حقوق در اسلام (2)

بسم الله الرّحمن الرّحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التّقوی»
1- حقوق در اسلام
بحث ما درباره حقوق است. البته نه حقوق كارمندان و كارگران و. . . اول مقداری مقدمه می گویم و بعد وارد حقوق می شوم از حق جمادات و حیوانات تا حق انسان و خدا، حق گیاهان و. . . حتی دشمن هم بر ما حق دارد، جنگ مقرّراتی دارد، صلح مقرّراتی دارد.
حقوق دو رقم است. در یك تقسیم بندی می توان گفت: حقوق الهی است یا بشری. حقوق الهی مقرراتی است كه خداوند برای اداره جامعه قرار داده است. حقوق بشری هم مقرراتی است كه بشر برای اداره جامعه قرار داده است. در جلسه قبل گفتیم كه حقوق بشر كوتاه است. اینجا می خواهیم بگوییم: حقوق خدا كافیست، كوتاه نیست. بشر عقلش كم است، همانطور كه گفتیم: حقوق بشر كوتاه است، حالا می گوییم حقوق خدا امتیازاتی دارد. (ما بحثمان معنای عام حقوق است یعنی مقررات و قوانین و حقوق و. . . )
2- امتیازات حقوق الهی
1- قانونگذار علم مطلق دارد (خدا) 2- نیاز را می داند. 3- انسان را می شناسد. 4- امكانات را می داند. 5- آینده را می داند. 6- استعدادها را می داند، قانون به شرطی كامل است كه قانونگذارش همه اینها را می داند. اگر نیازی را نداند، نمی داند چه می خواهد، مثل كسی كه مریض است و دكتر بیماری او را تشخیص نمی دهد و به او می گوید: لطفاً در مراجعات بعدی نسخه ها را همراه خودت بیاور، باید انسان را بشناسد. انسان چه موجودی است؟ انسان چقدر نیاز مادی و معنوی دارد؟ چه چیزی در چه چیزی اثر می كند؟ گاهی وقتها ما به یك چیز توجه می كنیم و از چیز دیگری غافل می شویم. شخصی به حضرت گفت: آقا چشمانم اشك ندارد! فرمود: گوشت زیاد می خوری؟ بچه هایم زشت می شوند! فرمود: . . . گفت: ترسو هستم! فرمود. . . امكانات را بداند: گاهی وقتها نیاز را می داند، اما باید امكانات را هم بداند. شخص مریضی پیش پزشك رفت، پزشك به او گفت: ناهار كباب برگ، شب چلو مرغ، صبح. . . بخور و. . . مریض گفت: لطفاً آدرس منزلتان را بدهید، چون این چیزها در خانه ما پیدا نمی شود.
یك روایتی منسوب به امیرالمومنین (ع) داریم: «شرب الدواء للجسد كالصابون للثوب ینقیه و لكن یخلقه» (شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید/ج /20ص 300)دارو مثل صابون است. این را همه پزشكان قبول دارند. صابون لباس را تمیز می كند اما استحكام لباس را كم می كند. دارو درد را كم می كند، از طرفی هم استخوانهای انسان را پوك می كند. از عوارض دارو این است. گاهی وقتها طرف نیاز را می داند اما نسبت به امكانات و عوارضش نا آگاه است. باید آینده را هم در نظر بگیرد. مدتی از شیر خشك خیلی تعریف می شد و آن را تبلیغ می كردند. بعداً فهمیدند بچه هایی كه عوض
برنامه درسهایی از قرآن سال 77 . ج1، ص: 2
شیر مادر شیرخشك خورده اند از بچه هایی كه شیر مادر خورده اند كم هوش تر هستند. اصلاً برخی از قوانین، عوارضشان بعد از یك قرن معلوم می شود. یعنی ممكن است به این زودی ها جواب ندهند. برخی نیز زود جواب می دهند. یكی از طلبه ها دچار درد پا شده بود. رفت نزد پزشك، پزشك به او گفت: در ایام طلبگی حجره ات نمناك بود؟ گفت: بله، گفت: این عوارض آن زمان است. آن وقت جوان بودید و متوجه نمی شدید. پس قانونگذار باید علم مطلق داشته باشد.
