رزق، انواع رزق خدا

بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
1- رزق و روزی در قرآن
بین 25 تا 30 دقیقه سر سفره قرآن بنشینیم. آیاتی تلاوت می شود و من می گویم این آیات چه پیامی دارد. چه دستوری به ما می دهد. بالاخره ما خلق خدا هستیم و خلق خدا حقش این است كه كتاب خالق را بخواند یعنی مخلوق بادی كتاب خالق را بخواند. تا آیات قبل را خواندیم. آیه 30 سوره «اسراء» هستیم.
«إِنَّ رَبَّكَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشاءُ وَ یَقْدِرُ إِنَّهُ كانَ بِعِبادِهِ خَبیراً بَصیراً» (اسراء/30)كلمات این آیه را بلدید. «رب» و «رزق» و «عباد» و «خبیر» و «بصیر» را می دانید یعنی چه. فقط یك چهار تا كلمه اش را باید معنی كنم. بدرستیكه پروردگار تو برای هركه بخواهد رزق را توسعه می دهد و برای هر كه بخواهد رزق را تنگ می گیرد. یعنی سفت كن شل كن دست خود خداست، شل می كند سفت می كند، باز می كند، چراغ قرمز، چراغ سبز، چرا این كار را می كند، خداوند نسبت به بندگانش خبیر و بصیر است. می داند چه كند.
راجع به رزق چند تا بحث داریم. اول اینكه برخوردهای مردم نسبت به رزق خداوند چگونه است؟ این را می گذاریم بعد. چه عواملی، این درست است كه می گویم خدا هر كسی را بخواهد، «ان یشاء» می دانید یعنی چه؟ خواستن، ما در فارسی می گوییم «إِنْ شاءَ اللَّه» ، ان یعنی اگر، شائ یعنی بخواهد الله، «إِنْ شاءَ اللَّه» توی فارسی می دانید یعنی چه؟ «إِنْ شاءَ اللَّه» یعنی اكر خداوند بخواهد. پس «ان یشاء» یعنی خواستن.
حالا كه شاء یعنی خواست، «یَشاءُ» هم از همان شاء است. «یَشاءُ» یعنی هر كس را بخواهد. منتها حرف من این است كه آیا خداوند برای یكی می خواهد برای یكی نمی خواهد. چه عواملی باعث می شود كه برای یكی كم شود. چه عواملی باعث می شود زیاد شود. البته رزق هم خانه و ماشین و تلفن نیست. همین استعداد شما رزق است. شكل شما رزق است. بیان، هنر، توفیقات، اولاد خوب، حج، «اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی حَجَّ بَیْتِكَ الْحَرَامِ» (اقبال الاعمال/ص 24). حج هم رزق است. یكی رزقش بچه پسر است یكی رزقش بچه دختر است. هر كسی رزقی دارد.
2- عوامل زیاد شدن رزق
یك مقدار راجع به رزق صحبت كنیم. یك عواملی باعث می شود رزق زیاد شود. مسئولیت ما چیست؟ عوامل زیاد شدن؟ اول این كه رزق به زندگی نیست این را بدانیم خیلی ها صبح تا شام می دوند به جایی هم نمی رسند.
حدیث داریم گاهی خداوند افراد ساده را چنان زندگیشان را مرفه می كند و جور می كند كه افراد تیز بفهمند رزق همه اش به زندگی نیست. پس این یك درس، رزق به زندگی نیست.
برنامه درسهایی از قرآن سال 08 . ج2، ص: 2
درس دوم رزق فقط مسائل مادی نیست، مسائل معنوی هم رزق است. خب این آیه می گوید كه «إِنَّ رَبَّكَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشاءُ وَ یَقْدِرُ إِنَّهُ كانَ بِعِبادِهِ خَبیراً بَصیراً» . خداوند به هر كسی می خواهد رزق می دهد پس رزق به زندگی نیست و مادی هم نیست. دو گاهی وقت ها نماز بهار رزق است.
