عید غدیر (2)

بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
1- عید غدیر
بینندگان عزیز بحث را در آستانه عید غدیر یا یكی، دو شب قبل از عید غدیر می بینند. گرچه با غدیر آشنا هستیم اما شناخت درجه دارد. شناخت ساده و سطحی، شناخت نیمه عمیق، شناخت عمیق. ما باید شناختمان را زیاد كنیم. دو روزمان مثل هم نباشد. كه این بحث ها تكرار نیست. عمق است. یه كسی از من پرسید: چرا نماز تكراری است؟ گفتم: تكراری نیست. كسی كه كلنگ می زند و چاه می كند، فكر می كند تكرار است. اما هر كلنگی عمق چاه را بیشتر می كند. كسی كه از نردبان بالا می رود. پایش را روی پله می گذارد تكراری نیست. هر پایی كه می گذارد یك پله بالاتر می رود. بنابراین این بحثها تكرار نیست. تعمیق است. یعنی عمقش را اضافه می كند. بیننده های عزیز بخصوص قشرهای تحصیل كرده طوری این بحث را گوش بدهند كه بتوانند یك مقاله بنویسند. بتوانند روی آن یك حرفی بزنند. در سوره مائده آیه ای است كه امروز می خواهیم آن آیه را معنی كنیم.
پس موضوع بحث درباره ی روزی است كه در قرآن نگفته: روز غدیر. یك وقت می گویند: محسن قرآئتی! یك وقت نمی گویند: محسن قرائتی. می گویند: همان شیخی كه قدش بلند است. عمامه ی سفید سرش است. روی تخته سیاه می نویسد. شب های جمعه در تلویزیون است. رییس نهضت سواد آموزی است. به هر حال نمی گویند: قرائتی! ولی آنقدر حرف می زنند كه جز با من قابل تطبیق نیست. حالا هم خدا نگفته: عید غدیر، چیزی گفته است كه هرچه با آن بازی می كنیم جز عید غدیر نمی شود. اصل آیه را می نویسیم. «حُرِّمَتْ عَلَیْكُمُ الْمَیْتَه یُ وَ الدَّمُ وَ لَحْمُ الْخِنْزیرِ وَ ما أُهِلَّ لِغَیْرِ اللَّهِ بِهِ وَ الْمُنْخَنِقَه یُ وَ الْمَوْقُوذَه یُ وَ الْمُتَرَدِّیَه یُ وَ النَّطیحَه یُ وَ ما أَكَلَ السَّبُعُ إِلاَّ ما ذَكَّیْتُمْ وَ ما ذُبِحَ عَلَی النُّصُبِ وَ أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلامِ ذلِكُمْ فِسْق» (مائده/3)بعد یك پرانتز باز می كند. «الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذینَ كَفَرُوا مِنْ دینِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دینَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دینا» بعد می گوید: «فَمَنِ اضْطُرَّ فی مَخْمَصَه یٍ» الی آخر. «حُرِّمَتْ عَلَیْكُمُ» یعنی بر شما حرام است. بر شما چه حرام است؟ گوشت مرده حرام است. خون حرام است. گوشت خوك حرام است. چیزی كه اسم خدا را برآن نبرند حرام است. بعد می فرماید: اگر حیوانی خفه شود یا خودش خودش را خفه كند یا شما خفه كنید، گوشتش حرام است. اگر حیوان را با شلاق بزنند تا بمیرد گوشتش حرام است. حیوانی كه پرت بشود و بمیرد گوشتش حرام است. حیوانی كه شاخ بخورد و بمیرد گوشتش حرام است. حیوانی كه گرگ او را پاره كند گوشتش حرام است. اگر زود برسی یعنی گرگ فقط گاز گرفته باشد می توانی تا نفس دارد سرش را ببری. البته بسم الله بگویی و رو به قبله باشد. اگر به طرف بت بكشی گوشتش حرام است. با قمار گوشت تقسیم كنی حرام است. پس این آیه می خواهد بگوید: گوشت هایی حرام است كه شاخ خورده، كتك خورده، پرت شده، خفه شده،