مسئله بعدی این است كه باید رحمت داشته باشد، رحمت مطلق. كسی ما را دوست ندارد. كسی قانونش خوب است كه ما را دوست داشته باشد.
7- از قانون به نفع خودش استفاده نكند، یعنی بی نیاز باشد، بی نیاز مطلق. گاهی من می گویم كه: دنیا كه ارزش ندارد این را من برای شما می گویم تا خودم استفاده كنم. من وقتی می گویم: بنده كه قابل نیستم، این جمله را به این خاطر می گویم كه شما بگویی: هستی. نیاز دارم و خودم را بی نیاز نشان می دهم.
8- در معرض خطا و سهل انگاری نباشد، سبحان الله، منزه باشد از هر خطا و شكی و سهوی. البته این دید قرآن است، كتابهای آسمانی دیگر با كمال تأسف تحریف شده اند. الان در تورات داریم كه خدا می فرماید: من از آفرینش انسان پشیمان شده ام. در تورات خدا كسی است كه پشیمان می شود. ما منظورمان خدایی است كه قرآن می فرماید.
9- بشر در سایه عمل به قانون، قرب به خدا پیدا می كند. (قانون سبب رشد معنوی شود. ) در رشد مادی كه جوجه هم مرغ می شود. رشد كیلویی كه مهم نیست. انسانیت ما به رشد معنوی است. قانون باید قانونی باشد كه ما در سایه آن قانون از نظر معنوی نیز رشد كنیم.
10- جامعیت داشته باشد. یعنی چیزی نباشد جز اینكه قانون باشد. این طور نیست كه بگوییم: در این زمینه قانونی نداریم. حتی در برخی مسایل ریز قانون داریم. شما از قانونگذارها بپرسید كه آیا برای دستشویی هم قانون دارند یا نه؟ با پای چپ وارد شو. یك حوله بر سرت بكش سر برهنه در دستشویی نرو. دستشویی را طول نده. ایستاده نباش. سنگینی بدنت را روی پای چپت بینداز. این را باید دكترای ارتوپدی و عكس برداری تحقیق كند كه این كار چه آثاری دارد، با آب سرد یا آب گرم. . . هنگام تخلی رو به قبله نباش. رو به باد نباش. رو به خورشید نباش. رو به انسان نباش و. . . برای سوار اسب شدن یا سوار شتر شدن هم قانون داریم. داریم اگر اسب چموش بود زنگوله سرش كند وگرنه زنگوله سرش نكن.
بینندگان عزیز وقتی بحث را می بینند كه حاجیها در مكه هستند. یك چیز هم از مكه بگویم: داریم: اگر حاجی زودتر از بقیه حاجیها به مكه رسید امضایش را قبول نكنید. چرا؟ چون حاجی كه زودتر از بقیه حاجیها به مكه رسیده معلوم می شود كه اسب و شترش را در راه دوانده اند. و كسی كه اسب و شترش را حتی در راه مكه بدواند و خسته كند بی رحم می باشد امضایش در دادگستری قابل قبول نیست. عجب! آقا ما می خواهیم برویم مكه، چه شتری سوار شویم. حضرت
برنامه درسهایی از قرآن سال 77 . ج1، ص: 3
فرمود: شتر ضامن، در ترجمه قرآن آمده بود كه یعنی شتر ناقه، لغت باز كردیم و دیدیم كه یعنی شتری كه چابك باشد. یعنی پی نداشته باشد. . . پرسیدند آیا می شود به گوسفند شلاق بزنیم؟ اصلاً به حیوان می توان شلاق بزنیم؟ می فرماید: به بدنش بزن اما به گوشش شلاق نزن. قانون الهی اسلام است.
