سیره فاطمی (3)

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
«الهی انطقنی بالهدی والهمنی التقوی»
رمضان امسال برنامه ی ما این بود كه نگاهی به سیره ی اهل بیت داشته باشیم از پیامبر اكرم قسمتهایی را گفتیم چون تمام قسمتها نمیتوانیم بگوییم یك سال طول می كشد از امیرالمؤمنین یك تكه ها و فرازهایی گفتیم از زهرا هم یك فرازهایی را بگوییم در این چند تا مسأله ی حضرت زهرا را از چند زاویه یعنی از بحث هایی را راجع به آن یكی كار در خانه پس موضوع بحث، سیره ی فاطمی روش زندگی فاطمه زهرا (س) سیره یعنی روش زندگی زهرا چه جوری زندگی می كرد فاطمه زهرا (س) و كار روایت داریم كه فاطمه زهرا آسیا می كرد گندم را آرد می كرد خمیر می كرد نان می پخت وصله می كرد در خانه كار می كرد كار عیب نیست انبیاء كار می كردند اكثر انبیاء چوپان بودند و من دیدم یادم نیست این را كه دیدم در تاریخ دیدم یا در حدیث كه دلیل اینكه اكثر انبیاء چوپان بودند چون برای تمرین حوصله بود چون یك چوپان باید ساعتها بایستد برای اینكه یك بز سیر شود برای اینان بایستد برای اینكه این گوسفندها سیر شوند این تمرین حوصله است و چون سر و كله زدن با افراد رنگارنگ حوصله ی زیادی می خواهد اینكه خداوند آنها را یك تمرینی داده به نام این بعضی از انبیاء ما نیز شغل های دیگری داشتند تا انبیاء خیاط داشتیم نجار داشتیم ولی اكثر آنها چوپان بودند دختران شعیب را اگر از من شنیده باشید در سوره ی قصص در تلویزیون بحث مفصّلی داشتم كه كار می كردند.
1- بیكاری عار است، نه كار
اصولاً كار خیلی ارزش دارد نقش كار را برایتان می دانید حالا من یك تذكری بدهم ارزش كار، ارزش كار، كار برای سلامتی خوب است برای سلامتی افراد بیكار بیشتر مریض می شوند كار برای پر كردن ایّام فراغت، پر كردن ایام فراغت بهترین كار برای ایام فراغت، برای توسعه ی زندگی، توسعه و گسترش اقتصاد زندگی، برای شكوفایی ابتكار، آدمی كه كار می كند هی هر یك چند مدتی نوع كارش را عوض می كند به هر حال كار نیكو كردن از پر كردن است خودكفایی و عزّت حالا ببینید افراد بیكار چقدر ضربه می زنند حالا این كارهایی كه معروف است كارهایی كه این بركات شناخته شده است یك بركات شناخته نشده ای هم داریم كه آدم بیكار عمرش چراگاه شیطان است یعنی قشنگ شیطان می آید همین طور راه می رود در فكرش، فكرش شیطانی می شود، چشماش شیطانی می شود زبانش شیطانی می شود گوشش شیطانی می شود اصلاً وجود انسان می شود چراگاه. امام سجاد (ع) یك دعا دارد می گوید: خدایا اگر عمرم به درد می خورد عمرم بده امّا اگر عمرم چراگاه شیطان است «فَإِذَا كَانَ عُمُرِی» (صحیفه سجادیه/ص 92)و اگر «فَإِذَا كَانَ عُمُرِی» امّا اگر عمر من «فَإِذَا كَانَ عُمُرِی مَرْتَعاً لِلشَّیْطَان» یعنی مراتع چراگاه «مَرْتَعاً لِلشَّیْطَان» اگر عمرم چراگاه شیطان است «فَاقْبِضْنِی» من را قبض روح كن قبل از «قَبْلَ أَنْ یَسْبِقَ مَقْتُكَ إِلَیَّ، أَوْ یَسْتَحْكِمَ غَضَبُكَ عَلَی» قبل از آن كه جرم من زیاد شود
برنامه درسهایی از قرآن سال 18 . ج1، ص: 2
