حدیث شناسی

بسم اللّه الّرحمن الّرحیم
«الحمد للّه رب العالمین و صلی الله علی سیّدنا و نبیّنا محمّد و علی اهل بیته»
در خدمت برادرانی هستیم كه در آستانه ی معلم شدن هستند، شغل عزیز انبیا ما را دارند. بحثی را كه پیش بینی كرده ام كه برایتان بگویم انس با حدیث و حدیث شناسی، لزوم و اهمیت حدیث، نوشتن حدیث، جعل حدیث، آشنایی با حدیث و. . . است.
1- اهمیت حدیث
اگر حدیث نباشد ما دین نداریم و دست و پایمان فلج می باشد، چون این قرآن به تنهایی كافی نیست. نمی شود ما تنها با قرآن زندگی كنیم، چون قرآن می فرماید: «أَقیمُوا الصَّلاه یَ» (بقره/43)اما نمی گوید: نماز صبح چند ركعت است. قرآن ما می گوید: «وَ لْیَطَّوَّفُوا بِالْبَیْتِ الْعَتیقِ» (حج/29)یعنی حاجی دور خانه كعبه طواف كن، اما نمی گوید: چند دور طواف كن. بسیاری از دستورات ما در قرآن كلی است، چون قرآن كتاب قانون است و هر كتاب قانونی نیاز به شرح و بیان و تفسیر و تكمیل و تبصره هم دارد. بنابراین لازم است اگر ما درباره ی قرآن بحثی كردیم، بحثی هم درباره ی حدیث انجام دهیم.
اهمیت حدیث:
اگر كسی از ما بپرسد ما به چه دلیل باید از حدیث تبعیت كنیم؟ در كجای قرآن این امر آمده است؟ می گوییم: قرآن می فرماید: «وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا» (حشر/7)یعنی هرچه پیامبر می آورد بگیرید و به آن عمل كنید. پس از كلمات پیامبر نیز به دلیل این آیه لازم است كه پیروی شود. قرآن درباره ی كلمات پیامبر (ص) می فرماید: «وَ ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوی» (نجم/3)پیغمبر اسلام از روی هوس حرف نمی زند.
2- قرآن معجزه جاوید همراه با مبارزه طلبی
حال می گویند: این برای پیامبر بود اما به كلمات حضرت علی (ع) به چه دلیل باید عمل كنیم؟ مرحوم مجلسی می فرماید كه قرآن به پانزده دلیل معجزه است. علامه طباطبایی (ره) می فرماید: قرآن به یازده دلیل معجزه است. در اعجاز قرآن حرفی نیست. گرچه زبان ما ایرانیان فارسی است و عربی بلد نیستیم و نمی فهمیم اینكه قرآن اعجاز دارد یعنی چه؟ اما می دانیم كه اسلام میلیون ها دشمن دارد و این را هم می دانیم كه قرن هاست كه اسلام دشمن دارد و این را هم می دانیم كه ممكن است زبان ما فارسی باشد، اما بسیاری از دشمنان قرآن دشمنانی عرب زبانند. ما خیلی عرب زبان داریم كه اصلاً مسلمان نیستند. مگر عرب ماركسیست نداریم؟ مگر عرب مسیحی نداریم؟ همان زمان اسلام، پیامبر فرمود: كلامی مثل قرآن بیاورید تا من دست از كارم بردارم. چهار تخفیف نیز به آن ها دادند. اول، فرمود: یك قرآن مثل قرآن من بیاورید و دیگر نه جنگ كنیم و نه بودجه خرج كنیم. هزاران كشته دادند و میلیاردها پول خرج كردند، اما پیغمبر فرمود: شما میلیون ها دشمن هستید، قرن هاست كه دشمن اسلام هستید، اگر ایرانی ها فارس هستند و تركیه زبانش تركی است اما زبان مادری شما عربی است، شما كه عرب هستید، قرن هاست كه با ما دشمن هستید. این همه كشته می دهید،
برنامه درسهایی از قرآن سال 66 . ج1، ص: 2
میلیاردها تومان بودجه دارید. عوض این ها، یك قرآن بیاورید. «فأتوا بكتاب مثله» حالا صد و چهارده سوره زیاد است، صد و چهار سوره اش پیش كش شما «فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَیاتٍ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقین» (هود/13)ده سوره بیاورید. بعد می گوید: یك سوره هم پیش كش شما و فرمود: «فَلْیَأْتُوا بِحَدیثٍ مِثْلِهِ إِنْ كانُوا صادِقینَ» (طور/34)یعنی یك مطلبی مثل قرآن بیاورید. هرچه تخفیف داد و چهار بار هم تحریك كرد و فرمود: «إِنْ كانُوا صادِقینَ» اگر مردید مثل قرآن بیاورید. و دیگر این همه تبلیغ و جنگ علیه اسلام نكنید. «وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ» هركس را كه می خواهید دعوت كنید، نگویید: ما نمی توانیم. الان هواپیما هم هست. بلیط دو سره بگیرید و از شرق و غرب دعوت كنید «وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقینَ» (یونس/38) «لا یَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهیراً» (اسراء/88)هر كس را كه می خواهید دعوت كنید گرچه بعضی برای بعضی پشتوانه باشند. یعنی اینطور نیست كه بگویید ما تنها بودیم. از هر نقطه ی زمین دعوت كنید هركسی را كه استطاعت دارید، بیاورید.
