مقاومت در جنگ

بسم اللّه الّرحمن الّرحیم
در خدمت برادرانی هستیم كه از آوارگان جنگ هستند، گرچه الآن بسیاری از شهرهای ایران، تهران، آواره ی جنگی و موشكی و بمبارانی زیادی دارد. ولی در خدمت عزیزانی آمدیم كه سابقه شان در آوارگی بیش تر است. خانواده های شلوغی كه مدت هاست از اوایل جنگ در یك اتاق زندگی می كنند. بسیار در مضیقه هستند و چقدر كریم هستند.
1- عزت آفرینی جنگ زدگان
این كریم یعنی چه؟ كریم یعنی بزرگوار، یعنی گرسنه اش هست اما اگر از سازمان ملل، همان هایی كه پهلوی شما آمدند، پهلوی آوارگان جنگی آمدند، هدیه دادند و شما در پوزشان زدید وهدیه شان را قبول نكردید. چند نفر در یك اتاق زندگی می كنند؟ مثل ابی ذر، ابی ذر در فقر می سوخت، اما كیسه های طلا را كه پهلویش آوردند، قبول نكرد. این را كرامت می گویند. اوایل كه آواره زیاد بود، گروهك ها خیلی آمدند تا تبلیغات كنند اما در پوزشان خورد. هدیه دادند اما شما هدیه ها را پس زدید، تبلیغات كردند پس زدید. بچه هایتان در جبهه بودند و خودتان با این كه در یك اتاق زندگی می كنید، بسیار بزرگوار هستید. خلاصه من می خواهم یك مقدار روی كرامت شما حرف بزنم. حالا چرا به شما كریم می گویم؟
امام حسین (ع) به یارانش وقتی كه در فشار قرار گرفتند، فرمود: «صَبْراً بَنِی الْكِرَامِ» (معانی الأخبار، ص 288)صبر كنید، ای فرزندان كریم. كسانی كه زیر موشك هستید، خود ما هم هستیم. اما كسی كه می گوید: نه شرقی، نه غربی، الآن باید هم از شرق و هم از غرب سیلی بخورد. اما ما سیلی می خوریم و باز هم می گوییم: نه شرقی، نه غربی و این كرامت ماست. ما كریم هستیم. ما عزیز هستیم. ما چطور عزیز هستیم؟ آقای قرائتی از جای خوش حرف می زنی. نه آقا از جای خوشی حرف نمی زنم. نمی خواهم بگویم: مثل آواره ها هستم، اما خوب اگر كباب نخوردم، دودش را چشیدهام. بمب در خانه ی من نخورده است، اما موجش من را می گیرد. صف اول نیستم، اما در كنار شما هستم.
شما عزیز هستید. چطور عزیز هستید؟ آواره اید، اما عزیز هستید. كسانی در كاخ هستند ولی بسیار ذلیل هستند، كسانی در چادر هستند ولی عزیز هستند. یعنی چه؟ عزیز به معنی نفوذ ناپذیر است، این را عزیز می گویند. به او پول می دهند، قبول نمی كند. با موشك قطعنامه قبول نمی كند. تحمیل قبول نمی كند. صلح تحمیلی قبول نمی كند. جنگ تحمیلی قبول نمی كند. می گویند: عزیز، عزیز به معنی نفوذ ناپذیر است. یك وقت من عزیز را ترجمه كردم، عرب ها وقتی به زمین بیل می زنند، همین كه بیل می زنند، می بینند بیل در زمین فرو نمی رود، می گویند: «ارض عزاز» این ارض عزاز است. یعنی زمین نفوذناپذیر است. یعنی هرچه بیل می زنیم فرو نمی رود. موشك می اندازیم، تسلیم نمی شوند. دستی كه چرب است و رویش آب می ریزی، چون دست چرب است، آب را پس می زند. عرب می گوید: این دست عزیز است. یعنی آب در آن نفوذ نمی كند. پس عزیز، نه اینكه یعنی خانه دارم، گونی دارم، اما می گویند: قالی در من اثر نمی كند. آدم مست قالی دارد، ابرو خم كنی می ترسد.
برنامه درسهایی از قرآن سال 66 . ج1، ص: 2
2- صبر و استقامت رمز عزت
من یك مقدار درباره ی عزت و كرامت و صبر و. . . چند جمله ای با شما عزیزان آواره صحبت كنم. اول این كه یك شعر است، من امروز این شعر را یاد گرفتم. من اهل شعر نیستم اما گاهی یك شعری من را مرید خودش می كند. نمی دانم شنیده اید یا نه؟ حدود صد سال پیش یك آیت الله العظمی به نام صاحب جواهر بوده است، یك دوره فقه مهم نوشته كه تمام مراجع و علمای درجه یك، الآن از آن كتاب استفاده می كنند. ایشان یك دوره فقه نوشته است كه خیلی مهم است. به قدری هم عاشق علم بوده كه حتی پسرش كه از دنیا رفته است، نقل شد، پسرش را كه در غسال خانه می شستند، ولی ایشان پشت در غسال خانه تا آن ها داشتند جنازه را می شستند، ایشان داشت كتاب می نوشت. یعنی هیچ حادثه ای او را تكان نداد. یك دوره فقه نوشت، بعد شاعری یك شعر می گوید. ایشان می گوید: من حاضرم ثواب چهل سال مطالعه ام را به تو بدهم و تو ثواب این شعرها را به من بدهی. در زمان ایشان یك شاعری، شعری برای امام حسین (ع) می گوید ولی این شعر را به كسی نمی گوید. فاطمه ی زهرا (س) به خواب یكی از علما می آید، می گوید: برو به او بگو آن شعر را بدهد، می آید صبح در خانه را می زند. می گوید: شعر را بده. می گوید: من شعر را دیشب سحر سروده ام و احدی خبر ندارد، تو از كجا می گویی؟ گفت: بگذار راستش را بگویم، فاطمه ی زهرا (س) به من گفت: فلانی یك شعر خوبی برای حسینم گفته است، برو شعر او را بگیر. از این شعر معلوم می شود كه مورد توجه حضرت زهرا (س) هم هست. خیلی دوست دارم این شعر را روی تخته بنویسم، برای چه كسی می نویسم؟ برای آن هایی كه به موشك، بمباران و جنگ گرفتار هستند و مثل شما آواره هستید و اگر تلویزیون هم خواست نشان بدهد، اگر كسی خواست بنویسد. شعر عربی است، اما می توانند از روی آن شعر فارسی بنویسند. «طعن» به معنی سرنیزه است. «غیر» به معنی این است كه تغییر داد.