افرادی هستند عمرشان می گذرد، دو ركعت نماز با توجه نمی خوانند. عبادت هم رزق است، اما این كه می گویند «لمن یشاء» یعنی خدا برای كی ها می خواهد؟ بعد می گوید «إِنَّ اللَّه» آخر آیه می گوید «خَبیراً بَصیراً» ، خدا خبیر است. در یك آیه دیگر می گوید «وَ لَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبادِهِ لَبَغَوْا فِی الْأَرْضِ» (شوری/27)دیگر اینكه خداوند هركه و هرچه می خواهد بهش بدهد، گردن كلفتی می كنند، یعنی اگر مردم خواسته باشند به اونجا كه می خواهند برسند، برسند می شود جنگل، همه به هم می پرند. آیه اش را می خوانم. «لَوْ» یعنی اگر، «وَ لَوْ بَسَطَ اللَّهُ» ، «بَسَطَ» یعنی گشایش «وَ لَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ» ، اگر خداوند رزق را گشایش بدهد، «لِعِبادِهِ» ، اگر برای بندگانش توسعه بدهد، «لَبَغَوْا فِی الْأَرْضِ» ، تجاوز می كنند.
3- چرا اختلاف در روزی
آقا در كارشان می گویند نمی دانم در شهر شما می گویند یا نه، البته كاشان و قم پهلوی هم است. می گویند: خدا خر را شناخت، شاخش نداد. پس شما هم می گویید یعنی اگر الاغ شاخ داشته باشد، مثلاً واقعاً اگر شتر آرام نبود می شد افسار یك قطار شتر را بدهند دست یك بچه ببرد؟ دستورات خدا حكیمانه است. برای همین خداوند گفته است گوسفند را گردنش را ببر، ذبحش كن، اما شتر را نمی گوید گردنش را ذبح كن. شتر گردنش مثل تنه درخته است، می شود برید؟ لذا گفته شتر را نمی خواد گردنش را ببری. این چاله هست توی گلویش یك سیخچه بزن تمام است. چون این چاله نزدیك قلبش است می خورد به قلبش سریع خونش بیرون می آید آزاد می شود.
اگر بنا بود مثلاً شتر هم كه گردنش مثل تنه درخت است، خواسته باشیم گردنش را قطع كنیم چقدر زجر می كشید، رم می كرد. ولی خداوند این طور قرار داده. حالا كه شتر بزرگترین حیوان است رام ترین حیوان است. بزرگ ترین را رام ترین می كند تا ما بتوانیم ازش استفاده كنیم.
تمام كارهای خداوند حكیمانه است. چشم ما از پی و چربی است، پی زود خراب می شود جز این كه توی آب نمك باشد ولذا اشك ما شور است. ابروی ما مشكی است چون نور خورشید وقتی می خواهد بخورد به چشم این ابروی مشكی سایبان باشد و جلوی فشار نور را بگیرد.
هوا از بینی وارد می شود تا سه كار رویش انجام شود. غبارها گرفته شود توی بینی از طریق موها، هوای سرد توی لوله های بینی گرم شود. هوای خشك توی لوله هاتر شود. هوای خشك تر شود، هوای سرد گرم شود، هوای غبار تصفیه شود. كارهای خداوند حكیمانه است. «وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِیَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِیًّا» (زخرف/32)
برنامه درسهایی از قرآن سال 08 . ج2، ص: 3
«وَ رَفَعنا» تركیبش را بلدید، رفع یعنی بالا برد. فلانی رفعت، «وَ رَفَعْنا» بالا بردیم «بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ» . بعضی از شما را بالا قرار دادیم. یعنی یكی سرهنگ است، دیگری سرگرد. دیگری آیت الله. دیگری طلبه، دیگری تاجر، دیگری كاسب است.
آن كه درجات را «وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ ٍ دَرَجاتٍ» این درجه ها را پایین و بالا كردیم. چرا؟ «بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِیًّا» ، تا همدیگر را تسخیر كنید. اگر همه نمره 20 باشند، كه زیر بار هم نمی روند آن موقع بخار را چكار می كردیم. بخار نان می خواست. هر كسی را خداوند یك چیزی داده است كه او نیاز دیگری را برطرف كند، او نیاز این یكی را برطرف كند. این به پزشك نیاز دارد، پزشك به شیشه بر، شیشه بر به آهنگر، آهنگر به واكسی، واكسی به حمامی، قرآن می گوید هر كسی را یكجایی قرار دادیم كه همه تان محتاج بشوید. دور هم جمع شوید برای حل مشكلات خودتان یك زندگی اجتماعی تشكیل دهید.
اگر همه استعداد و هوششان یكجور بود، اگر همه یكجور فكر می كردند و یك سلیقه داشتند، هیچ كس زیر بار دیگری نمی رفت. خوب، پس بگذار من این را بنویسم، دلیل تفاوت ها در رزق را برای بكار گرفتن دیگران. اگر همه مردم رزقشان یكجور بود هیچكس زیر بار همدیگر نمی رفت. برای این كه شما حدیث نمی دانی، اما نیازت به من است، من هم در و پنجره می خواهم نیازم به بخار، هر دومون نیازمون به دكتر است، دكتر نیازش به نانوا، پس این تفاوت ها بخاطر این كه زیر بار همدیگر برویم، برای جلوگیری از طغیان. حالا آیه اش را هم اگر می خواهید بنویسید این است كه قرآن می فرماید، «وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ» ، «رَفَعْنا» ، بالا بردیم بعشی از شما را فوق بعضی، بعضی را «فَوْقَ بَعْضٍ» ، قرار دادیم. چرا؟ «لِیَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِیًّا» ، برای این كه یكدیگر را سخری یعنی مسخر، «سُخْرِیًّا» ، تفاوت قرار دادیم تا همدیگر را تسخیر كنید، من شما را تسخیر كنم، شما مرا تسخیر كنید، یعنی بخاطر این كه من نیاز به شما دارم، شما را بیاورم زیر پرچم خودم، شما هم نیاز داری به من جا بدهی، حالا آیه دوم هم كه گفتم «وَ لَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبادِهِ لَبَغَوْا فِی الْأَرْضِ» ، این «لَبَغَوْا فِی الْأَرْضِ» ، «لَوْ» یعنی اگر بسط و گسترش بدهد، رزق را «لِعِبادِهِ» برای بندگان خودش، «لَبَغَوْا» ، تجاوز می كنند.
همان كه «خدا خر را شناخت شاخش نداد» گاهی هم بخاطر تلاش یا تنبلی خود مردم است. چون قرآن گفته كه «فَامْشُوا فی مَناكِبِها» (ملك/15)بروید دنبال خرجی. یكی تلاش می كند، كار بیشتری می كند، شب كار می كند، روز كار می كند، تابستان و پولدار می شود، یكی كنار خیابان علاف است و عیاش، گاهی هم بخاطر كار خودمان است 4 گاهی بخاطر ایمان و تقوا یا گناه است. قرآن می فرماید: «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُری آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَكاتٍ» (اعراف/96). «آمَنُوا» را بلدید یعنی چه «آمَنُوا» ایمان دارند. «وَ اتَّقَوْا» ، تقوا دارند.
4- اسباب و موانع روزی
یعنی بخاطر ایمان «وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَكاتٍ» ، بركات را به رویشان باز می كنیم. پس گاهی هم مثلاً نماز باران می خوانند باران می آید. در همین قم، حدود 40 سال پیش یا بیشتر آیت الله العظمی خوانساری كه قبرش توی حرم
برنامه درسهایی از قرآن سال 08 . ج2، ص: 4
حضرت معصومه، مسجد بالا سر، سه چهار تا قبر بلند هست یكیش مال آیت الله العظمی است. مدتها باران نیامد، مردم، قم جمع شدند با ایشان رفتند خاك فرج یك نمازی خواندند. آن زمان انگلیسی ها اینجا مستقر بودند، پایگاه داشتند، گفتند اینها كجا می روند، راهپیمایی می كنند. گفتند می روند نماز باران بخوانند. یكی از این انگلیسی ها گفت نه، اینها می روند نماز برف بخوانند. برف هم می آید رو سر خودشان، عمامه سفیدها، می گفت: اینها نماز برف می خوانند برف هم می آید رو سر خودشان، متلك گقت، نماز باران كه تمام شد یك بارانی آمد كه چندین ماه باران نیامده بود. همه تعجب كردند. اصلاً آیت الله خوانساری مرجع بود، اما بخاطر نماز بارانش مشهور شد. مثل امام خمینی، مرجع بود بخاطر انقلابش توی دنیا معروف شد.
