سود و زیان در قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم
بخشی از عمر ما و بخشی از ماه رمضان گذشت. ماه رمضان سال قبل گذشت. ماه رمضان امسال هم می گذرد. چقدر خوب است كه گاهی انسان بنشیند و یك حسابی بكند. حسابگری چیست؟ آدم حسابی كیست؟ واقعاً آدم حسابی آن كسی است كه گاهی بنشیند ببیند كه چند سال سن دارد؟ چه كرده است؟ چه هنری دارد؟ چه قدم خیری برداشته است؟ چند ركعت نماز با توجه خوانده است؟ چند كتاب مفید را خوانده یا درس داده است؟ چند روز در جبهه بوده است؟ چند گرسنه را سیر كرده است؟ چند مشكل را حل كرده است؟ آن وقت اگر كاری كرده است آیا خدا قبول كرده است یا اینكه قبول نكرده است؟ از روی اخلاص بوده یا از روی ریا بوده است؟ خودنمایی بوده یا از روی رقابت بوده است؟ چقدر خوب است كه انسان گاهی بنشیند محاسبه كند و وقت این كار هم داشته باشد. بهترین وقت این كار ماه رمضان است.
1- رمضان ماه محاسبه و خودشناسی
شب قدر بهترین موقع برای این است كه انسان خودش را اصلاح كند و كارهایش را محاسبه كند. شب قدر یعنی شبی كه انسان بنشیند سر نوشت خودش را از خدا بخواهد. شب سرنوشت است. قرآن كتاب سرنوشت است. قرآن كه كتاب سرنوشت است در شب سرنوشت كه شب قدر است نازل شد. پس بد نیست ما هم یك نگاهی به سرنوشت خودمان بكنیم. در قرآن آیاتی است كه بد نیست آنها را معنا كنیم. بعضی وقتها می گوید: عمرت را خیلی ارزان فروختی. در ماه چقدر می گیری؟ ماهی شش تومان می گیری. در سال 72 تومان می شود. شما یكسال هفتاد و دو تومان می گیری. حالا می گوییم: هشتاد هزار تومان. اگر شما یكسال هشتاد هزار تومان بگیری، در طول ده سال هشتصد هزار تومان می شود. در طول چهل سال سه میلیون و دویست هزار تومان می شود. آدم هم كه بیشتر از چهل سال حقوق دولت را نمی گیرد. چون چهل سال حقوق می گیریم و بیست سالگی، بیست و پنج سالگی هم استخدام می شویم. هفتاد سال، یك عمر معمولی است. در عین حال چه دادیم؟ هفتاد سال سن دادیم. چه گرفتیم؟ سه میلیون. قرآن می گوید: «ثَمَناً قَلیلا» (بقره/41)یعنی عمرت را به یك ثمن قلیلی دادی. هفتاد سال را به سه میلیون تومان دادی. سه ملیون پول یك خانه است. شما هفتاد سال از عمرت را برای یك خانه بگذاری؟ انسانیت جماد شد؟ سه ساعت به جایی بروی برای این كه سور بخوری. سه ساعت از جوانیت را فقط برای یك بشقاب پلو از دست دادی؟ قرآن به بعضی ها می گوید: خیلی ارزان فروختی. می گوید: «فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ» (بقره/16). تجارتشان «فَما رَبِحَتْ» ، ربح ندارد. گاهی می گوید: خیلی ارزان فروختی. گاهی هم می گوید: هیچ سود ندارد. گاهی می گوید: اصلا باختی. «إِنَّ الْإِنْسانَ لَفی خُسْرٍ» (عصر/2)اصلا خسارت كردی. خودت هم نمی فهمی. چون یك چیزهایی را خدا برای ما تعیین كرده است. چیزهایی كه خیلی زیبا است. خدا به ما بهشت را می دهد. به خانه ی پدر یك شهیدی رفتم تا تسلیت بگویم. گفت: از شما متشكرم اما من
برنامه درسهایی از قرآن سال 76 . ج2، ص: 2
پشیمان نیستم، برای این كه پسرم اینجا هرچه می خواست، من نداشتم. حالا به یك جایی رفته است كه هرچه می خواهد هست. اگر اینجا یك سیخ كباب می خواست، نه گوشت بود و نه پول بود. اگر هم پولی بود و گوشتی بود، نمی شد كه كبابی درست كرد. دودش همسایه ها را ناراحت می كرد. اصلش نه گوشت است و نه پول است و نه سخاوت است. شرایط جنگی است و نمی شود كباب درست كرد. اگر زن می خواست خوب پولی نداشتم. مهریه نداشتم. خانه نداشتم. پسر من هرچه می خواست، من نمی توانستم برایش مهیا كنم. حالا هرچه می خواهد خدا به او می دهد. تحت ولایت خداست.
