پیروی

بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
بحثی كه در این جلسه می خواهم خدمتتان عرض كنم، یك مسأله عمومی و در همه زمان ها و مكان ها و مربوط به همه افراد است، مسأله پیروی، از چه كسی پیروی كنیم.
1- پیرو و تابع بودن انسان و اقسام آن
موضوع بحث: تابع و پیرو چه كسی باشیم؟
موضوعاتی كه هست؟ بحث مد است. مد پرستی، تقلید، اطاعت، از چه كسی اطاعت كنیم؟ الگو، از چه كسی الگوپذیری كنیم؟ بحث عشق، به چه كسی عشق بورزیم؟ اطاعت از كی بكنیم؟ تقلید از كی؟ الگوپذیری از كی؟ عشق به كی؟
چون انسان ذاتاً پیروی می كند. اتوماتیك چه بخواهد و نخواهد و لذا پیروی در مسائل آموزشی، همه بچه های ما فارسی حرف می زنند، بچه های كشورهای دیگر به زبان آن كشور حرف می زنند، بچه های عرب عربی می گویند، بچه های ترك تركی می گویند، بچه های یزد یزدی حرف می زنند، این الگو پذیری خانه به خانه و فرد به فرد است.
در خانه ای كه بابا سیگار می كشد، بچه یك ساله هم خودكار در دهان می گیرد. اینكه خودكار چون می بیند او سیگار می كشد، مادر كه بچه قنداق می كند، دختری هم كه دو، سه سالش شده باشد عروسكش را قنداق می كند. خلاصه این الگوپذیری چیزی است در عمق فطرت هر كسی و در همه جوامع هم هست.
پیروی دو رقم داریم: پیروی مثبت و مفید و منفی و مضر. اكثر اینها كه تریاكی و سیگاری و هروئینی شده اند از رفیقش پیروی كرده، منتهی پیروی منفی است. پیروی مثبت همان تقلید است. تقلید از مراجع تقلید. رجوع به كارشناسی در همه جا هست. در همه دنیا و در همه صنف ها رجوع به كارشناس هست. حتی ممكن است بعضی ها بگویند كه چرا تقلید بكنیم؟ همان موقع كه می گوید چرا تقلید؟ كفش را به كفاش می دهد. زلفش را به آرایشگاهی، لباسش را به خیاطی، از مخش تا كف پایش تقلید است. منتها به دین كه می رسد می گوید: فلسفه تقلید چیست؟ دلیل تقلید چیست؟ دلیل نمی خواهد، رجوع به كارشناس، هر آدم عاقلی دین هم كه نداشته باشد، باید به كارشناس رجوع كند چه كسی خانه اش را بدون معمار می سازد؟
2- پیروی منفی و مضر
پیروی های منفی را در قرآن به عنوان «لا تَتَّبِعْ» (مائده/48)داریم: یعنی تابع نباش پیروی نكن از كی؟
از هوی و هوس: ایشان تابع بود منتهی تابع هوی و هوسش بود. می گفت هر چه دوست دارم. اشكالی دارد آدم هر چه دوست دارد دنبالش برود؟ بله اشكال دارد، اشكالش چیست؟ اشكالش پشیمانی هایی كه افراد كرده اند هر انسانی به تعداد پشیمانی كه برایش پیش آمده، پشیمانی دلیل بر این است كه كار قبلی ام درست نبوده.
برنامه درسهایی از قرآن سال 08 . ج2، ص: 2
مثلاً چند میلیارد جمعیت داریم؟ بگو پنج میلیارد. هر انسانی در عمرش صد بار پشیمان می شود، پنج میلیارد را ضربدر 100 كن به دلیل پشیمانی كه برای هر كس پیش می آید دلیل بر این است كه انسان آنچه می فهمد درست نیست، بعضی جاها ممكن است غلط بفهمد. به همین خاطر قرآن «یحسب» گفته «یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ عَلی شَیْ ء» (مجادله/18) «لا تَحْسَبَنَّ» (آل عمران/169) «أَ یَحْسَبُونَ» (مؤمنون/55) «أَ فَحَسِبْتُم» (مؤمنون/115)یعنی شما خیال می كنید والا درست نمی فهمید، عینك شما سرخ است همه شلغم ها را لبو می بینید. عینك شما سرخ است و الا شلغم سفید است. با آن دید كج، كج می بینید. یعنی پیروی از هوی و هوس.