می گوید حسین جان در كربلا با سرنیزه ها بدنت را سوراخ كردند، اما كرامت و بزرگواری تو هیچ تغییری نكرد. بدنت تكه تكه شد، گلوی اصغرت پاره شد، خیمه ات آتش زده شد اما نتوانستند چیزی را تغییری بدهند، حتی بدنت را هم زیر سم اسب انداختند، اما نتوانستند كاری بكنند، نشد با بزرگواری تو كاری كرد. سر نیزه های مردم، هر عضو تو را تغییر داد. سرنیزه ها، عضو عضو تو را تغییر داد. همه را سوراخ كرد اما آن كرامت بزرگواری تو از تغییر در امن است، بزرگی تو تغییری نكرد. یك حدیث بود كه من قبلاً از آن یك برداشت داشتم اما الآن یك برداشت دیگر دارم. حالا ببینید كه شما از این حدیث چه طور برداشت می كنید. یك حدیث داریم مؤمن مثل كوه است. سابق این طور می فهمیدم. البته حالا هم فهم سابق درست است ولی یك معنای جدیدی هم به ذهنم می آید. مؤمن مثل كوه است یعنی چه؟ یعنی هر بادی می آید، كوه ثابت است. مؤمن هم هر حوادثی، ایمانش ثابت است. جایش عوض می شود، لباسش عوض می شود، در سنگر می رود، بیرون می آید، می خوابد، لامپ را خاموش می كند، كارهای تاكتیكی و حفاظتی را می كند، اما هیچ وقت روحش شكست نمی خورد. مؤمن مثل كوه است. یك معنای دیگری هم دارد كه حالا ببینید این معنا چطور است؟ شاید این معنا، معنای خوبی باشد، و شاید هم غلط باشد. تا به حال بالای كوه رفته اید، آدم روی كوه هم كه
برنامه درسهایی از قرآن سال 66 . ج1، ص: 3
می رود با این كه پایت را روی آن گذاشته ای ولی باز هم از آن می ترسی. مومن مثل كوه است یعنی چه؟ یعنی اگر ظالم خانه های مؤمن را سوراخ سوراخ بكند، باز هم از او می ترسد. پایش را روی كوه می گذارد، اما باز هم آدم از كوه می ترسد. كوه زیر پای تو است، اما باز هم می ترسد. مؤمن مثل كوه است، معنایش این است كه یعنی اگر ابرقدرت ها روی ما هم سوار شوند، ولی باز هم از ما می ترسند. امام، رهبر كبیر انقلاب در دست دولت شاه بود، در دست صدام بود، اما هر دو از او می ترسیدند. خود امام فرمود: سحری ریختند من را بگیرند، یك نفر از آن تیمسارهای زمان شاه این طرفم نشست، یكی از مهره های شاه هم آن طرفم بود. بعد من سید پیرمرد نشستم و دیدم كه این دو نفر می لرزند. گفتم: نترسید. امام خودش فرمود كه به این ها گفتم: نترسید. بعد فرمود: والله نترسیدم.
آدم تكان می خورد، بچه های آدم می ترسند، آدم غصه می خورد، زن آدم دلش تكان می خورد، آدم غصه می خورد، زن های حامله هستند، آدم نباید بی تفاوت باشد، غصه می خوریم، اما فرق است. یك موقع آدم غصه می خورد و خودش را می بازد و یك موقع هم غصه می خوریم ولی خودمان را نمی بازیم. یك وقت انسان گرسنه اش است، نمی شود گرسنگی را كاری كرد. اما وقتی ما گرسنه باشیم، اما با این كه گرسنه هستیم، اگر خواسته باشند غذای حرام به ما بدهند، ما نمی خوریم. نمی خواهم بگویم كه كسی نترسد، آدم می ترسد. موسی هم می ترسید. خدا به او می گوید: «لا تَخَفْ» (قصص/31)نترس، ترس اشكالی ندارد، ضعف اشكال دارد.
حسین جان سر نیزه بدنت را سوراخ كرد، اما كرامت و بزرگواریت را نتوانست كاری بكند. و ما باید به صدام بگوییم، موشك های تو، بمباران تو، خانه های ما را سوراخ كرد، شیشه های ما را شكست، بچه ها و زن های ما را نابود كرد، مریض های ما ترسیدند و لرزیدند. اما به تو و به ارباب هایت نمی گوییم، كرامتمان است. زمان شاه این كرامت را نداشتیم. یك بار گفتم، بگذار یك بار دیگر هم بگویم. اگر زمان شاه یكی از این موشك ها در ایران می افتاد، خود شاه كفش كارتر را می بوسید و الآن اگر صد نوع از اینها در ایران بریزد، یك بچه ی ده ساله ی ایرانی، حاضر نیست پیشانی رئیس جمهور آمریكا را ببوسد. اگر یكی از این موشك ها زمان شاه بود شاه ما كفششان را می بوسید ولی الآن كه در جمهوری اسلامی هستیم، بچه ی ما كله ی رئیس جمهور را نمی بوسد. به این كرامت می گویند. یعنی بزرگ هستیم، درست است كه نداریم ولی شریف هستیم.