3- پایه و اساس حقوق
مطلب دیگر اینكه: سرچشمه و هدف حقوق چیست؟ مثلاً وقتی می گویی این حق من است به چه دلیل این حرف را می زنی؟ دو چیز سرچشمه حق می شود. سوسیالیستها می گویند: سرچشمه حق كار است! این آقا چون كار كرده به این جا رسیده. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) : «مَنْ غَرَسَ شَجَراً نَدِیّاً أَوْ حَفَرَ وَادِیاً بَدِیّاً أَوْ أَحْیَا أَرْضاً مَیِّتاً فَهُوَ لَهُ قَضَاءً مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ» (تهذیب الأحكام/ج /6ص 378)هر كه زمینی را زنده كند آنجا مال او خواهد بود. یكی دیگر از سرچشمه حق هدف است. گاهی ممكن است كسی كار نكرده باشد اما چون هدف است حقش است. مثلاً نوزاد كه كار نكرده است. تازه متولد شده است. اما می گوییم: شیر مادر حق این بچه است. می گویند این بچه كار كرده است؟ نه خیر. وقتی كه بچه نبود مادر هم شیر نداشت. و از آنكه نوك پستان مادر به اندازه دهان بچه است و بچه نیز آن را می مكد پس شیر مادر حق نوزاد است. پس سرچشمه حق یا كار است یا هدف. اما كار، امیرالمؤمنین (ع) این را قبول دارد. می فرماید: كار سرچشمه است. شخصی بیرون از جبهه مالی پیدا كرده بود. امیرالمؤمنین (ع) فرمود: «إِنَّ هَذَا الْمَالَ لَیْسَ لِی وَ لَا لَكَ وَ إِنَّمَا هُوَ فَیْ ءٌ لِلْمُسْلِمِینَ وَ جَلْبُ أَسْیَافِهِمْ فَإِنْ شَرِكْتَهُمْ فِی حَرْبِهِمْ كَانَ لَكَ مِثْلُ حَظِّهِمْ وَ إِلَّا فَجَنَاه یُ أَیْدِیهِمْ لَا تَكُونُ لِغَیْرِ أَفْوَاهِهِمْ» (نهج البلاغه/خطبه 232)این مال برای من است نه برای تو. بلكه برای مسلمین است. این در آمد مسلمانهاست. شمشیر كشیده اند و این غنیمت جنگی است. «فَإِنْ شَرِكْتَهُمْ فِی حَرْبِهِمْ كَانَ لَكَ مِثْلُ حَظِّهِمْ» اگر در جبهه بودی، حظ تو هم مثل بقیه. استفاده می كنی (سهم داری) «وَ إِلَّا فَجَنَاه یُ أَیْدِیهِمْ لَا تَكُونُ لِغَیْرِ أَفْوَاهِهِمْ» كار آنها مال حلقوم دیگران نیست. یعنی مال حلقوم خودشان است. از این جمله (نهج البلاغه/خطبه 232)كه می فرماید: سرچشمه حق كار است. اگر كار كردی حق داری. «وَ أَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعی» (نجم/39)، «إِلاَّ ما سَعی» كه در قرآن آمده با عقیده سوسیالیستها فرق دارد. آنها می گویند: به مقدار كار، قرآن نمی گوید به مقدار كار، می فرماید: به مقدار سعی و تلاش. یعنی سعی و لو اینكه نتیجه ای هم نداده است. آقا صبح رفتیم نماز جماعت بخوانیم منتها دیر رسیدیم یا اینكه آقا زود نماز را خواند، بالاخره من سعی خودم را كرده ام. اینجا من به ثواب جماعت می رسم. نگفته «لَیْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما عَمِلَ» بلكه فرموده: «إِلاَّ ما سَعی» . این بركات اسلام است.
برادران دقت كنید. این را كه می گویم نكته لطیفی است. اسلام یك سری لطایفی دارد كه مُخها توجهی به آنها ندارند. مثلاً وقتی می فرماید: بین كارگر و سركارگر باید رفاقت باشد نه به این خاطر است كه تولید بالا برود بلكه به خاطر خود انسانهاست یعنی اخلاق برای اخلاق. در این صورت تولید هم بالا می رود. هدف دنیای امروز از اخلاق این است كه مردم با هم خوب باشند تا تولید بالا برود.