پیروی از هوی و هوس مردم: بسیار آیه در قرآن داریم كه می فرماید: «لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ» (مائده/48) «لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُم» (بقره/120) «اهواء» جمع هوی ها، هوی و هوس مردم نه هوی و هوس خود هوی و هوس مردم. دیگر چیست؟
شیطان «خُطُواتِ الشَّیْطان» (بقره/208) «خطوه» یعنی گام، «خطوات الشیطان» بارها در قرآن آمده، گام های شیطان. چون شیطان گام به گام جلو می آید، اول نگاه می كنی، بعد عاشق می شوی، بعد شوخی می كنی، بعد ولخرجی می كنی، ذره ذره اول سیگاری می شود، ذره ذره گام به گام، «خطوات» یعنی گام به گام.
جبار: آدم های ستمگر «وَ اتَّبَعُوا أَمْرَ كُلِّ جَبَّارٍ عَنیدٍ» (هود/59)انتقاد می كند خدا می گوید: «واتبعوا» پیروی كردند. از كی؟ از جبار عنید. ستمگران لجباز. می گفتند چرا بت می پرستید؟ می گفتند آخه بابایمان بت می پرستیده و ما از راه بابامان پیروی می كنیم. «بَلْ نَتَّبِعُ ما أَلْفَیْنا عَلَیْهِ آباءَنا» (بقره/170)ما پیرو راه بابا هستیم. پیروی از نیكان منحرف.
پیروی از حدس و خیال: والله من همچین خیال كردم و دنبال خیال رفتم، پیروی از حدس و خیال منفی است و بد.
پیروی از افراد جاهل: قرآن می فرماید: «لا تَتَّبِعْ أَهْواءَ الَّذینَ لا یَعْلَمُونَ» (جاثیه/18)او نمی داند چرا عقبش می روی؟
بد سابقه: قرآن می فرماید: «ضَلُّوا مِنْ قَبْلُ» (مائده/77)قبلاً «ضَلُّوا» ضلالت و گمراه بوده اند.
پیروی از بزرگان منحرف: رئیس است ولی منحرف است. دانشمند است ولی منحرف است، قرآن می فرماید: «إِنَّا أَطَعْنا سادَتَنا وَ كُبَراءَنا» (احزاب/67)ما دنبال بزرگ ها رفتیم بدبخت شدیم.
پیروی از متشابهات: «فَأَمَّا الَّذینَ فی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ» (آل عمران/7)افرادی هستند مرض دارند، دنبال حرف های دو پهلو می روند، و طبق سلیقه خودش هست، راه های گوناگون، هر روزی «بت عیار» به شكلی در می آید. اینها پیروی های منفی است.
یك بار دیگر تكرار می كنم، پیروی از خیال ها، مثلا این زنها و مردهای وسواسی هی می گویند پاك نشد. آب مصرف می كند. می گوییم بابا قرآن می فرماید: پاك شد. خانم می گوید نخیر پاك نشد. قرآن بیخود فرموده، بابا رسول خدا می گوید پاك شد، نه خیر رسول خدا اشتباه كرده. آدمی كه وسواسی است به خدا و پیامبر می گوید دروغگو، وسواسی می گوید پاك نشد، روی حساب خیال، پیروی از خیال. پیروی از نیاكان منحرف، پیروی از بزرگان منحرف، پیروی از گام های شیطان، پیروی از ستمكاران، هوس های خود و مردم. اینها هوی های منفی است.
برنامه درسهایی از قرآن سال 08 . ج2، ص: 3
آن وقت روز قیامت چه خبر است؟ اوه اوه اوه، آنقدر آیه داریم، روز قیامت افرادی می گویند بالاخره ما دنبال شما آمدیم بدبخت شدیم «إِنَّا كُنَّا لَكُمْ تَبَعاً. . . » (ابراهیم/21)ما در دنیا تابع شما بودیم. پیرو شما بودیم. بدبخت شدیم «فَهَلْ أَنْتُمْ مُغْنُون» (ابراهیم/21)نمی توانید اینجا یك گامی، یك كار برای ما بكنید؟ ما عمری «جاوید شاه» گفتیم، می گویند: نه بابا ما اینجا كاری دستمان نیست، خیلی التماس می كنند.
