حقوق، حقوق خانواده (27)

بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
دومین جلسه ای است كه در خدمت شما با شغل مقدسی كه دارید معلمی، می خواهم راجع به حقوق خانواده صحبت كنم، چون شما توپ را از خانواده تحویل می گیرید؛ اگر خوب تحویل بدهند شما می توانید خوب آبشار بكوبید و اگر خوب پاس ندهند شما هم هر چه والیبالیست خوبی باشید نمی توانید آبشار بكوبید، بنیاد اصلی و هسته مركزی خانواده است در یك جلسه صحبت كردیم در این جلسه هم می خواهم صحبت كنم.
موضوع بحث حقوق خانواده
در هفته تربیت هم بینندگان بحث را گوش می دهند كه برای برادران و خواهران كه همه ما به نحوی، معلم، استاد دانشگاه، اگر می گویند اینها مسئول تربیت هستند در حقیقت همه ما مسئول تربیت هستیم، یعنی آموزش و پرورش نام خودش را جدای از امور تربیتی حساب كند هفته تربیت این بحث مفید است و در آستانه تولد امام رضا (ع) كه تبریك می گویم.
1- خلاصه بحث گذشته اصول و حقوق خانواده
جلسه قبل گفتم اصولی كه باید رعایت شود:
1- اصل عدالت 2- امانت 3- قناعت 4- حیا 5- انعطاف پذیری 6- آرایش 7- احترام به فامیل یكدیگر 8- محبت و اظهار آن.
گفتیم اگر پدر و مادر در خانواده بچه ها را با یك چشم ببینند، سوغاتی و جهازیه و وصیت، انتقاد و ستایش، خرید و رختخواب یك جور اگر یك جور نگاه كنند بچه خودش، ماهی خودش توی دریا شنا بلد می شود (چون فضا) فضای شناست، در فضای عدالت بچه خودش عدالت پرور و عادل تربیت می شود، در امانت گفتیم فكر نكنیم این برده و كنیز ماست، همه هستی امانت است همسر امانت است، فرزند امانت است سعی نكنیم ما مشكلمان حل شود به هر امانتی هر خیانتی شد، و اصل قناعت كه چقدر زندگی را شیرین می كند و اصل حیا، و اصل انعطاف پذیری گاهی وقتها انسان می بیند طرف ندارد كوتاه بیاید به هر حال كوتاه نیایید می خواهد چه كند می خواهید طلاق بگیرید، می خواهید فتنه كنید می خواهید آبروی همدیگر را بریزید حالا این لباس یا پشم یا پنبه، حالا یا موكت یا قالی، قالی پشم و زیلو نخ آدم كه برای پشم و نخ كه زندگی خودش را از بین نمی برد، آرایش كه چقدر زندگی را شیرین می كند مرد خسته زن خسته، مسأله آرایش زندگی را خیلی پر جاذبه می كند بسیاری از زنها كه در خانه به خودشان نمی رسند مرد بیرون صحنه هایی را می بیند می آید توی خونه بهانه می گیرد خیلی از درگیری ها برای اینكه زن و مرد توی خانه از نظر شكل و آرایش تامین نمی شوند. احترام به فامیل چرا خونه داداشم نرفتی چرا توی میهمانی داداشم را دعوت نكردی چرا خواهر را
برنامه درسهایی از قرآن سال 77 . ج1، ص: 2
دعوت نكردی من به خواهر تو احترام كردم تو احترام نكردی اون چیزهایی كه توی خونه را بهم می ریزد محبت و اظهار علاقه، این صحبت ها را كردیم ادامه بحث را گوش بدهند اما اصول دیگری كه باید رعایت كنیم.
2- پرهیز از چشم و هم چشمی و توجه به ارزشها
واقعا اگر كسی آمار بگیرد كه خانواده هایی كه از روی چشم و هم چشمی، متلاشی شده اند، اون رفته تهران او هم می خواهد برود. اون شیراز. این هم می خواهد برود او سال تحویل كجا بوده این هم، او سیزده بدر، لباس، عروس، تالار من هم او ماشین، خانه من هم.