برنامه درسهایی از قرآن سال 77 . ج1، ص: 2
مرده باشد. اینها همه حرام است. می گوید: گوشت خر و خوك حرام است. بعد هم می گوید: امروز دین كامل شد. «الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُم» (بحارالانوار/ج /2ص 169)امروز كفار مأیوس شده اند. امروز خدا از شما راضی است. امروز من از شما راضی هستم. امروز كفار مأیوس هستند. بعد می گوید: از گوشت خر و خوك نخور. اما اگر مضطر شدی و از گرسنگی تلف شدی اشكال ندارد. پس گوشت خر و خوك نخورید. فقط در وقت اضطرار بخورید. خداوند بعضی از آیاتی كه حساسیت برمی انگیزد را جابه جا كرده است. مغازه های كفش فروشی كه شلوغ است یك لنگه از یك مدل كفش را می گذارند و به جای جفت دیگر یك كفش دیگر می گذارند. اگر دزدی وارد فروشگاه شد یك لنگه كفش را نمی دزدد. چون چیزی هم نصیبش نمی شود. هركس مشتری است با همان یك كفش می فهمد. خداوند هم آیاتی دارد كه گاهی یك تكه اش را جای دیگر گذاشته است. افرادی كه مسئول هستند و مسئولیت های حساسی دارند، نوشته هایشان در دستگاهشان طبیعی نیست. مثلا می خواهد بگوید: فلان شخصیت مهم می خواهد عصر خانه ی ما بیاید. در دفترش می نویسد ساعت چهار فلان شخصیت به خانه ی ما می آید. چون شخصیت درجه یك است، مثلاً اگر یك موقع دفترش گم شود برایش بد می شود. مثلاً می خواهد بگوید: آیت الله خامنه ای عصر به فلان جا می آید. در صفحه ی اول دفترش می نویسد: آیت الله، چهل صفحه بعد می نویسد عصری، چند صفحه بعد می نویسد، به فلان جا می آید. خودش وقتی می خواهد بخواند می فهمد. اما كس دیگر متوجه نمی شود. مثل صندوق هایی كه كلیدش رمزی است. خود طرف هم می داند كه كسی رمزش را نمی داند.
خدا گفته است: من قرآن را حفظ می كنم. یكی از فرمول های حفظ خدا احیاء با قدرت غیبی است. یا خدا حفظ می كند. یا بعضی وقت ها یك تارعنكبوت می آید و از پیامبر در غار محافظت می كند. حفظ خدا همیشه لازم نیست غیبی باشد. حالا در اینجا می خواهم حرف هایی را بزنم كه یك خرده فنی است. باید یك مقدار بیشتر دقت كنید. شاید یك خرده خنده دار نباشد، اما سعی می كنم كه خنده هم داشته باشد.
بحث ما درباره ی چیست؟ آقایانی كه دیر تلویزیون را روشن كردند ما روزهای پیغمبر را بررسی می كنیم. پیغمبر ما در چهل سالگی به پیغمبری رسید. شصت و سه سالگی هم از دنیا رفت. اولین روزی كه پیغمبر، پیغمبر شد روز بعثت بود. سه سال مخفیانه كار می كرد. بعد آیه آمد دیگر بس است. علنی اعلام كن. فریاد بزن. علنی تبلیغ كن. روز فرمان علنی، روز هجرت، روز تولد حضرت زهرا، روز فتح جنگ بدر، روز شكست احد، روزهای پیروزی فتح خیبر، حنین، فتح مكه، حج الوداع، غدیر خم فرا رسید. از چهل سالگی تا شصت و سه سالگی تمام عمر پیغمبر را نقطه چین می كنیم. روزهای درشتش را نقطه های درشت می گذارم.
