هدایت و ضلالت

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
بحث امروز ما درباره هدایت و ظلالت است. بحث مهمی است ولی من مقداری از آن را برایتان می گویم. یك بحث بسیار روان و آسانی از هدایت ارائه می كنم كه آیات زیادی دارد.
1- برنامه استعمارگر برای انحراف ملت
برای انحراف یك امتی كه در حركت است، برای ملت ها، ابر قدرت ها و استعمارگر ها چند برنامه پیاده می كنند. گاهی می خواهند ملت نفهمند، سعی می كنند كتمان كنند. كتمان یك سدی است كه امت و ملت در صحنه نباشند و از مسائل دور باشند. گاهی ملت فهمیده ابرقدرت می آید، ترس بوجود می آورد تا حركت نكنند. اول ابرقدرت ها می خواهند ملت نفهمد. دوم اگر فهمیدند می خواهد با شكنجه و ساواك جلو حركت را بگیرد. اگر دید نه و ملت هم فهمیدند و حركت كردند. می آید و گام سوم را بر می دارد كه حالا كه ملت فهمیده است و راه افتاده است شاخه، شاخه كند. نیرو ها پراكنده بشود كه این وحدت نباشد. چون این اتحاد خیلی مهم است. همین نوری كه شما از آن استفاده می كنید، به خاطر اتحاد است. قطرات باران با هم جمع شد و جوی به وجود آمد. جوی ها با هم متحد شد رودخانه شد. آب رودخانه ها پشت سد جمع شد و مسئله برق مطرح شد. یعنی تا قطرات جمع نشود جوی نمی شود. جوی ها جمع نشود رودخانه نمی شود. تا آب رودخانه پشت سد متحد و جمع نشود برق تولید نمی شود. ابرقدرت ها می خواهند كه ما نفهمیم و اگر فهمیدیم راه نیفتیم. می خواهند اگر فهمیدیم و راه افتادیم با هم یك جا نرویم.
لذا در قرآن تعبیرات عجیبی است. گاهی می گوید: «یَصُدُّونَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ» راه بستن را مطرح می كند. اصلاً می آید راه را می بندد. گاهی راه را منحرف می كند. گاهی ایجاد تحیّر می كند. ایجاد شك می كند. گاهی قرآن می گوید: «وَ یَبْغُونَ ها عِوَجاً» (اعراف/45)می آیند راه را كج می كنند. گاهی شما در این سالن راه را به روی من می بندی. گاهی هم یك در دیگر باز می كنی. گاهی راه مرا باز می گذاری ولی فكر من را می بندی. پس گاهی به پا و گاهی به مغز قفل می زنی. اگر راه را بستی یعنی اینكه قفل را به پا زدی. اگر ایجاد شك كردی یعنی ایجاد یأس كردی. ملتی كه با حركت و حماسه دارد به جلو حركت می كند وقتی دلسرد شد و در او ایجاد شك شد، ایجاد شك و ایجاد یأس قفل زدن به مغز است.
2- افراط و تفریط محكوم، میانه روی مورد تأیید اسلام
در بحث ضلالت می خواهیم مطرح كنیم كه چطور خط، خط انحرافی می شود. معنای انحراف را می دانید؟ یعنی از خط مستقیم منحرف شدن. حالا یا افراط یا تفریط. شما در نماز كه روزی 17 ركعت است، 10 ركعتش را حمد می خوانی و7 ركعتش را هم سبحان الله والحمدلله می خوانی. روزی 10 مرتبه كه حمد می خوانی می گویی «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیمَ» نزدیكترین فاصله میان دو نقطه، راه صاف است. راه غیر صاف یا افراط است یا تفریط است. آن وقت افراط و تفریط در
برنامه درسهایی از قرآن سال‏95 . ج2، ص: 2
همه مسائل هست. گاهی برای عقیده به قدری اصالت قائل می شوند كه می گویند عقیده اش خوب است ولی هیچ عمل خوبی ندارد. گاهی می گویند اصل عمل است. چنان فعالیت ها را بخود می كشند اما از نظر اعتقادی و كتبی معتقد نیست. گروهی عقیده شان خوب است ولی كار نمی كنند. گروهی كار می كنند ولی عقیده خوبی ندارند.
كرم داران عالم را درم نیست***درم داران عالم را كرم نیست
افراط و تفریط در هر دو بعدش محكوم است. به مسئله میانه روی در اسلام خیلی تأكید شده است. حتی در پول خرج كردن هم بسیار توصیه شده است. آیه داریم كه مومن نباید هرچه دارد در راه خدا خرج كند. متعادل خرج كن. مقداری هم برای خودت و زن و بچه ات نگه دار. البته ایثار یك بعدی دارد كه قبلا در مورد آن بحث كرده ایم. بحث ضلالت به معنی از مدار دور شدن و از اخلاق خارج شدن است.
