رابطه ی ایمان و علم
حساب ایمان از علم جداست، ایمان برتر و فراتر از علم است، زیرا ایمان از مقوله ی محبّت است، چنانكه حساب ولایت از حساب رئیس، حاكم، شاه و سلطان جداست و همان گونه كه حساب خمس و زكات از مالیات جداست.
توضیح آنكه انسان مؤمن به بسیاری از چیزها علم دارد، ولی به آنها عشق نمی ورزد. مثلاً به ارتفاع كوهها و عمق اقیانوس ها و تاریخ حكومت پادشاهان و هزاران مسئله ی دیگر علم دارد و یا به بسیاری از آمار و ارقام آگاه است، ولی به آنها عشق نمی ورزد، لكن آنجا كه پای خدا، اعتقاد وایمان در كار است، به آن عشق می ورزد و این عشق و ایمان هدیه ی الهی است كه در درون انسان قرار داده شده است. بنابراین كفّار در حقیقت با كفر و لجاجت، فطرت خود را تغییر
تفسیر سوره حجرات . ج1، ص: 69
داده اند. «حَبّبَ الیكم الایمان. . . »
چنانكه در خمس و زكات، قداست، اعتماد، انتخاب و قرب به خداوند مطرح است كه در مالیات نیست. لذا مردم تمام دنیا مالیات می دهند، امّا به گیرنده ی مالیات عشق نمی ورزند، امّا مردم با ایمان به هنگام پرداخت خمس و زكات، به مرجع تقلید عشق می ورزند.
آیه «9»
وَإِن طَآئِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ اقْتَتَلُواْ فَأَصْلِحُواْ بَیْنَهُمَا فَإِن بَغَتْ إِحْدَیهُمَا عَلَی الْأُخْرَی فَقَتِلُواْالَّتِی تَبْغِی حَتَّی تَفِی ء إِلَی أَمْرِ اللّهِ فَإِن فَآءَتْ فَأَصْلِحُواْ بَیْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُواْ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ
و اگر دو طائفه از مؤمنین به نزاع و جنگ پرداختند، پس فوری میان آنان صلح و آشتی بر قرار كنید. سپس اگر یكی از دو گروه بر دیگری تجاوز كرد، پس با آن متجاوز بجنگید تا به فرمان خداوند روی كند. پس اگر طائفه متجاوز بازگشت (و دست از تجاوز خود برداشت) ، میان آن دو گروه با عدالت صلح برقرار كنید و عدالت به خرج دهید. همانا خداوند عدالت پیشه گان را دوست دارد.
نكته ها:
از آغاز این سوره انواع برخوردها مطرح شده است:
الف: برخورد با خدا و رسول، (پیشی نگرفتن. . . «لاتقدّموا» )
تفسیر سوره حجرات . ج1، ص: 70
ب: برخورد با پیامبر اكرم، (ادب داشتن و صدا را بلند نكردن)
ج: برخورد با فاسق، تحقیق و بررسی گزارشات او.
د: برخورد و سركوب یاغی.
هـ: برخورد با محبّت، برادری و. . . با مؤمن. (آیات بعدی)
در حدیث می خوانیم: برادر دینی خود را خواه ظالم باشد یا مظلوم یاری كن، اگر مظلوم است، درگرفتن حقّ و اگر ظالم است، در جلوگیری از ظلمش او را یاری كن. [1]
مسلمانان باید دارای تشكیلات، حكومت، قدرت، نظام، آموزش، بسیج، تبلیغات و تداركات قوی باشند وگرنه امروز عمل كردن به این آیه یعنی سركوب یاغیان بین المللی با آن همه پیشرفت علم و تكنولوژی و ارتباطات امكان ندارد.

(آری، اگر سركوب یاغی واجب است، مقدّمه ی واجب كه همان تشكیل حكومت اسلامی است نیز واجب است)
پیام ها:
از این آیه نیز ده ها درس می توان گرفت كه ما به بعضی از آنها اشاره می كنیم:
1- گرچه ایمان مانع درگیر شدن نیست، ولی نزاع میان مؤمنین یك جرقه است نه یك جریان، موقّت است نه دائمی. زیرا كلمه ی «اِقتَتلوا» نشان از پدید آمدن نزاع است، نه دوام آن واگر دائمی بود می فرمود: «یَقتَتلون»
تفسیر سوره حجرات . ج1، ص: 71
2- ادب به ما می گوید كه مسائل منفی و زشت را مستقیماً به مخاطب خود نسبت ندهیم. (در این آیه نفرمود: و اگر دو طائفه از شما، بلكه فرمود: از مؤمنان، یعنی شما اینكاره نیستید) «اِقتتلوا»
3- طبیعت جنگ پای همه را به میان می كشد و تنها به دو گروه درگیر قانع نیست. (كلمه «اقتتلوا» جمع آمده وگرنه می فرمود: «اقتتلا» )
4- مسلمانان در برابر مشاهده و اطلاع از درگیری میان خود، متعهّد ومسئولند وبی تفاوتی را ممنوع می دانند.

«فَاصلِحوا»
5- برای آشتی دادن و برقراری صلح میان مسلمانان با سرعت و بدون تأخیر قیام كنیم. (حرف (فاء) در «فَاصلِحوا» نشانه ی سرعت است)
6- اگر یكی از دو گروه درگیر یاغی گری كرد، همه ی اُمّت اسلامی باید بر ضدّ او سریعاً بسیج شوند. «فَاِن بَغَتْ. . .