3- عوامل و زمینه های رسیدن به كرامت
می خواهم یك خورده روی مقاومت صحبت كنم. اسم مكارم را بردم، مكارم به معنی كرامت است، چون ما گفتیم آواره هستیم ولی كریم هستیم. بزرگوار هستیم. من روی كلمه ی مكارم، دو حدیث دارم، آن ها را بگویم.
امام می فرماید: «المكارم بالمكاره» (غررالحكم، ص 99)چطور آدم كرامت پیدا می كند؟ امام می فرماید: كرامت در اثر كراهت است. یعنی تا سختی نیاید، كرامت پیدا نمی شود. چطور چوب یك درخت خیلی سفت است؟ چون كم آب می خورد. درخت های كنار جوب چوبش طاقت ندارد. پس ببینید كرامت ارزش است. كرامت در سایه ی كراهت به دست می آید. یعنی وقتی سختی آمد، آدم كرامت به دست می آورد.
برنامه درسهایی از قرآن سال 66 . ج1، ص: 4
پیغمبر فرمود: «انما بعثت» یعنی من مبعوث شدم. چرا خدا پیغمبر را برای ما فرستاد؟ خود پیغمبر می فرماید: من بر پیغمبری مبعوث شدم، من به عنوان پیغمبر آمدم تا مكارم اخلاق را تمام كنم.
پس ببینید سه كلمه ی مكارم داریم: 1- شاعر شعری گفته و خوابیده است، هیچ كس خبر نداشته است. فاطمه ی زهرا (س) به خواب كسی می آید و می گوید: برو به این شاعر بگو، شعر تو بسیار خوب است. فاطمه ی زهرا (س) پسندید. شعر این است: حسین جان سر نیزه ها عضو عضو بدن تو را سوراخ كرد، اما نتوانست با كرامت تو كاری بكند. بزرگی تو همین طور است. 2- چطور انسان كرامت دارد و بزرگوار است؟ در اثر سختی ها بدست آورده است. 3- پیغمبر آمد تا مكارم اخلاق را تكمیل كند یعنی پیغمبر آمد تا سختی ها را تكمیل كند. یعنی پیغمبر آمده و دائم به ما سختی می چشاند، روزه سخت است اما روزه آدم را محكم می كند. آدمی كه روزه نمی گیرد، هر چه بیند می خورد. تا یك روز یك لقمه نان به او ندهند، می توانند فكر و زبان و هدفش را به دنبال نان بكشند.
تنور شكم دم به دم تافتن *** مصیبت بود روز نایافتن
آدم شكمو! زود تسلیم می شود. روزه سخت است اما اسلام می گوید این سختی برای این است كه تو را بزرگ كند. حج سخت است ولی می گوید به حج بروید، تا كرامت پیدا كنید. حالا امروزه با هواپیما می روند، ولی زمان قدیم كه با شتر می رفتند. می گوید: این سختی را بكش تا كرامت پیدا كنی. جهاد سخت است، اما اسلام می گوید: بجنگ تا عزیز بشوی. تمام دستورات دینی سخت است، این هم كه می گویند: آدم به تكلیف رسیده است یعنی چه؟ یعنی به تكلف، تكلیف و تكلف به معنی سختی است. انسان سختی را می كشد، در عوض رشد پیدا می كند. حالا یك مقداری درباره ی صبر و مقاومت با شما صحبت كنم. صلواتی بفرستید.
4- آثار و بركات صبر و مقاومت
می گویم: شما برای یك بچه چقدر زجر می كشید؟ برای این كه یك لقب پدر، لقب مادر را پیدا كنید بیست، سی سال باید زجر بچه را بكشید. اگر كسی خواسته باشد یك لقب پیدا كند باید سالها زجر بكشد. عالم، برای پیدا كردن لقب عالم، یا آیت الله و فیلسوف باید سال ها زجر بكشد. اگر ما خواسته باشیم بگوییم: ملت مقاوم، ملت عزیز و قهرمان، اگر هر لقبی را خواسته باشیم، باید سختی بكشیم. این زن هایی كه در خانه هستند، گاهی از صبح تا ظهر برای درست كردن غذا و ظرف شستن زجر می كشند تا یك لقبی پیدا كنند. می گویند: ایشان صاحب خانه است. مهمانی گرفت و مهماندار شده است، یك زن صبح تا شب كلفتی می كند، یك مرد از صبح تا شب سختی می كشد، به خاطر این كه در یك پذیرایی، صفت سخاوت را در خودشان زنده كنند. پس برای زنده كردن صفت سخاوت یك زن باید از صبح تا شب زجر بكشد. تمام كمالات در سایه ی مقاومت هاست.