4- نظر اسلام درباره اخلاق اقتصادی
برنامه درسهایی از قرآن سال 77 . ج1، ص: 4
اسلام می گوید: من كاری به تولید ندارم خود اخلاق بالا برود و لو تولید بالا نرود. خود اخلاق یك ارزش است. و لذا در سوره عبس و تولی كه شخصی برای یك نابینا عبوس كرد فوری آیه نازل شد: «عَبَسَ وَ تَوَلَّی» (عبس/1)عبوس كردی و روی برگرداندی «أَنْ جاءَهُ الْأَعْمی» (عبس/2)وقتی یك كور و نابینا وارد شد! «وَ ما یُدْریكَ لَعَلَّهُ یَزَّكَّی» (عبس/3)چه حقی داشتی كه عبوس كردی شاید او از تو مهذب تر است. «أَمَّا مَنِ اسْتَغْنی فَأَنْتَ لَهُ تَصَدَّی» (عبس/6- 5)آن كسی كه پولدار است متصدی كارهای او شدی رفت در جمع پولدارها نسبت به فقیر نابینا عبوس می كنی وای به حالت. ده تا آیه به رگبار می بندد كه چرا به نابینا عبوس كردی! حالا من سؤالم این است اگر برای نابینا بخندی نمی فهمد، عبوس هم كنی نمی فهمد. او كه چشم ندارد. اما این كار را كردی. از این می فهمیم كه خود عبوس كردن بد است چه او بفهمد و چه نفهمد. و علامت تحقیر یك مؤمن است. اسلام، اخلاق را برای اخلاق می خواهد. یك وقت می گفتند سرمایه داری عامل طغیان است. یك آیه را هم یدك می كشیدند. دستاویز قرار داده بودند. می گفتند: كه قرآن می فرماید: اگر می گفت «كَلاَّ إِنَّ الْإِنْسانَ لَیَطْغی أَنْ اسْتَغْنی» (علق/7- 6)، حرف آنها درست بود. یعنی اگر پول دار شوی یاغی می شوی اینجا فرموده: «أَنْ رَآهُ اسْتَغْنی» یعنی كسی كه خودش را مستغنی ببیند. ممكن است كسی پول هم داشته باشد اما جفتك نزند. به خاطر اینكه پولها را از خودش نمی داند. مثل رییس بانك كه پولهای بانك را از خودش نمی داند. اینها دقت های اسلام است. اسلام اخلاق را برای خود اخلاق می پسندد نه برای جذب مشتری و. . . وقتی می گوید: پولداری عامل گردن كلفتی است، می گوید: به شرطی كه پولدار خودش را فراموش كند. وگرنه سلیمان (ع) هم پولدار بود، اكثر ثروتها به خاطر همین هدف است. مثل ماهی، جنگل، دریا، معادن، . . . اینها را كه بشر با كار بدست نیاورده است.
بیشتر سرمایه ها بر اساس هدف است. مسئله دیگر این است كه: یك دسته بندی است كه این دسته بندی دانشگاهی است و خیلی به درد تلویزیون و عموم نمی خورد. كه حقوق را دسته بندی می كنیم به حقوق داخلی و خارجی، حقوق داخلی در رابطه با افراد است باز حقوق داخلی ممكن است عمومی باشد، ممكن است خصوصی باشد. (حقوق خارجی) ممكن است روابط بین الملل خصوصی باشد یا عمومی باشد. اسلام هدفش از احیای حقوق این است كه نزاع را بر دارد، تعاون ایجاد كند، عدالت ایجاد كند. دنیا نظرش چیز دیگری است. دنیا می گوید: حقوق كارگرها را بالا بردیم. چرا؟ چون آنها اعتصاب كرده بودند. خواستیم سر و صدا بخوابد حقوقشان را بالا بردیم. آیا عدالت بود یا ساكت كردن؟ اسلام كارها را با توجه به عدالت انجام می دهد.