یك جای دیگر داریم كه به ملامت كشیده می شود. می گوید: به شیطان می گوید خدا لعنتت كند. چرا؟ «فَلا تَلُومُونی» (ابراهیم/22)چرا مرا ملامت می كنید؟ «وَ لُومُوا أَنْفُسَكُم» (ابراهیم/22)خودت را ملامت كن. من كه تو را مجبور نكردم «دَعَوْتُكُمْ» دعوت كردم شما را «فَاسْتَجَبْتُم» (ابراهیم/22)من كیش كیش كردم آمدی، نباید بیایی من كه هلت ندادم.
پیروی های منفی «یا لَیْتَ لَنا» (قصص/79) «یا لَیْتَ بَیْنی وَ بَیْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَیْنِ» (زخرف/38)ای كاش اصلاً قیافه تو را در دنیا نمی دیدم، ای كاش برگردیم، اینها كه می گویم آیه قرآن است. ای كاش برگردیم به دنیا همینطور كه اینجا به درد ما نمی خورد ما آنجا انتقام بكشیم. اگر یك دفعه دیگر برگردیم «فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُم» (بقره/167)ما از شما تنفر پیدا می كنیم.
دیگر گول نمی خوریم، قیامت خیلی خبر است. برای پیروی هایی كه دو تا دستش را گاز می گیرد، آخه آدم عصبانی كه شد انگشتش را گاز می گیرد، خیلی عصبانی همه انگشتانش را گاز می گیرد. وقتی دارد به انفجار می رسد، دو تا دستش را گاز می گیرد. قرآن می گوید: «یَعَضُّ الظَّالِمُ عَلی یَدَیْه» (فرقان/27)دو تا دستش را گاز می گیرد. می گوید: «وَیْلَتی لَیْتَنِی لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلِیلا» (احتجاج/ج /1ص 245)ای كاش با فلانی رفیق نمی شدم «لَقَدْ أَضَلَّنی عَنِ الذِّكْرِ» (فرقان/21)عربی ها كه می خوانم قرآن است، مرا بدبخت كرد.
عقبش رفتم گفت بیا این فیلم را ببین، رفتم عقبش «لَقَدْ أَضَلَّنی عَنِ الذِّكْرِ» ای كاش «اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبیلاً» (فرقان/27)
خدایا تو را به حق محمد و آل محمد خودمان را و نسلمان را و بچه هایمان را از همه پیروی های منفی حفظ بفرما.
3- پیروی مثبت
پیروی های مثبت این است كه انبیاء حتی پیامبر ما مأمور است كه از پیامبرهای قبل پیروی كند. قرآن بخوانم می گوید: پیامبر گر چه تو پیامبر اسلامی و اشرف انبیاء هستی، اما خوبیِ انبیاء قبل را دنبال كن «فَبِهُداهُمُ اقْتَدِه» (انعام/90)آن خط خوبی را كه می روند تو هم آن را دنبال كن.
امیرالمؤمنین به مالك اشتر می گوید: اگر قبل از شما نیاكان شما، پیش كسوتان، یك راه خوبی را طراحی كرده اند، راه خوب دیگران را بهم نزن، ابتكار این نیست كه به هوای نوآوری، همه چیز را به هم مبریزی. تنوع همه جا كه ارزش ندارد. این تنوعت خیلی بی مزه بود.
مثلاً من یك عمری است عمامه ام اینطوری است بگویم می خواهم تنوع داشته باشم عمامه ام را بردارم و بگذارم روی دماغم بگویم: آدم باید ابتكار داشته باشد؟ خل شده ای. اما در مقابل پیروی منفی، پیروی مثبت است.
برنامه درسهایی از قرآن سال 08 . ج2، ص: 4
پیروی از خدا: بالاخره خدا ما را ساخته است هر چه او گفته باید انجام بدهیم، او صاحب من است و او می داند چی ساخته، می داند صلاح من چیست؟ مردم گیر دارند، اصلاً قانون بشری گیر دارد. الآن روی كره زمین جقدر حقوقدان است، چقدر دكترای حقوق داریم؟
علی بن ابیطالب می فرماید: «ضَرْبَه یً بِضَرْبَه ی» (وسائل الشیعه/ج /29ص 128)ابن ملجم یكی زد شما هم یكی به او بزنید، یكی به یكی، حالا آمریكا این كار را كرد؟ از بن لادن عصبانی است. گفت: كل افغانستان را من بمباران می كنم. بعد هم گفت دنیا را بمباران می كنم، هر جا را كه بخواهم، آیا این یكی به یكی است؟ این عدالت است؟ در هیچ زمانی به اندازه زمان ما توحش نبوده. كی گفت تمدن؟ بالاترین توحش در دنیای پیشرفته، بچشم می خورد یعنی بزرگ ترین وحشی گری ها، صد رحمت به گرگ، گرگ در سال دو تا گوسفند را پاره می كند. تمام سگ ها و گرگ ها ده تا پرونده در دادگستری ندارند، ما آدم داریم سه كیلو پرونده دارد. قرآن می فرماید: «أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَل» (اعراف/179)از گرگ و چهار پا بدترند.