فقاتلوا الّتی تَبغی»
7- برای برقراری یا حفظ امنیّت و عدالت، حتّی اگر لازم شد باید مسلمانان یاغی كشته و فدا شوند. آری، خون یاغی ارزش ندارد. «فَاِن بَغتْ. . . فقاتلوا. . . »
8- در برابر خشونت باید خشونت به خرج داد. «فَاِن بَغتْ. . . فقاتلوا» (در نظام اسلامی نباید به یاغی مهلت و فرصت داده شود)
تفسیر سوره حجرات . ج1، ص: 72
9- در سركوب یاغی، طفره نرویم و مسامحه نكنیم.

«فقاتلوا» (حرف (فاء) علامت تسریع است)
10- در سركوب یاغی، كاری به خانواده، زن و فرزند او نداشته باشیم و فقط به سراغ خودش برویم. «فقاتلوا الّتی تَبغی»
11- در سركوب یاغی هیچ شرط و ملاحظه ای نداشته باشیم؛ خودی باشد یا غریبه. «فقاتلوا الّتی تَبغی»
12- قیام مسلمین، هدف مقدّس دارد. «حتّی تَفی ء الی. . . »
13- مدّت مبازره تا رسیدن به هدف است، «حتّی تَفی ء الی امر اللّه» و ساعت، ماه و تاریخ خاصّی ندارد. مثل مدّت مراجعه بیمار به پزشك و مصرف دارو است كه تا زمان سلامتی باید ادامه یابد.
14- در سركوب یاغی، هدفهای شخصی، قومی، حزبی، یا انتقام، خودنمائی و گرفتن زهره چشم از دیگران مطرح نیست، بلكه یك هدف مطرح است و آن برگشتن یاغی به راه خداست. «حتّی تَفی ء الی امر اللّه»
15- برای آتش بس، آغاز و شروع بازگشت یاغی به راه حق كافی است. همین كه او شروع به برگشت كرد دست از او بردارید، زیرا شرط دست برداشتن از او، بازگشت صد در صد او نیست. «حتّی تَفی ء»
16- در مرحله ی درگیری كه متجاوز معلوم نیست، باید تلاش برای خاموش كردن اصل فتنه و ایجاد صلح
تفسیر سوره حجرات . ج1، ص: 73
باشد، «فَاصلحوا» ولی در مرحله ی بعد كه متجاوز و یاغی شناخته شد، خاموش كردن فتنه و ایجاد صلح باید در سمت و سوی دفاع از مظلوم و گرفتن حقّ او از ظالم باشد. «فَاصلحوا بینهما بالعَدل»
17- وظیفه ی مسلمانان در شرائط مختلف تفاوت دارد؛ گاهی اصلاح است و گاهی جنگ. (در این آیه، هم كلمه ی «اصلحوا» دو بار آمده است و هم كلمه ی «قاتلوا» )
18- در اصلاح میان دو گروه باید خسارت و غرامت جنگ را از متجاوز گرفت. «بالعَدل»
حضرت علی علیه السلام فرمود: اُمّتی كه حقّ ضعیفش از قوی بدون تردید گرفته نشود، قداست و ارزشی ندارد. [2]
19- هر كجا طوفان غرائز و غضب و لغزشگاهی بود، سفارشات پی درپی لازم است. «بالعَدل، اقسطوا. . . یحبّ المقسِطین»
20- اصلاحی ارزش دارد كه حقّ به صاحبش برسد، وگرنه سكوت ذلّت بار، مرگ آفرین و تحمیلی است.

«اصلحوا. . . اقسطوا»
21- هر كجا مسئله ی تحمّل مشكلات در كار است، از اهرم محبّت استفاده كنید. «انّ اللّه یُحبّ المقسطین»
22- كسانی محبّت خداوند را دریافت می كنند كه بر اساس عدل و قسط حركتی كنند وگرنه ساكت كردن دو
تفسیر سوره حجرات . ج1، ص: 74
طرف جنگ بدون برقراری عدالت، محبوب خداوند نیست. «یحبّ المقسِطین»
نمونه ها
آیه ای كه برای تلاوتش دو دست قطع شد.
در ماجرای جنگ جمل همین كه كار رو به سختی می رفت و حضرت علی علیه السلام آنان را از شروع به جنگ نهی فرمود، طرفداران عایشه گوش ندادند، حضرت به خداوند شكایت كرد كه مردم نافرمانی می كنند وگوش نمی دهند و قرآن را بدست گرفت و پرسید: كیست كه این آیه «و ان طائفتان من المؤمنین. . . » را برای مردم بخواند؟
شخصی به نام مسلم مجاشعی آمد و گفت: من این آیه را برای مردم می خوانم. امام فرمود: دست راست و چپ تو را قطع و تو را شهید می كنند! گفت: «هذا قلیلٌ فی ذاتِ اللّه» یعنی شهادت من در راه خدا چیزی نیست.
قرآن را گرفت و در برابر لشگر عایشه ایستاد و مردم را به خدا دعوت كرد تا شاید خونی ریخته نشود و جنگی صورت نگیرد، دست راست او را قطع كردند، قرآن را به دست چپ گرفت، دست چپ او را نیز جدا كردند، قرآن را به دندان گرفت، سرانجام طرفداران عایشه این تلاوت كننده قرآن را به شهادت رساندند. حضرت علی علیه السلام بعد از شهادت او
تفسیر سوره حجرات . ج1، ص: 75
دستور حمله دادند. [3]
آری، ابتدا باید با استناد به قرآن تبلیغ و اتمام حجّت نمود و سپس شجاعانه تا آخرین نفس در راه هدف تلاش كرد.

[1] - وسائل الشیعه، ج 12، ص 212
[2] - كافی، ج 5، ص 56
[3] - بحار، ج 32، ص 175
کليه حقوق برای مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن محفوظ است