3- خدا گمراه می كند یعنی چه؟
ما در قرآن چند رقم ضلال داریم. «ضلال بعید» داریم و «ضلال مبین» داریم. معمولاً بیشتر وقت ها در مسائل فكری اگر كسی منحرف بشود «ضلال بعید» می گویند و در مسائل عملی «ضلال مبین» می گویند. آیا گمراه شدن دست خودمان است یا دست خدا است؟ خدا ما را گمراه می كند یا خودمان گمراه می شویم؟ جواب چیست؟ خودمان منحرف می شویم. پس قرآن كه می گوید: «یُضِلُّ بِهِ» (بقره/26) «یُضِلُّ اللَّه» (ابراهیم/27)خدا گمراه می كند یعنی چه؟ ببینید این هم در بحث جبر و اختیار مطرح است. در كارهایی كه ما می كنیم هم دست خدا در كار است و هم خدا یك قدرت و اراده ای به خود ما می دهد. شما یك منبع آبی را فرض كنید. منبع آب دست شما نیست. شهرداری و سازمان آب فراهم می كند. بعد لوله كشی می كند و دست شما نیست. خیابان ها دست شما نیست. كوچه ها دست شما نیست. این منبع و لوله كشی و خیابان كشی دست شما نیست اما بالاخره باز كردن و بستن شیر دست ماست. شما می توانی محكم شیر خانه را ببندی و نگذاری كه یك قطره آب هم هدر برود. بنابراین سر شیر دست شماست. نظام هستی هم همینطور است. در این نظام هستی پدر دست من نیست. مادر دست من نیست. محیط دست من نیست. جامعه دست من نیست. هیچكدام از این ها دست من نیست اما شیر اراده در دست من است. آدم می تواند با اراده با اینكه پدرش بد، مادرش بد، محیط بد، مدرسه بد اگر همه هم بد باشند، مبارزه كند. البته مشكل است كه آدم در سرازیری خودش را نگه دارد اما نشدنی نیست. مسئله هدایت و ضلالت دست ماست. قرآن می گوید: ما قرآن را می فرستیم اما همین قرآن «یُضِلُّ بِهِ كَثیراً وَ یَهْدی بِهِ كَثیراً» (بقره/26)همین آیات قرآن یك عده را گمراه می كند و یك عده را هدایت می كند.
فرض كنید در یك حوضی موش مرده ای باشد. بعد در این حوض باران شروع به باریدن می كند. یك حوض دیگر هم فرض كنید كه پر از گلاب است. به این حوض هم باران می بارد و بوی گلاب همه جا را پر می كند ولی وقتی در حوضی كه لاشه ای در آن افتاده است باران می بارد بوی تعفنش بلند می شود. این قرآن باران رحمت است. آیه هایی كه مثل باران است وقتی وارد قلبی شد كه لاشه دارد، حسادت، تكبر، بخل، حرص، عقده وارد آن می شود. اگر دل لاشه
برنامه درسهایی از قرآن سال‏95 . ج2، ص: 3
داشت «فی قُلُوبِهِمْ مَرَض» (بقره/10)این آیه ها كه آمد این را بیشتر زیر و رو می كند. مثل اینكه بنده به یك آخوندی حسادت می كنم. پس من آخوند مریض هستم. حسادت دارم. تا برای این آقا یك صلوات می فرستند، من بیشتر كلافه می شوم. هرچه بیشتر صلوات می فرستند، جان من بیشتر بالا می آید. آیات قرآن می آید. حوضی كه در آن لاشه است بوی تعفنش بیشتر می شود.
«إِلاَّ مَنْ أَتَی اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلیمٍ» (شعراء/89)ما چند نوع قلب داریم. در قرآن بعضی از آیه ها می گوید «قَلْبٍ سَلیمٍ» (شعراء/89)بعضی جا ها می گوید «قَلْبٍ مُنیبٍ» (ق/33)قلب سلیم یعنی قلبی كه پاك است. یعنی هیچ كینه و بخل و مرضی ندارد. قلب مریض گرچه گاهی كج شده اما منیب، انبه كرده و توجه دارد كه این از نظر اخلاقی خوب نبود و دارد خودش را مذمت می كند.