2- توجه به پاداش های اخروی
خدا می گوید: ما برای شما بهشت را قرار دادیم. در بهشت سه نوع شراب است. شرابهای افقی، شرابهای عمودی، شرابهای شیشه ای كه لاك و مهر شده است. قرآن یك آیه دارد كه می گوید: «انهارا» ، «اَنهار» جمع نهر است، «من خمر» از خمر است. نهر شراب می رود، البته نه از آب انگوری كه ترشیده است. نه از شرابی كه سست بكند و مزخرف بگوید. نه شرابی كه عقل را از بین ببرد. شرابی كه انسان را در یك نشئه دیگر قرار بدهد. انهار از شراب، گاهی وقتها قرآن می گوید «یُسْقَوْنَ مِنْ رَحیقٍ مَخْتُومٍ» (مطففین/25) «رَحیقٍ مَخْتُومٍ» یعنی به او ظرف شراب می دهیم اما مختوم است. مختوم به معنی ختم است. یعنی مهر و لاك و موم شده است. به او ظرف شراب می دهیم اما شرابهایی كه لاك و موم شده هستند. یعنی هیچ كس لب به این ظرف نگذاشته است. دست نخورده است. «رحیق» به شرابی می گویند كه درد و ناخالصی نداشته باشد. شراب خالص و شیشه ای است. یك شرابی هم داریم كه می فرماید: این شراب از تسنیم است. «خِتامُهُ مِسْكٌ وَ فی ذلِكَ فَلْیَتَنافَسِ الْمُتَنافِسُونَ وَ مِزاجُهُ مِنْ تَسْنیمٍ عَیْناً یَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ » (مطففین/28- 26)تسنیم شرابی است كه این شراب از بالا مثل آبشار می آید اما این شراب برای همه نیست. برای مقربون است. وقتی در شراب شیشه ای را باز می كنی، بوی بد و تندی و تیزی از دهانت بیرون نمی آید. «خِتامُهُ مِسْكٌ» از شما بوی مشك می آید. شما اینجا به خاطر یك خانه پنجاه متری سی و شش هزار دروغ گفتی. آنجا بهشتی را از دست می دهیم كه «وَ جَنَّه یٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ» (آل عمران/133) «عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ» سقفش به اندازه پهنی زمین و آسمان است. شما اینجا برای یك سرویس ملامین خلاف كردی. قرآن می گوید: «بِأَكْوابٍ وَ أَباریقَ وَ كَأْسٍ مِنْ مَعینٍ» (واقعه/17)اباریق ظرف هایی است، مخده هایی است «وَ نَمارِقُ مَصْفُوفَه یٌ وَ زَرابِیُّ مَبْثُوثَه یٌ» (غاشیه/16- 15)در بهشت یك بساط زیبایی است. اگر كسی برای این كه در این دنیا زندگی كند، حق و ناحق بكند، حلال و حرام بكند، احتكار، كم فروشی، دزدی، خیانت بكند بهشت را از دست داده است. زندگی دنیا چیزی نیست. بنشیند حساب كنید و ببینید كه چه داده ایم و چه گرفتیم؟ پیكان گرفتیم، بهشت دادیم. انگشتر گرفتیم، بهشت دادیم. خانه گرفتیم، بهشت دادیم. به همین خاطر قرآن می گوید: «ثَمَناً قَلیلاً» (بقره/41)سكه ای طلا را از تو گرفتم و یك آدامس به تو دادم. «ثَمَناً قَلیلاً» ، «فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ» (بقره/16)رضای خدا را دادی رضای خلق را گرفتی. «لَفی خُسْرٍ» (عصر/2)باختی. «الْخُسْرانُ الْمُبینُ» (حج/11)خسارت تو خیلی بزرگ است.