2- آیه غدیر
در قرآن یك آیه ای است كه می گوید: امروز كفار مایوس هستند. امروز نعمتم را بر شما تمام كردم. امروز از دین شما راضی هستم. امروز دین شما كامل شد. امروز یك تاج داریم كه چهار تا پر دارد. این كلاه را سر كدام روز می گذاریم؟ اولین روزی كه حضرت محمد (ص) پیغمبر شد، روز اول به او می گوییم: امروز صبح پیغمبر شدی. همین امروز دینت
برنامه درسهایی از قرآن سال 77 . ج1، ص: 3
كامل شد. می شود روز اول گفت؟ مثل اینكه بچه به مدرسه برود و بگوید: (الف) . استاد هم بگوید: تو امروز فارغ التحصیل هستی. این كه نمی شود. پس قطعا روز بعثت نیست. روزی كه پیغمبر سه سال مخفیانه تبلیغ كرد. چرا مخفی تبلیغ می كنی؟ داد بزن. در روز فریاد زدن هم دین هنوز كامل نشده است. هنوز روز اول است كه تبلیغش را آشكارا بگوید. روز هجرت كفار مایوس نبودند. چون می گوید: امروز كفار مایوس هستند. روز هجرت روزی بود كه از هر كافری، یك چاقوكش، یك تروریست از سر دیوار در خانه ی پیغمبر ریختند كه پیغمبر را بكشند. پیغمبر هم حضرت علی را جای خود خواباند. آن روزی كه رفتند پیغمبر را بكشند مایوس نبودند. چون اگر مایوس بودند دست به این كار نمی زدند. پس روز هجرت هم نیست. روز تولد حضرت زهرا چطور؟ روز تولد حضرت زهرا كفار مایوس نشدند. اصلاً گفتند: خوب شد كه دختر است. چون عقیده ی عرب ها این بود كه دختر چیزی نیست. پسر است كه نام پدر را زنده نگه می دارد. جنگ هایی كه مسلمان ها می كردند. بعضی ها شكست می خوردند. بعضی پیروز بودند. جنگهایی كه شكست می خوردند كه شعار نمی دادند امروز دین كامل شد. چرا؟ چون شما كشته دادید. امروز كفار مایوس شدند. روزهایی كه ما كشته می دهیم كه كفار مایوس نمی شدند. كفار شیر می شدند. یك روزهایی هم پیروز شدند. در جنگ بدر پیروز شدند. در جنگ احزاب، در جنگ حنین، فتح مكه مسلمانها پیروز شدند. وقتی آدم پیروز می شود، آنهایی كه شكست می خورند مایوس می شوند. نه همه كفار! ببین آقا اگر دو گروه دارند بازی می كنند یا كشتی می گیرند، آن رقیبی كه زمین خورده است مایوس می شود. ولی بقیه ی تیم ها مایوس نمی شوند. نمی گوید: «الیوم یاس» نمی گوید: این كفار! می گوید: تمام كفار روی زمین امروز مایوس شدند. در جنگ ها كفار در جبهه مایوس می شوند، نه تمام كفار، قطعا در جنگها كفار مایوس نشدند. در حج آخر چطور؟ چون جمعیت عظیمی با پیغمبر مراسم حج را انجام داد، این خیلی طرفدار دارد. امروز كه با پیغمبر حج مهمی انجام دادی، حجی كه در محضر پیغمبر است و آداب حج را از شخص پیغمبر دیدید، امروز دین كامل است. نمی گوید: كه حج شما كامل است. می گوید: تمام دینتان كامل است. پس مربوط به حج هم نمی تواند باشد. چون حج جزئی از دین است و تمام دین نیست. می گوید: تمام دینتان كامل است. اگر خیاط یك كت و شلوار خوب بدوزد، نمی شود بگویی: كت و شلوار كامل است. معنایش این نیست كه بنایی هم كامل است. كت و شلوار یك قسمت از لباس است. یك تكه كامل معنایش این نیست كه همه كامل است.
یك كلاه در قرآن است. خدا گفته است: بروید سر كارها را پیدا كنید. بروید سر كلاه را پیدا كنید. كلاه این است كه امروز تمام كفار مایوس شدند. امروز دینتان كامل شده است. امروز من از شما راضی هستم. امروز نعمت را بر شما تمام كردیم. این كلاه را سر كدام روز بگذاریم؟ امكان ندارد این كلاه سر هیچ روزی برود. امكان ندارد این كلاه سر روزی جزء غدیر خم برود؟ چطور در غدیر خم است؟ چون پیغمبر چهار برخورد كردند. 1- تهمت، 2- شكنجه، 3- جنگ هیچ كدام موفق نبود. به پیامبر تهمت زدند. قرآن تهمت ها را نقض كرده است. به پیغمبر گفتند: تو شاعر هستی. نشد! تو مجنون هستی. نشد! تو ساحر هستی. اما هیچ كدام ار تهمت ها نگرفت. شكنجه و ترور هیچ كدام عملی نشد. تصمیم گرفتند كه در خانه ی پیغمبر بریزند و او را بكشند. تا نزدیك غار دنبالش كنند. در جنگها اصحابش را كتك زدند. اما
برنامه درسهایی از قرآن سال 77 . ج1، ص: 4
هیچ كدام نگرفت. برای كفار یك روزنه امید مانده بود. آن هم روزنه ای بود كه گفتند: ما حریف پیغمبر نمی شویم. هرچه شكنجه اش می كنیم نمی شود. پس صبر كنیم تا بمیرد. پسر هم ندارد. كلكش كنده می شود. همه امید این كفار مرگ پیغمبر بود. یك مرتبه دیدند كه در غدیر خم علی نصب شده است. امیر المومنین كه نصب شد دیدند اگر پسر هم داشت از این بهتر نبود. آن وقت تمام كفار مایوس شدند.