به خانه یكی از علما رفتم. دیدم چشمانش خیلی سرخ شده است. در را زدم و خودم را معرفی كردم و داخل شدم. دیدم یك حالی دارد. گفتم كه شاداب نیستی؟ گفت: یك فكری داشتم قبل از اینكه تو بیایی. مدتی است كه این فكر من را می سوزاند. داشتم غصه می خوردم و گریه می كردم. گفتم چه اتفاقی برای شما افتاده است؟ گفت: الآن فكر می كردم كه اگر شخص امام زمان (عج) بیاید خانه من و به من بگوید: بلند شو برو در خیابان ببین این لبو فروش چه می گوید. آیا من حاضرم كه پیش آن لبو فروش بروم و بگویم فرمایش شما چیست؟ دیدم سنگین است. آن وقت غصه می خوردم كه اگر امتحان پیش بیاید من با این عدم آمادگی در امتحان چه كنم؟ این عالم چون در خط خودسازی است می نشیند فكر می كند كه آیا مثلاً من اینقدر خودم را شكسته ام كه حق را از دهان هر كسی بپذیرم؟ بچه، بزرگ، عنوان داشته باشد یا عنوان نداشته باشد.
گاهی وقت ها در جلسات عمومی یك كوچولو كه حرف می زند، هیچكس گوش به حرفش نمی دهد. یا مثلاً یك كسی حرف می زند می گوید: ببینید آقا هم وارد سیاست شد. حال آنكه می بینی گاهی یك آدم معمولی چنان تفسیر و تحلیل سیاسی می كند كه حقوقدان و سیاستمدار نمی تواند چنین تحلیلی را بكند. قرآن می فرماید: ما این قرآن را می فرستیم اما اگر دل آلوده باشد «یُضِلُّ بِهِ كَثیراً وَ یَهْدی بِهِ كَثیراً» (بقره/26)
4- خداوند فاسقان و ظالمان را گمراه می كند
خدا چه كسی را گمراه می كند؟ در قرآن داریم «وَ ما یُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفاسِقین» (بقره/26)گمراه نمی كند توسط قرآن مگر كسانی را كه فاسقند. پس باید اول من فاسق باشم تا خدا من را گمراه كند. بی خودی خدا كسی را گمراه نمی كند. «فَلَمَّا زاغُوا أَزاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ» (صف/5)وقتی این ها ضیغ و زنگ و كجی را قبول می كنند، ما هم ایشان را هل می دهیم. برنامه های خدا یك برنامه های طبیعی است. می گوید «وَ الَّذینَ جاهَدُوا فینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا» (عنكبوت/69)اگر كسی ده هزار تومان نسیه برد و آورد داد، دفعه دیگر بیست هزار تومان به او نسیه می دهیم. اگر دبستان را خوب اداره كرد ما او را رییس دبیرستان می كنیم. «وَ الَّذینَ اهْتَدَوْا زادَهُمْ هُدیً» (محمد/17)یكی از انتقادهایی كه بعضی از دوستان در
برنامه درسهایی از قرآن سال‏95 . ج2، ص: 4
بعضی از نامه ها نوشته اند این بود كه شما گاهی بعضی از آیه ها را غلط می خوانی. گاهی بعضی از كلمات یا حروف از حرف هایت می افتد و این بخاطر این است كه من حافظ همه آیات قرآن نیستم. من با قرآن از لطف خدا مأنوس هستم اما چون همه آیات را حفظ نیستم این است كه نمی توانم همه آیات را درست بخوانم. حالا اگر یك وقتی اهل تحقیقی پای تلویزیون تشریف دارد می تواند خودش به آیات مراجعه كند.
سراغ بحث ضلالت بیاییم. آیه دیگر می فرماید: «وَ یُضِلُّ اللَّهُ الظَّالِمینَ» (ابراهیم/27)خدا كسی را كه ظالم است، گمراه می كند. پس هدایت و گمراهی كار خداست. همان خدایی كه گمراه می كند، هدایت هم می كند. حكیم هم هست. یعنی بی جهت این كار را نمی كند. آخر یك كسی یك سوال از من كرد. گفت: آقای قرائتی! بگو ببینم خدا قدرت دارد یا قدرت ندارد؟ گفتم: خدا قدرت دارد. گفت: حالا كه خدا قدرت دارد، شمر را هم به بهشت ببرد. گفتم: خدا قدرت دارد. اما حكیم هست. بردن شمر به بهشت حكیمانه نیست. خدا می تواند علی را به جهنم ببرد؟ بله می تواند اما این كار را نمی كند. چون این كار، كار حكیمانه ای نیست. الآن من قدرت دارم یقه خودم را پاره كنم. اما پاره كردن یقه كار حكیمانه ای نیست. خدا قدرت دارد كه از یك نطفه مست یك مغز مثل ابوعلی سینادرست كند. آیا قدرت دارد كه اگر ما تخم هندوانه كاشتیم خربزه بدهد؟ ما به تبریز برویم اما خدا ما را به شیراز ببرد؟ این غلط است. آخر خدا قدرت دارد اما حكیم هم هست. بنابراین اگر خدا گمراه می كند. اگر خدا هدایت می كند، هدایت وگمراه كردنش ملاك و معیار و حكمت هم دارد.