مقاومت در دنیا چه اثری دارد؟ در آخرت چه اثری دارد؟ یك مقدار از آیات قرآن برایتان بخوانم، كه ببینید قرآن چقدر به این ها عنایت دارد. از آخرت بگویم. مقاومت چیست؟ اثر مقاومت در دنیا و در آخرت چیست؟ اما در مورد آخرت قرآن می گوید: «سَلامٌ عَلَیْكُمْ بِما صَبَرْتُمْ» (رعد/24)خیلی آیه ی قشنگی است. اهل بهشت تا می خواهند وارد بهشت
برنامه درسهایی از قرآن سال 66 . ج1، ص: 5
شوند، فرشته ها و مأموران تشریفات بهشتی می آیند و در بهشت را باز می كنند و می گویند: «سَلامٌ عَلَیْكُمْ» سلام خدا بر شما به خاطر صبری كه دارید. نمی گوید: «سلام علیكم بما صلیتم» سلام خدا بر شما به خاطر نمازی كه می خوانید. نمی گوید: «سلام علیكم بما حججتم» ، «سلام علیكم بما زكیتم» زكیتم یعنی زكات دهید. «سلام علیكم بما امره ی بالمعروف» ، «سلام علیكم بما نهیت عن المنكر» چون تمام این ها به خاطر صبر است. یعنی اگر شما می خواهی نماز بخوانی، صبر و مقاومت پایه است. می خواهی نماز بخوانی، باید صبر داشته باشی. چون گاهی وقت ها تهیه ی آب مشكل است. غسل كردن مشكل است. مكان پاك تهیه كردن مشكل است. می خواهی به بچه ات بگویی نماز بخوان، باید حوصله كنی. دوبار می گویی: بلند شو نماز بخوان، بلند نمی شود. بعضی پدرها می گویند: چند بار گفتم نماز بخوان، دیگر خسته شدم. قرآن می گوید: وقتی به بچه ات می گویی «وَ أْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاه یِ وَ اصْطَبِرْ عَلَیْها» (طه/132)نماز بخوان، یك بار كافی نیست، دو بار كافی نیست، باید ده بار بگویی. اگر به مردم عادی یك بار، دو بار گفتی، مهم نیست، اما نسبت به بچه ات موظف هستی. بچه همین كه هشت ساله شد اگر دختر بود، باید نماز بخواند، پسر همین این كه یازده ساله شد باید نماز بخواند. پدر گفت: گوش نداد. قرآن گفت: پدر و مادر، اگر به بچه ات گفتی نماز بخوان، نخواند «وَ اصْطَبِرْ عَلَیْها» یعنی مقاومت كن. برای نماز مقاومت كن. روزه مقاومت می خواهد، چون آدم گرسنه اش است. جهاد خوب است ولی مقاومت می خواهد و خون دادن، جان دادن و آوارگی دارد. حج مقاومت می خواهد. پول دادن، خمس و زكات صبر می خواهد. دل كندن كار آسانی نیست. بعضی ها جان می دهند، بنابراین صبر ما در همه چیزهاست و لذا قرآن نقل می كند كه در بهشت، نمی گوید: «سلام علیكم بما صلیتم» ، بما زكیتم، بما امرتم بلكه می گوید: «سَلامٌ عَلَیْكُمْ بِما صَبَرْتُمْ»
قرآن می فرماید: «إِنِّی جَزَیْتُهُمُ الْیَوْمَ بِما صَبَرُوا أَنَّهُمْ هُمُ الْفائِزُونَ» (مومنون/111)روز قیامت كه ثوابشان می دهیم، به خاطر صبر است. یك آیه ی دیگر دارد كه می فرماید: «إِنَّما یُوَفَّی الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِسابٍ» (زمر/10)ما به آدم هایی كه مقاومت می كنند بی حساب چیزی می دهیم. این كه می گویند: «فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّه یٍ خَیْراً یَرَهُ» (زلزال/7)این كه می گویند «جَزاءً مِنْ رَبِّكَ عَطاءً حِساباً» (نبأ/36) «جَزاءً وِفاقاً» (نبأ/26)این حساب و كتاب برای آدم های خوب و عادی است. آن هایی كه مقاومت می كنند، اجرشان بی حساب است. قرآن می فرماید: «أُولئِكَ یُؤْتَوْنَ أَجْرَهُمْ مَرَّتَیْنِ بِما صَبَرُوا» (قصص/54)كسانی كه مقاومت می كنند، به آنها اجر دو برابر می دهیم. موشك و بمب و آوارگی است، صبر كنید، صبر هم نكنید، نمی شود كاری كرد، منتها می گویم حیف است. یعنی یك آمپولی است كه باید بزنی، اگر آخ بگویی، آن جایی كه آمپول می زنند، خودت را خراب كرده ای. یك كسی داخل چاه افتاد، به او گفتند: صبر كن بروم طناب بیاورم. گفت: صبر نكنم چه كنم؟ یعنی طناب نیست، باید صبر كنم تا طناب بیاوری. گاهی وقت ها صحنه ای پیش می آید صبر می كنیم، اگر صبر كنیم، كرامت خودمان را حفظ كرده ایم. اگر جیغ بزنیم هم فایده ندارد. شاید ما سختی ببینیم، در آینده مقاومتمان بیش تر شود. انسان نازك همین كه یك خرده، گردو خاك دید، چنین می كند. كم كم وقتی خانه اش
برنامه درسهایی از قرآن سال 66 . ج1، ص: 6
بنایی شد و دید كه برای ازدواج مرد است و خواست یك اتاق بسازد، خاك ها را زیر و رو می كند و دیگر چنین نمی كند. همین جوان سوپر دو لوكس تا وارد گود نشده بود، برای یك ذره خاك احساسات نشان می داد، ولی الآن چون می خواهد ازدواج كند، باید سختی را بچشد. باید زنانی كه می خواهند بچه داشته باشند، همه ی آن ها، درد ازدواج را به استقبالش می روند و می دانند درد زایمان سخت است، اما باز اگر بچه دار نشود به دكتر مراجعه می كند كه بچه دار شود. درد زایمان سخت است. می گوید باشد، می ارزد كه این سختی را بكشم ولی در عوض به من مادر بگویند. لقب مادری می ارزد به این كه من درد زایمان را بچشم.