یعنی همه می دانیم كه سور یعنی سوره ها، حدیث، صادق، استطاعت، بعضی برای بعضی، یعنی این آیات از آیاتی است كه اگر فردی كه شش كلاس هم سواد داشته باشد 80 درصد معنای آن را می فهمد. اول فرمود: «قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلی أَنْ یَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا یَأْتُونَ بِمِثْلِهِ» (اسراء/88)یعنی یك كتاب مثل قرآن بیاورید. بعد فرمود: اگر یك كتاب زیاد است، ده سوره بیاورید، اگر زیاد است یك سوره بیاورید. اگر یك سوره زیاد است، یك مطلب، یك آیه بیاورید. اگر راست می گویید از هركس و هرجایی می توانید كمك بگیرید و آیه ای مثل قرآن بیاورید. این فریاد قرآن است. میلیون ها دشمن، در قرن ها، با داشتن زبان عربی، هزارها كشته می دهند و علیه اسلام میلیاردها دلار خرج می كنند، اما یكی از آن ها نمی آید تا این كه از راه میانبر برود، و یك سوره، یا یك آیه مثل قرآن بیاورد و بساط اسلام را جمع كند.
ما درست است كه عرب نیستیم، اما خوب، می فهمیم. به یك كسی گفتند: آیا معقول خوانده ای؟ گفت: نه معقول نخوانده ام، اما عقل دارم. لازم نیست حتماً فلسفه خوانده باشم، معقول نخوانده ام اما عقل كه دارم. من زبان مادریم عرب نیست اما می فهمم كه عرب های مخالف اسلام دشمنی كردند و از این راه میان بر نرفتند. معجزه بودن قرآن با سایر معجزه ها فرق دارد. قرآن هم معجزه و هم بیان است. اما معجزه ی حضرت موسی یك چیز بود و بیانش چیز دیگری بود. یعنی ایشان عصا را می انداخت اژدها می شد و ازطرف دیگر بیانش چیز دیگری بود. معجزه ی حضرت عیسی هم با بیانش تفاوت داشت. یعنی مرده را زنده می كرد و از طرفی بیانش چیز دیگری بود. آن ها معجزاتشان موقت بود و با احكام و بیانشان تفاوت داشت.
3- ضرورت همراهی قرآن با روایات
آیا قرآن به تنهایی كافی است؟ آیا شعار «كفانا كتاب الله» حرف حقی است؟ خیر حرف باطلی است. ما اگر همین الآن نگاه كنیم می بینیم كه قرآن در بین همه ی مسلمانان هست ولی همه ی حرف ها یكی نیست و نظرات یكی نیست. پس
برنامه درسهایی از قرآن سال 66 . ج1، ص: 3
قرآن به تنهایی كافی نیست و باید به حدیث مراجعه كرد. این آیه ی قرآن پشتوانه ی حدیث است كه پیامبر از هوایش حرف نمی زند. پس هرچه رسول می گوید بپذیرید. (كه او از هوایش نطق نمی كند) خداوند متعال پیامبر را تأیید می كند و پیغمبر می فرماید: «عَلِیٌّ مِنِّی وَ أَنَا مِنْ عَلِیٍّ» (أمالی صدوق، ص 659)شما حتماً این حدیث را شنیده اید كه پیامبر فرموده: «حُسَیْنٌ مِنِّی وَ أَنَا مِنْ حُسَیْنِ ٍ» (إرشاد مفید، ج 2، ص 127)این حدیث را شیعه قبول دارد. ابن ماجه از كتاب های درجه یك اهل سنت است نقل می كند (ابن ماجه، جلد اول) كه پیامبر فرمود: «عَلِیٌّ مِنِّی وَ أَنَا مِنْ عَلِیٍّ» و علی بن ابیطالب نیز از این طریق تأیید می شود. از ماجرای غدیر خم گرفته تا غیر آن. . . بعد همینطور یكی یكی می آید تا این جا كه پیامبر می فرماید «الْمَهْدِیُّ مِنِّی» (كشف الغمه ی، ج 2، ص 481)این حدیث در سنن ابی داود می باشد (جلد 4، صفحه)
ما شیعیان چهار كتاب درجه یك داریم، سنی ها شش كتاب درجه یك دارند. ابن ماجه و سنن ابی داود مثل صحیح مسلم و صحیح بخاری و دو كتاب دیگر است، شش كتاب اهل سنت هستند. پس ببینید خدا حدیث های پیغمبر را تایید می كند، پیغمبر هم حدیث های امیرالمؤمنین را تأیید می كند و همین طور یك یك تا می رسد به حضرت مهدی (عج) . . . از همه گذشته «إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ» (احزاب/33)خداوند اراده كرده كه چه كار كند؟ كه هر نوع پلیدی، كجی، انحراف را از اهل بیت دور كند «إِنِّی تَارِكٌ فِیكُمُ الثِّقْلَیْنِ كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی» (أمالی طوسی، ص 547)البته صد حدیث داریم عترتی یك حدیث هم داریم «كِتَابَ اللَّهِ وَ سُنَّتِی» (كمال الدین، ج 1، ص 235). پس قرآن ما توسط معجزه تثبیت شده و روایاتمان نیز توسط این آیه تثبیت می شود و این مثل سلسله سند می باشد.
4- ضرورت شناخت حدیث صحیح از ناصحیح
ولی یك روایاتی داریم كه هر بلایی سر بنی اسرائیل آمد بر سر مسلمانان نیز می آید یعنی همین طور كه كتاب دین موسی تحریف می شود، كتمان و تلبیس می شود، ممكن است این خطرات در مورد مسلمانان هم باشد كه در اینجا مسئله حدیث شناسی مطرح می شود.