5- خداوند متواضع را عزیز و متكبر را خوار می كند
مثلاً آیه ای هست كه می گوید: «تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ» (آل عمران/26)عزت و ذلت دست خداست. اما یك سر آن دست من و شما هم هست. خدا یك اختیاری به ما داده است. «مَنْ تَوَاضَعَ لِلَّهِ رَفَعَهُ اللَّهُ وَ مَنْ تَكَبَّرَ وَضَعَهُ اللَّهُ» (كامل الزیارات، ص 270)كسی كه برای خدا تواضع كند خدا او را بزرگ می كند. این خط اوست. رهبر انقلاب وقتی مرجع تقلید بود، فرمود: من دست مراجع را می بوسم. بیشتر مردم رو به او آوردند. ایشان گفت: من دست بقال ها را می بوسم. رهبر انقلاب شد و بسیار موفق شد. فرمود: به من رهبر نگویید. به من خدمتگذار بگویید. جمع شدند و گفتند: (روح منی، بت شكنی) ایشان فرمود: رهبر من آن پسر 13 ساله ای است كه به خودش نارنجك می بندد و كاری می كند كه همه زبان ها و قلم ها. . . و هرچه عظمتش بیشتر می شود تواضعش بیشتر می شود. تا می بینیم شب كه خواهر ها می آیند دیدنش می گوید: شما زن ها ما را نصیحت كنید. گاهی می گوید: من از خلق در محضر مردم شرمنده هستم. من به حال شما غبطه می خورم. «مَنْ تَوَاضَعَ لِلَّهِ رَفَعَهُ اللَّهُ» در اصول كافی حدیث است، كسی كه برای خدا تواضع كند خدا او را بالا می برد. «وَ مَنْ تَكَبَّرَ وَضَعَهُ اللَّهُ» كسی كه زور بزند به پایین می آید. این است كه این كار ها زور زدنی نیست. مثلاً بیایید عكس را پخش كنیم. بیایید عكسش را پاره كنیم. «وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَیْرُ الْماكِرینَ» (آل عمران/54)اگر بنا بود كسی با عكس پیش برود، این كارهایی كه ما می كنیم كانال یك است. ما در این دنیا و در این
برنامه درسهایی از قرآن سال‏95 . ج2، ص: 5
نظام هستی دو كانال داریم. یك كانال داریم كه جمع شویم، بزرگش كنیم، بكوبیمش، بشكنیمش، تهمتش بزنیم، عكسش را بالا ببریم، عكسش را پایین ببریم، این ها همه كانال یك است. پشت این كانال یك، یك كانال دویی هم هست كه خدا دارد آن را طراحی می كند. بعد ببینیم كه روی كانال یك، شاه با تمام ابرقدرت ها زور می زنند كه خودشان را نگه دارند. روی كانال دو این ها را واژگون می كند.
قرآن كه این همه قصه دارد می خواهد یكقدری هم ما را متوجه كانال 2 كند. ابرهه ارتش قوی درست كرد. سوار فیل شد. گفتند: الان دستور می دهیم: آتش! و كعبه را منفجرمی كنیم. ابرهه یك خانه ساخت و به مردم گفت: شما كه می روید دور كعبه طواف می كنید. بیایید دور خانه من طواف كنید. مردم هم اعتنا نكردند و ایشان گفت: حالا كه دور خانه من نگشتند، من هم كعبه را خراب می كنم. ارتش تشكیل داد. همه سربازان و سپاهیانش سوار فیل شدند و رفتند كه كعبه را خراب كنند. كانال چیست؟ «وَ أَرْسَلَ عَلَیْهِمْ طَیْراً أَبابیلَ» (فیل/3)كانال این بود كه پرنده آمد و چیزهایی را پرتاب كرد كه در تفسیر داریم از عدس بزرگتر و از نخود كوچكتر بود. پرنده ها آمدند این ها را به روی سر این ها انداختند و وقتی هم به سرشان می خورد از پایشان بیرون می آمد. بعد قرآن می گوید: «فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَأْكُولٍ» (فیل/5)عصف به معنی كاه است. مأكول به معنی خورده شده است. (كاه خورده شده پهن) چنان این سنگها به مخشان می خورد كه پهن می شدند. خاك می شدند. این كانال دو است. كانال یك فیل است. كانال دو ابابیل است. ما یك مقداری باید روی كانال كار كنیم. یك مقدار هم باید وقتمان را صرف كانال بكنیم. كانال یك «لا تَدْخُلُوا مِنْ بابٍ واحِدٍ» (یوسف/67)حضرت یعقوب وقتی می بیند پسرانش با هم دارند حركت می كنند، می گوید: با هم وارد نشوید. شاید چشمتان بزنند. چشم زخم از نظر اسلام درست است. «وَ إِنْ یَكادُ الَّذینَ كَفَرُوا» (قلم/51)واقعیت دارد. از نظر علمی هم بحثهایی در این زمینه شده است. اما این كه عطسه كردی بایست این دروغ است. حدیث داریم هركس عطسه كرد تند برود. یكسری حرف ها خرافات است. یعقوب به بچه هایش گفت: شما 10، 12 نفر كه دارید با هم می روید یك مرتبه وارد نشوید. ممكن است شما را چشم بزنند. در عین حال می گوید «و توكلوا» توكل هم داشته باشید.