خواهر و برادر تو انسانی من هم انسانم سنگ مرمر و طلا و پشم و قالی جماد است انسانیت را به خاطر جماد له نكنید.
خداوند رحمت كند شهید مطهری را می گفت: یك جمله است دنیا برای انسان این درست است و لی شما (انسان) برای دنیا غلط است شما برای دنیا نیستی دنیا آمد یا نیامد الحمدلله دو لطیف قرانی در سوره صاد دو تا پیامبر داریم كه می فرماید «نِعْمَ الْعَبْدُ» (ص/30 و44)و30 یعنی خوب بنده ای است یكی خیلی وضعش خوب است حضرت سلیمان. (یكی از آنها هم خیلی وضعش درب داغون است) هیچ پیامبری به اندازه حضرت ایوب (ع) زندگی اش خراب نشد مریضی، زن، مال، نارنجك افتاد كل زندگی اش را از هم متلاشی كرد در عین حال، می گویند فلانی صبر ایوب، این هم «نِعْمَ الْعَبْدُ» خیلی قشنگ است دو تا «نِعْمَ الْعَبْدُ» (یكی خیلی خوب و یكی هم داغون داغون) از این معلوم می شود شرف انسانیت به پشم و نخ نیست خود شما ارزش دارید.
می گویند یك شاهی چند تا غلام داشت می خواست غلامهایش را امتحان كند یك جعبه سكه برداشت، در دره و گردنه كوهی با شتر رفت عمداً جعبه را كج كرد سكه ها ریخت در دره به غلامهایش گفت كه هر كه سكه را پیدا كرد مال خودش، همه شاه را ول كردند رفتند سراغ سكه ها یكی از آنها نرفت گفت تو چرا نمی روی، گفت سكه ها را نمی خواهم (خودت را می خواهم) ما باید حساب كنیم خود طرف را نه نخ و پشم را ما بعضی انسانیت را ول می كنیم (نمیدانم شما یادتان می آید یا نه 7- 8 سال قبل آتش سوزی شد در منی روز عید قربان، خیمه ها آتش گرفت خیلی ها آتش گرفتند و شهید دادند یك نفر از ایران زنگ می زند می گوید خودت مهم نیست سوغاتی ها هم سوخت. مهم برایش سوغاتی است.
ماه ذی القعده حاجی ها كم كم می روند مكه آنقدر حاجی داریم قبل از رفتن فكر می كند. . . . . . بر گردم بزغاله خواهند كشت یا گوسفند توی فرودگاه با دسته گل یا بدون دسته گل خواهند آمد، فلانی استقبال یا بدرقه خواهد آمد یا نه روز اول هنور اعمال را انجام نداده می گوید برای فلانی یك چادری یا ضبط صوت، بگذار اعمال تمام شود برای بعضی ها اصول سه چیز است، خوراك پوشاك، مسكن، نمی پرسد چه كاری میگوید حقوقش چند است؟
نمی پرسد كیست می پرسد پسر كیست؟ داماد خوب و عروس خوب، بابایش فقیر است، فقر عیب نیست حضرت امیر هم پول نداشت، بی پولی عیب نیست، چیزهای دیگر را اگر نداشته باشد عیب است. «وَ ما یَسْتَوِی الْبَحْرانِ هذا عَذْبٌ فُراتٌ سائِغٌ شَرابُهُ وَ هذا مِلْحٌ أُجاجٌ وَ مِنْ كُلٍّ تَأْكُلُونَ لَحْماً طَرِیًّا وَ تَسْتَخْرِجُونَ حِلْیَه یً تَلْبَسُونَها وَ تَرَی الْفُلْكَ فیهِ مَواخِرَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ» (فاطر/12).