افرادی هستند خداوند رزق را قسمتشان كرده. منتها ایشان گناه می كنند خداوند رزقش را كم می كند. خوب، گاهی بخاطر مثلاً این كه می گوید گناه. آیه اش این است، «فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذینَ هادُوا حَرَّمْنا» (نساء/160)چون یهودی ها ظلم می كردند، «حرمنا» بر آنها فلان چیز را حرام كردیم. گاهی انسان یك كاری می كند در محاصره اقتصادی قرار می گیرد.
راجع به تنبلی و زرنگی هم یك آیه می خوانم. مثلاً راجع به تنبلی: قَالَ الصَّادِقُ (ع) : «نَوْمَه یُ الْغَدَاه یِ مَشُومَه یٌ تَطْرُدُ الرِّزْقَ» (من لایحضره الفقیه/ج /1ص 502)كسی كه اگر بین الطلوعین بخوابد، یعنی صبح زود دنبال كار نرود، رزقش كم می شود.
نیت بد. امام صادق (ع) : «إِنَّ الْمُؤْمِنَ لَیَنْوِی الذَّنْبَ فَیُحْرَمُ الرِّزْق» (بحارالانوار/ج /70ص 358). گاهی وقتها انسان می گوید بروم بگیرمش یك كتكش بزنم. بیا این عكس خوبیه، فتوكپی بگیریم آبرویش را بریزیم، بیا این را سر بسرش بگذاریم. حدیث داریم افرادی كه تو دلشان نیت بد كنند، خدا اینها را محروم می كند یا رزق را از آنها كم می كند.
وقتی هم رزق كم شد دیگر به حرام نیفتید. حدیث داریم: حضرت محمد (ص) : «وَ لَا یَحْمِلَنَّكُمُ اسْتِبْطَاءُ شَیْ ءٍ مِنَ الرِّزْقِ أَنْ تَطْلُبُوهُ بِشَیْ ءٍ مِنْ مَعْصِیَه یِ اللَّهِ» (كافی/ج /5ص 80). اگر رزق كم شد به گناه نیفتید. امتحان است. با زندگیِ حداقل صبر كنید، ولی دستپاچه نشوید. برای اینكه آدم دنبال كار برود و زرنگ باشد روایاتی داریم. اما آیانی كه در قرآن داریم می گوید دنبال نان بروید: «فَامْشُوا فی مَناكِبِها» .
قرآن می گوید من آفرینش خلق كردم، «فَامْشُوا فی مَناكِبِها» بروید و از زمین چیز دربیاورید. «فَانْتَشِرُوا فِی الْأَرْضِ وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ» (جمعه/10)، «فَانْتَشِرُوا فِی الْأَرْضِ» ، پا شوید در زمین منتشر شوید «وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ » ، از فضل خدا، یعنی دنبال كشت، تجارت بروید، آیات و روایات در این زمینه زیاد است. در مقابل رزق ما یك مسئولیتی داریم، یك بار دیگر آیه را بخوانید: «إِنَّ رَبَّكَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشاءُ وَ یَقْدِرُ إِنَّهُ كانَ بِعِبادِهِ خَبیراً بَصیراً»
در قرآن برای رزق صفاتی آمده مثلاً «رِزْقاً حَسَناً» (هود/88)رزق خوب، یك آیه داریم رزق كریم «رِزْقاً كَریماً» (احزاب/31)، یك آیه داریم رزق مبارك، گاهی وقتها رزق هست ولی كریم نیست، بركت ندارد. یعنی چه؟ یعنی چه جور بگویم؟ مثلاً از روزی كه ماشین خریده، همه اش می رود بیمارستان و میاد، از وقتی كه خانه را ساخت همه اش دكتر و آمپول زن می آید و می رود. بنابراین قرآن هرجا می گوید بچه، نمی گوید خدا بچه بده، می گوید « ذُرِّیَّه یً طَیِّبَه یً» (آل عمران/38)بچه صالح، «غُلاماً زَكِیًّا» (مریم/19)، هرجا می گوید رزق می گوید «أَیُّها أَزْكی طَعاماً» (كهف/19)، رزق
برنامه درسهایی از قرآن سال 08 . ج2، ص: 5
حلال رزق مبارك، خیلی ها عمر هم دارند، 60 یا 80 یا 90 سال عمی می كنند، هیچ یادگاری از خود ندارند، نه اولاد صالحی، نه كتاب خوبی، نه وقف خوبی، هیچ، هیچ، دو كیلو متولد شد، نود كیلو رفت توی قبر، یعنی بود و نبودش فرقی نكر و حال آنكه حدیث داریم: آدم حسابی آن است كه وقتی می میرد، جایش خالی باشد. «ثُلِمَ فِی الْإِسْلَامِ ثُلْمَه یٌ لَا یَسُدُّهَا شَیْ ءٌ» (كافی/ج /1ص 38)، مثلاً من نباشم چی می شود.
