آقا لبهایت را نگهدار، من این موی روی لب را بزنم، فرمود می خواهی بزن یا نزن. من لبم را نگه دارم یك «سبحان اللّه» عقب می افتم یعنی یك آن نباید من عمرم تلف بشود. ما همینطور راحت عمرمان را تلف می كنیم جوانی شب یلدا بنشینیم هندوانه بخوریم، هیچكاری دیگه. این شبهای 14 ساعتی اینقدر این عروس های باسواد می توانند خاطرات علمی شان را برای مادرشوهرها برای پدربزرگ ها بگویند و اینقدر مادر شوهرها می توانند خاطرات تجربیشان را برای نسل نو بگویند. چه خاطراتی از گذشته می شود منتقل كرد. منتهی ما حرام می كنیم، خیلی عمرمان حرام می شود. نه)
2- تأكید پیامبر (ص) بر توجّه به كشاورزی
راجع به كشاورزی حدیث داریم: اگر جمعیتی آب دارد، خاك هم دارد، ولی گندم می خرد، نفرین بر این جمعیت و اللّه اكبر، پیامبر (ص) نفرین كرد، بگذار بنویسم حدیث را. «مَنْ» كسی كه «وَجَد» یافت «ماءً» آب «و تراباً» خاك، كسی كه آب و خاك دراد «ثُمَّ افْتَقَرَ» اما گندم می خرد. «فَأَبْعَدَهُ اللَّهُ» (وسایل الشیعه/ج /17ص 40)خدا او را دور كند از رحمت خودش. خیلی است كه رسول خدا (ص) نفرین كند به كسی كه آب و خاك دارد ولی حال كار ندارد. یا علم دارند ولی عمل ندارد. و ما از 20 متر زمین باید 50 كیلوگرم برداریم. علم كشاورزی، به هر حال برویم سراغ بحثمان یك صلواتی بفرستید.
3- امام نور، امام نار، پیشوایان حقّ و باطل
موضوع بحث سوره قصص بود. ادامه تفسیر سوره قصص بعد از مدتی كه، آیه 40 فاصله شد. می فرماید: «وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّه یً یَدْعُونَ إِلَی النَّارِ» (قصص/41)بحث فرعون است و قرار دادیم آنها را امامانی كه دعوت می كنند «وَ یَوْمَ الْقِیامَه یِ لا یُنْصَرُون» . در قرآن «أَئِمَّه یً» دو جور آمده یعنی امام ها منتهی امام نار داریم. می گوید امامی است كه دعوت می كند به نار، امام آتش، امام نور داریم كه در جاییدیگر داریم كه: «أَئِمَّه یً» پس ما دو تا امام داریم، امام نور كه قرآن می فرماید: «أَئِمَّه یً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا» (انبیاء/73)و امام نار این آیه «أَئِمَّه یً یَدْعُونَ إِلَی النَّارِ» ، امام نور و امام نار، رهبر حق و باطل. مسأله انتخاب رهبری كه دنبال چه كسی برویم خیلی مهم است این بحث ولایتی كه می گویند، روز قیامت نه یك حدیث و دو حدیث و سی حدیث و پنجاه حدیث یك هیأت حدیث داریم كه اولین سئوالی كه می كنند می گویند پشت سر چه كسی سینه زدی؟ دلت را به چه كسی سپردی و خودت را به چه كسی فروختی؟
برنامه درسهایی از قرآن سال 18 . ج1، ص: 3
4- بهشت، بهای جان بشر
حدیثی داریم: امیرالمؤمنین (ع) می فرماید: تو قیمتت بهشت است خودت را مفت نفروش، معامله نكنید به غیر بهشت. حیف هستید دنیا چیزی نیست، خودتان را به دنیا نفروشید. نمی گویم دنیا ارزش ندارد، خیلی هم ارزش دارد. در قرآن 115 مرتبه كلمه دینا و 115 مرتبه آخرت و این دلیل آن است كه می خواهد بگوید دنیا را جدّی بگیرید. اما جدی بگیریم معنایش این نیست كه خود را بفروشیم، استفاده از دنیا غیر از خود فروختن است. ما استفاده از شرق و غرب می كنیم، اما شرق زده و غرب زده