برنامه درسهایی از قرآن سال 77 . ج1، ص: 3
«بَحْر» یعنی دریا هذا یعنی این «مِلْح» یعنی نمك «لَحْم» یعنی گوشت «تَسْتَخْرِجُونَ» یعنی خارج می كنید «تَشْكُرُونَ» یعنی شكر گذار باشید قرآن می فرماید: «وَ ما یَسْتَوِی الْبَحْرانِ» دو دریا مساوی نیستند «هذا عَذْبٌ فُرات» یك دریا آبش شیرین است «وَ هذا مِلْحٌ أُجاجٌ» یك دریا هم آبش شور است. دو دریا مثل هم نیست. یكی شور و یكی شیرین است اگر تو آدم باشی «وَ مِنْ كُلٍّ تَأْكُلُونَ لَحْماً طَرِیًّا» از هر دو می توانی ماهی بگیری در هر دو ماهی هست گیر در توست، نگو ما یتیم هستیم «ما یَسْتَوِی الْبَحْرانِ هذا یتیم و هذا پدردار» تو اگر درس خوان باشی در هر شرایطی می توانی درس بخوانی «ما یَسْتَوِی» این ژیان قراضه است اون بنز درجه یك، اگر اهل نماز جمعه باشی تو با ژیان قراضه می روی و او با بنز قشنگش نمی رود. مهم نیست شور است یا شیرین مهم این است كه تو صیاد هستی یا نه تو اگر صیاد باشی از هر دو ماهی می گیری «وَ مِنْ كُلٍّ تَأْكُلُونَ لَحْماً طَرِیًّا» توی هر دو ماهی هست «وَ تَسْتَخْرِجُونَ حِلْیَه یً» توی هر دو لولو و مرجان است منتهی تو باید غواص باشی «وَ تَرَی الْفُلْكَ فیهِ مَواخِرَ» توی دریا می شود كشتی و یا قایق را منتهی تو باید ناخدا باشی. گیر در صیادی و غواصی و ناخداییاست اگر اهل مطالعه باشد با بی كتابی دانشمند می شود.
من این را بارها گفته ام حاج احمد آقا خمینی كه در آستانه سالگردش هستیم می فرمود: امام هیچ وقت كتاب هایش از 200 تا بیشتر نشد و اینجانب محسن قرائتی چند هزار جلد كتاب دارم كتاب آدم را با سواد نمی كند امام با چند كتاب رهبر انقلاب شد. ما فكر می كنیم اگر كتابخانه قشنگ شد بچه ها با سواد هستند مهم اراده است، انسان می تواند بر همه سختی ها غلبه كند قران كه می گوید تدبر كن معنای تدبر این است اگر بگوییم دو دریاست یكی شور و یكی شیرین در هر دو ماهی هست و قایقرانی می شود كرد من چه خاكی به سر كنم. می خواهم بگویم ماشین هر چه و فرش هر چه نان خالی یا مرغ پتو ملافه داشته باشد تو اگر اراده داشته باشی پیروز می شوی.
چشم و هم چشمی بعضی می گویند خواهرم چه زندگی دارد، بله ولی ما اگر انسان باشیم می توانیم با همین حقوق كم زندگی كنیم می توانیم سیب زمینی بخوریم به هم بخندیم و می توانیم جوجه كباب بخوریم و به هم فحش بدهیم چشم و هم چشمی زندگی را تلخ می كند.
3- دعا به خانواده و توجه به لقمه حلال
2- اصل دعا
خانواده ها خیلی به بچه ها دعا كنند. حتی كسی كه بابا و ننه ندارد برود سر قبر آنها، از جاهایی كه دعا مستجاب می شود آنجاست، قرآن بخواند ثوابش را هدیه كند دعای پدر و مادر مستجاب می شود. قرآن می گوید: حضرت ابراهیم (ع) خیلی به بچه هایش دعا می كرد انقدر می گفت «رَبِّ اجْعَلْنی مُقیمَ الصَّلاه یِ وَ مِنْ ذُرِّیَّتی» (ابراهیم/40)خدایا نسلم نماز خوان شود، اگر ما نسلی تربیت كنیم كه نمازخوان نیست، گیرم به 80 كیلو جوان سوپردولوكس این جوان رشد معنوی ندارد ولی در فلان رشته و فلان رشته موفق شد. در همه رشته ها موفق شد شما چیزی برای قبر ذخیره نكرده ای، ما فردا نیستیم، حدیث داریم تمام كارهای خیری كه دختر و پسر می كنند. . . ثوابش برای بابا و ننه هم هست هر مقدار به
برنامه درسهایی از قرآن سال 77 . ج1، ص: 4
خودش فتوكپی اش را به پدر و مادرش هم می دهند، چرا بچه ها را با مسجد آشنا نكنیم هرچه به مسجد نزدیك باشند از فساد دور هستند، مسجد پر بشود زندان خلوت میشود و فساد كمتر می شود، دعا كنیم به بچه ها به صورت جدی.