به امیرالمؤمنین علی (ع) گفتند: یك كمی به طلحه و زبیر برس! حالا معاویه را هم كاری به كارش نداشته باش! به اصطلاح فرمود: با الاغ دزدی بروم مكه؟ ! شما می گویید من حكومت خودم را با رشوه اداره كنم (البته منظور طلحه و زبیر نیست) در حق عاطفه هم وجود ندارد. حق باید مراعات شود. قانون باید برای همه اجرا شود بین بنز و ژیان متخلف در جریمه كردن فرقی نگذاریم. خیلی مهم است كه آدم در حق فقط حق را ببیند. چیزهای خودش را نبیند. به
برنامه درسهایی از قرآن سال 77 . ج1، ص: 5
همان دلیل می گویند: فلان فقیه وقتی می خواست راجع به آب چاه فتوی بدهد اول در چاه خانه اش را بست، گفت: بگذار تا در خانه مان چاه نداشته باشم تا خیالم راحت باشد. به همین خاطر امیرالمؤمنین (ع) كه می خواهد به میهمانی برود در خانه غذا می خورد و بعد به میهمانی می رود. و می فرماید: می خواهم سیر شوم كه برای خدا به میهمانی بروم نه برای شكم. یعنی كسی بتواند در احیای حقوق خودش را نبیند، فامیلش را نبیند، شهرش را نبیند. و بگوید: نیاز فلانی بیشتر است. اینها سرچشمه حقوق بودند.
5- چرا حقق و قوانین باید باشد؟
زمینه و بستر حقوق چیست؟ 1- تعدد افراد، افراد زیادند 2- منافع هم كم است. 3- صفا و محبت هم نیست. اینجاست كه درگیری ایجاد می شود و حقوق در اینجا باید درگیری را مهار كند. آدمها زیادند اگر یك نفر بود دعوا نمی شد. منافع هم كم است. كسی سر هوا دعوا نمی كند. چون اكسیژن كم نیست. هیچكس برای تنفس به كسی تنه نمی زند. ولی كمبود زمین وجود دارد و آب كم است. نفت كم است. طلا كم است. یا باید آدمها كم شوند یا باید منافع زیاد شوند. یا باید صفا ایجاد شود درگیری نمی شود. یعنی هیچوقت مادر با بچه اش سر حق دعوا نمی كنند. چون هر چه دارد مال بچه اش است. برادران با هم دعوا می كنند.
گاهی حقوق، حقوق بین المللی است. الان ایام حج است. «لِلنَّاسِ سَواءً الْعاكِفُ فیهِ وَ الْبادِ» (حج/25)یعنی چه كسی كه مقیم مكه است یا بادیه نشین است همه حقشان نسبت به مكه یكی است. مثل نماز جمعه. كسی نمی گوید: امام جمعه مال من است. امام جمعه مال همه است.
ظهر عاشورا امام حسین (ع) مال كی است؟ برخی چیزها را كسی نمی تواند بگوید مال من است. یك سری حقوق بین المللی است. مثلاً در قرآن داریم كه: «قُلْ یا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلی كَلِمَه یٍ سَواءٍ بَیْنَنا وَ بَیْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَیْئاً وَ لا یَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ» (آل عمران/64) ای مسیحی ها، ای یهودی ها بیایید با هم باشیم. ما برخی عقاید مشتركی داریم. فقط خدا پرست باشیم. همدیگر را ارباب نگیریم و. . . حقوق دایره دایره می شود. یعنی انسان با خودش، با پدر و مادرش، با خواهر و برادرش، با فامیل، با همسایه، با مردم قریه و شهر، با مردم كشور، با باقی مسلمانها، با باقی انسانها، با طبیعت و. . .