امت نترس، امت قهرمان، اگر كسی خواسته باشد بگوید: ایران گفت نه شرقی، نه غربی و پای آن هم ایستاد، بچه های فلسطین هم از ما یاد بگیرند، لبنان هم از ما یاد بگیرد، افغانستان هم از ما یاد بگیرد. الآن بسیاری از كشورها آمده اند از ما چیزهایی یاد می گیرند و به كشور خودشان می روند و ما معلم همه ی حركت ها شدیم، ما نمی توانیم در كشورشان برویم، آن ها در كشور ما می آیند. می گویند: بگویید ببینم شما چه هستید؟ اگر خواستیم امام باشیم، باید سختی بكشیم. چون قرآن می گوید: «وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقینَ إِماماً» (فرقان/74)اگرخواستیم رهبر همه ی حركت ها باشیم، باید خودمان هم پای آن بایستم. درد زایمان به این كه آدم لقب مادر پیدا كند، می ارزد. یك ملت به این تحمل ها قهرمان است. از همه گذشته گاهی وقت ها كه انسان یك چیزی را چشید، بعداً متوجه می شود كه چه كار كرده است. آدم دو سه سال مستأجر باشد خوب است، تا بعداً آواره می شود می فهمد كه چه كار كرده است. آن هایی كه از اول حاج آقا جانشان، برایشان خانه می خرد، مامان جانشان برایش غذا می پزد، اصلاً نمی فهمند مستأجری چیست. ما آدم هایی را در شهرها داشتیم كه نمی دانستند آوارگی چیست؟ یكی دو موشك كه خورد، گفتند: حالا كجا برویم؟ پتو برداریم. پیك نیك برداریم. گهواره می خواهیم، نمی خواهیم. ساك برداریم. چمدان برداریم. این بیچاره ها چند سال آواره بودند، ما متوجه آنها نبودیم. كسی كه بخواهد رهبر بشود باید این سختی ها را بچشد.
5- آشنایی با سختی ها و مدیریت و آینده نگری
پیغمبر می خواهد رهبر بشود، خداوند مزه ی یتیمی را به او می چشاند. می گوید: «أَ لَمْ یَجِدْكَ یَتیماً فَآوی» (ضحی/6)محمد یتیمی را چشیده ای، حالا كه خودت هم چشیده ای پس: «فَأَمَّا الْیَتیمَ فَلا تَقْهَرْ» (ضحی/9)ماه رمضان روزه بگیر، تا بفهمی گرسنه ها چه می كشند؟ یك دفعه كه بچه ات مثلاً می گوید: لباس می خواهم. فورا لباس نو برای او نخر، تا ببینی چطور بچه شیشه ها را می شكند. تمام پدر و مادرهایی كه پول ندارند برای بچه لباس نو بخرند، چنین احساسی دارند. باید آدم بچشد. چرا امام روی بچه و خانواده های شهدا حساس است كه حتی به وزیر آموزش و پرورش و نماینده ی خودش در بنیاد شهید می نویسد، به وزیر علوم می نویسد، می گوید: بچه های شهدا در مدارس، در راهنمایی، در دانشگاه، چرا امام این قدر روی بچه های شهدا حساس است؟ چون امام خودش هم در قنداق بود كه پدرش شهید شد. انسان وقتی مزه ی یتیمی را چشید، اینگونه می شود. رجایی مزه ی فقر را چشیده است و لذا حامی مستضعفین بود. نمی شود یك كسی دائماً در رفاه باشد، بعد هم بیاید حامی مستضعفین بشود. خدا به پیغمبرش می گوید: «أَ لَمْ یَجِدْكَ یَتیماً فَآوی
برنامه درسهایی از قرآن سال 66 . ج1، ص: 7
وَ وَجَدَكَ ضَالاًّ فَهَدی وَ وَجَدَكَ عائِلاً فَأَغْنی» (ضحی/8- 6)من این مسائل سخت اجتماعی را چشانده ام، كه تو بدانی كه چه می گویند؟
جوانی بالای پشت بام بود. پدرش گفت: آقاجان هوا سرد است، برف است بیا پایین، گفت: نه هوا خوب است. هرچه پیرمرد به این جوان داد زد. گفت: بیا پایین، دید گوش نمی دهد. اتفاقاً جوان یك بچه ی شیرخواره داشت. این پدر پیر هم بچه را برداشت و در برفهای حیاط گذاشت. یك مرتبه جوان از بالای پشت بام دوید آمد و گفت: بچه ام! گفت: همین طور كه تو می گویی: بچه ام! خوب من هم می گویم: بچه ام! من هرچه به تو می گویم: بیا پایین، تو گوش نمی دهی. من می خواستم تو بفهمی كه این چه دردی است. همه باید سختی ها را بچشیم.
«صَبَرُوا أَیَّاماً قَصِیرَه یً أَعْقَبَتْهُمْ رَاحَه یً طَوِیلَه یً» (نهج البلاغه، خطبه 193)امیرالمؤمنین می فرماید: گروهی در یك ایام كمی صبر كردند، اما یك مدت طولانی راحت بودند. بگذار ما یك چند سالی در جبهه و جنگ، زیر موشك باشیم و بچه ها و عزیزهایمان، اسیرها و مفقودالاثر و شهید می شوند و همه ی این سختی ها را می كشیم، اما تا ابد می گویند: یك كشور مستقل است. پنجاه سال زیر چكمه ی پهلوی بودیم، اگر الآن این حركتی كه شد زمان روی كار آمدن پهلوی می شد ما چهل سال جلو بودیم. اگر پدران ما پنج سال زمان پهلوی قیام می كردند، آن وقت پسرانشان چهل و پنج سال در سیاه چال ها نبودند. پنج سال پدران ما كتك نخوردند، چهل و پنج سال پسرانشان كتك خوردند. الآن اگر مقاومت نكنیم تا ابد دچار سقوط هستیم. باید مقاومت كنیم كه بچه هایمان نگویند: خدا پدرانمان را لعنت كند كه اینقدر می ترسیدند و مقاومت نكردند. به خاطر پنج سال مقاومت نكردن، صد سال ما را عقب انداختند.