هیچ هیچ، شما نباشی چی می شود؟ فكر كن اگر نباشی چی می شود؟ آدم باید چهل كار كلیدی بكند، چنان آدم با بركتی باشد كه وقتی نیست بگویند نیست، نه این كه حالا بودش بود، نبود هم نبود. در دعاها رزق كریم، رزق مبارك، سراغش بروید. از اول زندگی، شماها جوانید، از اول زندگی سعی كنید لقمه حلال بخورید. اگر یك چیزی را قانون گفته بود بدهید، حالا كه چی زرنگ بازی كنید، به اداره دارایی پول بدهید، بگویید این پولها را بگیر، این دو میلیون را، و این مالیات را كم كن. كلاه سر كی می گذاری؟ دولت مال كجاست؟ دولت مال دهها میلیون جمعیت كه رأی دادند گفتند اینها مسئول مملكتی، ایشون هم رهبر، ایشون رئیس جمهور، ایشون هم نماینده مجلس، مجلسی ها هم كه شما مردم بهش رأی دادید گفتید آقا، هر كی مثلاً اینقدر درآمد دارد، اینقدر مالیات بدهد حالا شما تیزبازی می كنید. یك كارمند اداره دارایی را می بینید، یك كارمند اداره شهرداری را می بینید، مثلاً با یك مقدار رشوه پایین و بالا می كنید، كلاه سر كی می گذاری؟ اگر خدا خواسته باشد تنگ بگیرد كه یك چیزی برایتان بخوانم، حدیث داریم افرادی كه خمس نمی دهند، سهم امام نمی دهند، یك میلیون داری خب دویست هزار تومن را بده، میگن نه من نمی دم، امام كاظم فرمودند كسی كه مال حلال وقتی گفتند بده نداد خداوند یك جوری برایش در زندگی پیش می آورد كه دو برابرش را در راه حرام خرج كند. می گوید اینجا دویست تومان ندادی حالا اینجا چهارصد تومان خرج كن. حدیث داریم كسانی كه حق حلال را ندهند خداوند چنان زندگیشان را تنظیم كند كه دو برابر آن مقدار كه باید در راه حلال بدهند در راه حرام و باطل خرج می كنند. چوب هم می خورند. وظیفه ما این است كه اگر یكی رزقش خوب است، حسد بهش نورزیم. چطور این دارد ما نداریم. خب خدا یك چیزهایی به تو داده، شكل او بهتره، هوش تو بهتره، هوش او بهتره، خط تو بهتره، خط او بهتره صدای تو بهتره، صدای او بهتره، پدر و مادر تو بهتره، پدر و مادر او بهتره نمی دانم هنوز تو، حوصله تو بیشتر است.
امیرالمؤمنین در نهج البلاغه می فرماید خداوند همه گوشت های لخم را به یكی نداده و دنبه ها را به دیگری، همه استخوان ها را به یكی، «ثُمَّ قَرَنَ بِسَعَتِهَا عَقَابِیلَ فَاقَتِهَا» (نهج البلاغه/خطبه 91)، كنار گشایش ها، تنگناها، كنار گل ها تیغ ها، قد بلند همت كوتاه، بیان نرم دل سنگ، یعنی اگر بیانش نرم است قلبش سنگ است. اگر قدش بلند است همتش كوتاه است.