مثلاً هر چیزی كه گفته شد و منسوب به امام صادق (ع) شد ممكن است امام صادق (ع) آن را نگفته باشد پس این حدیث شناسی مسئله مهمی است. ممكن است طلبه هایی سال ها در قم درس بخوانند ولی در علم رجال را ندانند و كار نكرده باشند، نمی توانند بفهمند كه این حدیث درست یا غلط است. من قبل از این كه سراغ حدیث های دروغ بروم و درباره ی آن حرف بزنم از حدیث های راست و مثبت حرف می زنم. چون آدم وقتی می خواهد تبلیغ كند باید اول حرف های مثبت بزند. اصولاً قرآن هر كجا كه می خواهد از حق و باطل حرف بزند اول حق را می گوید. هر كجا بین بكن و نكن است، اول مثبتش را می گوید. بخور، نخور را كه می خواهد مطرح كند، اول بخور را مطرح می كند. یعنی عینك انسان باید مثبت باشد. منتهی توجه داشته باشید عینك منفی هم داریم.
خداوند در قرآن می فرماید: «كُلا مِنْها رَغَداً حَیْثُ شِئْتُما وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَه یَ» (بقره/35)یعنی هرچه می خواهید بخورید. سپس می فرماید: نزدیك این گندم نروید. پیغمبر وقتی می خواهد از چیزی نهی كند، اول می گوید: این كار را
برنامه درسهایی از قرآن سال 66 . ج1، ص: 4
بكنید، سپس می گوید: این كار را نكنید. این سیستم تربیت است. اول می گوید: «كُلُوا وَ اشْرَبُوا» (اعراف/31)بعد می فرماید: «وَ لا تُسْرِفُوا» البته یك كسی می گفت: «كُلُوا وَ اشْرَبُوا مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّه یٍ» می ترسم شما هم همین را یاد گرفته باشید. یعنی من یك ساعت هرچه آیه و حدیث بخوانم آخرش می گویید: قرائتی گفت «كُلُوا وَ اشْرَبُوا مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّه یٍ» یعنی اول می گوید: بخورید و بیاشامید بعد می گوید اسراف نكنید.
در زمانی كه حضرت لوط پیامبر خدا بود، گناه خطرناك لواط زیاد بود. وقتی می خواست از این كار نهی كند. اول یك طرح مثبت داد و فرمود: «یا قَوْمِ هؤُلاءِ بَناتی هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ لا تُخْزُونِ فی ضَیْفی» (هود/78)به لات های شهر فرمود: بابا این ها دختران من هستند «هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ» این ها كه بهتر هستند. بیایید من دخترانم را به عقد شما در می آورم. بعد فرمود: «وَ لا تُخْزُونِ فی ضَیْفی» یعنی لواط را كنار بگذارید. این خودش یك روشی است كه هر وقت معلم، مبلغ یا روحانی، می خواهد بگوید این كار را نكن، باید قبلاً یك كار مثبتی را پیشنهاد دهد. مثل وزارت راه كه اگر بخواهد جاده ای را مسدود كند و ممنوع كند از كنارش یك راهی باز می كند. همیشه باید یك راه مثبتی باشد. نمی شود گفت: آقا، با این حرف نزن. با این رفیق نشو، این غذا را نخور، این كار را نكن. نخند، نگو، نكن، . . . پس چه كنم؟ آخر باید گفت: بیا به گردش برویم، ولی با او گردش نرو. بیا با هم برویم بستنی بخوریم ولی با او بستنی نخور. بیا با خودم برویم این فیلم را ببینیم، ولی آن فیلم را نبین. «كُلا مِنْها رَغَداً حَیْثُ شِئْتُما وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَه یَ» «كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا»
البته بعضی موارد اصلاً آره ندارد مثل «و لا تأكلوا مال الیتیم» (تفسیر القمی، ج 1، ص 130)خوردن مال یتیم از مواردی است كه اصلاً شاخه آره در آن وجود ندارد. این نكته ها برای افرادی كه می خواهند تبلیغ كنند مفید است. در خانه و برای زن داری هم این نكتهها مفید است. مثلاً اگر می خواهی نگویی كه این سبزی گل دارد، باید بگویی: خانم كمی دیگر این سبزی را بشوی. لباس شستی، درس خواندی، مطالعه كردی، خیاطی كردی، این كارهای خوب است ولی بعد می گویی كه این سبزی مانده است ولی اگر وارد شدی و گفتی: سلام، این سبزی مانده است این خیلی كار بدی است. یعنی اگر در زن داری هم از منفی شروع كنی پاتك می خوری. در حدیث شناسی هم باید اول مثبت ها را بگوییم. حدیث خوب است، اگر حدیث نباشد ما در درك قرآن فلج هستیم و بعد از این كه اهمیت حدیث را گفتیم سراغ نقل و نوشتن حدیث می رویم.
5- ضرورت یادداشت موضوعی احادیث
نوشتن و یادداشت برداری خیلی مهم است. اگر می خواهید بعداً معلم شوید حالا كه جوان هستید عنایت كنید و دفترهای مختلف داشته باشید و هرچه دارید یادداشت كنید و این كار را طوری انجام دهید كه یادداشت هایتان كد داشته باشد. بعضی زن ها خیلی دقیق هستند. برق هم كه می رود، باز هم می داند كه قوطی كبریت كجاست؟ و آدمی هم هست كه آن قدر بی برنامه است كه برق هم كه باشد قابلمه را گم می كند. من برای معلم ها طوری حرف می زنم كه زن های
برنامه درسهایی از قرآن سال 66 . ج1، ص: 5
خانه دار هم مخاطب باشند و این خیلی مشكل است. طوری بیان می كنم كه بچه مدرسه ای هم بگوید: منظورش به من هم بود.
نوشتن خیلی مهم است. «ن والقلم» قلم مورد قسم توسط خداوند واقع شده است و سوره ای به نام قلم داریم. خود پیامبر هجده نفر قلم به دست داشت كه هر كدام كارهای مختلف پیامبر را می نوشتند. یكی قراردادها و دیگری نامه هایی كه می آمد را می نوشت. فرد دیگری ورود و خروج بیت المال را ثبت می كرد. خلاصه پیامبر هجده منشی داشتند.
