پایداری بر ولایت اهل بیت (ع)

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
بینندگان عزیز بحث را شب بیست و یكم می شنوند كه شب بیست و یكم مهمتر از شب نوزدهم است كما اینكه این شب بیست و سوم حتی از شب بیست و یكم مهمتر است، شب شهادت بهترین خلق خدا روی كره زمین بعد از پیغمبر، من یك مقداری بحث راجع به امیرالمؤمنین دارم خدمتتان انشاءاللّه توی این بیست و پنج، شش، دقیقه خواهم گفت، ماه رمضان امسال سیره داشتیم می گفتیم، حدود پانزده شانزده شب، پانزده شانزده جلسه سیره سه تا از بزرگان را خیلی خلاصه مرور كردیم، سیره كامل بنده نمی توانم بگویم چون سوادش را ندارم، سیره، یعنی روش، روش زندگی كامل، چون امیرالمؤمنین هر لحظه عمرش یك درس است، غذا خوردنش، نشستنش، پاشدنش، حرفهایش، ما نمی توانیم علی را بشناسیم، ولی یك مقداری اشاره خواهم كرد، منتهی من، یك بحثی را قول داده بودم تمامش كنم از این بحث بیست و پنج، شش دقیقه، پنج، شش دقیقه اش را آن بحث را دنبال می كنم ولی بخاطر شب بیست و یكم می روم سراغ امیرالمؤمنین بحث ما این بود كه رابطه ما با اهل بیت چی است؟
1- آشنا ساختن نسل نو با فرهنگ اهل بیت (ع)
در پانزده شب كه راجع به اهل بیت صحبت كردیم گفتیم كه ما سه تا رابطه باید داشته باشیم، یكی رابطه علمی، از این رابطه علمی یك عرضی بكنم، كتابهایی است راجع به حضرت زهرا (س) ، راجع به حضرت زهرا كتابهای خوبی نوشته شده، آیه یاللّه ابراهیم امینی نوشته، آقای دكتر سید جعفر شهیدی، به نظرم، نوشته، بله، كتابهای خوبی، حالا من خودم خیلی اش را دارم ولی الآن توی ذهنم نیست، كتابهایی راجع به حضرت زهرا نوشته شده، بیایید افراد خیّر به هر دختر دبیرستانی و راهنمایی یكی از كتابهای حضرت زهرا را بدهید، مگر نمی خواهیم فاطمیه بسازیم؟ فاطمیه ساختمان است، كار خوبی است، اما بالاتر از آجرها، آدمها هستند، حدود ده میلیون دختر داریم توی مدرسه همه اینها با زندگی زهرا (س) آشنا بشوند، بیاییم راجع به قیام امام حسین (ع) یك كارهای این رقمی داشته باشیم، بچه هامان را با اهل بیت (ع) بیشتر آشنا كنیم، بچه هامان را، ما سه تا كار داریم هر كاری را باید یك گروهی اقدام كنند، رابطه ما و اهل بیت (ع) ، یك رابطه علمی است، رابطه علمی و فكری است، این را پدرها الحمدللّه، كمابیش آشنا هستند با اهل بیت اما بچه هامان چی؟ یعنی الآن دختر شما می تواند یك مقاله راجع به حضرت زهرا بنویسید؟ پسر شما می تواند پنج دقیقه راجع به امام زمان (عج) حرف بزند؟ دو تا اشكال اگر شد می تواند پسر شما، دختر شما جواب بدهد؟ كارهای علمیمان كم رنگ است، نسبت به نسل آینده، یك رابطه عاطفی داریم، رابطه عاطفی همین است كه ما در عزای امیرالمؤمنین می سوزیم، در عزای امام حسین (ع) می سوزیم، این رابطه عاطفی بحمداللّه خوب است، به لطف خدا.
2- حمایت مالی از فرهنگ اهل بیت (ع)
برنامه درسهایی از قرآن سال 18 . ج1، ص: 2
یك رابطه حمایت داریم كه این را خوب است ولی دارد كم رنگ می شود، مثلاً اسم به لطف خدا الآن زیاد است ولی نباید كم رنگ بشود ما در ایران حدود سیصد تا علی آباد داریم، روستاهایی كه اسمش علی آباد است، بقدری عشق علی امیرالمؤمنین داریم كه بسیاری از جاها علی تركیب شده، علیرضا، علی محمد، علی احمد، نمی دانم كلماتی كه علی تویش است، بالای چهل تا كلمه است كه من این را دارم، این حمایت ها در اسم، تا در عمل، فكر علوی، حمایتهایی كه، بچه هایمان را با مكتب امیرالمؤمنین (ع) آشنا كنیم، یك رابطه مالی هم داشتیم كه حق اهل بیت را بدهیم همان خمس، قرآن می گوید: «فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبی» (انفال/41)، «وَ لِذِی الْقُرْبی» گفته است، «ذی القُربی» نگفته، اگر می گفت «ذی القُربی» ، یعنی هركس فامیل پیغمبر است، گفته «ذی القُربی» ، یعنی آن فرد خاص، كه پیغمبر است و بعد از پیغمبر شخص خاصی كه جانشین پیغمبر است، همان امام معصوم و در زمان غیبت، همان كسی را كه حضرت مهدی (عج) فرموده بهش مراجعه كنید، فقیه بی هوا، بی هوس، اعلم، اتقی، زاهد، شجاع، آن كلماتی كه مرجع باید داشته باشد.
