سیمای سوره حجرات
این سوره در مدینه نازل شده ودارای هجده آیه وبه نام سوره ی «حجرات» یا سوره «آداب واخلاق» نامیده شده است.
«حُجرات» جمع «حُجره» است و چون در این سوره نام حجره های پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله (كه بسیار ساده و از گل و سقف آن از چوب و شاخه های خرما بود) برده شده، این سوره حجرات نامیده شده است.
آغاز سه سوره ی قرآن، (مائده، حجرات و ممتحنه) كه درباره مسائل حكومتی و اجتماعی است، با جمله ی «یا ایّها الّذین آمنوا» شروع شده است. [1]
در این سوره به خاطر آن كه چند بار پی درپی جمله ی «یا ایّها الّذین آمنوا» آمده است، سیمای یك جامعه اسلامی از آن معلوم می شود.
تفسیر سوره حجرات . ج1، ص: 10
در این سوره مسائلی مطرح شده كه در سوره های دیگر نیست. از جمله:
1- پیشی نگرفتن از پیامبر صلی الله علیه و آله و آداب برخورد با آن حضرت و هشدار به كسانی كه بی ادبند.
2- مسخره كردن و نام بد نهادن، سوءظن، تجسّس و غیبت كه در یك جامعه ی ایمانی حرام است، در این سوره از آنها نهی شده است.
3- اُخوّت و برادری، دستور اصلاح، بسیج عمومی بر ضد یاغی، میانجی گری عادلانه، تحقیق درباره خبرهای رسیده از افراد مشكوك و تعیین ملاك برتری كه در یك جامعه ی ایمانی لازم است، در این سوره آمده است.
4- در این سوره، جامعه ایمانی كه در آن درجات مسلمین از مؤمنین مشخّص و ملاك ارزشها، تقوی و آن چه محبوب است، ایمان و آن چه مورد تنفّر است، كفر و فسق و گناه بیان شده ومحور جامعه را قسط و عدل می داند.
5- جامعه ی ایمانی در این سوره، وام دار خدا وعاشق پیامبر صلی الله علیه و آله است كه واسطه ی هدایت او شده و هرگز ایمان خود را منتّی بر خدا و رسول صلی الله علیه و آله نمی داند.
6- در جامعه ی ایمانی این سوره، مردم باید تابع پیامبر باشند و هرگز توقّع تبعیّت پیامبر از مردم را نداشته باشند.
تفسیر سوره حجرات . ج1، ص: 11
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیِمِ
به نام خداوند بخشنده ی مهربان.
نكته ها:
این سوره نیز همانند سایر سوره ها با نام خداوند شروع شده است، زیرا در حدیث می خوانیم: هر كار مهمّی كه بدون نام خداوند آغاز گردد، نافرجام است. [2]
آری، در آغاز كارها انسان به استمداد از رحمتی بس گسترده نیاز دارد كه آن نیاز با جمله ی مباركه «بسم اللّه الرّحمن الرّحیم» برطرف می گردد.
«بسم اللّه» در آغاز هر كار، نشان ایمان به خدا، عشق به خدا، یاد خدا، توكّل بر خدا، رنگ و جهت خدایی دادن به كارهاست.
تفسیر سوره حجرات . ج1، ص: 12
آیه «1»
یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لَاتُقَدِّمُواْ بَیْنَ یَدَیِ اللّهِ وَ رَسُولِهِ وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ
ای كسانی كه ایمان آورده اید! بر حكم خدا و پیامبر او پیشی نگیرید واز خداوند پروا كنید، همانا خداوند شنوا و دانا است.
نكته ها:
این آیه، جلوی بسیاری از خطاها را می گیرد. زیرا گاهی خواسته ی اكثریّت مردم، جلوه های ظاهری و مادّی، پیروی از حدس و تخمین، میل به ابتكار ونوآوری، هیجان و قضاوت عجولانه و خیال آزاداندیشی، انسان را وادار به گفتن ها، نوشتن ها و تصمیماتی می كند كه ناخودآگاه انسان از خواسته ی خدا و رسول جلو می افتد، همان گونه كه گاهی خیال عبادت، خیال قاطعیّت، خیال انقلابی بودن و خیال زهد و ساده زیستی، گروهی را وادار كرد تا از خدا و رسول پیشی بگیرند و به قول معروف كاسه ی داغ تر از آش باشند.
این آیه می خواهد انسان ها را همچون فرشته تربیت كند، زیرا قرآن درباره ی فرشتگان می فرماید: در سخن بر خدا سبقت نمی گیرند و تنها طبق دستور او عمل می كنند.