برنامه درسهایی از قرآن سال 76 . ج2، ص: 3
3- محاسبه معنوی بین دارایی ها و خسارت ها
بد نیست انسان گاهی یك خرده بنشیند و ببیند كه چه داده است و چه گرفته است؟ جوانی ام را دادم. چه گرفتی؟ جوانی ام را دادم، دوچرخه ام موتور شد. با جوانی ات چه می كنی؟ در جوانی ام گل زدم. آبشار زدم. با جوانی خودت چه كردی؟ پر ارزشترین چیزها عمر است و ارزان ترین قیمتها این است كه عمرمان را می بازیم. می ارزد كه یك مقداری انسان روی این حسابها فكر كند. وقتی انسان خسارت می بیند باید حساب كند كه چرا خسران مبین است؟ به خاطر اینكه نرخ قالی و فرش در بازار كم شده است ولی در اینجا عمرمان است. سرمایه ای كه می بازیم، عمر است. تمام بازاری ها و تجار درخسارتشان ضرر می بینند. خسارت مجازات است. پنكه است. بخاری است. فرش است. خانه است.
ما آن چیزی را كه می بازیم و قرآن روی آن تاكید می كند، عمر است. گاهی آدم می بازد و ضرر می كند. قالی از بین می رود. كشتی غرق می شود. ماشین تصادف می كند اما دیگر به جهنم كه نمی رود. آقا یك موقع آدم پولش را گم می كند، ولی او را كه كتك نمی زنند. اگر آدم در دنیا خودش را گم كند، عمرش را گم كند، استعداش را گم كند، كتك هم می خورد. این خسران مبین است. نمی گوید: حالا كه سكه گم كرده ای، در پناه خدا تا سال دیگر. می گویند: سكه ات را گم كرده ای؟ در گوشت می زنند. یعنی گاهی آدم چیزی را كه گم می كند، كتك هم می خورد. چرا قرآن به این كه آدم عمرش را هدر بدهد خسران مبین می گوید. چون اگر عمر به هدر برود كتك دارد. و مثل قالی نیست كه اگر آتش بگیرد، كتك ندارد. همه چیزهایی كه هدر برود جماد است. انسانیت ما به هدر می رود. چیزهایی دیگر در خسارت قابل برگشت هست، اما عمر دیگر قابل برگشت نیست. به همین خاطر قرآن این را خسران مبین گفته است.
4- آشنایی با اصول تجارت و پرهیز از خسارت
امیرالمؤمنین می فرماید: بشر قیمتش در بهشت است. ارزانتر از بهشت كار بكنی، باخته ای. ماه رمضان است. برای این كه انسان مواظب باشد كه خسارت نكند، باید چند دقت داشته باشد: 1- شرایط معامله 2- شناخت جنس 3- شناخت مشتری 4- شناخت زمان 5- شناخت مكان 6- شناخت آفات
اگر آدم روی اینها شناخت داشته باشد، خسارت نمی كند. جنس شما چیست؟ عمر و جوانی ات را برای چه كاری صرف كردی؟ خودت را می شناسی؟ تو خلیفه ی خدا هستی. گاهی وقت ها تا به آدم مدیر كل می گویند، می گوید: پس مدیر كل هستم. مدیر كل كه چیزی نیست. وكیل و وزیر كه چیزی نیست. تو خلیفه خدا هستی. تا به انسان می گویند: مدیر مدرسه، مدیر كارخانه، مدیر عامل، خودش را می گیرد. همین كه یك پستی گرفت، فوری می گوید: آنها چه كسانی بودند؟ شما چه كسانی هستید؟ حیف كه عمرمان تلف می شود. دانشگاه تعطیل است، خوب تعطیل باشد. مگر مطالعه مردم دانشگاه است. اصلا درسی كه آدم برای نمره بخواند كه درس نیست. آدم باید درس را به خاطر درس بخواند. حالا نمره بود، بود. نبود، نبود. اصلا دبیرستانها تعطیل است. خوب تعطیل باشد. حیف است من بی كار باشم. آقا قیمت این نوار صد تومان است. حالا با كم و زیادش فرقی نمی كند. روی یك نوار صد تومانی صدای گربه ضبط نمی كنی. می گویی: حیف است. خوب خدا در مغز تو یك نوار شصت ساله گذاشته است. این نوار شصت ساله را با هر حرفی پر
برنامه درسهایی از قرآن سال 76 . ج2، ص: 4
نكن. خودت را بشناس. تو خلیفه خدا هستی.