3- تفاوت خمس با مالیات
توی حمایت مالی گفتیم شیطان می آید راجع به خمس وسوسه هایی می كند، در جلسه شب نوزدهم چندتایش را گفتم، یكیش را در این جلسه می گویم، چون شب بیست و یكم است می خواهم راجع به خود حضرت امیر صحبت كنم انشاءاللّه، یكی از ایشان می گویند ما كه مالیات می دهیم، دیگر جمهوری اسلامی می خواهد چند رقم پول از ما بگیرد، ما مالیات می دهیم حكومت هم كه، جمهوری اسلامی است، قبول است، شبهه ای كه می گویند كه با دادن مالیات، خمس چرا؟ اول این كه مالیات هم كه جزء مخارج است، یك موقع شما همینطور كه پول برای زندگیت می دهی، یكی از پولهای زندگی هم مالیات است، اصلاً مالیات خرج خودت می شود، خمس را می گوید بده به خدا و رسول، بده به یتیمها و مساكین، بده در ابن سبیل و توی راه مانده، خمس را می گوید بده به غیر، مالیات را به خودت می دهی، یعنی چه، یعنی توی خانه یك چراغ خواب روشن نمی كنی، یك پولی هم می دهی به دولت، كه توی كوچه را هم لامپ بزند، توی خانه قفل نمی زنی؟ یك پولی هم می دهی به دولت پلیس بگذارد، توی خانه ات كپسول آتش نشانی نداری؟ یك پولی هم می دهی به دولت ماشین آتش نشانی داشته باشد، توی خونه، قرص آسپرین نداری، یك پول هم می دهی به دولت كه بیرون یك درمانگاه شبانه روزی داشته باشد، توی خانه موزاییك نمی كنی؟ یك پولی هم می دهی به دولت خیابانها را آسفالت كند، پس آنها هم خرج شخص شما می شود، توی خانه ات باغچه داری، یك پولی هم می دهی به دولت بیرون پارك درست كند، پس پولی كه برای آتش نشانی و دارو و درمان و امنیت و آسفالت و اینها می دهند، این تقریباً یك پولی می دهند به دولت كه نیازهای بیرون خانه مرا، تامین كند، پس مالیات برای تامین نیاز شماست، خمس برای تامین نیاز، دیگران است، فرق می كند، مثل این كه می گویی من نذر كرده ام، می گوییم چی؟ من نذر كرده ام ناهار بخورم، اِ، این نذر نیست كه، نذر را باید بگویی یه ناهار به دیگران، بدهی، كسی می گوید نذر می كنم كه به بچه ام، برای بچه ام گوشواره بخرم، خوب این كه نذر نشد كه، چیزی كه خرج خودت و خانواده ات و بچه ات شد، چیزی كه منافعش به
برنامه درسهایی از قرآن سال 18 . ج1، ص: 3
جیب شما رفت، آن نذری نیست، پول مالیات، پس فرقهایش را بگویم، تفاوتها، چند رقم تفاوت دارد، یك، مالیات جزء مخارج شخصی ماست منتهی، مخارج شخصی را مستقیم خودمان خرج می كنیم، این را یك پولی می دهیم مالیات به دولت كه دولت خرج كند، این یكی، دو، در مالیات قصد قربت لازم، چی؟ نیست مثل این كه شما اسفناج می خری قصد قربت نمی خواهد بكنی، بنا می آوری برای خانه ات قصد قربت نمی خواهد بكنی، اما خمس قصد قربت باید بكنی، یعنی برای رضای خدا باشد، سوم، مالیات را به، مالیات را به مامور دولت می دهیم، مامور دولت، آدمهای خوبند، یا معمولیند، بعضی هایشان هم بدند، اما خمس را باید بدهی به كسی كه محبوبترین، عالمترین، با تقواترین، زاهدترین، یعنی گیرنده خمس با گیرنده مالیات فرق می كند، این هم، گیرنده فرق می كند، چهار، یك صلواتی بفرستید، در خمس و زكات به خود شما اعتماد می شود، احدی نمی آید بگوید چقدر خمس داری، در طول تاریخ كسی نمی آید بگوید تو چقدر خمس داری، خود شما، به خود شما اعتماد می شود، احدی نمی آید بگوید چقدر خمس داری، در طول تاریخ كسی نمی آید بگوید تو چقدر خمس داری، خود شما، به خود شما اعتماد، اما مالیات را از دولت می آیند بررسی می كنند، یعنی مالیات را اگر بگویی كم می آیند دخترها را می بینند، مهر و موم می كنند، هزار و یك فرمول قانونی دارد، خمس، به خود شما اعتماد می شود، می گویند آقا داری بده، نداری نده، با پای خودت می روی خمس می دهی، فرق می كند چیزی را كه ازت می گیرند یا چیزی را كه می روی می دهی اگر دست مرا به یك پایه من بستند پولهای مرا درآوردند نمی شود گفت «بسم اللّه الرحمن الرحیم» ، اینجانب سخاوت دارم، نه آقا بسته اند پولهایت را برده اند، شما مالیات ندهید ممنوع الخروجت می كنند، اسمت توی كامپیوتر است ولی خمس اینطور نیست كه، بنابراین خمس، در خمس به شما اعتماد می شود، در مالیات به شما اعتماد نمی شود، گیرنده خمس بهترین فرد باید باشد، گیرنده مالیات لازم نیست بهترین فرد باشد خمس باید قصد قربت كنی، مالیات قصد قربت نمی كنی، خمس برای مخارج دیگران است مالیات برای مخارج خودت است، كسی نگوید ما كه خمس می دهیم، ما كه مالیات می دهیم دیگر خمس، البته اینها زیاد است من نمی خواهم شب بیست و یكم وقتم را صرف اینها كنم، گرچه مسأله خمس را بنا دارم كه رویش حرف بزنم، چون متوجه شدم بعضی ها، وضع مالیشان هم خوب است اما سرشان به حساب نیست، گریه می كند، سینه می زند، افطاری می دهد، آدم خوبی است، همه خوبیها را دارد، ولی توی مسائل مالی حساس نیست كه حالا كه من خمس نمی دهم، خوب من كه خمس نمیدهم لقمه حرام می دهم به بچه ام، امام، امام رضا (ع) فرمود كسی كه خمس ندهد ما دعایش نمی كنیم، دعای ما مخصوص شیعیانی است كه خمس می دهد، یك كسی آمد گفت خمس مرا حلال كن، گفت چرا خودت را محروم می كنی از دعای ما، یعنی یك دعای امام زمان نمی ارزد به این كه آدم دو هزار تومان، ده هزار تومان، صد هزار تومان، یك میلیون، كمتر، بیشتر، بیست میلیون بدهد، همه دنیا به یك دعای حضرت مهدی (عج) می ارزد، چرا خودتان را محروم می كنید، خوب صلوات ختم كنید كه بحث را عوض كنم.
4- پایداری بر ولایت اهل بیت (ع)
برویم سراغ، راجع به امیرالمؤمنین (ع) ، آقا اسبق ابن نباته، یكی از یاران امیرالمؤمنین (ع) است مشغول دعا بود حضرت
برنامه درسهایی از قرآن سال 18 . ج1، ص: 4
علی (ع) آمد یك دستی زد به كتفش، فرمود می خواهی دعایت مستجاب بشود گفت بله، شب قدر هم خوب همه می خواهند دعایشان مستجاب بشود، فرمود كه «لَئِن» ، «ان» یعنی اگر، «لَئِنْ ثَبَتَتْ قَدَمُكَ وَ تَمَّتْ وَلَایَتُكَ وَ انْبَسَطَتْ یَدُكَ فَاللَّهُ أَرْحَمُ بِكَ مِنْ نَفْسِكَ» (بحارالانوار/ج /42ص 145)عجب جمله قشنگی است، بدرد شب قدر هم می خورد، مال امیرالمؤمنین هم هست، یكی از یاران مخلص امیرالمؤمنین (ع) داشت دعا می كرد، حضرت آمد دست زد به كتفش، فرمود می خواهی دعایت مستجاب بشود؟ «ثَبَتَتْ قَدَمُكَ» صابر باش، تو كه انقلابی بودی، تو كه مسجدی بودی تو كه حزب اللّهی بودی، تو كه خانواده خوبی بودی، تو كه تقوایت بیش از این بود، چرا شل شدی ثابت قدم باشید، یك، «تَمَّتْ وَلَایَتُكَ» ، دست از علی برندارید، «وَ انْبَسَطَتْ یَدُكَ» ، یك خورده بریز و بپاش كن، بده به فقرا، اگر شكم فقرا را سیر كنی، این از نظر اقتصاد جامعه، ولایت از نظر سیاسی ثابت قدمی و استقامت از نظر روحی، اگر این سه شرط را داشته باشی خدا از تو به تو رحیم تر است یعنی دعایت حتماً مستجاب می شود، خیلی قشنگ است، این سه تا جمله برای این خوب است كه آدم پلاكارد كند توی اتاقش بزند، «لَئِنْ ثَبَتَتْ قَدَمُكَ وَ تَمَّتْ وَلَایَتُكَ وَ انْبَسَطَتْ یَدُكَ» ، بعضی ها یكی از اینها را ندارند، بعضی ها ثابت قدم نیستند، یك عروسی می رود برمی گردد وضع حجابش عوض می شود، دو تا برادرهایش به پول می رسند، از این شغل حلالش دست می كشد، خودش را به آب و آتش می زند، از حلال و حرام كه مثلاً حاضر نیست به یك لقمه حلال ثابت بماند، به حق و ناحق می افتد، بعضی ها از نظر ولایت، ولایتشان ضعیف است، رهبر آسمانی، امامت، آن كسانی كه باید، ولایتشان تمام نیست، یك كسی خمس می خواست بدهد به آقا بهش گفتم چرا از آقا اجازه می گیری خمس بدهی؟ گفت آخه من خودم نظر دارم، گفتم آقا اصلاً نظر تو یعنی چه؟ امام زمان (عج) را كه تو قبول داری فرموده در زمان غیبت برو بده به مرجع تقلیدی كه هوی و هوس ندارد، پول را بگذار توی پاكت بهش بده حالا او خواست درمانگاه بسازد، خواست كتابخانه بسازد، خواست مدرسه بسازد، گفت نه آخه خودم هم می خواهم نظر كنم، گفتم همین شیطان است، چطور می خواهی، شما اجازه می دهی، آقای قرائتی ببخشید من می خواهم در پولهایی كه تو داری نظارت كنم می گویم به تو چه، پول مال من است، اگر پول مال امام زمان (عج) است به من چه كه در پول امام زمان نظریه بدهم كه آقا نظر من همچین است، همچین است، همچین است، «تَمَّتْ وَلَایَتُكَ» ، یعنی ولایت تمام، آقا بنده این خمسم است خلاص، اختیار با شماست، شما روی تشك امام زمان نشسته اید تصمیم با خودتان است، بعضی ها هستند كه، آقا ببخشید این را می خواهم فرنی كنید، نه این را شله زردش كن، اینجا را نمی دانم سنگ كن اینجا را كاشی كن، اینجا را نمی دانم درمانگاه بساز، اینجا را یعنی یك میلیون پول می دهد كه یك میلیون هم اُرد می دهند. «تَمَّتْ وَلَایَتُكَ» یعنی بگو آقا چشم، من حرف نمی زنم درباره شما، خدا به ابراهیم گفت بچه ات را بكش، چشم، امام به یكی از یارانش گفت برو توی تنور، چشم، به امام گفتند سیبی را دو نیم كنی بگویی این نصفش حلال این نصفش حرام می گویم چشم، ما اول باید در اصل امامت، مثل دكتر، دكتر در اصل دكتریش تحقیق كن، آیا دكتر هست یا نه، متخصص هست یا نه، متدین هست یا نه، بعد از این كه تخصصش و عقل و تحصیلاتش برای شما ثابت شد، هرچی می گوید، می گویی چشم، آقا دستت را ببر بالا، چشم، نفس بكش، چشم، حلقت را باز كن، جشم، سرفه كن، چشم، پیراهنت را بالا كن
برنامه درسهایی از قرآن سال 18 . ج1، ص: 5
می خواهم از دنده هایت، نمی دانم، بگذارم روی قلبت، چشم، عكس بگیر، چشم، یعنی چطور شما به دكتر می گویی چشم، همین كه فهمیدیم متخصص است می گوییم چشم، «تَمَّتْ وَلَایَتُكَ» .