غضب تو بر من زیاد شود زودتر كلك من را بكن من می خواهم عمرم زیاد باشد «عَمِّرْنِی مَا كَانَ عُمُرِی بِذْلَه یً فِی طَاعَتِك» من می خواهم عمرم برای كارم باشد «بِذْلَه یً» یعنی لباس كار می خواهم عمرم یك جوری باشد كه قدم قدم به سوی تو بیایم اما اگر هرچه بیشتر می شود به قول مناجات مناجات می گوید كه: «كل مازاد عمری زاد معصیتی» هرچه عمرم بیشتر باشد گناهم بیشتر است می خواهم چه كنم این عمر را یك كسی به یك كسی گفت یك دعایی به ما كن گفت خدا انشاءالله مرگت بدهد گفت اِ گفت آخه تو هرچه بیشتر باشی گناهت بیشتر می شود بهتر است كه بروی اگر عمر عمری است كه هرچه آدم بیشتر می شود، بعضیها روز به روز ترّقی می كنند آیات ترقی این است می گوید: «زِدْنی عِلْماً» (طه/114)یعنی علم آن زیاد می شود «زادَهُمْ هُدی» (محمد/17)هدایتش زیاد می شود بعضی علمشان زیاد می شود هدایتشان زیاد می شود ایمان ها زیاد می شود «وَ بَلِّغْ بِإِیمَانِی أَكْمَلَ الْإِیمَان» (صحیفه سجادیه/ص 92)ایمانشان كامل می شود «وَ اجْعَلْ یَقِینِی أَفْضَلَ الْیَقِین» دینشان زیاد می شود «وَ انْتَهِ بِنِیَّتِی إِلَی أَحْسَنِ النِّیَّات» افكار و نیاتش زیاد می شود اگر علم زیاد شود هدایت زیاد شود كه ایمان و یقین نیت و فكر.
2- رشد عمر مهم است، نه طول عمر
به هر حال اگر رشد در آن باشد به قول قرآن می گوید: «یَهْدی إِلَی الرُّشْد» (جن/2)، «رشد» ، «هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلی أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْدا» (كهف/66)خلاصه اگر عمر نور در آن است چه بهتر و اگر عمر نور توش نباشد عمر زیادی می خواهیم چه كار كنیم حالا گیرم دو تا كامیون دیگر هم برنج خوردیم دو تا كامیون هم سیب زمینی خوردیم دو تا كامیون هم سبزی و گندم و جو خوردیم یك چند هزار لیتر هم آب خوردیم چه خاصیتی داشت بچه بودیم نمیدانستیم «اللَّهُ الصَّمَد» (اخلاص/2)یعنی چه حالا هم كه بزرگ شدیم نمیدانیم یعنی چه بچه بودیم غذای خوشمزه آنقدری می خورده ایم تا به معده ما فشار بیاید حالا ریشمان سفید شده باز هم نمیتوانیم به غذای خوشمزه خودمان را نگه داریم آنقدر می خورم كه شكمم باد بكند یعنی فرقی نكرده بچه بودم سر نماز حواسم پرت بود حالا هم كه بزرگ شدم حالا هم حواسم پرت است یك ركعت نماز با حال نخوانده ام یك روزه ی بیمعصیت نداشته ام. این مسأله مهم است كه انسان گاهی بنشیند بالاخره چی شد چند تا ماه رمضان از ما گذشت نكند مثلاً شب قدر دستمان خالی باشد نكند خیلی ها گرفتند و خیلی ها نگرفتند حدیث داریم روز عید مثل روز قیامت است روز قیامت مردم كه محشور می شوند. عدّه ای بهشتی هستند عده ای جهّنمی عده ای روزیشان را گرفته اند از ماه رمضان استفاده كرده اند حالا آمده اند نماز عید می خوانند عده ای هم روزه شان را خوردند روز عید چون نماز زیر آسمان می خوانند و نماز را می روند روی تپه ی روی كوهی زیر آسمان بخوانند در این تشبیه شده روز عید كه از خانه ها می آیند بیرون می آیند مصّلا برای نماز عید مثل روزی است كه قیامت افراد از قبرها می آیند بیرون در صحنه ی محشر می خواهند حاضر شوند آن روز یك عده رو سفید هستند یك عده رو سیاه بله حالا به هر حال تا دقیقه ی آخر قابل جبران است اگر چند روز از ماه رمضان مانده است می شود جبران كرد اگر كم قرآن خوانده ایم اگر هنوز در دلمان كینه ی كسی است.