3- اصل لقمه:
از چیزهایی كه خانواده ها خیلی باید دقت كنند لقمه حلال است، اگر لقمه حرام باشد مربی امام حسین (ع) هم كه باشد نمی شود تربیت كرد هفته تربیت است اگر پدر و مادر لقمه حرام بدهند شما با بچه ها چه كار می خواهید بكنید مثل هواپیمایی كه به جای بنزین مخصوص گازوئیل ریخته اند حالا هر برنامه ای برای این هواپیما از تنظیم خلبان و امور فنی و. . . . پیاده كنید هواپیما پرواز نمی كند با لقمه حرام نمی شود رشد كرد (اصلا بعضی خیلی پر رو شده اند) علنی می گوید یك میلیون به چند، ماهی 50 تومن، می گوید دیگری گفته 60 تومن، ربا حرام و یك درهم ربا مثل (زنای با مادر است) . حدیث داریم كسی كه ربا می خورد اعلام جنگ با خدا می كند لااقل حیا كنند اسم مضاربه بگذارند و توی آن هر غلطی كردند، كردند.
راحت می گوید من 2 میلیون می دهم ماهی 100 هزار تومن می گیرم می خواهد مادر و پدرت درآید، تجارت یا گم كن، یا قمار كن، هیچ ربطی به من ندارد، ربا یعنی من پول می دهم و ماهی اینقدر می گیرم كاری به كار تو ندارم. اینكه قطعا حرام است آن كه حلال است این كه با این پول كاسبی كن نصفش را برای زحمتی كه كشیدی بردار و نصفش را هم به من بده، سود با هم ضرر هم با هم همه و همه آلوده شده ایم كشاورز هم در فروختن سبزی به بقال شن قاطی می كند من باور نمی كردم ولی رفتم سبزی بخرم، بقال گفتم من باور نكرده گفتم گل همراه ان است بعد یك دسته از آنها را برید دیدم شن دسته ای ریخته اند انسان غصه می خورد با فقر برود جهنم سبزی كار هم برود جهنم یك نفر با یك میلیارد و دو میلیارد و یك نفر هم برای یك آدامس بگوید دزد است از یك پاساژ قالی بدزدد ولی یك قاشق بگویند دزد بقال چرا پرتقال پوسیده ها را زیر صندوق ها هم كه از ایران خارج می شود می گویند از ایرانی نخرید رویش خوب و زیرش خراب است این عزت انقلاب است، شهدا راضی هستند؟ وقتی كه نفت ما صادر نمی شود انقلاب راضی است؟ ، وقتی می خواهیم چهار قلم چیزی صادر كنیم، گیرم كلاه برداری هم كردیم ضررش به خودمان است.
من یك قصه ای را نمی دانم گفته ام، گفته ام كه گفته ام. گاهی یك چیزی به ذهنم می رسد حالا اگر، اگر گفته یا نگفته ام) پزشك شربت به مریضی می دهد او هم برای اینكه به پزشك بگوید خورده ام یك مقداری را توی دستشویی خالی می كند این كلاه سر خودش گذاشته فكر می كند كلاه سر پزشك گذاشته.