امام حسین صبح عاشورا ارتش خود را درست می كند. نظامش را درست می كند اما روی كانال دو مناجات هم می كند. امام حسین روی كانال یك، شب عاشورا شمشیرش را تیز می كند و با خدا هم مناجات می كند. هم كانال یك و هم كانال دو دارد. با یك دست قرآن و با یك دست اسلحه را نگه داشته است. اسلحه كانال یك است. مكتب كانال دو است و همیشه پشتوانه ی كانال یك، كانال دو است.
چه كسانی ما را گمراه می كنند؟ قرآن می گوید: چند طایفه ما را گمراه می كنند. گفتیم كه خدا نسبت گمراهی (گمراه كننده) را به خودش داده است. اما گفته است كه من بی خود كسی را گمراه نمی كنم. حكیمانه گمراه می كنم. اما گمراه كنندگان باطل این ها هستند كه خودشان هم باطل هستند:
برنامه درسهایی از قرآن سال‏95 . ج2، ص: 6
6 دوست و بزرگان و دانشمندان می توانند گمراه كننده باشند
1- دوست آدم را گمراه می كند. شما اگر روی كره زمین یك نفر را پیدا كردی كه سیگاری باشد و از طریق دوستش سیگاری نشده باشد. تمام سیگاری ها از طریق دوست سیگاری شده اند. این مثال جزئی بود. حالا مثال كلی را بگویم. برادران و خواهران آیا پرسیده ای كه چرا می گویند با آخوند ها تماس نگیر؟ وقتی می خواهند كانالیزه كنند، می گویند: با این مرتجع ها تماس نگیر. آقا بیا بنشینیم حرف بزنیم اگر بد بود، دیگر تماس نگیر. به قول قدیمی ها اگر بد روضه خواندم تو گریه نكن. اما از اول پیش خرید می كند. «یَصُدُّونَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ» است. سعی می كند كه اینطور باشد و در برنامه شان می گویند: چنان وقت دختر ها و پسر ها و هواداران را پر كنیم كه مهلتی برای تماس گرفتن با مخالفین را نداشته باشند. دوست آدم را گمراه می كند. قرآن می گوید: «یَوْمَ یَعَضُّ الظَّالِمُ عَلی یَدَیْهِ یَقُولُ یا لَیْتَنِی اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبیلاً یا وَیْلَتی لَیْتَنی لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلیلاً» (فرقان/28- 27)روز قیامت ظالم دو تا دستش را گاز می گیرد. بعد داد می زند كاش با فلانی دوست نمی شدم. «لَقَدْ أَضَلَّنی عَنِ الذِّكْرِ» (فرقان/29)آن دوست مرا گمراه كرد. بنابراین یكی از اشخاص كه ما را گمراه می كند، دوست است. اگر شما جوان انقلابی هستی باید در انتخاب رفیق هم یك تغییرات و یك تصفیه هایی بشود. هیچ مانعی ندارد كه شما بگویی آقا ما با ایشان سالهاست كه رفیق هستیم. حالا دیگر نمی توانیم قهر كنیم. خوب باید بتوانی قهر كنی. مگر نشنیدی كه امام صادق یك دوست بیست ساله داشت. یكبار دوست بیست ساله یك فحش ناموسی به مادر نوكرش داد. امام صادق فرمود: چه گفتی؟ هیچ نگفتم. فقط عصبانی شدم. فرمود: تو به مادرش تهمت زدی. گفت: اولاً این نوكر من است. خوب حالا اگر كسی نوكر داشت می تواند به او فحش بدهد؟ امیرالمومنین وقتی لباس می خرید برای غلامش 4 درهمی می خرید و برای خودش لباس 2 درهمی می خرید. در ثانی مگر می شود به او فحش داد. مگر می شود به شاگرد فحش داد. آیا استاد حق دارد به شاگردش بگوید: خاك بر سرت؟ نه! از نظر اسلام حق ندارد چنین بگوید. چرا به او فحش دادی؟ آقا هم نوكر من است و هم مادرش مسلمان نیست. مادرش مسلمان نباشد مگر به غیر مسلمان می شود ناسزا گفت.