6- قرآن و سختی های دنیوی
اما در مورد مقاومت در دنیا قرآن می فرماید: «وَ تَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ الْحُسْنی عَلی بَنی إِسْرائیلَ بِما صَبَرُوا» (اعراف/137)بنی اسرائیل تا آن جایی كه مقاوم بودند، خداوند نعمت های خاصی به آن ها داد. «وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّه یً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا» (سجده/24)برای گروهی رهبر قرار دادیم، چون مقاوم بودند. «وَ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا لا یَضُرُّكُمْ كَیْدُهُمْ شَیْئاً» (آل عمران/120)اگر مقاوم باشید، حیله ی دشمن كار نمی كند. آقا مگر ما مسلمان نیستیم؟ مگر قرآن را قبول نداریم؟ قرآن حرف خداست. خدا می فرماید: «إِنَّ كَیْدَ الشَّیْطانِ كانَ ضَعیفاً» (نساء/76)نقشه ی شیطان ضعیف است. نمی گوید: «ان موشك الشیطان» خانه ات را خراب نمی كند. موشك شیطان خانه ی ما را خراب می كند، اما این خرابی او را به هدف نمی رساند. «إِنَّ كَیْدَ الشَّیْطانِ كانَ ضَعیفاً» آقا مگر چه چیز ما از دزفولی ها كمتر است؟ دزفول صد و هشتاد موشك خورد، مقاومت كرد. صدام چه خیری از مردم دزفول دید كه حال می خواهد آن خیر را از سایر شهرها بگیرد؟ نه تهرانی ها چیزی از دزفولی ها كم تر دارند، نه صدام از دزفول خیری دید كه خواسته باشد یك خیر دیگر هم از اصفهان و شیراز و باختران و همه ی شهرهایی كه بمباران می شود ببرد. حالا می ترسم بعضی از آنها را بگویم، بعضی از آنها را نگویم.
نه ما از دزفولی ها كمتر هستیم، و باید كم تر باشیم و نه صدام خیری از دزفول دید كه حالا بخواهد آن خیر را از
برنامه درسهایی از قرآن سال 66 . ج1، ص: 8
شهرهای دیگر هم ببرد. «وَ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا لا یَضُرُّكُمْ كَیْدُهُمْ شَیْئاً» مقاومت كنید، تقوا داشته باشید. كید و نقشه دشمن، نمی تواند با شما كاری كاری بكند. «أُولئِكَ عَلَیْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَه یٌ» (بقره/157)وقتی ما می گوییم: امام، می گوییم: (علیه السلام) درباره ی پیغمبر (علیه السلام) نمی گوییم، برای پیغمبر می گوییم: «صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ» .
یك سؤال: آیا می شود به غیر از پیغمبر هم «صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ» گفت؟ آیا می شود به تمام آواره های جنگی گفت: «صلوات الله علیه» ؟ خوب، بله می شود «صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ» گفت.
خدا می فرماید: «وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَیْ ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرینَ» (بقره/155)كسانی كه مال می دهند، خانه می دهند، آواره می شوند، گرفتار حوادث تلخ و شیرین می شوند، این ها به خاطر رضای خدا از حوادثی كه برایشان پیش می آید هیچ نمی گویند، می گویند: «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ» (بقره/156)ما از خدا هستیم، خدا خودش داده است، خودش هم می گیرد، ولی باید پای حرف خدا بایستیم، آن وقت خدا می گوید: كسانی كه گرفتار حوادث می شوند ولی مقاوم هستند «صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ» یعنی می شود به این ها گفت: «صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ» توجه دارید چه می گویم؟ ما به امام (علیه السلام) می گوییم، به پیغمبر «صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ» می گوییم، اما به تمام كسانی كه ترس و گرسنگی و دادن مال و جان رویشان اثر نمی گذارد و مقاوم هستند، خدا می گوید: «صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ» یعنی ما هم می توانیم بگوییم، فلانی «صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ» است.