قرآن بخوانم: «وَ لا یَحیقُ الْمَكْرُ السَّیِّئُ إِلاَّ بِأَهْلِهِ» (فاطر/43)یكه می زنی به خودت. ایران وقت صادراتش است، وقتی چیزی صادر می كنی باید بگویند زنده باد ایران، اجناسش سالمه سالم است، شكستنی صادر می كنی هر بشقابی یك جور است، رب گوجه، حالا كه مملكت مشكل دارد، به كی خیانت می كنی زشت است نمی گویند فلانی می گویند جمهوری اسلامی، اگر سیب و انار لك داشته باشد نمی گویند فلانی می گویند نظام اسلامی باید مواظب باشیم لقمه حلال بدهیم كه خیلی
برنامه درسهایی از قرآن سال 77 . ج1، ص: 5
مهم است دیشب یك جایی بودیم همه استاد دانشگاه بودند بحث لقمه حلال بود، یك نفر اشكال كرد كه اگر لقمه حلال و حرام موثر است چطور زن فرعون در آن محیط بود و زن خوبی بود؟
گفتم زن فرعون از كجا كه لقمه ای كه خورده حرام بوده با این كه زن واجب النفقه است، افرادی هستند شبیه خوانی می كنند با پرده به دیوار عكس یزید را زشت می كشند گفتند یزید خوشكل بوده كارش بد بوده معنایش این نیست كه شكلش هم بد بوده اگر از كسی بدمان میاد عكسش را هم كاریكاتوری می كشیم نه بابا خودش خوب كارش بد است.
حدیث داریم: «كَسْبُ الْحَرَامِ یَبِینُ فِی الذُّرِّیَّه یِ» (كافی/ج /5ص 124)لقمه حرام رویه انسان اثر می گذارد.
4- توجه به غذا، آموزش و ازدواج
4- غذای كامل:
داریم مادرها درست و كامل بچه ها را شیر بدهند «حَوْلَیْنِ كامِلَیْنِ» (بقره/233)حول یعنی سال حولین یعنی دو سال، دو سال كامل شیر بدهند «لِمَنْ أَرادَ أَنْ یُتِمَّ الرَّضاعَه یَ» (بقره/233)مادر هم باید هر غذایی را نخورد كه در شیر اثر می گذارد.
5- آموزش
همه آموزشها را نباید به آموزش و پروش بسپاریم یك سری از آموزش ها از پدر و مادر است، آموزش عملی، با عمل به بچه یاد بدهد. یكی از وزرا می گفت 5 ریال به بچه ام دادم رفت توی كوچه داد به فقیر من فهمیدم به جای او 5 تومن دادم بعد گفتم ببین قرآن می گوید «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَه یِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها» (انعام/160)كسی كار خوب كند خدا ده برابر پاداش می دهد من هم به این عمل كار خدایی كرده 5 ریال به فقیر دادی من 50 ریال می دهم، تا آخر عمر تفسیر این آیه از ذهن بچه بیرون نمی رود، این رقمی آموزش بدهیم، آموزشها لازم نیست سر كلاس باشد.
(من یك وقت فكر كردم تریاكی ها چطور موفق هستند هر تریاكی سالی چند تا را تریاكی می كند؟ ولی ما اینجور نیستیم كه مثلا اگر كشوری 2 میلیون نمازخوان دارد سال بعد 2 میلیون، 3 میلیون نمی شود، اما 2 میلیون تریاكی سال دیگر 3 میلیون می شود، چطور شد ما در تبلیغ نماز از تریاكی ها عقب افتاده ایم، تریاكی ها می روند پهلوی منقل تك، تك، ما در منبر سخنرانی عمومی می كند كسی نمی گوید به من است اما تریاكی میگوید حالت خوب است یك بس بزن پای منقل تك تك) یعنی آموزش باید تك تكی باشد، خیلی وقتها واعظ و معلم روی منبر و توی كلاس موفق نیست باید برود توی خوابگاه.
(مقام معظم رهبری خیلی سخنرانی می كند، آنجا به دل می نشیند كه هر چند شبی می رود به دیدن خانواده یك شهید نیم ساعت، این نیم ساعت برای آن خانواده از كل سخنرانی های توی حسینیه امام خمینی (ره) اثرش بیشتر است، البته آن سخنرانی هم در سطح ایران و بین المللی مهم است اما اگر از این خانواده بپرسیم آن دو سه دقیقه ای را می گوید كه رفته توی خانه اش) توی هر محله ای طلبه ای هست جوانها با او رفیق شوند حالا اگر دانشمند است سؤالها را جواب می دهد اگر متوسط است مثل بنده سؤال كنید فردا جواب می دهم، ما باید رابطه مان تنگاتنگ باشد. پس مسأله آموزش نه آموزش رادیو، تلویزیونی بلكه خصوصی تر.