5- دوری از مسائل تفرقه انگیز در جامعه
یك جمله می خواهم بگویم شب بیست و یكم چون شب بیست و یكم ما جمعیت زیادی داریم پای تلویزیون كه اینها در طول سال پای تلویزیون نیستند، یا توی ترافیكند، یا توی اداره اند، یا توی بازارند ولی شب بیست و یكم چون، هم شب قدر است زود می آیند خانه پای تلویزیون من یك چیزی می خواهم بگویم برای آنها كه در طول سال نیستند تو را خدا این مسائل بازی های سیاسی را كنار بگذارید، قصه از امیرالمؤمنین بگویم، شبه شهادت امیرالمؤمنین گوش بدهید، بعد از جنگ نهروان حضرت یك پیام كتبی داد فرمود این را بروید برای مردم بخوانید، كه «وَ ذَلِكَ أَنَّ النَّاسَ سَأَلُوهُ عَنْ أَبِی بَكْرٍ وَ عُمَرَ وَ عُثْمَان» (بحارالانوار/ج /30ص 7)، چرا مردم توی این موقعیت می آیند می گویند نظر شما راجع به فلانی چی است؟ مگر نمی فهمید كه شما، كه «قَدْ تَفَرَّغْتُمْ لِلسُّؤَال» ، دیگر سوالی دیگه نیست؟ «وَ هَذِهِ مِصْرُ قَدِ انْفَتَحَت» ، مصر از دستتان رفت، خوابید «وَ قَتَلَ مُعَاوِیَه یُ بْنُ خَدِیجٍ مُحَمَّدَ بْنَ أَبِی بَكْر» محمد بن ابی بكر كه استاندار من در مصر بود كشته شد، شما شخصی بنام، شخص عزیزی بنام محمد بن ابی بكر كه استاندار و نماینده من است، نماینده مرا كشتند، مصر از دست رفت، نشسته اید، نظر شما راجع به فلانی، چی است؟ از این چی می فهمند خطای سیاسی؟ یعنی گاهی یك مسائل مهمتری است كه بخاطر مسائل مهمتر نباید مسائل غیر مسأله را چیز كنیم، ما باید یك وقتی یك مسأله، كه الآن جوانها نیازشان چی است؟ نشسته ایم پهلوی خودمان حرف می زنیم، اصلاً توی باغ نیستیم، یك كتابی نوشته ایم بنام نمی دانم كتاب فلان، می گوییم این باید الی آخر، حمایت می كنیم از یك چیزی، اجمالاً شرائط روز را در نظر بگیرید، امیرالمؤمنین پیام كتبی داد، فرمود سؤالهایی كه حواس مردم را پرت می كند، نكنید نظر شما راجع به این، راجع به این. ول كنید بابا، اصل اسلام را بگیرید، مسائل جزئی را كنار بگذارید «قَدْ تَفَرَّغْتُمْ لِلسُّؤَالِ عَمَّا لَا یَعْنِیكُم» ، چرا وقتتان را صرف یك سؤالهایی می كنید كه فعلاً مورد نیاز نیست این هم یك پیام در بحار جلد 30 صفحه 7، كه دیشب متوجه این حدیث شدم، مسأله دیگر روز نوزدهم، ضربت خورد، یك عده از یاران امیرالمؤمنین تا فهمیدند آقا ضربت خورده با دو آمدند پشت خانه، دیدند در بسته است، پشت در خانه ماندند، پشت در خانه ماندند، دیدند از توی خانه یشون است، صدای گریه، اینها هم پشت در گریه كردند، گریه از توی خانه، گریه از بیرون، بعد می گفت كه دیدم كه «فَخَرَجَ إِلَیْنَا الْحَسَنُ بْنُ عَلِی» (بحارالانوار/ج /42ص 204)، امام حسن آمد بیرون و فرمود، «یَقُولُ لَكُمْ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع انْصَرِفُوا إِلَی مَنَازِلِكُم» ، بابام امیرالمؤمنین ضربت خورده فرمود بروید خانه هایتان، پشت در نمانید، می گفت همه رفتند، اسبق می گوید من نتوانستم بروم، پشت در نشستم، یك مرتبه دیدم صدایشون توی خانه بیشتر شد، «فَاشْتَدَّ الْبُكَاءُ مِنْ مَنْزِلِه» ، صدای گریه رفت بالا، تا صدای گریه رفت بالا گفتم نكند آقا از دنیا رفت یا شهید، یعنی نفس، آقا كه شهید شده بود، تا دیدم صدا بیشتر شد من هم گریه ام بیشتر شد، فرمود كسی پشت در نماند، بروید، گفت «لَا یَحْمِلُنِی رِجْلِی» ، اصلاً پایم پیش نمی رود، نمی توانم بروم، من مرید آقا هستم، آقا ضربت خورده، پایم پیش نمی رود، نمی توانم بروم، رفت توی خانه و برگشت، «أَنْصَرِفُ
برنامه درسهایی از قرآن سال 18 . ج1، ص: 6
حَتَّی أَرَی أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ ع قَالَ فَبَكَیْتُ وَ دَخَلَ فَلَمْ یَلْبَثْ أَنْ خَرَجَ فَقَالَ لِی ادْخُل» ، گفت آقایم گفته بیا، رفتم دیدم آقا امیرالمؤمنین (ع) یك پارچه زردی به صورتش پیچیده رنگ هم زرد، پارچه هم زرد، هر چی فكر كردم زردی صورت بیشتر است یا زردی پارچه نتوانتسم تشخثیص بدهم، افتادم روی پای امیرالمؤمنین شروع كردم بوسیدن و گریه كردن، امیرالمؤمنین گفت چرا گریه می كنی گفتم داری از دستم می روی، گفت «فَإِنَّهَا وَ اللَّهِ الْجَنَّه ی» ، به خدا می روم بهشت، خون به دل ما كردند، «فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنِّی أَعْلَم» ، گفتم بله من می دانم كه راه شما بهشت است ولی من چرا شما را از دست می دهم «أَبْكِی لِفِقْدَانِی إِیَّاكَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ جُعِلْتُ فِدَاك» .