حقوق ملل و حقوق بشر و اینها همه اش دروغ است. همه حقوق بشر را به چشم خود دیدند، یعنی آیا الآن اسراییل حقوق بشر را مراعات می كند؟ حقوقدانان بشر امروز در مقابل اسراییل چه كردند؟ بیایم ببینیم كی؟
ببینیم خدا چی گفته، خدا چی می گوید؟ «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ» (نحل/90)امر خدا، اولیاء خدا و رسول خدا چه كردند «من أطاع الرَّسُولَ» (بحارالانوار/ج /30ص 355).
كسی كه مطیع رسول باشد مطیع خداست. با امیرالمؤمنین چه كردید؟ مطیع اولیای خدا: «أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْكُم» (نساء/59)پیروی از اولی الامر، و الآن پیروی از مرجع تقلید. در انتخاب مرجع تقلید شما آزادید. منتها ملاك داده، هر كسی سوادش بیشتر است. هر كس تقوایش بیشتر است، هر كس زهدش بیشتر است، هر كس دنبال هوی و هوسش نیست، مخالف هوی و هوس می باشد. نگاه كن اینها را و تابعشان باش.
4- ملاك های پیروی مثبت
چون با سوادتر است: ابراهیم به عمویش گفت: «یا أَبَتِ إِنِّی قَدْ جاءَنی مِنَ الْعِلْمِ ما لَمْ یَأْتِك» (مریم/43)من یك چیزی بلدم كه تو بلد نیستی، پس «فَاتَّبِعْنی» (مریم/43)پس گوش به حرف من بده، بابا من می دانم و تو نمی دانی.
یعقوب به بچه هایش گفت: «إِنِّی أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ» (بقره/30)یك چیزهایی می دانم تو نمی دانی چون علم دارد گوش به حرفش بده، بابا كارشناس است، تحصیل كرده است، ملاك ها.
1- علم: آیه اش را خواندم ابراهیم به عمویش می گوید «جاءَنی مِنَ الْعِلْمِ ما لَمْ یَأْتِك» (مریم/43)چیزی بلدم كه تو نمی دانی، پس «فَاتَّبِعْنی» پس تبعیت كن «فاء» یعنی پس تبعیت كن، دلیل پیروی این است كه من باسوادتر هستم.
2- وحی: فرمان خداست، من علم ندارم ولی چون خدا گفته، یك سری در آن هست گرچه امروز نفهمیدم. «اتَّبِعْ ما أُوحِیَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّك» (انعام/106) «اتَّبِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَیْكُمْ مِنْ رَبِّكُم» (اعراف/3)آنكه خدا گفته عمل كن اگر علمم بهش نرسید، فردا می رسد.
برنامه درسهایی از قرآن سال 08 . ج2، ص: 5
3- حق: از نظر عقل من می فهمم كه حق پدر این است.
4- رشد: ملاك این است كه من دنبال این بروم رشد دارد. «هَلْ أَتَّبِعُك» (كهف/66)موسی به خضر گفت: اجازه می دهی در بیابان ها دنبال تو راه بیافتم تا، «عَلی أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْداً» (كهف/66)یك چیزی كه رشد در آن باشد، آقا به چه دلیل این روزنامه را می خوانی؟ چرا این فیلم را نگاه می كنی؟ گاهی افراد یك ساعت، دو ساعت، فیلم می بینند می گویم ببخشید من كه حوصله ندارم فیلم ببینم، بالاخره این فیلم چی بود؟ چی می خواست بگوید؟ رشد «یَهْدی إِلَی الرُّشْد» (جن/2)یعنی انسان وقتش را صرف كند باید، آقا این آهنگ را گوش می دهی رشد به تو می دهد؟ این صحنه را نگاه می كنی رشد می دهد؟ رشد پیدا كردی؟
5- بركت: چرا دبنال این كار می روی بركت دارد. برای اینكه بركت دارد. مردم می خورند، یكی درس می خواند، یكی كار می كند، یكی خدمت می كند، بالاخره نانوایی شغل با بركتی است، گرچه درآمدش كم است.