برنامه درسهایی از قرآن سال 77 . ج1، ص: 6
6- ازدواج
(دلم سوخت برای) جوانهای مشهد، كنگره ای داشتند بنام ازدواج، پدر مادرها را دعوت كردند كه به آنها بگویید شما آنقدر برای ازدواج ما گیر ندهید، ما هم برای پدر و مادرها صحبت كردیم، نجات نسل جوان به این است كه ازدواج آسان شود و این با گرانی و شرایط دانشجویی تنها یك راه دارد و آن اینكه دوران نامزدی طولانی باشد اگر ازدواج نباشد آفات زیادی دارد و اگر بخواهد سریع زن را ببرد كه تنهایی هم نان ندارد بخورند، دو تا فقیر راه بیافتند توی خیابان این هم مشكل، پس ازدواج نكردن مشكل، ازدواج با بردن مشكل، بهترین راه كه به كمك پدر و مادر عقد ببندند و پسر خانه پدر و دختر خانه پدر مقدمات با دقت بعد هم مانعی برای رفت و آمد و زیارت و با هم بودن نداشته باشند (بچه دار نشوند تا به زندگی كه رسیدند) خانه اجاره كردند، این پسر و دختر چه نامزد داشته باشند یا نه خرجی اضافه نمی كند برای پدر و مادر، خوبی آن این است كه در رفت و آمدها همدیگر را كنترل می كنند از خلافها و روابط نامشروع، با هم باشند منتها خرجی كه نكنند، (راهی فعلا با عقل. می خواهم یك شوخی كنم، می شود با شما شوخی كرد ولی با آنها كه پای تلویزیون نشسته اند آدم خجالت می شود.
حالا من به شما می گویم مرحوم آیه الله طالقانی تفسیر كه میگفت، می گفت این به عقل ناقص من رسیده حالا ببینم به عقل ناقص شما چی می رسد شوخی می كرد حالا به عقل ناقص من آمده ببینم به عقل كامل شما.
پس ترك ازدواج مشكل، تشكیل زندگی مشكل، تاخیر تا پایان حل مشكلات هم مشكل به عقل من رسیده با فكر، كه ازدواج كنند تا به خونه و زندگی برسند، زندگی را هم از صفر شروع كنید.
چند روز قبل یكی آمده كه می خواهند دختر را عید ببرند، گفتم عید كه كسی بخاری نمی خواهد تا زمستان، گفت آخر می گویند كه جهازیه را باید با هم ببرند الآن به قدر لازم ببریم بعد كم كم مثل اینكه دشمن همدیگر هستیم.
(كاشان یك مرغی را گرفته بودند پرهای او را زنده می كندند یكی گفت چكار می كنید گفتند می خواهیم او را حاجی كنیم. یعنی مثل اینكه دارند حاجی اش می كنند) این رقم كه درست نیست كه تابستان است پدر دختر برای بخاری قرض می كند بعضی وقتها هم مادر شوهرها سوسه می آیند می گویند صبر كن جهازیه اش جمع شود عمل كردی كم شد. كشتی می گیریم، رقابت است (مو از خرس میكنیم مرغ را حاجی می كنیم) پدر در می آوریم، یا می خواهیم بچه مان زندگی كند فعلا با همین می شود زندگی كرد، از صفر شروع كنید.
ماههای اول ازدواجم بود، آمدم قم دو نفری خانه ای اجاره كردیم اطاق دوازده متری داشتیم ولی 6 متر فرش، پدرم آمد قم گفتم اگر ما 6 متر فرش دیگر داشته باشیم زندگیمان كامل می شود، خندید، گفتم چرا؟ گفت من هشتاد سال است می دوم زندگی ام كامل نشده، خوشا به حال تو كه می خواهی با شش متر فرش زندگی ات كامل شود.