درباره انقلاب بگویم. خبر رحلت امام بنیانگذار انقلاب اسلامی پخش شد. ضد انقلابها از كشورهای مختلف در فرودگاه آمدند تا اینكه به ایران بیایند.
یكی از علمای بزرگوار رفته بود معالجه كند. می گفت: تا فهمیدم امام از دنیا رفته من هم به فرودگاه رفتم و دیدم آدمهای ضد انقلاب ساك ها را دست گرفتند تا بیایند. یك وقت رادیو گفت: امروز آیت الله خامنه ای به رهبری منصوب شدند، تا خبر رهبری ایشان گفته شد می گفت: ضد انقلابها به هم نگاه كردند و از همان فرودگاه برگشتند. دیدند امام اگر پسر هم داشت از این بهتر نمی شد. حالا اگر پیغمبر پسر داشت از علی بهتر نمی شد. امام یك چیزی را می گفت كه خیلی زیبا است. می گفت: اگر پیغمبر هیچ كاری نمی كرد فقط علی را تربیت می كرد برایش كافی بود. از این آیه معلوم می شود تمام كفار كره زمین یك طرف، علی هم یك طرف. چون می گوید: علی كه معرفی شد همه كنار رفتند. یعنی یك طرف ترازو تمام كفار، یك طرف ترازو هم علی (ع) . این خیلی است. این حدیث نیست.
كسانی كه دیر تلویزیون را روشن كرده اند می پرسند چه می گوید؟ می دانید چه می گویم؟ می گویم: سوره مائده آیه دوم می گوید: گوشت خر وخوك را نخورید. آیه ی آخر هم می گوید: آدم مضطر بخورد. بین نخورید و بخورید یك كلاه داریم كه سر ندارد. داریم دنبال سر می گردیم. چه روزی است كه تمام كفار مایوس می شوند؟ چه روزی می گویند: گوشت خوك نخورید؟ گوشت حیوان شاخ زده را نخورید؟ گوشت حیوان پرت شده را نخورید؟ امروز دین كامل شده است. این زشت نیست حالا كه دین ما كامل است گوشت حیوان مرده را بخوریم؟
درس هایی كه از این آیه می گیریم را برایتان بگویم. یك دوام دین به رهبری است. چون قرآن می گوید: اگر نباشد دین كامل نیست. دوام دین به رهبری است. با رهبری صحیح از كفار نباید ترسید.
یك درس دیگر این است كه هر وقت از كفار ترسیدید بدانید در رهبری مشكل دارید. چون پشت سرش می گوید: آیه قرآن است. امروز كه علی بن ابیطالب نصب شد دیگر از كفار نترسید. این یك نكته دارد. یعنی هر كجا كشور اسلامی از كفار می ترسد معلوم است كه رهبرش علی نیست. اگر رهبرتان علی بود دیگر نترسید. هر كشوری از آمریكا می ترسد كمبودش علی است. و لذا می گوید: بنده پرچم آمریكا را روی كشتی ام می زنم و از دریا می گذرم. خوب كسی كه به علی پناه نبرد به پرچم آمریكا پناه می برد.