اما آن چی؟ نمی دانم فرض كنیم چك بری، درآمدش خیلی از نانوایی بیشتر است. ولی خب آخرش كه چی؟ یعنی وقتی آدم پیر می شود می گویند: چه كردی؟ یك هوسی داشتم اینجور درست كن می رفتم. اطاقش را قشنگ می كردم، بعدش، نمی خوام بگویم حرام است، می خواهم بگویم گاهی وقت ها بین دو تا شغل آدم حساب كند این شغل بركت دارد. داروسازی بركت دارد. یك مریض را خوب می كنی، اما هروئین سازی ممكن است درآمدش ده برابر داروسازی باشد اما آخرش چی شد؟
ما دنبال كی برویم؟ دنبال كسی برویم كه یا سوادش بیشتر است یا فرمان الهی است، یا عقل، یا رشد، یا بركت، این ملاك های پیروی است.
5- ملاك ها و دلیل های پیروی منفی
1- تحقیر: فرعون می گفت: خفه شو، می گفتند بله قربان، چون مردم را تحقیر می كرد، بله قربان می گفتند. قرآن می گوید «فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطاعُوه» (زخرف/54)یعنی فرعون قوم خود را تحقیر می كرد. این «فاء» فاء تفریح است.
2- تطمیع: اگر بیایی این كار را بكنی پول می دهم، بخاطر پول پیروی می كند. «أَ إِنَّ لَنا لَأَجْراً إِنْ كُنَّا نَحْنُ الْغالِبینَ» (شعراء/41)ساحرها به فرعون گفتند اگر آبروی موسی را بریزیم سكه به ما می دهی؟
«قالَ نَعَمْ» (شعراء/42)فرعون گفت، شما با سحر و جادو آبروی موسی را بریزید سكه بهتون می دهم، اصلاً بیاید توی كاخ «إِنَّكُمْ إِذاً لَمِنَ الْمُقَرَّبینَ» (شعراء/42)یعنی چرا تحقیر شده، چرا؟ چون به طمع افتاده.
3- ترس: چرا دنبالش رفتی؟ راستش را می خواهی ترسیدم «اللَّهُمَّ أَعُوذُ بِكَ» (كافی/ج /5ص 46)از چی؟ «مِنَ الْجُبْنِ»
ترس بد است، می فرماید: «وَ اتَّبَعُوا أَمْرَ كُلِّ جَبَّارٍ عَنیدٍ» (هود/59)چون طرف جبار است از ترس تبعیت می كند و زور می گوید، چون زور می گفت من هم ترسیدم.
4- نیاكان: گاهی می گوید چرا پیروی كردی؟ بارها می گفتند: بابا چرا دنبال این می روی؟ آخه این بت است، شرك است، سنگ است، چوب است، می گفتند: «إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا» (زخرف/22)این راه پدرانمان بوده.
برنامه درسهایی از قرآن سال 08 . ج2، ص: 6
5- زرق و برق: فرعون می گفت: «أَ لَیْسَ لی مُلْكُ مِصْر» (زخرف/51)حكومت مصر دست من است. موسی حرفش چیست؟ یك چوپان فقیر. «وَ هذِهِ الْأَنْهارُ تَجْری مِنْ تَحْتی» (زخرف/51)مگر نمی بینید، نهرهای آب از پای كاخ من رد می شود. من كجا او كجا؟
این الگو هم فقط مال این دنیا نیست، تا قیامت جواب دارد. روز قیامت گفتم: می گویند، «إِنَّا كُنَّا لَكُمْ تَبَعاً» (غافر/47)ما تابع شما بودیم و بدبخت شدیم، از آن ور هم داریم: «یَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِم» (اسراء/71)
به به دعای ندبه را خوانده ای «إِنَّ شِیعَتَكَ عَلَی مَنَابِرَ مِنْ نُورٍ رِوَاءً مَرْوِیُّونَ مُبْیَضَّه یً وُجُوهُهُمْ حَوْلِی أَشْفَعُ لَهُمْ فَیَكُونُونَ غَداً فِی الْجَنَّه یِ جِیرَانِی» (بحارالانوار/ج /38ص 247)، علی جان شیعیان تو در بهشت همسایه رسول خدا هستند.