6- رساله حقوق امام سجاد
امام زین العابدین (ع) رساله ای دارند به نام رساله حقوق. فرموده: رابطه انسان با خودش. . . حق زبانت چی است؟ اصلا انسان حق دارد از خودش نیشگون بگیرد. اینهایی كه خالكوبی می كنند آیا حق دارند این كار را بكنند؟ بله برخی زجرها را اسلام اجازه داده، مثل برخی از آرایش های خانمها. زیر ابرویش را بر می دارد، ممكن است اذیت هم بشود اما این كار یك هدف عقلایی دارد. اما این خالكوبی چه معنا دارد؟ گیرم كه عكس رستم در سینه ات زدی. حالا تو رستم شدی؟
برنامه درسهایی از قرآن سال 77 . ج1، ص: 6
حدیث داریم: اگر حاجی رفت مكه برگشت اما عوض نشد او شترش حاجی شده خودش حاجی نشده است! ممكن است كسی برود مكه و كله اش حاجی است نه خودش. ممكن است كسی یك بار برود مكه و به هدف برسد و یكی هم با ده بار رفتن نرسد. لامپی كه سالم است با یك بار به سرپیچ بستن روشن می شود اما لامپی كه سوخته است. آدم هایی هستند كه دفعه اول كه می روند مكه حضرت مهدی (ع) را هم می بینند، دعایشان هم مستجاب می شود. آدم هایی هستند كه با یك موعظه متأثر می شوند. آدم هایی هستند كه یك مهر كوچك دارند هزارها ركعت نماز می خوانند. بعضی خانه ها هم سجاده های گلدوزی شده دارند، سجاده بزرگ به اندازه یك بقچه حمام داخلش ناخنگیر، شانه، عطر، تسبیح است اما چیزی كه در این سجاده نیست یك ركعت نمازِ با توجه است. روی موكت كلی افطاری داد آن بدبخت هم ماه رمضان آمد و رفت یك روزه دار را روی قالی ابریشمی افطار نداد. زنده باد موكت مرگ بر قالی گاهی یك رادیوی كوچك نه موج را می گیرد گاهی هم یك رادیو به اندازه بشكه موج تهران را هم نمی گیرد! یك كمی پشت قصه را هم نگاه كنیم. و لذا قرآن می فرماید: «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ. . . » خدا لیسانس را دوست دارد فوق لیسانس را تاجر را «آیه ی الله» خدا چه كسی را دوست دارد؟ محبوب خدا كی است؟ «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ» چه كسانی هستند؟
پول حق نمی آورد. ولی از چیزهایی كه حق می آورد اینها هستند: سواد، معلمی، فامیلی، حقوق هم سلسله مراتب دارد. حدیث داریم: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «لَا صَدَقَه یَ وَ ذُو رَحِمٍ مُحْتَاجٌ» (من لایحضره الفقیه/ج /2ص 68)اگر فاملیت احتیاج دارد ولخرجی هایی كه در جاهای دیگر می كنی ارزشی ندارد. یك وقت نگویی بنده این قدر خرج كرده ام، بعد هم به ما سفارش كرده اند: كسی كه ضعیف تر است به حقوقش بیشتر توجه كنید. مثلاً داریم: «اللَّهَ اللَّهَ فِی الْأَیْتَامِ» (نهج البلاغه/نامه 47)عید است. حتماً خانه شهداء بروید. كسی كه بابا ندارد محبت بیشتری می خواهد «اللَّهَ اللَّهَ فِی الطَّبَقَه یِ السُّفْلَی» (نهج البلاغه/نامه 53)اگر دو تا عمه داری كه یكی بی پول است و دیگری پولدار، موقع عید اول برو خانه عمه بی پوله. خانه اش هم مثلاً نیم ساعت بنشین و در خانه عمه پولداره 25 دقیقه.
حضرت سلیمان (ع) سان می دید. «وَ حُشِرَ لِسُلَیْمانَ جُنُودُهُ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ وَ الطَّیْرِ فَهُمْ یُوزَعُونَ» (نمل/17)سان می رفتند، حضرت سلیمان (ع) هم می دید. مراسم كه تمام می شد موقع غذا می رفت پهلوی طبقه ضعیف می نشست. یعنی با آنها مأنوس تر بود.