علی بن ابیطالب در جنگ دید كه مردم دارند به معاویه فحش می دهند. حضرت فرمود: فحش ندهید. اگر ما هم جنگی داشتیم، حق ناسزا گفتن نداشتیم. قرآن می گوید: به بتها فحش ندهید. برای اینكه آن ها هم عصبانی می شوند و فحش به خدای شما می دهند. اصلاً فحش غلط است. امام صادق فرمود: چرا فحش دادی؟ گفت: هم نوكر من است و هم مادرش مسلمان نیست. فرمود: من بیست سال است كه با تو رفیق هستم. از اینجا دیگر قطع رابطه كردیم. امام صادق دوست بیست ساله خودش را به خاطر یك حرف ناسزا كنار گذاشت. برادر عزیز! خواهر محترم! چطور شد كه وقتی شما دوستانت را در دبیرستان و دانشگاه و. . . می یبنی كه دارند به مردان خدا تهمت می زنند، دلیل و سند شرعی هم به تو ارائه نمی دهند و دوستی ات را با این ها قطع نمی كنی؟ فكر نمی كنی می میری؟ آن وقت اگر من و تو مردیم جواب خدا را چه بدهیم؟
برنامه درسهایی از قرآن سال‏95 . ج2، ص: 7
خدا یكی از علمای بزرگ را رحمت كند. به او گفتند: اگر تو هفته دیگر بمیری، چه می كنی؟ گفت: من هیچ تغییری در زندگیم نمی دهم. همین كاری كه از اول بچگیم كردم. چون من از اول پانزده سالگی هر كاری كه می خواستم بكنم به فكر این بودم كه شاید هفته آخر عمر من باشد. اگر شما بدانید كه 10 روز دیگر 20 روز دیگر از دنیا می روی آیا باز هم حاضر هستی این حرفهای بی سند را قبول كنی؟ دوست ما را گمراه می كند. در انتخاب دوست باید مواظب باشید. حدیث داریم با دوستی كه نقطه ضعف تو را می گوید رفیق شو و با او دوست بشو. دوستی كه به تو غرور می دهد.
2- دوم كسی كه ما را گمراه می كند بزرگان است. مهره های درشت هستند. روز قیامت افرادی می گویند: خدایا «إِنَّا أَطَعْنا سادَتَنا وَ كُبَراءَنا فَأَضَلُّونَا السَّبیلاَ» (احزاب/67)بزرگمان را اطاعت كردیم. من والله راهنمایی بودم. دیدم دبیرستانی ها این كارها را می كنند. من دبیرستانی بودم، دیدم دانشجویان این كار را می كنند. دانشجو می گوید: چون دیدم رییس دانشگاه این كار را می كند. كارگر می گوید: كار فرما این كار را می كند. شاگرد می گوید: استادم این كار را می كند. طلبه می گوید: آیت الله فلان كار را كرد. هر قشری نسبت به آن مهره هایی كه برایش ارزش قائل است منحرف بشود و این خیلی مهم است. «إِنَّا أَطَعْنا سادَتَنا وَ كُبَراءَنا فَأَضَلُّونَا السَّبیلاَ» اگر یك زمانی یك خانم معلم با كفش ساده سر كلاس برود، تمام دخترهای مدرسه دیگر برای كفش در خانه اشك نمی ریزند و این یك عمل انقلابی است. درس عالی، زندگی ساده. آن وقت بچه ها نمره درسشان بالا می رود. فشارشان نسبت به پدر ها و مادر ها پایین می آید. «إِنَّا أَطَعْنا سادَتَنا وَ كُبَراءَنا»
3- سوم دانشمندان و علماء هستند. این سه دسته گمراه كننده هستند. دانشمندان و علماء هم می توانند گروهی را گمراه كنند. بزرگان و قدرتمندان و دولتمندان می توانند در هر قشری افرادی را گمراه كنند. «یَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَیْدیهِمْ ثُمَّ یَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللَّه» (بقره/79)چیزهایی را می نویسند و می گویند این ها از طرف خداست.