آیت الله احمدی از مدرسین قم كتابی به نام «مكاتیب الرسول» دارد. مكاتیب به معنی نامه ها است و دراین كتاب نامه های مختلف پیامبر جمع آوری شده است. حدیث داریم «الْكُتُبُ بَسَاتِینُ الْعُلَمَاءِ» (غررالحكم، ص 49)یعنی كتاب باغ علماست. یعنی همان طور كه آدم در باغ و بوستانش قدم می زند باید برای عاشق علم، شیرین ترین مغازه ها، كتاب فروشی باشد و نداشتن ساعت و خانه چیزی نباشد و تنها كتاب مهم است. در كتاب بحارالانوار روایتی داریم، كه زمانی می آید كه بهترین چیزی كه مردم با آن مأنوس می شوند كتاب می شود.
و امام صادق (ع) فرمودند: حرف هایتان را یادداشت كنید و پخش كنید. «قَیِّدُوا الْعِلْمَ بِالْكِتَابَه یِ» (أعلام الدین، ص 82)علم را با نوشتن مقید كنید. پیامبر فرمود: خلفا و جانشینان من كسانی هستند كه حدیث را بنویسند وسپس در میان مردم پخش كند. پس اصل حدیث مهم است و نوشتن آن هم مهم است.
6- بیان احادیث و كاربردی كردن آنها
در زندگی مسئله ای نداریم مگر این كه برایش حدیث داشته باشیم. مثلاً در مورد شهرداری خیلی حدیث داریم. در مورد راه ها كلمه ی آسفالت نیامده است ولی اصلاح الطریق آمده است. چقدر حدیث درباره ی آب و جوی آب، درخت و درخت كاری اطراف راه ها داشته باشیم خوب است؟ حدس بزنید. در احادیث كلمه ی ترافیك نیست ولی سد معبر در احادیث آمده است. چه قدر حدیث درباره ی كشتارگاه داشته باشیم خوب است؟ چقدر حدیث درباره ی مسئله ی قبرستان داشته باشیم خوب است؟ چقدر حدیث برای مسئله ی آتش نشانی داشته باشیم خوب است؟ مسئله ی خانه سازی هم همینطوراست. در مورد ناودان هایی كه آبشان بر سر مردم می ریزد و ناودان های عمودی كه این طور نیستند هم بسیار حدیث داریم.
برای مسئله ی پارك ها، بریدن درختان و اشجار هم حدیث داریم. چقدر حدیث برای درخت كاری، گل و حیوان داری داریم. بیش از دو هزار حدیث درباره ی خوردنی ها داریم. اگر در جمهوری اسلامی یك گروه محققی پیدا می شدند و همه را به دانشكده ی غذاشناسی دعوت می كرد، یا این دو هزار حدیث را پس از پاك سازی احادیث ناباب، هزار و پانصد حدیث را در كتابی با موضوع «اطعمه و اشربه» با نام كتاب خوردنی ها و آشامیدنی ها می آوردیم خوب بود. گاهی وقت ها در احادیث مناسبت های غذاها ذكر شده است. راجع به لباس هم بسیار حدیث داریم. راجع به رنگ لباس چطور؟ راجع به شب زیر درخت خوابیدن چطور؟ راجع به دویدن چطور؟ راجع به كوه نوردی چطور؟ راجع به زلف
برنامه درسهایی از قرآن سال 66 . ج1، ص: 6
چطور؟ راجع به حمام هم چند حدیث داریم. راجع به غذاهای عمومی هم چند حدیث داریم. درباره ی چلوكبابی ها، مسافرخانه ها، راجع به سفر، راجع به بیت المال و وسایل عمومی هم چند حدیث داریم. چه مسئله ای هست كه ما درباره ی آن حدیث نداشته باشیم؟
مسائل خانوادگی: آدم می خواهد زنی بگیرد، باید چگونه زنی بگیریم؟ راجع به شكل زن، ساق پا، رنگ پوست، موی زن كه چه نوعش خوب است درباره ی همه ی اینها حدیث داریم.
زن و مرد، زن و شوهر چقدر می توانند صحبت كنند و چقدر می توانند همدیگر را ببینند و راجع به مهریه و مقدار مهریه و بخشیدن مهریه با هم صحبت كنند. مهریه ی زیاد، مهریه ی كم، چه چیز را مهریه كنیم؟ چقدر مهریه كنیم؟ درجلسه عقد چه كسی را دعوت كنیم؟ مسئله ی شاهد، صیغه ی عقد چگونه خوانده شود؟ در فهرست این كتاب ببینید كه چقدر حدیث داریم. درباره ی انتخاب همسر، مراسم خواستگاری، مراسم عقد و مهریه و مراسم عروسی و. . . چقدر حدیث داریم. همین مسائلی كه می گوییم سكسی است. ده ها حدیث درباره ی آن، یعنی آموزش مسائل جنسی داریم. منتهی چون در تلویزیون نمی توان گفت، نباید آن ها را یاد بگیریم. و باید یك جاهایی باشد كه عروس و دامادها بروند و یاد بگیرند تا بعد از عقد با یادگیری آن ها آماده ی زندگی مشترك شوند. بعد از مسائل آمیزشی درباره ی حاملگی روایت دارم كه غذای زن حامله چه باشد؟ حركات و ورزش زن حامله چگونه باشد؟ افكار زن حامله، ارتباطش با خدا و دعاهایی كه برای ایام حاملگی است. بعد مسئله ی زایمان مطرح می شود. مكان زایشگاه، بعدمسئله ی شیر دادن، محبت و. . . است. در مجموع مسئله ای نیست مگر این كه در حدیث باشد. و ما در جمهوری اسلامی هرچه می توانیم باید استخوان بندی فكرمان را از حرف محكم و حدیث پر كنیم.