غلط است و بد است. در استفاده از علم هم شرقی باید باشیم و هم غربی. روایت می گوید: «اطْلُبُوا الْعِلْمَ وَ لَوْ بِالصِّین» (بحارالانوار/ج /1ص 177)برو چین چیزی یاد بگیر در آن زمان. مگر فقیه بود و حوزه علمیه كه ما برویم چیزی یاد بگیریم یك علومی داشت، علوم مادی می گوید برو یاد بگیر. ما در بهره های علمی هم از شرق و هم از غرب باید استفاده كنیم. اما در خودباختگی نه، من از علم شما استفاده می كنم، اما تسلیم شما نمی شوم. قیمتت بهشت است ارزان نفروشی. اول سؤال قیامت این است كه پشت سر چه كسی سینه زدی؟ بله قربان گوی چه كسی بودی؟ «أَئِمَّه یً یَدْعُونَ إِلَی النَّارِ» یا «أَئِمَّه یً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا» خیلی خبر است روز قیامت حدود هزار آیه داریم درباره قیامت، یك جَرّ و بحث هایی است، روز قیامت اون می گوید تو بودی، اون می گوید تقصیر تو بود. آیات عجیبی توی قیامت است. یك جا مجرمین می گویند: «لَوْ لا أَنْتُمْ لَكُنَّا مُؤْمِنین» (سبأ/31)اگر شما نبودید ما مؤمن بودیم شما جو را آلوده كردید. شما فضا را جوری كردید كه من حجابم اینطور شد. كه من گول خوردم، من هم هُل خوردم، اگر شما نبودید ما ایمان داشتیم. تقصیر شماست جامعه مرا به شكل خودش در آورد، گفتیم: خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو.
5- كار شیطان، دعوت به گناه
قرآن می گوید: این جواب نیست، می گویند: «بَلْ» ، نه خیر، «لَمْ نَكُنْ» (غافر/74)، بلكه شما خودتان مؤمن نبودید. حتی آیه ای داریم كه روز قیامت به شیطان می گویند تقصیر توست. خدا لعنتت كند، مرگ بر تو. می گوید: چرا مرگ بر من، مرگ بر خودت، «فَلا تَلُومُونی» مرا ملامت نكن. عربی ها از قرآن است: «فَلا تَلُومُونی وَ لُومُوا أَنْفُسَكُم» خودتان را ملامت كنید من كاری نكردم «أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُم» (ابراهیم/22)من دعوتت كردم، خودت آمدی. من هُلت كه ندادم. كیش كیشت كردم و برای سرازیری درست كردم. باید كفش عاج دار بپوشی، لیز نشوی. من سرما آوردم، باید جبّه بپوشی. یخبندان، لاستیك و چرخ را زنجیر می بستی، یخ كه دلیل بر این نیست كه حتّی ماشین سُر بخورد. و سرازیری دلیل بر سرنگونی حتمی نیست. سرازیری زمینه و بستر هُل خوردن است. یخ بستر است، اما این بسترها هیچ كدام اجبار نیست، انسان می تواند با اضافه نمودن تداركات مثل جبّه با سرما مقابله كند. شما وقتی دیدی دور تا دورت آدم های منحرفی هستند. شما تلفن یك اسلام شناس را هم داشتی. وقتی در جلسه همه دارند مَچَل می كنند و هر كس چیری می گوید، می گویی شما محققید یا بهانه گر، هیچ كس نمی گوید «بسم اللّه الرحمن الرحیم» اینجانب بهانه گیرم. یعنی تمام جلسات چرت و پرت می گویند. هیچ كس چنین چیزی نمی گوید كه من می گویم من محققم. می گویی اسلام شناس سراغ دارم با
برنامه درسهایی از قرآن سال 18 . ج1، ص: 4