3- پاكسازی روح در رمضان، برای دریافت نور قرآن
برنامه درسهایی از قرآن سال 18 . ج1، ص: 3
البته خداوند ماه رمضان درها را باز كرده منتها ما باید ظرف را بشوریم آب هست منتها باید استخر را تمیز كنیم كه آب را بگیرد اگر یكی سگ مرده یا گربه ی مرده ای توی استخر باشد حالا گیرم كه آب بیاید این لاشه ی بدبو هست هرچی هم آب بیاید آن آبها بدبو می شود ما یك كینه ی مسلمانی در دلمان هست كینه ی مسلمان مثل گربه ی مرده نباید در قلبمان كینه ی كسی باشد قلب سلیم توی قرآن داریم «بِقَلْبٍ مُنیب» (ق/33)در قرآن داریم قلب مریض در قرآن داریم سه تا قلب در قرآن است قلب سلیم، قلب منیب، قلب مریض «فی قُلُوبِهِمْ مَرَض» (بقره/10)، «إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلیم» (صافات/84)، «إِلاَّ مَنْ أَتَی اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلیمٍ» (شعرا/89)، «وَ جاءَ بِقَلْبٍ مُنیبٍ» روح پاك، چشم پاك، لقمه ی پاك، عنایت داشته باشیم كه اگر تا حالا با افطاری كه غذا می كنیم با چیزی افطار كردیم كه خمس نداده است زكات نداده است بابا خدا داده می تواند ندهد. قرآن می گوید فكر نكنید كه من گیر شما هستم اصلاً همه ی شما را می توانم پودر كنم یك مشت دیگری بیاورم «یُذْهِبْكُم» (ابراهیم/19)همه ی شما را از بین ببرم «وَ یَأْتِ بِخَلْقٍ جَدید» (ابراهیم/19)یك مشت نو درست كنم این برگی كه می ریزد برگ نو است می توانم همه ی شما را پودر كنم ما اصلاً می توانیم نباشیم می تواند مالمان نباشد «فَخَسَفْنا بِهِ وَ بِدارِهِ» (قصص/81)مگر ندیدی همه ی گنج های قارون را در زمین فرو كردیم هی چی هم كندند به آن نرسیدند دقت در عمق زمین می توانم روح را بگیرم می توانم جان را بگیرم می توانم وحی را از پیغمبر بگیرم «لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذی أَوْحَیْنا إِلَیْك» (اسراء/86)بخواهیم وحی را قطع می كنیم پیغمبر تو هم دستت تو هم ریشت، دست ما گرو است ما همه ی ما گرو هستیم یك آن لخته ی خون خلاص یك آن قطع نفس، خلاص كار خیلی خوب است برای زن برای مرد منتهی كار كه می گوییم همش فكر كار بیرون نكنیم اسلام نظرش اینكه زن در خانه كار بكند و این نظر اسلام هم نظر فنی است چرا برای اینكه زن یك گرفتاریهایی دارد با شعار هم حل نمیشود، یعنی نعلبكی هی راهپیمایی كند بگوید ما استكان هستیم می گویم نه خیر نعلبكی هستند با راهپیمایی و هارت و هورت هم.