2- شناخت مشتری: مشتری تو چه كسی است؟ می خواهی او را به خدا بفروشی؟ ممكن است بعضی از شما وقتی كه مهمان دارید، فلان غذا را در فلان ظرف بریزید. غذا را در ظرف ساده بریزید، اما هرچه مهمان مهمتر بود غذای شما، لباس شما بهتر می شود. لباس خوبت را گذاشته ای كه برای مهمان با كلاست بپوشی. خوب وقتی می خواهی پیش خدا بروی، لباس خوبت را بپوش. در مسجد می روی، لباس خوب بپوش. عطر را برای كجا گذاشته ای؟ می خواهی با خدا حرف بزنی در حالی كه معطر هستی با خدا حرف بزن. مسواك را برای كجا گذاشته ای؟ می خواهی با خدا حرف بزنی، می خواهی قرآن بخوانی مسواك كن. اصلا مشتری چه كسی است؟ خداست. آن وقت چه خدایی است؟ خدایی كه ماه رمضان را قرار داده است، برای این كه ما را بیامرزد. اگر در ماه رمضان یك آیه از قرآن را بخوانی، مثل این است كه شما تمام قرآن را در غیر ماه رمضان بخوانی. یعنی ثواب كل قرآن خواندن را دارد. خیلی مهم است.
یك مقدار با قرآن آشنا بشویم. زشت است ده سال از انقلاب ما برود و هنوز دانشجوی ما نتواند قرآن بخواند. زشت است كه یك فرهنگی نتواند قرآن بخواند. آموزش وپرورش تعطیل است. قرآن را باز كن. بگو: آقا شما دبیر هستی، می توانی قرآن بخوانی. من هم دبیر هستم نمی توانم قرآن بخوانم. ماه رمضان هم ماه قرآن است. چطور ما نمی دانیم هفته دندانپزشكی چه موقع است؟ یك ماه داریم كه ماه قرآن است. ماه رمضان بنشینیم قرآن خواندن را یاد بگیریم. شناخت جنس، عمر، شناخت مشتری را گفتیم. خدا جنس كم هم می خرد. یك آیه دیگر می گوید: اگر یك سر سوزن هم كار بكنی خدا مزدت را می دهد.
4- شناخت زمان: آدم زمان را بشناسد. خیلی خوب است كه بفهمند در كجا زمان را بشناسد. در ماه رمضان دعا مستجاب می شود. نفس كشیدن ثواب سبحان الله را دارد. عبادت قبول است. ماه رمضان ماه رحمت است. اول ماه رمضان رحمت است. وسط ماه رمضان مغفرت است. این را دیشب در فروع كافی دیدم. ماه رمضان، ماه رحمت است. مثلا اگر شما كه در خانه نماز می خوانی بگویند: چون در خانه نماز می خوانی به تو تلویزیون سیاه و سفید می دهند. ولی اگر در مسجد بیایی، تلویزیون رنگی می گیری. خدا می داند كه مسجدها پر می شود. می گویند: آقا نمازت در خانه یك ركعت است ولی نماز تو در مسجد میلیونها ركعت حساب می شود. اگر نماز جماعت بخوانی خیلی ثواب دارد. ما خیلی باورمان نشده است، كه نماز جماعت چقدر ثواب دارد؟ چرا یك جایی را نداریم كه هزار و پانصد نفر به آنجا بروند و نماز بخوانند. این به خاطر این است كه باورمان نشده است و به شوخی گرفته ایم.
5- شناخت مكان: آدم باید كجا عبادت كند؟ «اللهم احرسنی بحراستك و احفظنی بحفظك و اكلأنی بكلاءتك و ارزقنی حج بیتك الحرام فی عامنا هذا و فی كل عام و زیاره ی قبر نبیك و لا تخلنی یا رب من تلك المشاهد الشریفه ی و المواقف الكریمه ی» (مصباح المتهجد، ص 587)حج بهترین مكان است. یك ركعت نماز خواندن در مسجد الحرام ثواب یك میلیون ركعت نماز، یا صد هزار ركعت نماز را دارد. بهترین مكان ها مساجد و مشرف شدن به زیارت یكی از اولیای خدا است. امام زین العابدین (ع) وقتی می خواهد به مسجد برود، در مسجد را می گیرد و می گوید: خدایا این
برنامه درسهایی از قرآن سال 76 . ج2، ص: 5
مسجد، سالن پذیرایی است من هم مهمان تو هستم. از من پذیرایی كن و از تو می خواهم كه مرا ببخشی.