7- مراحل مختلف صبر و قدردانی از صابران
حالا من یك زمانی، یك جایی یك نكته ای گفتم، یكی دو سال پیش بود. نمی دانم در رادیو یا در تلویزیون بوده است و یا در سخنرانی هایی كه كردم گفته ام. اگر گوش بدهید می خواهم نكته ی قشنگی را بگویم. یك خرده فنی است. ولی چیزی نیست. الحمد لله همه ی ما این آیه و حدیث را گوش می دهیم. گاهی وقت ها حضرت امام با دست مبارك خودش، یك چیزی را می نویسد، گاهی امام دستور نمی دهد و خودش چیزی نمی نویسد. به حاج احمد آقا می گوید: بنویس. یا به دفترش می گوید: بنویس. یا به دبیرخانه ی ائمه ی جمعه می گوید: بنویس. یا به مسئولین مملكت می گوید. پس گاهی خود امام كاری می كند، گاهی به یك كس دیگری می گوید. ما دو نوع آدم خوب داریم. خوبان محروم و خوبان راحت. بعضی خوب ها در آب و آتش خوب هستند و در جنگ و اسارت و آوارگی هستند و محروم هستند. بعضی ها نه، شوفاژ و بخاری شان سر جایش است، بچه و عروس و دامادشان سر جایش است، ماشین و بنزین و كوپن و یخچال و فریزرشان سر جایش است. یك سری آدم ها، محروم اند و خوب هستند، یك سری آدم ها مهاجرند و خوب هستند. یك سری مردم نه، نماز شب می خوانند و نه نماز جمعه می آیند ولی خوب زندگیش هم رو به راه است. خوب ها را خود خدا، مثل این كه گفتم یك عده ای را خود امام برایشان چیزی می نویسد می گوید: «صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ» كسانی كه به «وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَیْ ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ» خوف یعنی چه؟ خوف به معنی ترس است. جوع به معنی گرسنگی است. كسانی كه با ترس و گرسنگی «نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ» كسانی كه در محرومیت ها خوب هستند، خدا می گوید: خودم به شما صلوات می فرستم. كسانی كه آدم خوبی
برنامه درسهایی از قرآن سال 66 . ج1، ص: 9
هستند اما مثلاً صد هزار تومان برای خرجی پنج نفر می دهد. می گوید: خیلی خوب، این هم خوب است. اما به پیغمبر می گوید: این دیگر در حدی نیست كه من برایش صلوات بفرستم. تو یك چیزی به او بگو «وَ صَلِّ عَلَیْهِمْ» (توبه/103)آن هایی كه فقیر و مستضعف و مهاجر هستند، خداوند به محرومین می گوید «صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ» اما آن هایی كه وضع شان خوب است و ما نمی گوییم آن هایی كه پول دار هستند، آدم بدی هستند، خدا به پیغمبر می گوید: «خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَه یً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّیهِمْ بِها وَ صَلِّ عَلَیْهِمْ» (توبه/103)برو از مردم زكاتشان را بگیر. مالیاتشان را بگیر. برای بودجه حكومت اسلامی پول بدهند، اما دیگر مثل این نیست كه جوان داده و خون داده باشد «صَلِّ عَلَیْهِمْ» تو به آن ها صلوات بفرست.
خدیجه خوب است، خیلی هم خوب است. علی اصغر هم خوب است، اما خدیجه پول داد، علی اصغر خون داد. برای خدیجه گریه نمی كنیم، برای علی اصغر گریه می كنیم. هر دوی آن ها هم خوب هستند، پس ببینید، دو آیه در قرآن داریم. این قرآن است كه می گوید: «خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَه یً» از خوبانی كه وضعشان خوب است مالیات بگیر و «صَلِّ عَلَیْهِمْ» اما آن هایی كه «مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوال» (بحارالانوار، ج 47، ص 298)در حوادث تلخ و شیرین، در آب و آتش می گویند «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ» این را می گوید «صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ» خیلی زیبا است، خدا به تو صلوات می فرستد. شیشه ی خانه مان شكست «صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ» صبر كن «صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ» می ارزد. شما صبح تا شب، آشپزی می كنی كه یك كسی بیاید و بخورد و بگوید: متشكرم. این چه كسی است كه می گوید: متشكرم؟ دو میلیون از این هایی كه می گویند: متشكرم، از ترس پشه، در پشه بند می روند. اما خدای هستی به شما می گوید: متشكرم و تشكر خدا می ارزد كه انسان مقاومت كند، صبر كند.
8- آثار و بركات استقامت و صبر و تحمل
«وَ اللَّهُ مَعَ الصَّابِرین» (بقره/249)خدا با آدم های مقاوم است «وَ اللَّهُ یُحِبُّ الصَّابِرینَ» (آل عمران/146)خدا مقاومت را دوست دارد «مَنْ صَبَرَ سَاعَه یً حُمِدَ سَاعَاتٍ» (كنزالفوائد، ج 1، ص 139)، چند ساعت امام حسین (ع) و اصحاب امام حسین (ع) صبركردند.
یك نكته ای یادم آمد بگویم. اگر امام حسین یار نداشت، صبح عاشورا ساعت هفت او را می كشتند، یارها تلاش كردند و امام حسین (ع) بعد از ظهر شهید شد. نقش یاران امام حسین (ع) این بود. نصف روز امام حسن (ع) را زنده نگه داشتند. اگر امام حسین (ع) یار داشت و یا اگر یار نداشت در هر دو صورت شهید می شد، اما اگر یار نمی داشت اول وقت شهید می شد ولی چون یار داشت هنگام ظهر شهید شد. بیش از چند ساعت یاران امام حسین مقاومت نكردند، اما تا عمر داریم، سر قبرشان می رویم. نه ما بلكه مراجع تقلید می گویند «یا لیتنا كنا معكم» ای كاش ما هم با شما بودیم.
حدیث داریم «مَنْ صَبَرَ سَاعَه یً حُمِدَ سَاعَاتٍ» (بحارالانوار، ج 79، ص 136)یك ساعت مقاومت كن ساعاتی مورد ستایش هستی. «مَنْ صَبَرَ عَلَی مُصِیبَه یٍ زَادَهُ اللَّهُ عِزّاً إِلَی عِزِّهِ وَ أَدْخَلَهُ الْجَنَّه یَ مَعَ مُحَمَّدٍ ص وَ أَهْلِ بَیْتِهِ» (ثواب الأعمال، ص 198)اگر كسی به حملات هوایی، موشكی دچار شد و به سختی هایی گیر افتاد و مقاومت كرد و هیچ نگفت. بالاخره ما
برنامه درسهایی از قرآن سال 66 . ج1، ص: 10
دیپلمات خیلی داریم، سفراء، كاردارها، تلكس ها، بولتن های محرمانه، كاملاً سری، جاسوس، بالاخره می گویند: آقاعجب آدم هایی هستند، به دیوارشان موشك خورد و خراب شد اما هیچ نمی گویند. «مَنْ صَبَرَ سَاعَه یً حُمِدَ سَاعَاتٍ» كسی كه یك مقدار مقاومت كند ساعت های زیادی مورد ستایش است. می گویند: دروغ است، اینها چه كسانی هستند؟ سلول های بدنشان از چیست؟ از نژادی دیگر هستند؟ ما رهبری داریم كه به ما گفته است: نترسید. بدن امام حسین (ع) زیر سم اسب تكه تكه شد، تسلیم نشد. اگر شما می خواهید در خط اهل بیت بروید، هر كس سراغ اهل بیت برود، اهل بیت می گوید: خون بده، جان بده، سر بده ولی تن به ذلت نده. این خط اهل بیت است. «مَنْ صَبَرَ عَلَی مُصِیبَه یٍ» اگر بر كسی سختی آمد، مقاومت كند «زَادَهُ اللَّهُ عِزّاً إِلَی عِزِّهِ» بر عزتش افزوده می شود. الآن ایران عزیز است.