یك كسی پیش منصور دوانقی آمد. منصور دوانقی پایش را دراز كرد و گفت: با پای من بیعت كن. او هم پایش را گرفت و گفت: خاك بر سرت! هركس كه دست با علی ندهد باید با پای من بیعت كند. قرآن می گوید: حالا كه رهبر تعیین شده است دیگر نترسید. هر كشوری كه می ترسد مشكلش رهبری است. ما زمان شاه می ترسیدیم. از یك پاسبان
برنامه درسهایی از قرآن سال 77 . ج1، ص: 5
هم می ترسیدیم. بعد گفتند: توپ، تانك، مسلسل دیگر اثر ندارد. این آقا كه از یك سوسك می ترسید این كه اگر گربه از دیوارش می رفت از سایه گربه می ترسید، این آقا نمی تواند مستأجر را از خانه اش بیرون كند. حالا می خواهد شاه را از مملكت بیرون كند؟ چه بود، چه شد؟ حالا امروز رهبر امام شده است؟ تا شاه بود ترسو بودند. تا امام شد شجاع شد؟ یك چیزی در سر مردم است كه باید بیرون بیاورند. البته مردم ایران، نه همه! یك سری از این لیبرال ها و ورشكست های سیاسی یك چیزی در سرشان است كه اگر با یك قلاب بیرون بكشید خوب است. منتها با این حرف من قلاب كنید. این حرف من نیست. حرف خداست. اینها گیرشان این است كه خیال می كنند امامت یك مدیریت است. و لذا می گویند: آقا شما فوق لیسانس مدیریت دارید؟ با مسائل حقوقی آشنا هستید؟ این ها خیال می كنند كه رهبری مسأله مدیریت فایل و كامپیوتر و ذی حسابی و جمع بندی و روابط عمومی و هماهنگی و نظارت و بازرسی است. این ها اشتباه كردند. امامت این نیست كه تو می گویی. اینكه لیسانس یا فوق لیسانس اداره كند. امامت یعنی پنجاه میلیون ترسو را شجاع كن. جگر دادن به پنجاه میلیون امامت است. كار فوق لیسانس نیست. امامت یعنی دعایش مستجاب شود. امامت یعنی از غیب خبر بدهد. ما به صدام سیلی می زنیم. آن زمانی كه صدام ایران را گرفته بود به حساب امامت بود. یعنی یك چیزی بگوید: كه ده سال بعد واقع بشود. امامت یعنی وقتی ساواك امام را می گیرند به او می گویند: قدرت تو چه كسی است؟ می گوید: یاران من در قنداق هستند. یعنی بیست سال قبل از انقلاب می گوید: یاران من در قنداق هستند. از بیست سال دیگر خبر می دهد. امام این است. باید یك خبرهایی از یك جایی داشته باشد.
این لیبرالها و كسانی كه جوجه كباب می خورند و كیف می كنند، خیال می كنند كه امامت اداره اتریش، آلمان و سوئیس است. ما می گوییم: نه! امامت یك حركت ملكوتی است. رابط بین خالق و مخلوق است. واسطه فیض ما است. آیت الله بهاء الدینی یك عالم وارسته بود. حدود صد سال است كه به خاطر علم و تقوایش یك كنگره در قم گرفتند. در این كنگره علما از همه ایران جمع شدند و به عظمت این كه یك نفر صد سال گناه نكرد، كنگره گرفتند.
وقتی یك طلبه از سفر می آید یك حق زحمتی به او می دهند. یك طلبه می گفت: از مسافرت آمده بودم. پولم را شمارش نكرده بودم. به روستایی رفتم و سی شب سخنرانی كردم. ماه رمضان مردم پولی روی هم گذاشتند. به من دادند. می گفت: وقتی به قم رسیدم گفتم: به خانه نروم. بروم یك سلامی به حضرت معصومه بدهم. در حرم كه رفتم دیدم یكی از طلبه ها خیلی اوضاع بدی دارد. دیدم گیج است. گفتم: احوال شما؟ گفت: خیلی گرفته ام. طلبكارها دورم ریختند. فرار كردم. می گفت: نگاهش كردم. دیدم من و این هم شاگردی هستیم. ایشان می گفت: پول ها را به او دادم و گفتم: برای خودت باشد. می گفت: سلام دادم و دست خالی ماندم. گفتم: حالا كه حضرت معصومه آمدیم، خانه ی آیت الله بهاء الدینی بروم. می گفت: به خانه ی ایشان رفتیم. تا وارد شدم گفت: تو حرم مرا خوشحال كردی. بعد در یك اتاق رفت و یك پاكت آورد و همان مبلغی را كه داده بودم برایم آورد. امامت یعنی كانال، وصل بودن به غیب، امامت یعنی نفسش اثر كند. امامت یعنی واسطه فیض باشد. شما فكر می كنید امام بنیانگذار جمهوری اسلامی كه نه حزبی دارد. نه
برنامه درسهایی از قرآن سال 77 . ج1، ص: 6
بودجه ای دارد. نه صندوقی دارد، می تواند با سیاستمداران در بیفتد و روز به روز هم آمریكا تحقیر بشود؟ بله! می شود. روز به روز جمهوری اسلامی مستحكم تر می شود.