لذا در روایات داریم: «أُحِبُّوا المَساكین» (مجموعه یورام/ج /2ص 119)یعنی دوستش داشته باشید. خیلی افراد هستند كه اگر به آنها پول بدهی ناراحت می شوند. اما شما به هوای عیدی به بچه اش عیدی بده. البته یك عیدی بده كه مشكلی حل شود. به ما سفارش كرده اند كه در وقت حقوق طبقه محروم دقت كنیم. مردم ایران مردم خوبی هستند. با عاطفه اند و انصافاً خوب كمك می كنند. در جشن عاطفه ها و. . . كمك می كنند. اما در عین حال ما افراد فقیر زیاد داریم. باید به آنها دقت كنیم.
برنامه درسهایی از قرآن سال 77 . ج1، ص: 7
برخی حقها اسلامی هستند. یعنی حقوقی كه مسلمانها برای یكدیگر قائلند. برخی حقها حق انسانی هستند. یعنی فقط در بین مسلمانان نیست بلكه در بین تمام انسانها مشترك است. آیا خواهد آمد آن روزی كه دانشجوها هفته ای یك ساعت كلاس نهج البلاغه داشته باشند؟ اینها جزو آرزوها است.
7- نظر اسلام درباره حقوق حیوانات
در نهج البلاغه راجع به حقوق خیلی چیزها آمدهاست. در نامه 25 می فرماید: شما كه می روید زكات بیاورید نكند حیوانات را خسته كنید. «وَ لْیُرَفِّهْ عَلَی اللَّاغِبِ» (نهج البلاغه/نامه 25)حیواناتی كه خسته شده اند بگذار استراحت كنند. به مسؤول زكات می فرماید: وقتی می روی فلان منطقه و شتر می آوری در راه این شترها را خسته نكن. اگر پرنده ای خوابیده نمی شود سرش را بكنی. این نامردی و جفاست. گوسفند را مقابل گوسفند دیگری سر نبر، چون او نیز به مقدار شعورش زجر می كشد. می فرماید: اگر ده تا شتر داری و ده ساعت راه می روی هر شتر را یك ساعت سوار شو. نكند یك شتری را دو ساعت سوار شدی و دیگری را ده دقیقه. الله اكبر به این دین. باید حقوق دانان عالم را در یك جا جمع كرد و این جمله ها را برایشان خواند تا همه سجده كنند. «وَ لْیَعْدِلْ بَیْنَ صَوَاحِبَاتِهَا» (نهج البلاغه/نامه 25)آن عدالتی كه انسان نتوانسته برای خودش اجرا كند امیرالمؤمنین برای حیوانات فرموده! سید بزرگواری بود. چادر كه می خرید یك شش متری می خرید و یك پنج متر. آن وقت پول آن یك متر را به آن خانم كوتاه قد می داد! عدالت آن است كه پیغمبر ما (ص) حتی وقتی بیمار بود (در آخر عمر شریفشان) و از جایش نمی توانست بلند شود رختخوابش را می برد در آن اتاقی كه نوبت آن خانم بود، در آن اتاق می خوابید. یعنی بیماریش را هم تقسیم می كرد. این عدالت است. امیرالمومنین (ع) زنی را دیدند كه 3 تا خرما داشت و دو تا بچه، به هر كدام یك خرما داد وقتی دید یك خرما اضافی است آن را نصف كرد و به هر دو بچه هایش داد. امیرالمؤمنین به او فرمود: ای زن تو به خاطر همین عدالت اهل بهشت هستی. مگر می شود ظلم كرد؟ در حدیث داریم: یك نفر را به جهنم بردند فقط به خاطر اینكه گربه ای جیغ می زد و او اعتنائی نمی كرد. شخصی بر الاغش باری گذاشته بود و با دوستش مشغول صحبت بود. حضرت امیر (ع) وقتی الاغ را با بار سنگین دید. فرمود: صاحب این الاغ خودش را آماده كند برای جواب در قیامت. حیوان را حق داری بار بارش كنی و ببری، نه كه او را نگهداری. این بحث ادامه دارد.
«والسلام علیكم و رحمه ی الله و بركاته»
کليه حقوق برای مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن محفوظ است