4- تفاوت زن و مرد در نوع كار
زن یك جوری است مردی یك جور دیگر ساختمانشان دو تا است یك جایی مشترك است یك جایی با هم تفاوت دارند. زن بالاخره مشكلات زن مشكلات زنان یكی مسأله ی مشكلات قبل از حمل قبل از اینكه حالا حامله بشوند مشكلاتی دارند شرائط ویار و حالات مختلفی دارند بعد دوران حاملگی دوران حاملگی مشكل برای زن بالاخره قرآن این مشكل را توی قرآن مطرح كرده «حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْناً عَلی وَهْن» (لقمان/14)روز به روز سنگین تر و به هر حال حمل یك مرد یك سنگ چند كیلویی دستش باشد اذیّت می شود خوب زن هم مشكلات زایمان خوب اینها كه با شعار حل نمیشود مشكلات شیر دادن نیاز به استراحتی كه زن دارد نیاز به استراحت زن یك مقدار ساختمانی است كه گرایش زن به گرایش طبیعت است همه ی زنها به آرایش گرایش دارند یعنی به خود رسیدن مشكلات شخصی مشكلاتی زنها دارند كه ماهی چند روز گرفتار هستند این مشكلات را دارد ما وقتی می گوییم كار بكن هم باید سلامتی زن ایام فراغت زن نقش زن در توسعه و گسترش اقتصاد شكوفایی استعدادی زن خودكفایی نقش زنان در خودكفایی و عزت این ارزش ها باید باشد توجه به این مشكلات هم باید باشد پس اینها را زن باید اینها را جمع كنیم ببینیم جمعش چی می شود
برنامه درسهایی از قرآن سال 18 . ج1، ص: 4
حاملگی و دوران زایمان به علاوه ی شیر دادن به علاوه ی استراحت به علاوه دیگر مساوی است با زن گرفتار است این را هم جمع بزنیم جمع این هم این است سلامتی به علاوه پر كردن ایام فراغت به علاوه توسعه به علاوه ابتكار به علاوه مساوی است با كار خوب است پس ما دو تا جمع داریم یك جمعی داریم كه نتیجه اش این است كه كار خوب است یك جمع داریم كه زن گرفتار است می آییم این دو تا را جمع می كنیم اسلام می گوید بسم الله زن كار بكند اما كار خوب است زن گرفتار است پس چی شد شرائط ویژه شرائط ویژه چه شرائط ویژه یك: كار زن آزادی باشد، كار زن با اجباری نباشد كار زن اختیاری كار زن اختیاری باشد یعنی چه سر ساعت 8 نباشد 8 خوابش می آید بگیرد بخوابد 10 حال دارد پا شود كار كند /105 بچه اش جیغ شود پا شود كار را بگذارد كنار باید یك كاری باشد اختیاری همه لحظه بخواهد كارش را انجام بدهد هر لحظه بخواهد كارش را تعطیل كند كار زن باید اختیاری باشد در محیط آرام باشد محیط آرام باشد گرفتاری ها یك تصادف و ترافیك و رنگارنگ و هیجان های بیرون از زن دور باشد یك كاری باشد اختیاری باشد محیط آرام باشد.
سوم: سبك باشد كه با حمل و حاملگی و شیر دادن كارهایی مانند رانندگی كامیون و نمیدانم كارهای خشن نباشد كار سبك اختیاری در محیط آرام این را اسلام گفته پس بالاخره نظر اسلام چی است نظر اسلام این است كه زن كار بكند یا نه می گوییم چون كار یك فوایدی دارد. یك: زن هم یك گرفتاری هایی دارد. دوم: جمع بیتش كه بگوییم كه خانمها كار بكنند منتهی كارهایی كه اجبار تویش نباشد شرایط پر هیجان بیرون هم در آن باشد سبك هم باشد كار سبك در محیط آرام و اختیاری كه هم از آن منافع استفاده كند هم این مشكلات مزاحمش نباشد این نظر اسلام است حالا كی بهتر از نظر اسلام دارد بسم الله حالا یك حدیثی داریم من دیشب این را نوشتم «تَقَاضَی عَلِیٌّ وَ فَاطِمَه یُ إِلَی رَسُولِ اللَّه» (بحارالانوار/ج /43ص 81)زندگی زهرا را می گوییم.