دین بی رهبر هدر رفتن نعمت هاست. چون می گوید: امروز نعمتها تمام است. اگر رهبر نباشد نعمتها هدر می رود. اگر كفار از شما مأیوس نمی شوند معلوم است كه دین شما ناقص است. الان سوال ما این است كه آیا كفار از كشورهای اسلامی مأیوس شده اند یا نه؟ از ایران كه مأیوس شد. چون هر كاری كرد نشد. از كشورهای دیگر مأیوس نیست. قرآن می گوید: اگر كفار از شما مأیوس نیستند معلوم است كه دین شما كامل نیست. حالا آیا غدیر مسأله شیعه است؟ نه! مسأله شیعه نیست. من یك طرحی را برای شما تصور كنم. الآن كفار در كدام كشور از همه خوارتر هستند؟ شاید در ایران. یعنی آمریكا برای ما هیچ ارزشی ندارند. اگر یك آمریكایی در كوچه های ایران راه برود بچه ها در صورتش آب دهان می اندازند. هیچ جا آمریكا تحقیر نشد. سلمان رشدی از كدام كشور از همه بیشتر می ترسد؟ از ایران! مسأله دیگر بیداری مسلمان ها است. یك میلیون سیاه پوست در آفریقا در آمریكا راهپیمایی كردند. مسلمان ها بیدار شدند. بیداری مسلمان ها به كجا وصل است؟ ایران! این ها مربوط به شیعه و سنی نیست. تحقیر كفار مربوط به همه اسلام است. وحشت سلمان رشدی مربوط به همه اسلام است. بیداری مسلمان ها مربوط به شیعه و سنی نیست. اینها به خاطر رشد معنویت است. شماباور می كنید كه دو میلیون بچه مشغول حفظ قرآن و مفاهیم هستند؟ صدها هزار جوان به جبهه رفتند. حالا شما نگاه نكن كه چهار نفر دختر بی حجاب در خیابان ها است.
اگر دخترهای حجاب دار در خیابان بیایند، آن هفته گفتم كه معلوم می شود چه می شود؟ منتها بی حجاب در خیابان می آید. آن كسی كه چادری است در خیابان نمی آید. سازندگی هیچ كشوری در كشورهای اسلامی به اندازه ایران قدرت سازندگی نبود. شجاع ترین مردم، مردم ایران هستند. ببینید ابتكار رشد علمی چقدر است؟ همه این حركت ها برای عزت اسلام است.
می خواهم بگویم: انقلاب ما پرتویی از غدیر است. در این انقلاب و جمهوری اسلامی رشد علمی، شجاعت مردم، تحقیر كفار، وحشت سلمان رشدی، بیداری مسلمان ها، رشد معنویت، سازندگی، ابتكار ایجاد شد و این برای عزت است. این برای زمانی است كه رهبری شد. هفده سال است كه ما تجربه داریم. سنی و شیعه ندارد. الآن در فلسطین اگر یك جوان به اسرائیل حمله می كند خاطرش جمع است كه كشورهای اسلامی خواب و خیال ندارند. برای همین است كه ما در تهران اسم یك خیابانمان را فلسطین می گذاریم.
شما اگر می خواهید ببیند ما شیعه هستیم یا سنی هستیم، از اداره مخابرات بپرسید. یك آلبوم عكس بگیرید و تمبرها را ببینید. تمبرهای كه ما از دانشمندان سنی درست كردیم، كمتر از دانشمندان شیعه نیست. یعنی ما هم سید قطب را تمبر كردیم. بسیاری از تمبرهای ما رهبران سنی هستند. سنی و شیعه نداریم. بحث این است كه نجات مسلمین چیست؟ نجات مسلمین مهم است. امروز در بین كشورهای اسلامی كدام كشور عامل بیداری شد؟ ایران! كدام كشور شجاع تر از ایران است؟ كدام كشور ابتكارش بیش از ایران است؟ كدام كشور رشد معنویتش بیش از ایران است؟ در تمام كشورهای
برنامه درسهایی از قرآن سال 77 . ج1، ص: 7
اسلامی ایران همه چیزش الگو است. الان همه جا جنگ بین شیعه و سنی هست. در ایران حدود ده میلیون سنی با شیعه زندگی می كند. اصلاً مسأله شیعه و سنی نیست. ایران نشان داد كه بیداری مسلمان ها مهم است. ابتكار و اختراع برای ایران است. رهبری ایران عظیم است. پس غدیر مسأله شیعه نیست. نجات اسلام، بیداری اسلام، این است. امام در صحیفه نور می گوید: در غدیر خداوند روشن كرد كه خط حكومت چگونه باشد؟ چون خیلی ها به مكه می روند. غدیر روشن كرد كه چطور از حج استفاده كرد. حج این نیست كه برویم یخچال و اجاق گاز و شكستنی بیاوریم. حج این است كه وقتی برمی گردیم یك علی در آن پیدا شود. استفاده از حج یعنی علی!