«لایَسبِقونَه بِالقَول و هم باَمرِه یَعمَلون» [3]
تفسیر سوره حجرات . ج1، ص: 13
قرآن، موارد تقدّم را بیان نكرد تا شامل انواع پیش افتادن های عقیدتی، علمی، سیاسی، اقتصادی و غیره در گفتار وكردار گردد.
بعضی اصحاب از پیامبر صلی الله علیه و آله درخواست كردند كه خود را مقطوع النسل و اَخته نمایند تا دیگر تمایلی به همسر نداشته باشند و یكسره در خدمت اسلام باشند، حضرت آنان را از این كار زشت باز داشت.
كسی كه از خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله پیشی می گیرد، در مدیریّت نظام خلل وارد كرده و جامعه را به هرج و مرج می كشاندو در حقیقت دستگاه و نظام قانون گذاری را بازیچه ی تمایلات خود قرار می دهد.
پیام ها:
1- برای انجام گرفتن دستورات باید ابتدا زمینه های روانی پذیرش را در مخاطب ایجاد كرد. جمله ی «یا ایها الّذین آمنوا» به مخاطب شخصیّت می دهد ووابستگی او به خدا را كه زمینه ی انجام كار است، بیان می كند.
2- از آنجا كه فرمان پیش نیفتادن از خدا و رسول، فرمان ادب است، خود این آیه نیز مخاطب را با ادب ویژه صدا می زند. «یا ایها الذین آمنوا. . . »
3- بعضی سلیقه های شخصی، عادات و رسوم اجتماعی و بسیاری از مقرّرات و قوانین بشری كه ریشه در قرآن و حدیث ندارد و برخاسته از عقل و
تفسیر سوره حجرات . ج1، ص: 14
فطرت نیست، نوعی پیش افتادن از خدا و رسول است.

«لا تقدّموا. . . »
4- هرگونه حرام كردن نعمت های حلال خداوند و یا حلال كردن حرام ها، پیشی گرفتن از خدا و رسول است.

«لاتقدّموا. . . »
5- هرگونه بدعت، مبالغه، ستایش نابجا و انتقاد نابجا، پیشی گرفتن است. «لا تقدّموا. . . »
6- سرچشمه ی فقه و رفتار ما باید قرآن و سنّت پیامبر صلی الله علیه و آله باشد. «لا تقدّموا بین یدی اللّه و رسوله»
7- پیشی گرفتن از خدا و رسول، بی تقوایی است. (چون در این آیه می فرماید: پیشی نگیرید و تقوی داشته باشید) «لاتقدّموا. . . واتّقوا»
8- هر آزادی، توسعه و پیشرفتی ارزش ندارد.

«لاتقدّموآ. . . »
9- برای انجام تكالیف، دو اهرم ایمان و تقوی لازم است.

(در آیه هم كلمه ی «آمنوا» و هم كلمه ی «اتّقوا» مطرح شده است) «آمنوا. . . واتّقوا»
10- از چیزهایی كه جمله را زیبا می كند آن است كه امر و نهی در كنار هم باشد. (در آیه هم نهی آمده «لاتقدّموا» و هم امر آمده است «واتّقوا» )
11- حكم رسول همان حكم خداست، بی احترامی به او بی احترامی به خداست و پیشی گرفتن از هر دو ممنوع
تفسیر سوره حجرات . ج1، ص: 15
است. «لا تقدّموا بین یدی اللّه و رسوله»
12- التزام عملی باید همراه با تقوای درونی باشد.

«لاتقدّموا. . . واتّقوا اللّه»
13- كسانی كه به خاطر سلیقه ها و مسائل دیگر از خدا و رسولش پیشی می گیرند، نه ایمان دارند و نه تقوا.