من یك وقت به آقای رجایی خراسانی گفتم: ما در سازمان ملل طرفدار داریم یا نداریم؟ گفت: نداریم. گفتم: پس ذلیل هستیم؟ گفت: نه، عزیز هستیم. گفتم: آدم بی كس چطور عزیز است؟ گفت: نماینده ی هر كشوی می رود حرف بزند، تخمه می شكند و سیگار می كشند. تا نماینده ی ایران می خواهد حرف بزند، می گویند: ساكت، ببینیم می خواهد چه بگوید؟ می گفت: هیچ كس را نداریم. اما مطرح هستیم. آن ها همه كس را دارند، اما مطرح نیستند. ابیذر هیچ چیز نداشت اما مطرح است ولی قارون ها همه چیز داشتند ولی مطرح نبودند و به طور متوسط در روزنامه های آمریكا، روزی صد صفحه برای ما مطلب می نویسند. اما می نویسند ایران چنین است و چنان است. همین مقداری كه روزی صد صفحه روزنامه ها را پر كنیم، همین دلیل بر این است كه آدم زنده ای هستیم. همین زندگی ما است. چون كسی كاری به آدم بی بخار ندارد. من حرف هایی را یادداشت كرده بودم.
9- چگونه استقامت كنیم؟
حالا برای صبر چه كنیم؟ چه طور مقاومت كنیم؟ اول بدانیم كه تمام كارها پیش چشم خداست. خدا دید خانه ام این طور شد. می گویم: خدایا تو كه دیدی، علی اصغر همین كه گلویش پاره شد، امام حسین (ع) فرمود: آسان است چون خدا می بیند. همین كه خدا می بیند، سختی كم می شود. گاهی شما زیر آب می روی و می گویی: بشمار چقدر زیر آب هستم. یك، دو، سه، زیر آب می روی، یك نفر هم آن بیرون می شمارد. شانزده، هفده، . . . شما زیر آب هستی و نفست می گیرد، می خواهی بیرون بیایی، خسته شده ای، اما می دانی كه او دارد بیرون آب می شمارد. این سختی را تحمل می كنی. آن پهلوانی كه ماشین باری راسر دست بلند می كند، حال ندارد كه در خانه قاشق چای خوری بلند كند، اما چون می داند كه الآن دارند او را می بینند، مقاومت می كند.
ببیند خدا دارد او را می بیند. دنیا دارد او را می بیند. چرا یكباره هفتاد و دو تن از عزیزان امام شهید می شوند ولی در حسینیه جماران امام در مقابل خانواده های شهدا گریه نمی كند؟ «فَاصْبِرْ صَبْراً جَمیلاً» (معارج/5)قرآن می گوید: مقاومت كن، سؤال می كنند مقاومت نیكو چیست؟ می گویند: مقاومت نیكو این است «صَبْراً جَمیلاًً» این كه مقاومت كنی، گله هم نكنی.
حرف آخر: باز همان شعر اولم است. شاعری شعری گفت. فاطمه ی زهرا (س) به خواب یكی از علما رفت و گفت: برو
برنامه درسهایی از قرآن سال 66 . ج1، ص: 11
و شعر را از او تحویل بگیر. به خانه آمد، در زد و گفت: شعر چیست؟ گفت: چه كسی خبر دارد؟ من دیشب شعر را سروده ام و هیچ كس از آن خبر ندارد. فرمود: فاطمه ی زهرا (س) به خوابم آمد و گفت: این شعری كه برای امام حسین (ع) گفتی، شعر خوبی است. ترجمه اش این است كه: حسین جان در كربلا هر عضو بدنت را سوراخ كردند، اما بزرگی تو تحت تأثیر هیچ عواملی قرار نگرفت. خانه ی ما، خود ما، جوان ما، همه ی حوادث سخت را می شنویم، اما آمریكا، شوروی بدانید كه كرامت و شرف و عزت ایرانی لطمه پذیر نیست. هر حادثه ای كه پیش می آید ما بیش تر مقاومت می كنیم. عزت ما در دنیا بیش تر می شود. راه پیمایی ما به لبنان و فلسطین خط داد. مقاومت ما هم در مقابل موشك ها به تمام مستضعفین خط خواهد داد، كه از هیچ موشكتان نترسد. چون الآن دنیا از موشك شما می ترسد. بگذار ما زیر موشك شما مقاومت كنیم تا به دنیا بگوییم شما هم نترسد. آن سیلی كه از ایران خوردید، ان شاءالله از همه ی دنیا بخورید.
خدایا، خدایا، تا انقلاب مهدی (عج) خمینی را نگه دار.
«والسلام علیكم و رحمه ی الله و بركاته»
کليه حقوق برای مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن محفوظ است