ضمناً امام یك حرف نویی هم دارند كه یك خرده سنگین است. امام فرمود: غدیر به علی شخصیت نداد. علی غدیر را خلق كرد. راجع به پیغمبر هم دارد جبرئیل بر پیغمبر نازل نشد. عظمت پیغمبر جبرئیل را پایین كشید. می گویند: شما برادر فلانی هستی؟ می گوید: نه! او برادر من است. آیا غدیر به علی مقام داد؟ نه! علی غدیر را خلق كرد. جبرئیل بر پیغمبر نازل شد. پیغمبر اهمیت پیدا كرد. امام می فرماید: عظمت پیغمبر جبرئیل را پایین كشید. و لذا شما هم همینطور هستید. تو هم اگر تقوا داشته باشی دید پیدا می كنی. باطن بین می شوی. این طور نیست كه در بسته باشد. تو هم اگر مثل یوسف جلو شهوتت را بگیری علم تعبیر خواب پیدا می كنی. خدا با یوسف قراردادی نبسته است. خیال نكن تمام شد. نه خیر هركس در خط یوسف برود و یك صحنه گناه پیش بیاید و خودش را نگه دارد، ما یك چیزی به او می دهیم.
اگر می خواهی باطن را ببینی، اگر می خواهی درهای بسته به رویت باز شود، اگر می خواهی از راه ناگهان رزقت وسیع شود، اگر می خواهی در بن بست نمانی، الان هم هست. یك كد دارد. كد تقوا!
هفته ی گذشته من چند تا تقاضا كردم. یك بار تقاضاهای هفته قبل را می گویم. بعد هم پنج دقیقه آخر برادر عزیزمان آقای سازگار اشعاری را برایمان می خوانند.
من این چند دقیقه می خواهم تكراری حرف بزنم. چون هفته قبل هم گفتم. اما می ترسم یك عده ای نشنیده باشید. 22بهمن عید ما است. عید سیاسی، مذهبی، انقلابی ما است. الحمد الله عید نوروز هم عید ملی ما است. بعثت عید بزرگ ما است. نیمه شعبان عید بزرگ ما است. اما روایت می گوید: از همه عیدها مهمتر عید غدیر است. حتی از عید فطر و از عید قربان هم مهمتر است. در عید غدیر حق امیرالمومنین این است كه یك كارهایی بكنیم. كارهایی كه اینجا هست، فهرستش را می گویم. نمازجماعت در این روز آمده است. یك جا جمع بشوند و یك نماز باعظمت بخوانند. صیغه برادری بخوانند. دو تا برادر دستشان را در دست هم بگذارند.
عزادارانی كه روز عاشورا این همه پلو می پزند و غذا می دهند برای پدر امام حسین هم یك كاری بكنند. حالا برای امام حسین بیست تا دیگ می پزند. برای حضرت امیر هم دو سه تا دیگ بار بگذارند. امام حسین فرمود: پدرمان از ما بهتر است. حالا از شور عاشورا كم نكنند و به شور غدیر اضافه كنند.
برنامه درسهایی از قرآن سال 77 . ج1، ص: 8
حدیث را تكرار كنم. اگر كسی روز غدیر به یك نفر غذا بدهد، حدیث داریم انگار به تمام انبیاء غذا داده است. مهمانی ها را بگذاریم و در عید غدیر برگزار كنیم. عید غدیر را به هم تبریك بگوییم. این رسم در خیلی از شهرها هست. در خیلی از شهرها این رسم هست كه سیدها می نشینند و همه به دیدن آنها می روند. منتها سیدهایی كه خانه شان كوچك است، مشكل دارند. همه سیدها در مسجد بنشینند كه هم مسجد احیاء بشود و هم اینكه آدم وارد مسجد می شود و یك دفعه سی تا سید را می بیند.