5- خداوند سبب ساز است
بعضی رزق ها «مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِب» (طلاق/3)است. قرآن می گوید اگر شما تقوا داشته باشید از راهی كه باور نمی كردید خدا یك چیزی قسمتتان می كند «مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِب» . آیه قرآن است كسی تقوا داشته باشد «مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِب» یعنی از راهی كه برنامه نریخته، از جایی كه پیش بینی نمی كرده خدا یك چیزهایی قسمتش می كند. باور هم نمی كند كه خدا
برنامه درسهایی از قرآن سال 08 . ج2، ص: 6
یك همچین چیزی قسمتش كند. فقط باید تقوا داشت. كلید رزق دوتاست، یك كلید كار و تلاش، یك كلید ایمان و تقوا. هیچكدام هم كار همدیگر را نمی كند. كسی مریض شد حضرت موسی مریض شد نرفت دكتر، گفتند چرا دكتر نمی روی؟ گفت خدا مرض داده خدا هم خوب می كند. وحی شد كه نه، همان كسی كه مرض را خلق كرده دوا را هم خلق كرده، تو باید بروی دكتر، وظیفه تو دكتر است. حدیث داریم اگر كسی بنشیند در خانه و كار نكند دعایش مستجاب نمی شود.
دین كه می گوید دعا كن. همان دین هم گفته برو سراغ كار، یعنی پس ما دو تا بال داریم. با این دو تا بال پرواز می كنیم. بال كار، بال تقوا. كارِ تنها كافی نیست. چون می بینیم افرادی همه جا كار می كنند هشتشان گرو نهشان است. تقوا تنها هم كافی نیست.
چون خود قرآن گفته «فَانْتَشِرُوا فِی الْأَرْضِ وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ» . باید بروید. «جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ ذَلُولاً فَامْشُوا فی مَناكِبِها» اگر كسی رزق مردم را احتكار كرد حكومت اسلامی موعظه اش می كند و اگر موعظه نپذیرفت نیاز جامعه را انبار كرده، حكومت اسلامی می تواند قفل را بشكند. حرف های دیگر هم دارم. بعضی راضی هستند، نه قانع اند، تو دلشان، یعنی حالا فعلاً، خیلی خوب چه خاكی بسر كنم می سازیم، ولی راضی اند یعنی خوشحال هم هست. بعضی حریص اند نسبت به رزق، بعضی شاكی اند، شكایت می كنند. بعضی سركشند بعضی بخیل اند. بعضی با گذشتند.
بعضی كتمان می كنند. خدا یك چیزی بهشان داد می خوره و لبش را پاك می كند. یعنی من نخورده ام. یعنی كتمان می كند. بعضی اظهار می كنند، بعضی رزق را از خودشان می دانند. می گویند مخ من است.
مدیریت، اقتصاد، تخصص من، قارون می گفتند، به قارون می گفتند به فقرا كمك كن. خدا بهت داده، می گفت خدا! خودم، مخ، مدیریت، علوم اقتصاد، «إِنَّما أُوتیتُهُ عَلی عِلْمٍ عِنْدی» (قصص/78)یعنی علمی پهلوی من است. از آن تخصصم استفاده كرده ام. ولی سلیمان می گفت هذا من فضل ربی. خدا داده. یكی می گوید عندی، یكی ربی، یكی نعمت ها را از خودش می داند یكی نعمت ها را از خدا می داند.
یكی كفران می ورزد. «إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً» (دهر/3). خلاصه اش وظیفه ما این است كه 1- كار بكنیم 2- تقوا داشته باشیم. 3- كسی دارد بهش حسد نورزیم 4- اگر یك رزقی را نداریم فكر نكنیم خدا تفاوت قائل شده. این تفاوت ها یك حكمتی دارد و اگر خدا یك چیزی به او داده به من نداده عوضش یك چیزی به من داده به او نداده.
خدایا نسبت به تك تك ما رزق حلال مبارك نصیب فرما. گناهی كه باعث می شود رزق ما كم و نامبارك شود آن گناه را از ما ببخش، رزق معنوی ما، ایمان، تقوا، علم، اخلاص، هم رزق مادی، باران رحمت، فرزند خوب، آبرو، عزت، رزق مادی و معنوی ما را مبارك و زیاد فرما. آنها كه بهشان رزق را تنگ گرفتی اگر گناه كردند از سر تقصیراتشان بگذر.
«والسلام علیكم و رحمه ی الله و بركاته»
کليه حقوق برای مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن محفوظ است