نگذارید جوان گناه كند، اگر پدر و مادر بهانه گیری نكند كه حالا دهانش بوی شیر می دهد (اگر بگوییم پر رو می شود اینطور نیست اگر بنا باشد پر رو شود قبلا شده اگر پر نشود كه هنوز نشده. اینها زن یا شوهر كه می خواهند به همه رفقا
برنامه درسهایی از قرآن سال 77 . ج1، ص: 7
می گوید آخر همه بابا و ننه می فهمند) ، چرا غفلت كنیم و با هم صاف نباشیم، چرا زندگی را آسان نگیریم خیلی از مراسم ها را می شود انجام نداد.
خداوند رحمت آیت الله العظمی گلپایگانی را رفتیم گفتیم می خواهیم جشن بگیریم برای عمامه گذاری چون طلبه ها برای عمامه ها جشن می گیرند من می خواهم برای عمامه گذاری جشن گرفته و از سهم امام استفاده كنم ایشان فرمود ما كه برای عمامه گذاری جشن نگرفتیم ملا نشدیم برو عمامه بگذار جشن می خواهد چه كند.
آمده بود می گفت ما می خواهیم تعزیه بگیریم اسب نداریم شمر را سوار كنیم او را سوار دوچرخه كنید تعزیه باطل است.
5- مبارزه با خرافات و سنت های غلط
7- محو تكلف ها
هر چه قید هست بردارید قران می فرماید از وظایف پیامبر این است:
1و2- «وَ یُزَكِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَه یَ» (آل عمران/164)3- «وَ یَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتی كانَتْ عَلَیْهِم» (اعراف/157).
پیغمبر آمد غلهایی كه به پای مردم بود باز كرد، و لذا به دختر عمه اش زینب كه یك زن با شخصیت مكه بود. عبدالمطلب رئیس مكه بود نوه این شخصیت گفت تو باید زن یكی از این برده ها بشوی، خود پیامبر هم رفت به خواستگاری، او هم خوشحال شد فكر كرد حضرت او را برای خودش می خواهد (بعد گفت نه من تو را برای نوكرم می خواهم) برای برده البته او هم بعد از سران لشكر شد از مسلمان های درجه یك شد البته سابقه اش برده بوده طوری نیست ما دوازده امام داریم شش تا از آنها مادرشان كنیز بوده می شود، مادر كنیز باشد بچه هم امام شود، خیلی ها بچه های ده هستند مرجع تقلید می شوند و یا استاد دانشگاه می شوند خیلی ها هم خانه كنار دانشگاه دارند شونزده تا تجدیدی می آورند.
باید غل ها را شكسته و تكلف ها را برداریم، مهریه را ساده بگیریم كه ساده آن هم زیاد است. گفت آب رود نیل قوت من است. خواب اصحاب كهف چرت من است 309 سال كه خوابید می گوید چرت و 100 تا سكه كه می گیرد تازه قیمت تعاونی حساب كرده، بلای عمومی شده بنده هم، هم، تكلف ها را باید برداریم گمنامی و فقر عیب نیست تفاهم نداشتن عیب است، و اصل این است كه عروس و داماد همدیگر را درك كنند. نصف توفیق های پیامبر (ص) از خدیجه بود و یا بخشی و بخشی از توفیقات حضرت علی (ع) از حضرت زهرا (ع) و بخشی از توفیقات امام حسین (ع) از زینب كبری (ع) . باید تفاهم داشته باشند لباس و قالی نو یا كهنه مهم نیست مهم نیست مهرهای بزرگ یا كوچك مهم آن است كه چند ركعت نماز خوانده و چقدر حضور قلب داشته ایم، ازدواج آسان و تكلف ها را برداریم (كه من خودم هنوز حریف نشده ام) ولی می شود، می شود مهمانی و رفت و آمد ساده كرد با تعاون بارها را برداریم و یكی از مشكلات ما این است كه بچه مسجد نیستیم اگر اهل مسجد باشیم همدیگر را شناخته تا مشكلی پیش آید همدیگر را با لباس و برق و ظرف و. . . كمك می كنند و مشكلات رفع می شود. كه مسجد مرده بلكه زنده اگر 500 نفر هستند اگر یكی مشكلی پیدا كرد بقیه كمك می كنند چكی بر نمی گردد اگر بناست چك برگردد تمام مردم كمك می كنند چك پاس می شود. فردا
برنامه درسهایی از قرآن سال 77 . ج1، ص: 8
نوبت شما مثل اینكه با هم قهر هستیم وسیله ارتباط زیاد ولی ارتباط كم شده است. تلفنی درست شد كه با هم رابطه برقرار كنیم زنگ می زند فحش می دهد قهر می كند موبایل و همراه برای رابطه داریم ولی قهر هستیم وسیله ارتباط هست ولی ارتباط قطع است، منار هست بلال نیست. دوره آخرالزمان مسجدها شیك ولی نماز خوان ندارد حدیث داریم: از وظایف پدر و مادر این است كه تكلف ها را بردارند.