تلفنی از همینجا زنگ می زنیم و می گذاریم روی آیفن، صدای آن هم پخش بشود. آقا من در یك جلسه ای هستم و چنین مسئله ای مطرح است، شما لطفاً به عنوان یك دانشمند جوابش را بگو، شما حاضر شدی صدها ساعت گوشت را در اختیار هر صدایی بگذاری، یك تلفن نكردی. هوا وقتی سرد است آدم یك بلوز می پوشد، همینطور راحت عقیده ات را دادی؟ عقیده خیلی مهم است. امام حسین (ع) همه چیزش را داد ولی عقیده اش را نداد. خوراكش را داد، حتی آب نداشت، پوشاك، حتی جبّه اش را كندند، مسكن، خیمه هایش را آتش زندند، اما نگذاشت عقیده اش سوارخ بشود. قرآن می فرماید: اگر در جلسه ای نشسته اید كه در آن آیات خدا مسخره می شود، حق نداری بنشینی، نگو حالا به ما چه، جلسه بهم می خورد. عیسی به دین خود، موسی به دین خود. من نمی دانم این حرف غلط است، آنقدر ضرب المثل غلط ما داریم. «بسم اللّه الرحمن الرحیم» این حرف غلط است. اگر این حرف، معنایش می دانی چیست؟ یعنی هر كس هر كاری كرد هیچ كس هیچ چی نگوید، معنایش این است كه امر به معروف و نهی از منكر تعطیل شود. شعرهای غلطی داریم. دید موسی آن شبانی را به راه از شعرهای غلط است، كه هر چوپان هر چه می خواهد بگوید موسی هم می بیند كه خرافه می گوید، هیچ نگوید، هر چه دل تنگت می خواهد بگو. بله می شود گفت آرام بگو كه این آمپرش نپرد بیرون. با زبان نرم بگو، به لسان قوم بگو و تدریجی، چشم، شیوه گفتن ممكن است بگوییم بله آقا چون با كودك سر و كار. اما اگر بگوییم تو حق نداری برو بهش بگو هر چه دل تنگت می خواهد بگو. این كه بگوییم چوپان هر چه می خواهد بگو و پیغمبر (ص) هم هیچی نگوید. معنایش این است كه بعثت انبیاء كشك است.
6- نقش پیامبران در خرافه زدایی از عقاید
یعنی انبیاء مبعوث شده اند كه جلو خرافه را بگیرند و اینجا هم پیامبر رفت جلو خرافه را بگیرد خدا گفت دعوا میشه. گفت نه بگذار. یك سری حرفها تعطیل شدن بعثت است و تعطیل شدن امر به معروف، و با یك ضرب المثل هم نمی شود همه چیز را رو هوا كرد. حالا دو تا امام داریم، امام نور «یَهْدُونَ بِأَمْرِنا» (یعنی هدایت البته علامه طباطبایی یك معنای سنگینی كرده كه حالا من نمی دانم كه اون معنا خیلی فنی است، حالا خدا می خواهد اینقدر فنّی صحبت كند، بنده كه یك طلبه ای هستم «یَهْدُونَ بِأَمْرِنا» . خدا رحمت كند مرحوم آیه ی اللّه سید مهدی روحانی را. گفتم این آیه را علاّمه طباطبایی خیلی پیچش داده، به این پیچی هم نیست یعنی هدایت می كند به امر ما، یعنی هدایتش به امر الهی است. گفت: بله معنایش همین است و ایشان می گفت ما هم با علاّمه طباطبایی كلنجار رفتیم كه اینقدر هم كه شما فنّی اش كرده ای نیست، خیلی روان تر است «یَهْدُونَ بِأَمْرِنا» ) یعنی هدایتشان طبق امر الهی است یعنی شكمی و سلیقه ای نیست. آخه الآن خیلی هدایت ها سلیقه ای است. (این یخچال بیچاره در زمان بنده كه خیلی هم پیر نیستم پنج تا حكم كرده به خاطر اینكه سلیقه ای بوده. اول كه یخچال آمد حرام بود. می گفتند اسراف است. یك مدتی كه كارخانه و یخچال فراوان شد حرامی كم رنگ و شد مكروه. دیگر اسراف نبود، تشریفات بود. بعد از مدتی توی بورس آمده و مباح شد. نه حرام و نه مكروه، بعد شد مستحب. یخچال لازم است. الآن یخچال شده جزء واجبات. آخر این چه دینی است. دین به خاطر این است كه نه توی قرآن داریم كه یخچال وظیفه اش چیست نه در حدیث؟ مردم از قرآن و حدیث حكم را نگرفته اند.