6- آخرین حدیث امیرالمؤمنین برای یارانش
خوب حالا دقیقه آخر چه باید بكنی؟ اللّه اكبر، جوانهای ما، مرده های ما، زنهای ما چقدر عمرشان هدر می رود، دقیقه آخر كه امیرالمؤمنین رنگ توی صورتش نیست خون از بدنش رفته، نفسهای آخر را می زند، گفت آقا یك حدیث دیگر برایمان بگو، اینها را می گویند دانشجو، دانشجو این است، ما الآن اگر كولر نباشد درس نمی خوانیم، نمی دانم اردو نباشد، كامپیوتر نباشد، حتی از آخرین لحظه استفاده می كند فرمود: «حَدِّثْنِی بِحَدِیثٍ سَمِعْتَهُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ ص فَإِنِّی أَرَاكَ لَا أَسْمَعُ مِنْكَ حَدِیثا» ، آخرین حدیث را هم برای من بگو، از دقیقه آخر یك حدیث دیگر می خواهد بشنود، فرمود بله، بهت می گویم، «فأخذ علی ع بإصبعه» (صراط المستقیم/ج /1ص 242)انگشتت را به من بده، امیرالمؤمنین انگشت، این انگشت شست را گرفت، گفت می خواهی آخرین حدیث را بخوانم؟ گفت بله، گفت «دخلت علی رسول اللّه» ، من علی هستم دارم دقیقه های آخر عمرم را طی می كنم، یك روز وارد شدم به پیغمبر، همانطور كه من انگشت شست تو را گرفتم، پیغمبر هم انگشت شست مرا گرفت، فرمود «اخرج» برو بیرون «فناد» ، برو بیرون یك فریاد بزن، سه تا كلمه بگو، سه تا كلمه چی است؟ فرمود برو بیرون فریاد بزن این جمله را بگو، بگو «الا» ، «الا» یعنی آگاه باش «من عقَّ والدیه» هر كس عاق والدین «من عقَّ والدیه» ، هر كه عاق والدین بشود، «فعلیه لعنه ی اللّه» ، لعنت خدا بر او، «من ابق من موالیه» ، بدانید هر كس، «ابق» ، فرار كند، هر كس از مولای خودش فرار كند باز، «فعلیه لعنه ی اللّه» ، بدانید هركس ظلم كند به اجیر مزد اجرت را ندهد «فعلیه لعنه ی اللّه» لعنت خدا بر او. علی جان، تكرار می كنم، می گفت آمدم توی خانه، علی ضربت خورده، پارچه زرد افتادم روی پایش بوسیدم و گریه كردم و گفتم آخرین دقیقه آخرین حدیث را برای ما بگو، امیرالمؤمنین (ع) شست ایشان را در دست گرفت فرمود همینطور كه من شست تو را در دست گرفتم روزی پیامبر شست مرا توی دست گرفت گفت برو بیرون فریاد بزن سه تا كلمه را بگو: دو تا تعبیر است، یكیش رفت مسجد روی منبر فریاد زد، یكیش نه، اسم مسجد تویش نیست، می گفت رفتم و گفتم و وقتی گفتم، «فلم یفهموا» ، مردم گفتند منظور چی است؟ خوب اینها را كه معلوم است، عاق والدین بد است، همه می دانند، فرار برده بد است ظلم كردن به كارگر بد است، اینها چیز تازه ای نیست كه حالا شما فرمودی برو بیرون داد بزن این را بگو، آخه این چیز نویی نبود، مردم نفهمیدند این منظور چی است.