5- تقسیم كارهای داخل و خارج منزل
حضرت علی (ع) و حضرت زهرا (س) با هم آمدند پیش پیغمبر گفتند یا رسول الله تو قاضی بگو ببینم چه جوری كارها را تقسیم كنیم اختیار با شماست شما مدیریت كن كه ما چه جوری «فِی الْخِدْمَه ی» در خدمات تو بگو چه كنیم «فَقَضَی عَلَی فَاطِمَه ی» (بحارالانوار/ج /43ص 81)قضاوت كرد پیغمبر نسبت به فاطمه فرمود: «بِخِدْمَه یِ مَا دُونَ الْبَاب» كارهای در خانه مال تو حضرت علی دخالت نكند این فرش را از آن وَر بیانداز این پرده را كجا وصل كن این كاسه را آنجا بگذار نمیدانم بگذار خانم دخالت نكن حتماً نمیدانم غذا چی باشد نمیدانم بگذار زن مدیریت داخلی مال زن باشد مرد دخالت نكند و «وَ قَضَی عَلَی عَلِیٍّ بِمَا خَلْفَه» پشت دیوار هم كارهای توی خیابان و كوچه مال تو «فَقَالَتْ فَاطِمَه ی» فاطمه فرمود: «فَلَا یَعْلَمُ مَا دَاخَلَنِی مِنَ السُّرُورِ إِلَّا اللَّه» جز خدا هیچ كس نمیداند چقدر خوشحال شدم كه این قضاوت چقدر خوب شد كه به نفع من شد چون فاطمه هم آموزش زنان را داشت یعنی معلم بود هم تربیت بچه داشت همه كارهای داخلی داشت هم عبادت داشت آموزش، عبادت، تعلیم و تربیت كارهای داخلی خانه، بچه داری گفت خیلی خوشحال شدم كه بار بیرون خانه را از ما گرفت «بِإِكْفَائِی رَسُولُ اللَّهِ ص تَحَمُّلَ رِقَابِ الرِّجَالِ» چقدر خوب شد كه پیغمبر بیرون رفتن را و سر و
برنامه درسهایی از قرآن سال 18 . ج1، ص: 5
كله زدن با مردهای رنگارنگ را به من نسپرده است این به نفع زن است كه محیط آن از مرد جدا باشد به نفع زن است كه مخلوط با زنها نشود به نفع دانشجو است كه از هم جدا باشند بله اسلام گفته كه ازدواج را آسان كنید قید و بندها آداب و رسوم ها حذف كنید ازدواج را آسان كنید اما تا وقتی كه ازدواج نكرده اند این اختلالها جز ایجاد فشار روی مغز درگیرهای خیابانی ترافیك ها اتلاف وقت زن توی خانه با یك لباس ساده به نفع مردها هم است ها ببینید چه جوری بگویم یك صلوات بفرستید.
یك زن اگر مرد چشم چران نباشد خوب زن هم نمیخواهیم بگوییم بیرون نرود لازم است برود بیرون مثلاً آموزش و پرورش خوب بدون زن نمیشود پزشكی بدون زن نمیشود آن جاهایی كه زن عنصر مفیدتر نیست زن بیاید جلو این كارهایی را می تواند زن بكند كه مرد نمیتواند بكند. خوب آرایش هست آموزش هست پزشكی هست خیلی كارها ولی یك سری از كارها را مردها می توانند انجام بدهند دلیل ندارد كه حالا من بروم آنجا مثلاً عرض كنم به حضور شما كه یك جاهایی تخصص زن می باید باشد یك جاهایی بدون زن و مرد نمیشود حتی پیغمبر در جبهه ها زنهایش را می برد امام حسین (ع) ، زینب كبری را به كربلا برد حضرت ابراهیم هاجر را مكه برد زن و مرد همیشه در طول تاریخ به دنبال هم راه می افتادند اما با هم كار كردن معنای آن اینكه كه كارهایشان یك جور باشد یعنی زینب كبری در كربلا یك كار می كرد امام حسین یك كار دیگر با هم بودن معنایش اینكه همكار هم باشند هر دو با هم باشند رویه كارهای آنها جدا باشد ما نمی گوییم زن و مرد از هم جدا شوند ما می گوییم زن و مرد نوع كار با ساختمان بدنش تطبیق داشته باشد ما عضوهای بدنمان چشم چون ظریف خدا پنج تا محافظ برایش گذاشته اول با آب شور قاطی كرده چون چشم ما از پی، پی زود فاسد می شود با آب نمك و اشك شور قاطی كرده این برای حفاظت دوم: درپوش گذاشته پلك، سوم: لب پلك مژه گذاشته، چهار یك ابروی سیاه گذاشته كه خورشید به چشم فشار نیاورد چهارم گودی گذاشته كه یك بار دست خورد به چشم نخورد حالا نباید گفت كه آقا من را چرا گذاشتی تو بابا برای اینكه تو ظریفی یك خورده برو تو تَه. چرا دفاع آمده بیرون این خاصیتی ندارد این سلول دفاع با سلول چشم فرق می كند اینكه نه خیر دماغ آمده بیرون من هم می خواهم بیایم بیرون خوب بیایی بیرون آسیب پذیری اینها را شعار شوخی نمیشود درست كرد.