برنامه درسهایی از قرآن سال 18 . ج1، ص: 5
خودشان سلیقه شان این است كه این اشرافی و طاغوتی است. یادم هست روزهای اول انقلاب در هر خانه ای مستراح فرنگی بود می زدند، تق می شكستند، حالا یكی یكی می روند می خرند و كار می گذارند. آخه مستراح فرنگی، یك كسی پا درد دارد، اینكه بد نیست كه می زنی، می شكنی، یه بار ساعت مچی زدم یك پیرمردی به من گفت: اگر می خواهی من پشت سرت نماز بخوانم باید ساعتت را در بیاوری. گفتم: چرا. گفت: ساعت آقا مثل سطل چاه باید پایین برود بالا. گفتم این فرق می كند كه اینجا باشد یا توی كیسه، این كجایش دین است؟ نه دین گفته در كیسه و نه، ببین سلیقه ای است. خیلی چیزها سلیقه ای است. حالا هر چه سلیقه بیشتر می شود. چقدر دین ما، دین خوبی است) .
7- قرآن و سنّت، میزان اصیل دین
فرمود: مواظب باشید «إِنِّی تَارِكٌ فِیكُمُ الثَّقَلَیْنِ كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی» (بحارالانوار/ج /2ص 103)دینتان را از قرآن و اهل بیت (ع) بگیرید. غیر از قرآن و اهل بیت (ع) هر كس برود حرف بزند، یك خورده سلیقه قاطی اش می كند. دعا می خواند كه: «یُحْیِی وَ یُمِیت» (بقره/258). امام مچش را گرفت، گفت: یحیی و یمیت را من نگفتم. سلیقه قاطی اش كردی آن چه من گفتم این است: «یُحْیِی وَ یُمِیت» از جیب خودت می گویی «یُحْیِی وَ یُمِیت» بله خدا «یُمیت» خدا «یُحیی» اما آن را كه گفته ام «یُحْیِی وَ یُمِیت» است. تو معلوم است از خودت قاطی اش می كنی. روضه های ما چقدر قاطی دارد و شهرها و تاریخ ما چقدر قاطی دارد و به همین خاطر حوزه های علمیه وجودشان ضروری است، چون یك حدیث را كارشناسی می كنند كه تا امام صادق (ع) 18 تا واسطه است یكی یكی بادی آدم هایش شناخته بشود و مُهر فقه بخورد، بشود استاندارد. بابا گوشت گاو یخی باید مهر بخورد. آخر عقاید هم باید مهر بخورد. نظر بنده این است. ببخشید شما چه كاره اید كه نظر می دهید؟ شما در رشته خودت نظر بدهی روی چشم، اما در غیر رشته خودت نمی توانی نظر بدهی. یكی مجتهد تاریخ و یكی مجتهد بحث های عقلی است و یكی در فقه و هر كس كارشناس خاصّی دارد. «أَئِمَّه یً یَدْعُونَ إِلَی النَّارِ» (امامانی كه به نار دعوت می كنند) ، نار سلیقه خودش هست، سلیقه شخصی من دوست دارم اینطور باشد. «وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّه یً یَدْعُونَ إِلَی النَّار» ، «یَهْدُونَ بِأَمْرِنا» یعنی هدایت اولیاء خدا به امر الهی است. ولی هدایت غیر اولیاء خدا. چند تا چیز خیلی سلیقه ای شده است. یكی طب یك كسی مریض می شود هر كس وارد می شود به خانه می گوید این چیز را بخور، توی بنّایی هر كس وارد می شود، می گوید همچینش كن. هر چیزی را باید از خودش «أَئِمَّه یً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا» حتی گاهی از پیامبر سؤال می كردند، می فرمود: بَلَد نیستم. گاهی خدا به پیامبر می گوید: به مردم بگو بلد نیستم «قُلْ إِنْ أَدْری» (جن/25)بگو بلد نیستم. خدا به پیامبر می گوید، بگو بلد نیستم، گاهی خود پیامبر بدون امر خدا می گفت بلد نیستم. گاهی خدا می فرمود: بگو بلد نیست. حالا وقتی پیامبر می گوید، بگو بلد نیستم، یك خورده چیزها دقیق است و حساب و كتاب دارد. «یَهْدُونَ بِأَمْرِنا» هدایت باید به أمر ما باشد. آقا من فقیر را می شناسم و خمسم را می دهم. «بسم اللّه الرحمن الرحیم» قبول نیست. شما می توانی بگویی به شهردار كه من نقشه را اینطور می سازم؟ نه خیر نقشه باید برود شهرداری، كارشناسهای شهرداری امضاء كنند. وضع خاك و خیابان و شهرسازی و محیط زیست، با یك سری قوانین كنترل كنند. بگویند «بسم اللّه» پروانه ساختمان بدهند. چطور شد كه در همه كارها باید مراجعه كنیم. خمس مال كیست؟ مال امام
برنامه درسهایی از قرآن سال 18 . ج1، ص: 6
زمان (ع) است. پول امام زمان (ع) را به سلیقه خودت خرج می كنی؟ نه خوب تشخیص می دهم شما می توانی تشخیصت را به مرجع تقلیدت بگویی من خمس دارم و در محله ما فقیر هم هست، شما مرا وكیل كن كه این پول را بدهم. می گوید برو بده، نصف یا ثلث یا همه اش را. تشخیص را باید بدهی مهر بزنند، بعد بروی اجرا كنی، عین ساختمان بگو من می خواهم خانه ام دو طبقه با درب اینطوری. بگو كارشناسی شود مهر بزنند. «یَهْدُونَ بِأَمْرِنا» هدایت باید به امر ما باشد، به خاطر هدایت های سلیقه ای خیلی، خیلی ها را كافر می دانند. و خیلی ها به همدیگر بدبین هستند، مثلاً من فكر می كنم اسلام ناب این است، كه من دارم. همه این ها كه طبق سلیقه من نیستند. می گویم تند رو، كند رو، چرا. می گویم یعنی میزان هستی منم هركس جلو رفت تندرو و هركس عقب رفت كندرو است. این لقب ها كه به هم می دهیم، شاید لازم باشد كه تند باشد. كارهایش احساساتی است معقول نیست هر كس تو وارفته ای. امروز یك جایی بودیم گفت باید كارها عقلی باشد. این فكر می كرد حالا خودش می جنبد هر كس تكان خورد احساساتی. و هركس وارفت عقلی است. خیلی اتهامات، ریشه اتهامات این است «یَهْدُونَ بِأَمْرِنا» این الآن بازارش نایاب است. هدایت طبق امر الهی. هدایت های سلیقه ای و اضافی و الی آخر. یك خاطره از یكی از افراد قوّه قضاییه یعنی یكی از مجریانش شاید هم قاضی هر كس بوده قاضی یا مجری می خواهد باش. مجرمی را می خواستند شلاق بزنند بردند درب مغازه بابایش توی بازار. یك پیرمرد نجّاری بود. پسرش هم یك خلافی كرده بود. درب دكان پدر شلاق زدند، پدر رفت در خانه غصه خورد و سكته كرد و مرد. من گفتم كدام آیه و حدیث داریم كه اگر یك مجرمی را می خواهید شلاق بزنید، ببرید درب دكان بابایش. خوب در یك خیابان دیگر، من مجرم بابایم چه گناهی كرده؟ مگر قرآن نمی گوید: «وَ لا تَزِرُ وازِرَه یٌ وِزْرَ أُخْری» (انعام/164)بابا بار همدیگر را به گردن هم نگذارید. بعد هم وقتی می خواهد شلاق بزند. شلاق را تاب می داد مثل اینكه كلید فتح هندوستان است. داریم: اگر شلاق دارید می زنید غصه بخورید كه چرا این مجرم است نه اینكه كیف كنید. بعد هم كه شلاق می زد می گفت «هن» می گفتم آقا این «هنش» را از كجا آوردی؟ ما داریم مجرم را بزنید، حالا در یك كاری كه می خواهی بكنی. بعد هم گاهی اضافه می زنیم. امیرالمؤمنین (ع) خواست شلاق بزند به یكی گفت: بزن همینطور كه می زد گفت چند تا. گفت اینقدر. گفت زیادی زدی، بده شلاق را، او را خوابانید و سه تا اضافه را به خودش زد. گاهی وقت ها فرض كن عرق می خورد می گوییم بابا ول كن فلانی عرق خور و تارك الصلوه ی است و قمارباز. بیا ببخشید ایشان عرق می خورد، قمارش را از كجا گفتی آقا این خلاف را كرد شما باقی خلاف ها را هم به ایشان نسبت دادی. ممكن است دروغ بگوید شما می گویی كلاهبردار، از كجا گفتی؟ خیلی كیلویی حرف می زنیم. ببخشید تنی، آبرو و عزت مردم، چیزهایی كه از خودمان. امام نور «یَهْدُونَ بِأَمْرِنا» امام نار «یَدْعُونَ إِلَی النَّارِ» خیلی باید مواظب باشیم در تصمیم ها، در فكرها و امضاها، یك ذره پرت نشویم همین طور كه: آمپول اگر در رگ بخورد مفید است، بغل اش بخورد مضر، این شماره یك گوشی و شماره دیگر فرد دیگری گوشی برمی دارد. و همینطور كه در سیم برق و بحث شمیایی با این شرائط و این درخت توی این خاك همینطور كه هر چیز یك شرایطی دراد. دیم و عقاید هم شرایط و استدلال دارد. برهان و كارشناسی دارد. نمی شود گفت: آقا حدیث دیدم، حتی كتاب های استخاره. دیروز یك كتابی دستم آمد كتاب
برنامه درسهایی از قرآن سال 18 . ج1، ص: 7
استخاره. طبق قرآن عثمان طه مثلاً نوشته این آیه صفحه 263 اگر همچین كنی، من نگاه كردم دیدم دروغ است. بعضی ها نوشته بود شیطان. مگر هر جا شیطان است بد است. گاهی وقتها یك چیزی در یك جا بد و در یك جا خوب است. مثلاً اگر الولهب سینه دیوار نوشته باشد می توانی لجن بهش بریزی، اما اگر این توی سوره قرآن «تبت یدا ابی لهب» بود. دست بی وضو به همین ابی لهب هم نمی شود گذاشت. چون فعلاً بله به سینه دیوار می شود جسارت كرد، اما تا مادامی كه در قرآن است حسابش فرق می كند. این زمین تا مسجد نیست می شود از توی آن رفت اسم مسجد شد حساب دیگری پیدا می كند. گاهی وقتها زمان چیزی را عوض می كند و مكان و عنوان و شرایط. به امام جواد (ع) گفتند: یك كسی در حال مكه شكار كرده. فرمود شب بوده یا روز، مرد بوده یا زن، دفعه اول بوده یا چندم، در حرم یا بیرون، مسأله می دانسته یا نه؟ طرف گفت آقا ببخشید اصلاً گیج شدم. بله گفت: «یَهْدُونَ بِأَمْرِنا» معنایش این است. به همین خاطر ما باید دقت كنیم و كیلویی حرف نزنیم.
خدایا تو را به حق محمّد و آل محمّد به ما عمق دقت، تقوا، هدایت به امر، هدایت شدن به آنكه می خواهی، دوری از سلیقه های شخصی، خرمی، خطّی، جناحی، دروی از همه سلیقه های نفسی، دوری از شرایط سیاسی و اقتصادی كه در عقاید اثر می گذارد. ما آن اسلام نابی را كه امام خمینی (ره) فرمود یعنی دور از همه چیز فقط رضا و فرمان خدا دیگه همه چیزها را بگذاریم كنار. «قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ» (انعام/91)خدایا آن اسلام ناب را توفیق شناخت و پیروی و تبلیغ به ما مرحمت بفرما.
«والسلام علیكم و رحمه ی الله و بركاته»
کليه حقوق برای مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن محفوظ است