«یا ایّها الذین آمنوا لاتقدّموا. . . و اتّقوا»
14- تندروی یا كندروی های خود را توجیه نكنیم. «انّ اللّه سمیع علیم»
نمونه های پیش افتادن
اكنون با هم به چند نمونه ی تاریخی تقدّم و پیشی گرفتن مردم بر خدا ورسول كه در تفاسیر و روایات مطرح شده است توجّه می كنیم:
1- در عید قربان گروهی قبل از پیامبر صلی الله علیه و آله قربانی كردند، به آنان گفته شد: «لاتقدّموا بین یدی اللّه و رسوله» [4]
2- گروهی قبل از آنكه ماه رمضان ثابت شود روزه گرفتند. به آنان گفته شد: «لاتقدّموا بین یدی اللّه و رسوله»
3- پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله گروهی را برای تبلیغ نزد كفّار فرستاد، كفّار مبلّغان پیامبر را كشتند، ولی سه نفر از آنان فرار كردند. این سه نفر در بازگشت در مسیر فرار دو نفر از قبیله ی كفّار (بنی عامر) را دیدند و به انتقام دوستان شهید خود آنها
تفسیر سوره حجرات . ج1، ص: 16
را كشتند (در حالی كه آن دو نفر بی تقصیر بودند) . قرآن آنان را به خاطر این عمل خودسرانه توبیخ كرد كه چرا بدون دستور پیامبر دست به این عمل زدید؟ «لاتقدّموا بین یدی اللّه و رسوله» [5]
4- امام علیه السلام به شخصی فرمود: این دعا را بخوان: «یا مقلّب القلوب» شنونده این گونه گفت: «یا مقلّب القلوب والابصار» امام فرمود: ما كلمه ی «ابصار» را نگفته بودیم، قرآن می فرماید: از خدا و پیامبر جلو نیفتید. «لاتقدّموا بین یدی اللّه و رسوله» [6]
5- قوم بنی تمیم از پیامبر صلی الله علیه و آله امیر ومسئول خواستند. خلیفه ی اوّل و دوّم هر كدام شخصی را پیشنهاد كردند و با هم مشاجره می كردند كه كاندیدای من بهتر است، آیه نازل شد؛ «لاتقدّموا بین یدی اللّه. . . و لاترفعوا اصواتكم» [7]
6- امام علیه السلام در آموزش دعا به شخصی فرمود: این دعا را بخوان:

«لااله الاّ اللّه. . . » تا آنجا كه می فرماید: «یُحیی و یُمیت» شنونده از پیش خود جمله ای اضافه كرد و گفت: «و یمیت و یحیی» حضرت فرمودند: جمله ی تو صحیح است، امّا آنچه من می گویم بگو و سپس آیه ی «لاتقدّموا بین یدی اللّه و رسوله» را برای او تلاوت فرمودند. [8]
7- بعضی از اصحاب پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله خواب و خوراك و
تفسیر سوره حجرات . ج1، ص: 17
آمیزش با همسر را بر خود حرام كردند، حضرت ناراحت شده و به منبر رفتند و فرمودند: من خودم غذا می خورم، می خوابم، با همسرم زندگی می كنم و راه و روش من این است، پس هر كس از این راه پیروی نكند، از من نیست. «فمَن رَغِب عن سنّتی فلیس منّی» [9]
8- با این كه پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله ازدواج موقّت را قانونی اعلام فرمودند، خلیفه ی دوّم گفت: من آن را حرام كردم. این خود پیش افتادن از پیامبر صلی الله علیه و آله است كه در این آیه از آن نهی شده است. «لاتقدّموا بین یدی اللّه و رسوله»
9- در سال هشتم هجری كه پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله با مردم برای فتح مكه از مدینه حركت كردند، بعضی از مسلمانان در این سفر روزه خود را افطار نكردند (با این كه می دانستند مسافر روزه ندارد و می دیدند كه پیامبر صلی الله علیه و آله افطار كرده است) .

اینها كسانی هستند كه از پیامبر صلی الله علیه و آله پیشی می گیرند.