دو نفر خدمت امام باقر (ع) آمدند امام فرمودند: هر كجا می خواهید بروید «شَرِّقَا وَ غَرِّبَا فَلَا تَجِدَانِ عِلْماً صَحِیحاً إِلَّا شَیْئاً خَرَجَ مِنْ عِنْدِنَا أَهْلَ الْبَیْتِ» (كافی، ج 1، ص 399)یعنی به شرق یا غرب بروید، حرف مایه دار صحیح پیدا نمی كنید، مگر این كه در خانه ما اهل بیت آن را پیدا كنید. البته چیزهایی كه مربوط به «هُدیً لِلنَّاسِ» (بقره/185)یعنی هدایت مردم باشد ممكن است شما بگویید، آپلو سازی در كجای احادیث آمده است؟ آپلو را خود آدم هم می تواند بسازد. آن چه دنیا نمی تواند بسازد، آدم است. یعنی اف چهارده ساخت، اف شانزده هم ساخت، ممكن است اف صد هم بسازد. حال اف چهارده را می خواهی چه كار كنی؟ چه كسی را در آن بنشانی؟ برای چه كاری می خواهی؟ انسان در همه كارها موفق است، جز در ساختن خودش و در این جاست كه انسان شكست خورده است. بنابراین به احادیث عنایت كنیم. گاهی انسان احادیثی را می بیند كه خودش را می بازد. الله اكبر اسلام تا اینجا دقت كرده است، این قدر اسلام ظریف است.
7- آثار و بركات و توجه به شرایط مخاطبان
در باره ی حدیث روایت داریم. پیامبر (ص) فرمودند: «وَ تَحَدَّثُوا فَإِنَّ الْحَدِیثَ جِلَاءٌ لِلْقُلُوبِ إِنَّ الْقُلُوبَ لَتَرِینُ كَمَا یَرِینُ
برنامه درسهایی از قرآن سال 66 . ج1، ص: 7
السَّیْفُ جِلَاؤُهَا الْحَدِیثُ» (كافی، ج 1، ص 41)خلاصه این كه حدیث دل را جلوه می دهد، هنگامی كه دل ها زنگ می زند. حدیث نورانیت دارد.
حدیث داریم كه اگر كسی دو حدیث یاد بگیرد كه از آن استفاده كند و به دیگران هم یاد دهد ارزشش از عبادت شصت سال بیش تر است. چرا كه حدیث خط می دهد، می گوید: كه از این راه حركت كنید، علم است، نور است راجع به اهمیت حدیث روایت زیاد داریم. «رَاوِیَه یٌ لِحَدِیثِنَا یَبُثُّ فِی النَّاسِ وَ یُشَدِّدُ فِی قُلُوبِ شِیعَتِنَا أَفْضَلُ مِنْ أَلْفِ عَابِدٍ» (بحارالانوار، ج 2، ص 145)این هم برای طلبه ها و معلمین بود. اگر كسی یك حدیث جالب را یاد بگیرد و برای دیگران نقل كند و دل مؤمنین را محكم كند، بهتر از هزار عابد است. این عالم اگر با كلمات حق به مردم دل دهد خیلی مهم می باشد. البته این كار سلیقه می خواهد، چرا كه اگر آدم بسیاری از حدیث ها را بازگو كند، طرف مقابل را خفه می كند. خود احادیث مثل شكر می باشند ولی اگر شكر را در حلق مردم بریزند خفه می شوند. این شكر را باید به نحوی تبدیل به شربت كرد كه قابل خوردن هم باشد. اینطور نیست كه بگوییم: بنشین تا برایت حدیث بگویم. چون باید جای حدیث گفتن را دانست. چطور بیان شود؟ چه وقت بگوید؟ زمان تبلیغ هنر می خواهد، هر وقتی نمی شود تبلیغ كرد. زمانش، مكانش، نوعش، ظرفیتش یعنی طرف مقابل چقدر ظرفیت دارد؟
چندی پیش من موفق شدم قرآن را به قصد تبلیغ نگاه كنم. در قرآن در این باره آیات زیادی هست. مثلاً چه موقع زمان تبلیغ باشد؟ حتی خود قرآن كه بهترین تبلیغ است، زمان تبلیغش در شب قدر می باشد. وقتی معلم نمره ی بیست می دهد، اگر شاگرد را زیر نمره نصیحت كند، شاگردش می گوید: چشم. اما وقتی كه نمره صفرمی دهد، آن هم صفر به اندازه ی قدر در قوری، زیر نمره صفر هم هر چقدر نصیحت كند اثر نمی كند. مثل چسباندن كاشی روی كاهگل است. كاشی روی كاه گل نمی چسبد. نصیحت از معلمی كه نمره ی صفر داده پذیرفته نمی شود. آن شبی كه آدم گوشواره برای دخترش می خرد، موعظه اش در او اثر می كند. زمان حدیث، مكان حدیث، حدیث خواندن جا دارد. از كجا شروع كنیم؟ سلیقه مهم است. از یكی از منبری ها پرسیدند چه كنیم كه منبرمان خوب شود؟ چه كتابی بخوانم؟ گفت: كتابی نیست، سلیقه ای است. آدم خودش باید بفهمد مخاطبش چه زمینه و ظرفیتی دارد و متناسب با آن ها صحبت كند. ببینید خدا چقدر زیبا فرموده است: كه هنگام سحر یك ساعت دعای سحر بخوانید، اما هنگام افطار كه شكم گرسنه است می گوید: حالا وقت دعای طولانی نیست و یك دعای كوتاه باید خوانده شود. «اللَّهُمَّ لَكَ صُمْتُ وَ عَلَی رِزْقِكَ أَفْطَرْتُ وَ عَلَیْكَ تَوَكَّلْتُ» (إقبال الأعمال، ص 117)یعنی پیغمبران وقتی می خواهند برای افطار دعا بنویسند، یك دعای یك سطری می نویسند و برای سحر یك دعای ده صفحه ای می نویسند. یعنی باید به زمان و مكان عنایت داشته باشی.