6- كار زن، بر اساس فطرت و عفّت
دین ما دین فطری یعنی براساس واقعیت چی؟ برنامه ریزی كرده براساس واقعیت یك سری كارهای خشن را باید مرد بكند مثل كامیون و پیكان نباید پیكان بگوید نه خیر ما چه جوری از كامیون بابا جون ساختمان تو یك فایده ای دارد ساختمان آن یك فایده ای دارد هر انگشتی یك جوری است هر انگشتی برای یك چیزی است اِدای غربیها را غربیها. خودشان هم الآن توی غلطشان مانده اند كه حتی بسیاری از برنامه های ما با فطرت سازی سازگار نبوده پس داده دین دین فطری است دین فطری همیشه می ماند این قوانین ضّد فطری یك موجی می اندازد با تحمیل مثل رضاشاهی كه بی حجابی را تحمیل كرد بالاخره وقتی زن عفتش می خواهد خودش را نشان دهد با چوب هم بزنی چادرش را برداری یقیناً تا فشار رضا شاه می رود كنار خودش را می پوشاند او برای خودش احساس می كند كه پوشش یك ارزش چیز
برنامه درسهایی از قرآن سال 18 . ج1، ص: 6
تحمیلی نباید باشد از هر طرفش منتهی باید فكر و فرهنگ را برد بالا كه این عیب شما نیست. فاطمه ی زهرا و امیرالمؤمنین رفتند تقسیم كار. پیغمبر فرمود كارهای داخل توی خانه مال زهرا كارهای بیرون مال امیرالمؤمنین فاطمه ی زهرا گفت: خیلی خوشحال شدم اما زن و مرد باید در خانه كمك كنند حدیث می خوانم این حدیث را هم دیشب گفتم دیدم: «مَنْ لَمْ یَأْنَفْ مِنْ خِدْمَه یِ الْعِیَالِ دَخَلَ الْجَنَّه یَ بِغَیْرِ حِسَاب» (مستدرك الوسایل/ج /13ص 48)به به، كسی اگر در خانه كمك زنش بكند نه از ترس زنش ها آخر زنش می گوید نه با ترس، نه اگر روی محبت كمك زنش بكند بدون تحمیل به بهشت می رود مرد بهشتی مردی است كه در خانه كمك زنش بكند «یَا عَلِیُّ خِدْمَه یُ الْعِیَالِ كَفَّارَه یٌ لِلْكَبَائِرِ وَ یُطْفِئُ غَضَبَ الرَّب» (مستدرك الوسایل/ج /13ص 48)و اگر مردی گناه كبیره كرده باشد توی خانه كمك خانمش كند خدا به خاطر كمك خانم گناه كبیره مرد را می بخشید این خدمت به، مسأله ی دیگر فاطمه ی زهرا گفتیم چند تا كار داشت یكی كار بود حالا برویم سراغ عبادت آموزش بعضی وقتها می آمدند چیزهایی از پیغمبر از فاطمه ی زهرا سؤال می كردند یك خانمی آمد چند تا سؤال پرسید «ثُمَّ خَجِلَتْ» (مستدرك الوسایل/ج /17ص 317)بعد دیگر خجالت كشید: «مِنَ الْكَثْرَه ی» گفت ببخشید پر حرفی كردم فرمود چرا؟ گفت: برای اینكه «فَقَالَتْ لَا أَشُقُّ عَلَیْكِ یَا ابْنَه یَ رَسُولِ اللَّه» من زحمت دارم خیلی سؤال كردم وقت شما را گرفتم فرمود: «قَالَتْ فَاطِمَه یُ ع هَاتِی وَ سَلِی» بیا هرچه می خواهی از من بپرس «عَمَّا بَدَا لَكِ» هرچی دل تنگت می خواهد بپرس من جواب می دهم «اكْتُرِیتُ أَنَا لِكُلِّ مَسْأَلَه یٍ بِأَكْثَرَ مِنْ مِلْ ءِ مَا بَیْنَ الثَّرَی إِلَی الْعَرْشِ لُؤْلُؤاً» هر سؤالی كه تو می كنی من جواب می دهم از تو فضا را پر از لؤلؤ كنند بیشتر خدا به من ثواب می دهد فكر نكن شما یك قالی روی دوش یك نفر می گذارند دومی، سومی بله چون هر قالی یك پول اضافه می شود. این آقایی كه قالی روی دوشش است احساس خستگی نمیكند چون می بیند هر یك قالی یك مبلغ اضافه می شود هر سؤال كه شما از من می كنید اجر من بیشتر می شود من احساس خستگی نمیكنم عبادت زهرا (س) رسول خدا فرمود: خیلی عبادت می كرد خیلی ساده زندگی می كرد. چون یادگار خدیجه بود پیغمبر خدیجه را خیلی دوست داشت و چون این تنها یادگار خدیجه بود یك خاطره برایتان بگویم شب عروسی فاطمه ی زهرا حالا برای عروسی آن هم یك چیزی بگویم شب عروسیش هم من اینجا نوشته ام وقتی عروس را می خواستند ببرند خانه ی داماد «فِی خَبَرٍ أَمَرَ النَّبِیُّ ص بَنَاتِ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ وَ نِسَاءَ الْمُهَاجِرِینَ وَ الْأَنْصَار» (مستدرك الوسایل/ج /14ص 198)فرمود دختران عبدالمطلب، دخترهای فامیل جمع شوند خانمهای مهاجرین و انصار مردم مكه كه هجرت كرده اند به مدینه مردم مكه كه آمدند مهاجرین بودند و مردم مدینه انصار، زنان مهاجرین انصار و دخترهای فامیل همه جمع شوند «یَمْضِینَ فِی صُحْبَه یِ فَاطِمَه ی» همه عروس را ببرنند و عروس نباید تنهایی برود جمعیت ببردش «وَ أَنْ یَفْرَحْن» شادی كنید «وَ یَرْجُزْن» رجز بخوانید و یك چیز هم بخوانید «وَ یُكَبِّرْن» الله اكبر بگویید «وَ لَا یَقُلْنَ مَا لَا یُرْضِی اللَّهَ» حرف چرت و پرت نزنید یا یك رجزی بخوانید یا یك شعر شادی بخوانید یا تكبیر بگویید اما حرف دریوری نزنید ما گاهی وقتها در عروسی ها اصلاً شعر فتنه دارد من آمدم رد شوم یك جایی این صدا را شنیدم كه عروسها و دامادها دست می زدند و داریه می گفتند عروسها به خود ننازید دامادها بهتر است اینها می گفتند نه خیر عروس ما بهتر است بابا مگر اصلاً فتنه تویش بود ما وصّیت داریم كه وصیت فتنه در آن است می گوید اگر من مردم
برنامه درسهایی از قرآن سال 18 . ج1، ص: 7
راضی نیستم فلانی بیاید ختم من ای بابا حالا گیرم با هم بد بودید حالا این وصیت تو فتنه را بیشتر می كند بعضی ها جنس آنها خراب است یعنی هم وصیت اش و عروسیشان مثل مار می گزند فرمود كه رجز بخوانید شادی هم بكنید دسته جمعی هم با عروس حركت كنیم، اللّه اكبر هم بگویید اما حرف زشت نزنید.