7- پیامبر (ص) و علی (ع) پدران امت اسلامی
زیادی گوش بدهید، نكته خیلی لطیف است، خیلی لطیف است، فرمود كه «فرجعت فقلت له یا رسول الله لم یفهموا» گفتم
برنامه درسهایی از قرآن سال 18 . ج1، ص: 7
آخه منظورت چی است، بعضی از تعبیرها داریم كه، بعضی از خلفا پرسیدند منظور پیغمبر از این چی است؟ فرمود برگرد، برگرد بگو كه، ببخشید، «فرجعت فقلت له یا رسول الله لم یفهموا فقال» ، ها، فرمود برگرد نیست، فرمود منظور این است كه «یا علی أنا و أنت أبوا هذه الأمه ی» ، من و تو، پدر مردم هستیم، و هركس، به ما ناروا ناجوانمردی كند، عاق والدین می شود، علی را كشتند، آنها كه علی را نتوانند تحمل كنند، آنها همه شان عاق والدین هستند، هركس عاق والدین شود خدا لعنتش كند، فرمود مراد ما از والدین پدر و مادر طبیعی نیست، پدر و مادر سیاسی است، پدر و مادر فكری و علمی است، «أنا و أنت أبوا هذه الأمه ی» ، من و تو پدر امت هستیم و امتی كه ما را كنار زدند عاق والدین هستند، دو، «و أنا و أنت مولا هذه الأمه ی» ، من و تو مولای این امت هستیم، هركس از مولا فرار كند، خدا لعنتش كند یعنی مردمی كه من و تو را تحمل نكردند مورد قهر خدا هستند، «و أنا و أنت أجیرا هذه الأمه ی» ، من و تو اجیر این امت هستیم ما مامور شدیم مردم را هدایت كنیم مثل معلم، معلم اجیر است كه این بچه را درس بدهد، من و تو اجیریم كه امت را، تعلیم بدهیم و ارشاد كنیم و كسی كه حق ما را ندهد «إِلاَّ الْمَوَدَّه یَ فِی الْقُرْبی» (شوری/23)، اجرت رسالت این بود كه اهل بیت را احترام بگذارند، فرمود بیست و سه سال زحمت كشیدم، هیچ پولی و هیچ مزدی از شما نمی خواهم، جز اینكه به اهل بیت من احترام كنید، خط فكریتان، عملیتان، خط اهل بیت باشد، و اینها مزدمان را ندادند، مزد رسالتمان را ندادند، گرفتید چی شد؟ اول فرمود عاق والدین، فرمود والدین همین پدر و مادرهای توی خانه نیستند، گرچه آنها هم والدین هستند، اما مرادم عاق رهبر آسمانی است فرار از خانه، نه فرار از مولاهای طبیعی، فرار از رهبری الهی، مزد اجیر را كسی ندهد خدا لعنتش كند ما اجیر بودیم از طرف خداوند، كه باید مردم را ارشاد كنیم و اینها مزد رسالت ما را نداده اند. شب بیست و یكم، شب توبه، شب انابه، شب كمك به فقرا، شب، شبهای طولانی هم هست، لازم هم نیست همه اش برویم توی مساجد، و من تقاضا می كنم از آقایانی هم كه قرآن سر می گیرند، كه آن طوری كه توی دستور است قرآن سر بگیرند، دستور این است كه بگویند بالحسین، ده مرتبه، بعلی بن الحسین، ده مرتبه، یكی یكی امامها را ده تا بگویند، دعا كنند و قرآن را بگذارند كنار، قبل از قرآن سرگرفتن یا بعد از قرآن سر گرفتن هم عزاداری كنند، چون بندگان خدا بسیار به من مراجعه كردند كه ما قرآن سرمان است، بالحسین می گوییم، بیست دقیقه روضه می خوانند، این قرآن هی می افتد، خوابمان می برد، سحر است، اذیت می شویم، دستور اسلام این نیست، قرآن سرگرفتن همانی است كه توی رساله، توی دعا نوشته است، مفاتیح عمل بشود.