«لاتقدّموا بین یدی اللّه و رسوله»
10- در ادیان قبل از اسلام نیز نمونه هایی از پیشی گرفتن را می بینیم. مثلاً با این كه حضرت مسیح فرزند مریم و بنده خدا بود، او را تا مرز خدایی پیش بردند كه قرآن آنان را از غلوّ در دین باز داشت.
تفسیر سوره حجرات . ج1، ص: 18
نمونه های تخلّف و بازماندن
همان گونه كه پیش افتادن از خدا ورسول او ممنوع است، عقب ماندن و پس افتادن از فرمان آنان نیز ممنوع است. آن گاه كه خدا و رسول و جانشینان بر حقّ آنان مردم را برای مسئله ای فرا می خوانند، باید با سرعت و سبقت، آگاهانه و عاشقانه، آن دعوت را لبیك گفت. در آیاتی از قرآن از كسانی كه به همراه فراخوانی و بسیج از خود سنگینی به خرج می دهند، به شدّت انتقاد شده است. «اثّاقلتم الی الارض» [10] در این زمینه نیز به نمونه هایی توجّه می كنیم:
الف: پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله در آستانه ی رحلت، لشگری را برای دفاع به منطقه ای بسیج كرد و فرمانده آن را جوانی به نام «اُسامه» منصوب نمود و فرمود: خدا لعنت كند هر كس كه از لشگر اُسامه تخلّف كرده و سرباز زند، امّا عدهّ ای تخلّف كردند.
ب: در آیات قرآن از كسانی كه به خاطر تخلّف از فرمان پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله به جبهه نرفتند و براین امر شادمان بودند، انتقاد شدید شده است. «فَرِح المخلّفون بمَقعَدهم خلاف رسول اللّه» [11]
ج: در جنگ اُحد با اینكه در حمله ی اوّل مسلمانان پیروز شدند، ولی به خاطر تخلّف از دستور پیامبر صلی الله علیه و آله كه 50 نفر را در شكاف كوه های اُحد مسئول مرزبانی قرار داده بود، و آنان به
تفسیر سوره حجرات . ج1، ص: 19
عشق جمع آوری غنائم منطقه را رها كردند، عاقبت جنگ با شكست مسلمین و شهادت حضرت حمزه عموی پیامبر صلی الله علیه و آله و جمعی از یاران با وفای حضرت، پایان یافت.
قرآن دلیل شكست اُحد را در سه كلمه بیان كرده است:

سستی، اختلاف و تخلّف از فرمان. «حتّی اذا فَشِلتم و تَنازَعتم فی الامر و عَصیتُم» [12]
د: بارها در نهج البلاغه حضرت علی علیه السلام افراد سنگدل یا ترسو و كسل را به شدّت سرزنش كرده و تعبیراتی از قبیل اینكه شما لاشه های بی روح هستید! ، شما در قیافه مرد هستید امّا مردانگی ندارید! [13] و امثال آن به كار برده است.
بنابراین آنچه خداوند از ما می خواهد، نه پیش افتادن است نه پس افتادن، بلكه همراه بودن و هم فكر و همكار بودن است. «والّذین معهم. . . »

[1] - در آغاز سوره ی مائده می خوانیم: «یا ایّها الّذین آمنوا اوفوا بالعقود» ای كسانی كه ایمان آورده اید! به تمام پیمان های خود كه با خدا و پیامبر و مردم بسته اید وفادار باشید و در سوره ی ممتحنه می خوانیم: «یا ایّها الذین آمنوا لاتتّخذوا عدوّی و عدوّكم اولیاء» ای كسانی كه ایمان آورده اید! دشمن من و دشمن خود را سرپرست خود قرار ندهید و در این سوره می خوانیم: ای كسانی كه ایمان آورده اید! بر حكم خدا و رسول او پیشی نگیرید
[2] - بحار، ج 16، ص 58
[3] - انبیاء، 27
[4] - كشّاف، ج 4، ص 350
[5] - كشّاف، ج 4، ص 350
[6] - كمال الدین صدوق، ص 201
[7] - صحیح بخاری، ج 3، ص 123
[8] - خصال صدوق، ج 2، ص 62
[9] - وسائل الشیعه، ج 23، ص 244
[10] - توبه، 38
[11] - توبه، 81
[12] - آل عمران، 152
[13] - نهج البلاغه، خطبه 27
کليه حقوق برای مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن محفوظ است