7- ماجرای عروسی حضرت علی (ع) و حضرت زهرا (س)
«قَالَ جَابِرٌ فَأَرْكَبَهَا عَلَی نَاقَتِهِ» (بحارالانوار/ج /43ص 115)جابر می گوید كه فاطمه سوار شتر شد «وَ أَخَذَ سَلْمَانُ زِمَامَهَا» (بحارالانوار/ج /43ص 115)حضرت سلمان سه شتر را داشت می گرفت و می رفت و نبی پیغمبر هم با عروس رفت و حمزه عموی پیغمبر هم بود و عقیل هم بود جعفر هم بود عقیل و جعفر برادر حضرت علی هم بودند چون برادر داماد هستند برادرهای داماد همه جلو می رفتند باز كه جلو می رفتند یعنی نگاهشان به عروسها نخورد، آنها جلو می رفتند اهل بیت هم بودند اهل بیت هم عقب عروس بودند مردها جلو می رفتند «مُشْهِرِینَ سُیُوفَهُم» شمشیرشان هم درآورده بودند كه حالا یك جلال و جبروتی باشد «وَ نِسَاءُ النَّبِیِّ ص قُدَّامَهَا» زنهای پیغمبر هم جلو بودند «یَرْجُزْن» آن وقت سه نفر هم شعر گفتند یكی ام السلمه شعر گفت یك عایشه شعر گفت یكی خفیصه شعر گفت یكی مادر سعدبن معاد شعر گفت اشعارشان هم در تاریخ و حدیث آمده خوب این عروس را بردند بعد پیغمبر چون خانه ی پیغمبر ولی وصل به مسجد بود «ثُمَّ أَنْفَذَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِلَی عَلِیٍّ وَ دَعَاهُ إِلَی الْمَسْجِد» (بحارالانوار/ج /43ص 116)گفت علی بیا ببینیم علی آمد در مسجد و فاطمه گفت فاطمه بیا «فَأَخَذَ یَدَیْهَا وَ وَضَعَهَا فِی یَدِه» دو تا دست زهرا را گرفت گذاشت در دست علی فرمود: «بَارَكَ اللَّهُ فِی ابْنَه یِ رَسُولِ اللَّهِ» مبارك باشد این ازدواج یعنی ببینید از شعر استفاده كردند فامیل ها را دعوت كردند مردها هم بودند مردها جلو می رفتند شعر بود سرود بود مسجد بود دعا بود بارك الله بود پدر عروس هم بود پدر داماد بود برادرهای داماد هم بودند و این عروس حالا راجع به تربیت بچه وقت نداریم و تمام شد. پس تمام شد هیچی. دین ما دینی است كه شادیاش سرجایش است گریه اش سرجایش است دعایش سرجایش است تفریح سرجایش است اسلام هیچی را كمبود نگذاشته گاهی وقتها ما اسلام را جوری معرفی می كنیم ببینید شما حساب كن در همین ماجرا در مسجد موعظه بود در مسجد دست عروس هم در دست داماد گذاشتند یعنی هم مراسم سفارش عروس و داماد در مسجد بود و هم موعظه در مسجد بود ما باید مساجدمان یك جوری باشد كه غمكده نباشد جوری مسجد طراحی شود كه فقط گناه در آن نباشد شأن مسجد هم فقط شود اما اینكه فقط فاتحه اربعین تابوت محل غمكده نباید باشد مسجد باید یك جوری باشد كه همه ی نیازهای مردم در مسجد تأمین شود به سمت انشاءالله این سو برویم.
خدایا تو را به حق محمد و آل محمد ما را روز به روز با اسلام آشناتر و توفیق پیروی از اهل بیتش بفرما. زیارت فاطمه زهرا (س) را با معرفت در همین دنیا نصیب همه ی ما بفرما. شفاعت زهرا (س) را در روز قیامت نصیب همه ی ما بفرما. كشور و دولت و رهبر و امّت و ناموس و نسل و دین و عزت و انقلاب ما، مرز و بوم ما هرچه كه به ما دادی در پناه مهدی زهرا (ع) حفظ بفرما. قلب فرزند زهرا امام هادی از ما راضی بدار. آنچه در ماه رمضان به خوبها دادی به خاطر لیاقت آنها به غیر خوبها هم از فضل كرمت مرحمت بفرما. دشمنان اسلام توطئه گران ناهل نابود بفرما.
«والسلام علیكم و رحمه ی الله و بركاته»
کليه حقوق برای مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن محفوظ است