8- راویان و كتاب های حدیث
ما راجع به نقل حدیث عزیزان زیادی را از دست داده ایم. طاغوت، اصحاب امیرالمؤمنین را اعدام می كرد. اصحابی كه در هنگام آویخته شدنشان به چوبه ی دار می گفت: مردم جمع شوید تا برایتان یك حدیث دیگر بخوانم و وقتی این كار
برنامه درسهایی از قرآن سال 66 . ج1، ص: 8
او را دیدند زبانش را بریدند. زبان را می بریدند تا حدیث نقل نكند.
ابوذر غفاری در مكه وقتی حاجیان می خواستند در جمرات به شیطان سنگ بزنند، برایشان حدیث می خواند و از شلوغی زیاد آن جا استفاده می كرد.
ما چهار كتاب مهم حدیث داریم: (اصول كافی، من لا یحضرالفقیه، استبصار و تهذیب) كه بعضی از آن ها اثر شیخ صدوق است كه در شهرری دفن است كه لازم است به او احترام بگذاریم. بعضی اثر كلینی است كه كلینی نیز دهی اطراف شهرری است كه هر دوی این عزیزان بیش از هزار سال پیش زندگی می كردند. ولی قبل از این چهار كتاب خوب شیعه می خواهم به قسمت هایی از كتاب اعیان الشیعه اشاره نمایم.
از زمان امیرالمؤمنین تا زمان امام حسن عسگری، شش هزار و شش صد كتاب نوشته شده است. در زمان یازده امام این شش هزار و شش صد كتاب نوشته شده كه در اعیان الشیعه جمع شده است. چهارصد كتاب از آن ها اصول اربعه است. بعضی از كتاب نویس ها كه اسم آنها را می برم عبارتند از: حارث همدانی، میثم تمار، سلیم بن قیس، جابر جعفی و اسبق بن نباته و درقرن سوم شخصی به نام محمد بن مسعود عیاشی داشته ایم كه دویست كتاب داشته است. در سال دویست و ده یعنی قرن دوم، هزار و دویست سال پیش سی كتاب داشته است.
فضل بن شاذان صد و هشتاد كتاب و رساله داشته است.
كلینی برای این كه كتاب كافی را بنویسد، بیست سال مسافرت رفته و از معتبرترین كتاب ها استفاده كرده است. بیش از شانزده هزار حدیث در اصول و فروع كافی وجود دارد. در من لا یحضره الفقیه بیش از پنج هزار حدیث وجود دارد. در تهذیب بیش از سیزده هزار حدیث وجود دارد. در استبصار بیش از پنج هزار حدیث وجود دارد.
9- لزوم شناخت حدیث و راویان دروغگو
آیا همه ی احادیث درست می باشند؟ حال می خواهیم كمی در باره ی احادیث دروغ هم صحبت كنیم. «كُلُوا» را گفتیم، حالا می خواهیم بگوییم «لا تَأْكُلُوا» (بقره/188)چرا حدیث دروغ گفته می شود؟ آیا برای دوستی یا برای دشمنی اینها را می گویند؟ دوستان از روی غلو، دروغ می گفتند و گاهی اوقات چیزی را چند برابر نقل می كردند. ماه دو نیم شد. قرآن می فرماید «اقْتَرَبَتِ السَّاعَه یُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ» (قمر/1)ماه دو نیم شد. خوب طوری نیست. همان طور كه ما خشت را دو نیم می كنیم، خدا نیز ماه را دو نیم می كند. اما دیگر این كه این ماه به یقه پیامبر رفت و یكی از این آستین و نصف دیگر از آن آستین بیرون آمد، بزرگ در كوچك جا نمی شود. ماه نمی تواند در آستین من قرار گیرد. یا باید ماه كوچك شود و یا این كه آستین من بزرگ شود. این شدنی نیست و دروغ است. حدیث دروغ زیاد داریم، كه آن ها خیلی بلا بر سر ما آورده است. گاهی بشر سراغ آبی می رود ولی در آن مگسی می بیند. به خاطر مگسش از آب صرف نظر می كند و حدیث های دروغی خیلی ها را از اسلام فراری داد.
امام رضا (ع) می فرماید: اگر مردم همان هایی كه ما گفتیم را بشنوند و بفهمند، همه مسلمان می شوند. اگر دیدید كسی
برنامه درسهایی از قرآن سال 66 . ج1، ص: 9
مسلمان نیست، یا حرف ما را به او نگفته اند و یا اگر گفته اند به آن دروغ بسته اند و گفته اند. اوایل انقلاب حرف در آوردند كه عكس امام درماه می باشد. بعد از آن حرف در آوردند كه چه كسانی در ایران دارند انقلاب می كنند؟ در ایران یك عده آدم هستند كه می گویند: عكس امام در ماه هست. حالا اگر مثلاً عكس امام هم در ماه باشد، آیا برای امام مقامی است؟ این چه مقامی است؟ گاهی یك دروغ می گویند تا انقلابیون را تحقیر كنند و بگویند: كسانی كه انقلاب كردند طرز تفكرشان این است. خیلی باید مواظب باشیم. گاهی احمقانه دروغ می گویند. چرا دروغ می گویی؟ می گوید: راستش را بخواهید من دیدم مردم قرآن نمی خوانند، همواره گفتم هركس فلان سوره را بخواند چقدر ثواب دارد. من این حدیث ها را بافتم تا مردم قرآن بخوانند. گاهی غلو و مبالغه می كنند، می گویند: امامان ما چه می دانند و. . . البته علم غیب را خدا بخواهد عرضه می كند، اما این افراد بیش از اندازه تعریف می كنند. مثلاً نسبت به امام رضا (ع) به دروغ در آوردند كه ایشان فرموده اند: تمام مردم كره ی زمین برده ی ما هستند. خوب، اگر هر انسان آزادی خواهی این حرف را از امام رضا (ع) بشنود، ناراحت می شود.