ابزار تحریف چیست؟ ابزار گمراهی چیست؟
7- ایجاد شك، شعار، وعده، تزیین و سوگند ابزار گمراهی است
1- ایجاد شك. قرآن می گوید: حضرت صالح می آمد و مردم را هدایت می كرد. بعد می آمدند می گفتند، بگویید ببینم «أَ تَعْلَمُونَ أَنَّ صالِحاً مُرْسَلٌ مِنْ رَبِّهِ» (اعراف/75)آیا می دانید كه او مرسل و پیامبر است. نكند مرسل و پیامبر نباشد. ایجاد شك می كردند. می دانید درست می گوید! از كجا می دانید كه او درست می گوید؟
2- گاهی وسیله گمراه كردن شعارهاست. در زمان طاغوت یكی از معلمین چپی سر كلاس رفته بود تا به بچه ها حساب یاد بدهد. گفته بود: بچه ها در شهر شما خانه ای یازده هزار متری است ولی یك زن و شوهر و یك سگ در آن زندگی می كنند. هر كدام از اینها چند متر مربع زمین دارند. در جنوب شهر خانه ی 50 متری است و در این خانه 5 نفر زندگی می كنند. حساب كنید كه به هرنفر چند متر می رسد. بعد مثلاً می گفت: در شمال شهر هر نفر چند هزار متر و در جنوب شهر هر نفر چند متر زمین دارند. بعد می گفت: این سیستمی است كه ما به آن مملكت اسلامی می گوییم. اما در
برنامه درسهایی از قرآن سال‏95 . ج2، ص: 8
نظام اقتصادی ماركسیسم این مسئله حل شده است. معلم ریاضی دارد درس تقسیم می دهد. اما لابلای درس تقسیم، بچه ها را به مكتب خودش آشنا می كند. خوب جوابش این است. در شمال شهر غلط است. در جنوب شهر هم غلط است اما دوای این غلط حتماً در كشكول جناب ماركس نیست. دوایش در اسلام هست. مسئله عدالت اجتماعی در ما هم هست. حرفش درست است اما نتیجه گیریش غلط است. می گوید: تو بیمار هستی. پس بیا به دكتر برویم. نه این آمپول زن نیست. دلیلش هم این است كه تا الآن چند نفر را كشته است. مریضی را قبول دارم ولی جناب دكتر را قبول ندارم.
رفتم وارد یك دبیرستانی بشوم و سخنرانی كنم. تا وارد شدم دیدم قبل از سخنرانی من یك عده گفتند: باید سرمایه را گرفت. بعد معلوم شد چند تا دختر چپی در این ها هستند و این شعار ها را گفتند و دختر ها هم دنبال اینها می گفتند كه (سرمایه را بایدگرفت) . گفتم: این شعار را از كجا می گویید. شعار اسلام این است. اسلام می گوید «ارْفَعْ إِلَیَّ حِسَابَك» (نهج البلاغه، نامه 40)امیرالمومنین می گوید: حساب را پهلوی من بیاور. باید حساب سرمایه رسید. اما سرمایه را باید گرفت، غلط است. اول باید به حساب سرمایه رسید كه از كجا آورده است. بعد حرامهایش چیست؟
یك فیلمی بود كه در آن چند كارگر و چند سرمایه دار بود و درآمد ها و پول ها حرام را از ایشان گرفتند. بعد قم خدمت آیت الله گلپایگانی رسیدم. ایشان فرمود: خوب این سرمایه ای كه از سرمایه دار گرفته می شود به حساب چه كسی باید داده بشود؟ بحث این نیست كه اگر از رباخوار پول را گرفتیم، اموال را به نفع مستضعفین مصادره كنیم. نه خیر! اموال رباخوار را باید گرفت و به آن كسی داد كه ربا داده است. متوجه شدید. ممكن است من سرمایه دار باشم. سرمایه من هم از راه احتكار، دزدی بدست آمده باشد. حالا اموال من را كه مصادره می كنند نباید به نفع مستضعفین مصادره كنند. هر كدام كه صاحبش معلوم است باید به صاحبش بدهند. اگر مجهول بود ولایت فقیه و یك مسئله دیگر بوجود می آید. بنابراین گاهی وقتها سرمایه را باید گرفت. این یكی از ابزارهای گمراهی است.
3- یكی دیگر از ابزار گناه وعده است. وعده ها از ابزار گمراهی است. علت اینكه این انقلاب ما دارد توطئه ها را خنثی می كند این است كه یك گروه خلقی مدام گفتند: خلق و خلق و خلق. ایران این ها را دید. بعد دیدند این خلقی ها نه در سپاه پاسداران و نه در جهاد سازندگی آمدند. نه دوایی و نه درمانی است. هیچ خبری نبود. فقط نوشتند خلق. وعده دادند ما قربان خلق می رویم ولی وعده هایشان از مرز شعار بیرون نرفت. آن چیزی كه انقلاب ما را حفظ كرد یك سهمش به دوش این نهادهای انقلابی است كه توانست آن روستایی را كه چهل سال از وعده برقی كه به آن ها دادند می گذرد. دیدند 2- 3 تا دانشجو در این تعطیلات دانشگاهی به این روستا رفتند و این روستا را برق كشی كردند. اگر این نهادهای انقلابی نبود انقلاب ماخیلی راحت ضربه خورده بود. علت اینكه امت ایران گمراه نشد همین نهادهای انقلابی بود. البته وعده هایی هم كه جمهوری اسلامی داده است، هنوز همه اش عملی نشده است. باید صبر كنیم امام زمان بیاید. اما یك وقت خط، خط خوبی است. جریان رو به بهبودی است. همین مقداری كه رو به بهبودی است، دفاع ما
برنامه درسهایی از قرآن سال‏95 . ج2، ص: 9
روی این است كه در مسیر خوب شدن هستیم. نه اینكه بگوییم حكومت ما در كشور نقطه ضعف نیست. با همه نقطعه ضعفش خط، خط خوبی است. بین جاده ای كه جاده كربلاست و دست انداز دارد با جاده ای كه جاده ی آمریكاست و دست انداز ندارد، خیلی فرق است. خوب جاده ی كربلا را می شود لكه گیری كرد و چاله هایش را پر كرد و رفت. چون جاده، جاده ی خوبی است. اما جاده ی آمریكا خوب نیست.