5- آفات كار و تجارت
آدم كارش را بداند. كار ما آفت دارد. آفت كارها چیست؟ آفت كارها یكی از این سه مورد است. یعنی ریا، غرور، حبط از آفت كارها است. بعضی كارها با ریا خراب می شود. خسارت است. آقا من این همه لباس شستم. بله لباس شستی اما روی بندی كه انداختی، جلوی بند باد بود و همه لباسها را پایین ریخت. بسیاری از آدم ها صبح تا شام زحمت می كشند. بد نیست یك آیه قرآن بخوانم. قرآن می گوید: روز قیامت دو گروه آدم داریم. یك گروه آدمها «عامِلَه یٌ ناصِبَه یٌ» (غاشیه/3)، «عامِلَه یٌ» یعنی جان كنده است. در عمل شركت كرده است. خیلی زحمت كشیده اما «ناصِبَه یٌ» فقط زحمتش مانده است. جان كنده است. عمرش را داده است. جوانی اش را داده است اما چون خدا نبوده است، اجری هم نبوده است. خیلی وقتها در كیسه اش پول است اما كیسه اش سوراخ داشته است. «عامِلَه یٌ ناصِبَه یٌ» آیه قرآن است. جان كنده است ولی هیچ چیزی ندارد. یگ گروه در مقابل اینها است. قرآن می گوید: «لِسَعْیِها راضِیَه یٌ» (غاشیه/9)، پس دو گروه داریم. یك گروه «عامِلَه یٌ ناصِبَه یٌ» هستند. یك گروه «لِسَعْیِها راضِیَه یٌ» هستند. یعنی یك گروه كه در دنیا كاری كرده اند، می گویند: خوب شد ما یك كار خالص كردیم. خدا چند برابر مزد به ما داد. آن وقت خدایی كه جنات می گوید، خدایی كه فردوس می گوید، خدایی كه «جَنَّاتِ عَدْنٍ» (توبه/72)می گوید. خدایی كه «جَنَّتی» می گوید، یعنی «فَادْخُلی فی عِبادی وَ ادْخُلی جَنَّتی» (فجر/30- 29)، یعنی در بهشت خودم بیا، یك موقع می گوید: در بهشت برو. یك موقع می گوید: در بهشت خودم بیا. قرآن به بعضی ها می گوید: «یَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كانَ مِزاجُها كافُوراً» (دهر/5)یك موقع می گوید: «وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً» (دهر/21)فرق اینها خیلی مهم است. فرشته ها در بهشت به یك سری جام می دهند. یك سری از آدمها خوب هستند. فرشته ها به آنها جام می دهند. به آنها ظرف غذا می دهند. اینها «یَشْرَبُونَ» هستند. اما خدا به یك سری می گوید: خودم به آنها می دهم «وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ» ، این «سَقاهُمْ رَبُّهُمْ» غیر از «یَشْرَبُونَ» هستند. «جَنَّتی» غیر از «جَنَّات» است. «وَ حُورٌ عینٌ» (واقعه/22)همسران بهشتی را به بهشتی ها می دهند. «وَ كَواعِبَ أَتْراباً» (نبأ/33) «كَواعِبَ» جمع كعب است. من نمی دانم در تلویزیون بگویم یا نگویم. طوری نیست قرآن است. كاعب به دختری می گویند كه سینه اش بالا آمده باشد. «وَ كَواعِبَ أَتْراباً» یعنی شوهر دوست هستند. همدیگر را درك می كنند. مسئولانی پذیرایی می كنند كه وقتی به صورتشان نگاه می كنی «تَعْرِفُ فی وُجُوهِهِمْ نَضْرَه یَ النَّعیمِ» (مطففین/24)طراوت و خرجی و شادی در صورتشان پیداست. «یَطُوفُ عَلَیْهِمْ وِلْدانٌ مُخَلَّدُونَ» (واقعه/17) «بِأَكْوابٍ وَ أَباریقَ وَ كَأْسٍ مِنْ مَعینٍ» (واقعه/18)یك خبرهایی است كه ما آن را نمی فهمیم. حدود بیش از هزار آیه درباره قیامت و وضع جهنم و بهشت هست. آن وقت از آن طرف یكدسته از افراد هستند كه «لَیْسَ لَهُمْ طَعامٌ إِلاَّ مِنْ ضَریعٍ» (غاشیه/6)غذایی به جز ضریع ندارند. ضریع یك گیاه بد بو و تیغ دار است. آب كه می خورند غسلین چرك و خون است. حالا می گوییم: آقا اگر غذایی بد بو است، نمی خوریم. نمی شود كه نخوری. «فَشارِبُونَ شُرْبَ الْهیمِ» (واقعه/55)هم غذا می دهد و هم مجبور هستی كه بخوری. خلاصه اش اینكه یك بهشت با آن
برنامه درسهایی از قرآن سال 76 . ج2، ص: 6
همه امتیازات داریم. یك جهنم هم با آن همه خطر داریم. مردم خیلی كف زدن را دوست دارند. پس یك گروه چنین هستند. یك گروه هم «وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ» هستند. (توبه/72) «سَلامٌ قَوْلاً مِنْ رَبٍّ رَحیمٍ» (یس/58)این دو خیلی فرق می كنند.