صحیح بخاری از كتب اهل سنت است. ابوهریره در این كتاب حدیثی می گوید. روی منبر فردی از پای منبر به او گفت: این حدیث از كیست؟ آیا از كیسه ی خودت است یا از كیسه ی رسول الله است؟ ابوهریره گفت: نه، این از كیسه ی من است. فردی گفت: خبر دست اول دارم. گفتند: چطور؟ گفت: چون الآن از كارخانه ی دروغ سازی ام خارج شد. روی منبر ابوهریره دروغ می گفت و جالب این جاست كه می گویند: مگر ابوهریره از اصحاب پیغمبر نبوده است؟ چرا هست ولی در اصحاب پیامبر هم دروغگو وجود دارد. قرآن یك سوره به اسم منافقون دارد. در قرآن صدها آیه در مورد منافقون آمده است. سؤال این است هنگامی كه این قدر آیه در مورد منافقین می آمد منافقین بودند یا نه؟ بودند كه مسجد ضرار را ساختند. بودند كه توطئه می كردند. پس منافق بود كه در موردش آیه نازل شد. اگر خود خدا می گوید: كه منافق بوده است، پس چرا ما بگوییم هر كه در زمان پیامبر بوده و او را دیده منافق نیست و قطعاً عادل است. این حرف با متن وحی نمی سازد. اگر در روایتی آمده بود كل صحابی عادل است یعنی هر كس پیامبر را دید عادل است، می گوییم: این حدیث دروغ است. به این دلیل كه صحابی یعنی كسی كه پیامبر را دیده است و با او بوده اند و از طرفی ما در قرآن داریم كه آدم هایی با پیامبر بوده اند ولی عادل نبوده اند، هیچ! بلكه منافق هم بوده اند. شاهد هم آیاتی است كه درباره ی آن ها نازل شده است. مگر می شود كه قرآن بگوید در زمان پیامبر منافق بود و ما بگوییم قرآن اشتباه می كند و هركس در زمان پیامبر بوده است عادل است. خلاصه هرگاه حدیثی ضد قرآن بود، باید آن حدیث را به دیوار زد. در اصحاب پیامبر، هم افراد و هم افراد بد بوده است. همه كه یك طور نیستند.
زن های پیامبر هم مختلف هستند. خداوند نمی گوید: كه هر كس زن پیامبر باشد خوب است. خدا در قرآن می فرماید: «فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِناتِ مِنْكُنَّ أَجْراً عَظیماً» (احزاب/29)یعنی خداوند برای زنان خوب پیامبر، مزد عظیم قرار داده است. خوب، اگر همه ی زنان خوب بودند، نباید اجر و مزد داشتن آن ها را مشروط به خوب بودن می كرد. مثلاً اگر
برنامه درسهایی از قرآن سال 66 . ج1، ص: 10
كسی بگوید: من به خوب ها جایزه می دهم، وقتی حرفش را اینطور می زند كه در جمعیت بد هم باشد، و الاحرف لغوی زده شده است. اگر نمره ی همه بیست باشد، نباید تقسیم به خوب و بد كند. باید بگوید: به همه جایزه می دهم. اگر بگوییم: هركس زن پیامبر باشد نمره اش بیست است، این آیه لغو می شود. چون خدا می فرماید: «لِلْمُحْسِناتِ مِنْكُنَّ» یعنی اجر عظیمی برای زن های خوب پیامبر است. پس معلوم می شود همه ی زنان پیامبر در یك سطح نیستند. وقتی خود خدا می فرماید: سوره ی منافقون، در آیه ی منافقون بارها می فرماید: پیامبر اطرافت منافقین هستند. «لا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُم» (توبه/101)تو آن ها را نمی شناسی و ما او را می شناسیم.
یك آقایی می گفت: من مجتهد نیستم ولی مریدانش می گفتند: آقا مجتهد است. می گفت: آقا به خدا خودش می گوید كه من مجتهد نیستم. گفت: این مجتهد است، خودش نمی فهمد كه مجتهد است. اینجا هم قرآن می گوید: در زمان پیامبر منافق بودند. این آقا می گوید: هركس زمان پیامبر بوده و او را دید عادل است. این كه نمی شود. ما اگر حدیثی ضد قرآن داشتیم نباید ترتیب اثر بدهیم. حدیث ضد عقل هم داریم. ماه دو نیم شد، رفت در یقه، نصفش از این آستین بیرون آمد و نصفش هم از آستین دیگر، خوب این دروغ است چون ضد عقل است. بزرگ در كوچك جا نمی گیرد. اگر خود راوی گفت: دروغ گفتم، خوب معلوم است كه نباید به آن حدیث عمل كرد.
یك نفر را گرفتند كه اعدام كنند. گفت: مرا اعدام كنید ولی آن قدر حدیث دروغ گفته ام كه حالا حالاها باید زحمت بكشید. شما هر حدیثی را از خود عالم یا كتاب عالم شنیدی، باید عمل كنید ولی آن عالم مسئول است اگر حدیث غلط را نقل كند. ما یك علمی به اسم علم رجال داریم، كه علم حدیث شناسی می باشد. چطور بانك مركزی فرق پول قلابی را با پول واقعی تشخیص می دهد. طلای اصل و بدلی را تشخیص می دهد، عسل اصل و تقلبی را می فهمد. هر چیزی اصلی و قلابی دارد. حدیث هم درست و باطل دارد. در حوزه های علمیه حدیث شناس هم می باشد. آن هم نه اینكه هر طلبه ای بتواند حدیث درست را از حدیث غلط تشخیص بدهد، بلكه طلابی كه در علم رجال كار كرده اند.