4- مسئله دیگر تزیین است. تزیین از ابزار گمراهی است. «وَ زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطانُ أَعْمالَهُمْ» (نمل/24)گاهی انسان خودش كار خودش را زینت می دهد. (توجیه گرایی) یعنی اینكه بنده بیایم غلطهایی را نادیده بگیرم. چشم روی هم بگذارم و توجیه كنم. تزئین هم یكی از ابزارهای گمراهی است. گاهی انسان خودش را گمراه می كند. چرا؟ برای خاطر اینكه كار خلافی می كند اما كار خلافش را توجیه می كند.
5- یكی دیگر مسئله سوگندهاست. قرآن می فرماید: «اتخذوا ایمانهم جنّه ی فصدّوا عن سبیل الله» گاهی قسم دروغ می خورند و با همین قسم دروغ روی كارهایشان سر پوش می گذارند و هر جنایتی را می كنند.
خلاصه: اول گفتم كه خدا گمراه می كند اما همان خدایی كه قدرت دارد گمراه بكند، بی خود هر كسی را گمراه نمی كند. خود خدا گفته است كه من كسی را كه مسرف و كذاب و فاسق است، گمراه می كنم. بنابراین خدا گمراه می كند اما گمراهی خدا با حكمت است. گفتم خدا قدرت دارد اما حكمت هم دارد. كسانی كه ما را منحرف می كنند، گفتم ابرقدرت ها و استعمارگر ها سه تاخط را بوجود می آورند. اول خط جهل است. یك كاری می كنند كه نفهمیم. بعد اگر فهمیدیم یك كاری می كنند كه راه نیفتیم. بعد اگر راه افتادیم یك كاری كنند كه با هم حركت نكنیم. مسئله سوم دسته هایی كه در قرآن گمراه كننده معرفی شده اند دوست و بزرگان، سیاستمداران، دانشمند ها و علما هستند كه می توانند گمراه كنند و ابزارگناهشان گاهی ایجاد شك و یأس است. گاهی شعارهایی می دهند. از راه شعار ها خط را عوض می كنند. گاهی وعده ها می دهند و گاهی تزیین می كنند. غلطهای خودشان را توجیه می كنند. گاهی انسان یك غلطی را می بیند و دلش از دست فلانی سرد می شود. می گوید: دیدی فلانی هم به درد فلان مقام نمی خورد. گاهی آدم غلطی را از شخصیتی می بیند و می خواهد دلسرد بشود. فوری هواداران آن شخص یا گروه می آیند و تزیین می كنند. یعنی آن غلط را توجیه می كنند. باز مردم را در خط گمراهی نگه می دارند. تزیین دوستان، رفو كردن هواداران، سوگندهای دروغین، وعده ها و شعار ها و ایجاد یأس، این ها گوشه ای از ابزار گمراهی است. از گمراهی هایی كه در قرآن گفته شده بود مثال زدم. گفتم: مثل ظرف آبی می ماند كه اگر لاشه ای در آن باشد بارندگی هم كه بشود بوی تعفن بیشتر می شود. اگر ما مریض باشیم، قلبمان از نظر معنوی مریض باشد هر چه هم ما را نصیحت بكنند، عصبانیتمان بیشتر می شود و لذا ببینیم كه آقای مشكینی در درس اخلاق چه می گوید؟ پای فیلم مراد برقی ننشینیم. همان وقتی كه آمریكا داشت آپولو می ساخت من و تو پای مراد برقی نشستیم. حالا كه آقای مشكینی، آقای منتظری می خواهند به ما بگویند خدای تو چه گفته است. «فی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ» خدا انشاءالله همه را از این گمراهی ها حفظ كند امیدوارم كه بیشتر با اسلام آشنا
بشویم.
«والسلام علیكم و رحمه ی الله و بركاته»
کليه حقوق برای مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن محفوظ است