6- رسیدن به دنیا به هر قیمت ممكن ارزشمند نیست
«وَ الْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفی خُسْرٍ» (عصر/2- 1)قسم به زمان، انسان یك عمری دارد كه می تواند این عمر را به هوی و هوس بفروشد. عمرش را به بطالت بگذراند. جك گفتیم. چند نفر را دست انداختیم و مسخره كردیم. چهار هزار تومان گیرمان آمد. متلك گفتیم. چند نفر را چاپیدیم. از چند نفر كلاهبرداری كردیم. یك زندگی خیلی ساده را به چند عیاشی فروختیم. حالا این را هم به شما بگویم. اینطور هم نیست كه اگر دروغ بگویی به جایی برسی. عمر سعد به كربلا رفت تا امام حسین را بكشد و فرماندار ری بشود. امام حسین را كشت. فرماندار ری هم نشد. شمر سر امام حسین را برید كه پست بگیرد ولی پست نگرفت. سر شمر را بریدند به سگها دادند. سگها شمر را خوردند. خولی آن جنایت را كرد كه پست بگیرد ولی در خانه اش ریختند و دیدند در مستراح زیر سبد است. لذا این طور هم نیست كه هركس هر جنایتی بكند به دنیا می رسد. قرآن می گوید: كسی كه برای دنیا كلك بزند، این طور نیست كه به او حق بدهیم. «فیها ما نَشاءُ لِمَنْ نُریدُ» (اسراء/18)اگر بخواهیم به او می دهیم. لذا یكی بر سرش می زد و می گفت: باختم. خودش را می زد و می گفت: باختم. دورش را گرفتند. گفتند: چه شده است؟ گفت: به من گفتند به كربلا برو و امام حسین را بكش. به تو جایزه می دهیم. من ده درهم خرج خودم و اسبم كردم. رفتم امام حسین را كشتم. حالا كه برگشته ام شش درهم به من داده اند. یعنی هم قاتل امام حسین شد و هم از نرخ اصلی جازد. بسیاری هستند كه گناه می كنند به دنیا هم نمی رسند. اینها خسران می بینند. ماه رمضان است. دعایتان خیلی روی این كلمه ها باشد. حالا به یك كسی زمین شهری دادند، به یكی هم ندادند. قرعه شد و به نام یكی پیكان درآمد. به نام یكی هم در نیامد. به یكی فرش رسید، به یكی هم نرسید. در دنیا پشم و نخ و یخچال است اما خسران این است كه یكباره می بینی هیچ چیز نیست و باید به دوزخ ابدی بروی. خدایا تو را به آبروی اولیایت ما را روز قیامت از خسران مبین ها، از خسارتها، ازحسرتهای بزرگ دور بدار. خدایا عزیزانی كه عمرشان را به بهشت و رضای تو در جبهه ها فروختند، خدایا روحشان را از ما راضی و به بازماندگانشان صبر و اجر مرحمت بفرما. بار دیگر می گویم كه دعای ما این باشد. خدایا ما را از خاسرین و زیانكاران قرار نده. از آنهایی كه عمرمان را به بطالت مصرف كنیم و روز قیامت شرمنده باشیم قرار نده. اهداف شهدا را تعقیب كنیم. خدایا توفیق چنین كاری را به ما مرحمت بفرما.
خدایا خدایا، تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار.
«والسلام علیكم و رحمه ی الله و بركاته»
کليه حقوق برای مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن محفوظ است