8- ریزش اشك، ریزش رحمت الهی
بعد البته ذكر مصیبت باید بشود، و ما با این گریه ها هم زنده هستیم، گریه خیلی مهم است، خیلی گریه مهم است «وَ عَبْرَه یَ مَنْ بَكَی مِنْ خَوْفِكَ مَرْحُومَه ی» (بحارالانوار/ج /97ص 264)، داریم گریه مورد رحم خداست، گریه برای این كه مسئولیت چی شد، كجا هستیم، كجا می رویم، وظیفه مان چی است، برای دعاهایمان، خلاصه شب شهادت امیرالمؤمنین (ع) است، یك سلامی حاضرید به نجف بدهیم؟ «السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا أَبَا الْحَسَنِ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِین» ، بقدری امیرالمؤمنین مظلوم بود كه وقتی گفتند علی در مسجد شهید شد، گفتند مگر علی نماز می خوانده؟ اصلاً كسی دیگر نماز
برنامه درسهایی از قرآن سال 18 . ج1، ص: 8
علی را خواند؟ كل ما یك ركعت نماز علی را نمی توانیم بخوانیم با اون حال؟ چقدر شایعه است؟ برادرها و خواهرها به شایعه ها گوش ندهید صبر كنید اگر ثابت شد، تحقیق شد، هر جرمی دارند، معتقد باشید به حق، ولی به صرف شایعه كسی را از میدان بیرون نكنید، هیچ می دانید قبر امیرالمؤمنین (ع) صد سال مخفی بود؟ كسی كه دستش را در غدیر خم بلند كردند فرمودند: «مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِیٌّ مَوْلَاه» (بحارالانوار/ج /28ص 185)، شبها زهرا در خانه اصحاب را می زد، اللّه اكبر، چقدر علی مظلوم است، چقدر علی مظلوم است؟ پیغمبر در غدیر خم چهار مرتبه به چهار طرف نگاه كرد فرمود «ألا تسمعون» (امالی الطوسی/ص 212)، صدا می آید؟ گفتند بله «ألا تسمعون» ، چهار مرتبه اقرار گرفت صدا می رسد؟ همه گفتند بله من نفهمیدم این چهار مرتبه اقرار برای چی بود؟ بعدا كه حق علی غصب شد دیدم فاطمه زهرا توی تاریكی می رود در خانه اصحاب را می زند می گوید شما در غدیر خم نبودید كه بابایم گفت علی، گفت چرا ما آن دورها بودیم صدا را نمی شنیدیم، افراد دو تا شاهد دارند حقشان را می گیرند توی دادگستری، صد هزار تا شاهد داشت نتوانست حقش را بگیرد، چه مظلومی از این مظلومتر، خدایا! تو را به حق امیرالمؤمنین، تو را به حق اشكهایش، تو را به حق جهادهایش، تو را بحق سحرخیزیهایش، تو را بحق انفاق هایش، تو را بحق قضاوت هایش، تو را بحق مناجاتهایش، تو را بحق خطبه هایش، تو را بحق كارگریها و كشاورزیهایش، تو را بحق نفسهایش، تو را بحق قدم هایش، تو را بحق سوزش، تو را بحق آهش، تو را بحق ناله هایی كه توی چاه كرد، تو را بحق مناجات و گریه هایی كه سر قبر زهرا كرد، تو را به حق امیرالمؤمنین هرچی دعا شب قدر می شود مستجاب بفرما همه ضعفها و عیبهای ما را برطرف بفرما. همه مشكلاتمان را حل كن. به بی دین ها و بی تقوی ها، دین و تقوا، به بی مسكنها، مسكن خوب، به بی همسرها، همسر خوب، به بی فرزندها، فرزند خوب، به كدورتها، صفا و صمیمیت، به بیكارها شغل حلال، باران رحمت، سعه صدر، علم مفید، نیت خالص، عزت دنیا و آخرت، حسن عاقبت به همه ما مرحمت بفرما. شب قدر هرچی برای خوبها مقدر می كنی برای ما هم مقدر بفرما. ما را به سوء اعمالمان نگیر. میزبان شب قدر حضرت مهدی (عج) كه همه فرشته ها می آیند خدمت امام زمان به حق آن میزبان و بحق آن مهمان قسمت می دهم قلب آقا، آن میزبان امشب حضرت مهدی، قلبش را از ما راضی بفرما. این جمله را هم یادم آمد بگویم، یك كسی گفت قرائتی چند ساله آخوندی، گفتم خیلی از پانزده سالگی طلبه شدم، الآن هم چهل سال است طلبه ام، آن زمان كم تر بود، گفت هر وقت علی بن ابیطالب نگاه به یارانش می كرد لذت می برد، شده یكوقت حضرت مهدی به شما نگاه كند لذت ببرد؟ خدایا! تو را به حق امام زمان، رفتار و گفتار و افكار و اعمال ما را جوری قرار بده كه هر وقت حضرت مهدی (عج) به ما نگاه می كند، لذت ببرد.
«والسلام علیكم و رحمه ی اللَّه و بركاته»
کليه حقوق برای مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن محفوظ است