10- هر حدیثی صحیح نیست و نباید گفت
بنابراین هركس حدیثی گفت به حدیث عنایت كنید. ولی توجه كنیم ممكن است هر حدیثی راست نباشد. اخیرا گاهی احادیثی را می بینیم كه پیداست دروغ هستند. مثلاً هركس صبح جمعه انار بخورد، خدا ثواب هفتاد پیامبر را به او می دهد. به این ترتیب این همه قرآن می گوید: «آمنوا» ، «جاهدوا» یعنی اینكه همه ی اینها بی خود است، یعنی هیچ است. «اوذوا فی سبیلی» یعنی شكنجه درراه خدا، بی خود است. همه ی معیارها «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ» (حجرات/13)، «وَ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدینَ عَلَی الْقاعِدین» (نساء/95)یعنی تمام معیارها نابود شود كه ما صبح جمعه انار بخوریم. مثلاً خانمی با آستین كوتاه بوده و نامحرم بازویش را دیده است، آن وقت همان خانم شب خواب می بیند یك سیدی كه شال سبزی دارد، كه لابد خود ابوالفضل العباس بوده است به او آن شال را می دهد. بابا شما با آن بازویت نمی توانی خواب ابوالفضل را ببینی. حالا اگر هم سیدی را در خواب دیدی باید ببینیم كیست. صندوقی كنار
برنامه درسهایی از قرآن سال 66 . ج1، ص: 11
خیابان بود، روی آن نوشته بود نذر ابوالفضل است. بعد هم دیدند شخصی هر شب به نام ابوالفضل می آید و پول های صندوق را می برد. پس ضمن این كه باید به حدیث توجه كنیم باید توجه كنیم كه هر حدیثی درست نیست. در مورد عالم هم همینطور است.
حدیث هم مثل غذاست، نیاز به غذا داریم اما غذایی كه سالم باشد. نیاز به هوا داریم، اما هوایی كه سالم باشد. به شدت نیاز به حدیث داریم، ولی باید مواظب باشیم. گاهی طبع انسان حدیث را پس می زند. البته گاهی ما نمی فهمیم، گاهی می فهمیم كه غلط است. پس آن جایی كه عقلت حدیث را پس می زند و می فهمی كه غلط است و یقین داری كه با هیچ حسابی جور در نمی آید به آن احادیث اعتنا نكنید. اما اگر حدیثی را نفهمیدیم، باید صبر كنیم تا اهلش بفهمند. ما ادعا نمی كنیم هرچه را نمی فهمیم درست نیست. اگر گفتند 2+1\ 18 حتی اگر آن را به امام صادق (ع) نسبت دادند، می فهمیم دروغ است. اما گاهی یك سری چیزها را نمی دانیم. می گویند: اگر مسواك نكنید، در موی سر شما اثر می گذارد. ممكن است این امر را در زمان نقل حدیث كسی نمی فهمید، ولی الآن بحمدلله دكترای دندان پزشك می گویند: مسواك در موی سر اثر می گذارد. پس باید بدانیم عقل خود را خیلی نباید خط كش حق و باطل قرار دهیم.
11- همراهی قرآن و احادیث
بحث اول ما این بود. ما به حدیث نیاز داریم. كلمه ی «كفانا كتاب الله» غلط است. اگر بگوییم قرآن كافی است، نمی دانیم نماز صبح چند ركعت است. تعداد طواف در قرآن نیست. بسیاری ازدستوراتمان را از حدیث می گیریم. قرآن قانون است و حدیث تفسیر قانون است اما این كه آیا حدیث ارزش دارد؟ بله قرآن به ما گفته است كه پیامبر «وَ ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوی» (نجم/3)یعنی كلمات پیامبر اعتبار دارد و استاندارد است و پیامبر هم فرمود: علی بن ابیطالب و دوازده امام همه معصومند و كلماتشان اعتبار دارد و اهل بیت هستند «إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ» (احزاب/33)كلماتشان حجت است و ما باید به حدیث عنایت كنیم.
نوشتن حدیث، نشر حدیث، عمل به حدیث، اعتبار حدیث، همه ی مثبت ها را گفتیم و آخرش هم گفتیم: حدیث دروغی هم داریم. آقایان طلبه اگر پای تلویزیون هستند و خواستند درباره ی حدیث دروغی بحث كنند به جلد پنجم الغدیر علامه امینی رجوع كنند. علامه امینی صد و هفتاد صفحه درباره ی حدیث دروغ و این كه چرا حدیث دروغ وضع می كردند، برای این كه خود را به طاغوت نزدیك كنند و عیوب خود را رفع كنند، نوشته است. در مقابل مخالفین گاهی خوب ها برای مبالغه می گفتند: عكس امام در ماه دیده می شود. پس گاهی بدها برای شیطنت دروغ می گویند و گاهی خوب ها برای مبالغه دروغ می گویند.
امام رضا (ع) فرمود: اگر اسلام ناب را به مردم نشان دهید همه ی مردم كره ی زمین آن را می پذیرند. پس اگر كسی اسلام را نمی پذیرد یا اسلام معرفی نشده و یا بد معرفی شده است. مثل لیوان آبی كه با مگس عرضه شده است. یعنی همراه خرافه و دروغ معرفی شده است. خود اسلام اشكال ندارد آن چه عیب هست از مسلمانی ماست.
«والسلام علیكم و رحمه ی الله و بركاته»
کليه حقوق برای مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن محفوظ است