كسی كه رهبرش علی است آنجا همسایه رسول خدا است یك بار دیگر بخوانم. یا علی: «إِنَّ شِیعَتَكَ عَلَی مَنَابِرَ مِنْ نُورٍ رِوَاءً مَرْوِیُّونَ مُبْیَضَّه یً وُجُوهُهُمْ حَوْلِی أَشْفَعُ لَهُمْ فَیَكُونُونَ غَداً فِی الْجَنَّه یِ جِیرَانِی» شیعیان تو در قیامت بر منبرهایی از نور با صورت های درخشنده در كنار من و همسایه من هستند.
الگوی اینجا الگوی اونجا هم هست. مسأله این است كه حالا یك دو روز یك خوراك و پوشاك و مسكن به هر صورت مواظب باشیم كه الگوی ما چه كسی باید باشد.
6- آثار تقلید
خودباختگی، در مقابل شرق و غرب ممنوع حالا این تقلید چه آثاری دارد؟
آثار روانی: شما وقتی از یك راننده مطمئن هستی، راحت در ماشین می خوابی، اما اگر راننده، نمی دانی چه كسی است، یواش آب داری، ترمز، بنزین، لاستیك، ترمز دستی، نگاه توی ایینه كردی، آدم وقتی راننده اش درجه یك است راحت در ماشین می خوابد، یك آثار روانی دارد، آرامش، تقلید آثار روانیش این است كه نمی دانم درست است یا نه، این مرجع تقلید است گردن این.
یك زنی آمد پهلوی مرحوم آیت الله حجت از مراجع تقلید بود، پول و سهم امام و خمس كه داد به آقا هی نگاه می كرد، بعد هم وقتی می خواست برود همچین رفت بیرون، آقا گفت خانم نیافتی؟ گفت: آقا می دانی چرا اینطور نگاهت می كنم، روز قیامت می خواهم بگویم خدایا من پیرزن قالیباف خمس دادم به این آقا كه دین مرا حفظ كند، اگركه دین مرا حفظ نكرد ببرش جهنم، آقای حجت پول را گذاشت زمین شروع كرد به گریه كردن. گفت عجب مردمی كه به ما خمس می دهند، می خواهند ما از دینشان دفاع كنیم اگر كوتاهی كنیم، خود اینها ما را تحویل جهنم می دهند.
آثار روانی، ما می گوییم خب آقا گفته، امروز عید فطر است، نیست، هر چه هست آقا گفت، گردن آقا، یك آثار روانی دارد، آقا گفته.
اثر سیاسی: چند دفعه فتوای مراجع كشور را نجات داده، شیرهای نفت را ببندید، سربازها از پادگان ها فرار كنند، شاه فلج شد، تنباكو حرام است. یك فتوا كشور را نجات می دهد.
برنامه درسهایی از قرآن سال 08 . ج2، ص: 7
اثر اجتماعی: آقا در جامعه محور می خواهیم یا نه كه بالاخره یك نفر حرف آخر را بزند، حالا چه كسی از مرجع بهتر كه هم سنش بیشتر است و هم تقوایش بیشتر است. 80 سال، مرجع باید كسی باشد كه در عمرش ازش گناه ندیده باشی، یك دروغ از او ببینی مرجع كه هیچی، دیگه به درد پیشنماز هم نمی خورد، اگر بناست در جامعه یك محوری باشد بهتر است كه مرجع تقلید باشد. كه علم و تقوایش تأمین شده باشد. همه پیداست دیگه، فضلای كشور می گویند ما پنجاه سال است از ایشان خلاف ندیده ایم.
اثر فرهنگی: آدم وقتی متحیر است، آدم متحیر رهبر می خواهد، گاهی نمی داند استفتاء می كند.
سدی در مقابل تهاجم فرهنگی است.
اثر اقتصادی: آنقدر افراد هستند می خواهندپول خرج كنند نمی دانند به چه كسی بدهند، كه مورد اطمینان باشد، صدقات، زكات، انفال، غنایم، بالاخره بسیاری از خیرات و بركت ها از طریق مرجعیت جمع می شود، مردم مطمئن هستند می گویند آقا شما.
خدایا ترا به حق محمد و آل محمد در پیروی ها دست ما را بگیر.
ما را وابسته به هوی و هوس خودمان و دیگران و طاغوت ها، شیاطین، خطوات، قرار نده.
ما را پیرو خودت و پیامبرت و اهل بیتش و اونی كه حضرت مهدی سفارش كرده كه در زمان غیبتش به اینها مراجعه كنید، ما را پیرو اینها قرار بده.
«والسلام علیكم و رحمه ی الله و بركاته»
کليه حقوق برای مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن محفوظ است