خدا پدران ما را رحمت كند. روز عید غدیر شیر گاوشان را مجانی می دادند. درود بر بعضی از راننده های تاكسی كه عید غدیر ساعت دوازده كه می شود تا ساعت یك پول نمی گیرند. راننده ای داریم كه اینطور باشد؟ چون حضرت علی ظهر عید غدیر نصب شد. این راننده هم بگوید: من امروز ظهر مجانی كار می كنم. پیغمبر در روز عید غدیر نماز ظهر را كه خواند علی بن ابیطالب را نصب كرد. می شود دكتر و پزشك هم پول نگیرند. هر كسی برای عید غدیر یك كاری بكند. صدها شاعر داریم. هركس یك شعر برای غدیر بگوید. صداوسیمای ما با افرادی كه غدیر شناس هستند مصاحبه كند. ما آدم هایی داریم كه عمرشان در تاریخ غدیر بوده است. میر حامد حسین، قاضی نور الله، علامه امینی اینها نود سال، هشتاد سال در غدیر كار كردند. می شود این كار را كرد. بهترین سرودها را برای غدیر بسازیم. وزارت ارشاد ما، سازمان تبلیغات ما، بهترین نوارها و سرودها را داشته باشند. راننده ها در بیابان ها آهنگی برای غدیر بگذارند. سرودی برای غدیر بسازند. برای بچه هایی كه شب غدیر متولد می شوند یك كاری باید كرد. حضرت علی بیشترین مرید را دارد. البته همه كشورهای اسلامی حضرت علی را قبول دارند. ما در محبت اهل بیت هیج مسأله ای نداریم. شیعه و سنی ندارد.
پس حرف هایم را جمع كنم. كسانی كه دیر تلویزیون را روشن كردند در یك دقیقه بگویم. آخرین سوره ای كه نازل شد سوره مائده است. اول سوره مائده، آیه دوم آمده است كه گوشت مرده و گوشت خوك خفه شده و پرتش شده و شاخ زده را نخورید. بعد یك جمله گفته است. در آخر گفته: آدم مضطر از این گوشت ها بخورد. من می گویم: این جمله ربطی به این آیه ندارد. چون اگر این جمله حذف بشود به آیه ضرری نمی خورد. ما اگر این تكه را حذف كنیم موردی پیش نمی آید. درست مثل باقی آیات است. چون مثل این آیه چهار تا دیگر هم هست. می گوید: این گوشت ها را نخورید. آدم مضطر بخورد. عین این چهار جای دیگر هم هست. ما این تكه را حذف كنیم به آیه ضرری نمی رسد. پیداست این مربوط به آیه نیست. این یك آیه را تمام روایات شیعه و سنی می گویند. یعنی این تكه با حساب باقی آیه ها جدا است. در آیات مشابه این تكه نیست. اصلاً آهنگ آیه با باقی آیه ها نمی خورد. یك روز با چهار عنوان است. امروز تمام كفار مأیوس هستند. امروز دین كامل است. امروز نعمت تمام است. امروز خدا راضی است. می خواهیم بدانیم این روز چه روزی است؟ عمر پیغمبر را از چهل سالگی تا شصت و سه سالگی بررسی كردیم. نقطه چین كردیم. روزهای بزرگ را با قلم درشت مشخص كردیم. روز تولد حضرت زهرا، روز پیروزی در جنگ بدر، پیروزی حنین، همه را بررسی كردیم. در عین حال این روز قابل تطبیق با اینها نبود. فقط قابل تطبیق با غدیر خم بود. بعد گفتیم: غدیر برای شیعه هاست. هفته گذشته گفتم: در كتاب مسند امام احمد حنبل كه از مهمترین كتابهاست صفحه دویست و هشتاد،
برنامه درسهایی از قرآن سال 77 . ج1، ص: 9
یك ماجرا را نقل كرده است. غدیر شیعه و سنی ندارد. در جمهوری اسلامی عزت اسلامی، رشد علمی، شجاعت، حقیر كردن كفار، وحشت سلمان رشدی، بیداری مسلمان ها، رشد معنویت، سازندگی، ابتكار همه اینها در ایران بود و اینها همه بخاطر این است كه رهبری ایران رهبری فرزند غدیر بود. اگر اسلام بخواهد رشد كند باید رنگ غدیر را رشد بدهد.
«والسلام علیكم و رحمه ی الله و بركاته»
کليه حقوق برای مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن محفوظ است