6- قیودی كه من از خودم برداشتم
(من در عالم آخوندی خدا لطف كرد پنج تكلف را برداشتم راحت شدم از همه طلبه های ایران راحت تر هستم، پنج غل به پایم بود كندم راحت شدم یكی مردم بیایند برای دعوت گفتم تو برو درب خانه جوانها، پا شدم رفت درب خانه جوانها را زدم گفتم بیایید مسجد برایتان قصه بگویم، وقتی گفتی مردم بیایند نمی آیند در خانه می پوسی یكی مثل سلیمان است در خانه می نشیند به بلقیس می گوید «وَ أْتُونی مُسْلِمینَ» (نمل/31)یك وقت مثل موسی چوپان است می گوید: «اذْهَبْ إِلی فِرْعَوْنَ» (طه/24)تو پاشو برو سراغ فرعون یك وقت پیامبر بیاست یك وقت برو اگر مثل سلیمانی «وَ أْتُونی» اگر مثل موسی برو قید دعوت را برداشتند.
یكی قید گریاندن گفتم نه من می خندونم، یكی قید فنی حرف زدن گفتم نه همین طور كه پشت كرسی با عمه ام حرف می زنم، توی تلویزیون هم انگار با خاله و خواهر و برادر حرف می زنم نه اینكه شنوندگان عزیز من بسیار. با مادرت چه جور حرف می زنی، خطابه و گریه و دعوت مردم را حذف كردم و یكی هم پول، دادند یا ندادند كه 99% هم نمی دهند. قیدها را برداشتم راحت شدم قید اینكه یك منبر باید 40 دقیقه طول بكشد خداوند حفظ كند یكی از علما را كه درس خارجش بالا 500 شاگرد شركت می كند یك روز توی مسجد گفت ای مردم من هرچه یادداشت و اطلاعات داشتم صبحها بعد از نماز برایتان گفتم دیگه چیزی ندارم بروید سراغ یك آقای دیگه من درخت توتم، توتهایش تمام شد، البته به من نگویید آقای قرائتی تو هم برو كنار) به هرحال می شود ازدواج كرد و قیدها را برداشت، قید محرم و صفر، حریم باید گذاشت برای عاشورا اما دو ماه تعطیل كی گفته نه آیه داریم نه حدیث بله در ایام عاشورا داریه و تنبك بد است بی ادبی است ولی عقد كنند دو ماه برای چی تعطیل، مدرك را بگیرد برای چی جهازیه اش جور نیست بعد بفرستید، مثل بت پرستها شده ایم كه به دست خود بت تراشیده و پای بت گریه می كردند ما هم آداب و رسومی را درست كرده و به پای آن گرفتار شده ایم، چشم و هم چشمی حذف، دعا، لقمه حلال، غذای كامل، آموزش، ازدواج آسان، تكلفها را برداریم اینها مسائلی است كه خانواده ها را گیر داده است. خدایا فرد و خانواده و جامعه، دولت و ملت، نسل و ناموس ما را در راه اسلام ناب قرار بده.
«والسلام و علیكم و رحمه ی الله و بركاته»
کليه حقوق برای مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن محفوظ است